(درگذشت: ۷۰ق) ملقب به اَشْدَق فرماندار مکه و مدینه در زمان بنیامیه بود. او را از صحابه، بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی فی مابین عموم شام دانستهاند. اَشدق از سوی یزید مأمور به قتل امام حسین(ع) در مکه شد؛ اما با خروج زودهنگام امام از مکه چیره بهاین عمل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نشد.
عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر شهیدشدن امام حسین(ع) امرکرد تا آن را فی مابین عموم مدینه جار بزنند. وی با شنیدن صدای شیون و عزای زنان بنیهاشم، آن را انتقام روز شیون زنان بر قتل عثمان دانست.یزید در ذیالحجة سال ۶۱ق، عمرو را از حکومت مدینه بیرون کرد. اَشدق در اوایل خلافت خان دایی خویش، مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود. او به ولایتعهدی عبدالملک بن مروان نیز برگزیده شد، البته در غایت به دست عبدالملک کشته مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.
معرفی، عَمْرو بن سعید(درگذشت: ۷۰ق) با اسم بی نقص عمرو بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس اشدق، فرماندار مکه و مدینه در سال ۶۰ق از سوی معاویه و پسرش یزید بود.[۱] او به جهت بلاغت در حرف با کنیه اَشدق (کامگشاده) شناخته شد.[۲] برادران او خالد بن سعید، ابان بن سعید و عتبة بن سعید اسم داشته و به لحاظ روضه خوان طوسی تمامی در شمار صحابه نبی بودند.[۳] عاص بن سعید اخوی دیگرش بود که مسلمان نشد و به دست امام علی(ع) در پیکار بدر کشته شد.[۴] مروان بن حکم را خان دایی وی مسجد بابا غدیر مشهد بود.[۵]
نقش اشدق در اتفاق کربلا، هنگامی که معاویه از عموم برای یزید بیعت میگرفت، اَشدق به درخواست وی خطابهای در حمد یزید خواند و عموم را به بیعت با او تشویق کرد.[۶] همینطور اَشدق را از بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی بین عموم شام دانستهاند.[۷] یزید بر ضعف مدیر و تسامح ولید بن عتبه در واکنش با امام حسین(ع) استحضار یافت.[۸] آن گاه به نقل از تاریخ طبری (تألیف: ۳۰۳ق) و بقیه افراد در رمضان سال ۶۰ق اورا از امارت مکه کنار گذاشت و مکه و مدینه[۹] را به عمرو بن سعید سپرد.[۱۰] آنگاه اَشدق را یاروهمدم با سپاهی به مکه ارسال کرد و در موسم حج اورا امیر الحاج قرار مسجد بابا قدرت مشهد بخشید.
همینطور یزید به وی پیشنهاد کرد هر جا به امام حسین(ع) دست یافت، اورا بکشد.[۱۱] به نقل سید عبدالرزاق موسوی مقرم موقعی که امام حسین(ع) از این نقشه قتل با خبر شد، برای این که حرمت منزل معبود با ریختن خونش شکسته نشود، به عمره اکتفا کرد و از مکه خارج رفت.[۱۲]
مطابق گزارشات تاریخی، وقتی که عبیدالله بن زیاد، رمز امام حسین(ع) را برای یزید ارسال کرد، عبدالمَلِک بن ابیحُدَیث سُلَمی[یادداشت ۱] را احضار کرد. آنگاه اورا به مدینه نزد عمرو بن سعید ارسال کرد تا خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را بدهد. عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر به قاصد امرکرد تا آن را در میان عموم مدینه فریاد بزند.[۱۳] هنگامی قاصد به دار الإماره بازگشت عمرو خندید و پس از قرائت بیتی از اشعار در کنایه به صدای عزا و شیون زنان بنیهاشم در مقابل زاری زنان عزا دار عثمان اعلامکرد: این ناله عموم در قبال ناله در روز کشتهشدن عثمان میباشد.[۱۴] او با اجتماع عموم بر منبر رفت و پس از اعلام خبر، در حق یزید دعا کرد.[۱۵]
بهگزارش طبری، یزید در اولیه ذیالحجه ۶۱ق عمرو را از حکومت مدینه بر کنار کرد.[۱۶]
مرگ عمرو بن سعید در طی مروانیان
عمرو بن سعید در اوایل خلافت مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود.[۱۷] برای مثال اَشدق در مجاورت فلسطین به پیکار با سپاه مصعب بن زبیر رفت و اورا ناکامی اعطا کرد و بازدارنده ورود آن ها به شام شد.[۱۸] وی از سوی مروان به ولایتعهدی بعد از پسرش عبدالملک بن مروان برگزیده شد. ولی هنگامی عبدالملک به خلافت رسید خواست اورا برکنار نماید.[۱۹] اَشدق از وی فرار و گریز کرد تاهنگامیکه عبدالملک برای جنگی دمشق را شکاف کرد. در به عبارتی مجال اَشدق آن شهر را تصرف کرد و عموم تحت عنوان خلیفه با وی بیعت کردند. سرنوشت عبدالملک وارد دمشق شد و در فرصتی عمرو بن سعید را کشت.[۲۰] عبدالرحمن بن امحکم ثقفی راز اورا در بین عموم انداخت.[۲۱]
در کتاب تاریخ مدینه دمشق شخص دیگری همنام عمرو بن سعید معرفی گردیده که جزو صحابه بوده و در سال ۱۳ق در جنگ اجنادین در میان مسلمانها و رومیان کشته شد.[۲۲]
پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۶، ص۳۲.
ابنقتیبه، عیون الأخبار، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۹۵.
(درگذشت: ۷۰ق) ملقب به اَشْدَق فرماندار مکه و مدینه در زمان بنیامیه بود. او را از صحابه، بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی فی مابین عموم شام دانستهاند. اَشدق از سوی یزید مأمور به قتل امام حسین(ع) در مکه شد؛ اما با خروج زودهنگام امام از مکه چیره بهاین عمل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نشد.
عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر شهیدشدن امام حسین(ع) امرکرد تا آن را فی مابین عموم مدینه جار بزنند. وی با شنیدن صدای شیون و عزای زنان بنیهاشم، آن را انتقام روز شیون زنان بر قتل عثمان دانست.یزید در ذیالحجة سال ۶۱ق، عمرو را از حکومت مدینه بیرون کرد. اَشدق در اوایل خلافت خان دایی خویش، مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود. او به ولایتعهدی عبدالملک بن مروان نیز برگزیده شد، البته در غایت به دست عبدالملک کشته مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.
معرفی، عَمْرو بن سعید(درگذشت: ۷۰ق) با اسم بی نقص عمرو بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس اشدق، فرماندار مکه و مدینه در سال ۶۰ق از سوی معاویه و پسرش یزید بود.[۱] او به جهت بلاغت در حرف با کنیه اَشدق (کامگشاده) شناخته شد.[۲] برادران او خالد بن سعید، ابان بن سعید و عتبة بن سعید اسم داشته و به لحاظ روضه خوان طوسی تمامی در شمار صحابه نبی بودند.[۳] عاص بن سعید اخوی دیگرش بود که مسلمان نشد و به دست امام علی(ع) در پیکار بدر کشته شد.[۴] مروان بن حکم را خان دایی وی مسجد بابا غدیر مشهد بود.[۵]
نقش اشدق در اتفاق کربلا، هنگامی که معاویه از عموم برای یزید بیعت میگرفت، اَشدق به درخواست وی خطابهای در حمد یزید خواند و عموم را به بیعت با او تشویق کرد.[۶] همینطور اَشدق را از بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی بین عموم شام دانستهاند.[۷] یزید بر ضعف مدیر و تسامح ولید بن عتبه در واکنش با امام حسین(ع) استحضار یافت.[۸] آن گاه به نقل از تاریخ طبری (تألیف: ۳۰۳ق) و بقیه افراد در رمضان سال ۶۰ق اورا از امارت مکه کنار گذاشت و مکه و مدینه[۹] را به عمرو بن سعید سپرد.[۱۰] آنگاه اَشدق را یاروهمدم با سپاهی به مکه ارسال کرد و در موسم حج اورا امیر الحاج قرار مسجد بابا قدرت مشهد بخشید.
همینطور یزید به وی پیشنهاد کرد هر جا به امام حسین(ع) دست یافت، اورا بکشد.[۱۱] به نقل سید عبدالرزاق موسوی مقرم موقعی که امام حسین(ع) از این نقشه قتل با خبر شد، برای این که حرمت منزل معبود با ریختن خونش شکسته نشود، به عمره اکتفا کرد و از مکه خارج رفت.[۱۲]
مطابق گزارشات تاریخی، وقتی که عبیدالله بن زیاد، رمز امام حسین(ع) را برای یزید ارسال کرد، عبدالمَلِک بن ابیحُدَیث سُلَمی[یادداشت ۱] را احضار کرد. آنگاه اورا به مدینه نزد عمرو بن سعید ارسال کرد تا خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را بدهد. عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر به قاصد امرکرد تا آن را در میان عموم مدینه فریاد بزند.[۱۳] هنگامی قاصد به دار الإماره بازگشت عمرو خندید و پس از قرائت بیتی از اشعار در کنایه به صدای عزا و شیون زنان بنیهاشم در مقابل زاری زنان عزا دار عثمان اعلامکرد: این ناله عموم در قبال ناله در روز کشتهشدن عثمان میباشد.[۱۴] او با اجتماع عموم بر منبر رفت و پس از اعلام خبر، در حق یزید دعا کرد.[۱۵]
بهگزارش طبری، یزید در اولیه ذیالحجه ۶۱ق عمرو را از حکومت مدینه بر کنار کرد.[۱۶]
مرگ عمرو بن سعید در طی مروانیان
عمرو بن سعید در اوایل خلافت مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود.[۱۷] برای مثال اَشدق در مجاورت فلسطین به پیکار با سپاه مصعب بن زبیر رفت و اورا ناکامی اعطا کرد و بازدارنده ورود آن ها به شام شد.[۱۸] وی از سوی مروان به ولایتعهدی بعد از پسرش عبدالملک بن مروان برگزیده شد. ولی هنگامی عبدالملک به خلافت رسید خواست اورا برکنار نماید.[۱۹] اَشدق از وی فرار و گریز کرد تاهنگامیکه عبدالملک برای جنگی دمشق را شکاف کرد. در به عبارتی مجال اَشدق آن شهر را تصرف کرد و عموم تحت عنوان خلیفه با وی بیعت کردند. سرنوشت عبدالملک وارد دمشق شد و در فرصتی عمرو بن سعید را کشت.[۲۰] عبدالرحمن بن امحکم ثقفی راز اورا در بین عموم انداخت.[۲۱]
در کتاب تاریخ مدینه دمشق شخص دیگری همنام عمرو بن سعید معرفی گردیده که جزو صحابه بوده و در سال ۱۳ق در جنگ اجنادین در میان مسلمانها و رومیان کشته شد.[۲۲]
پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۶، ص۳۲.
ابنقتیبه، عیون الأخبار، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۹۵.

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی