loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 22
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 14:03


اتفاق ها روز عاشورا
نوشته ی علمیٔ اساسی: روز عاشورا (اتفاق ها)
امام حسین(ع) بعداز اقامه نماز صبح،[۱۵۲] صفوف نیروهای خویش (۳۲ بدن سواره و ۴۰ بدن پیاده)[۱۵۳] را منظم کرد. حسین(ع) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد و همپا با گروهی از یاران به سوی لشکر معاند پیش رفت و آنها را ارشاد نمود.[۱۵۴] بعداز سخنان حسین(ع)، زهیر بن قین استارت به صحبت کرد و از فضیلت ها حسین(ع) ذکر کرد و به راهنمایی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پرداخت.[۱۵۵]

یک کدام از اتفاق ها صبح عاشورا گوشه گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر قدمت بن سعد و پیوستن به اردوگاه حسین(ع) میباشد.[۱۵۶]

در اولِ نزاع، تهاجم ها به طور گروهی جاری ساختن شد. طبق برخی احادیث تاریخی، تا ۵۰ بدن از یاران امام، در او‌لین حمله به شهید شدن رسیدند. بعد از آن، یاران امام به طور شخصی و یا این که دو نفری به پیکار رفتند. اصحاب اذن نمی‌دادند کسی از سپاه معاند به حسین(ع) مجاورت خواهد شد.[۱۵۷] بعد از شهید شدن یاران غیرهاشمی امام حسین(ع) در صبح و پس از ظهر عاشورا، یاران بنی‌هاشمی حسین(ع) برای نزاع پیش آمدند. اولی هر کس از بنی هاشم از حسین(ع) اذن میدان طلبید و به شهیدشدن رسید، علی اکبر بود.[۱۵۸] بعداز وی دیگر بستگان امام نیز یکی‌از بعد از دیگری به میدان رفتند و به شهید شدن رسیدند. ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار سپاه و محافظ چادر‌ها نیز در جنگ با نگهبانان شریعه فرات به شهید شدن آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسید.[۱۵۹]

بعد از شهیدشدن بنی‌هاشم، امام حسین(ع) عازم مبارزه شد، ولی از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای مقابله با آن حضرت پا پیش نمی‌بنیان. در وسط مبارزه، علیرغم تنهایی حسین(ع) و آسیب‌های سنگینی که بر راز و تن وی وارداتی بود، حسین(ع) بی‌مهابا خنجر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌زد.[۱۶۰]

شهید شدن امام حسین(ع)
پیادگان پایین دستور شمر بن ذی‌الجوشن، حسین(ع) را اشراف کردند؛ البته همچنان پیش نمی‌آمدند و شمر آنها‌را به حمله تشویق میکرد.[۱۶۱] شمر به تیراندازان دستورداد امام را تیرباران نمایند. از فراوانی تیرها، تن امام مملو از تیر شد.[یادداشت ۱][۱۶۲] حسین(ع)، عقب کشید و آن ها در برابرش صف بستند.[۱۶۳] جراحات وارده و خستگی، حسین(ع) را به شدت نادر قدرت کرده بود. ازاین‌رو ایستاد تا اندکی استراحت نماید. درین هنگام، سنگی به پیشانی‌اش اصابت کرد و خون از آن سرازیر شد. همین که امام خواست با حاشیه بلوز (یا این که دستمال یا این که پارچه‌ای[۱۶۴]) خون صورتش را تمیز نماید، تیر سه‌شعبه و مسمومی به سویش پرتاب شد و بر قلب[۱۶۵] یا این که سینه[۱۶۶] گردهمایی. امام فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه‏؛ خدایا تو شاهدی که‌این عموم فردی را میکشند که روی زمین پسر پیامبری غیر وی نیست». آن گاه تیر را از پشت رمز خارج کشید و خون مانند ناودان سرازیرشد.[۱۶۷] حسین(ع) دست خویش را روی آسیب گذاشت و وقتی که مملو از خون شد، خون‌ها را به طرف عرش پاشید. بیان شده قطره‌ای خون به زمین بازنگشت.[۱۶۸] بعد از آن خون‌ها به رمز و محاسن خویش مالید و بیان کرد: همین‌سیرتکامل خواهم ماند تا جدم فرستاده پروردگار(ص) را ملاقات کنم.[۱۶۹] امام حسین(ع) درین هم اکنون از نبرد ناتوان شد و توقف کرد. نوشته‌اند هر کسی نزد وی می‌آمد پشیمان میشد[۱۷۰] تا اینکه صاحب و مالک بن نُسَیر، با چاقو، چنان ضربتی بر رازِ حسین(ع) زد که کلاه‌خویش امام، پاره شد و خنجر به رمز وی اصابت کرد و کلاه‌خویش مملو‌از خون شد. امام اورا نفرین کرد و کلاه دیگری بر راز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۷۱]

شمر به لشکریان امر کرد تا شغل امام حسین(ع) را تک تک نمایند. درین اکنون، از هر طرف به وی حمله کردند. مردی به اسم زُرْعة بن سهم دار تمیمی ضربه شمشیری به کتف چپ امام زد. سنان بن انس نخعی هم تیری به گلوی وی زد. آن‌گاه پارسا بن وهب جعفی (به نقلی سنان بن انس نخعی) پیش آمد و چنان با نیزه بر پهلوی حسین(ع) زد که با سیرتکامل راست از اسب به زمین زمین‌خورد.[۱۷۲] سید بن طاووس افتادن امام از روی مرکب بر زمین را بعداز تیرباران وی دانسته میباشد.[۱۷۳]

پرونده:تابلوی بعد از ظهر عاشورا.jpg
تابلو بعد از ظهر عاشورا تاثیر محمود فرشچیان
شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان قدمت سعد برای مثال سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آن‌ها را به آحاد کردن عمل حسین(ع) تشویق کرد؛[۱۷۴] ولی کسی نپذیرفت. وی به خولی امر کرد تا راز حسین(ع) را مستقل نماید. هنگامی خولی وارد گودی قتلگاه شد، دست و بدنش لرزید و نتوانست این عمل را اعمال دهد. شمر[۱۷۵] و به نقلی سنان بن انس[۱۷۶] از اسب پیاده شد و رمز حسین(ع) را مستقل کرد و به دست خولی اعطا کرد.[۱۷۷]

از امام باقر(ع) گفته شده که زمانی که حسین(ع) به شهید شدن رسید، بیش تر از سیصد آسیب بر بدن وی بود و کلیه آنان هم در جلوی تن وی بود؛ چون وی پشت به معاند نمیکرد.[۱۷۸]

علامه طهرانی در لمعات الحسین [۱۷۹] براین اعتقاد و باور میباشد که نیر تبریزی در شعر معروفش حال و روز موجودات متفاوت در دنیا هستی (هر یک را به اندازه گنجایش و استعدادش) هنگام شهید شدن امام(ع) عالی مجسم نموده است. فرازهایی از شعر نیّر در دیوانش (آتشکده نیّر) این میباشد.[۱۸۰]

جان فدای تو! که از وضعیت جان‌بازی تو
در طف ماریه از خاطر بشد، پر نمک نشور
قدسیان رمز به یقه به عفاف ملکوت
حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور
گوش خضرا، تمامی پُر غلغله‌ی دیو و پری
سطح غبرا، همگی پُر ولوله‌ی وحش و طیور
غرق دریای تحیّر ز لب کم آب تو، نوح
دست حسرت به دل از حوصله تو، ایّاینترنت بردبار
مرتضی با دل افروخته، «لا حَول» کنان
مصطفی با جگر سوخته، گیج و حصور
کوفیان، دست به حراج بقاع کرده دراز
آهوان بقاع از هراس، در ناله و پر نمک
انبیا محو تماشا و ملائک، مبهوت
شمر، سرشار تمنّا و تو، درگیر حضور


اتفاق ها روز عاشورا
نوشته ی علمیٔ اساسی: روز عاشورا (اتفاق ها)
امام حسین(ع) بعداز اقامه نماز صبح،[۱۵۲] صفوف نیروهای خویش (۳۲ بدن سواره و ۴۰ بدن پیاده)[۱۵۳] را منظم کرد. حسین(ع) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد و همپا با گروهی از یاران به سوی لشکر معاند پیش رفت و آنها را ارشاد نمود.[۱۵۴] بعداز سخنان حسین(ع)، زهیر بن قین استارت به صحبت کرد و از فضیلت ها حسین(ع) ذکر کرد و به راهنمایی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پرداخت.[۱۵۵]

یک کدام از اتفاق ها صبح عاشورا گوشه گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر قدمت بن سعد و پیوستن به اردوگاه حسین(ع) میباشد.[۱۵۶]

در اولِ نزاع، تهاجم ها به طور گروهی جاری ساختن شد. طبق برخی احادیث تاریخی، تا ۵۰ بدن از یاران امام، در او‌لین حمله به شهید شدن رسیدند. بعد از آن، یاران امام به طور شخصی و یا این که دو نفری به پیکار رفتند. اصحاب اذن نمی‌دادند کسی از سپاه معاند به حسین(ع) مجاورت خواهد شد.[۱۵۷] بعد از شهید شدن یاران غیرهاشمی امام حسین(ع) در صبح و پس از ظهر عاشورا، یاران بنی‌هاشمی حسین(ع) برای نزاع پیش آمدند. اولی هر کس از بنی هاشم از حسین(ع) اذن میدان طلبید و به شهیدشدن رسید، علی اکبر بود.[۱۵۸] بعداز وی دیگر بستگان امام نیز یکی‌از بعد از دیگری به میدان رفتند و به شهید شدن رسیدند. ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار سپاه و محافظ چادر‌ها نیز در جنگ با نگهبانان شریعه فرات به شهید شدن آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسید.[۱۵۹]

بعد از شهیدشدن بنی‌هاشم، امام حسین(ع) عازم مبارزه شد، ولی از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای مقابله با آن حضرت پا پیش نمی‌بنیان. در وسط مبارزه، علیرغم تنهایی حسین(ع) و آسیب‌های سنگینی که بر راز و تن وی وارداتی بود، حسین(ع) بی‌مهابا خنجر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌زد.[۱۶۰]

شهید شدن امام حسین(ع)
پیادگان پایین دستور شمر بن ذی‌الجوشن، حسین(ع) را اشراف کردند؛ البته همچنان پیش نمی‌آمدند و شمر آنها‌را به حمله تشویق میکرد.[۱۶۱] شمر به تیراندازان دستورداد امام را تیرباران نمایند. از فراوانی تیرها، تن امام مملو از تیر شد.[یادداشت ۱][۱۶۲] حسین(ع)، عقب کشید و آن ها در برابرش صف بستند.[۱۶۳] جراحات وارده و خستگی، حسین(ع) را به شدت نادر قدرت کرده بود. ازاین‌رو ایستاد تا اندکی استراحت نماید. درین هنگام، سنگی به پیشانی‌اش اصابت کرد و خون از آن سرازیر شد. همین که امام خواست با حاشیه بلوز (یا این که دستمال یا این که پارچه‌ای[۱۶۴]) خون صورتش را تمیز نماید، تیر سه‌شعبه و مسمومی به سویش پرتاب شد و بر قلب[۱۶۵] یا این که سینه[۱۶۶] گردهمایی. امام فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه‏؛ خدایا تو شاهدی که‌این عموم فردی را میکشند که روی زمین پسر پیامبری غیر وی نیست». آن گاه تیر را از پشت رمز خارج کشید و خون مانند ناودان سرازیرشد.[۱۶۷] حسین(ع) دست خویش را روی آسیب گذاشت و وقتی که مملو از خون شد، خون‌ها را به طرف عرش پاشید. بیان شده قطره‌ای خون به زمین بازنگشت.[۱۶۸] بعد از آن خون‌ها به رمز و محاسن خویش مالید و بیان کرد: همین‌سیرتکامل خواهم ماند تا جدم فرستاده پروردگار(ص) را ملاقات کنم.[۱۶۹] امام حسین(ع) درین هم اکنون از نبرد ناتوان شد و توقف کرد. نوشته‌اند هر کسی نزد وی می‌آمد پشیمان میشد[۱۷۰] تا اینکه صاحب و مالک بن نُسَیر، با چاقو، چنان ضربتی بر رازِ حسین(ع) زد که کلاه‌خویش امام، پاره شد و خنجر به رمز وی اصابت کرد و کلاه‌خویش مملو‌از خون شد. امام اورا نفرین کرد و کلاه دیگری بر راز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۷۱]

شمر به لشکریان امر کرد تا شغل امام حسین(ع) را تک تک نمایند. درین اکنون، از هر طرف به وی حمله کردند. مردی به اسم زُرْعة بن سهم دار تمیمی ضربه شمشیری به کتف چپ امام زد. سنان بن انس نخعی هم تیری به گلوی وی زد. آن‌گاه پارسا بن وهب جعفی (به نقلی سنان بن انس نخعی) پیش آمد و چنان با نیزه بر پهلوی حسین(ع) زد که با سیرتکامل راست از اسب به زمین زمین‌خورد.[۱۷۲] سید بن طاووس افتادن امام از روی مرکب بر زمین را بعداز تیرباران وی دانسته میباشد.[۱۷۳]

پرونده:تابلوی بعد از ظهر عاشورا.jpg
تابلو بعد از ظهر عاشورا تاثیر محمود فرشچیان
شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان قدمت سعد برای مثال سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آن‌ها را به آحاد کردن عمل حسین(ع) تشویق کرد؛[۱۷۴] ولی کسی نپذیرفت. وی به خولی امر کرد تا راز حسین(ع) را مستقل نماید. هنگامی خولی وارد گودی قتلگاه شد، دست و بدنش لرزید و نتوانست این عمل را اعمال دهد. شمر[۱۷۵] و به نقلی سنان بن انس[۱۷۶] از اسب پیاده شد و رمز حسین(ع) را مستقل کرد و به دست خولی اعطا کرد.[۱۷۷]

از امام باقر(ع) گفته شده که زمانی که حسین(ع) به شهید شدن رسید، بیش تر از سیصد آسیب بر بدن وی بود و کلیه آنان هم در جلوی تن وی بود؛ چون وی پشت به معاند نمیکرد.[۱۷۸]

علامه طهرانی در لمعات الحسین [۱۷۹] براین اعتقاد و باور میباشد که نیر تبریزی در شعر معروفش حال و روز موجودات متفاوت در دنیا هستی (هر یک را به اندازه گنجایش و استعدادش) هنگام شهید شدن امام(ع) عالی مجسم نموده است. فرازهایی از شعر نیّر در دیوانش (آتشکده نیّر) این میباشد.[۱۸۰]

جان فدای تو! که از وضعیت جان‌بازی تو
در طف ماریه از خاطر بشد، پر نمک نشور
قدسیان رمز به یقه به عفاف ملکوت
حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور
گوش خضرا، تمامی پُر غلغله‌ی دیو و پری
سطح غبرا، همگی پُر ولوله‌ی وحش و طیور
غرق دریای تحیّر ز لب کم آب تو، نوح
دست حسرت به دل از حوصله تو، ایّاینترنت بردبار
مرتضی با دل افروخته، «لا حَول» کنان
مصطفی با جگر سوخته، گیج و حصور
کوفیان، دست به حراج بقاع کرده دراز
آهوان بقاع از هراس، در ناله و پر نمک
انبیا محو تماشا و ملائک، مبهوت
شمر، سرشار تمنّا و تو، درگیر حضور

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 35
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 482
  • بازدید ماه : 576
  • بازدید سال : 2849
  • بازدید کلی : 41821
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی