مأمون در راستای سیاست ثبت خلافت خویش و مهار کردن علویان، بعد از ولایتعهدی امام رضا(ع) حکم امارت بعضی از مناطقی که به وسیله علویان تصرف گردیده بود را به خودشان واگذار کرد. یمن و حجاز مثلا این بخش ها بودند.[۲۷] یکی پیامدهای ولایتعهدی امام رضا(ع) مسافرت سادات به جمهوری اسلامی ایران میباشد. بر طبق بعضا گزارشها شمار متعددی از شیعهها و سادات برای دیدار با امام رضا(ع) از مدینه روانه مرو شدند و در وسط راه و روش تعداد متعددی از عشقمندان امام به آن ها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پیوستند.
ملازمت و همراهی ظاهری مأمون با علویان و شیعه ها تا حدودی گوشه و کنار را برای سفر سادات به جمهوری اسلامی ایران به ویژه ناحیه خراسان مهیا کرد.[۲۸] به گفته بعضا تحقیقگران سادات علوی بعد از داخل شدن به کشورایران، مدرسه شیعه را رواج کردند و قضیه شیعه شدن اهل ایرانها مهیا مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۲۹]
اقدامات مأمون بعداز ثبت خلافت
بعد از آنکه مأمون توانست قیامهای علویان را مهار نماید و خلافت خویش را به ثبات نسبی برساند، سیاستهای حکومت خویش را تغییر تحول اعطا کرد. تغییر و تحول سیاست وی در یکسری آیتم پدیدار شد: کنار نهادن طریق اهل ایران و مشاوران اهل ایران در حکومتداری، رجوع به آئین عربی و دقت به بغداد پایتخت پدران خودش، شهیدشدن امام رضا(ع)، فشار دوباره بر علویان و آشکار کردن نشان عباسیان که جامه سیاه بود و ممانعت به کارگیری از جامه سبز علویان مسجد بابا غدیر مشهد است .[۳۰]
کشتن وزیر اهل ایران
نوشتهعلمیٔ اساسی: ادب بن آسان
ادب بن آسوده وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دستیابی وی به خلافت و ثبت حکومتش کارایی اکثری کرد. این سعیها موجب شد مأمون بعد از وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به فضل و ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه بهاین مفهوم بود که ادب به طور همزمان دو رده اصلی مدیریت کشوری و لشکری را در مشت داشت.[۳۱] بعضا بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسان مطرح گردیده است.[۳۲] اورده شده فضل و ادب با این عمل میخواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابیضحاک از قوم ادب بن آسوده برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در امر نقشه آسوده و گزارشهای تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته گردیده مسجد بابا قدرت مشهد است.[۳۴]
به باور بعضی مورخان، مشورت کردن و یاری ابن آسوده به مأمون برای آن بود که مرو بهمکان بغداد پایتخت خلافت خواهد شد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخش ها از مقام بالاتری منتفع شود و مقام ایرانیان که بعد از تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، ادب بن آسان عملکرد میکرد هر موضوع و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه به دور بماند. یک کدام از مهمترین بحرانها ظهور آشوب و ناآرامیهای بغداد بود. غوغا بغداد در ادامه برکناری طاهر بن حسین، حکم کننده عربی بغداد و تفویض این منصب به حسن بن سهل وآسان اهل ایران بود. این جایگزینی در پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام یافته بود. وزیر اهل ایران عملکرد اکثری کرد تا خبرها ناآرامیهای بغداد به خلیفه نرسد.[۳۶]
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت ذیل به خط کوفی درج گردیدهاست: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا البته عهد و پیمان المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، ذوالریاستین.
بعد از آنکه مأمون به وسیله امام رضا(ع) از آشوبهای بغداد با خبر شد، تصمیم گرفت مرو را شکاف کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنیعباس گردد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با منع بدون شوخی وزیر اهل ایراناش مواجه گردد؛ همچنانکه بعضا اقدامات وزیر نظیر پنهان کردن خبرها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به فضل و ادب بن آسان تشدید کرد. از اینرو مأمون در اولِ مسافرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس به وسیله دست اندرکاران پنهان خویش به قتل رساند.[۳۷]
مأمون در راستای سیاست ثبت خلافت خویش و مهار کردن علویان، بعد از ولایتعهدی امام رضا(ع) حکم امارت بعضی از مناطقی که به وسیله علویان تصرف گردیده بود را به خودشان واگذار کرد. یمن و حجاز مثلا این بخش ها بودند.[۲۷] یکی پیامدهای ولایتعهدی امام رضا(ع) مسافرت سادات به جمهوری اسلامی ایران میباشد. بر طبق بعضا گزارشها شمار متعددی از شیعهها و سادات برای دیدار با امام رضا(ع) از مدینه روانه مرو شدند و در وسط راه و روش تعداد متعددی از عشقمندان امام به آن ها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پیوستند.
ملازمت و همراهی ظاهری مأمون با علویان و شیعه ها تا حدودی گوشه و کنار را برای سفر سادات به جمهوری اسلامی ایران به ویژه ناحیه خراسان مهیا کرد.[۲۸] به گفته بعضا تحقیقگران سادات علوی بعد از داخل شدن به کشورایران، مدرسه شیعه را رواج کردند و قضیه شیعه شدن اهل ایرانها مهیا مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۲۹]
اقدامات مأمون بعداز ثبت خلافت
بعد از آنکه مأمون توانست قیامهای علویان را مهار نماید و خلافت خویش را به ثبات نسبی برساند، سیاستهای حکومت خویش را تغییر تحول اعطا کرد. تغییر و تحول سیاست وی در یکسری آیتم پدیدار شد: کنار نهادن طریق اهل ایران و مشاوران اهل ایران در حکومتداری، رجوع به آئین عربی و دقت به بغداد پایتخت پدران خودش، شهیدشدن امام رضا(ع)، فشار دوباره بر علویان و آشکار کردن نشان عباسیان که جامه سیاه بود و ممانعت به کارگیری از جامه سبز علویان مسجد بابا غدیر مشهد است .[۳۰]
کشتن وزیر اهل ایران
نوشتهعلمیٔ اساسی: ادب بن آسان
ادب بن آسوده وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دستیابی وی به خلافت و ثبت حکومتش کارایی اکثری کرد. این سعیها موجب شد مأمون بعد از وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به فضل و ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه بهاین مفهوم بود که ادب به طور همزمان دو رده اصلی مدیریت کشوری و لشکری را در مشت داشت.[۳۱] بعضا بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسان مطرح گردیده است.[۳۲] اورده شده فضل و ادب با این عمل میخواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابیضحاک از قوم ادب بن آسوده برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در امر نقشه آسوده و گزارشهای تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته گردیده مسجد بابا قدرت مشهد است.[۳۴]
به باور بعضی مورخان، مشورت کردن و یاری ابن آسوده به مأمون برای آن بود که مرو بهمکان بغداد پایتخت خلافت خواهد شد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخش ها از مقام بالاتری منتفع شود و مقام ایرانیان که بعد از تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، ادب بن آسان عملکرد میکرد هر موضوع و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه به دور بماند. یک کدام از مهمترین بحرانها ظهور آشوب و ناآرامیهای بغداد بود. غوغا بغداد در ادامه برکناری طاهر بن حسین، حکم کننده عربی بغداد و تفویض این منصب به حسن بن سهل وآسان اهل ایران بود. این جایگزینی در پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام یافته بود. وزیر اهل ایران عملکرد اکثری کرد تا خبرها ناآرامیهای بغداد به خلیفه نرسد.[۳۶]
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت ذیل به خط کوفی درج گردیدهاست: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا البته عهد و پیمان المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، ذوالریاستین.
بعد از آنکه مأمون به وسیله امام رضا(ع) از آشوبهای بغداد با خبر شد، تصمیم گرفت مرو را شکاف کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنیعباس گردد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با منع بدون شوخی وزیر اهل ایراناش مواجه گردد؛ همچنانکه بعضا اقدامات وزیر نظیر پنهان کردن خبرها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به فضل و ادب بن آسان تشدید کرد. از اینرو مأمون در اولِ مسافرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس به وسیله دست اندرکاران پنهان خویش به قتل رساند.[۳۷]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی