loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 29
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:34


شورای خلافت
اعضای شورای شش نفره

برای گزینش خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

نوشته‌ی علمیٔ مهم: شورای شش نفره
خلیفه دوم، سعد را تحت عنوان یک کدام از اعضای شورای شش نفره برای گزینش خلافت تعیین کرد.[۲۶] پس از مرگ قدمت، اعضای شورا برای انتخاب خلیفه گرد هم آمدند. نوشته‌اند که عمرو بن عاص و مغیرة بن شعبه کنار درِ محل اجتماع نشستند، سعد بن ابی‌وقاص آن دو را از آنجا بدور کرد[۲۷] به نقل از نهایة الارب امام علی(ع) در‌این قصه با سعد ملاقات کرد و او‌را قسم اعطا کرد با عبدالرحمن بن عوف به عایدی عثمان همدست نشود.[۲۸] ولی سعد به عایدی عبدالرحمن بن عوف رأی بخشید و در غایت باعث به تعیین عثمان شوید. عثمان مدتی ولایت کوفه را به سعد بخشید ولی آن‌گاه او‌را برکنار نمود. عثمان همینطور امداد‌هایی به سعد می کرد به عنوان مثال قریه‌ای به اسم «قریۀ هرمز» را به اقطاع به سعد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اعطا کرد.[۲۹][یادداشت ۱]

سعد در ماجرای قتل عثمان، دخالت چندانی نکرد.[۳۰]

خلافت امام علی(ع)
وقتی که امام علی(ع) خلافت را به دست گرفت سعد در بیعت همگانی با امام بیعت نکرد وی خطاب به امام اظهار کرد: بیعت نمی کنم تا تمامی عموم بیعت نمایند، به پروردگار مایه زحمت نخواهم شد.[۳۱] امام در خطبه‌ای به عدم بیعت جمع‌ای با خویش اشاره کرده و گفته که از ابن قدمت، سعد بن ابی‌وقاص و محمد بن مسلمه اخباری به استحضار اینجانب رسیده که آن را خوش نمی‌دارم و در این مورد در میان اینجانب و آن ها حق حکم خواهد کرد.[۳۲] روضه خوان اثرگذار اعتقاد دارد گرچه امام علی از سرپیچی‌کنندگان ناراضی بود البته بیعت تحمیلی و اجباری را نیز نمی‌به عهده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۳۳]

به نقل از ابن سعد در الطبقات، سعد بن ابی‌وقاص بعد ها با امام علی(ع) بیعت کرد ولی زیرا در مبارزه‌ها هم پا امام عدم وجود این شبهه پدید آمد که با وی بیعت نکرده میباشد.[مستلزم منبع] سعد درباره بیعت نکردن و عدم ملازمت خویش با امام علی سخنان و دلایل گوناگونی به گویش آورده میباشد. گاه خویش را سزاوارتر به خلافت می‌دانست و‌ گاه معلوم نبودن جناح حق از فسخ را عامل عدم کمپانی خویش در نبردها بیان می کرد.[۳۴] امام علی(ع) افرادی که با وی بیعت نکرده و او‌را کمک نکرده بودند را طایفه‌ای می‌دانست که حق را ضایع رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده و فسخ را هم امداد نکردند.[۳۵]

روحانی اثر گذار سبب ساز اساسی دوری سعد از امداد امام علی(ع) را حسد دانسته و می‌نویسد: این مسئله از آنجا سرچشمه گرفت که قدمت بن خطاب، سعد را هم از اعضای شورای شش نفره قرار اعطا کرد و استعداد او‌را چهت نیل به خلافت ثبت کرد و سعد هم پنداشت که استعداد رده رهبری را دارااست و این گمان، جهان و آئین او‌را تباه ایجاد کرد و سرنوشت هم به آنچه آرزو بسته بود شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نرسید.[۳۶]

هر چندین سعد با امیرمومنان(ع) بیعت نکرد[۳۷] اما سب آن حضرت را نیز جایز نمی‌شمرد و در جواب معاویه که از وی پرسید چرا سب علی نمی‌نماید؟ حدیث رده، حدیث رایت و آیه مباهله را یادآور شد و اذعان کرد که در‌حالتی که یکی آن سه را داشتم برایم از شتران سرخ‌موی دوست داشتنی‌خیس بود.[۳۸]

گوشه‌گیری از پیکار‌ جمل و صفین
معاویه در طومار‌ای به سعد، سزاوارترین عموم برای دادخواهی عثمان از در میان قریش را اشخاصی دانست که در شورای شش نفره بودند. وی مقصود طلحه، زبیر و عایشه از نبرد جمل را همین دادخواهی دانست، و از وی خواست که با آنها هماهنگ گردد.[۳۹] وی در جواب معاویه نوشت:

قدمت از قریش جز عده ای را که خلافت را شایسته بودند در شورا وارد نکرد و هیچ یک از ما از دیگری سزاوار‌خیس خلا مگر به واقعه‌لحاظ خویش ما بر وی، با این تفاوت که آنچه ما داشتیم در علی نیز بود اما آنچه وی داشت در ما عدم وجود و این کاری بود که ما خیر آغازش را خوش داشتیم و خیر پایانش را. ولی طلحه و زبیر در صورتی‌که در منزل‌های خویش می‌ماندند برایشان خوب بود. پروردگار ام‌المؤمنین(عایشه) را نیز بر آنچه کرد، ببخشاید.[۴۰]
سعد در پیکار صفین حاضر نشد. بعداز جنگ صفین، گروهی از قریش در دومة الجندل حاضر شدند تا ماجرای حکمیت برگزار گردد البته سعد به آنجا هم نرفت و اظهار‌کرد: اینجانب در کاری که در اولش حاضر نشدم در پایانش نیز حاضر نمی شوم و در حالتی‌که قرار بود از کسی تامین کنم از علی بن ابی‌طالب دفاع می کردم.[۴۱]

سعد معتقد بود که معاویه به اجبار بر عموم مسلط گردیده و از امیرالمؤمنین تلاوت معاویه جلوگیری و اورا پاد شاه خطاب کرد و در پاسخ اعتراض معاویه اعلام‌کرد: در شرایطی‌که که ما تورا امیر نموده بودیم، امیرمؤمنان بودی ولی تو خویش این عمل را به دست گرفتی.[۴۲] سید حمیری در شعری اشاره کرده که با امداد نکردن سعد و خاندان‌اش حضرت علی را، موضوع برد معاویه مهیا شد: فامیل سعد از رویه راست خداوند بگشتند؛ فرومایه‌ای را بخواندند که پیشوای آن ها شد. در صورتی‌که سستی بنی‌زهره (قبیله سعد) خلا، به پیشوایی نمی‌رسید.[۴۳]

همینطور بر محور روایتی، وقتی که امام علی(ع) اعلام کرد «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» سعد از تعداد موهای رمز و محاسن خویش پرسید. حضرت در جواب وی قسم و سوگند حافظه کرد که از چیزی پرسیدی که پیشتر نبی پروردگار به اینجانب خبر داده بود در راز و محاسن تو مویی وجود ندارد جز اینکه شیطان بر پای آن نشسته میباشد. در منزل تو بزغاله‌ای( خواسته عمربن سعد میباشد) میباشد که فرزندم حسین(ع) را به قتل می رساند.[۴۴]


شورای خلافت
اعضای شورای شش نفره

برای گزینش خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

نوشته‌ی علمیٔ مهم: شورای شش نفره
خلیفه دوم، سعد را تحت عنوان یک کدام از اعضای شورای شش نفره برای گزینش خلافت تعیین کرد.[۲۶] پس از مرگ قدمت، اعضای شورا برای انتخاب خلیفه گرد هم آمدند. نوشته‌اند که عمرو بن عاص و مغیرة بن شعبه کنار درِ محل اجتماع نشستند، سعد بن ابی‌وقاص آن دو را از آنجا بدور کرد[۲۷] به نقل از نهایة الارب امام علی(ع) در‌این قصه با سعد ملاقات کرد و او‌را قسم اعطا کرد با عبدالرحمن بن عوف به عایدی عثمان همدست نشود.[۲۸] ولی سعد به عایدی عبدالرحمن بن عوف رأی بخشید و در غایت باعث به تعیین عثمان شوید. عثمان مدتی ولایت کوفه را به سعد بخشید ولی آن‌گاه او‌را برکنار نمود. عثمان همینطور امداد‌هایی به سعد می کرد به عنوان مثال قریه‌ای به اسم «قریۀ هرمز» را به اقطاع به سعد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اعطا کرد.[۲۹][یادداشت ۱]

سعد در ماجرای قتل عثمان، دخالت چندانی نکرد.[۳۰]

خلافت امام علی(ع)
وقتی که امام علی(ع) خلافت را به دست گرفت سعد در بیعت همگانی با امام بیعت نکرد وی خطاب به امام اظهار کرد: بیعت نمی کنم تا تمامی عموم بیعت نمایند، به پروردگار مایه زحمت نخواهم شد.[۳۱] امام در خطبه‌ای به عدم بیعت جمع‌ای با خویش اشاره کرده و گفته که از ابن قدمت، سعد بن ابی‌وقاص و محمد بن مسلمه اخباری به استحضار اینجانب رسیده که آن را خوش نمی‌دارم و در این مورد در میان اینجانب و آن ها حق حکم خواهد کرد.[۳۲] روضه خوان اثرگذار اعتقاد دارد گرچه امام علی از سرپیچی‌کنندگان ناراضی بود البته بیعت تحمیلی و اجباری را نیز نمی‌به عهده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۳۳]

به نقل از ابن سعد در الطبقات، سعد بن ابی‌وقاص بعد ها با امام علی(ع) بیعت کرد ولی زیرا در مبارزه‌ها هم پا امام عدم وجود این شبهه پدید آمد که با وی بیعت نکرده میباشد.[مستلزم منبع] سعد درباره بیعت نکردن و عدم ملازمت خویش با امام علی سخنان و دلایل گوناگونی به گویش آورده میباشد. گاه خویش را سزاوارتر به خلافت می‌دانست و‌ گاه معلوم نبودن جناح حق از فسخ را عامل عدم کمپانی خویش در نبردها بیان می کرد.[۳۴] امام علی(ع) افرادی که با وی بیعت نکرده و او‌را کمک نکرده بودند را طایفه‌ای می‌دانست که حق را ضایع رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده و فسخ را هم امداد نکردند.[۳۵]

روحانی اثر گذار سبب ساز اساسی دوری سعد از امداد امام علی(ع) را حسد دانسته و می‌نویسد: این مسئله از آنجا سرچشمه گرفت که قدمت بن خطاب، سعد را هم از اعضای شورای شش نفره قرار اعطا کرد و استعداد او‌را چهت نیل به خلافت ثبت کرد و سعد هم پنداشت که استعداد رده رهبری را دارااست و این گمان، جهان و آئین او‌را تباه ایجاد کرد و سرنوشت هم به آنچه آرزو بسته بود شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نرسید.[۳۶]

هر چندین سعد با امیرمومنان(ع) بیعت نکرد[۳۷] اما سب آن حضرت را نیز جایز نمی‌شمرد و در جواب معاویه که از وی پرسید چرا سب علی نمی‌نماید؟ حدیث رده، حدیث رایت و آیه مباهله را یادآور شد و اذعان کرد که در‌حالتی که یکی آن سه را داشتم برایم از شتران سرخ‌موی دوست داشتنی‌خیس بود.[۳۸]

گوشه‌گیری از پیکار‌ جمل و صفین
معاویه در طومار‌ای به سعد، سزاوارترین عموم برای دادخواهی عثمان از در میان قریش را اشخاصی دانست که در شورای شش نفره بودند. وی مقصود طلحه، زبیر و عایشه از نبرد جمل را همین دادخواهی دانست، و از وی خواست که با آنها هماهنگ گردد.[۳۹] وی در جواب معاویه نوشت:

قدمت از قریش جز عده ای را که خلافت را شایسته بودند در شورا وارد نکرد و هیچ یک از ما از دیگری سزاوار‌خیس خلا مگر به واقعه‌لحاظ خویش ما بر وی، با این تفاوت که آنچه ما داشتیم در علی نیز بود اما آنچه وی داشت در ما عدم وجود و این کاری بود که ما خیر آغازش را خوش داشتیم و خیر پایانش را. ولی طلحه و زبیر در صورتی‌که در منزل‌های خویش می‌ماندند برایشان خوب بود. پروردگار ام‌المؤمنین(عایشه) را نیز بر آنچه کرد، ببخشاید.[۴۰]
سعد در پیکار صفین حاضر نشد. بعداز جنگ صفین، گروهی از قریش در دومة الجندل حاضر شدند تا ماجرای حکمیت برگزار گردد البته سعد به آنجا هم نرفت و اظهار‌کرد: اینجانب در کاری که در اولش حاضر نشدم در پایانش نیز حاضر نمی شوم و در حالتی‌که قرار بود از کسی تامین کنم از علی بن ابی‌طالب دفاع می کردم.[۴۱]

سعد معتقد بود که معاویه به اجبار بر عموم مسلط گردیده و از امیرالمؤمنین تلاوت معاویه جلوگیری و اورا پاد شاه خطاب کرد و در پاسخ اعتراض معاویه اعلام‌کرد: در شرایطی‌که که ما تورا امیر نموده بودیم، امیرمؤمنان بودی ولی تو خویش این عمل را به دست گرفتی.[۴۲] سید حمیری در شعری اشاره کرده که با امداد نکردن سعد و خاندان‌اش حضرت علی را، موضوع برد معاویه مهیا شد: فامیل سعد از رویه راست خداوند بگشتند؛ فرومایه‌ای را بخواندند که پیشوای آن ها شد. در صورتی‌که سستی بنی‌زهره (قبیله سعد) خلا، به پیشوایی نمی‌رسید.[۴۳]

همینطور بر محور روایتی، وقتی که امام علی(ع) اعلام کرد «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» سعد از تعداد موهای رمز و محاسن خویش پرسید. حضرت در جواب وی قسم و سوگند حافظه کرد که از چیزی پرسیدی که پیشتر نبی پروردگار به اینجانب خبر داده بود در راز و محاسن تو مویی وجود ندارد جز اینکه شیطان بر پای آن نشسته میباشد. در منزل تو بزغاله‌ای( خواسته عمربن سعد میباشد) میباشد که فرزندم حسین(ع) را به قتل می رساند.[۴۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 276
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 12
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 290
  • بازدید ماه : 384
  • بازدید سال : 2657
  • بازدید کلی : 41629
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی