جلالالدین حسن نومسلمان، امام نزاری و ششمی رهبر اسماعیلیه نزاری در الموت. او در سال ۶۰۷ ق، به رهبری دعوت و دولت نزاریه رسید و اصلاحات فراوانی را در جامعه نزاریان الموت ایفا بخشید، برای مثال: طرد و انکار نظریه قیامت (که به انزوای نزاریان از عالم اسلام انجامید)، برقراری رابطه با خلیفه عباسی و اختیار مناصب شرعی به علمایی از خراسان. جلالالدین حسن نومسلمان، پس از یازده سال حکومت، در ۱۵ رمضان سال ۶۱۸ ق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درگذشت.
ولادت و وصال به حکومت
جلالالدین در ۵۶۲ق دیده به جهان گشود و در کودکی از پدرش، نورالدین محمد (حکومت: ۵۶۱-۶۰۷)، نص جانشینی اخذ کرد و پس از مرگ پدرش در ۱۰ ربیعالاول ۶۰۷ق، به رهبری دعوت و دولت نزاریه رسید.[۱] حسن، به عبارتیطور که مرسوم رهبران الموت بود، کنیه افتخاری جلالالدین داشت. در سالهای انتها حکومت نورالدین محمد، میان وی و فرزندش اختلاف روزافزونی پدید آمده بود. حسن، مانند بعضا دیگر از اسماعیلیان نزاری، با نظریه قیامت نزاریان که به انزوای نزاریان از عالم اسلام انجامید، مخالف بود و گفته گردیده میباشد که در به عبارتی سالها، به طور پنهانی موضع خویش را به استحضار خلیفه عباسی و بعضی حکمرانان اهل سنت -که قصد داشت در آجل با آنها مناسبات صمیمانه برقرار نماید- آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسانیده بود.[۲]
طریق حکومت
طبق احادیث اهل ایران جان دار درباره روزگار حکمرانی رهبران الموت، حسن به محض آنکه به رهبری نزاریه رسید، نظریه و تعالیم قیامت را، که پدربزرگش در ۵۵۹ ق اعلام کرده بود،[۳] طرد و انکار کرد و در «اولِ جلوس اظهار مسلمانی کرد» و از پیروانش نیز خواست که «بر التزام ایمان و اسلام، ساعی و راغب» رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشند.
او سفیرانی نزد خلیفه ناصر عباسی،[۴] فرمانروا محمد خوارزمشاه (حکومت: ۵۹۶-۶۱۷ق) و بعضی امیران سنّیمذهب ارسال کرد و آن ها را از اصلاحات فقاهتی خویش مطّلع کرد. همینطور به شیوه های متفاوت تلاش کرد به مسلمانها علامت دهد که جامعه اسماعیلیان نزاری از تعالیم و رسوم قبلی خویش دست کشیده و برای معاش متعارف به طریق اهل اسلام استعداد شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارااست.
به فرمان وی «در هر دیهی مسجدی و حمامی ساختند و رسوم اذان و منبر و محراب و صلوات و صیام جدید کردند»، همینطور در ولایت خویش مساجد را تعمیر و آباد کرد و یکسری از علما و فقها را از خراسان دعوت کرد و مشاغل فقهی مانند قضا و خطابه و امامت را به وی سپردن نمود.
گفته گردیده میباشد اهل یک محل قزوین، که از نزاریان صدمات بسیار چشم بودند، تا مدتی به درستی گفتار و ادعاهای جلالالدین شک وتردید داشتند. برای رفع این شک و تردید، جلالالدین گردآوریای از علمای قزوین را به الموت دعوت کرد تا از کتابخانه دارای شهرت آنجا دیدن نمایند و امر کرد هر کتابی را که «اِلحادی» یافتند، بسوزانند علاوه بر آنکه خویش او نیز در حضور آنها اسلافش را لعن کرد.[۵]
نتیجه ها اصلاحات حسن نومسلمان
حسن ارتباط با خلیفه عباسی
به دنبال اقدامات جلالالدین حسن، در ربیعالاول ۶۰۸، خلیفه طی فرمانی مسلمانی رهبر نزاریان و پیروانش را اعلام کرد. از آن پس، جلالالدین حسن به نومسلمان دارای اسم و رسم شد، حق حاکمیت وی بر مرزوبومهای پایین قلمرو نزاریان برای اولیه توشه، از سوی خلیفه عباسی بهرسمیت شناخته شد و آیتم لطف خاص خلیفه قرار گرفت، چنانکه در ۶۰۹ مامان حسن، زیر مدد خلیفه ناصر، به مکه رفت و خلیفه اورا بیش از منسوبان دیگر ملوک و امرا گرامی داشت، به نحوی که سازه به بعضا احادیث، بهاین باعث فرمان روا محمد خوارزمشاه از خلیفه رنجید.[۶] همینطور به درخواست جلالالدین حسن و میانجیگری خلیفه، امرای گیلان موافقت کردند چهار بدن از دختران خود را به نکاح جلالالدین حسن درآورند. یکی از از آنها خواهر کیکاووس بن شاهنشاه، حکمران ولایت کوتُمْ، بود که فرزندش، علاء الدین محمد (حکومت: ۶۱۸ـ۶۵۳ق)، جانشین جلالالدین حسن شد.[۷]
جلالالدین حسن نومسلمان، امام نزاری و ششمی رهبر اسماعیلیه نزاری در الموت. او در سال ۶۰۷ ق، به رهبری دعوت و دولت نزاریه رسید و اصلاحات فراوانی را در جامعه نزاریان الموت ایفا بخشید، برای مثال: طرد و انکار نظریه قیامت (که به انزوای نزاریان از عالم اسلام انجامید)، برقراری رابطه با خلیفه عباسی و اختیار مناصب شرعی به علمایی از خراسان. جلالالدین حسن نومسلمان، پس از یازده سال حکومت، در ۱۵ رمضان سال ۶۱۸ ق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درگذشت.
ولادت و وصال به حکومت
جلالالدین در ۵۶۲ق دیده به جهان گشود و در کودکی از پدرش، نورالدین محمد (حکومت: ۵۶۱-۶۰۷)، نص جانشینی اخذ کرد و پس از مرگ پدرش در ۱۰ ربیعالاول ۶۰۷ق، به رهبری دعوت و دولت نزاریه رسید.[۱] حسن، به عبارتیطور که مرسوم رهبران الموت بود، کنیه افتخاری جلالالدین داشت. در سالهای انتها حکومت نورالدین محمد، میان وی و فرزندش اختلاف روزافزونی پدید آمده بود. حسن، مانند بعضا دیگر از اسماعیلیان نزاری، با نظریه قیامت نزاریان که به انزوای نزاریان از عالم اسلام انجامید، مخالف بود و گفته گردیده میباشد که در به عبارتی سالها، به طور پنهانی موضع خویش را به استحضار خلیفه عباسی و بعضی حکمرانان اهل سنت -که قصد داشت در آجل با آنها مناسبات صمیمانه برقرار نماید- آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسانیده بود.[۲]
طریق حکومت
طبق احادیث اهل ایران جان دار درباره روزگار حکمرانی رهبران الموت، حسن به محض آنکه به رهبری نزاریه رسید، نظریه و تعالیم قیامت را، که پدربزرگش در ۵۵۹ ق اعلام کرده بود،[۳] طرد و انکار کرد و در «اولِ جلوس اظهار مسلمانی کرد» و از پیروانش نیز خواست که «بر التزام ایمان و اسلام، ساعی و راغب» رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشند.
او سفیرانی نزد خلیفه ناصر عباسی،[۴] فرمانروا محمد خوارزمشاه (حکومت: ۵۹۶-۶۱۷ق) و بعضی امیران سنّیمذهب ارسال کرد و آن ها را از اصلاحات فقاهتی خویش مطّلع کرد. همینطور به شیوه های متفاوت تلاش کرد به مسلمانها علامت دهد که جامعه اسماعیلیان نزاری از تعالیم و رسوم قبلی خویش دست کشیده و برای معاش متعارف به طریق اهل اسلام استعداد شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارااست.
به فرمان وی «در هر دیهی مسجدی و حمامی ساختند و رسوم اذان و منبر و محراب و صلوات و صیام جدید کردند»، همینطور در ولایت خویش مساجد را تعمیر و آباد کرد و یکسری از علما و فقها را از خراسان دعوت کرد و مشاغل فقهی مانند قضا و خطابه و امامت را به وی سپردن نمود.
گفته گردیده میباشد اهل یک محل قزوین، که از نزاریان صدمات بسیار چشم بودند، تا مدتی به درستی گفتار و ادعاهای جلالالدین شک وتردید داشتند. برای رفع این شک و تردید، جلالالدین گردآوریای از علمای قزوین را به الموت دعوت کرد تا از کتابخانه دارای شهرت آنجا دیدن نمایند و امر کرد هر کتابی را که «اِلحادی» یافتند، بسوزانند علاوه بر آنکه خویش او نیز در حضور آنها اسلافش را لعن کرد.[۵]
نتیجه ها اصلاحات حسن نومسلمان
حسن ارتباط با خلیفه عباسی
به دنبال اقدامات جلالالدین حسن، در ربیعالاول ۶۰۸، خلیفه طی فرمانی مسلمانی رهبر نزاریان و پیروانش را اعلام کرد. از آن پس، جلالالدین حسن به نومسلمان دارای اسم و رسم شد، حق حاکمیت وی بر مرزوبومهای پایین قلمرو نزاریان برای اولیه توشه، از سوی خلیفه عباسی بهرسمیت شناخته شد و آیتم لطف خاص خلیفه قرار گرفت، چنانکه در ۶۰۹ مامان حسن، زیر مدد خلیفه ناصر، به مکه رفت و خلیفه اورا بیش از منسوبان دیگر ملوک و امرا گرامی داشت، به نحوی که سازه به بعضا احادیث، بهاین باعث فرمان روا محمد خوارزمشاه از خلیفه رنجید.[۶] همینطور به درخواست جلالالدین حسن و میانجیگری خلیفه، امرای گیلان موافقت کردند چهار بدن از دختران خود را به نکاح جلالالدین حسن درآورند. یکی از از آنها خواهر کیکاووس بن شاهنشاه، حکمران ولایت کوتُمْ، بود که فرزندش، علاء الدین محمد (حکومت: ۶۱۸ـ۶۵۳ق)، جانشین جلالالدین حسن شد.[۷]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی