loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 22
چهارشنبه 21 آذر 1403 زمان : 10:51


قرآن می فرماید: «چه شده شما را که در راه و روش خدا انفاق نمی‌کنید؛ در حالی که به جا مانده عرش‌ها و زمین از آن خداست؛ آن ها که پیش از موفقیت (فتح مکه) انفاق کردند و جنگیدند، با آن ها که بعداز توفیق انفاق و پیکار کردند، برابر نیستند. آنها که قبل از توفیق انفاق کردند و جنگیدند، درجه بزرگی دارند و مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همه را خداوند وعده نیک می‌دهد و خدا به کارهای شما داناست».[19]
واقعیت بسیار فاصله است در میان انفاقی که عارفی و آگاهی به آن رو می‌کند و انفاقی که من از روی عادت و تحریک‌ها به آن رو می‌آورم و چقدر فاصله است فی مابین نوری که از آن انفاق بر می‌خیزد و تمام آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شیوه من را و هستی را روشن می‌کند، و سوسویی که از این یک کدام از بلند می گردد و فروغ و روشنایی‌اش به خودش هم نمی‌رسد.
انفاق کنندگان حقیقی و واقعی اشخاصی میباشند که فقط برای خشنودی پروردگار و پرورش فضایل انسانی و تصویب این صفات در درون جان خود: )ابتغاء مرضات الله و تثبیتا من أنفسهم([20] و همچنین برای پایان دادن به اضطراب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و حزن‌هایی که بر اثر حس مسئولیت در عوض محرومان در وجدان آن ها پیدا می گردد، اقدام به انفاق می‌کنند.
مقدار و نوع انفاق
مقدار و اندازه انفاق وابسته به مقدار شناخت و رویت کرد و عشقی است که زیربنای آن می باشد. هرچه شناخت‌ها و عشق و علاقه‌ها گسترده‌تر باشد، انفاق گران قدر‌تر گردد؛ تا حدی که اگر در نجد یا یمامه گرسنه‌ای باشد، شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مولی‌الموحدین امیرمؤمنان علی(ع) نتواند آرام بگیرد و نتواند سیر بخوابد و نتواند بی‌تفاوت بماند.
گاهی انفاق‌ها به همان اندازه واجب هستند و گاهی انفاق بیشتراز احتیاج است: )یسئلونک ماذا ینفقون ؟ قل العفو(.
گاهی انفاق، انفاق رزق هست: )انفقوا مما رزقناکم( و )مما رزقناهم ینفقون( که این مرحله مربوط به متقین است.
و گاهی انفاق، در تنگدستی و نداری‌ها و سختی‌هاست. بعضی خیال می‌کنند که انفاق در هنگام دارایی مطرح می شود؛ در حالی که انفاق در نداری‌ها و مشقت‌ها هم نقل شده هست (آل‌عمران/127 ؛ طلاق/7).
گاهی انفاق، ایثارگرانه می‌باشد. حضرت امیرمؤمنان(ع) می‌بیند گرچه خودش سه شب غذا نخورده، اما هنوز طاقت داراست و این فقیر شاید از ضعف بمیرد و یا در ازای فقر از پا درآید و به فسادها و خود فروشی‌ها گرفتار گردد و یا بر اثر این ظرفیت نادر، به شرک‌ها و جاسوس‌گری‌ها روی بیاورد و یا اینکه خودکشی کند. در اینجاست که ایثار می‌کند.
هر کدام از این پروسه، وابسته به مقدار شناخت و ظرفیت و قدرت روحی و وسعت وجودی افراد می‌باشد. نمی‌قدرت به اجبار بر خود تحمیل کرد. چه بسا هر که توان روحی بالاتر را ندارد، اسراف نموده باشد، در حالی که باید در انفاق حد اواسط را مراعات کرد، نه دست را باز گذاشت و نه به گردن بست.[21] همان گونه که از آیه‌ها به دست می‌آید، انفاق تا حدی است که زمین‌گیری و بیچارگی پیش نیاید. به همین خیال و خاطر، هنگامی که میخواهیم کسی را به انفاق دعوت کنیم، می بایست شروع مورد و زیربنای انفاق را در او فراهم سازیم. باید به او دیدی داد که در‌حالتی که تمام هستی را با یکدست انفاق کند، نه اورا غرور بگیرد و نه منّت و پشیمانی و بازگو کردنی پیش آید.
چه گونه انفاق کنیم
انفاق می بایست برای دهنده و گیرنده، رویش و تکان بیاورد. این می‌باشد که دهنده انفاق باید در موضوع‌ای انفاق کند که به پرورش و رضوان و نوروفروغ برسد، نه اینکه گرفتار منت و عجب و ریا خواهد شد و می بایست به گونه‌ای انفاق کند که خوی را متملق و ذلیل بار نیاورد.
از آیه 262 سوره بقره به نه استفاده می گردد که انفاق در راه و روش خداوند در شرایطی که در پیشگاه آفریدگار پذیرفته می باشد که در پی آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش نیازمندان است، نباشد.
هر کس چیزی به دیگری می دهد و منتی بر او میگذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل می سازد، در حقیقت چیزی به او نداده است؛ زیرا در حالتی‌که سرمایه‌ ای به او داده، سرمایه‌ای هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و باخت های روحی به مراتب بیش از مالی باشد که به او بخشیده می باشد. مراد قرآن فقط این نیست که پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خالی از منت باشد، بلکه در حین‌های سپس نیز نباید با یاداوری آن منتی بر گیرنده انفاق گذارده خواهد شد و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص انسانی میرساند.
پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «هر که به فرد با ایمانی نیکی عطا کند، آن‌گاه او را با سخنی آزار دهد یا منتی بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است».[22]
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «هنگامی که حاجت‌مندی از شما چیزی بخواهد، گفتار او را جدا نکنید تا تک تک غرض خویش را گستردن دهد، بعد با ادب و وقار و ملایمت به او پاسخ بگویید، یا در‌حد توان خود آنچه دارید، در اختیارش بگذارید و یا به طریق سزاوار ای اورا بازگردانید؛ زیرا ممکن هست سؤال کننده فرشته‌ای باشد که مأمور آزمایش شماست تا ببیند در ازای نعمت‌هایی که معبود به شما ارزانی داشته، چه‌گونه عمل می کنید».[23]
قرآن در آیه 266 سوره بقره، مثال جالبی برای انفاق‌های آلوده به ریا و دورویی و منت بیان داشته و ‌فرموده: «آیا هیچ یک از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و گونه های انگور داشته باشد که از ذیل درختانش نهرها جاری و برای او در آن باغ از مجموع انواع میوه ها جانور باشد و در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (خردسال و) ضعیف دارد، ناگهان در‌این هنگام گردبادی شدید که در آن آتش سوزانی هست، به آن برسد و باغ شعله‌ور خواهد شد و بسوزد».
این آیه، ترسیمی می‌باشد بسیار زیبا از حال این گونه اشخاص که با ریا و دورویی و منت و آزار، خط بطلان بر انفاق خویش میکشند. پیرمرد سالخورده‌ای را در نظر مجسم می‌کند که فرزندان خردسال و کوچکی دور و اطراف او را گرفته‌اند و فقط منش تأمین زندگی اکنون و آجل آن ها، باغ سرسبز و خرمی هست با درختان خرما و انگور و میوه‌های دیگر؛ درختانی که پیوسته آب سرازیر از کنارشان می‌گذرد و زحمتی برای آبیار ندارد. ناگهان گردباد آتشباری می‌وزد و آن را مبدل به خاکستر می‌کند چنین انسانی چه حسرت و ناراحتی مرگباری دارد؟ فعلا عده ای که انجام نه اجرا می‌دهند و بعد از آن با دورویی و منت و آزار آن را از در بین میبرند، چنین هست آنها زحمت فراوانی کشیده‌اند و در آن روز که نیاز به سود آن دارند، همه را خاکستر می بینند؛ به دلیل آنکه گردباد آتشین ریا و دورویی و منت و آزار، آن را سوزانده می باشد.
در پایان آیه، در‌پی این مثال بلیغ و گویا میفرماید: «این گونه آفریدگار آیه‌ها خود را برای شما بیان می کند، شاید بیندیشید» و رویه حق را از باطل تشخیص دهید.
نقل گردیده است: مردی با زن خود بر رمز سفره نشسته و فی مابین سفره مرغی بریان گذارده شده بود. نیازمندی به در خانه آن ها آمد و امداد خواست. میزبان از جای برخاست و او را با عصبانیت دور کرد. مدتی گذشت. آن مرد حاجتمند شد و بر اثر تنگدستی همسر خود را طلاق داد. زن شوهر دیگری اختیار کرد. اتفاقاً باز روزی با شوهرش بر سر سفره‌ای نشسته بودند. مرغ بریانی هم وجود داشت. فقیری بر در خانه آمد. شوهرش اظهار‌کرد: خوب می باشد همین مرغ را به بینوا بدهی. زن مرغ را برداشت و آن را به فقیر داد. هنگامی که برگشت، شوهر متوجه شد که زن ناله می‌کند. باعث گریه را پرسید.
بیان کرد: آن فقیر شوهر سابقم بود. آن‌گاه حکایت آزردن و کمک نکردن به بینوا را برایش شرح داد. شوهرش خاطرنشان کرد: به پروردگار سوگند، من همان نیازمندی بودم که به در خانه شما آمدم و آن مرد، من را رنجانید.[24]
قرآن در آیه 267 سوره بقره در جواب این سؤال که از چه اموالی می بایست انفاق کرد، می‌فرماید: « ای افرادی که ایمان آورده‌اید! از اموال پاکیزه‌ای که (از طریق کسب و کار) به دست آورده‌اید و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده‌ایم (از منابع و معادن زیر زمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ)، انفاق نمائید».
بعضا از مردم عادت دارند که از اموال بی‌قیمت و آنچه نسبتاًً بی‌مصرف است و برای خودشان قابل استعمال نیست، انفاق کنند. این گونه انفاق‌ها علاوه بر اینکه منفعت چندانی به اینک نیازمندان ندارد، نوعی اهانت و تحقیر می باشد و موجب تربیت معنوی و رشد روح انسانی نیز نمی شود. از این رو، در ادامه معبود میفرماید: «به سراغ قسمت‌های ناپاک نروید تا از آن انفاق نمایید؛ در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت».
این پاراگراف صریحاً عموم را از این عمل نهی می‌نماید و آن را با ادله لطیفی یاروهمدم می‌سازد و آن اینکه، شما خودتان حاضر نیستید این سیرتکامل اموال را جز از روی کراهت و ناچاری بپذیرید، چرا درباره برادران مسلمان، و از آن فراتر برای خدایی که در خط مش وی انفاق می‌کنید و همگی چیز شما از وی میباشد، به‌این عمل راضی میشوید.
عموم زمانی که میخواهند به سلاطین و شخصیت‌های گرانقدر تقرب جویند، شایسته ترین اموال خویش را تحت عنوان کادو برای آن ها می برند، چه‌گونه ممکن میباشد بشر به پروردگار بزرگی که تک تک فقیه هستی از وی میباشد، بوسیله اموال بی بها و از مصرف افتاده، تقرب جوید!
این فرهنگ و تمدن قرآنی بایستی فی مابین همگی مسلمان‌ها زنده خواهد شد که برای انفاق، شایسته ترین را گزینش نمایند. رمزّ اینکه پیشوایان در شب انفاق می‌کردند، همین بود که اشخاص، متملق و ذلیل توشه نیایند و خوار نگردند و رمزّ اینکه آفریدگار به آن ها که بر وی تکیه کرده‌اند، اینجانب لحاظ لا یحتسب روزی می دهد، همین تکیه و توحید عمیق‌ آنهاست.
در آیه 270 سوره بقره قرآن از کیفیت انفاق آشکار یا این که مخفی حرف می گوید و میفرماید: «در صورتی انفاق‌ها را آشکار نمایید، چیز نیکی میباشد و چنانچه آنان‌را پنهان سازید و به نیازمندان بدهید، برای شما خوب میباشد و قسمتی از گناهان شما‌را می‌پوشاند (و در پرتو عفو وبخشش در روش معبود، بخشوده خواهید شد) و خدا به آنچه اعمال می دهید، مطلع میباشد».
از امام راستگو (ع) اورده شده که فرمود: «زکات واجب را به صورت آشکار از جنس مستقل سازید و به صورت آشکار انفاق فرمائید، ولی انفاق‌های مستحب در‌حالتی که نهفته باشد، خوب میباشد».


قرآن می فرماید: «چه شده شما را که در راه و روش خدا انفاق نمی‌کنید؛ در حالی که به جا مانده عرش‌ها و زمین از آن خداست؛ آن ها که پیش از موفقیت (فتح مکه) انفاق کردند و جنگیدند، با آن ها که بعداز توفیق انفاق و پیکار کردند، برابر نیستند. آنها که قبل از توفیق انفاق کردند و جنگیدند، درجه بزرگی دارند و مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همه را خداوند وعده نیک می‌دهد و خدا به کارهای شما داناست».[19]
واقعیت بسیار فاصله است در میان انفاقی که عارفی و آگاهی به آن رو می‌کند و انفاقی که من از روی عادت و تحریک‌ها به آن رو می‌آورم و چقدر فاصله است فی مابین نوری که از آن انفاق بر می‌خیزد و تمام آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شیوه من را و هستی را روشن می‌کند، و سوسویی که از این یک کدام از بلند می گردد و فروغ و روشنایی‌اش به خودش هم نمی‌رسد.
انفاق کنندگان حقیقی و واقعی اشخاصی میباشند که فقط برای خشنودی پروردگار و پرورش فضایل انسانی و تصویب این صفات در درون جان خود: )ابتغاء مرضات الله و تثبیتا من أنفسهم([20] و همچنین برای پایان دادن به اضطراب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و حزن‌هایی که بر اثر حس مسئولیت در عوض محرومان در وجدان آن ها پیدا می گردد، اقدام به انفاق می‌کنند.
مقدار و نوع انفاق
مقدار و اندازه انفاق وابسته به مقدار شناخت و رویت کرد و عشقی است که زیربنای آن می باشد. هرچه شناخت‌ها و عشق و علاقه‌ها گسترده‌تر باشد، انفاق گران قدر‌تر گردد؛ تا حدی که اگر در نجد یا یمامه گرسنه‌ای باشد، شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مولی‌الموحدین امیرمؤمنان علی(ع) نتواند آرام بگیرد و نتواند سیر بخوابد و نتواند بی‌تفاوت بماند.
گاهی انفاق‌ها به همان اندازه واجب هستند و گاهی انفاق بیشتراز احتیاج است: )یسئلونک ماذا ینفقون ؟ قل العفو(.
گاهی انفاق، انفاق رزق هست: )انفقوا مما رزقناکم( و )مما رزقناهم ینفقون( که این مرحله مربوط به متقین است.
و گاهی انفاق، در تنگدستی و نداری‌ها و سختی‌هاست. بعضی خیال می‌کنند که انفاق در هنگام دارایی مطرح می شود؛ در حالی که انفاق در نداری‌ها و مشقت‌ها هم نقل شده هست (آل‌عمران/127 ؛ طلاق/7).
گاهی انفاق، ایثارگرانه می‌باشد. حضرت امیرمؤمنان(ع) می‌بیند گرچه خودش سه شب غذا نخورده، اما هنوز طاقت داراست و این فقیر شاید از ضعف بمیرد و یا در ازای فقر از پا درآید و به فسادها و خود فروشی‌ها گرفتار گردد و یا بر اثر این ظرفیت نادر، به شرک‌ها و جاسوس‌گری‌ها روی بیاورد و یا اینکه خودکشی کند. در اینجاست که ایثار می‌کند.
هر کدام از این پروسه، وابسته به مقدار شناخت و ظرفیت و قدرت روحی و وسعت وجودی افراد می‌باشد. نمی‌قدرت به اجبار بر خود تحمیل کرد. چه بسا هر که توان روحی بالاتر را ندارد، اسراف نموده باشد، در حالی که باید در انفاق حد اواسط را مراعات کرد، نه دست را باز گذاشت و نه به گردن بست.[21] همان گونه که از آیه‌ها به دست می‌آید، انفاق تا حدی است که زمین‌گیری و بیچارگی پیش نیاید. به همین خیال و خاطر، هنگامی که میخواهیم کسی را به انفاق دعوت کنیم، می بایست شروع مورد و زیربنای انفاق را در او فراهم سازیم. باید به او دیدی داد که در‌حالتی که تمام هستی را با یکدست انفاق کند، نه اورا غرور بگیرد و نه منّت و پشیمانی و بازگو کردنی پیش آید.
چه گونه انفاق کنیم
انفاق می بایست برای دهنده و گیرنده، رویش و تکان بیاورد. این می‌باشد که دهنده انفاق باید در موضوع‌ای انفاق کند که به پرورش و رضوان و نوروفروغ برسد، نه اینکه گرفتار منت و عجب و ریا خواهد شد و می بایست به گونه‌ای انفاق کند که خوی را متملق و ذلیل بار نیاورد.
از آیه 262 سوره بقره به نه استفاده می گردد که انفاق در راه و روش خداوند در شرایطی که در پیشگاه آفریدگار پذیرفته می باشد که در پی آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش نیازمندان است، نباشد.
هر کس چیزی به دیگری می دهد و منتی بر او میگذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل می سازد، در حقیقت چیزی به او نداده است؛ زیرا در حالتی‌که سرمایه‌ ای به او داده، سرمایه‌ای هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و باخت های روحی به مراتب بیش از مالی باشد که به او بخشیده می باشد. مراد قرآن فقط این نیست که پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خالی از منت باشد، بلکه در حین‌های سپس نیز نباید با یاداوری آن منتی بر گیرنده انفاق گذارده خواهد شد و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص انسانی میرساند.
پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «هر که به فرد با ایمانی نیکی عطا کند، آن‌گاه او را با سخنی آزار دهد یا منتی بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است».[22]
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «هنگامی که حاجت‌مندی از شما چیزی بخواهد، گفتار او را جدا نکنید تا تک تک غرض خویش را گستردن دهد، بعد با ادب و وقار و ملایمت به او پاسخ بگویید، یا در‌حد توان خود آنچه دارید، در اختیارش بگذارید و یا به طریق سزاوار ای اورا بازگردانید؛ زیرا ممکن هست سؤال کننده فرشته‌ای باشد که مأمور آزمایش شماست تا ببیند در ازای نعمت‌هایی که معبود به شما ارزانی داشته، چه‌گونه عمل می کنید».[23]
قرآن در آیه 266 سوره بقره، مثال جالبی برای انفاق‌های آلوده به ریا و دورویی و منت بیان داشته و ‌فرموده: «آیا هیچ یک از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و گونه های انگور داشته باشد که از ذیل درختانش نهرها جاری و برای او در آن باغ از مجموع انواع میوه ها جانور باشد و در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (خردسال و) ضعیف دارد، ناگهان در‌این هنگام گردبادی شدید که در آن آتش سوزانی هست، به آن برسد و باغ شعله‌ور خواهد شد و بسوزد».
این آیه، ترسیمی می‌باشد بسیار زیبا از حال این گونه اشخاص که با ریا و دورویی و منت و آزار، خط بطلان بر انفاق خویش میکشند. پیرمرد سالخورده‌ای را در نظر مجسم می‌کند که فرزندان خردسال و کوچکی دور و اطراف او را گرفته‌اند و فقط منش تأمین زندگی اکنون و آجل آن ها، باغ سرسبز و خرمی هست با درختان خرما و انگور و میوه‌های دیگر؛ درختانی که پیوسته آب سرازیر از کنارشان می‌گذرد و زحمتی برای آبیار ندارد. ناگهان گردباد آتشباری می‌وزد و آن را مبدل به خاکستر می‌کند چنین انسانی چه حسرت و ناراحتی مرگباری دارد؟ فعلا عده ای که انجام نه اجرا می‌دهند و بعد از آن با دورویی و منت و آزار آن را از در بین میبرند، چنین هست آنها زحمت فراوانی کشیده‌اند و در آن روز که نیاز به سود آن دارند، همه را خاکستر می بینند؛ به دلیل آنکه گردباد آتشین ریا و دورویی و منت و آزار، آن را سوزانده می باشد.
در پایان آیه، در‌پی این مثال بلیغ و گویا میفرماید: «این گونه آفریدگار آیه‌ها خود را برای شما بیان می کند، شاید بیندیشید» و رویه حق را از باطل تشخیص دهید.
نقل گردیده است: مردی با زن خود بر رمز سفره نشسته و فی مابین سفره مرغی بریان گذارده شده بود. نیازمندی به در خانه آن ها آمد و امداد خواست. میزبان از جای برخاست و او را با عصبانیت دور کرد. مدتی گذشت. آن مرد حاجتمند شد و بر اثر تنگدستی همسر خود را طلاق داد. زن شوهر دیگری اختیار کرد. اتفاقاً باز روزی با شوهرش بر سر سفره‌ای نشسته بودند. مرغ بریانی هم وجود داشت. فقیری بر در خانه آمد. شوهرش اظهار‌کرد: خوب می باشد همین مرغ را به بینوا بدهی. زن مرغ را برداشت و آن را به فقیر داد. هنگامی که برگشت، شوهر متوجه شد که زن ناله می‌کند. باعث گریه را پرسید.
بیان کرد: آن فقیر شوهر سابقم بود. آن‌گاه حکایت آزردن و کمک نکردن به بینوا را برایش شرح داد. شوهرش خاطرنشان کرد: به پروردگار سوگند، من همان نیازمندی بودم که به در خانه شما آمدم و آن مرد، من را رنجانید.[24]
قرآن در آیه 267 سوره بقره در جواب این سؤال که از چه اموالی می بایست انفاق کرد، می‌فرماید: « ای افرادی که ایمان آورده‌اید! از اموال پاکیزه‌ای که (از طریق کسب و کار) به دست آورده‌اید و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده‌ایم (از منابع و معادن زیر زمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ)، انفاق نمائید».
بعضا از مردم عادت دارند که از اموال بی‌قیمت و آنچه نسبتاًً بی‌مصرف است و برای خودشان قابل استعمال نیست، انفاق کنند. این گونه انفاق‌ها علاوه بر اینکه منفعت چندانی به اینک نیازمندان ندارد، نوعی اهانت و تحقیر می باشد و موجب تربیت معنوی و رشد روح انسانی نیز نمی شود. از این رو، در ادامه معبود میفرماید: «به سراغ قسمت‌های ناپاک نروید تا از آن انفاق نمایید؛ در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت».
این پاراگراف صریحاً عموم را از این عمل نهی می‌نماید و آن را با ادله لطیفی یاروهمدم می‌سازد و آن اینکه، شما خودتان حاضر نیستید این سیرتکامل اموال را جز از روی کراهت و ناچاری بپذیرید، چرا درباره برادران مسلمان، و از آن فراتر برای خدایی که در خط مش وی انفاق می‌کنید و همگی چیز شما از وی میباشد، به‌این عمل راضی میشوید.
عموم زمانی که میخواهند به سلاطین و شخصیت‌های گرانقدر تقرب جویند، شایسته ترین اموال خویش را تحت عنوان کادو برای آن ها می برند، چه‌گونه ممکن میباشد بشر به پروردگار بزرگی که تک تک فقیه هستی از وی میباشد، بوسیله اموال بی بها و از مصرف افتاده، تقرب جوید!
این فرهنگ و تمدن قرآنی بایستی فی مابین همگی مسلمان‌ها زنده خواهد شد که برای انفاق، شایسته ترین را گزینش نمایند. رمزّ اینکه پیشوایان در شب انفاق می‌کردند، همین بود که اشخاص، متملق و ذلیل توشه نیایند و خوار نگردند و رمزّ اینکه آفریدگار به آن ها که بر وی تکیه کرده‌اند، اینجانب لحاظ لا یحتسب روزی می دهد، همین تکیه و توحید عمیق‌ آنهاست.
در آیه 270 سوره بقره قرآن از کیفیت انفاق آشکار یا این که مخفی حرف می گوید و میفرماید: «در صورتی انفاق‌ها را آشکار نمایید، چیز نیکی میباشد و چنانچه آنان‌را پنهان سازید و به نیازمندان بدهید، برای شما خوب میباشد و قسمتی از گناهان شما‌را می‌پوشاند (و در پرتو عفو وبخشش در روش معبود، بخشوده خواهید شد) و خدا به آنچه اعمال می دهید، مطلع میباشد».
از امام راستگو (ع) اورده شده که فرمود: «زکات واجب را به صورت آشکار از جنس مستقل سازید و به صورت آشکار انفاق فرمائید، ولی انفاق‌های مستحب در‌حالتی که نهفته باشد، خوب میباشد».

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 568
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 109
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 118
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 376
  • بازدید ماه : 464
  • بازدید سال : 4367
  • بازدید کلی : 43339
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی