مقصود از عبادت
مقصود از عبادت در آیه ها الهی، رستگاری[۶۰] و زهد و تقوا[۶۱] مذکور میباشد. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد برخی احادیث نیز غرض عبادت بندگان را گاه واهمه از عقاب یا این که طلب ثواب یا این که سپاسگزاری از آفریدگار برشمردهاند.[۶۲] عارفان عبادت زاهدان را که چهت نیل به نعمتهای بهشتی و هراس از عقاب الهی میباشد، مسجد غدیر فلاحی مشهد سزاوار نمیدانند، بلکه معتقدند حقتبارک به واسطه کمالات خویش مستحق عبادت میباشد و اهل معرفت عبادت را از آن جهت که تمامی نعمتها از منطقه اوست، بهجا می آورند.[۶۳] مسجد بابا غدیر مشهد
امامخمینی بر این اطمینان میباشد که عبادات اسراری دارا هستند که نباید از آنان غافل شد؛ مسجد بابا قدرت مشهد چنانکه در مثل نماز نباید آن را در تجوید، خواندن و تصحیح ظواهر خلاصه کرد.[۶۴] وی کل غرض عبادت را بهفعلیتوصال کمالات آدم و الهیشدن وی میداند[۶۵]؛ چنانکه یکیاز مقصودهای عبادت آن میباشد که داخل نفس، شکل عبودیت بگیرد؛ بهاین معنی که داخل نفس از عبادت منفعل شود و قلب نورانی خواهد شد.[۶۶] وی رمزّ دیگر عبادت را تمریندادن طبیعت نفس، غلبه ملکوت آن بر ملک و تن و نفوذ عزم فاعله نفس میداند[۶۷]؛ ولی تکلیف به احکام باطنی برای علم آموزی کمال عبادت میباشد و سوراخکردن آن عقابی بهدنبال نخواهد داشت[۶۸] (ملاحظه کنید: اسرار عبادت).
اقسام و درجات
در بعضی احادیث، بخش اعظمی از ایفا نیک عبادت شمرده شدهاست؛ مانند نگاه به فقیه، نگاه به امام عادل، نگاه به پدر و مادر بهرأفت[۶۹] و نشستن نزد علما.[۷۰] امامخمینی نیز عبادت را منحصربهفرد در افعال خاصی نمیداند و یقین دارااست شغل برای خدا عبادت میباشد[۷۱]؛ از اینروکار عده ای که به اسلام و کشور اسلامی سرویس نمایند، عبادت میباشد،[۷۲] بلکه اسلام سیاستش عبادت میباشد.[۷۳] در بعضی احادیث، عبادت به عبادت عبید، عبادت تاجران و عبادت احرار (آزادگان) تقسیم گردیدهاست.[۷۴] اهل معرفت نیز عبادت را به سه مجموعه عبادت عامه، خاصه و خاصةالخاصه تقسیم کردهاند.[۷۵]
امامخمینی به اعتبارات مختلف، برای عبادت اقسامی قائل میباشد. وی به اعتبار هدف ها عبادتکنندگان، عبادت را به سه گروه تقسیم مینماید:
عبادت احرار: عبادتی که برای حب حقوالا و یافتن آن ذات مقدس ایفا می شود. این عبادت، اولیه منزلت اولیاست.
عبادت تاجران: عبادت برای حجم روزی، دفع آسیب ها و مانند آن میباشد.
عبادت عبید: عبادت برای هراس از دوزخ وجهنم و شوق و اشتیاق به فردوس میباشد و این عبادت، اگرچه صراحت دارد، دارنده نیت صادقانه و خالصانه نخواهد بود و برای رضایت نفس میباشد و معبود این عبادات را به سبب ساز ضعف آدم و عفو و بخشش واسعه خویش به سیرتکاملای پذیرفته میباشد.[۷۶]
همینطور امامخمینی با اعتنا به عوالم سهگانه (ملک، ملکوت و جبروت) عبادت را به سه مجموعه عبادات قالبی، قلبی و روحی تقسیم مینماید و قائل میباشد فقید ملک، محل عبادات قالبیه (بدنی)، عالم جبروت، محل عبادات قلبی و تهذیب باطنی و عالم لاهوت، مظهر عبادات روحی میباشد[۷۷] و این عوالم سهگانه هرکدام به دیگری شیوع مینماید؛ به سیرتکاملایکه عبادت قالبی فقهی، در شرایطی که با آداب ظاهری و باطنی صورت پذیرد، موجب تهذیب درون میگردد و تهذیب داخل قوه تعبد را توانمند میسازد و بشر را به حقایق توحید میرساند.[۷۸]
از سوی دیگر، امامخمینی به اعتبار دقت عبادتکنندگان، عبادت را چهار تیم نموده است:
اشخاصی که از نماز و دیگر عبادات جز شکل ظاهری و حرکات بدنی چیز دیگری نمیدانند و از مفاهیم ذکرها و دعا ها به معنای عرفی بسنده مینمایند و به آن مقیدند.
اشخاصی که حقایق عبادت را با عقل و اندیشه شعور مینمایند.
افرادی که افزون بر اینکه حقایق را با عقل و درنگ فهم مینمایند، آنهارا به لوح قلب خویش نیز می رسانند.
اشخاصی که افزون بر اینکه حقایق را به رتبه قلب می رسانند، با مجاهدات و ریاضات فقهی به درجه کشف و شهود نیز میرسند.[۷۹]
همینطور وی عبادت را به اعتبار کیفیت تحقق آن به عبادت شخصی و اجتماعی تقسیم کرده و این نظر را دارد بعضا عبادات به طور جمعی، دارنده مصالح سیاسی و اجتماعی و فواید روحی و معنوی خاصی میباشد.[۸۰] وی ترازو در کمال و تمامیت عبادت را دو اصل اصلی میداند: یکیاز ترس و خشیت از حقتبارک که موجب تقوای نفوس و پرهیزگاری آنهاست و دیگری نیت صادقه و عزم خالص که هر قدر عبادات از بی دینی خالصخیس باشد، بدون نقصخیس میباشد.[۸۱]
واحد سنجش و کیفیت عبادت
مبنی بر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْیقِینُ»،[۸۲] در شریعت اسلام، عبادت تا مجال مرگ ادامه دارااست؛ اگرچه بعضا صوفیان بر این نظریهاند که درصورتی که بشر به حد اعتقاد رسد، دیگر نیازی به عبادت ندارد.[۸۳] امامخمینی، مانند نوع اندیشمندان اسلامی[۸۴] منظور از باور در آیه پیشگفته را فرصت مرگ میداند.[۸۵] وی در تأویلی عرفانی، مرگ را به معنای فنای مطلق تعبیر مینماید؛ بهاین مفهوم که تا زمانی عبد سالک میباشد، عبادت از عبد میباشد و زمانی واصل شد و فنای کلی به وی دست بخشید، با حق متحد میگردد و عبادت به حق نسبت داده میگردد و عبادت از منطقه حقوالا در آینه عبد واقع میگردد.[۸۶]
در بعضا احادیث، اعتدال در عبادت، مناسب شمرده گردیده[۸۷] و در مواقعی نیز به جدیت و تلاش در عبادت سفارش گردیده است.[۸۸] امامخمینی اختلاف اهل سلوک در درجات و اوضاع و احوال نفوس را مبنای اختلاف در احادیث دانسته و اعتقاد داراست در حالتی که نفس فردی در عبادات و ریاضات قادر باشد و اقتدار آن را داشته باشد، ما یحتاج میباشد در عبادت جدیت نماید. به همین منجر به اشخاصی که عصر جوانی را گذراندهاند و حریق شهوت در آنها تا اندازهای فروکش نموده است، توصیه مینماید قدری به ریاضات نفسانی بپردازند و نفس را به عبادت عادت دهند؛ به بر خلاف گروهی که نفوسشان اینگونه قوتی ندارد و می بایست در عبادت میانروی نمایند. بهطور کلی وی واحد سنجش را نشاط، قوت و ضعف نفس میداند.[۸۹]
موقعیت و آداب عبادت
اسلام برای تکلیف آدم، اعم از عبادات و غیر عبادات، وضعیت عامی قرار داده میباشد؛ مانند:
عقل[۹۰]؛
اقتدار بر تکلیف؛
دانش موظف به تکلیف[۹۱]؛
بلوغ.[۹۲]
افزون بر این وضعیت، برای دقت تکلیف در بعضا عبادات نیز قوانینی نام برده میباشد؛ مانند حرّیت،[۹۳] قابلیت تصرف در اموال در زکات،[۹۴] یارا و بازبودن خط مش در حج،[۹۵] مسافرنبودن و سالم از بیماری در روزه.[۹۶]
همینطور برای درستی عبادت از لحاظ فقهی و نیز قبول و کمال آن، وضعیت و آدابی برشمردهاند. ازجمله:
اخلاص
از حالت درستی عبادت، اخلاص میباشد که در تک تک عبادات شرط میباشد و در بعضی مراتب بالای آن، افزون بر این، جزء وضعیت قبول نیز شمرده گردیده و واجب میباشد.[۹۷] از اینرو علمای اسلام با استناد به آیهها[۹۸] و احادیث،[۹۹] به موضوع اجتناب از ریا و دورویی در عبادت دقت ویژهای کردهاند و به تبیین جوانب متعدد آن پرداختهاند.[۱۰۰]
امامخمینی نیز اخلاص در عبادت را ما یحتاج میشمارد و آن را تصفیه شغل از هر سیرتکامل آمیختگی از غیر حق می داند[۱۰۱]؛ چنانکه ریا و دورویی نشانهدادن چیزی از ایفا حسنه، خصلتهای نیکو یا این که عقاید حقه به عموم برای جایگاه پیداکردن نزد آن ها میباشد که خویش دارنده یکسری رده میباشد. یک کدام از آن ها ریای پر اسم و رسم نزد فقهاست که دو نوع دارااست:
اعمال فعالیت و عبادت فقهی به قصد علامتدادن به عموم و جلب قلوب آنها؛
رخنه یک فعالیت به قصد ارائه به عموم و جلب قلوبشان.[۱۰۲]
به اطمینان امامخمینی هر چه نیت عبادت از آلودگیها و بی دینی منزه باشد، خالصخیس میباشد. وی بی دینی در عبادت را باطنکردن رضای خویش یا این که غیر خویش در رضای آفریدگار میداند و اعتقاد دارد درحالتی که فرد غیر خودش را مراعات نماید، کفر ظاهری و ریای شرعی میباشد و در حالتی که رضای خودش را در لحاظ داشته باشد، کفر خفی و باطنی میباشد که اینگونه شرکی نیز نزد اهل معرفت موجب خرابی عبادت می گردد[۱۰۳] و برای قبولی عبادات، راه حلای جزء اخلاص وجود ندارد.[۱۰۴] از اینرو تازمانیکه نفس به عبادت یا این که عبادت کننده و پروردگار دقت مینماید، خالص وجود ندارد و می بایست دل از تمامی اغیار خالی نماید؛ به سیرتکاملایکه در آن غیر حق راهی نداشته باشد تا خالص خواهد شد[۱۰۵]
مقصود از عبادت
مقصود از عبادت در آیه ها الهی، رستگاری[۶۰] و زهد و تقوا[۶۱] مذکور میباشد. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد برخی احادیث نیز غرض عبادت بندگان را گاه واهمه از عقاب یا این که طلب ثواب یا این که سپاسگزاری از آفریدگار برشمردهاند.[۶۲] عارفان عبادت زاهدان را که چهت نیل به نعمتهای بهشتی و هراس از عقاب الهی میباشد، مسجد غدیر فلاحی مشهد سزاوار نمیدانند، بلکه معتقدند حقتبارک به واسطه کمالات خویش مستحق عبادت میباشد و اهل معرفت عبادت را از آن جهت که تمامی نعمتها از منطقه اوست، بهجا می آورند.[۶۳] مسجد بابا غدیر مشهد
امامخمینی بر این اطمینان میباشد که عبادات اسراری دارا هستند که نباید از آنان غافل شد؛ مسجد بابا قدرت مشهد چنانکه در مثل نماز نباید آن را در تجوید، خواندن و تصحیح ظواهر خلاصه کرد.[۶۴] وی کل غرض عبادت را بهفعلیتوصال کمالات آدم و الهیشدن وی میداند[۶۵]؛ چنانکه یکیاز مقصودهای عبادت آن میباشد که داخل نفس، شکل عبودیت بگیرد؛ بهاین معنی که داخل نفس از عبادت منفعل شود و قلب نورانی خواهد شد.[۶۶] وی رمزّ دیگر عبادت را تمریندادن طبیعت نفس، غلبه ملکوت آن بر ملک و تن و نفوذ عزم فاعله نفس میداند[۶۷]؛ ولی تکلیف به احکام باطنی برای علم آموزی کمال عبادت میباشد و سوراخکردن آن عقابی بهدنبال نخواهد داشت[۶۸] (ملاحظه کنید: اسرار عبادت).
اقسام و درجات
در بعضی احادیث، بخش اعظمی از ایفا نیک عبادت شمرده شدهاست؛ مانند نگاه به فقیه، نگاه به امام عادل، نگاه به پدر و مادر بهرأفت[۶۹] و نشستن نزد علما.[۷۰] امامخمینی نیز عبادت را منحصربهفرد در افعال خاصی نمیداند و یقین دارااست شغل برای خدا عبادت میباشد[۷۱]؛ از اینروکار عده ای که به اسلام و کشور اسلامی سرویس نمایند، عبادت میباشد،[۷۲] بلکه اسلام سیاستش عبادت میباشد.[۷۳] در بعضی احادیث، عبادت به عبادت عبید، عبادت تاجران و عبادت احرار (آزادگان) تقسیم گردیدهاست.[۷۴] اهل معرفت نیز عبادت را به سه مجموعه عبادت عامه، خاصه و خاصةالخاصه تقسیم کردهاند.[۷۵]
امامخمینی به اعتبارات مختلف، برای عبادت اقسامی قائل میباشد. وی به اعتبار هدف ها عبادتکنندگان، عبادت را به سه گروه تقسیم مینماید:
عبادت احرار: عبادتی که برای حب حقوالا و یافتن آن ذات مقدس ایفا می شود. این عبادت، اولیه منزلت اولیاست.
عبادت تاجران: عبادت برای حجم روزی، دفع آسیب ها و مانند آن میباشد.
عبادت عبید: عبادت برای هراس از دوزخ وجهنم و شوق و اشتیاق به فردوس میباشد و این عبادت، اگرچه صراحت دارد، دارنده نیت صادقانه و خالصانه نخواهد بود و برای رضایت نفس میباشد و معبود این عبادات را به سبب ساز ضعف آدم و عفو و بخشش واسعه خویش به سیرتکاملای پذیرفته میباشد.[۷۶]
همینطور امامخمینی با اعتنا به عوالم سهگانه (ملک، ملکوت و جبروت) عبادت را به سه مجموعه عبادات قالبی، قلبی و روحی تقسیم مینماید و قائل میباشد فقید ملک، محل عبادات قالبیه (بدنی)، عالم جبروت، محل عبادات قلبی و تهذیب باطنی و عالم لاهوت، مظهر عبادات روحی میباشد[۷۷] و این عوالم سهگانه هرکدام به دیگری شیوع مینماید؛ به سیرتکاملایکه عبادت قالبی فقهی، در شرایطی که با آداب ظاهری و باطنی صورت پذیرد، موجب تهذیب درون میگردد و تهذیب داخل قوه تعبد را توانمند میسازد و بشر را به حقایق توحید میرساند.[۷۸]
از سوی دیگر، امامخمینی به اعتبار دقت عبادتکنندگان، عبادت را چهار تیم نموده است:
اشخاصی که از نماز و دیگر عبادات جز شکل ظاهری و حرکات بدنی چیز دیگری نمیدانند و از مفاهیم ذکرها و دعا ها به معنای عرفی بسنده مینمایند و به آن مقیدند.
اشخاصی که حقایق عبادت را با عقل و اندیشه شعور مینمایند.
افرادی که افزون بر اینکه حقایق را با عقل و درنگ فهم مینمایند، آنهارا به لوح قلب خویش نیز می رسانند.
اشخاصی که افزون بر اینکه حقایق را به رتبه قلب می رسانند، با مجاهدات و ریاضات فقهی به درجه کشف و شهود نیز میرسند.[۷۹]
همینطور وی عبادت را به اعتبار کیفیت تحقق آن به عبادت شخصی و اجتماعی تقسیم کرده و این نظر را دارد بعضا عبادات به طور جمعی، دارنده مصالح سیاسی و اجتماعی و فواید روحی و معنوی خاصی میباشد.[۸۰] وی ترازو در کمال و تمامیت عبادت را دو اصل اصلی میداند: یکیاز ترس و خشیت از حقتبارک که موجب تقوای نفوس و پرهیزگاری آنهاست و دیگری نیت صادقه و عزم خالص که هر قدر عبادات از بی دینی خالصخیس باشد، بدون نقصخیس میباشد.[۸۱]
واحد سنجش و کیفیت عبادت
مبنی بر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْیقِینُ»،[۸۲] در شریعت اسلام، عبادت تا مجال مرگ ادامه دارااست؛ اگرچه بعضا صوفیان بر این نظریهاند که درصورتی که بشر به حد اعتقاد رسد، دیگر نیازی به عبادت ندارد.[۸۳] امامخمینی، مانند نوع اندیشمندان اسلامی[۸۴] منظور از باور در آیه پیشگفته را فرصت مرگ میداند.[۸۵] وی در تأویلی عرفانی، مرگ را به معنای فنای مطلق تعبیر مینماید؛ بهاین مفهوم که تا زمانی عبد سالک میباشد، عبادت از عبد میباشد و زمانی واصل شد و فنای کلی به وی دست بخشید، با حق متحد میگردد و عبادت به حق نسبت داده میگردد و عبادت از منطقه حقوالا در آینه عبد واقع میگردد.[۸۶]
در بعضا احادیث، اعتدال در عبادت، مناسب شمرده گردیده[۸۷] و در مواقعی نیز به جدیت و تلاش در عبادت سفارش گردیده است.[۸۸] امامخمینی اختلاف اهل سلوک در درجات و اوضاع و احوال نفوس را مبنای اختلاف در احادیث دانسته و اعتقاد داراست در حالتی که نفس فردی در عبادات و ریاضات قادر باشد و اقتدار آن را داشته باشد، ما یحتاج میباشد در عبادت جدیت نماید. به همین منجر به اشخاصی که عصر جوانی را گذراندهاند و حریق شهوت در آنها تا اندازهای فروکش نموده است، توصیه مینماید قدری به ریاضات نفسانی بپردازند و نفس را به عبادت عادت دهند؛ به بر خلاف گروهی که نفوسشان اینگونه قوتی ندارد و می بایست در عبادت میانروی نمایند. بهطور کلی وی واحد سنجش را نشاط، قوت و ضعف نفس میداند.[۸۹]
موقعیت و آداب عبادت
اسلام برای تکلیف آدم، اعم از عبادات و غیر عبادات، وضعیت عامی قرار داده میباشد؛ مانند:
عقل[۹۰]؛
اقتدار بر تکلیف؛
دانش موظف به تکلیف[۹۱]؛
بلوغ.[۹۲]
افزون بر این وضعیت، برای دقت تکلیف در بعضا عبادات نیز قوانینی نام برده میباشد؛ مانند حرّیت،[۹۳] قابلیت تصرف در اموال در زکات،[۹۴] یارا و بازبودن خط مش در حج،[۹۵] مسافرنبودن و سالم از بیماری در روزه.[۹۶]
همینطور برای درستی عبادت از لحاظ فقهی و نیز قبول و کمال آن، وضعیت و آدابی برشمردهاند. ازجمله:
اخلاص
از حالت درستی عبادت، اخلاص میباشد که در تک تک عبادات شرط میباشد و در بعضی مراتب بالای آن، افزون بر این، جزء وضعیت قبول نیز شمرده گردیده و واجب میباشد.[۹۷] از اینرو علمای اسلام با استناد به آیهها[۹۸] و احادیث،[۹۹] به موضوع اجتناب از ریا و دورویی در عبادت دقت ویژهای کردهاند و به تبیین جوانب متعدد آن پرداختهاند.[۱۰۰]
امامخمینی نیز اخلاص در عبادت را ما یحتاج میشمارد و آن را تصفیه شغل از هر سیرتکامل آمیختگی از غیر حق می داند[۱۰۱]؛ چنانکه ریا و دورویی نشانهدادن چیزی از ایفا حسنه، خصلتهای نیکو یا این که عقاید حقه به عموم برای جایگاه پیداکردن نزد آن ها میباشد که خویش دارنده یکسری رده میباشد. یک کدام از آن ها ریای پر اسم و رسم نزد فقهاست که دو نوع دارااست:
اعمال فعالیت و عبادت فقهی به قصد علامتدادن به عموم و جلب قلوب آنها؛
رخنه یک فعالیت به قصد ارائه به عموم و جلب قلوبشان.[۱۰۲]
به اطمینان امامخمینی هر چه نیت عبادت از آلودگیها و بی دینی منزه باشد، خالصخیس میباشد. وی بی دینی در عبادت را باطنکردن رضای خویش یا این که غیر خویش در رضای آفریدگار میداند و اعتقاد دارد درحالتی که فرد غیر خودش را مراعات نماید، کفر ظاهری و ریای شرعی میباشد و در حالتی که رضای خودش را در لحاظ داشته باشد، کفر خفی و باطنی میباشد که اینگونه شرکی نیز نزد اهل معرفت موجب خرابی عبادت می گردد[۱۰۳] و برای قبولی عبادات، راه حلای جزء اخلاص وجود ندارد.[۱۰۴] از اینرو تازمانیکه نفس به عبادت یا این که عبادت کننده و پروردگار دقت مینماید، خالص وجود ندارد و می بایست دل از تمامی اغیار خالی نماید؛ به سیرتکاملایکه در آن غیر حق راهی نداشته باشد تا خالص خواهد شد[۱۰۵]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی