مسئولیت کارها دینی در مشهد
عموم مشهد استقبال متعددی از میرزا حبیب کردند و مسئولیت مسائل دینی که در قوم و قبیله حبیب سوابق داشت، به او امانت شد.[۱۵] حدود ۱۵ سال به سر گروهی روضه خوان عموم مشهد که اموری از قبیل قضا، درس دادن، امامت جماعت، راهنمایی و سخنرانی بود پرداخت. حسن خلق و خوی، آگاهی و شهامت او در جاری ساختن وظایف شرعی حتی زبانزد نسلهای بعد از او در خراسان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۱۶]
روزگار انزوا و عزلت
میرزا حبیب نزدیک به سالهای ۱۳۱۵ق تا ۱۳۱۶ در بحرآباد با عارفی به اسم سید ابوالقاسم درگزی (درگذشت ۱۳۱۹ق) دیدار کرد. بعد از این شناخت، وی مسئولیت کارها فقهی را رها کرد و به جز مواردی خاص که برای ارشادوراهنمایی عموم به مشهد میآمد، کنج عزلت گزید و حدود ۱۰ سال در روستاهای دور و اطراف مشهد بهخصوص روستای کَنگ به عبادت، ریاضت و پندار درگیر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۷]
در انقلاب مشروطه
با ظهور انقلاب مشروطه، هواداران مشروطه در خراسان از او خواستند که فتوایی در وجوب مشروطه امضا نماید. حبیب هم بابیان اینکه سالهاست از فتوا و امضا دست کشیده، حکم صریحی دراین مورد نداد و صرفا منزل خویش را در دست انجمن ایالتی مشروطه قرار بخشید تا به کارها عموم در آنجا پژوهش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردد.[۱۸]
مختصات
مجتهد پرنورنگر
وی مجتهدی میباشد پرنورنگر که هنگام سرپرستی امورشرعی خراسان، عموم را از خرافات و بعضا دینها نظیر مشابهسازی صحرای کربلا نهی کردن میکرد[۱۹]. میرزا حبیب از نفوذ خویش دربین عموم و حاکمان برای مراقبت احترام افراد به کارگیری مینمود؛ چنانکه وقتی که کارشکنی حاسدان و معاندانِ ملکالشعراء صبوری (متوفی ۱۳۲۲ق)، بابا محمد تقی فصل بهار مجاورت بود او را از ملکالشعرایی آستان قدس رضوی برکنار نماید، حبیب از نفوذ خویش بهره مند شد و رده ملکالشعرایی را برای صبوری نگهداری شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۲۰]
بنابر بعضا نقلها[۲۱] او گویش فرانسوی را در هجرت به عتبات فراگرفت.
شخصیت ادبی
از داغ غمت هر کس دلش سوختنی وجود ندارد
از شمع رخت محفلش افروختنی وجود ندارد
گرد آمده از نابودی این مزرعه را برگ
ای برق مزن، خرمن ما سوختنی وجود ندارد
در طوف حریمش ز نیستی لباس احرام
کردیم کهاین لباس به بدن دوختنی وجود ندارد [۲۲]
حبیب شاعری پررنگ و غزلسراست. با اینکه خویش در دیوانش[۲۳] تصریح کرده که از اشتهار به شاعری چندان راضی وجود ندارد، ولی سرآمدِ مجتهدان و دانشمندانی میباشد که در عصر قاجار شعر سرودهاند.[۲۴] برخی از مختصات اشعار او عبارتند از:
در غزلهای حبیب آدرس از اشعار سیاسی عصر مشروطه و تأثیر آن ها وجود ندارد، شعر او بیشتر از نوع شعر شاعرانی نظیر صفای اصفهانی و صفی علیشاه میباشد که در زمان رجوع و برگشت درپی مدل عراقی بودهاند.[۲۵]
اکثر زمان ها غزلهای او در بین ۶ تا ۱۰ بیت میباشد، البته غزلهای ۳ و ۴ بیتی یا این که ۳۰ بیتی نیز در دیوانش فراوان میباشد[۲۶] که به لحاظ می رسد بعضی از آنها نا تمام باقیمانده میباشد.[۲۷]
تخلص او در بیشتر غزلهایش نیست، هر یکسری در برخی غزلها[۲۸] تخلص حبیب را در بیت انتها[۲۹] یا این که میانه بیتها[۳۰] آورده و گاهی با تخلّصش ایهامسازی مینماید.[۳۱][یادداشت ۱]
بخش اعظمی از غزلهای وی مانند غزلیات مولوی، وزنی تند و خیزابی همپا با قافیه داراهستند که سبب خوشآهنگی آن شدهاست.
بیشتر غزلیات وی ستون دارااست و آنهایی که ندارد، یا این که به جهت وزنی شاداب و یا این که به منجر به کار گیری از کشیدگی یک مصوّت در قافیه و تکرار قافیه بسیار خوشترانهاند.[۳۲]
وی از ستونهای بلند و وقتگیر به کار گیری کرده[۳۳] و با این فعالیت، شعر وی برجستگی خاصی یافته میباشد.[۳۴]
ضمانتها و اقتباسهایی از شعر منوچهری دامغانی، مولوی و حافظ داراست.[۳۵]
به اشعار معاصرانش دقت داشته؛ مثلا شعری در پاسخ ادیب نیشابوری اولیه سروده میباشد[۳۶].
آنچه حبیب را از شاعران همبعدازظهر خویش متمایز مینماید، عرفان تجربی و ویژه اوست که در مرحله اصطلاحات و لفظ باقی نمانده، بلکه نتایجِ تأملات و تجاربهای عرفانی خویش اوست. شعر وی برخاسته از کششهای شیخ اوست و از یک سو سرشار میباشد از پر نمک و شیفتگی و از سوی دیگر خالی از اصطلاحاتِ عرفانی شاعرانِ درپی ابن عربی میباشد. وی یکیاز تعالیترین شعرای عارف کشورایران در زمانه بعداز حمله مغول میباشد.[۳۷]
در بخش اعظمی از غزلهایش مانند حافظ در ستیز با زهدنمایان و زهدفروشان میباشد و شخصیتهای منفی دیوان او خداپرست و شیخند. حتی سه غزل پشت سر هم با ستونِ «روضه خوان» و «ای روحانی» دارااست که در آنها شدید به زهدفروشی روحانی حمله مینماید.[۳۸]
حبیب یکسری روضه در منقبت و مدح فرستادهاکرم (ص)، علی (ع) |حضرت علی (ع) و حضرت البتهبعد از ظهر (عج) در پوسته قصیده و ادغامسد داراست که بیشتر آنهارا هنگام اقامت در عتبات عالیات سروده میباشد.[۳۹]
{{حافظه|از قصیدههای پر اسم و رسم خراسانی درباره امام فرصت(ع):
امروز امیر در میخانه توئی تو
فریاد رس گریه مستانه توئی تو
مرغ دل مارا که به کس رام نگردد
آهسته توئی، دام توئی، دانه توئی تو
آن مهر براق که به هر صبح دهد تاب
از روزن این منزل به کاشانه، توئی تو
آن ورد که خداترس به همگی شام و سحرگاه
بشمارد با سبحه صد دانه، توئی تو
آن باد که شاهد به خرابات مُغان نیز
پیموده به لیوان و خم و میخانه، توئی تو
آن غُل که ز زنجیر راز زلف نهادند
بر پای دل عاقل و روانی، توئی تو
ویرانه بود هر دو عالم نزد خردمند
گنجی که نهان میباشد به ویرانه، توئی تو
در کعبه و بتخانه بگشتیم بسی ما
دیدیم که در کعبه و بتخانه توئی تو
آن رمز نهانی که به صد محل کار علم
بسیار از وی گفته شد افسانه، توئی تو
بسیار بگوئیم و چه بسیار بگفتیم
کس وجود ندارد به غیر از تو در اینخانه توئی تو
یک عملکرد مردانه دراین کاخ ندیدیم
آن را که بود کارایی مردانه، توئی تو[۴۰]
شعر حبیب بر بخش اعظمی از شاعران خراسانی بعداز او نظیر اخوان ثالث [۴۱] و عماد خراسانی تأثیر نهاده میباشد.[۴۲]
مسئولیت کارها دینی در مشهد
عموم مشهد استقبال متعددی از میرزا حبیب کردند و مسئولیت مسائل دینی که در قوم و قبیله حبیب سوابق داشت، به او امانت شد.[۱۵] حدود ۱۵ سال به سر گروهی روضه خوان عموم مشهد که اموری از قبیل قضا، درس دادن، امامت جماعت، راهنمایی و سخنرانی بود پرداخت. حسن خلق و خوی، آگاهی و شهامت او در جاری ساختن وظایف شرعی حتی زبانزد نسلهای بعد از او در خراسان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۱۶]
روزگار انزوا و عزلت
میرزا حبیب نزدیک به سالهای ۱۳۱۵ق تا ۱۳۱۶ در بحرآباد با عارفی به اسم سید ابوالقاسم درگزی (درگذشت ۱۳۱۹ق) دیدار کرد. بعد از این شناخت، وی مسئولیت کارها فقهی را رها کرد و به جز مواردی خاص که برای ارشادوراهنمایی عموم به مشهد میآمد، کنج عزلت گزید و حدود ۱۰ سال در روستاهای دور و اطراف مشهد بهخصوص روستای کَنگ به عبادت، ریاضت و پندار درگیر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۷]
در انقلاب مشروطه
با ظهور انقلاب مشروطه، هواداران مشروطه در خراسان از او خواستند که فتوایی در وجوب مشروطه امضا نماید. حبیب هم بابیان اینکه سالهاست از فتوا و امضا دست کشیده، حکم صریحی دراین مورد نداد و صرفا منزل خویش را در دست انجمن ایالتی مشروطه قرار بخشید تا به کارها عموم در آنجا پژوهش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردد.[۱۸]
مختصات
مجتهد پرنورنگر
وی مجتهدی میباشد پرنورنگر که هنگام سرپرستی امورشرعی خراسان، عموم را از خرافات و بعضا دینها نظیر مشابهسازی صحرای کربلا نهی کردن میکرد[۱۹]. میرزا حبیب از نفوذ خویش دربین عموم و حاکمان برای مراقبت احترام افراد به کارگیری مینمود؛ چنانکه وقتی که کارشکنی حاسدان و معاندانِ ملکالشعراء صبوری (متوفی ۱۳۲۲ق)، بابا محمد تقی فصل بهار مجاورت بود او را از ملکالشعرایی آستان قدس رضوی برکنار نماید، حبیب از نفوذ خویش بهره مند شد و رده ملکالشعرایی را برای صبوری نگهداری شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۲۰]
بنابر بعضا نقلها[۲۱] او گویش فرانسوی را در هجرت به عتبات فراگرفت.
شخصیت ادبی
از داغ غمت هر کس دلش سوختنی وجود ندارد
از شمع رخت محفلش افروختنی وجود ندارد
گرد آمده از نابودی این مزرعه را برگ
ای برق مزن، خرمن ما سوختنی وجود ندارد
در طوف حریمش ز نیستی لباس احرام
کردیم کهاین لباس به بدن دوختنی وجود ندارد [۲۲]
حبیب شاعری پررنگ و غزلسراست. با اینکه خویش در دیوانش[۲۳] تصریح کرده که از اشتهار به شاعری چندان راضی وجود ندارد، ولی سرآمدِ مجتهدان و دانشمندانی میباشد که در عصر قاجار شعر سرودهاند.[۲۴] برخی از مختصات اشعار او عبارتند از:
در غزلهای حبیب آدرس از اشعار سیاسی عصر مشروطه و تأثیر آن ها وجود ندارد، شعر او بیشتر از نوع شعر شاعرانی نظیر صفای اصفهانی و صفی علیشاه میباشد که در زمان رجوع و برگشت درپی مدل عراقی بودهاند.[۲۵]
اکثر زمان ها غزلهای او در بین ۶ تا ۱۰ بیت میباشد، البته غزلهای ۳ و ۴ بیتی یا این که ۳۰ بیتی نیز در دیوانش فراوان میباشد[۲۶] که به لحاظ می رسد بعضی از آنها نا تمام باقیمانده میباشد.[۲۷]
تخلص او در بیشتر غزلهایش نیست، هر یکسری در برخی غزلها[۲۸] تخلص حبیب را در بیت انتها[۲۹] یا این که میانه بیتها[۳۰] آورده و گاهی با تخلّصش ایهامسازی مینماید.[۳۱][یادداشت ۱]
بخش اعظمی از غزلهای وی مانند غزلیات مولوی، وزنی تند و خیزابی همپا با قافیه داراهستند که سبب خوشآهنگی آن شدهاست.
بیشتر غزلیات وی ستون دارااست و آنهایی که ندارد، یا این که به جهت وزنی شاداب و یا این که به منجر به کار گیری از کشیدگی یک مصوّت در قافیه و تکرار قافیه بسیار خوشترانهاند.[۳۲]
وی از ستونهای بلند و وقتگیر به کار گیری کرده[۳۳] و با این فعالیت، شعر وی برجستگی خاصی یافته میباشد.[۳۴]
ضمانتها و اقتباسهایی از شعر منوچهری دامغانی، مولوی و حافظ داراست.[۳۵]
به اشعار معاصرانش دقت داشته؛ مثلا شعری در پاسخ ادیب نیشابوری اولیه سروده میباشد[۳۶].
آنچه حبیب را از شاعران همبعدازظهر خویش متمایز مینماید، عرفان تجربی و ویژه اوست که در مرحله اصطلاحات و لفظ باقی نمانده، بلکه نتایجِ تأملات و تجاربهای عرفانی خویش اوست. شعر وی برخاسته از کششهای شیخ اوست و از یک سو سرشار میباشد از پر نمک و شیفتگی و از سوی دیگر خالی از اصطلاحاتِ عرفانی شاعرانِ درپی ابن عربی میباشد. وی یکیاز تعالیترین شعرای عارف کشورایران در زمانه بعداز حمله مغول میباشد.[۳۷]
در بخش اعظمی از غزلهایش مانند حافظ در ستیز با زهدنمایان و زهدفروشان میباشد و شخصیتهای منفی دیوان او خداپرست و شیخند. حتی سه غزل پشت سر هم با ستونِ «روضه خوان» و «ای روحانی» دارااست که در آنها شدید به زهدفروشی روحانی حمله مینماید.[۳۸]
حبیب یکسری روضه در منقبت و مدح فرستادهاکرم (ص)، علی (ع) |حضرت علی (ع) و حضرت البتهبعد از ظهر (عج) در پوسته قصیده و ادغامسد داراست که بیشتر آنهارا هنگام اقامت در عتبات عالیات سروده میباشد.[۳۹]
{{حافظه|از قصیدههای پر اسم و رسم خراسانی درباره امام فرصت(ع):
امروز امیر در میخانه توئی تو
فریاد رس گریه مستانه توئی تو
مرغ دل مارا که به کس رام نگردد
آهسته توئی، دام توئی، دانه توئی تو
آن مهر براق که به هر صبح دهد تاب
از روزن این منزل به کاشانه، توئی تو
آن ورد که خداترس به همگی شام و سحرگاه
بشمارد با سبحه صد دانه، توئی تو
آن باد که شاهد به خرابات مُغان نیز
پیموده به لیوان و خم و میخانه، توئی تو
آن غُل که ز زنجیر راز زلف نهادند
بر پای دل عاقل و روانی، توئی تو
ویرانه بود هر دو عالم نزد خردمند
گنجی که نهان میباشد به ویرانه، توئی تو
در کعبه و بتخانه بگشتیم بسی ما
دیدیم که در کعبه و بتخانه توئی تو
آن رمز نهانی که به صد محل کار علم
بسیار از وی گفته شد افسانه، توئی تو
بسیار بگوئیم و چه بسیار بگفتیم
کس وجود ندارد به غیر از تو در اینخانه توئی تو
یک عملکرد مردانه دراین کاخ ندیدیم
آن را که بود کارایی مردانه، توئی تو[۴۰]
شعر حبیب بر بخش اعظمی از شاعران خراسانی بعداز او نظیر اخوان ثالث [۴۱] و عماد خراسانی تأثیر نهاده میباشد.[۴۲]

بررسی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد