وضع سیاسی اجتماعی
وضع و اوضاع سیاسی- اجتماعی حکم دهنده بر این زمان، متأثر از تصادم و تبادل فرهنگ و تمدن عربی و فرهنگ و تمدنهای ملل فتح گردیده نظیر کشور ایران و روم بود. فرهنگ وتمدن و عنصر اهل ایران درین عصر، فرهنگ و تمدن چیره بود و ساختارهای سیاسی، صورت اهل ایران به خویش گرفت. منصور که توانسته بود کودتاهای زیادی را سرکوب نماید، به استحکام و تمرکز اقتدار خویش پرداخت و همچون یک کدام از پادشاهان ساسانی، حاکمیت مطلق داشت و والیان، وزیران، قضات، فرماندهان و... کلیه در پایین سلطه و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عزم وی بودند.[۱۴]
وضع و اوضاع اجتماعی زمان منصور صورت متفاوتی داشت. عنصر اهل ایران در سود نگاه حقارت آمیز عرب به موالی، نهضت شعوبیه را به وجود آورد. سنتهای اجتماعی ملی درین عصر، مجدد در دو سطح حاکمیت عباسی و جمع عموم رونق گرفت و پای کوبیهای عید باستانی، مهرگان و سده، به یار شعر شاعران و موسیقی نوازندگان، خاطرات عصر ساسانی را تداعی می کرد. نظام دیوانی ساسانی به زمان عباسی جابجایی یافت و دیوان رسائل، این توشه در پوسته ادبیات عربی با به دوش کشیدن مفهوم ها ادبیات پهلوی و آمیختن آن با مفهوم ها اسلامی جان جدیدای گرفت؛ بهسیرتکاملای که دانایی از اندرزنامهها، آئینطومارها و متن ها پهلوی در کنار آموزههای اسلامی، شوق واشتیاق خلفا را برانگیخت؛ امری که منصور بدان بسیار اهتمام مسجد غدیر فلاحی مشهد میورزید.[۱۵]
اقدامات
عکس العمل با فقها و بزرگان اهل سنت
هممجال با قیام نفس زکیه در مدینه، صاحب بن انس اذعان کرد که بیعت ساکنین مدینه با عباسیان که با اجبار و اکراه انجام یافته بود، فسخ میباشد. ابوحنیفه، سفیان ثوری و دیگر فقهای کوفه و اهل حدیث نیز مدد خویش را از این قیام مسجد بابا غدیر مشهد اعلام کردند.
منصور بعداز فتح دوباره مدینه و سرکوبی قیام ابراهیم، امر کرد تا صاحب بن انس را تازیانه زنند و ابوحنیفه را تا انتها قدمت در زندان نگه داشت.[۱۶] ولی منصور ابعاد برای رویارویی با نفوذ امام درست گو(ع) در صدد جذب صاحب برآمد.[مستلزم منبع] آورده شده که منصور، ابوحنیفه را به دلیل فتوایش بر قیام علیه حکومت وی، مسجد بابا قدرت مشهد مسموم کرد.[۱۷]
همینطور مشاهده کنید: صاحب و مالک بن انس و ابوحنیفه
کارایی برای کمرنگ کردن مقام علمی امام درستگو
با دقت به منزلت ممتاز امام درست گو و نفوذ علمی وی، منصور دوانقی به تکریم و احترام دیگرافراد پرداخت تا از اینراه امام را تحقیر نماید. در همین راستا سخنگوی بنیعباس در شهر مدینه گفت: جز صاحب بن انس و ابن ابیذئب کسی حق ندارد در مسائل اسلامی فتوا دهد.[۱۸]
حکومت وقت با مجموع تجهیزات خویش به طرفداری از صاحب و اشاعه و تبلیغ او پرداخت تا از این رهگذر، عموم را از مدرسه امام راست گو بدور نماید. روزی منصور به صاحب بیان کرد: «در حالتیکه زنده بمانم، فتاوای تورا مثل قرآن نوشته، به تک تک شهرها خواهم ارسال کرد و عموم را وادار خواهم کرد به آنان شغل نمایند».[۱۹]
زندانی کردن سادات حسنی
منصور را اول کسی دانستهاند که در حین خلافتش، میان عباسیان و علویان فتنه انداخت، در حالی که پیش از آن، در میانشان وحدت و دوستی برقرار بود.[۲۰]
منصور کلیه فرزندان امام حسن(ع) -غیر از نفس زکیه و ابراهیم (فرزندان عبدالله محض) که نهفته گردیده بودند- را بازداشت کرد، به زنجیر بست، و با خواری به حیره آورد و به زندان انداخت و آن قدر بر آنها دشوار گرفت که شب را از روز گشوده نمیشناختند.[۲۱]
قتل ابومسلم
ابو مسلم خراسانی از رقیبان منصور به شمار میآمد و از فرصت سفاح در میان آن دو کدورت تولید گردیده و از طرفی اقتدار فراوان ابومسلم مایه نگرانی دستگاه خلافت گردیده بود. از این رو منصور در سال ۱۳۷ق ابومسلم را به قتل رساند.[۲۲] قتل ابومسلم برای منصور بسیار گران به انتها رسید به دلیل آنکه ابومسلم رهبر سیاسی نظامی و حتی پیشوای فقاهتی خراسانیان محسوب می شد و در حین منصور و بعد از وی، قیامهای اکثری در خونخواهی وی شکل گرفت که عواقب و ایرادات اکثری برای عباسیان به وجود آورد.[۲۳]

بررسی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد