loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 29
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:35


قربت معتزله و شیعه در بغداد
انسان بن معتمر اول معتزلی بود که از بصره به بغداد آمد و با مخالفت با بعضی از عقاید معتزلیان بغداد٬ شاخه‌ای نو از اعتزال را در بغداد تشکیل داد. وی به علویان مجاورت بود و از آن پس معتزله بغداد تمایلات شیعی بیشتری یافتند به‌این مفهوم که امام علی را بر عثمان و گاه بر بقیه خلفا برتری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌دادند.

[۱۵] معتزله بغداد با شیعه ها رابطه بیشتری داشتند و این دو دسته در‌این شهر به یکدیگر مجاورت بودند. در ادامه همین رابطه بود که مورد تفضیل امام علی(ع) بر عثمان یا این که بقیه خلفا از مسایل مطرح نزد معتزلیان شد و بخش اعظمی از معتزلیان بغداد بر سیرتکامل‌ای از تفضیل امام علی رای دادند و برخی از آن‌ها مانند ابو جعفر اسکافی(م۲۴۰ق) بر این تفضیل پافشاری داشتند و به تفسیر بعضا از منابع «عَلَاوُّ الرَّای» بودند.[۱۶] با این هم اکنون می بایست در حیث داشت که بعضا از معتزلیان بخصوص معتزله بصره به شدت عثمانی مذهب بودند چنان که جاحظ فقید معتزلی دارای اسم و رسم، کتابی با تیتر العثمانیه نگاشت و در آن به برتری خلفا بر علی(ع) رای بخشید. ابو جعفر اسکافی بر کتاب جاحظ نقضی نوشت و این نشانه می دهد که زمینه فضیلت امام علی که ریشه در تامل تشیع داشت چه گونه به موضوعی اصلی نزد معتزلیان تبدیل آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده بود.

قرار دریافت کردن شیعه و معتزله در قبال اهل حدیث که در اصل با عقل‌گرایی و دانش سخن به شدت مخالف بودند، به اتحاد و قربت شیعه و معتزله، مخصوصا در زمان‌هایی که خلفای عباسی از اهل حدیث هواخواهی می‌کردند، امداد رساند. از همین رو لینک معتزله و شیعه در روزگار دوم خلافت عباسی که با دفاع خلفا از جریان حدیث‌گرایی همدم بود بیشتر شد و در زمانه سلطه حاکمان شیعه مذهب آل بویه به نقط ی اوج خویش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسید.[۱۷]

قرن چهارم٬ حکومت آل بویه: رویش رابطه معتزله و شیعه
روزگار حکومت آل بویه٬ زمان رویش رابطه و شیعه ها و معتزلیان در بغداد بود. درین روزگار مدرسه علمای شیعه در بغداد در رویکردهای عقل‌گرایانه بسیار در حدود معتزله بودند. هر دو تیم شیعه و معتزله به حکومت آل بویه مجاورت بودند و آیتم پشتیبانی بویهیان قرار داشتند. آل بویه از یک سو شیعه مذهب بودند و از سوی دیگر در کارها فقهی اهل مدارا بودند. با رمز شغل داخل شدن آل بویه٬ معتزله که پیشتر زیر فشار جریان‌های حدیث گرا با هواخواهی حنابله بودند٬ آزادی بیشتری یافتند٬ مجالس تعالی درسی تشکیل دادند و به مناصب بلند جايگاه حکومتی مثلا قضاوت رسیدند.[۱۸] درین زمان علمای شیعه و معتزلی رابطه استادی و شاگردی کلان‌ای نیز داشتند. مثلا روضه خوان اثرگذار و سید مرتضی استادانی معتزلی مذهب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشتند.[۱۹]

بنابر شواهد تاریخی درین زمان گروهی از علمای معتزلی مذهب بودند که گرایشات شیعی داشتند به نحوی که در منابع تاریخی و فرقه شناختی از آنها با تعابیری مانند «شیعه معتزلی»خاطر شد‌ه‌است. برای مثال این اشخاص در قرن چهارم قمری می‌اقتدار به ابوالقاسم تنوخی(۴۴۷ق.) حسین بن حسن بندار انماطی، محمد بن وشاح الزینبی اسم پیروزی.[۲۰] یک کدام از مشهورترین این صورت‌ها صاحب و مالک بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ق) میباشد که اورا نشانه اتحاد اعتزال و تشیع تعریف کرده‌اند.[۲۱] برخی گزارش‌ها او‌را شیعه یا این که زیدی مذهب دانسته‌اند. اشعاری در مدح امامان شیعه به وی منسوب میباشد. با این اکنون شواهدی بر امامی نبودن او نیز وجود دارااست٬ چنان که روضه خوان موءثر کتابی نوشته بود در رد عقاید مالک بن عباد درخصوص امامت. به هر اکنون در منابع تاریخی درباره اینکه وی شیعه میباشد یا این که سنی معتزلی اختلاف حیث اکثری وجود داراست و همین قضیه آرم این میباشد که عقاید وی به هر دو دسته مجاورت بوده میباشد. از سایر مثال‌های پر اسم و رسم قربت درنگ شیعی و معتزلی خویشان نوبختیان و درنگ‌های منسوب به آن‌ها میباشد. دارای شهرت میباشد نوبختیان از شیعیانی بودند که در پاره‌ای از فکر‌ها به معتزله مجاورت بودند به طوری که بعدا روضه خوان موثر به‌این پندار‌ها نقد کرد.[۲۲] هرچند بر پایه ی برخی رسیدگی‌ها آنچه در فکر نوبختیان در حدود عقاید معتزله بوده میباشد قبل از آن‌ها نیز نزد شیعه‌ها سوابق داشته میباشد. از سوی دیگر بعضی از عقاید روحانی موثر نیز به معتزلیان مجاورت میباشد[۲۳] و درباره اثر پذیری روضه خوان اثرگذار از آن ها به رغم وجود اختلاف‌ دیدگاه ها میان وی و معتزله٬ بازرسی‌هایی انجام یافته میباشد.[۲۴]

اشتراک و اختلاف شیعه‌ها و معتزله در اصول عقاید
شیعه‌ها و معتزلیان در بعضا از اصول اعتقادی با یکدیگر اشتراک فکری دارا‌هستند. پاره‌ای از عقاید معتزلیان با شیعه‌ها درباب توحید و نفی صفات از خدا به یکدیگر مجاورت میباشد. شیعه ها و معتزله همینطور اصولا عدل نیز عقاید شیعه‌ها و معتزله بسیار به یکدیگر مجاورت میباشد٬ ولی در بقیه اصول اعتقادی معتزله٬ شیعه ها با آنها اختلاف‌های دورازشوخی دارا هستند. برای مثال شیعه ها اصل منزلة دربین المنزلتین را نمی‌پذیرند و آن را از اختصاصات تفکر معتزله به شمار آورده‌اند. همینطور شیعه‌ها بر خلافت معتزلیان فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر را از اصول اعتقادات نمی‌دانند و آن را از فروعات به اکانت می آورند. درباره اصل وعد و وعید نیز شیعه‌ها با عقاید معتزله کاملا اشتراک ندارند. در حیث شیعه ها وفای خدا به وعده واجب میباشد البته عقاب کردن گناه‌کاران بر وی واجب وجود ندارد و وی قادر است گناه‌فعالیت را ببخشد.[۲۵] اختلاف حیث شیعه ها و معتزله در بعضا موضوعات دیگر کلامی نیز وجود داشته میباشد. مثلا‌فکر رجعت و نیز بداء گزینه طعن معتزلیان قرار گرفته میباشد.[۲۶]

مهمترین تفاوت شیعه با معتزله موضوع «امامت» میباشد. به اعتقاد و باور معتزله انتخاب امام از سوی آفریدگار بایستگی ندارد. آنها به نص تاریخی نبی(ص) درباره شیعه ها اعتقادی ندارند هر یک‌سری گروهی از معتزلیان علی بن ابی طالب را بعداز نبی(ص) از سایرافراد بلندتر می‌دانستند البته خلافت خلفای قبل از امام علی(ع) را به جهت مصالح جامعه درست میدانند.

پانویس


قربت معتزله و شیعه در بغداد
انسان بن معتمر اول معتزلی بود که از بصره به بغداد آمد و با مخالفت با بعضی از عقاید معتزلیان بغداد٬ شاخه‌ای نو از اعتزال را در بغداد تشکیل داد. وی به علویان مجاورت بود و از آن پس معتزله بغداد تمایلات شیعی بیشتری یافتند به‌این مفهوم که امام علی را بر عثمان و گاه بر بقیه خلفا برتری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌دادند.

[۱۵] معتزله بغداد با شیعه ها رابطه بیشتری داشتند و این دو دسته در‌این شهر به یکدیگر مجاورت بودند. در ادامه همین رابطه بود که مورد تفضیل امام علی(ع) بر عثمان یا این که بقیه خلفا از مسایل مطرح نزد معتزلیان شد و بخش اعظمی از معتزلیان بغداد بر سیرتکامل‌ای از تفضیل امام علی رای دادند و برخی از آن‌ها مانند ابو جعفر اسکافی(م۲۴۰ق) بر این تفضیل پافشاری داشتند و به تفسیر بعضا از منابع «عَلَاوُّ الرَّای» بودند.[۱۶] با این هم اکنون می بایست در حیث داشت که بعضا از معتزلیان بخصوص معتزله بصره به شدت عثمانی مذهب بودند چنان که جاحظ فقید معتزلی دارای اسم و رسم، کتابی با تیتر العثمانیه نگاشت و در آن به برتری خلفا بر علی(ع) رای بخشید. ابو جعفر اسکافی بر کتاب جاحظ نقضی نوشت و این نشانه می دهد که زمینه فضیلت امام علی که ریشه در تامل تشیع داشت چه گونه به موضوعی اصلی نزد معتزلیان تبدیل آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده بود.

قرار دریافت کردن شیعه و معتزله در قبال اهل حدیث که در اصل با عقل‌گرایی و دانش سخن به شدت مخالف بودند، به اتحاد و قربت شیعه و معتزله، مخصوصا در زمان‌هایی که خلفای عباسی از اهل حدیث هواخواهی می‌کردند، امداد رساند. از همین رو لینک معتزله و شیعه در روزگار دوم خلافت عباسی که با دفاع خلفا از جریان حدیث‌گرایی همدم بود بیشتر شد و در زمانه سلطه حاکمان شیعه مذهب آل بویه به نقط ی اوج خویش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسید.[۱۷]

قرن چهارم٬ حکومت آل بویه: رویش رابطه معتزله و شیعه
روزگار حکومت آل بویه٬ زمان رویش رابطه و شیعه ها و معتزلیان در بغداد بود. درین روزگار مدرسه علمای شیعه در بغداد در رویکردهای عقل‌گرایانه بسیار در حدود معتزله بودند. هر دو تیم شیعه و معتزله به حکومت آل بویه مجاورت بودند و آیتم پشتیبانی بویهیان قرار داشتند. آل بویه از یک سو شیعه مذهب بودند و از سوی دیگر در کارها فقهی اهل مدارا بودند. با رمز شغل داخل شدن آل بویه٬ معتزله که پیشتر زیر فشار جریان‌های حدیث گرا با هواخواهی حنابله بودند٬ آزادی بیشتری یافتند٬ مجالس تعالی درسی تشکیل دادند و به مناصب بلند جايگاه حکومتی مثلا قضاوت رسیدند.[۱۸] درین زمان علمای شیعه و معتزلی رابطه استادی و شاگردی کلان‌ای نیز داشتند. مثلا روضه خوان اثرگذار و سید مرتضی استادانی معتزلی مذهب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشتند.[۱۹]

بنابر شواهد تاریخی درین زمان گروهی از علمای معتزلی مذهب بودند که گرایشات شیعی داشتند به نحوی که در منابع تاریخی و فرقه شناختی از آنها با تعابیری مانند «شیعه معتزلی»خاطر شد‌ه‌است. برای مثال این اشخاص در قرن چهارم قمری می‌اقتدار به ابوالقاسم تنوخی(۴۴۷ق.) حسین بن حسن بندار انماطی، محمد بن وشاح الزینبی اسم پیروزی.[۲۰] یک کدام از مشهورترین این صورت‌ها صاحب و مالک بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ق) میباشد که اورا نشانه اتحاد اعتزال و تشیع تعریف کرده‌اند.[۲۱] برخی گزارش‌ها او‌را شیعه یا این که زیدی مذهب دانسته‌اند. اشعاری در مدح امامان شیعه به وی منسوب میباشد. با این اکنون شواهدی بر امامی نبودن او نیز وجود دارااست٬ چنان که روضه خوان موءثر کتابی نوشته بود در رد عقاید مالک بن عباد درخصوص امامت. به هر اکنون در منابع تاریخی درباره اینکه وی شیعه میباشد یا این که سنی معتزلی اختلاف حیث اکثری وجود داراست و همین قضیه آرم این میباشد که عقاید وی به هر دو دسته مجاورت بوده میباشد. از سایر مثال‌های پر اسم و رسم قربت درنگ شیعی و معتزلی خویشان نوبختیان و درنگ‌های منسوب به آن‌ها میباشد. دارای شهرت میباشد نوبختیان از شیعیانی بودند که در پاره‌ای از فکر‌ها به معتزله مجاورت بودند به طوری که بعدا روضه خوان موثر به‌این پندار‌ها نقد کرد.[۲۲] هرچند بر پایه ی برخی رسیدگی‌ها آنچه در فکر نوبختیان در حدود عقاید معتزله بوده میباشد قبل از آن‌ها نیز نزد شیعه‌ها سوابق داشته میباشد. از سوی دیگر بعضی از عقاید روحانی موثر نیز به معتزلیان مجاورت میباشد[۲۳] و درباره اثر پذیری روضه خوان اثرگذار از آن ها به رغم وجود اختلاف‌ دیدگاه ها میان وی و معتزله٬ بازرسی‌هایی انجام یافته میباشد.[۲۴]

اشتراک و اختلاف شیعه‌ها و معتزله در اصول عقاید
شیعه‌ها و معتزلیان در بعضا از اصول اعتقادی با یکدیگر اشتراک فکری دارا‌هستند. پاره‌ای از عقاید معتزلیان با شیعه‌ها درباب توحید و نفی صفات از خدا به یکدیگر مجاورت میباشد. شیعه ها و معتزله همینطور اصولا عدل نیز عقاید شیعه‌ها و معتزله بسیار به یکدیگر مجاورت میباشد٬ ولی در بقیه اصول اعتقادی معتزله٬ شیعه ها با آنها اختلاف‌های دورازشوخی دارا هستند. برای مثال شیعه ها اصل منزلة دربین المنزلتین را نمی‌پذیرند و آن را از اختصاصات تفکر معتزله به شمار آورده‌اند. همینطور شیعه‌ها بر خلافت معتزلیان فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر را از اصول اعتقادات نمی‌دانند و آن را از فروعات به اکانت می آورند. درباره اصل وعد و وعید نیز شیعه‌ها با عقاید معتزله کاملا اشتراک ندارند. در حیث شیعه ها وفای خدا به وعده واجب میباشد البته عقاب کردن گناه‌کاران بر وی واجب وجود ندارد و وی قادر است گناه‌فعالیت را ببخشد.[۲۵] اختلاف حیث شیعه ها و معتزله در بعضا موضوعات دیگر کلامی نیز وجود داشته میباشد. مثلا‌فکر رجعت و نیز بداء گزینه طعن معتزلیان قرار گرفته میباشد.[۲۶]

مهمترین تفاوت شیعه با معتزله موضوع «امامت» میباشد. به اعتقاد و باور معتزله انتخاب امام از سوی آفریدگار بایستگی ندارد. آنها به نص تاریخی نبی(ص) درباره شیعه ها اعتقادی ندارند هر یک‌سری گروهی از معتزلیان علی بن ابی طالب را بعداز نبی(ص) از سایرافراد بلندتر می‌دانستند البته خلافت خلفای قبل از امام علی(ع) را به جهت مصالح جامعه درست میدانند.

پانویس

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 568
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 152
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 118
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 419
  • بازدید ماه : 507
  • بازدید سال : 4410
  • بازدید کلی : 43382
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی