ادوار تاریخی حکومت ادریسی
تاریخ حکومت ادریسی را به دو زمان تقسیم مینمایند: زمانٔ اولیه بعد از ظهر اقتدار و حکومت، و زمانٔ دوم مجال پراکندگی و همتهای بیثمر برای بازیابی توان و در غایت زوال بوده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴۴]
یحیای چهارم قدرتمندترین پادشاه ادریسی، که از دید اقتدار و حجم قلمرو سرآمد همگی حاکمان ادریسی بود، با رویکارآمدن فاطمیان و حملهٔ آن ها به فاس مواجه شد. وی دراین نزاع ناکامی خورد و زیر فرمان فاطمیان درآمد. قرار شد قاضی فاس باقی بماند، اما خطبه به اسم خلیفه فاطمی بخواند. سایرٔ قلمرو ادریسیان نیز به موسی بن ابیالعافیه قاضی منصوب فاطمیان واگذار شد. موسی که به فاس نیز طمع داشت پس از مدتی یحیی را در حایل کرد و شکنجه نمود و آنگاه اموالش را گرفت[۴۵] و اورا یار و همدم خانوادهاش تبعید کرد. بهاین صورت، مجموع قلمرو ادریسیان را به تصرف آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درآورد.[۴۶]
مدتی آنگاه، یک کدام از اشخاص فامیل ادریسی به اسم حسن بن محمد حَجّام در فاس قیام کرد و ادارهٔ آن و یکسری شهر فضا را در اختیار گرفت؛ البته حکومتش دوامی نیاورد و قریب دو سال بعد از آن، موسی توشه دیگر بر فاس مسلط شد و این توشه خویشان ادریسی را به قلعه حَجَرالنَّرمز کوچاند و در حصر قرار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بخشید.[۴۷]
ادریسیان بعد از یکسری سال معاش در حَجَرالنَّراز، در فرصتی مطلوب، فرمانده قلعه را کشتند و با خروج از آن، سر گروهی قبایل دور و اطراف را برعهده گرفتند؛[۴۸] البته این توشه نیز در تشکیل دولت جدا ناکام ماندند و ناچار شدند با تایید امر خلیفه اُگیسوِ اندلس، در شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اقتدار بمانند.[۴۹]
با تغییر تحول معادلات سیاسی، حکومت ادریسیان چندبار دیگر هم در بین امویان و فاطمیان دستبهدست شد و بالاخره در سال ۳۷۵ق با کشتهشدن حکم دهنده ادریسی وقت، بوسیله امویان اندلس از در بین رفت.
گفتنی میباشد قریب به سی سال سپس، یک کدام از باقیماندگان آلادریس به اسم علی بن حَمّود غالب شد حکومت امویان اندلس را سرنگون و دولت جدیدی را با اسم حکومت بنیحَمّود در اندلس تأسیس نماید. [۵۰] همینطور در نصفهٔ اولیه قرن ۱۴ق یک نفر از ادریسیان دولتی را در بخشها محدودی از شبهجزیره ایالات متحده عربی ساختوساز و اسم دولت ادریسی را توشه دیگر احیا کرد.[۵۱]
فرمانروایان ادریسی
ادریس بن عبدالله بن حسن مُثنّیٰ، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) مؤسس و اولین قاضی ادریسی میباشد. اورا شخصی پسندیده، فاضل، خوشخوی، عادل، شجاع، بخشنده و شعر سرا تعریف کردهاند.[۵۲]
بعد از پیریزی دولت ادریسی و فتوحات اول، هارون خلیفه عباسی شم خطر کرد و شخصی به اسم سلیمان بن جریر، مشهور به شَمّاخ که گفته می شود از متکلمان زیدی بوده را بهخواسته از فی مابین برداشتن ادریس نزد وی ارسال کرد.[۵۳] شماخ به ادریس مجاورت شد و نزد وی رده بالایی پیدا کرد. وی که در جلسات به نقل فضائل اهلبیت(ع) میپرداخت و بر امامت ادریس احتجاج می کرد، یک روز در عدم وجود راشد، ادریس را مسموم و فرارو گریز کرد.[۵۴]
ادوار تاریخی حکومت ادریسی
تاریخ حکومت ادریسی را به دو زمان تقسیم مینمایند: زمانٔ اولیه بعد از ظهر اقتدار و حکومت، و زمانٔ دوم مجال پراکندگی و همتهای بیثمر برای بازیابی توان و در غایت زوال بوده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴۴]
یحیای چهارم قدرتمندترین پادشاه ادریسی، که از دید اقتدار و حجم قلمرو سرآمد همگی حاکمان ادریسی بود، با رویکارآمدن فاطمیان و حملهٔ آن ها به فاس مواجه شد. وی دراین نزاع ناکامی خورد و زیر فرمان فاطمیان درآمد. قرار شد قاضی فاس باقی بماند، اما خطبه به اسم خلیفه فاطمی بخواند. سایرٔ قلمرو ادریسیان نیز به موسی بن ابیالعافیه قاضی منصوب فاطمیان واگذار شد. موسی که به فاس نیز طمع داشت پس از مدتی یحیی را در حایل کرد و شکنجه نمود و آنگاه اموالش را گرفت[۴۵] و اورا یار و همدم خانوادهاش تبعید کرد. بهاین صورت، مجموع قلمرو ادریسیان را به تصرف آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درآورد.[۴۶]
مدتی آنگاه، یک کدام از اشخاص فامیل ادریسی به اسم حسن بن محمد حَجّام در فاس قیام کرد و ادارهٔ آن و یکسری شهر فضا را در اختیار گرفت؛ البته حکومتش دوامی نیاورد و قریب دو سال بعد از آن، موسی توشه دیگر بر فاس مسلط شد و این توشه خویشان ادریسی را به قلعه حَجَرالنَّرمز کوچاند و در حصر قرار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بخشید.[۴۷]
ادریسیان بعد از یکسری سال معاش در حَجَرالنَّراز، در فرصتی مطلوب، فرمانده قلعه را کشتند و با خروج از آن، سر گروهی قبایل دور و اطراف را برعهده گرفتند؛[۴۸] البته این توشه نیز در تشکیل دولت جدا ناکام ماندند و ناچار شدند با تایید امر خلیفه اُگیسوِ اندلس، در شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اقتدار بمانند.[۴۹]
با تغییر تحول معادلات سیاسی، حکومت ادریسیان چندبار دیگر هم در بین امویان و فاطمیان دستبهدست شد و بالاخره در سال ۳۷۵ق با کشتهشدن حکم دهنده ادریسی وقت، بوسیله امویان اندلس از در بین رفت.
گفتنی میباشد قریب به سی سال سپس، یک کدام از باقیماندگان آلادریس به اسم علی بن حَمّود غالب شد حکومت امویان اندلس را سرنگون و دولت جدیدی را با اسم حکومت بنیحَمّود در اندلس تأسیس نماید. [۵۰] همینطور در نصفهٔ اولیه قرن ۱۴ق یک نفر از ادریسیان دولتی را در بخشها محدودی از شبهجزیره ایالات متحده عربی ساختوساز و اسم دولت ادریسی را توشه دیگر احیا کرد.[۵۱]
فرمانروایان ادریسی
ادریس بن عبدالله بن حسن مُثنّیٰ، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) مؤسس و اولین قاضی ادریسی میباشد. اورا شخصی پسندیده، فاضل، خوشخوی، عادل، شجاع، بخشنده و شعر سرا تعریف کردهاند.[۵۲]
بعد از پیریزی دولت ادریسی و فتوحات اول، هارون خلیفه عباسی شم خطر کرد و شخصی به اسم سلیمان بن جریر، مشهور به شَمّاخ که گفته می شود از متکلمان زیدی بوده را بهخواسته از فی مابین برداشتن ادریس نزد وی ارسال کرد.[۵۳] شماخ به ادریس مجاورت شد و نزد وی رده بالایی پیدا کرد. وی که در جلسات به نقل فضائل اهلبیت(ع) میپرداخت و بر امامت ادریس احتجاج می کرد، یک روز در عدم وجود راشد، ادریس را مسموم و فرارو گریز کرد.[۵۴]

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم در مشهد