علّامه طباطبائی به معنی «حیات طیبه» مینویسد: معنای «حیات طیبه» این وجود ندارد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد که معبود معاش طبیعی و دنیوی اورا بهتر و پاکیزه مینماید؛ چون معاش طبیعی محکوم به زوال و تحول میباشد و این نمیتواند طیّب باشد. به این ترتیب، معبود مؤمنان را به معاش جدیدی زنده مینماید که آن غیر از معاش میباشد که به سایرافراد نیز داده میباشد. معبود درین آیه، نفرمود در حالتیکه کسی مؤمن بود و کار بهتر کرد، ما معاش مو جود اورا پاکیزه میکنیم؛ یعنی فقط صفت معاش اورا، که به عنوان مثال، خبیث بود، به طیب تبدیل میکنیم، بلکه فرمود: مسجد غدیر فلاحی مشهد ما اورا به معاش پاکیزه زنده میکنیم و از این تفسیر، به کار گیری میگردد که هدف از «حیات طیبّه» یک معاش جدیدای میباشد که در حریم آن آلودگی روش ندارد و اثر ها واقعی بر آن مترتّب میخواهد شد.101
علّامه طباطبائی آنگاه به اثر ها حیات طیّبه اشاره مینماید و مینویسد: مؤمنان در حیات طیّبه دارنده دانش و قدرتی می باشند که میتوانند واقعیت شی ءها را ببینند، از اینرو، شی ها در نگاه آنها، به دو سیرتکامل حق و فسخ نمودار میگردد. آنها از کارها فسخ، که معاش دنیوی جهان و ظاهر فریبنده آن میباشد، هجران مینمایند و به مسجد بابا غدیر مشهد عزّت پروردگار اعتزاز میجویند. هنگامی عزّت مؤمنان از آفریدگار شد، دیگر وسوسههای شیطان و هوا و هوسهای نفس امّاره و فریبندگیهای عالم نمیتوانند آنها را ذلیل سازند؛ چون دریافتهاند که عالم و نعمتهایش فناپذیرند.
صاحبان حیات طیّبه دل در گرو خداوند خود ودیعتاند و جز اورا نمیخواهند و جز تقرّب به درگاه اورا دوست نمیداراهستند. آنها صرفا از سخط آفریدگار در هراسند و برای خویشتن معاش تمیز و جاودانهای مسجد بابا قدرت مشهد سراغ دارا هستند که جز معبود بخشنده و کریم آن را اداره نمینماید و در مسیر معاش خویش، جز معصیت و نافرمانی آفریدگار، همگی چیز را جمیل و خوشگل میبینند.
زمانی آدم به اینگونه جایگاهی رسد، در نفس خویش نوروفروغ و کمال و قوّت و عزّت و لذت و سروری مییابد که خیر میقدرت اندازهاش گرفت و خیر میاقتدار توصیفش نمود. و چرا اینسیرتکامل نباشد و اکنون آنکه وی در حیاتی جاودانه و نعمتی فناناپذیر و لذتی خالص از درد و کدورت و سعادتی خالی از تیره بختی غرق میباشد؟ و این همگی، اثراتی میباشد واقعی و به یادماندنی از آن حیات طیّبه. براین اساس، معاش پاکیزه حیاتی میباشد خالص که هیچ خباثتی در آن وجود ندارد تا آن را فاسد و یا این که آثارش را تباه سازد.102
علّامه طباطبائی در جایی دیگر، به کرامتهایی که خدا به مؤمنان در عالم اهمیت فرموده میباشد، اشاره مینماید و مینویسد: آفریدگار این اشخاص را به حیاتی طیّبه زنده مینماید و به روح ایمان تأیید میکند،103 از ظلماتها خارج و به سوی فروغ و روشنایی حرکتشان میدهد،104 برایشان نوری ساخت مینماید که با آن نوروفروغ مسیر معاش را طی مینمایند،105 آفریدگار البته و سرپرست وی میباشد،106 آنها خیر ترسی داراهستند و خیر در گیر حزن میگردند،107 آفریدگار همواره با آنهاست،108 در صورتیکه اورا بخوانند دعایشان را مستجاب مینماید،109 و زیرا به حافظه وی بیفتند وی نیز به یادشان خواهد بود،110 و ملائکه همواره به بشارت و درود بر آنها نازل میشوند111 و غیر آن.112
البته قرآن درباره اشخاصی که مؤمن نیستند، میفرماید: خدا آنها را گمرویه مینماید، از نوروفروغ به سوی ظلمات خارج میپیروزی، بر دلهایشان مهر میزند، بر گوش و چشمانشان پرده میافکند، رویشان را به عقب برمیگرداند، شیطانها را قرین و دمساز آنها مینماید تا گمراهشان نماید، به گونه ای که از گمراهیشان ذوق زده باشند و بپندارند که راه و روش به عبارتی میباشد که وی داراهستند، شیاطین شغل های زشتشان را در نظرشان زینت میبخشند، شیاطین سرپرست آنها میباشند، خدا آنها را به طریقی که خودشان نیز نفهمند، استدراج مینماید و آنها را به لذایذ و زینتهای ظاهری جهان مشغول مینماید تا از اصلاح خویش غافل بمانند و به ادامه سرکشی وادارشان میداراست تا بکلی حیران شوند و... .113
براین اساس، مؤمن در عالم غرق در شعف، حوصله، ادب، هدایت، رضایت و عبادت میباشد، ولی کافر در عالم، با گمراهی، جهالت، سرگردانی، اندوه و غم و حس پوچی و بیمعنایی یاور میباشد.
مسجد بهتیتر اصليترين پايگاه اسلامي نقش مهمي در تربيت، یادگرفتن و ايجاد نزديکي بين اعضاي خویش که مسلمانها میباشند، دارااست؛ پايگاهي که همواره در روايات از آن به بزرگي ياد گردیده است. مسجد بابا قدرت مشهد يکي از رسالتهاي پيامبر اکرم (ص) بعداز دريافت وحي الهي و رسانيدن آن به عموم، ايجاد پايگاهي به اسم مسجد بود تا مکاني براي عبادت و بیان حقتبارک و تشکيل اجتماعات اسلامي و مردمي باشد؛ بعد بود که مسلمين در صفوف وحدتقسمت نماز جماعات که در مساجد برگزار ميشد، روح تربيت و نشاط را در جامعه بهوضوح مشاهده کردند؛ بهطوریکه اينک بعداز سپری شد قرنهاي متمادي از پيدايش اسلام، مسجد خیرفقط اعتبار و قیمت خویش را مراقبت کرده، بلکه همواره در برهههای متفاوت زماني نقش مهمي در تحولات اجتماعي، سياسي و فرهنگي داشته میباشد. در مملکت ما بهویژه در زمان انقلاب مسجد بابا غدیر مشهد و هشت سال امان مقدس، مسجد مکاني براي بسيج نيروهاي مردمي، فراگیری، سازماندهی و پشتيباني نيروهاي بسيجي و مردمي بوده در اين ميان حضور جوان ها در کنار ساير قشرهاي عموم ديده ميگردد. حضور آن ها در نمازهاي جماعت و تشکيل رینگهاي امدادهاي مردمي، بسيج نيروهاي اعزامي به نزاع، ايجاد کلاسهاي آموزشي و ...، نقش مؤثرتری در رونق مساجد داشت، البته با سپری شد مجال و سپري شدن آن روزهاي دشوار، خیرفقط کارکرد مسجد در سرزمین تفاوت پیداکرده، بلکه باکم رنگ شدن حضور جوان ها در مساجد به انگیزههاي متفاوت رونق روزهاي قبل را ندارد. مسجد غدیر فلاحی مشهد
متأسفانه در سالهاي پس از مبارزه تحميلي به سبب ساز آسانانگاری، خلا نرم افزارريزي صحيح و بياعتنايي به اين سنگر اسلامي، مسجد در گرايش و جذب جوان ها ضعيف شغل نموده است. امروزه با تغيير نيازهاي نسل جوان و دگرگونی روحيات آنها، نقش بارز مسجد بهتیتر کانون تربيت ديني جوان ها بهروشنی معین ميخواهد شد. جواني که امروزه در قرن بيست و يکم به رمز ميموفقیت، جواني میباشد که با چالش هويت ديني و فرهنگي روبهرو میباشد و با هجمه فرهنگي بيگانگان دستوپنجه قابل انعطاف مينماید، در پشت سرش سعي در القاي مفاهيم و الگوهاي شيطاني خویش به «معاند خموشی»، بيآنکه بداند دليل اصلي دينگريزي جوان ها در جامعه و اين هشداري «تهاجم فرهنگي» از سوي اوست براي همگی ما تا از پيشرفت چنين ويروس خطرناکي جلوگيري کنيم؛ بعداز اينجاست که مسجد ميتواند به روح پرسشگر و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کنجکاو جوان پاسخي درخور و متناسب با نيازهايش بدهد و الگوي شايستهاي از دين و فرهنگ و تمدن ايراني – اسلامي به وی معرفي نماید.
برای مثال مانع ها جذب نوجوان ها و جوان ها به مسجد و گريز از جای ها و مرکزها ديني که بارزترين دلايل بيعلاقگي به کارها مذهبي و گرايش به پوچي و انحراف در بين آنها نيز محسوب ميخواهد شد، فقدان دنیابيني مناسب و نداشتن بينش صحيح در اين خصوص میباشد. در حالتی که باورها در بشر منفي، سراب سیرتکامل و اشتباه باشد، طبيعي میباشد که جاری ساختن و خلق مبتني بر آن باورها صحيح، متکامل و روشن بختی آفرين نخواهد بود. حرکات، سکنات، خلق، کنشهاي رفتاري و جلوههاي عملي شخص، نمودي از باورهاي دروني اوست، به عنوان مثالً کسي که خداوند و معاد را یقین داشته و در حقيقت انساني وارسته و مؤمن میباشد، ايمان و باورهاي ديني و مذهبياش حتي در ظواهر جاری ساختن، خلق، حرکات، سکنات، نگاه و برخوردهاي وی تاثیر ميگذارد؛ براي مثال از پوشش نامناسب و حضور در مجامع يا از ورود به موضعها اتهام و موردها احتمال لغزش و گناه ميپرهيزد و خودداري مينماید.
طریقها و راهکارهاي عملي براي جذب نوجوان ها و جوان ها به مساجد
براي جذب جوان ها به مساجد و نماز جماعت و کمپانی در ساير اپهاي فرهنگي مساجد شيوهها و عواملي وجود دارااست که به برخي از آنان اشاره ميخواهد شد.
الف) مسجد؛
ب) هیئتامنای مسجد؛
ج) امام جماعت؛
د) اپهای فرهنگي مسجد؛
ه) خانواده؛
ر) مکتب؛
ز) ساير عامل ها پیونددهنده ميان مسجد و جوان ها.
الف) مسجد
مسجد و ويژگيهاي آن ميتواند ادله جذابي بهمراد گرايش نوجوان ها و جوان ها به آن باشد؛ اين ويژگيها عبارتاند از:
1) فضاي مطلوب و ظاهر بهتر آن (تاسیس و زيباسازي مساجد و نمازخانهها)
مسئولان ذیربط در بعد از ظهر کنوني بايد در تاسیس مساجد تا حد زيادي مداخله نمایند، گزینش محل تاسیس نقشة متبوع، تجهیزات و فضاي سبز آن و ...، بايد اکانت گردیده و از روي اصول باشد؛ تاسیس مسجد در کوچه و پسکوچهها و با مساحت معدود، فارغ از ديگر تجهیزات سوتوکور میباشد و رغبتي در دل جوان ها و ناآشنايان به مسجد ايجاد نخواهد کرد. مسجد و نمازخانه بايد احساسات و خاطرههاي زيبا و بهیادماندنی را براي کلیه بهویژه نوجوان ها و جوان ها تداعي نماید؛ از اینرو بايد تدابيري اتخاذ گردد که نوجوان ها و جوان ها، مسجد را محل متانتقسمت، زيبا و دوستداشتنی بدانند تا با علت و عشق و علاقهمندی بيشتر به آن رویآورند. استعمال از نازکیهاي خاص معماري زيباي سنتي ايراني – اسلامي در فضاي دروني و بيروني مساجد با دقت به روحيه زيباپسند جوان ها ميتواند احساسات و خاطرات خوشايند را در نوجوان ها و جوان ها زنده نماید و اين خویش عاملي براي جذب جوان ها بهسوی مسجد میباشد. جوان زيبايي را میپسندد و با دقت به فطرت پاك خویش بهسوی آن گرايش پيدا مينماید. يکي از بایستگیها، زيبايي مساجد و دقت به روح زیباشناختی در معماري آن میباشد. اين شم زيبا در صورتیکه در روح مسجد ديده خواهد شد، جوان ها از آن استقبال مينمایند.
2) نظافت و پاکيزگي مسجد
تميزي و پاك بودن برای مثال عواملي به شمار ميرود که منجر گرويدن جوان ها به مسجد و نماز ميگردد، از اینرو مسئولان مسجد بايد راجعبه غبارروبی، نظافت منظم روزمره يا هفتگي، شستن فرشها و عطرافشانی مبادرت نمایند؛ نظافت دستشويي، ايجاد تجهیزات بهداشتي نظير صابون خانگی ، مايع ضدعفونیکننده، آب گرم در فصل زمستانها و شستشوي تر و تمیز و منظم محيط دستشوييها و بهفعالیت بردن خوشبوکنندههای مطلوب از ضروريات مساجد میباشد.
3) وسايل صوتي، گرمازا و سرمازا
مسائل ناخوشايندي، مثل نامناسب بودن صداي بلندگوها، سرد يا گرم بودن بیشازحد مسجد، تنظيم نامناسب روشنایی در مسجد و ديگر عواملي از اين قبيل، سبب ايجاد سابقة ذهني منفي در ذهن ها افرادي که به مسجد ميمراحل، گردیده و موجبات نارضايتي و گريز جوان ها از مسجد میباشد؛ رفع اين ایراد مديريت داهیانه هیئتامنای مسجد و اشخاص ادارهکننده امورات و مناسبتهاي مسجد را ميطلبد.
4) تصمیمگیری متمرکز
مؤمنان و نمازگزاران و مسئولان مربوط ميتوانند بهمراد تنظيم نرم افزارها و کارها مساجد و جلوگيري از پراکندگي و تعدد تصمیمگیریها، با تعیین تعدادي از اشخاص جوان و دارای تعهد و حتیالمقدور دارای تخصص، همچنين ریشسفیدان با رسیدگی امام جماعت در پوسته هیئتامنا، کارها مساجد را باصلابت و نرمافزارريزي دارای انسجام اداره نمایند.
5) ايجاد تجهیزات فرهنگي ورزشي
مسئولان و گردانندگان مساجد ميتوانند با تهيه و تخصيص تجهیزات فرهنگي از قبيل: کتابخانه، کامپيوتر، تالار استیناف، تشکيل تیمهاي تواشيح، سرود، همخواني قرآن و تشکيل جلسات یادگرفتن قرآن در زمانهاي متفاوت، کلاسهاي تقويتي رايگان و کلاسهاي آموزشي ديگر، منجر جذب جوان ها به مساجد شوند.
6) استعمال از اشخاص خوشصدا
به کار گیری از قاريان قرآن و مؤذنهاي مسن و اشخاص بدصدا در بعضي از وقت ها در مساجد سبب ساز دفع جوان ها از مساجد ميخواهد شد؛ مسئولان مسجد در جهت جذب نوجوان ها و جوان ها به مسجد بايد از مؤذّنان، قاريان و مداحان خوشصدا، جالب و جوان به کار گیری نمايند.
ب) هیئتامنای مسجد
پيشبرد کارها مسجد و آباداني آن، هم به نظر معنوي و هم به نظر مادي، اشتراك مساعي و کوشش والاي اعضاي هیئتامنا را ميطلبد، آن ها ميتوانند با همفکري و همدلي، از عهدة اين وظيفه شرعي و داوطلبانه بهخیر برآيند و ذخيرهاي براي آخرت خویش بردارند؛ خصوصیتهای ضروري که ميبايد اين اشخاص داشته باشند به تفصیل ذيل میباشد.
خصوصیتهای هیئتامنای چیره در جذب نوجوان ها و جوان ها به مسجد
1) همکاري جدي
اعضاي هیئتامنای مسجد ميبايد در اداي وظايف خویش جديت داشته باشند و مصمم تکان نمایند، در غير اين شکل ایراد در کارها مسجد پيش ميآيد.
دعوت به توحید: اسلام برای تأمین خوشبختی جهان و آخرت انسان، اصلاحات خویش را از دعوت به «توحید» استارت کرد تا همه اشخاص انسان یک پروردگار را بپرستند و بعد مقررات خویش را برهمین اصل تشریع نمود و فقط به تعدیل خواست ها و ایفا اکتفا نکرد، بلکه آن را با شرایطی عبادی کامل شدن نمود و نیز معارف حقّه و خوی فاضله را بر آن اضافه کرد. بعد تضمین جاری ساختن را در جايگاه نخستین، به ذمه حکومت اسلامی و در جايگاه دوم، به ذمه جامعه بنیان، تا همه اشخاص جامعه با تربیت با تقوا علمی و عملی و با داشتن حق دستور به دارای شهرت مسجد بابا قدرت مشهد و نهی از منکر در شغل حکومت پژوهش نمایند. از مهمترین مزایایی که دراین آیین مشاهده می شود، رابطه همه اجزای اجتماع با یکدیگر میباشد; ارتباطی که موجب وحدت بدون نقص در میان آن ها میشود; بهاین مضمون که روح توحید در فضیلت ها اخلاقی، کهاین دین بدان دعوت می نماید، ساری و روح اخلاق و رفتار ذکر شده در اعمالی که عموم را بدان تکلیف فرموده، روان میباشد. در فیض، کلیه اجزای آیین اسلام بعداز چک به توحید بر میشود و توحیدش بعد از تجزیه، به طور آن اخلاق و رفتار و آن ایفا جلوه می نماید. به عبارتی روح توحید در شرایطی که در قوس نزول قرار گیرد آن رفتار و اجرا میشود و رفتار و جاری ساختن مذکور در قوس ترفیع، به عبارتی روح توحید میشود; چنان که قرآن مسجد بابا غدیر مشهدمهربان فرمود: (إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ) (فاطر: 10) قانون ها سرازیر در جاری ساختن، در تضمین رفتار و بر ذمه آن میباشد و خوی تمامی جا با بشر میباشد; در خلوت و جلوت، وظیفه خویش را اجرا میدهد و عالی از یک پلیس میتواند کار نماید. علّامه در جواب این گونه های، که در غرب نیز عموم را به خلق و خوی پیشنهاد می کنند، پس آنها نیز میتوانند تضمین اجرائی داشته باشند، میفرماید: «کردار فاضله چنانچه بخواهد مسجد غدیر فلاحی مشهد مؤثر واقع گردد می بایست در نفس ثبات و استقرار داشته باشد و ثبات و استقرارش مستلزم ضامنی میباشد که آن را تضمین نماید و جز توحید ـ یعنی یقین به اینکه "برای فقید صرفا یک خدا وجود داراست" ـ آن را ضمانت نمی نماید، صرفا اشخاصی پای حایل فضیلت ها اخلاقی میشوند که به وجود خدایی واحد و دارنده اسمای حسنا معتقد باشند; خدایی حکیم که خلایق را به مراد رساندن به کمال و به روزی آفرید; خدایی که نه و صلاح را دوست دارااست و شر و خرابی را معاند; خدایی که به زودی خلایق اولین و واپسین را در قیامت عده می نماید تا دربین آنها داوری کند و هرکسی را به آخرین مقدارّ جزایش برساند: نیکوکار را به مشوق و بدکار را به کیفر. 30
«با فرض اینکه عالم خلقت موجودی به اسم آدم را با اصول و مقررات حق، که زیربنای آن میباشد، به وجود آورده میباشد، برای بسط تکاملی آن، تاسی از اصول و مقررات حق را ضروری ساخته میباشد. ... برخی از آیه ها وجود دارااست که اصالت و بایستگی و ثبات حق را درتوان اعلای پیوستگی با بنیاد دنیا هستی و نظم آن پرنور می کند; مانند: (وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَویَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ)(مؤمنون: 71); مسجد غدیر بلوار معلم مشهد در صورتیکه حق از هواها و تمایلات آن ها پی روی کند، افلاک و زمین و هرچه که در آنها وجود دارااست، فاسد می شود. از این سیرتکامل آیهها، به کار گیری میشود که حق آن واقعیتی میباشد که بنیاد اصلی سوله آفرینش روی آن پایدار شدهاست.»31
هر انسانی عضوی از خانواده جهانی میباشد که انسان و حوّا بنیانگذارش بوده اند. وقتی که عموم بدین حقیقت پی میبرند که همگی آنان در غایت، به یک خانواده متعلّقند و عبد خدای گرانقدر می باشند، دیگر جایی برای نژادپرستی، بی عدالتی های اجتماعی و شهروندی جايگاه دوم باقی نمی ماند. وحدت بشریت خیر صرفا نخست آن، بلکه در مقصد نیز وجود دارااست. (إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا اِلَیْهِ رَاجِعونَ)(بقره: 156) مرتبط با تمامی بشریت میباشد. ارتباط شخص و جامعه در اسلام، با اینگونه وحدتی در مبدأ و مقصد تحت عنوان قضیه معاش اجتماعی صورت میگیرد.
2. سفارش به آئین های جمعی: از سوی دیگر، سفارش شدهاست بعضا از عبادت ها همانند نمازهای یومیه و نماز آدینه به طور جماعت برگزار گردد. این فعالیت موضوع تفاهم، عشق و علاقه و محبت فی مابین مسلمانها ساختوساز می نماید. اجرا عبادت به طور مجموعه جمعی، شم وحدت و برادری بین مسلمانها ساختوساز می کند، و هر قدر گستره این جماعت بیشتر خواهد شد، این شم عمیق خیس میگردد. نمازگزاران آرم برابری فقرا و ثروتمندان، حاکمان و رعیت، علم آموزی کرده و غیرتحصیل کرده و سیاه و سپید می باشند که کلیه به سوی یک معبود عبادت می نمایند. از سوی دیگر، همین روحیه اطاعت از رهبری جامعه در میان نمازگزاران را تقویت می نماید. اجرا شغل عبادی نماز جماعت به طور یک پارچه و منظم، بیان کنده این واقعیت میباشد که درصورتی که اشخاص مسلمان عزم نمایند، میتوانند در کل کارها معاش نظم و انضباط داشته و با سود گیری از قابلیت و امکان های نهان و آشکار خویش، حلّال ایرادات خویش و سایر افراد باشند. این یک حقیقت اثبات شدهاست که اسلام یک طرز معاش میباشد; راهنمای جامعی برای آحاد انسان در همگی جنبه های معاش اش. حقوق و دستمزد و فقه اسلامی صرفا برای موضوعات مدنی و مجرمانه تعریف و تمجید نشده میباشد، بلکه همینطور با سیاست، اقتصاد، مسائل اجتماعی، ملّی و دربین المللی نیز راز و عمل دارااست. فقه یک علم و دانش حقوق و دستمزد و وظایف برای بشر میباشد.
3. حاکمیت بنیان آیین بر بقیه نهادها: در جامعه اسلامی، تمامی نهادها در سرویس آیین قرار میگیرند، برخلاف جامعه شناسان غربی که آئین را نهادی در کنار بقیه سازمان های اجتماعی قلمداد می نمایند. از لحاظ اسلامی، «آئین اپ درست و مناسب معاش آدمی میباشد که جمیع بعد ها و وجوه حیات شخص و جامعه را فرا میگیرد و خلال اعتقادات، خوی و عبادات، به معنای اخص ـ مشمول اشکال و اقسام دستمزد، برای مثال حقوق و دستمزد سیاسی، حقوق و دستمزد قضائی، دستمزد جزائی، دستمزد دربین الملل، حقوق و دستمزد اقتصادی و حقوق و دستمزد مدنی (نظیر دستمزد خانواده) میشود و به این ترتیب، تمامی سازمان های اجتماعی را در خویش می گنجاند و بر آنها احاطه و تسلّط داراست.»32
دراینحالت، خلال آنکه در جامعه اسلامی نهادهایی مثل یاد دادن و تربیت التفات بیشتری پیدا می نماید، اکثری از نابسامانی هایی که از ناهمخوانی بین نهادها اجتماعی به وجود میآید، فرصت ظهور و بروز پیدا نمی نماید; به دلیل آنکه در نظام سیاسی اسلام، اقتدار استقلالی نهادها تا حدی کاهش مییابد. مقام «ولایت فقید» در نظام سیاسی اسلام را دراین بستر شل خیس می اقتدار ارزیابی کرد. جایگاهی که ولایت دانا در جامعه اسلامی از آن برخورداراست، موجب می گردد اکثری از معضل های اجتماعی به هیچ عنوان مجال ظهور نیابند. یکی جامعه شناسان میگوید: در سال های بعد از انقلاب، معضل هایی در کشورایران بوده میباشد که درحالتی که ولایت فقید خلا، یکیاز آن ها کافی بود جامعه را مبتلا تحول مهم نماید. قرار به دست آوردن ولایت دانا در رأس حکومت اسلامی از ظهور اختلاف های عمیق در بین تیم ها و احزاب سیاسی و نیز سازمان های اساسی جامعه پرهیز می نماید.33 بخشی از کارکردهای اجتماعی ولایت فقید در سخن حضرت امام خمینی آمده میباشد: «ولایت دانا به کسی جراحت وارد نمی نماید، دیکتاتوری به وجود نمی آورد، کاری که خلاف مصالح مرز و بوم میباشد ایفا نمی دهد، کارهایی که دولت یا این که مدیر جمهور یا این که کس دیگر برخلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح میهن اعمال دهد، عالم در اختیار گرفتن می نماید، پرهیز می نماید.»34
به این ترتیب، جامعه شناسانی مانند پارسونز و به تاسی از او، چلبی، که نظم اجتماعی را به چهار آنگاه تجزیه کرده اند35باید ادله لینک دهنده ای پیدا نمایند کهاین خرده نظام ها را با یکدیگر هماهنگ می نماید. در اسلام، این فضای خالی با وجود «اما عالم» در رأس نظام، مالامال میگردد.
4. شرکت کردن در شغل های جمعی: بی شک و تردید، شرکت کردن و هماهنگی کلیه اشخاص و مجموعه های مجتمع در شغل های اجتماعی در طبقه و سکو نخستین قرار میگیرد. این موضوع که شرکت کردن و هماهنگی عموم یک جامعه اسلامی در تحقق بخشیدن به رفع نیازهای معاش اجتماعی تکلیفی میباشد قطعی، مکان هیچ تردیدی باقی نمی گذارد. برای ثابت این تکلیف با التفات، دلایلی قاطع در منابع اسلامی وجود دارااست; برای مثال آنها، می شود به نکات زیر اشاره نمود:
1. دلایل بی واسطه که عموم را به شرکت کردن تیم جمعی برای به وجود آوردن مصالح معاش اجتماعی فرمان میدهد; مانند: (تَعَویَنُواْ عَلَی الْبرِّ وَالتَّقْوَی وَلاَ تَعَویَنُواْ عَلَی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ.) (مائده: 2)
2. دلایلی که بایستگی عنایت دادن به مجتمع اسلامی و مصالح آن را بازگو می نماید: «مَن أصبح و لم یهتمّ بأمور المسلمینَ فلیس بمسلم»36 این تکلیف ضروری اجتماعی به حیث بزرگی و عدم وضوح و وجود بعد ها متنوّع کارها مسلمانها، از یک شخص برنمی آید. بهاین روی، پرنور میباشد که امور و سرویس ها اجتماعی با شرکت کردن و هماهنگی عموم بایستی اعمال گیرد.
3. فقهای خوب قدر اسلامی در همگی مواقعی که پای مصالح معاش اجتماعی عموم و دفع شرور و ناگواری ها از معاش اجتماعی عموم دربین باشد، مبادرت به برآوردن و تحقق بخشیدن به آن مصالح و دفع شرور و ناگواری ها را واجب کفایی برای هر کسی، که برایش مقدور باشد اعلام می نمایند.
مسجد جامع اردبیل در بافت تاریخی و سابق شهر اردبیل با شماره تصویب 248 مورخ 28 / 03 / 1315 تصویب ملی گردیدهاست. مسجددر محل تلاقی محله های پیر شمس الدین و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عبدالله پادشاه روی یک تپه باستانی واقع شدهاست. مقداری از متنها متاخر از این تاثیر با اسم آدینه مسجد که میان همسایه پر اسم و رسم میباشد، حافظه کرده اند. مسجد در زمان های گوناگون اسلامی بویژه عصر سلجوقی صورت گرفته و تااوایل صفوی، آباد بوده میباشد. مسجد زمان سلجوقی و ایلخانی بسیار کلان خیس و گسترده خیس بوده و بنای راز پای جان دار، تنها گنبدخانه، و تراس مسجد بلندمرتبه را تشکیل میداده میباشد. مسجد عصر سلجوقی در تاثیر زلزله و حمله ویرانگر مغول در مسجد غدیر فلاحی مشهد سال 617 ه.ق تخریبگردید. آنگاه در نصفه دوم قرن هفتم هجری یعنی بعدازظهر ایلخانان مسجد مجدد تجدید بنا اصلی گردیدهاست. هیچ منبعی از تاریخ دقیقخراب شدن گنبد و شبستان های مسجد بعدازظهر ایلخانی کلام نگفته میباشد و به حیث می رسد که پس از تشکیل داد و سازهای عصر ایلخانی واحتمالا قرن نهم هجری به آنگاه این تخریب انجام شده باشد. در سالهای اخیر گنبد مسجد نوسازی شدهاست. در مطالعه حاضرما به آشنایی مسجد آدینه اردبیل، جراحت شناسی و انتقاد و نظارت مسجد بابا غدیر مشهد نوسازی و تجدید بنا گنبد میپردازیم. و پیرو پاسخگویی به اینپرسش ها میباشیم: 1- مهم ترین دست اندرکاران زخم رسان به مسجد و تخریب گنبد چه است 2- در جراحت شناسی مسجد آدینه اردبیل با پیش بینی عارضه های متعدد آنان چه راهکارهایی برای تقرب به معالجه معرفی می شود 3- چه طور با اعتنا به مطالعات و نظارت جدول SWOT مربوط مسجد بابا قدرت مشهد به قضیه نوسازی گنبد را قادر خواهیم بود گزینه عیب گیری و پژوهش در اختیار بگذاریم، شیوه مطالعه تفسیری- تاریخی وگردآوری از روش مطالعات کتابخانه ای و بازدیدهای می دانی میباشد. همینطور به خیال ارزیابی و توصیفات علمی در نصیب آسیبشناسی و مبانی نظری پژوهش کیفی را نیز مشتمل بر میشود. به انگیزه اینکه مطالعات صورت گرفته بر روی مورد و سورژه خاصی (جمعهمسجد اردبیل) میباشد در فیض استیناف موردی نیز دراین استیناف به فعالیت برده میگردد در غایت به دلیل اینکه همزمان چندمورد از روشهای رسیدگی اشاره گردیده را در بر میگیرد دارنده شیوه نامه ترکیبی است.
علیرضا ایزدی شنبه در اعلام کرد وگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: نوسازی مسجد امام(ره) ۱۳ سال به ارتفاع میانجامید ولی سه سال زودتر داربست های آن را گشوده کردیم که در همین سالها بیش تر از هفت میلیارد تومان هزینه گردیده و به همین معیار اعتبار دیگر برای اتمام عمل نیاز میباشد.
او در جواب بهاین پرسش که از سوی کارشناسان، برگزاری مناقصه برای تجدید بنا اثر ها تاریخی برهان مهم تخریب مسجد امام(ره) طرح گردیده، اظهارکرد: آنچه مهمتر از برگزاری مناقصه یا این که مزایده مطرح میباشد، شیوه اختصاص اعتبارات میباشد که تخصیص اعتبارات قطرهچکانی جراحت دور از شوخی بر بدنه تجدید بنا اثرها تاریخی وارد نموده است.
مدیریت آحاد ارثیه فرهنگی استان اصفهان بابیان فعلا عدم دانایی قانونگزار از آلرژی شغل به جا مانده فرهنگی سبب ساز قربانی شدن چگونگی نسبت به کمیت در بازسازی اثرها تاریخی گردیده، خاطر نشان نمود: مسجد امام(ره) با عمر ۵۰۰ ساله بایستی دایم در درحال حاضر پایش باشد که محافظت و مراقبت آن مستلزم اختصاص یک اعتبارات استوار میباشد.
او راجعبه با ردوبدل ۸۰ درصدی کاشی گنبد مسجد امام(ره) طی نوسازی آن خاطرنشان کرد: نوسازی گنبد مسجد امام(ره) از سال ۸۹ شروع شد و تا به امروز ادامه داراست که طی آن ۸۰ درصد کاشیهای مسجد امام عوض شده و تمامی کاشیهای اساسی آن در سال ۳۰ - ۱۳۲۹ بر زمین افتاده و شکسته و تخریب گردیده بود.
ایزدی در جواب بهاین پرسش که تجدید بنا مسجد امام(ره) به یک مجموعه ماهر واگذار نشده، خاطر نشان نمود: نوسازی مسجد امام به دست هنرمند حاذقی به نام پاکدل اعمال می شود که یک بابا و پسری میباشند که در حوزه بازسازی بنامند.
او بابیان اینکه تجدید بنا یک عمل فرصتبر میباشد، خاطر نشان کرد: تجدید بنا مسجد امام(ره) در سالهای مختلفی اعمال شد که اول عصر آن به سال ۱۳۱۶ بر میشود و در آن مجال اکثری از مسجد کاشی نداشت و تخریب گردیده بود سال ۱۳۲۹ توشه دیگر مسجد امام(ره) ذیل بازسازی قرار گرفت و از سال ۱۳۸۹ توشه دیگر داربست به مسجد امام(ره) نصب و عمل نوسازی در حالی شکل گرفت که امروز مسجد امام(ره) را با نمای جدیدی از کاشیها در مشاهده کرد همگان قرار گرفته میباشد.
مدیرکل به جا مانده فرهنگی استان اصفهان که بخشی از نقدهای وارداتی به تجدید بنا مسجد امام(ره) را به حق دانست و تمامی انگیزه را کمبود اعتبارات دانست، خاطر نشان نمود: ارثیه فرهنگی و حفظ اثرها تاریخی علاوه بر اینکه یک فعالیت تخصصی میباشد از آلرژی بالایی برخورداراست و هم ستون فهمیدن آلرژی شغل به جا مانده فرهنگی با دیگر ارگانها حالت را مشقت بار ساخته و این در حالیست کهاین آلرژی و تخصصی عمل به جا مانده با دیگر ارگانها برای قانونگزاران معین وجود ندارد.
ایزدی از برگزاری اولی گردهمایی کمیته هماهنگی شورای بررسی بر بازسازی گنبد مسجد امام(ره) با حضور همگی جوارح خبر بخشید و اذعان کرد: یک کدام از مهمترین هدف ها تشکیل شورای تخصصی رسیدگی بر تجدید بنا گنبد مسجد امام(ره)، یک پارچه شدن ذوق و سلیقه متخصصان و پیشکسوتان در حوزه نوسازی بناهای تاریخی بهویژه گنبد مسجد امام(ره) میباشد.
اواخر اردیبهشت ماه همین سال بود که اداره تمام به جا مانده فرهنگی اصفهان از اتمام عملیات تجدید بنا گنبد کبیر مسجد تاریخی امام(ره) (جامع عباسی) اصفهان و گردآوریآوری داربستهای گنبد بعد از ۱۱ سال خبر اعطا کرد.
گنبد مسجد تاریخی امام(ره) اصفهان با کاربرد بیشتراز ۵۰۰ هزار قطعه کاشی بهتیتر گران قدرترین گنبد کاشیکاری مساجد تاریخی دنیا شناخته میگردد.
مسجد امام(ره) (جامع عباسی) یکیاز اثرها تاریخی میدان نقشدنیا اصفهان میباشد که در زمانه صفوی ساخته شد و از بناهای اساسی معماری اسلامی به شمار میرود.
این مسجد بهواسطه تزیینات بسیار شگفتانگیز بهکاررفته در آن، شهرتی جهانی دارااست. گنبد مسجد یکی شاهکارهای معماری اصفهان میباشد که بهشکل ۲ قالب (دو پوش) بناشده میباشد. طول گنبد داخلی ۳۸ متر و گنبد فرنگی ۵۴ متر میباشد.
این مسجد در سال ۱۳۵۸ با تیم میدان امام (نقشعالم) به تصویب سازمان جهانی یونسکو رسید.
امام علی (ع):ای بندگان خداوند, شما رابه تقوای پروردگار پیشنهاد میکنم , چون این شایسته ترین سفارشی میباشد که بندگان به یکدیگر می نمایند ودر پیشگاه پروردگار شایسته ترین نقطه پایان کارها میباشد .
امام علی (ع):ای بندگان معبود, شما رابه تقوای پروردگار پیشنهاد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میکنم ، به عبارتی خدایی که برای (روی آوردن شما به زهدو تقوا) مثل ها زده ومدت قدمت شمارا مشخص و معلوم نموده است .
امام علی (ع):ای بندگان آفریدگار, شمارا به تقوای آفریدگار توصیه میکنم و از جهان برحذرتان میدارم.
رسول معبود(ص):کسی که از آفریدگار پروادارد, نیرومند معاش نماید و د مسجد غدیر فلاحی مشهد ر میهن معاند خویش امن و آسان بگردد.
امام علی (ع):بدانید که با تقواست که نیش (زهرآلود) گناهان کنده میگردد و بیشک میباشد که به مقصود پایانی می اقتدار رسید.
امام علی (ع):کسی که درختان زهد بکارد, میوه های هدایت بچیند.
امام علی (ع):فرد پارسا در رویه رستگاری گام برمی داراست و از خرابی هجران می نماید و در شغل ساختن معاد حریص میباشد.
امام راست گو(ع): آفریدگار عزوجل هیچ عبد ای را از ذلت گناهان به مسجد بابا غدیر مشهد عزت زهدو تقوا منتقل نکرد,مگر این که اورا بی مالی توانگر تشکیل داد و بی ایل و عشیره ای قوی و بی آن که بشری با اوباشد, اورا از تنهایی به در آورد.
امام درستگو (ع): خداوند عز و جل هیچ بندهای را از خواری گنهکاری به عزت تقوی منتقل نکند جز این که بی دارائی اورا غنی سازد و بی عشیره عزیز گرداند و بی همنشین اورا مأنوس سازد(یعنی اورا با خویش انس دهد).
امام علی (ع): هر کس از پروردگار بترسد و تقوی پیشه نماید، خدا وی را سوای انس ادب مسجد بابا قدرت مشهد میبخشد، و فارغ از گنج وی را بینیاز میکند، و فارغ از سلطنت وی را عزت می دهد.
امام حسن علیهالسلام - خطاب به مردی که با وی در باره تزویج دختر خویش مشاوره کرد- فرمودند: اورا به مردی صالح شوهر ده ؛ چون در صورتیکه دختر تورا دوست داشته باشد گرامیش میدارد و در حالتی که دوستش نداشته باشد به او ستم نمیکند.
امام علی (ع): شمارا به زهدوتقوا داشتن از معبود توصیه میکنم باتقوا خواب (شب) خویش را به بیداری رسانید و روزتان را با آن سپری فرمائید و آن را شعار دل هایتان سازید و گناهان خویش را با آن بشویید وبیماری هایتان را با آن معالجه فرمایید و قبل از فرا وصال مرگ به زهد گرایید.
فرستاده خداوند(ص):زهد و تقوا پیشگان مهترند و فقیهان پیشرو و نشستن در حضور آنها عبادت میباشد .
امام علی (ع): ای بندگان خداوند, بدانید که پرهیزگاران هم عالم را بردند و هم آخرت را, با اهل جهان در (به کارگیری از نعمت های) دنیای آنها شریکند, البته اهل عالم در(خوشبختی) آخرت آن ها باایشان سهم دار نیستند.
امام علی(ع): شمارا به تقوای آفریدگار پیشنهاد میکنم ,چون که آن حق خداست بر شما، زهدوتقوا همواره خویش را بر امت های پیشین و آجل عرضه کرده و می نماید, چون عموم در فردای قیامت که پروردگار آن چه را استارت نموده است گشوده می گرداند و آن چه را داده میباشد میگیرد و از آن چه عطا فرموده میباشد گشوده خواست می نماید, به زهد و تقوا نیازمندند و چه اندکند اشخاصی که زهد و تقوا را پذیرفته و چنان که بایسته و سزاست به کارش بسته باشند! اینان اندک شمارند.
رسول معبود(ص):خدایا منرا چنان از ذات خویش ترسان کن که گوئی تورا میبینم و منرا به پرهیزکاری خویش خوشبخت کن و به نافرمانی خویش بدبخت نکن قضای خویش را برای اینجانب تعیین کن و تقدیر خویش را بر اینجانب خوش یمن کن که نخواهم آنچه را مؤخر کرده ای مقدم کنی یا این که آنچه را مقدم داشته ای مؤخر کنی و گنج من را در روحم بومی کن.
فرستاده پروردگار(ص):دو رکعت نماز بشر باتقوا، رفیعتر از هزار رکعت نماز شخص لاابالی میباشد.
امام باقر (ع): همانا دشوارترین عبادت گشوده ایستادن از گناه میباشد.
امام رضا علیه السّلام فرمودند: سخت ترین عبادت، تقوی و پرهیزگاری میباشد.
فرستاده معبود(ص):عدل و داد پسندیده میباشد ولی از دولتمردان نیکوتر، سخاوت پسندیده میباشد البته از ثروتمندان نیکوتر؛ زهد و تقوا پسندیده میباشد ولی از علما نیکوتر؛ حوصله پسندیده میباشد البته از فقرا نیکوتر، توبه پسندیده میباشد ولی از جوان ها نیکوتر و حجب و حیا پسندیده میباشد البته از زنان نیکوتر.
امام حسن مجتبی(ع):شمارا به تقوای الهی و اندیشیدن همیشه پیشنهاد میکنم، چون که اندیشیدن والدین هم? خوبیهاست.
رسول صلّی الله علیه و آله هنگامی مؤمنی را وداع می کردند، می فرمودند: معبود تورا عفووبخشش نماید و به تقوایت بیافزاید و تورا به هر خیری برساند.
نبی پروردگار(ص):سه چیز میباشد که در کسی که باشد لایق اجر میباشد و ایمانش بی نقص میباشد: اخلاقی که توسط آن با عموم معاش نماید و تقوایی که او را از محرمات پروردگار به دور سازد و حلمی که اورا از جهالت با جاهل بر کنار دارااست.
رسول پروردگار(ص):تاوقتیکه عموم دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر کنند و در شغل های نیک و زهد به امداد یکدیگر بشتابند در نه و خوشبختی خواهند بود، البته در شرایطیکه اینگونه نکنند، برکتها از آنها گرفته گردد و گروهی بر تیم دیگر سلطه پیدا نمایند و خیر در زمین یاوری دارا هستند و خیر در اسمان.
امام علی(ع): به متانت و تربیت نفس خویش پرداختم و برای آن ادبی عالی از تقوای الهی در تک تک حالاتش نیافتم.
امام علی علیه السّلام فرمودند: تقوی و پرهیزگاری سرآمد کلیه اخلاق و رفتار است.
امام حسن مجتبی(ع):زهدوتقوا ، باب هر توبه و سرآمد هر حکمت، و (مایه)شرافت هر کاری میباشد.
امام علی(ع): سروران اهل پردیس، زهد و تقوا پیشگان نیکوکارند.
امام علی (ع): نه عالم و آخرت در دو خصلت بی نیازی و تقواست و شر جهان و آخرت در دو خصلت نیازمندی و گناه میباشد.
امام موسی کاظم(ع): لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم! جهان دریایی عمیق میباشد که بخش اعظمی در آن غرق شدند. پس می بایست دراین دریا، کشتی ات تقوای الهی، توشه آن ایمان، بادبانش تکیه بر پروردگار، ناخدایش عقل، راهنمایش دانش و سکانش(فرمانش) شکیبایی باشد.
امام موسی کاظم(ع): تقوای الهی پیشه کن و فسخ را فرو گذار هر چندین (به ظواهر) نجات تو در آن باشد، چون که هلاکت تو در آن میباشد.
فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هان ای تاجر! همانا بازرگانان در قیامت گنه فعالیت برانگیخته میگردند مگر هر که تقوای الهی پیشه کرده.
رسول معبود(ص): یا این که علی سه چیز میباشد که در هر کس نباشد هیچ شغل وی صحیح نباشد: پرهیزکاریی که اورا از نافرمانی خداوند گشوده دارااست، اخلاق و رفتار خیر و خوبی که با مردمان سازش نماید. بردباریی که از نا آگاهی عموم درگذرد.
رسول پروردگار(ص): هر که سه چیز ندارد از معبود و اینجانب بدور میباشد. پرسیدند آنان چیست؟ اظهار کرد: بردباریی که جاهلیت نادانان را بدان در گذارد و خوش خویی که بدان فی مابین مردمان معاش نماید و پرهیزکاریی که اورا از گناهان به دور سازد.
امام علی (ع):ای بندگان خداوند, شمارا به تقوای معبود توصیه میکنم , چون که زهد و تقوا مهار میباشد و توکل گاه پس بندهای سفت آن را بچسبید و به حقایق آن چنگ در زنید.
وصیت امام علی (ع) به امام حسین (ع): پسرم ترا وصیت می کنم بپرهیز کاری در حالا فقر و گنج و به صحبت حق در درحال حاضر خوشنودی و خشم و وسط روی در هم اکنون نیاز و بی نیازی.
نبی آفریدگار(ص): سه چیز میباشد در صورتیکه کسی معبود را با آن سه دیدار نماید از شایسته ترین عموم میباشد کسی که واجبات پروردگار را اعمال دهد وی عابدترین عموم میباشد و کسی که خویش داری نماید از حرامهای پروردگار وی پرهیزکارترین عموم میباشد، کسی که قناعت نماید بآنچه روزی کرده وی را پروردگار پس از ثروتمندترین عموم میباشد.
امام علی (ع):پروردگار عفووبخشش نماید عبد های را که پروردگارش را مراد داراست و از گناهش غربت نماید، با هوای نفس خویش طرفیت نماید، آرزوی بیجای خویش را لاف شمارد و دنبالش نرود، آن مرد مردانه خویش را با تقوی مهار زده، با خوف پروردگارش لجام بر دهان زده و آن را با مهار بسوی طاعت کشانده و با لجام از نافرمانی حق رانده.
رسول خداوند(ص):هیچ یک از شما به خیال خداوند چیزی را رها نکند, مگر این که معبود عالی از آن را از جایی که گمانش را هم نمی موفقیت, نصیبش فرماید و (هیچ یک از شما) به آفریدگار بی اعتنایی نکند و ندانسته چیزی را نگیرد, مگر این که خداوندبدتر از آن را از جایی که فکرش را هم نمی نماید, سود وی گرداند.
امام علی(ع): تقوای الهی را درباره بندگان آفریدگار و شهرهای وی رعایت نمائید؛ چون حتی از اماکن و حیوانها از شما سؤال شود.
امام علی علیه السّلام فرمودند: از پروردگار بترسید، هر چه بگوئید میشنود، و هر چه در حیث بگیرید می داند بطرف مرگ بشتابید هر چه از او گریز فرمایید وی به شما می رسد، در شرایطیکه توقف نمائید شما را می گیرد و در حالتی که فراموش فرمایید وی شما را بیاد میآورد.
امام علی (ع):تقوی از پروردگار خرابی دلها را می برد، و چرکیها را از داخل آدمی میزداید، و پردهها را از جلو دیدگان بر میدارد، و برای شما وقار آماده میکند، و سیاهی را به روشنائی و فروغ را به ظلمات تبدیل مینماید.
امام علی (ع):طاعت خدا را بمنزله جسم خویش قرار دهید و از آن به تیتر خرقه و پوشش استعمال نکنید، وی را در درون خویش مکان دهید، و در فی مابین اعضاء و اعضا خویش بکار گیرید، و آن را سرآمد هر کاری بدانید و بر کلیه چیز مقدم بدارید.
فرستاده معبود صلی اللَّه علیه و آله فرموند: هر کس یک خصلت را از دست ندهد عالم و آخرت از او اطاعت میکند و به به روزی پردیس میرسد، گفته شد: یا این که فرستاده اللَّه آن خصلت کدام میباشد. فرستاده آفریدگار صلی اللَّه علیه و آله فرمود: آن خصلت تقوی و هراس از معبود است.
امام راست گو (ع):هر کس از آفریدگار بترسد همگی از وی خواهند ترسید و هر کس از پروردگار نترسد آفریدگار وی را از همگان میترساند.
جابر بن مخلوق اللَّه انصاری گوید: یک کدام از از روز ها عباس نزد نبی پروردگار صلی اللَّه علیه و آله آمد عباس مردی قد بلند و قشنگ منظر بودند، وقتی که پیامبر پروردگار وی را مشاهده کردند تبسم نموده و فرمودند ای عمو شما خوشگل میباشید. عباس خاطرنشان کرد: یا این که پیامبر اللَّه زیبائی مرد در چیست و جمال آدم کدام میباشد، پیامبر معبود صلی اللَّه علیه و آله فرمود: گفتار صحیح در موازی حق، اعلام کرد: کمال در چیست، فرمودند تقوی الهی و حسن اخلاق و رفتار.
امام درستگو (ع):تقوی و پرهیزگاری ریشه هر حقی میباشد و هر جا حق باشد تقوی هم در آن جا هست، البته فسخ آن میباشد که شما را از آفریدگار به دور نماید، و این مقاله را تمامی می دانند و هر فرقهای به آن اعتقادوباور داراست، در حال حاضر از فسخ هجران نمایید، و داخل خویش را در سپردن معبود قرار دهید.
امام علی (ع):اینجانب ترا وصیت می کنم بپرهیزکاری پروردگار و اطاعتش و چنگ زدن بریسمانش چون که هر کس بریسمان خداوند چنگ زند بسوی رویکرد راست راهنمائی گردیده،بپرهیز (از معصیت)پروردگار و تفویض نکن کسی را بر رضای معبود چون که آن وصیت خدای عز و جل میباشد بسوی آفریدگانش پذیرفته نمیشود از وی غیر آن وصیت و جز آن وصیت چیزی تعالی شمرده نمیشود بدان که عموم بچیزی بزرگتر از تقوی مکلف نیستند چون که تقوی وصیت ما اهل بیت میباشد پس درصورتیکه میتوانی که نرسی بچیزی از جهان که بخواهی از آن چیز فردا پرهیزکار باش.
مثالای از نگارگری عصر عباسیان. فرشتهای در بوق می دمد. (احتمالااسرافیل که در صور میدمد و خبر از برپایی قیامت می دهد.
در مسئله نگارگری مدرسه بغداد یا این که عباسی با تصویر سازی کتاب ها ترجمه گردیده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد از پهلوی، یونانیسانسکریت به عربی رایج شد. صورتها در نگارههای این مدرسه به نژاد سامی (عربی) مشابهمیباشد. اثر اثر ها نقاشان بیزانسی و مسیحیت را میقدرت گشوده آشنایی. درین اثرها رنگ مورد نامحسوس یا این که به هیچ وجهً نیست. و نگارهها از متن غیر وابسته نیستند و بخشی از متن به شمار میروند. مسجد غدیر فلاحی مشهد
در موضوع سفالگری، سامرا همینطور شاهد استعمال وسیعی از رنگ در تزئینات و احتمالا معرفی تکنیکهای نگارگری براق روی لعاب سپید بود. مهم ترین دستاورد تکنیکی در آن مجال، یعنی اثرات روح قسمت نگارگری براق روی فلزهای قیمتی، در قرنها آتی نیز از عراق به مصر، سوریه، کشورایران و اسپانیا بسط یافت و مسجد بابا غدیر مشهد در غایت باعث به پرورش و بسط صنعت دکوری سرامیک در دنیای غرب شد.
قالیبافی در عصر خلفای عباسی که به تجملات عشق و علاقه داشتند جانی مجددای یافت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمدهمیباشد. «المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبههای پارسی داشتهمیباشد و در کتاب حدود العالم از بافتههایسیستان و بخارا و قالی کوچکهای فارسی حافظه گردیده میباشد.»
تونس و مصر در زمان اغلبیان و فاطمیان
درون مسجد جامع الازهر در مصر مثالای از معماری زمان فاطمیان ۹۷۲ م
وقتی که مسلمان ها شمال افریقا را فتح کردند مدل خاصی در مسجد بابا قدرت مشهد معماری نداشتند. وی با به کارگیری از سنتهای محلی و اقتباس از سبکهای هنری کشور ایران و سوریه دست به ساخت بناهای نو زدند. افزون بر این از معماران و هنرمندان محلی و فرنگی - اعم از قبطی، یونانی، سریانی و اهل ایران - به کار گیری کردند و از طرحهای بناهای دیرین بیزانسی و رومی نیز سود جستند. بدین ترتیب یک تمدن هنری ناهمگنِ «عرب - بربر» پدیدآمد. در صدر مسلمانها تنها به مراد تقابل با هجوم ها معاند قلعه ورباط میساختند، البته بعد از مدتی به تشکیل داد بناهای مذهبی هم پرداختند و سرنوشت قصرهای باشکوهی نیز تاسیس کردند که آنچه اینک برجای باقی مانده، بیشتر به عبارتی ساختمانهای مذهبی میباشد.
عربی کردن فرهنگ و تمدن عموم مصر چندان وقتی مبارزه، البته این در مغرب سالها طولانی شد. مصر بعد از تایید اسلام، نقش فعالانهای در پدیدآمدن فرهنگ و تمدن اسلامی - عربی داشت. اول شهرهای عربی در مصر مانند فسطاط دارنده خصوصیتهایی مشابه به اردوگاههای نظامی بود. عنصرها مهم شهرها را مسجد، قصر، حمامهای همگانی و پادگان و حصارهای کبیر و مستحکم تشکیل میاعطا کرد. ویژگیهای معماری مذهبی در قرنهای ۱-۳ق/ ۷-۹م در آنجا، بنای مسجدهای بزرگی زیرا مسجد عمرو بن عاص قابل مشاهدهمیباشد.
ازجمله بناهای غیرمذهبی درین زمانه «مقیاس النیل» بنا شده در جزیره مدیحه در حوالی قاهره لازم به ذکر میباشد که برای اندازهگیری ترازو بالا و کم شدن سطح آب نیل ساخته شد. از خصوصیتهای معماری اواخر سده ۳ق/۹م (زمان طولونیان) و سدههای ۴-۶ق/۱۰-۱۲م (زمان فاطمیان) برپایی بناهای گسترده، طرحریزی روشن وسعتها و تزیینات به طور گچبری و حجاری میباشد. مسجد ابن طولون که شکل نخستین خویش را تا امروز مراقبت کردهمیباشد و مسجد جامع الازهر و مسجد الحاکم در قاهره در شمار بناهای این دو عصراند.
اولیه آرامگاههای فاطمیان دارنده نقشه مربع، طاقی در اواسط هر نما و گنبدی بر اساسای هشت ضلعی بودند. برای تزیین بقعهها مقرنس نیز به شغل برده میشد. منارههای زمان فاطمیان دارنده اساس مربع و بدنه استوانهای بود که بالای آن طاقک هشت ضلعی قرار داده می شد. از اثرها معماری شهری باقیمانده در قاهره سه دروازه به اسمهای «بابالفتوح»، «باب الزویله» و «باب النصر» لازم به ذکر میباشد.
اغلبیان به آبادانی و ساختن بناها شوق واشتیاق داشتند. زیادةالله نخستین مسجد برزگ قیروان را تشکیل داد و احمد فرمانروای اغلبی نیز مسجد تبارک تونس را بازسازی کرد. افزون بر این اثرها بسیار برای آبیاری و کشاورزی در بخش ها جنوب افریقا که چندان نتیجه هاخیز خلا، ساخته شد. از بناهای مشهور عصر اغلبیان افزون بر دو مسجد اسمبرده مسجد جامع سوسه را نیز میقدرت اسم موفقیت.
قیروان پایتخت اغلبیان اول شهر اسلامی بود که از بسط اردوگاه نظامی عربی در سده ۱ق/۷م پدیدآمد. سنت بناهای مذهبی شرق با سنتهای محلی مغرب آمیخته شد وویژگیهای مساجد قرنها وسطایی مغرب و اندلس را پدید آورد. بنای این مساجد مشمول شبستان ستوندار و راهروهای مختلف عمود بر دیوار محراب که به صحن پهناور سنگفرش گردیده گشوده میشدند، و نیز گنبدها و سقفهای مسطح بر روی ناو محوری و ناو محراب و منارههایی بر مبناهای مربع صورت در سه طبقه بود.
پایین اثر کودتاهای بربرها و سیاست استیلاگرانه اغلبیان معماری مذهبی و غیر مذهبی این عصر خصوصیت دفاعی دارااست. این روحیه خشن مرتبط با زمان برقراری اولیه حکومتهای اسلامی در افریقای شمالی به طور بسیار بارزی در بناهای شهر سوس چشم می گردد. در معماری دفاعی، به ویژه در ساختن رباط استعمال از سنتهای محلی رومی و بیزانسی و نیز استفاده مدل قصرهای عربی خاور مجاورت مشاهده می گردد.
این نصیب نوشتار مستلزم گسترشاست با:
بیان مطالبی در زمینهی نگارگری، خوشنویسی، موسیقی و بقیه هنرهای این عصر.
سوریه، فلسطین و مصر در عصر ایوبیان، ممالیک و مبارزههای صلیبی
این قسمت نوشتار مستلزم گسترشاست.
مأذنه یا موذنه آن قسمت از مسجد یا ساختمانهای مذهبی اسلامی است که برای اذان بیان کردن از سوی مؤذن ایجاد شده است. مأذنهها معمولاً اتاقکی ویژه در بالای گلدستهها (منارهها)ی مسجدها هستند. اذان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد یا بانگ نماز، فراخوانی میباشد به زبان عربی برای اعلام وقت نماز و دعوت مردم به اجرای مراسم نماز. مؤذن شخصی است که بانگ نماز را با صدای بلند و از فراز مأذنه برمیخواند.
قدمت و مقیاس[بازنویسی]
از ظهور اسلام تا نقطه پايان حیات پیامبر اسلام، ماذنهها سقف مساجد بودند. اما اولین مأذنه بر فراز مناره در اسلام، مربوط هست به بعدازظهر امویان و مسجد جامع اموری در سوریه که بوسیله ولید بن مسجد غدیر فلاحی مشهد عبدالملک ساخته شد. این منارهها اصولا، دو برج از برجهای قدیمی کلیسا شهر بود که به ویرانه مبدل شده بود و ولید، با دادن پولی به مسیحیان، این ویرانه را خریداری نمود و بر روی آن مسجدی بنا کرد.[۱][۲] کهنترین مأذنه کشورایران، متعلق می باشد به قرن دوم هجری قمری. این مناره در شهر قم بوده و مربوط به یک مسجد کهن در بعد از مسجد بابا غدیر مشهد ظهر سلجوقی است. ارتفاع این ماذنه 25 متر و کالا و نمای آن از آجر میباشد.[۳]
بلندترین مأذنه عالم، مأذنه مسجد حسن ثانی در کازابلانکا، شمال آفریقاست. این مسجد از دید وسعت، در جایگاه هفتم مساجد عالم هست. این مناره (مأذنه) 210 متر طول داراست. این مسجد در دهه 1980 توسط حسن مسجد بابا قدرت مشهد ثانی، سلطان مراکش ساخته شد.[۴] شرکت بن لادن سعودی نیز، قصد داراست در مسجدالحرام شهر مکه، در جوار کعبه، دو مناره به ارتفاع 420 متر، طراحی و جاری ساختن نماید
ذکر نام ماه رمضان در قرآن
این ماه صرفا ماه قمری میباشد که نامش در قرآن آمده میباشد و نمی اقتدار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مداقه آن را از دید قرآن کریم و مهربان انکار کرد. ماه خوشیمن رمضان آنقدر اصلی میباشد که در آیهها 184 و 185 سوره بقره در ارتباط روزه داری، احکام روزه و کفاره روزه کلام به در میان آمده شدهاست.
واژه و کلمه رمضان یک توشه در قرآن مهربان و فقط در آیه 185 سوره بقره مسجد غدیر فلاحی مشهد آمده میباشد.
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ
معبود متعال در قرآن مهربان میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛
ای اهل ایمان! روزه بر شما پایگاهّر و موردنیاز گردیده، همان طور که بر پیشینیان مسجد بابا غدیر مشهد شما پایگاهّر و موردنیاز شد، تا پرهیزکار گردید»(بقره/ آیه 183)
خدا در قرآن میفرماید:
« شهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًی لِّلنَّاسِ وَ بَیِّنَت مِّنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شهِدَ مِنکُمُ الشهْرَ فَلْیَصمْهُ وَ مَن کانَ مَرِیضاً أَوْ عَلی سفَر فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّام أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِمعدودُ الْیُرازَ وَ لا یُرِیدُ بِمعدودُ الْعُرازَ وَ لِتُمعدودِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکبرُوا اللَّهَ عَلی مَا هَدَاکُمْ وَ لَعَلَّمعدودْ تَتردیدُرُونَ (بقره ، 185)
آن تعدادی روز نادر ماه رمضان میباشد که قرآن برای راهنمائی عموم و علامت های هدایت و فرق دربین حق و فسخ در آن نازل گردیده، پس آن کس که در ماه رمضان در حضر باشد روزه بدارد، و آن کس که مریض یا این که در مسافرت باشد روزهای دیگری را به مکان آن روزه بگیرد، پروردگار راحتی شمارا میخواهد خیر زحمت، غرض این میباشد کهاین روز ها را کامل شدن فرمایید، و آفریدگار را بر اینکه شمارا هدایت کرده بلندمرتبه مسجد بابا قدرت مشهد بشمرید و شاید شکرگذاری فرمایید.
مداقه ماه رمضان
التفات ماه رمضان در روایات
نبی صلی الله علیه و آله فرمودند:
شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّهُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَکَةِ؛
ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهی میباشد که خدا در آن حسنات را میافزاید و گناهان را تمیز مینماید و آن ماه برکت میباشد. (بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)
پیامبر آفریدگار (صلی الله علیه و آله) فرمود:
هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق اینجانب النار؛
رمضان ماهی میباشد که ابتدایش عفو میباشد و اواسطاش مغفرت و پایانش آزادی از حریق دوزخ وجهنم. (بحار الانوار، ج 93، ص 342)
فرستاده پروردگار (صلی الله علیه و آله) فرمود:
لو یعلم العبد ما فی رمضان بارگذاری ان یکون رمضان السنة؛
در حالتیکه مخلوق «آفریدگار» میدانست که در ماه رمضان چیست [چه برکتی وجود داراست] دوست میداشت که مجموع سال، رمضان باشد.
در اوایل زمان عباسی اشخاصی مثل بایزید بسطامی (م 261 ق) و جنید بغدادی (م 267 ق) و ابوبکر شیعی (م 334 ق) در تصوف مشهور شدند. این شرکت معتقد بودند که نحوه وصال به واقعیت کمال مسجد بابا قدرت مشهد انسانی و استحصال حقایق معارف، آمدن به وادی طریقت است و طریقت، ریاضت کشیدن مبنی بر شریعت است.
این تیم کم کم دست به اعمالی زدند که با ظواهر دین و حکم عقل مسجد بابا غدیر مشهد غیر قابل توده بود که نام آن را «کرامات» گذاشتند و در عوض زیرا و چرای فقها اظهار داشتند کهاین کارها از اسرار شریعت می باشد و شمارا از آن خبری وجود ندارد؛ چون شریعت پوست می باشد و واقعیت نسبت به آن، مغز میباشد. مسجد غدیر فلاحی مشهد
این عدّه پس از قرن سوم بهتدریج به تایپ کردن رساله هایی در باب با امور و اعمال خویش پرداختند و در شهرهای گوناگون اشاعه دادند. در قرن ششم و هفتم این نوشته ها به اوج خویش رسید و در طول این مقطع برای سلوک، شیوه و قانونی را تدوین کردند و گفتند: این ها اموری میباشد که در شریعت از آنها خبری وجود ندارد و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سنّتی تازه میباشد.
این فرمان منجر شد که آنها شریعت را یک طرف و طریقت را طرف دیگر قرار دهند و به اکثری از محرّمات شغل کرده و از بسیاری واجبات دست بکشند و این روش سبب به ظهور دسته های مختلفی از اهل تصوف شد.[27]
ضمن آنچه گفته شد، بیان این نکته نیز قابل توجه میباشد که خفقان حکم دهنده بر جامعه از طرف حکومت بنی امیه و بنی عباس نسبت به اهل شریعت، برای مثال عواملی میباشد که قضیه های درون گرایی را آماده آورد. در واقعیت تصوف در اسلام، شروع با اعتزال سیاسی و پارسایی انسانی شروع شد و به یک مضمون، نوعی نهضت اخلاقی ـ انسانی بود. این نهضت در بالا کوشید تا انسانیت و مفاهیم انسانی اسلام را از مرداب عفن و مرگ زای
خلافت که پس از کودتای سقیفه به وجود آمد، نجات دهد و چهرۀ اشرافی، بدوی، خشن و مکّاری که از فرستاده و اولیای الهی در افکار عموم رسم گردیده بود را نفی و محو نماید و در اولیه روز ها پیدایش، حرف از وجود رموز بغرنج ای نبوده میباشد.[28]
بنابر آنچه بیان شد، پیدایش پندار تفکیک و اظهار مطالبی که با شریعت و امرها الهی سازش ندارد از دو تیم صادر گردیدهاست:
گروه نخستین: جاهلان عارف که به جهت عدم تسلط به طرز و ترسیم سلوک، در طریقت دچار اعوجاج شخصیتی شدند و به اظهار «شطحیات» پرداختند.
گروه دوم: عارفان واصل و سالکان وادی معرفت که به اظهار متشابهات پرداختند که می بایست گفته های متشابه آنهارا به محکمات برگرداند و آن را تفسیری هماهنگ نمود.
آنچه مستلزم پژوهش و تبیین است سخنانی هست که از مجموعه دوم صادر گردیده است. آغاز در تحقیق سخنان این بزرگان به نقل آنها می پردازیم و در پی، آن را عیب گیری و رسیدگی کرده و لحاظ امام خمینی رحمه الله را ذکر میکنیم.
6. نقل سخنانی که در آن، شریعت، طریقت و واقعیت قابل تفکیک میباشند
ابن سینا: او در فصل بیست و ششم از نمط نهم کتاب اشارات و تنبیهات میگوید:
گاهی عارف از چیزی که به وسیلۀ آن به سوی پروردگار تقرّب جسته می شود غفلت دارااست؛ پس وی از هر چیزی غافل میباشد و در حکم کسی میباشد که تکلیف ندارد، و چه طور ملزم باشد در حالی که تکلیف برای کسی میباشد که تکلیف را تعقّل نماید؛ آن هم در به عبارتی اینک تعقّل و درایت از تکلیف؟!
مراد وی این میباشد که عارف گاهی در حال اتصال به حق، از فقیه محسوس غافل میشود و تکالیف فقهی را جاری ساختن نمی دهد. وی گناه کار وجود ندارد؛ به دلیل آن که در حکم غیر مکلفین میباشد و تکلیف به کسی تعلّق می گیرد که از تکلیف باخبر باشد؛ آن هم در طول تدبیر و یا این که به کسی تعلّق میگیرد که عملاً باعث رخنه تکلیف خواهد شد.[29]
به حیث میرسد این حرف، الهام قسمت اکثری از سخنانی میباشد که بین شریعت، طریقت و واقعیت، نوعی مرز رسم نموده اند؛ بهاین معنی که با استارت طریقت و تحقّق سیر و سلوک و غور در داخل، به ندرت نیاز به شریعت نادر خیس میگردد؛ تا به جایی میرسد که سالک هیچ سیرتکامل نیازی به رعایت شریعت نخواهد داشت.
مولوی: او در مقدمۀ محل کار پنجم مثنوی معنوی در جایگاه شرح و توضیح شریعت و طریقت و واقعیت برآمده و با تبیین تمثیلی آن، نظری ارایه داده است که عدّه ای با تمسک به آن به تفکیک شریعت و طریقت و واقعیت فتوا داده اند؛ وی میگوید:
شریعت همچو شمعی میباشد که ره می کند و بی آنکه شمع به دست آوری، منش رفته نشوی و کاری کرده نگردد. زیرا در شیوه آمدی این رفتن تو طریقت میباشد و زیرا به مقصد رسیدی آن واقعیت میباشد و جهت این گفته اند: «لو ظهرت الحقائق بطلت الشرائع». همچنان که زیرا مس، زر شود و یا این که خویش از اصل زر بود اورا خیر دانش کمیاب حاجت میباشد که آن شریعت میباشد، و خیر خویش در کمیاب مالیدن که آن طریقت میباشد.
نتایج آن که شریعت همچو دانش کیمیا تعلیم می باشد از مدرس یا این که از کتاب، و طریقت به کار گیری کردن داروها و مس را در کم یاب مالیدن، و واقعیت زر شدن مس.
کیمیادانان به دانش کیمیا شادند که ما دانش این می دانیم، و شغل کنندگان به شغل شادند که ما اینگونه امور میکنیم، و واقعیت یافتگان به واقعیت شادند که ما زر شدیم و از دانش و عمل کم یاب آزاد شدیم.
یا این که نمونه شریعت همچو دانش طب آموختنی میباشد، و طریقت، غربت کردن به موجب طب و تناول کردن داروها میباشد، و واقعیت، صدق یافتن ابدی و از آن دو خارج از شدن. زیرا آدمی از این حیات می رود شریعت و طریقت از وی جدا از هم شود و واقعیت ماند.[30]
از عبارت نام برده اینگونه بر می آید که رابطۀ در بین شریعت، طریقت و واقعیت رابطۀ وسیله و غرض است؛ وسیله تا هنگامی قیمت فایده مندی دارد که آدم را به غرض برساند و آنگاه که بشر به غرض مناسب خویش دست یافت، دیگر نیازی به رعایت وسایل وجود ندارد.
شریعت فرمان سلوک میباشد؛ با رعایت فرمان سلوک تکان در راه و روش شروع میشود؛ با حرکت، بشر به غرض خویش می رسد و با وصول به غرض بی نیازی از آنان نتایج می گردد.
شبستری: برای مثال عرفایی که در خصوص رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت به صراحت صحبت گفته است، روضه خوان شبستری می باشد. وی در یکسری مکان باغ سر به تبیین رابطۀ شریعت و طریقت و واقعیت پرداخته اند. ظواهر برخی از اشعار باغ سر طلاق پذیری شریعت، طریقت و واقعیت در پروسه سلوک است.
شبستری در پاسخ این سؤال که مرد کل و بی نقص که می باشد؟ میگوید:
مرد بی نقص کسی می باشد که:
شریعت را شعار خود سازد طریقت را دثار خود سازد[31]
درپی جهت توضیح مقاله، مثالی میآورد که در آن نمونه به صورت مصرح در امر شریعت و واقعیت و طریقت حیث میدهد:
شریعت پوست، مغز آمد واقعیت دربین این و آن باشد طریقت
ایراد در نحوه سالک نقص مغز می باشد چو مغزش پخته شد بی پوست نغز می باشد
چو عارف بدون شک خود پیوست رسیده گشت مغز و پوست بشکست
وجودش اندرین فقید نپاید برون رفت و دگر هیچ وقت نیاید[32]
لاهیجی در تفصیل خویش بر باغ سر درین رابطه می گوید:
بدان که نزد پژوهشگران هدف از شرایع و اجرا و عبادات ظاهری و باطنی، تقرّب به حق میباشد و روندگان این راه زیرا با وسایل عبادات و متابعت باید ها و نباید ها به غایت کمال می رسند بر دو گروهند:
دسته اول: اشخاصی که تجلی فروغ و روشنایی الهی، نوروفروغ عقل اورا بپوشاند و در دریای وحدت محو و مستغرق شدند و از آن استغراق و بی خویش شدن به کنار دریا محو و مرتبۀ عقل گشوده نیایند؛ زیرا مسلوب العقل گردیده اند. به رخداد حیث اولیا و علما تکالیف شرعیه از این طایفه ساقط هست؛ چون
تکالیف شرعیه بر عقل است و این ها از والهان طریقتند.
تیم دوم: کسانی که بعداز استغراق در دریای وحدت و کسب به منزلت توحید و بهره مندی از سُکر بقا به حق، به دلیل موعظه خلق به جایگاه صحو بعد از محو (هشیاری بعداز استغراق) گشوده میشوند. این موسسه اگر در صدر قیام به ادای حقوق شرعیه می نمایند، از فرایض و نوافل در نقطه پایان نیز منفعت مندند.[33]
طبق تفسیر لاهیجی گروهی از سالکان در مرحله ای از سیر خویش به بی نیازی از شریعت دست می یابند. این بی نیازی خیر صرفا نقص بر آنان وجود ندارد، بلکه نوعی کمال نیز است.
حافظ: او نیز دارنده سخنان متناقض نما میباشد. ادعای بی نیازی از شریعتی که از طرف معبود به وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله بر بشر عرضه گردیده است از سخنان متناقض نمای وی میباشد.
دراین جا تعدادی مثال از سخنان حافظ را بیان میکنیم:
ـ پیر ما اظهار کرد خطا بر اتومات صنع نرفت
آفرین بر حیث تمیز خطاپوشش باد
ـ ثروت در آستین و کیسه تهی
بحر توحید و ما غرقۀ گنهیم
ـاین چه استغناست یا این که رب وین چه کم حکمتست
کاین همگی جراحت نهان میباشد و زمان آه وجود ندارد[34]
با بیان مثال هایی از سخنان رمزآلود بزرگان وادی عرفان در صدد ذکر این نکته بودیم که وجود اینگونه سخنانی از طرف بزرگان، موجب این گردیده است که عدّه ای در مرحله ای از سلوک از کار به شریعت دست بکشند و به زعم خویش از ظواهر عبور کرده و به درون گام بگذارند، کهاین مقاله رهزن افرادی شده است که در اوایل سلوک هستند. و چه بسا عدّه ای با تمسک بهاین سخنان، کار به شریعت را امری عارضی دانسته و آن را در مقطعی از معاش لازم دانسته و به درنگ جایگزین بیفتند.
نکته ای که دراین جا اعتنا به آن لازم میباشد این که منشأ صدور این سخنان چیست؟ آیا همۀ بزرگان وادی سلوک که بخش اعظمی از آنها حافظان شریعت الهی بوده اند اینگونه تعلیماتی دارند؟ و دیگر این که می اقتدار از اینگونه سخنانی قاعدۀ کلی به دست آورد و بر طبق آن فعالیت کرد یا این که خیر؟
7. حرف بزرگان عرصۀ سلوک که به عیب گیری و پژوهش نگرش فوق برخاسته و ارائۀ طرز نموده اند
1. جنید (م 297 ق) از پیشگامان تصوف اسلامی، در بایستگی و بها شریعت و ضرورت متابعت از آن در همۀ روند سلوک میگوید:
همۀ روش ها به بن بست می رسند، مگر راهی که درپی پیامبر معبود صلی الله علیه و آله باشد؛ پس کسی که حافظ قرآن و کاتب حدیث نباشد، تاسی از او درین فعالیت جایز وجود ندارد؛ زیرا عمل و مذهب ما در قید کتاب و سنّت میباشد.[35]
2. غزالی (م 505 ق) دراین ارتباط میگوید:
در حالتیکه همۀ عقلا و حکما و عالمان اسرار شرع دست به دست هم بدهند تا چیزی از طریق و کردار صوفیه را به خوب از آن تغییر تحول دهند، نخواهند توانست، به این دلیلکه کل حرکات و سکناتشان در ظواهر و باطن از روشنایی مشکاة نبوّت اقتباس شده و جز فروغ و روشنایی نبوّت در عالم نوری وجود ندارد تا به نوروروشنایی آن هواخواهی توفیق.[36]
از سخنان این بزرگان بر میاید که عدّه ای از متجاهلان سلوک با مرزبندی فی مابین شریعت، طریقت و واقعیت، نسبت به شریعت الهی در مرحله ای بی مهری کرده و با برداشت نادرست، خویش را بالاتر از قید و سد تکالیف قلمداد کرده اند. روی این مبنا بزرگان سلوک اینگونه سخنانی را رد کردند و ساحت بزرگان وادی عرفان و تصوف را از اینگونه سخنانی پاک نمودند.
3. حیدر آملی (م 782 ق) به گستردن بدون نقص این مسأله پرداخته و میگوید:
مراتب عموم مجموعاًَ ـ اعم از عوام و خاصیت و خاصیتِ خاصیت ـ از سه شکل خارج وجود ندارد: حالت آغاز، شرایط میانه و موقعیت غایت. ولی حصر مراتب به حیث کلیات و اجمال
است و گرنه به حیث جزئیات و شرح، حصر نمی پذیرد.
پس «شریعت» اسم و عنوانی هست برای حال و روز الهی و شرع نبوی از دید بدایت، و «طریقت» نام آن است از دید میانه، و «واقعیت» نام آن میباشد به حیث غایت. و مراتب ـ هر یک سری که بسیار باشند ـ از این سه درجه خارج نیستند؛ پس شریعت نام کاملی [است] برای همۀ مراتب، و مراتب خیال گردیده بر آن مترتّب است.[37]
4. جلال الدین همایی در توجیه آنچه در مقدمۀ محل کار پنجم مثنوی معنوی آمده میباشد می گوید:
قشر و مغز و روغن بادام، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ به این دلیلکه قشر، حافظ مغز و مغز، حافظ روغن است. همچنان شریعت و طریقت و واقعیت نیز لازم و ملزوم یکدیگرند؛ چون که شریعت محفظۀ طریقت و طریقت بانک دار واقعیت است.
نکته این جا میباشد که در زمانّ پروسه طریقت و وصال به رمز خانه واقعیت، در همه فعلا و هر مرحله و منزلت که باشیم، رعایت آداب شریعت و عمل کردن و تقیّد به تکالیف و وظایف فقهی مذهبی، واجب و لازم است و در هیچ موقتا و مقامی اسقاط تکلیف نمی شود؛ مگر در جایی که خویش شارع رفع خودکار و اسقاط تکلیف نموده باشد.
و به باور اینجانب واقعیت امر این میباشد که وصال به مرحلۀ طریقت و واقعیت جز از طریق شریعت و التزام عبادات و مقررات احکام و رعایت حلال و حرام شرعی، به هیچ عنوانً و اصلاً ممکن و میسر وجود ندارد. کدام ریاضت سنجیده فراتر و بهره نصیب خیس از مواظبت بر فرایض و اجتناب از محذورات و محرّمات مذهبی می باشد؟! هرگاه پای مندوبات و مکروهات را هم به بین بکشیم و خویش را مقیّد به جمیع این قبیل کارها و آداب نیز در اختیار بگذاریم، بلندمرتبه ترین و دشوارترین ریاضت های سنجیده سودمند را متحمّل گردیده ایم. و بالجمله: چهت نیل به سرمنزل واقعیت که رده مقربان الهی میباشد: اطاعت دستور و ملاحظه مقررات شریعت، فرض عین و واجب مؤکّد است و در حالتیکه کسی از این قاعده مستثنا باشد، به عبارتی طایفۀ دیوانگان و مجذوبان را توان اذعان کرد که در تاثیر علاقه مشقت بار الهی در حالت سکر و محو و استغراق به رمز می برند.
ویّلاً: نیل به واقعیت فارغ از طریقت متناسب با شریعت ممکن وجود ندارد.
ثانیاً: تکلیف صرفا از دیوانگان و مجذوبان ساقط می باشد که در اکنون سکر و محو و استغراقند.
ثالثاً: شاید خواسته مولوی نقل پیمان دیگرافراد بوده و یا مقصود وی به عبارتی طایفۀ مجذوبان است که تکالیف فقهی و آداب طریقت از وی ساقط میباشد.[38]
گرچه سخنان امثال جنید، غزالی، حیدر آملی، و همایی تمامی در توجیه و تفسیر و تأویل سخنان امثال ابن سینا، مولوی، شبستری، لاهیجی و سایرافراد میباشد که شریعت، طریقت و واقعیت در همۀ پروسه سلوک قابل تفکیک نیستند و درصورتی که سخنانی شطح سیرتکامل مشاهده میگردد که در آن اظهار بی نیازی از شریعت گردیده مرتبط با گروهی از سالکان ویژه است، البته آنچه در این مکان مورد نیاز میباشد گفته خواهد شد این میباشد که استثنای سالکان مستغرق وجه درستی ندارد؛ چون ما نباید واقعیت را در نقطه ای بعد از طیّ فاصله های روضه خوان تلقّی نموده، شریعت و طریقت را در نقاط مسیر واقعیت تلقّی کنیم؛ بلکه هر قدمی که بر طبق امر الهی بر میداریم به به عبارتی اندازه از واقعیت مطلق برخوردار می شویم. این سیر و دگرگونی نمی تواند در نقطه ای به اسم «وصول به واقعیت» ختم گردیده و محدودیتی برای خویش واقعیت ساخت نماید. این سیر بی غایت که با دگرگونی کمال روحی یاور میباشد، در هر رتبه ای روح انسانی را کیفیت خوب خاصی روبه رو می سازد که از قلمرو پیشین عمیق خیس و خوب خیس می باشد.
نقطه نهایی این سیر و سلوک را مانند نقطه پايان سیر طبیعی و تکان ساده فرض کردن، از غایت بی خبری هست؛ چون تصور نقطه نهایی و شروع و میانه در «بی غایت»، آن اندازه بی محور است که فرو رفتن در تناقض! روح آدمی، آن بارقۀ الهی، در مسیر خویش به عظمت ها و نورانیت هایی نایل میگردد که در صورتی برگردد و به مراتبی که در پشت سر نهاده میباشد بنگرد و آن مراتب پست را شئون انسانی خیال و خاطر نماید، آن مرتبۀ وسیع و نورانیت فوق معمولی را وصول به معبود می شمارد و این تخیل، کشف کننده از بی گنجایشی انسان میباشد که معنای «ثُمَّ أنْشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ» و «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» را نمی داند.
8. تحقیق ویژۀ امام خمینی رحمه الله
اعتنا محوری نوشتهعلمی، نظارت نظر و بینش حضرت امام خمینی رحمه الله راجع به با رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت است. تا به امروز با نظریات برخی از سالکان و عارفان رویه رسیدن آشنا شدیم و تعبیروتفسیر و محاسبه آنهارا بازگو کردیم. دراین بخش به تعدادی و زیرا استیناف حضرت امام رحمه الله میپردازیم.
در بالا بیان این نکته مورد نیاز میباشد که حضرت امام رحمه الله در علم ها متعدد بعد از ظهر خویش سرآمد بودند؛ و وجود کتاب ها عرفانی و نیز حاشیه ها وی بر کتاب ها اصیل عرفانی، نشان ای از رمزّ و درون عرفانی آن حضرت میباشد؛ تایپ کردن کتاب عمیقی زیرا شرح دعای سحر در 29 سالگی و پیاده سازی کتاب دیگری زیرا مصباح الهدایه الی الخلافة والولایه در 39 سالگی حکایت از احاطه امام در عرفان داراست.
از طرف دیگر سیرۀ عملی آن مرد بزرگ در عرصۀ خوی شخصی و تحقّق دگرگونی عمیق و اعجاز آسا در عرصۀ اخلاق و رفتار جمعی و به وجود آوردن موج نو فرهنگی در فرا روی بشریت عصر امروزی و فرامدرن، نمایانگر تجربه عمیق عرفانی وی در عرصۀ عرفان عملی می باشد.
صاحب فتوا بودن در فقه در همۀ قلمروهای معاش و احیای آن در ساحت های جدیدی از معاش بشر و تصلّب در رعایت حدود شریعت در معاش شخصی و جمعی، در کنار سیر و سلوک عارفانۀ حقیقی وواقعی و اعتنا به داخل با سرودن سروده های عرفانی، موجب حیرت می باشد. تحت عنوان مثال، امام رحمه الله در دیوان خویش اینگونه میگوید:
ـ اسفار و شفای ابن سینا نگشود
با آن کلیه جر و دعوا ها مشکل ما
ـ از درس و بحث مکتب ام حاصلی نشد
کی می قدرت رسید به دریا از این سراب
ـ آنچه روح افزاست استکان باده از دست نگارست
نی مدرّس، نی آموزگار، نی حکیم و نی خطیب میباشد
ـ گفته های فیلسوف و صوفی و درویش و روحانی
در خور وصف جمال دلبر فرزانه وجود ندارد
ـ در استاد دانا به جز قیل و قال وجود ندارد
در دادگاه هیچ از وی داستان عدم وجود
در محضر ادیب شدم، بلکه یابمش
دیدم صحبت جز ز معانی ذکر عدم وجود
ـ ابن سینا را بگو در طور سینا ره نیافت
آن که را دلیل سرگردان ساز تو گیج نمود[39]
این ها مثال ای از اشعار امام رحمه الله است که در جنبه های عرفانی امام رحمه الله بدیهی است.
امام رحمه الله در کتاب قیّم مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه منزلت خلافت و امامت در نشئۀ ظواهر و غیب را تبیین کرده و در بخش نهایی کتاب به تبیین و تحقیق «اسفار اربعه» پرداخته اند. در این بخش شروع سفرهای چهارگانه در سیر و سلوک را از نگرش مرحوم حکیم قمشه ای نقل و نقد می نمایند؛ آنگاه به طرح نظریۀ خویش در اسفار اربعه میپردازند که به نظر نگارندۀ نوشتهیعلمی از آن می شود به محاسبه رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت از طریقه امام رحمه الله دست یافت.
به لحاظ حضرت امام رحمه الله سفرهای چهارگانه در سیر و سلوک الی الله عبارتند از:
نخستین: سفر از اخلاق به سوی حق مقیّد
دوم: مسافرت از حق مقیّد به حق مطلق
درین هجرت، تعیّنات فقیه خلقی و هویات وجودی به تدریج در نظر وی مستهلک میگردد و سالک از ظهور فعلی حق عبور کرده و حق گران قدر با وحدانیت بر وی تجلّی پیدا می نماید و سالک شی ها را به هیچ وجهً نمی بیند و از ذات و صفات و افعال خویش فانی میگردد. درین هجرت در شرایطیکه از اَنانیّت وی چیزی باقی مانده باشد شیطان به صفت ربوبیت بر وی ظهور می نماید و موجب صدور «شطح» از وی خواهد شد.
بنابراین بایستی دانست که کل شطحیات که از اشخاص صادر می توان به نقصان سلوک (رعایت نکردن آداب و رسوم طریقت و شریعت) و یا این که به نقصان سالک (نداشتن گنجایش وجودی) بر میگردد؛ چون در وجود اینگونه عده ای هنوز از اَنانیّت بقایایی وجود دارد و به همین عامل اهل سلوک معتقدند که سالک بایستی دارنده مدرس و رهبر باشد تا بتواند او را نسبت به طرز سلوک آگاهی دهد تا از فی مابین راههای فراوان سلوک باطنی از جادۀ ریاضات شرعی (مراقبت شریعت) بیرون نشود؛ به پیمان حافظ:
انقطاع این مرحله بی همرهی خضر نکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی[40]
پس در این مرحله در صورتیکه التفات الهی در موضع تقدیر استعدادها دربرگیرنده اکنون وی گردیده باشد، پروردگار اورا از فقیه نیستی به خویشتن بر می گرداند و مهاجرت سوم را استارت می نماید.
سوم: سفر از حق به سوی اخلاق و رفتار حقّی به واسطه حق
چهارم: سفر از خلقی که به عبارتی حق میباشد به سوی اخلاق و رفتار
درین سفر، سالک از اعیان ثابته (غیب ـ ملکوت) به اعیان فرنگی مهاجرت می نماید، در حالی که در تمامی چیز جمال حق را مشاهده می نماید و مقاماتی که اعیان فرنگی در نشئۀ علمی دارا هستند را می شناسد و نحوه سلوک آنهارا به حضرت اعیان ثابته و فراتر از آن میداند و از چگونگی وصول آنها به وطن مهم شان باخبر است. در این هجرت میباشد که آئین و شریعت می آورد و احکام ظاهری بدنی و احکام باطنی قلبی جعل می نماید و از خدای تبارک و صفات و اسماء و معارف الهی ـ به اندازۀ شایستگی مستعدان ـ خبر میدهد.[41]
بنابر حیث امام رحمه الله در صورتی، در طریقت، سخن و یا این که عملی از سالک سرزند که با منطق نظری سلوک و با ساحت ربوبی حق تعالی سازگار نباشد، دو انگیزه دارااست: اول این که سالک از شیوه و ترسیم خانه ها خبر ندارد و یا خبر دارد اما گنجایش وجودی اش قدرت و کشش این توشه را پیدا نکرده میباشد و در طی سلوک، کاسۀ وجود وی مالامال گردیده و به شطحیات امان آورده می باشد. و «الشطحیات آحادّها اینجانب نقصان السلوک و السالک» طبق این ذکر، سخنان بزرگانی زیرا لاهیجی که می بیان کرد: «کسانی که پس از استغراق در دریای وحدت و حصول به رده توحید گشوده نیایند از تکالیف شرعیه معاف می باشند» و شبستری که می اذعان کرد:
جز از حق وجود ندارد دیگر هستی الحق هوالحق گوی و گو خواهی انا الحق
و مولوی که شریعت را یاد دادن و طریقت را استفاده کردن و واقعیت را شدن میداند و استاد همایی که گروهی را از شریعت مستثنا می نماید، مثال های دیگر شطح خواهند بود.
نوشتهی علمی اصلی دیگری که مؤیّد این طریقه میباشد این که در صورتیکه با طیّ طریقت، بی نیازی از شریعت نتایج خواهد شد، انبیای الهی و اولیا و اوصیا که خویش از آورندگان شریعت میباشند باید در مرحله ای از مراحل سلوک، خویش را غنی از کار به شریعت چشم و یا این که لااقل درین گزینه توصیه ای به شاگردان خاص خویش کرده باشند؛ البته در تاریخ معاش پیامبران و پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین علیهم السلام و ائمۀ هدی تحت عنوان حاملان سپرده الهی هیچ سیرتکامل اثری از اینگونه مطالبی نیست.
حضرت امام رحمه الله در اثر ها دیگر خویش نیز به این نوشتهعلمی اشاره دارد. در کتاب شرح دعاء السحر میفرماید:
کیف، و دانش ظاهر الکتاب و السنّة اینجانب أجلّ العلوم قدراً و أرفعها منزلةً، و هو أساس الأعمال الظاهریة و التکالیف الإلهیة و النوامیس الشرعیة و الشرائع الإلهیة و الحکمة العملیة، التی هی الطریق المستقیم إلی أسرار الربوبیة و الأنوار الغیبیة و التجلّیات الإلهیة. و لولا الظاهر لَما وصل سالک إلی کماله و لا مجاهد إلی مآله[42].
امام رحمه الله در پایان این فراز، اصلی کلی ارائه داده میباشد که سوای شریعت و حفظ ظاهر، هیچ سالکی به کمال خویش و هیچ مجاهدی به غرض خویش نمیرسد.
وی در تعلیقات خویش بر تفصیل فصوص الحکم در «فصّ ایوبی» در توضیح ضرورت حفظ شریعت در همۀ ادیان میفرماید:
طریقت و واقعیت صرفا از روش شریعت به دست میایند؛ چون ظواهر، نحوه داخل میباشد.
و در نقطه پايان میفرماید:
و اینجانب أراد أن یصل إلی الباطن اینجانب غیر طرز الظاهر ـ کبعض عوامّ الصوفیة ـ فهو علی غیر بیّنة اینجانب ربّه.[43]
امام رحمه الله در کتاب ها عرفانی خویش که به لهجه فارسی نگاشته گردیده است نیز متذکر این مسأله شدهاست. در کتاب گستردن چهل حدیث در امر با رعایت آداب فقاهتی، آن را تا پایان سلوک موردنیاز دانسته، میفرماید:
بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمیشود مگر آن که آغاز نماید آدم از ظواهر شریعت و تا آدم متأدّب به آداب شریعت حقّه نشود، هیچ یک از رفتار حسنه از برای وی پیدا نشود و ممکن وجود ندارد که نوروفروغ معرفت الهی در قلب وی جلوه نماید و دانش باطن و اسرار شریعت بر وی منکشف شود و بعد از انکشاف واقعیت و بروز انوار معارف در قلب نیز متأدّب به آداب ظاهره خواهد بود.
حضرت امام رحمه الله دراین مورد که ممکن میباشد اشخاصی که نسبت به مسائل عرفانی بیگانه میباشند نتوانند برخی از تفسیرهای عرشی عارفان را فهم و شعور نمایند، میفرماید:
از کارها اساسیّه ای که تنبّه بر آن موردنیاز میباشد آن میباشد که در صورتیکه کلامی از بعض علمای نفس و اهل معرفت دیدند، فارغ از حجت فقهی رَمی به خرابی نکنند و گمان نکنند که کسی که نام از مقامات اولیا پیروزی، صوفی میباشد یا این که مروّج دعاوی آن. به جان دوست عهد و پیمان! لغت ها نوع آنها تفصیل گفته ها قرآن و حدیث میباشد.[45]
با وجود آنچه گفته شد، این حقیقت را نمی قدرت انکار کرد که عدّه ای از عرفا سخنان رمزآلودی دارا هستند که از آن تعبیر و تفسیر به «شطحیات» شدهاست. عدّه ای از عرفا و صوفیان وجود شطح را ناشی از اکمال و اتمام اوامر و اتصاف ذاتی به آن شمرده و در قبال طعن سایر افراد، آن را اقتضای سیر در منازل در قبال ناپختگان دانسته اند و می اقتدار این شعر حضرت امام رحمه الله را نیز بر این طرز حمل کرد که فرمود:
سوای خویش شدم و کوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار راز دار شدم
در میخانه گشایید به رویم شب و روز که اینجانب از مسجد و از مکتب بیزار شدم[46]
سود گیری
بی نیازی از شریعت در کسب به واقعیت بعداز طیّ وادی طریقت، از طرف دو تیم مطرح گردیده میباشد:
اولیه: جاهلان به منش و ترسیم منازل و عرفان گرایان عارف نما که در دفاع سیر و سلوک به دنبال گریزو فرار از فعالیت به شریعت الهی میباشند. این تیم در توجیه فراروگریز از تکالیف الهی، ایدۀ بی نیازی از فعالیت به ظاهر آئین را طرح می نمایند.
دوم: سالکان و والهان و شیفتگان واقعیت که از طرفی در عرفان نظری به خط مش و ترسیم
خانه ها وقوف بی نقص دارا هستند و ظاهر و بواطن سیر در طریقت را میشناسند و از سایر سو در عرفان عملی سال ها بر جادۀ طریقت گام زده اند که به حیث این عدّه، بی نیازی را فقط برای عدّه ای خاص که مستغرق انوار الهی می باشند و از رده عقل عبور کرده و جزو والهان انوار ذات الهی گردیده اند، مطرح می نمایند.
در نوشته ی علمی گفته شد که ارزیابی ویژۀ حضرت امام رحمه الله این میباشد که در هیچ حالی و در هیچ منزلی از منازل سلوک نمی اقتدار از بی نیازی کلام اعلام کرد؛ چون این صحبت شطحی بیش وجود ندارد و حکایت از نقصان سلوک و سالک داراست. به عبارت دیگر: هرگونه ادعای بی نیازی از ریاضات شرعیه، حکایت از دو مقاله دارااست: نخستین نقصان نتایج در سیر و سلوک؛ دوم نقصان نتایج در سالک؛ بدین ترتیب قابل تایید وجود ندارد و درحالتی که دراین باره سخنی از بزرگی رسیده باشد می بایست آن را تأویل نمود.
نمازهای 2 رکعتی یک قعده داراهستند و نمازهای 3 و 4 رکعتی دارنده دو قعده میباشند که «قعده نخستین-قعده پایان» اسم دارا هستند.
قعده:
نشستن در نماز
هنگام نشستن در نماز:
1-مردها بر روی پای چپ نشسته پای راست را بطوریکه انگشتان مسجد بابا قدرت مشهد پا به زمین بخورند راست نگه دارا هستند.
2-خانمها بر روی زمین نشسته و هر دو پا را از سمت راست خارج بیاورند.
هنگام نشستن نوک انگشتان دست نرسیده به زانوها قرار بگیرند.
بعداز نشستن آغاز«تشهد» را میخوانیم.
تشهد:
“التَّحیّاتُ لِلّهِ و الصَّلَواتُ و الطَّیِّباتُ السَّلامُ علَیکَ ایُّها النَّبیُّ و رَحمَهُ اللهِ و بَرَکاتُهُ السَّلامُ علَینا و علی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ اشهَدُ ان لا الهَ الّا اللهُ و اشهَدُ انَّ محمَّداً عَبدُهُ و رَسولُهُ “ مسجد بابا غدیر مشهد
ترجمه: کلیه سلام ها و نمازها و شغل های پاکیزه لایق خداست درود و مسجد غدیر فلاحی مشهد سلام معبود و عفو و برکاتش بر تو ای رسول پروردگار , و درود بر ما و بندگان نیک خداوند باد , شهید شدن می دهم فرمان روا و فریادرسی جز خدای یکتا وجود ندارد و نیز شهید شدن می دهم که همانا محمد (ص) عبد و رسول ی خداست. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
یاداوری:
درحالتی که نماز دو رکعتی باشد بعداز قرائت تشهد «صلوات و دعا» را نیز خوانده و درود میدهیم و نماز را به نقطه نهایی میرسانیم.
صلوات:
“اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ و علی الِ محمّدٍ کَما صَلَّیتَ علی ابراهیمَ و علی الِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ
اللّهُمَّ توشهِک علی مُحمَّدٍ و علی الِ محمّدٍ کَما توشهِکتَ علی ابراهیمَ و علی الِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ”
ترجمه: پروردگارا بر محمد(ص) و اولاد محمد(ص) عفو فرست , همچنانکه بر ابراهیم(ع) و اولاد وی عفو و بخشش فرستادی همانا تو لایق حمد و صاحب و مالک مجد و بزرگی هستی.
پروردگارا بر محمد(ص) و اولاد محمد(ص) برکت نازل فرما , همچنانکه بر ابراهیم(ع) و اولاد وی برکت نازل فرمودی همانا تو شایسته حمد و صاحب و مالک مجد و بزرگی هستی.
دعاء:
“الّلهمَّ اغفِرلی و لِوالِدَیَّ و لِاُستاذِی و لِجَمیعِ المُومِنینَ و المُومنات و المُسلِمینَ و المُسلِمات الاحیاءِ مِخیرُم و الاموات ربَّنا اتِنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرهِ احساسَخیر و قِنا عذابَ النّار وحشُرنا مع الابرار بِرَحمَتِکَ یا این که ارحَم الرّاحِمین”
ترجمه: پروردگارا منرا و بابا و مادرم را و استادم را و همگی مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان مسلمان و زنان مسلمان را و تمامی آنهاییکه زنده اند و مرده اند از وی همگی را بیامرز , پروردگارا در جهان و آخرت نه و خیر و خوبی به ما عطا کن و مارا از عذاب دوزخ و جهنم به دور بگردان و مارا با نیکوکاران محشور بگردان به عفووبخشش تو امید واریم ای شایسته ترین رحم کنندگان.
یادآوری: بعد از تلاوت دعا «اللهم اغفرلی» اولیه سمت شانه راست و آنگاه سمت شانه چپ درود میدهیم و نماز را به نقطه پايان میرسانیم.
درودِ نماز:
” السَّلامُ علَیکُم و رَحمَهُ الله” به طرف راست
” السَّلامُ علَیکُم و رَحمَهُ الله” به طرف چپ
ترجمه: درود و عفو و بخشش پروردگار بر شما باد.
بعد از درود کردن این ادعیه را میخوانیم :
دعای بعداز درود:
“الّلهُمَّ انتَ السَّلامُ و مِنکَ السَّلامُ تَبَارَکتَ و تَعالَیتَ یا این که ذَاالجلالِ و الاکرامِ بِرَحمَتِکَ یا این که ارحَم الرّاحِمین”
ترجمه: پروردگارا تو مالک سالمی هستی و سالمی از سوی توست , میمون و گران قدر هستی ای صاحب و مالک شکوه و رحمت به عفو وبخشش تو امید واریم ای شایسته ترین رحم کنندگان.
مستحبات بعداز نماز:
بعداز کل کردن هر نمازی بهتر میباشد آغاز آیه الکرسی را بخوانیم آنگاه تسبیحات را بگوییم کهاین فعالیت اجر اکثری دارااست.
دعای پس از نماز:
“الّلهُمّ تَقَبََّل مِنّا هَذِهِ الصَّلوهَ الفَرضِ مَعَ السُّنَّهِ مَعَ جَمیعِ نُقصاناتِها بِفَضلِکَ و کَرَمِکَ و لاتَضرِب بِها وجُوهَنا یا این که الهَ العالمینَ و یا این که خَیرَالنّاصِرینَ بِرَحمَتِکَ یا این که ارحَم الرّاحِمین”
ترجمه: پروردگارا این نماز فرض مارا همرا ه با سنت های آن با مجموع کاستی هایش به ادب و کرم خویش قبول فرما و این نماز را به روی ما نزن , ای خدای جهانیان و ای شایسته ترین کمک دهندگان به عفو تو امیدواریم.
عزیزان:
شما کیفیت تلاوت نماز دو رکعتی را خاطر گرفتید. کل نماز های دو رکعتی بدین ترتیب خوانده می گردند. هم اکنون کیفیت تلاوت نمازهای 3 رکعتی و 4 رکعتی و 3 رکعت وتر واجب را غیر وابسته توضیح میدهیم. در شرایطیکه بهتر اعتنا فرمائید می آموزید.
یاداوری:
در نمازهای 3 رکعتی و 4 رکعتی «فرض» در رکعتهای سوم و چهارم بعداز ستایش تلاوت سوره مایحتاج وجود ندارد . در حالتیکه نماز «سنت» و یا این که «واجب» باشد در کل رکعت های بعداز ستایش , تلاوت سوره موردنیاز میباشد.
نماز 3 رکعتی مغرب:
دو رکعت اولیه آن مانند نماز 2 رکعتی که آموختید میباشد اما بعداز خواند تشهد (قعده نخستین) «الله اکبر» گفته به رکعت سوم نماز بلند می شویم. در رکعت سوم آغاز بسم الله الرحمن الرحیم گفته سوره ستایش را میخوانیم و رکوع و سجود را جاری ساختن داده می نشینیم و تشهد و صلوات و دعاء را میخوانیم و درود میدهیم و نماز را به نقطه نهایی میرسانیم.
نماز 4 رکعتی:
نمازهای 4 رکعتی دورکعت اولیه آن مانند نماز های دو رکعتی گذشته میباشد اما در رکعت سوم و چهارم در صورتیکه نماز فرض باشد بعداز ستایش سوره موردنیاز وجود ندارد و درصورتیکه نماز غیر فرض باشد بعد از ستایش , تلاوت سوره نیز ما یحتاج میباشد و مثل پیشین نماز را با درود دادن به نقطه پايان میرسانیم.
3 رکعت نماز وتر واجب:
دو رکعت اولیه آن مانند نمازهای دو رکعتی میباشد در رکعت سوم (وتر واجب) بعد از قرائت ستایش و سوره «الله اکبر» گفته دستها را بالا میبریم آن گاه می بندیم و این دعاء را میخوانیم (دعای قنوت) آن گاه رکوع و سجود کرده می نشینیم و تشهد و صلوات و دعاء را خوانده درود میدهیم و نماز را به نقطه پایان میرسانیم.
دعای قنوت:
الّلهُمَّ انّا نَستَعینُکَ و نَستَغفِرُکَ و نُومِنُ بِکَ و نَتَوَکَّلُ علَیکَ و نُثنِی علَیکَ الخَیرَ و نَشک و تردیدُرُکَ و لا نَکفُرُکَ و نَخلَعُ و نَخیسُکُ مَن یَّفجُرُک .
الّلهُمَّ اِیّاکَ نَعبُدُ و لَکَ نُصَلِّی و نَسجُدُ و الَیکَ نَهمت و نَحفِدُ و نَرجُو رَحمَتَکَ و نَخشی عذابَکَ انَّ عذابَکَ بِالکُفّارِ مُلحِق .
ترجمه: پروردگارا از تو امداد و مغفرت میجوییم و به تو ایمان میآوریم و در کلیه ی امور به تو تکیه میکنیم و همگی ی ثناها را به تو تخصیص میدهیم و از تو قدردانی میکنیم و به نعمت های تو شرک نمی ورزیم و از هر هر کس از امر تو قانون شکنی کند غیر وابسته گردیده و اورا سوراخ میکنیم.
پروردگارا صرفا تورا عبادت میکنیم و برای تو نماز میخوانیم و سجده میکنیم و آحاد کارایی و تلاش ها برای توست و به عفووبخشش تو امیداست و از عذاب تو میترسیم که همانا عذلب تو شایسته کافران میباشد.
تعداد صفحات : 0

بررسی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد