loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 16
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:10


مذهب
شواهد متعددی بر طبق شیعه اثنی عشری بودن خواجه نصیرالدین طوسی در اختیار میباشد؛ ازجمله وی در اکثر وقت ها کتاب‌های کلامی خویش همانند تجرید الاعتقاد، به دوازده امام و وجوب عصمت و طهارت آن ها اشاره نموده است.[۳۴] همینطور رساله‌های ویژه‌ای در این مورد نگاشته که از آن پاراگراف می‌اقتدار رساله «الفرقة الناجیة» و «رسالة فی حصر الحق بمقالة الامامیة» و نیز «الاثنی عشریة» و «رسالة فی الإمامة» را اسم موفقیت.[۳۵] با این هم اکنون، در فهرست اثرها خواجه نصیر، کتاب‌ها و رساله‌هایی منسوب به وی وجود دارااست که بر اساس با تعالیم اسماعیلیان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۳۶]

علمای شیعه اثنی‌عشری اکثر اوقات، اصل انتساب این اثر ها به خواجه را رد کرده‌اند، البته بعضا دانشمندان و اسلام‌شناسان غربی، معتقد به نوعی دگرگونی مذهبی در خواجه در طی حضور دربین اسماعیلیان می‌باشند.[۳۷] برخی برپایه این اثر ها بر این باورند که وی بعداز امان‌بردن به قلعه‌های اسماعیلیان فعلاً به مذهب آنان گرویده و بعداز آن به مذهب شیعه اثنی عشری بازگشته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۳۸]

بعضا نویسندگان هم بر این باورند که طوسی به‌تیتر یک شیعه دوازده امامی، تقیه به‌شغل بسته و برای محافظت جان خویش، در قلعه‌های اسماعیلی به تألیف کتاب ها و رسالاتش درگیر شد‌ه‌است.[۳۹] عبدالله نعمة این مقاله را که طوسی به‌محض وخیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، شیعه اثنی‌عشری بودن خویش را اعلام کرده است، تأییدی بر این حیث گرفته مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۴۰]

منزلت علمی
علامه حلی:
«این روضه خوان (خواجه نصیر) شایسته ترینِ زمان خویش در علم ها عقلی بود … و با خلق‌ترین شخصی بود که اینجانب چشم بودم.[۴۱]

خواجه نصیر طوسی را در دانش، همتای ابن سینا دانسته‌اند؛ با این تفاوت که ابن سینا در طب سرآمد بود و خواجه‌نصیر در ریاضی ها.[مستلزم منبع] برخی معتقدند هواخواهی خواجه نصیرالدین طوسی از ابن سینا در قبال نقد ها فخر رازی، در کتاب تفصیل اشارات، موجب احیای فلسفه در آن بعد از ظهر گردیده است.[۴۲] هم‌اینگونه خواجه نصیر را مبتکر طریق فلسفی در سخن شیعه دانسته‌اند.[۴۳] به اعتقادوباور مرتضی مطهری، مجموع اثرها کلامی پس از خواجه نصیر، از کتاب تجرید الاعتقاد تأثیر پذیرفته‌اند.[۴۴] براساس بعضی استیناف‌های معاصر، خواجه نصیر طوسی، از یک سو شارح و مُنادرّل فیلسوفان و محققان قبل از خویش بوده، و از سوی دیگر الگو پژوهشگران بعد از خویش مسجد بابا قدرت مشهد گردیده‌است.[۴۵]

بخش اعظمی از پژوهشگران مسلمان و همینطور اسلام‌شناسان غربی، از وی حمد کرده‌اند.[۴۶] تعابیر مختلفی که دربارهٔ خواجه طوسی گردیده نشانگر منزلت علمی اوست بعضی از آن ها عبارتند از: «أفضل المتأخرین العلامة الطوسی»[۴۷] فرمانروا المحققین[۴۸] فخر الحکما و مؤیّد الفضلا، نصیر الملّة و الدّین[۴۹]متفحص مدقق طوسی و حکیم بزرگ قُدّوسی[۵۰] افضل المتأخرین و اکمل المتقدمین.[۵۱]

۵ اسفند سالروز میلاد خواجه نصیر، به حافظه این دانشمند تبارک تحت عنوان روز مهندس به تصویب رسیده میباشد و هر سال هم‌زمان با این روز همایش‌ها و مراسم مختلفی برگزار می شود.[۵۲]اشعاری را نیز به خواجه نصیر طوسی نسبت داده‌اند مثلا در طومار دانشوران این رباعی را به وی منسوب کرده‌اند

زیرا در سفریم ای پسر هیچ مگوی
وضع و اوضاع حَضَر درین هجرت هیچ مگوی
ما هیچ و عالم هیچ و حزن و شور هیچ
می‌دان که نِه‌ای هیچ دگر هیچ مگوی‌[۵۳]


شاگردان
بعضا از شاگردان تعالی خواجه نصیر طوسی عبارتند از:

علامه حلی فقید و متکلم گرانقدر شیعی (متوفی ۷۲۶ق)، حکمت را نزد خواجه طوسی آموخت[۵۴] و شرحی بر کتاب تجرید الاعتقاد خواجه نصیر با تیتر کشف المراد نوشت. این کتاب از مشهورترین تفصیل‌های تجرید میباشد.[۵۵]
ابن میثم بحرانی، تالیف کننده کتاب مصباح السالکین (تفصیل نهج البلاغه)، حکیم، ریاضی‌دان، متکلم و دانا که در حکمت، محصل خواجه نصیر و در فقه مدرس او بود.[۵۶]
قطب الدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ق)، وقتی که خواجه به‌همپا هلاکو به قزوین رفت، با خواجه یاور شد، با وی به مراغه رفت و طلبه خواجه نصیر در دانش هیئت، ریاضی، فلسفه و طب شد. خواجه او‌را قطب فلک الوجود می خواند.[۵۷]
سید رکن الدین (حسن بن محمد بن شَرَفْپاد شاه علوی)، از شاگردان خواجه بوده و بعضا از اثر ها اورا گستردن داده میباشد.[۵۸]
کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (۶۴۲–۷۲۳ ق) دارای شهرت به ابن الفُوَطی، از تاریخ‌نویسان قرن هفتم قمری میباشد و کتاب‌های «معجم الآداب» و «الحوادث الجامعه» از اثر ها اوست. وی کتابداری کتابخانه رصدخانه مراغه و در اواخر قدمت، کتابخانه مُستَنصریه را بر ذمه داشت.[۵۹]
عماد الدین حربوی مشهور به ابن الخَوّام (۶۴۳–۷۲۸ ق)، در اکانت و طب سرآمد مجال خویش بوده و کتاب‌های «الفوائد بهائیه فی القواعد الحسابیه» و «پیشگفتار‌ای در طب» از وی بر مکان باقی‌مانده میباشد. [۶۰][۶۱]
اثر ها
نوشته‌علمیٔ مهم: فهرست اثر ها خواجه نصیر‌الدین طوسی
دسته کتاب‌ها و رساله‌های علمی خواجه نصیرالدین طوسی (متوفای ۶۷۲ق) را بیش تر از ۱۸۴ تیتر دانسته‌اند.[۶۲] خواجه نصیر در قضیه‌های مختلفی همانند ریاضی ها و هیئت، عقاید، فلسفه و عرفان، منطق، فقه، طب، علم ها نا آشنا و تعبیر قرآن نوشتن نموده و بیشتر اثرها وی به گویش عربی میباشد. خواجه نصیر، در پیشگفتار گستردن اشارات، از سختی فراوان و ناراحتی روزافزونش هنگام تألیف کتاب نوشته میباشد.[۶۳]

برخی از اثر ها وی:

تجرید الاعتقاد: این کتاب از فرصت تألیف تا به امروز از کتاب‌هایی میباشد که در منطقههای علمیه شیعه در حوزه حرف درس دادن میشود.[۶۴] خواجه نصیر درین کتاب حرف را با فلسفه آمیخته و مسائل کلامی را به‌طریق فلسفی حل نموده است.[۶۵]
پایه الاقتباس: این کتاب در زمینه منطق و به‌لهجه فارسی میباشد.[۶۶] بعضی این کتاب را بعداز نصیب منطق کتاب شفای بوعلی سینا، مهم ترین کتابی دانسته‌اند که درین قضیه نگاشته گردیده است.[۶۷]
گستردن الاشارات و التنبیهاتِ ابوعلی سینا: این کتاب از متن‌ها درسی حکمت مَشّاءاست.[۶۸]
خلق و خوی ناصری: ترجمه کتاب طهاره الاعراقِ ابن مسکویه به‌یار اضافات میباشد.[۶۹]
پانویس
نعمة، فلاسفة الشیعة، ۱۹۸۷م، ص۵۳۵.
الامین، الاسماعیلیون و المغول و نصیرالدین الطوسی، ۲۰۰۵م، ص۱۶–۲۰.
الامین، الاسماعیلیون و المغول و نصیرالدین الطوسی، ۲۰۰۵م، ص۲۰.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
نصیرالدین طوسی، تنسوخ طومار ایلخانی، ۱۳۶۳ش، پیشگفتار مصحح، ص۱۵.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
نصیرالدین طوسی، تنسوخ طومار ایلخانی، ۱۳۶۳ش، ص۱۶.
نصیرالدین طوسی، تنسوخ طومار ایلخانی، ۱۳۶۳ش، ص۱۷.
برای مثال، نگاه نمائید به: آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۸۰-۳۸۱؛ امین، اعيان الشيعة، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۴۱۵.

بازدید : 26
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:33


فضائل و مناقب ابوذر
نبی(ص) خطاب به وی می فرماید: مرحبا یا این که ابوذر! تو از ما اهل بیت هستی.[۱۹] و یا این که در جایی دیگر درباره وی می فرماید: اسمان بر کسی سایه نیفکنده و زمین، احدی را نپرورانده که راستگوتر از ابوذر باشد.[۲۰] پیامبر خداوند(ص) در روایتی دیگر، ابوذر را در زهدو تقوا و خضوع و خشوع مانند عیسی بن مریم تعریف مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نموده است.
[۲۱] در ماجرا دیگری حضرت خطاب به ابوذر فرموده: تو مردى از اهل فردوس هستى و چه‌طور این طور نباشد و هم اکنون آن که پس از اینجانب تورا به جرم محبتت به اهل بیت اینجانب از بقعه اینجانب طرد مى‌نمایند و از آن پس فقط زندگى کرده و غریب و فقط خواهى مرد و جماعتى به واسطه تو سعادتمند خواهند شد، آن ها کسانى میباشند که در تجهیز و مراسم‌تدفین تو سعى خواهند نمود، وی رفیقان اینجانب در فردوس جاوید خواهند بود، به عبارتی بهشتى که حقّ تعالى وعده‌اش را به متّقین داده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.
[یادداشت ۱] [۲۲] این مضمون در باره ابوذر با عبارت گوناگون نقل گردیده‌است تحت عنوان مثال رسول(ص)بر طبق نقلی در باره ابوذر فرموده: خدواند اورا بخشش نماید که فقط معاش می‌نماید و فقط می‌میرد و صرفا برانگیخته گردد.[۲۳] [یادداشت ۲] از امام علی(ع) درباره ابوذر سؤال شد. امام(ع) فرمود: وی دارنده علمی میباشد که عموم از آن عاجزند و بر آن توکل زده در حالی که از آن چیزی معدود نمیشود.[۲۴] امیر مؤمنان(ع)، ابوذر را از عده ای می داند که پردیس مشتاق آن‌ها مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.
[۲۵]حضرت زهرا(س) به سلمان فرمود: سه خانم بسیار قشنگ غروب یک روز بعداز وفات پدرم نبی خداوند بر اینجانب وارد شدند و گفتند از زنان بهشتی می باشند به اسم‌های «ذرّه» بر‌ای ابوذر و «مقدوده» برای مقداد و «سَلمی» برای سلمان و گفتند آفریدگار والا آنها‌را برای ابوذر و مقداد و سلمان مسجد بابا قدرت مشهد آفریده میباشد. [۲۶]

امام باقر(ع) میفرماید: بعداز فرستاده آفریدگار(ص) تمامی اشخاص مرتد شدند و دست از علی(ع) کشیدند مگر سه نفر؛ سلمان، ابوذر و مقداد. برای عمار هم تردیدی عارض شد البته رجوع و برگشت.[۲۷][یادداشت ۳]

امام درست گو(ع) درباره عبادت ابوذر فرمود: بیشترین عبادت ابوذر اندیشه بود... آن قدر از واهمه پروردگار زاری کرد تا چشمانش مصدوم شد.[۲۸] امام درست گو(ع) در روایتی دیگر فرمود: ابوذر خاطرنشان کرد سه چیز را که عموم با آن معاند می باشند را دوست دارم؛ مرگ، فقر، بلا. امام(ع) در‌پی می فرماید: خواسته ابوذر این میباشد که مرگ در اطاعت پروردگار عالی میباشد از معاش در معصیت آفریدگار و بلا در طاعت معبود دوستداشتنی‌خیس از صدق در نافرمانی معبود و فقر در طاعت معبود عالی از بی‌نیازی در معصیت آفریدگار میباشد.[۲۹]

در منابع شیعی، ابوذر غفاری یکی موادتشکیل دهنده اربعه شیعه دربین سلمان، مقداد و عمار مذکور میباشد.[۳۰] روحانی موءثر حدیثی را از امام کاظم(ع) قصه می‌نماید که در روز قیامت، منادی ندا میدهد کجایند حواریان(یاران خاص) پیامبر خداوند که قول‌شکنی نکردند؟ پس سلمان، مقداد و ابوذر از جا برمی‌خیزند.[۳۱]

آقابزرگ تهرانی، دو کتاب «خبر‌ها أبی ذرّ» تألیف ابو منصور ظفر بن حمدون بادرائی[۳۲] و «أخبار أبی ذر الغِفاری و فضائله» تاثیر روحانی صدوق[۳۳] را در زمینه‌ی احوالات و فضائل ابوذر اسم میبرد.

سید علی‌خان مدنی درباره ابوذر می‌نویسد: او از عالمان والا و زاهدان والامقام بود که در سال، چهارصد دینار رحمت میکرد و چیزی را نمی‌اندوخت.[۳۴]

بحرالعلوم، ابوذر را یک کدام از حواریونی می داند که بر شیوه سیّدالمرسلین تکان کرد و در بیان مناقب اهل بیت(ع) و معایب و رذایل معاندان آن ها سرسخت بود.[۳۵]

ابونعیم اصفهانی نیز میگوید: ابوذر فرستاده اسلام(ص) را سرویس کرد و اصول را حافظه گرفت و غیر آن را کنار گذارد...او شکاف کننده رباخواری پیش از نزول شریعت اسلام و احکام الهی بود. در منش حق، شماتت سرزنش‌گران بر او فائق نمی‌آمد و اقتدار حکّام، او‌را به خواری نمی‌افکند.[۳۶]

بازدید : 19
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


تفصیل رخداد
به گفته ویلفرد مادلونگ (زاده ۱۹۳۰م) اسلام‌شناس آلمانی، داستان اساسی درباره اجتماع در سقیفه بنی‌ساعده به عبدالله بن عباس از قدمت بن خطاب برمی‎‌خواهد شد. آحاد احادیث دیگر از این داده ها به کارگیری کرده یا این که از آن مایه گرفته‌اند. این احادیث را، با اندک‌تغییری در سلسله راویان گوناگون، ابن‌هشام، محمد جریر طبری، عبدالرزاق بن همّام، محمد بن اسماعیل بخاری و ابن حنبل نقل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرده‌اند.[۳]

درپی اگاهی همگانی مسلمان‌ها مدینه از وفات فرستاده(ص) گردآوری‌ای از انصار برای تصمیم‎‌گیری درباره حالت خویش و همینطور راه حل‌جویی درباره موضوع جانشینی نبی معبود، در سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند. بر طبق منابع تاریخی ابتدا این گرد‌همایی سعد بن عباده، گران قدر خویشاوندان خزرج به‌خیال شدت بیماری به‌واسطه فرزندش با جمعیت حرف مسجد غدیر فلاحی مشهد ذکر کرد.
او با بیان دلایلی جانشینی نبی اسلام را حق انصار دانست و آن‌ها را به به دست آوردن اداره کارها دعوت نمود. حاضران سخنان او را تأیید کرده و اعلام نمودند که سعد را به‌تیتر حکم کننده بر خویش تعیین نموده و تأکید کردند که خلاف لحاظ او کاری ایفا ندهند.[۴] ولی برخی از حاضران احتمال مخالفت مهاجران با این تصمیم را مطرح کردند و قابلیت و امکان عدم تسلیم آنها در قبال تصمیم این توده را دادند. این احتمال توصیه گزینش امیری از انصار و امیری از مهاجران را به‌دنبال مسجد بابا غدیر مشهد داشت.[۵]

گزارش این اجتماع و انگیزه برپایی آن به ابوبکر بن ابی‌قحافه و قدمت بن خطاب رسید و این دو به یار ابوعبیده جراح به سقیفه رفتند. با ورود آن ها بدین توده، ابوبکر با پرهیز از سخنرانی قدمت، ابتکار را در مشت گرفته و طی سخنانی به برتری مهاجران و حق تقدم قریش برای جانشینی نبی پرداخت.[۶] این سخنان با مخالفت و موافقت حاضران مواجه گردیده و برخی نیز به آمادگی علی(ع) و عدم بیعت با غیر از وی اشاره کردند؛[۷] اما در غایت ابوبکر، قدمت و ابوعبیده را به‌تیتر اشخاص لایق برای این رده معرفی کرد. این دو بدن طی سخنانی با توصیه ابوبکر مخالفت مسجد بابا قدرت مشهد کردند.[۸]

به نقل از تاریخ طبری (درج شده در ۳۰۳ق)، قدمت بن خطاب درباره این لحظات گفته میباشد: در‌این لحظه سر وصدا و شلوغی حاضران از هر طرف برخاست و سخنان غیر قابل فهم از هر کناره شنیده میشد، تا آنجا که ترسیدم اختلاف، موجب از هم گسیختگی شیرازه شغل ما بشود. این بود که به ابوبکر گفتم: دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم؛ ولی قبل از آن‌که دست قدمت در چنگ ابوبکر قرار بگیرد، بشیر بن سعد خزرجی از رقبای سعد بن عباده، پیش‌دستی کرده و دست به دست ابوبکر زد و با وی بیعت کرد.[۹]

بعد از این حادثه، هجوم حاضران در سقیفه برای بیعت با ابوبکر شروع شد تا جایی که از عجله اشخاص این احتمال وجود داشته میباشد که سعد بن عبادۀ مریض، تحت دست و پای آنان لگدمال گردد. این جریان موجب تضارب تندی فی مابین قدمت، سعد و قیس بن سعد شد که‌این برخوردها با دخالت ابوبکر تمام شد.[۱۰]

بازدید : 24
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


تأویل
نوشته ی علمیٔ اساسی: تأویل
به سبب ساز اختلاف جانور فی مابین مفسران و مالک‌نظران علم ها قرآنی به معنی تأویل قرآن، طریقه‌های گوناگونی درباره نسبت در بین تعبیروتفسیر و تأویل ابراز گردیده‌است.[۹۵] برخی تعبیروتفسیر و تأویل را به یک مضمون‌ دانسته‌اند. این قسم که از ادیبان متقدمی زیرا ابوعبید قاسم بن سلاّم (متوفی ۲۲۴)[۹۶] و ابوالعباس مبرَّد (متوفی ۲۸۶)[۹۷] گفته شده، تحت عنوان طریقه دارای شهرت مفسران متقدم مطرح مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

[۹۸] برخی دیگر، برای مثال محمدبن حبیب نیشابوری (متوفی۲۴۵)، این بینش را نپذیرفته‌اند.[۹۹] ظاهراً کلمه تأویل حدوداً از اواخر قرن سوم تحت عنوان اصطلاحی مکی برای تفصیل و توضیح آیه ها قرآن به شغل می‌رفته و حدود یک قرن بعد از آن واژه و کلمه تعبیر و تفسیر جانشین آن گردیده است.[۱۰۰] هر چنداشاره به تفاوت فی مابین تعبیروتفسیر و تأویل در اثرها متقدمانی زیرا مقاتل بن سلیمان،(متوفی ۱۵۰)[۱۰۱] طبری (متوفی ۳۱۰)[۱۰۲] و ماتریدی (متوفی ۳۳۳)[۱۰۳] به چشم میخورد، با این هم اکنون طبری و ماتریدی در نامگذاری اثر ها خویش درباره گستردن و توضیح آیه‌ها قرآن [۱۰۴] از کلمه و واژه تأویل به کار گیری مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده‌اند. [۱۰۵]

به لحاظ راغب اصفهانی[۱۰۶] تعبیروتفسیر بیشتر در لفظ ها و مفردات، و تأویل بیشتر در معانی و جملا‌ت به کارگیری شد‌ه‌است، خلال اینکه تأویل معمولاً درباره‌ی کتاب ها آسمانی به شغل می‌رود و تعبیروتفسیر درخصوص کتاب ها دیگر نیز کاربرد مسجد بابا غدیر مشهد داراست.[۱۰۷]

در زمان‌های سپسین اکثری از مالک نظران، تأویل را اصولاً خلاف با تعبیر دانسته‌اند، به این مفهوم که تعبیر را ناظر به مباحث لفظی قرآن (مشتمل بر معانی واژه و کلمه‌ها و کلمات) و تأویل را کوششی در جهت ترجیح یک کدام از دو یا این که تعدادی احتمال معنایی یا این که کوششی برای حصول به معانی درونی آیه‌ها قرآن دانسته‌اند. برای مثالً طبرسی با اینکه هر دو واژه و کلمه را در امر مفهوم و مفاهیم لفظ ها میداند، تعبیر را به کشف منظور از لفظ اختلال و تأویل را به گشوده گرداندن یکی دو احتمال به معنای بر پایه ی با ظواهر مضمون‌ نموده است؛[۱۰۸] ابوطالب تغلبی[۱۰۹] تعبیروتفسیر را متکفل مشاجره از معنای وضعی لفظ و تأویل را تعبیر و تفسیرِ معنای درونی آن دانسته میباشد؛[۱۱۰] از نگاه ماتریدی تعبیروتفسیر عبارت میباشد از انقطاع کشف کردن بر منظور معبود از لفظ ها و شهید شدن بر آن و تأویل، ترجیح دادن یکی یک سری احتمال جان دار درباره یک آیه میباشد، سوای انقطاع و شهیدشدن بر درستی آن.[۱۱۱] بعضی متأخران، همین لحاظ را با تعبیروتفسیرِ «‌دلالت تعبیروتفسیر قطعی و دلالت تأویل ظنّی میباشد»، مسجد بابا قدرت مشهد ذکر کرده‌اند.

[۱۱۲] بعضا نیز آنچه را که در قرآن به وضوح آمده یا این که گستردن آن در سنّت وارداتی میباشد، تعبیروتفسیر می‌شمارند که به همین عامل اجتهاد و رأی بدان رویکرد ندارد، در حالی که تأویل یافته‌های پژوهشگران برهان به معارف الاهی از حرف خداست.[۱۱۳] زرکشی [۱۱۴] به‌این رأی متمایل گردیده و اعتقاد دارد که فرق دربین تعبیروتفسیر و تأویل، ناشی از تفاوت فی مابین منقول ومعقول میباشد؛ به عبارت دیگر، تفسیرمنحصر در نقل خبر ها و قصه و تأویل مطابق اجتهاد و تدبیر میباشد. [۱۱۵]درین فی مابین، آلوسی [۱۱۶] اعتقاد دارد هیچ یک از آرای ارائه گردیده درباره فرق تعبیروتفسیر و تأویل در عرف مدرن علم ها قرآنی درست وجود ندارد، چون امروزه تأویل، ذکر معانی ربانی و قدسی میباشد که از روش اشاره در قلوب عارفان مکان می گیرد و تعبیروتفسیر چیزی جز ذکر معانی ظاهری کلمه ها و لفظ ها وجود ندارد. ابن تیمیه[۱۱۷] عقیده‌ای متعدد درباره تأویل داده و خواسته قرآن را از این کلمه و واژه، واقعیت فرنگی لفظ ها ــ در قبال تعبیروتفسیر که شکل علمی لفظ میباشد ــ می داند. ظاهراً او محور این لحاظ را از طریقه راغب اصفهانی گرفته میباشد.[۱۱۸]

مبادی و اصول

بازدید : 43
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:36


نقش زراره در بسط معارف اهل بیت(ع)
نقش زراره در بسط و احیای معارف اهل بیت(ع) تا آنجاست که امام راستگو(ع) اعلام کرد: خداوند زراره را بیامرزد، که در شرایطی که وی و مانند وی نبودند، سخنان پدرم از بین رفته بود.[۱۰] در حدیث دیگر، امام درستگو(ع) آشکارا او‌را از بهشتیان دانسته میباشد.[۱۱] گشوده از آن امام قصه گردیده‌است که ذکر کرد: ۴ بدن نزد اینجانب دوستداشتنی ترند: بُرَید بن‎ معاویة بَجَلی، محمد بن مسلم، ابوبصیر و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد زراره.[۱۲]

وثاقت زراره
رجال شناسان عموماً احادیث ذمّ زراره را ضعیف و یا این که ناشی از حالت خاص سیاسی و تقیه دانسته‎اند[۱۳] مسأله دیگری که نزد پژوهشگران شیعی گزینه بیان کرد و گوست، انکار یا این که شک وی درباره ی امامت موسی‎ بن‎ جعفر(ع) (۱۲۸-۱۸۳ق/۷۴۵-۷۹۹م) میباشد[۱۴] هرچند این نسبت به طور کاملً محرز وجود ندارد، امّا در شرایطی که اینگونه تردیدی نیز در زراره پیدا گردیده باشد، باتوجه به تأییدات امامان و شیعه‌ها آینده از زراره، مکان شک و تردید باقی نمی‎ماند که سرنوشت وی به امامت امام موسی(ع) گردن مسجد غدیر فلاحی مشهد گذارده میباشد.

اثرها
گفته‎اند که زراره دارنده تألیفاتی میباشد، البته جز یک کتاب با تیتر الاستطاعه والجبر والعهود[۱۵] از وی حافظه نشده میباشد. ابن‎بابویه قمی (۳۲۹ق/۹۴۱م) گوید که آن کتاب را چشم میباشد.[۱۶] برخی داعیه کرده‎اند که زراره ۹۰ سال زیسته میباشد.[۱۷] این احتمال به دور نمی‎کند، چون بعضا او‌را از اصحاب امام علی‎بن‎حسین(ع) نیز مسجد بابا غدیر مشهد دانسته‎اند.[۱۸]

فرزندان
زراره ۷ فرزند داشت با اسم‌های: رومی، یحیی، عبدالله، حسن، حسین، محمد و عُبید که از راویان شیعی و غالباً از شاگردان امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) بوده‎اند و از آن ها قصه کرده‎اند. در‌این بین عبید از اعتبار و آوازه بیشتری برخوردار‌است؛ چنانکه او‌را «موثَّق» شمرده‎اند. وی در کوفه می‎زیست و از چنان اعتباری بهره مند بود که شیعه‌ها کوفه او‌را به هنگام نیاز برای ملاقات با امام راستگو(ع) و سوال از آن حضرت به مدینه مسجد بابا قدرت مشهد می‎فرستادند.[۱۹]

حُمْران (ابوحمزه) ‎بن اعین
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حمران بن اعین
حمران، دانا، محدّث، نحوی، ادیب و لغت دان، بوده میباشد. وی از شاگردان امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) بوده و از آن دو احادیث بخش اعظمی نقل نموده است و اشخاص اکثری از وی ماجرا کرده‎اند. هرچند برخی از رجال شناسان اهل سنّت، به جهت شیعی بودن حمران، وثاقت اورا تأیید نکرده‎اند، ولی رجال شناسان شیعی عموماً اورا موثّق و آیتم متکی بودن دانسته‎اند و حتی بعضی او‌را از زراره نیز موثق‎خیس دانسته‎اند[۲۰] حمران دانش نحو را از ابوالاسود دُؤلی آموخته میباشد. هرچند تاریخ مرگ وی دانسته وجود ندارد، البته قطعی میباشد که وی قبل از امام راستگو(ع) درگذشته میباشد[۲۱] حمران دارنده فرزندانی بوده میباشد با اسم های: عقبه، حمزه و محمد. اینان از اصحاب امام باقر(ع) و امام راست گو(ع) و از راویان موثق بوده‎اند و از آن دو احادیث بسیار نقل کرده‎اند.

بُکَیر (ابوجَهْم) ‎بن ‎اعین
نوشته ی علمیٔ مهم: بکیر بن اعین
وی از راویان موثَّق و از یاران امام پنجم و امام ششم شیعه ها به شمار آمده و احادیث بخش اعظمی از آن دو نقل نموده است، البته به رغم آوازه بسیارش، چیزی بیش تر از این از وضع و اوضاع وی دانسته وجود ندارد. بکیر قبل از وفات امام راست گو(ع) درگذشته میباشد. او ۶ پسر داشته که عبارتند از قدمت، جهم، زید، عبدالله، عبدالحمید و عبدالاعلی. اشخاص خاطر گردیده از عالمان و محدثان و از اصحاب امام درستگو(ع) به شمار آمده‎اند. عبدالله، با اینکه از فقیهان مالک حیث دانسته گردیده، فطحی مذهب به شمار آمده میباشد.[۲۲]

ابوغالب زراری
نوشته‌علمیٔ مهم: ابوغالب زراری
احمدبن‎محمد، پر اسم و رسم به ابوغالب زراری (۲۸۵-۳۶۸ق/۸۹۸-۹۷۸م)، فقید، محدّث، متکلم، ادیب و شعر سرا. وی از عالمان و محدّثان بنام آل اعین و واپسین شخص دارای شهرتِ این فامیل میباشد. وی در ۱۱ سالگی حدیث را فرا گرفت.

ابوغالب در ۳۵۶ق/۹۶۷م رسالة فی ‎آل اعین را نوشت و در آن حال و روز خاندانش را، از شروع تا اجرا، به ایجاز و با بیان مشایخ روایی و شیوه های احادیث خویش گرد آورد و آن را به نوه‎ اش محمدبن ‎عبدالله اهدا کرد.

وی از نسل بکیر بن‎ اعین بوده، از این‎رو نیاکان وی به بکیری آوازه داشته‎اند، ولی از زمان امام هادی(ع)(۲۱۲-۲۵۴ق/۸۲۹-۸۶۸م) به «‌زراری‌» آوازه یافته اند. این آوازه، چنانکه خویش وی گفته، از مجال جدش سلیمان ‎بن ‎حسن پدید آمده میباشد. برهان این تغییر و تحول تیتر را دو چیز دانسته اند: یکی‌از اینکه مامان حسن ‎بن‎ جهم ‎بن‎ بکیر، نیای گرانقدر ابوغالب، دختر عبید بن‎ زراره بوده میباشد دیگر اینکه امام حسن عسکری (ع)، احتمالاً به جهت وضعیت و ملاحظات سیاسی، سلیمان فرزند حسن را زراری نامیده میباشد.

پانویس
ابوغالب زراری، پیشگفتار مصحح، ص«‌د ».
صص۱۲، ۱۸.
تستری، قاموس الرجال، ج۲، ص۱۷۲.
محدث قمی، الکنی والالقاب، ج۱، ص۱۳۱.
ابوغالب زراری، رسالة ابی برنده زراری، ص۱۳

بازدید : 50
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:41


تکفیر گناهان به محوشدن گناهان یا این که تاثیر آنان در قیامت بر تاثیر اجر شغل های نیک گفته می گردد. در قرآن و روایات اسلامی از ایمان، فعالیت باتقوا، توبه، جهاد، صدقه پنهانی و عبادت تحت عنوان دست اندرکاران تکفیر گناهان حافظه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گردیده‌است.

تکفیر گناهان بحثی کلامی میباشد که متکلمان مسلمان آن را زیر عناوینی همانند احباط، احباط و تکفیر، تَحابُط اَعمال و مجوز اجتماع اجر و عِکادر تحقیق مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌نمایند.

امامیه و اشاعره تکفیر را تنها درباره گناهانی می‌پذیرند که در قرآن و احادیث از آنان مذکور گردیده؛ البته معتزله بر این باورند که تکفیر، کلیه گناهان را محو می‌نماید. متکلمان امامیه، طریقه معتزله را برخلاف بعضا از آیه ها قرآن می دانند که آفریدگار، جایزه و مجازات شغل های نیک و بد را غیروابسته به حساب آوردن مسجد بابا غدیر مشهد می‌نماید.

معنی‌شناسی
تکفیر به معنای پوشاندن و نهفته‌کردن میباشد؛[۱] از این‌رو هر کس نعمت‌های الهی را انکار می‌نماید، کافر خوانده می شود.[۲] تکفیر گناهان در دانش صحبت، به معنای محوشدن مجازات گناهان در تاثیر اجر شغل های نیک میباشد. بر این محور تکفیر در قبال احباط میباشد که به ازبین‌رفتن اجرا نیک بر تاثیر گناهان اشاره مسجد بابا قدرت مشهد می‌نماید.[۳]

تکفیر به معنای نسبت بی دینی دادن به مسلمان‌ها نیز به‌عمل می‌رود که به آن تکفیر اهل قبله گفته می‌گردد.[۴]

عامل ها
در قرآن و احادیث برای تکفیر گناهان، عواملی آورده شده میباشد؛ در قرآن از ایمان و فعالیت با تقوا،[۵] توبه،[۶] هجران‌کردن از گناهان کبیره[۷] صدقه پنهانی، جهاد[۸] و عبادت[۹] به‌تیتر عواملی خاطر گردیده که گناهان را از فی مابین می برند. در احادیث نیز شفاعت،[۱۰] زیارت امام حسین،[۱۱] قرائت قرآن[۱۲] و اقامه نماز شب[۱۳] از دست اندرکاران تکفیر گناهان دانسته گردیده است.

تکفیر در دانش سخن
تکفیر گناهان دعوا کلامی میباشد و معمولاً از آن هم پا احباط خاطرنشان کرد‌وگو می شود.[۱۴] متکلمان مسلمان تکفیر گناهان را پایین عناوینی همانند احباط،[۱۵] احباط و تکفیر،[۱۶] تَحابُط اَعمال[۱۷] و مجوز اجتماع اجر و عِکادر[۱۸] نظارت می‌نمایند. برخی از عالمان شیعه و اهل سنت از آن در موضوع معاد[۱۹] و معتزله در دعوا وعد و وعید[۲۰] نیز کلام گفته‌اند.

متکلمان مسلمان حادثه‌لحاظ دارا‌هستند که در‌حالتی که کافری مسلمان گردد، عذاب بی دینی و همینطور جزای گناهانی که در حالا بی دینی اعمال داده، از وی برداشته می شود؛[۲۱] البته درباره گناهانی که در حالا مسلمانی از شخص رمز میزند، میانشان اختلاف‌لحاظ می باشد:

معتزله تکفیر را درباره همگی گناهان می‌پذیرند و بر این باورند که کار نیک می تواند هر گناهی را منزه نماید.[۲۲] گفته‌اند انگیزه اعتقادوباور آن ها بدین عقیده، آن میباشد که متکلمان معتزله بعد از آنکه استحقاق اجر و عِفریم را برای شغل های نیک و گناه مطرح کردند، با این اختلال مواجه شدند که درصورتی که عملی آمیخته از اجر و عقاب باشد، مایحتاج میاید مُکَلَّف در طی واحد، هم مستحق اجر باشد و هم مستحق عقاب و این را محال می‌دانستند.[۲۳] از این‌رو عقیده احباط و تکفیر را مطرح کردند.[۲۴]
شیعه‌ها و اشاعره[۲۵] احباط کلی را نمی‌پذیرند و میگویند: شغل های بهتر، صرفا آن تیم از گناهان را منزه می‌نمایند که در قرآن یا این که احادیث به آن اشاره شد‌ه‌است.[۲۶] شیعه‌ها در این باره با استناد به بعضی از آیه ها قرآن ازجمله نشانه‌ها ۷ و ۸ سوره زلزال که در آن ها آمده میباشد: «پس هركه هم‌وزن ذرّه‌اى نيكى كند، آن را خواهد ديد؛‌ و هركه هم‌وزن ذرّه‌اى بدى كند، آن را خواهد ديد»، معتقدند پروردگار ایفا عالی و بد را غیر وابسته به حساب آوردن می‌نماید.[۲۷]
محوشدن گناه یا این که کیفر آن؟
در اینکه آیا تکفیر به معنای محوشدن خویش گناه یا این که برداشته‌شدن کیفر آن میباشد، اختلاف‌حیث وجود دارااست؛ ابوعلی جُبّائی از بزرگان معتزله براین‌اعتقاد میباشد که تکفیر خویش گناه را محو می‌نماید، البته ابوهاشم جبائی فرزندش می‌اعلام‌کرد: مجازات آنان را برمی‌داراست.[۲۸] همینطور نوشته‌اند بعضی از فیلسوفان مسلمان که تکفیر را به‌معنای محوشدن خویش گناه میدانند، زیرا معتقدند مو جود هیچ‌گاه وجود ندارد نمیشود، محو گناه را به یکی دو شکل تحت توضیح میدهند:

هر گناهی از آن جهت که گناه میباشد، امری عدمی و غیرمخلوق میباشد.
به عبارتی‌‌سیرتکامل که هستی گناه‌‌فعالیت با توبه به هستی دیگری تبدیل می‌گردد. افعال بد نیز به افعال نیک تبدیل می گردند.[۲۹]

بازدید : 50
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:26


اَبوسَلَمه خَلّال، دارای شهرت به وزیر آل محمد، داعی (مبلغ سیاسی) عباسیان که نقشی پر رنگ در براندازی خلافت اموی و برقراری خلافت عباسی داشته میباشد. در مقطعی از دعوت عباسیان، ابوسلمه کوشش کرد تا خلافت را از آن‌ها به علویان منتقل نماید. وی این فعالیت را با دعوت از بزرگان علوی، مثلا امام راستگو(ع)، پی گرفت. برخی این دعوت را، که با جواب منفی امام درست گو(ع) همپا بود، ناشی از تشیع یا این که دوستداری اهل‌بیت(ع) از سوی ابوسلمه دانسته‌اند. برخی دیگر معتقدند که ابوسلمه مردی سیاسی بوده و در مقطعی به دلایلی سیاسی مصلحت خویش را در نگهبانی از علویان در قبال عباسیان چشم و درین عمل علت فقاهتی نداشته میباشد. در منابع شیعی، از واکنش امام راستگو(ع) با دعوت‌طومار ابوسلمه درباره تایید اقتدار برای آنالیز نگاه سیاسی امامان شیعه(ع) بعد از حادثه عاشورا با مورد تصدی دستور خلافت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مستعمل میباشد.

ابوسلمه ضمن در شمار اولی رهروان عباسیان برشمرده گردیده و بعداً به یک کدام از مهمترین داعیان آن ها تبدیل شد. وی رهبری فرمان دعوت علیه امویان را در عراق برعهده داشت و بعد از توفیق اول دعوت عباسی در آنجا کوشش کرد تا خلافت را به علویان منتقل نماید؛ تلاشی که با توفیق همپا خلا و موجب بدگمانی بنی‌عباس به وی و قتل وی به وسیله آن ها مسجد غدیر فلاحی مشهد قلمداد شد‌ه‌است.

منزلت تاریخی
اَبوسَلَمه خَلّال (درگذشت:۱۳۲ق) داعی تعالی عباسیان[۱] که دارنده نقشی پر رنگ در براندازی خلافت اموی و برقرار خلافت عباسی دانسته شد‌ه‌است.[۲] اورده شده که به‌سبب ساز همین نقش پر رنگ، در بعضا منابع،[۳] وزیر آل محمد خوانده گردیده‌است.[۴] در بعضا منابع، ابوسلمه مردی ادیب، سیاست‌مدار و مدبر خوانده شد‌ه‌است؛[۵] بیان شده که‌این صفات اورا گزینه دقت ابراهیم امام (درگذشت: ۱۳۲ق)، رهبر حرکت عباسی و اخوی سفاح و منصور دوانیقی، قرار بخشید به گونه ای که او‌را به‌تیتر وزیر خویش در شغل دعوت تعیین مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۶]

در مقطعی از دعوت عباسیان، کوشش ابوسلمه برای جابجایی خلافت از بنی‌عباس به علویان[۷] که با دعوت وی از امام درستگو(ع) برای در اختیار گرفتن توان یار و همدم بوده، موجب گردیده تا سید محسن امین اورا در شمار وزیران شیعه برشمرد.[۸] از لحاظ بعضی، به‌رغم دعوت ابوسلمه از امام درست گو(ع)، وی نهایتاً از هواداران اهل‌بیت(ع) بوده و شیعه اعتقادی نبوده میباشد.[۹] مرتضی مطهری اعتقاد دارد که ابوسلمه مردی سیاسی بوده و آنچنان که از امام درستگو(ع) نیز آورده شده[۱۰] شیعه امام نبوده میباشد.[۱۱] به لحاظ وی، ابوسلمه در مقطعی به دلایل نامعلوم سیاسی مصلحت خویش را در جانبداری از علویان در قبال عباسیان چشم و در‌این عمل علت شرعی نداشته میباشد.[۱۲] در منابع شیعی، از شیوه واکنش امام راستگو(ع) با دعوت‌طومار ابوسلمه درباره تایید اقتدار برای ارزیابی نگاه سیاسی امامان شیعه(ع) بعداز حادثه عاشورا با مورد تصدی فرمان خلافت مصرف شده میباشد؛[۱۳] نگاهی که یار با احتیاط و قابلیت‌سنجی وجود شرایط ایده آل برای حکومت تلقی مسجد بابا قدرت مشهد شد‌ه‌است.[۱۴]

نام‌و‌نشان
به گفته بعضا دانشمندان، جزئیات معاش ابوسلمه ضمن قبل از شروع دعوت عباسیان به‌صدق دانسته وجود ندارد؛[۱۵] به نحوی که در اسم و نسب وی اختلاف وجود داراست:[۱۶] در بعضی منابع اسم وی حَفَصْ[۱۷] و در بعضا دیگر احمد[۱۸] میباشد؛ اسم بابا وی در بعضا منابع غیاث[۱۹] و در برخی دیگر سلیمان[۲۰] تصویب گردیده است. درباره نسبت وی (خلّال) هم اختلاف وجود داراست: برخی این نسبت را ناشی از فروش سرکه (خَلّ) بوسیله وی دانسته‌اند[۲۱] و برخی دیگر به جهت سکونتش در کوی سرکه‌فروشان کوفه.[۲۲] بعضا او‌را از موالیان اهل ایران دانسته‌اند[۲۳] و در برخی منابع از فارسی‌فهمیدن وی خاطر گردیده است.[۲۴] در منابع، عمل وی صرافی و از دید مالی ثروتمند دانسته گردیده است.[۲۵] وی داماد بُکَیْر بن ماهان، از سران تکان ضد اموی و داعی گرانقدر عباسیان، بوده میباشد.[۲۶]

ابوسلمه و دعوت عباسیان
در برخی منابع، ابوسلمه ضمن در شمار او‌لین رهروان عباسیان برشمرده شد‌ه‌است.[۲۷] شروع حضور وی در دعوت عباسیان در کنار بکیر بن ماهان گزارش گردیده‌است.[۲۸] در برخی نقل‌های تاریخی، از پشت گرمی سران عباسی به ابوسلمه در شغل دعوت گزارش‌هایی وجود داراست؛[۲۹] نتیجه ها این پشت گرمی جانشینی وی از بکیر بن ماهان به‌تیتر سرکرده داعیان بعداز مرگ بکیر دانسته گردیده‌است.[۳۰] به‌گزارش برخی منابع، در دورانی که سرکردگی داعیان عباسی بر ذمه ابوسلمه قرار گرفت، ابومسلم خراسانی نیز زیر دستور وی ولایت داعیان خراسان و عراق فارس را بر ذمه گرفت.[۳۱]

به گزارش برخی منابع، با شروع قیام عباسیان در رمضان ۱۲۹ق و مجاورت‌شدن سپاه عباسیان به کوفه، ابوسلمه در خفا برای تضعیف مقاومت سپاه اموی در قبال سپاه خراسان به مدیر نیروهای ضد اموی پرداخت.[۳۲] با برد سپاه خراسان بر سپاه اموی، ابوسلمه در عاشوراء ۱۳۲ق از مخفیگاه خویش خارج آمد و رهبری قیام در عراق را برعهده گرفت.[۳۳] با مرگ ابراهیم امام، طبق وصیت وی ابوالعباس سفاح و فامیل عباسی به‌سوی ابوسلمه در عراق جنبش کردند.[۳۴] با وارد شدن سران عباسی به کوفه، ابوسلمه آنها‌را از عموم مخفی کرد و در نهان به دو بدن از بزرگان علوی طومار نوشت و آنها را برای تایید دستور دعوت به‌مکان بنی‌عباس تشویق کرد؛[۳۵] امری که به‌گزارش منابع با توفیق یاروهمدم خلا[۳۶] و بدگمانی سفاح را به دنبال داشت.[۳۷] این بدگمانی ادله مهم قتل ابوسلمه به وسیله بنی‌عباس قلمداد شد‌ه‌است.[۳۸] به‌گفته بعضا پژوهشگران، هرچند خبر ها قتل ابوسلمه بسیار آشفته میباشد، دست‌داشتن سران عباسی، سفاح و منصور، و ابومسلم خراسانی در آن چشم می‌گردد.[۳۹] مرگ وی در رجب ۱۳۲ق درج شده میباشد.[۴۰]

بازدید : 21
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:56


قبض و توسعه تئوریک شریعت
نوشته ی علمیٔ اساسی: عقیده قبض و توسعه و گسترش تئوریک شریعت
مطالب قبض و پیشرفت تئوریک شریعت آغاز از اردیبهشت ماه ۱۳۶۷ تا خرداد ۱۳۶۹ به طور سلسله مقالاتی در خبرنامه کیهان فرهنگی تکثیر یافت و بعد ها در پوسته کتاب منتشر شد.[۹۳] تکثیر این مقاله ها گفت و گو‌برانگیز شد و عکس العمل‌های فراوانی برانگیخت که در غایت تعطیلی موقت خبرنامه کیهان فرهنگی را مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پیرو داشت.[۹۴]

در قبض و توسعه تئوریک شریعت حرف از بشری‌بودن و تاریخی‌بودن و زمینی‌بودن معرفت شرعی میباشد.[۹۵] وی این نظر را دارد ادراک از شریعت در تحولی دائمی بوده میباشد.[۹۶] وی اعتقاد دارد هر ادراک تازه بر دو رکن معرفتی سازه میشود؛ رکن بیرونی و رکن درونی. رکن بیرونی مفروضات نو‌ای میباشد که وارد ذهن میشوند و رکن درونی معلوماتی میباشد که در ذهن وجود داراست. عکس العمل این دو رکن، فهم و شعور جدیدی را برای بشر به وجود می‌اورد.[۹۷] بعضا اصل این عقیده را به گادامر دانشمند غربی مسجد غدیر فلاحی مشهد نسبت داده‌اند.[۹۸]

این مقاله ها معارضان اکثری پیدا کرد؛ آیت الله جوادی آملی[۹۹] آیت‌الله سبحانی[۱۰۰] آیت‌الله مصباح[۱۰۱] راستگو آملی لاریجانی[۱۰۲] از اشخاصی بودن که به انتقاد این عقیده پرداختند. معارضان این عقیده معتقدند کلیه معرفت‌های فقاهتی قابل تغییر‌و تحول نیستند بلکه فقط معرفت‌هایی که عامل قطعی ندارند، قابل تغییر تحول میباشند.[۱۰۳] از دید اینان نمی‌قدرت به عهده گرفت که همگی معارف فقاهتی توسط درک‌های نو برون شرعی تغییر‌و مسجد بابا غدیر مشهد تحول یابد.

از گسترش تجربیات نبوی تا رویاهای رسولانه
نوشته‌ی‌علمی‌های مهم: عقیده رویاهای رسولانه و پیشرفت تجربیات نبوی
بَسْط تجارب نبوی عقیده‌ای که بر پایه ی آن، وحی مختص به رسول (ص) وجود ندارد، و تجربیات‌های پیامبرانه بعداز فرستاده اسلام(ص) نیز در اشخاص متفاوت ادامه مییابد.[۱۰۴] عقیده توسعه و گسترش تجربیات نبوی، آئین را خلاصه و عصاره تجارب‌های فرستاده دانسته که با ادامه تجارب‌های نبوی بعد از نبی، از سوی دیگر مسلمانها، بر غِنا و فربهی آئین افزوده می‌گردد.[۱۰۵] در مقابل، معارضان عقیده توسعه تجارب نبوی، معتقدند در هیچ‌یک از نشانه‌ها قرآن نیامده که قرآن جوشیده از باطن نبی و کلام وی میباشد،[۱۰۶] بلکه قرآن خویش را به صراحت حرف معبود معرفی می‌نماید.[۱۰۷] در گفت و گو «حرف محمد» فهمیدن قرآن دو طومار از دکتر معالج سروش خطاب به آیت الله سبحانی، با تیتر «آدم و بشیر» و «طوطی و زنبور» و دو طومار انتقادی از آیت الله سبحانی خطاب به دکتر معالج سروش، مسجد بابا قدرت مشهد منتشر شد.[۱۰۸]

رؤیاهای رسولانه عقیده عبدالکریم سروش که وحی را از مقوله رؤیا دانسته و این نظر را دارد قرآن ماجرا رؤیاهای رسول اسلام میباشد.[۱۰۹] سروش، نبی را روایتگر تجربیات‌ها و ناظر چشم انداز‌هایی میداند که خویش در رؤیا چشم میباشد.[۱۱۰] معارضان رؤیاهای رسولانه معتقدند هیچ گواهی دارای اعتبار تاریخی نیست که مخاطبان نخستین وحی یا این که خویش فرستاده، مدعا خوابنامه بودن قرآن یا این که راوی بودن نبی باشند.[۱۱۱] همینطور فرستاده در هیچ آیه‌ای گوینده وجود ندارد، در هیچ‌کجا، آیه ها از لهجه رسول وجود ندارد؛ بلکه در تک تک آیه‌ها، رسول مانند دیگر افراد، استفاده کننده میباشد.[۱۱۲]

خاتمیت نبی و موضوع امامت
معنا خاتمیت در عقیده گسترش تجربیات نبوی، امر دادن فارغ از نیاز به برهان معرفی گردیده[۱۱۳] که با رحلت رسول از در میان رفته و دیگر هیچ‌کس حق ندارد فارغ از ادله به سایر افراد حکمی نماید.[۱۱۴] به لحاظ سروش، تجربیات فقاهتی بعد از فرستاده فقط برای خویش فرد حجت میباشد و برخلاف تجارب رسول، برای سایر افراد الزام‌آور وجود ندارد.[۱۱۵] سروش امامت را نیز در مقابل خاتمیت دانسته و این نظر را دارد: اینکه با اتکاء به وحی و شهود سخنانی بگویند که در قرآن و سنت نبوی نباشد، با خاتمیت در تعارض میباشد.[۱۱۶] اما سروش اعتقاد دارد می‌اقتدار اسلام را آن‌سیرتکامل که فرستاده می‌خواست، نزد علی و فرزندانش یافت.[۱۱۷]

منتقدان معتقدند درین عقیده، تعبیر و تفسیر خاتمیت با رویکردی ضدعقل بهپیامبران مطرح گردیده و ختم نبوت با آزادسازی عقل هم اندازه دانسته گردیده[۱۱۸] در حالی که قرآن معارضان خویش را به برهان و عقل‌گرایی دعوت می‌نماید.[۱۱۹] در زمینه امامت نیز آیه‌ها قرآن، از اشخاصی خاطر می‌نمایند که نبی نبودند، البته اسراری از غیب بر آن‌ها الهام می شد.[۱۲۰] به لحاظ معارضان، براساس تعریف‌و‌تمجید سروش از خاتمیت، اثری از ولایت، بعد از رسول اسلام (ص) باقی نمی‌ماند، در حالی که آیه‌ها و احادیث به ولایت اشخاصی غیر از فرستاده اشاره دارااست.[۱۲۱]

تعبیروتفسیر نهج البلاغه و امام علی(ع)
عبدالکریم سروش:

«علی(ع) که خویش رمز رینگ‌ی پارسایان بود و در سلوک و تقرب، به سکو ی ارجمند ولایت نایل آمده بود و مربی والا جهاد اصغر و اکبر و پرده دار مقبره ستر آفریدگار بود، خوب از هر که دیگر آمادگی داشت که مضمون‌ زهدو تقوا را گشوده کند و از اوصاف پارسایان، پرده بردارد.».[۱۲۲]

سروش به بازه زمانی شش سال در مسجد امام راست گو(ع)، هر سال ۹ماه و به‌شکل هفتگی، سخنرانی در م

بازدید : 16
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:54


کَثیر بن شِهاب مَذْحِجی یا این که کثیر بن شهاب حارِثی از بزرگان کوفه و فامیل مذحج و شخصی عثمانی‌مذهب بود که با پراکندن یاران مسلم بن عقیل در کوفه در صورت‌گیری اتفاق کربلا نقش داشت. مبتنی بر گزارشات تاریخی او در حکومت قدمت بن خطاب و معاویه، والی ری و دَستَبی بود. همینطور کثیر به نقل بَلاذُری، تاریخ‌دان، هواخواه یزید و کارگزار وی در برخی بخش ها کشور‌ایران مانند حلوان، ماسبذان و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ماهان بود.

کثیر بن شهاب در دشمنی با اهل‌بیت(ع) بر ضد مسلم بن عقیل و امام حسین(ع) و در حفاظت از ابن زیاد سخنرانی و بر منبر ری، امام علی(ع) را لعن میکرد. در صحابی بودن وی اختلاف لحاظ وجود داراست. کثیر اندکی قبل از قیام مختار ثقفی یا این که ابتدا آن مُرد و مختار ثقفی او را دروغگو و کذاب مسجد غدیر فلاحی مشهد خواند.

معرفی
به نقل از ابن سعد در کتاب الطبقات الکبری، کثیر بن شِهاب بن حصین بن یزید حارثی مَذْحِجی از بزرگان قوم مذحج در کوفه و شخص بخیلی بوده میباشد.[۱] به اطمینان ابونعیم اصفهانی، محدث اهل سنت، کثیر بن شهاب بَجَلی از اصحاب فرستاده میباشد[۲] و ابن‌حَجَر عَسقَلانی نیز این عقیده را تقویت می‌نماید؛[۳] اما ابن عَساکر، صحابی و بجلی بودن کثیر را توهم خوانده و رد نموده است.[۴] به گفته بَلاذُری، تاریخ‌دان، کثیر اندکی قبل از قیام مختار ثقفی یا این که نخست مسجد بابا غدیر مشهد آن مُرد.[۵]

نقش در حکومت قدمت بن خطاب و معاویه
کثیر بن شهاب در طی خلافت قدمت بن خطاب در مبارزه قادسیه کمپانی کرد و آورده شده با نیزه‌ای سردار اهل ایران، جالینوس را کشت؛ البته به حیث بلاذری، تاریخ‌دان، فرد دیگری قتل کننده جالینوس بوده میباشد.[۶] به نقل از ابن اثیر، قدمت بن خطاب، مغیرة بن شعبه را امیر کوفه قرار اعطا کرد و وی نیز در سال ۴۱ق کثیر بن‌ شهاب را والی بخش ها ری و دَستَبی کرد.[۷] زمانی کثیر به ری رسید و قانون شکنی عموم از اوامر را رویت کرد، با آن‌ها جنگید تا اطاعت کردند و خراج و جزیه دادند.[۸] او بعد قزوین را فتح کرد و از طرف قدمت والی آنجا مسجد بابا قدرت مشهد شد.[۹]

هنگامی معاویه به حکومت رسید، از طرف خویش و کارگزارانش، مغیرة بن شعبه و زیاد بن ابیه در کوفه، کثیر را در حکومت ری و دستبی ابقا کرد.[۱۰] آنگاه‌ها معاویه بر او غضب کرد و بر وی تازیانه زد و مدتی او‌را در دمشق زندانی کرد تا این‌که با پادرمیانی شریح بن هانی از زندان آزاد شد.[۱۱]

کثیر بن‌ شهاب از رهروان عثمان بود و نسبت به امام علی(ع) کینه داشت و اورا بر منبر ری بسیار لعن می کرد.[۱۲] زیاد در سال ۵۱ ق بر بی دینی حجر بن عدی، از یاران امام علی(ع) و بزرگان کوفه، از سران قریش شهید شدن گرفت و اسم کثیر بن‌ شهاب نیز در شمار شهیدشدن‌دهندگان گزارش شد‌ه‌است.[۱۳]

کارگزار یزید
در طی حکومت یزید، به انگیزه هواداری‌ و تبعیت از مراد یزید گزینه تأیید و حمایتش قرار گرفت.[۱۴] یزید توصیه او‌را به ابن زیاد کرد و نوشت تا اورا بر بعضا بخشها کشور ایران زیرا ماسبذان، مِهرِجانقُذف، حلوان و ماهان ولایت دهد. هم‌اینگونه قطعه زمینی در نواحی کوهستانی دِینَوَر به کثیر داده شد و وی برای خویش عمارتی به اسم قصر کثیر تشکیل داد.[۱۵] سال‌ها پس از وی، یک کدام از فرزندانش همچنان در ماسبذان زمین در چنگ داشت.[۱۶]

تقابل با مسلم بن عقیل
در سال ۶۰ق، دار الاماره کوفه با حضور عبیدالله بن زیاد و تنی چند از یارانش در آن به وسیله طرف داران مسلم بن عقیل، نبی امام حسین(ع)، محاصره شد.[۱۷] ابتدا محاصره کثیر بن شهاب از ابن زیاد درخواست پیکار با مسلم را داشت که او نپذیرفت.[۱۸] آن‌گاه سازه‌بر گزارشات تاریخی، ابن زیاد به کثیر بن شهاب و بعضا بزرگان کوفه امر بخشید تا یاور رهروان مذحجی خویش از قصر بیرون گردد و به در میان عموم برود، آن‌ها را از فضا مسلم دور از هم نماید، از نزاع بترساند و از کیفر قاضی بر حذر دارااست.[۱۹] کثیر او‌لین سخنران در قبال دور‌وبری ها مسلم بود که آنان‌را با خبرپراکنی داخل شدن لشکریان شام از مخالفت با حکومت ترسانید و سخنانش تا غروب آفتاب ادامه داشت.[۲۰] به نقل روحانی موءثر در تاثیر اینگونه سخنانی کوفیان اکثری با کثیر و دیگر ماموران ابن زیاد همپا شدند و با جنبش به سوی دار الاماره به وی پیوستند.[۲۱]

کثیر در دستگیری و نبرد با یاران مسلم‌‌ نیز دست داشت. عبدالاعلی بن یزید کلبی هنگام جنبش یاران مسلم به سوی دار‌الاماره خرقه رزم پوشید و از منزل خارج آمد تا در محله بنی‌فتیان به مسلم بپیوندد. کثیر بن شهاب اورا بازداشت کرد و نزد عبیدالله‌ بن زیاد آورد. ابن زیاد اورا زندانی کرد.[۲۲]

نقش در اتفاق کربلا
کثیر بن شهاب در رخداد کربلا کمپانی کرد.[۲۳] بیان شده او به فرمان عبیدالله بن زیاد با سخنرانی فی مابین عموم و تبلیغات فراوان در جمع لشکر ابن زیاد در نُخَیله برای نبرد با امام حسین(ع) شریک بود و عموم را از امداد حسین(ع) برحذر می‌داشت.[۲۴]

مختار، او را دروغگو و کذّاب خواند و عهد خورد که قبرش را خواهد شکافت.[۲۵]

پانویس
ابن سعد، طبقات الکبری، دار صادر، ج۶، ص۱۴۹.
ابونعیم اصفهانی، تاریخ اصفهان، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۳۶؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۰، ص۳۳.
ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۴۲۷.
ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۰، ص۳۳.

بازدید : 21
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:15


مسجد حَمْزه مسجدی در کنار گورستان شهدای اُحُد در مدینه.[۱] بیان شده به‌فرمان نبی(ص) بر قبر حمزة بن عبدالمُطَّلِب و دیگر شهدای مبارزه احد، مسجدی ساخته شد[۲] که ابعاد بر تاثیر سیل نابود شد و مامانِ الناصر لدین‌الله، خلیفه عباسی در قرن ششم قمری آن را مرمت کرد و بعد از آن گسترش یافت و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد زیارتگاه شد.[۳]

به گفته سَمهودی، تاریخ‌نگار و مدینه‌شناس قرن نهم هجری[۴] و ابن‌جُبَیر، جهانگرد اندلسی که در سال ۵۷۹ق از مدینه دیدن کرده بود،[۵] قبر حمزه در درون مسجد قرار داشت. ابراهیم رفعت‌پاشا نیز در سال ۱۳۲۵ق این مسجد را بنایی معمولی و دارنده گنبد تعریف نموده است.[۶][منبع بهتری نیاز مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد]

وهابیان در سال ۱۳۴۴ق، مسجد حمزه را تخریب و گورستان را محدود کردند تا بازدارنده زیارت آن شوند.[۷] تخریب این مسجد منجر شد ۱۱ شهریور ۱۳۰۴ش/۱۳ صفر ۱۳۴۴ق در کشور‌ایران به تعطیلی و عزای همگانی بینجامد.[۸]

بعداز تخریب، مسجد جدیدی در مسافت ۵۰ متری شرق گورستان اُحُد با اسم‌های مسجد حمزه، شهدا یا این که احد ساخته شد.[۹] این مسجد در سال ۲۰۱۷م کامل شدن شد و با مساحت ۵۴‌هزار مترمربع ظرفیت ۱۵ هزار نمازگزار را داراست و در سه کیلومتری مسجدالنبی مسجد بابا غدیر مشهد قراردارد.[۱۰]

نگارخانه
مسجد حمزه قبل از تخریب
مسجد حمزه قبل از تخریب

نمایی از مسجد حمزه در کنار گورستان احد
نمایی از مسجد حمزه در کنار گورستان احد

تصویری از بقاع شهدای احد و مسجد حمزه
تصویری از بقاع شهدای احد و مسجد حمزه
پانویس
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۷۹ش، ص۴۳۹.
عمید زنجانی، در شیوه برپایی حج ابراهیمی، مشعر، ص۲۲۲.
عده ای از نویسندگان، ره‌بار حج، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۷۸.
سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م، ج۳، ص۹۲۲.
ابن‌جبیر، رحلة ابن‌جبیر، دار و مکتبة الهلال، ص۴۴.
نجمی، بقاع حضرت حمزه(ع) در بستر تاریخ، ۱۳۷۹ش.
عده ای از نویسندگان، ره‌بار حج، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۷۸.
بهبودی، روزشمار تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۵ش، ج۵، ص۲۹۱.
بصیری، گلواژه‌های حج و عمره، ۱۳۸۷ش، ص۵۲۳؛ عده ای از مسجد بابا قدرت مشهد نویسندگان، ره‌بار حج، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۷۸.
«مسجد سیدالشهدا، یادگار مبارزه احد در مدینه»، خبرگزاری ایکنا.
منابع
ابن‌جبیر، محمد بن احمد، رحلة ابن‌جبیر، بیروت،‌ دار و مکتبة الهلال.
بصیری، علیرضا، گلواژه‌های حج و عمره، قم، مشعر، ۱۳۸۷ش.
بهبودی، هدایت‌الله، روزشمار تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران، طهران، مؤسسه مطالعات و رسیدگی‌های سیاسی، ۱۳۸۵ش.
جعفریان، پیامبر، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، قم، مشعر، ۱۳۷۹ش.
عده ای از نویسندگان، ره‌بار حج، قم، مشعر، ۱۳۸۰ش.
سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء باخبار‌ دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۲۰۰۶م.
عمید زنجانی، عباسعلی، در روش برپایی حج ابراهیمی، قم، مشعر.
«مسجد سیدالشهدا، یادگار نبرد احد در مدینه»، خبرگزاری ایکنا، تاریخ تکثیر : ۳ مرداد ۱۴۰۱ش.
نجمی، محمدصادق، بقاع حضرت حمزه در بستر تاریخ، میقات حج، ۱۳۷۹ش، شماره۳۳.
نبو
مساجد
ایالات متحده عربی
مسجدالحرام • مسجدالنبی • مسجد قبا • مسجد شجره • مسجد ردالشمس • مسجد خیف • مسجد غدیر خم • مسجد قبلتین • مسجد تنعیم • مسجد الاجابة (مکه) • مسجد الاجابة (مدینه) • مسجد جن • مسجد غمامه • مساجد سبعه • مسجد حمزه (مدینه) • مسجد علی بن ابی‌طالب (مدینه)
عراق
مسجد کوفه • مسجد سهله • مسجد براثا • مسجد حنانه • مسجد روضه خوان طوسی • مسجد روضه خوان انصاری • مسجد هندی • مسجد الخضراء • مسجد صعصعه • مسجد زید بن صوحان • مسجد عمران بن شاهین • مسجد الحمراء • مسجد جامع بصره • مسجد جواهری
کشور‌ایران
مسجد جمکران • مسجد گوهرشاد • مسجد آقابزرگ کاشان • مسجد جامع اصفهان • مسجد امام اصفهان • مسجد حکیم اصفهان • مسجد سلماسی • مسجد روضه خوان لطف‌الله • مسجد جامع یزد • مسجد اعظم قم • مسجد امام حسن عسکری قم • مسجد سید اصفهان • مسجد امام خمینی • مسجد سید عزیز‌الله • مسجد کبود • مسجد نصیرالملک • مسجد جامع قم • مسجد جامع کرمان • مسجد ملک کرمان • مسجد ارک طهران • مسجد نماینده قانونی شیراز • مسجد کرامت • مسجد فیل • مسجد هدایت طهران • مسجد جامع عتیق شیراز • مسجد لرزاده • مسجد صاحب و مالک‌الامر تبریز • مسجد الجواد • مسجد جاوید • مسجد امین‌الدوله • مسجد ابوذر (طهران) • مسجد جلیلی • مسجد قبا (طهران) • مسجد جامع نارمک • مسجد فرط
فلسطین
مسجدالاقصی • مسجد صخره
سوریه، مصر، یمن و...
مسجد جامع اموی، مسجد حکم دهنده مصر • مسجد جیوشی، مسجد امام علی صنعا • جامع الامام الصادق (بحرین)
مرتبط
مسجد • مسجد جامع • محراب • مناره • منبر • عمران مسجد • خبرگزاری شبستان • روز جهانی مسجد
نماز • مسجدالنبی
نبو
ایالات متحده عربی سعودی
بخشها تاریخی
مکه • مدینه • جده • احساء • قطیف • عوامیه • طائف • نجران • ینبع • ربذه • شعب ابی‌طالب • خیبر • غدیر خم • فدک • سقیفه • کوه روشنایی • کوه ابوقبیس • کوه عینین • ابواء • ابطح • دارالندوه • ناحیه بدر • کوه احد • کوه رضوی • حدیبیه • تهامه • معضل • صریا • حجاز • دومة الجندل • جحفه • آبار علی • منزل ارقم بن ابی‌ارقم • حیطان سبعه
اماکن مقدس
بقعه مکی • مقبره مدنی • مسجد الحرام • مسجد النبی • آرامستان معلاة • مسجد قبا • آرامستان بقیع • مسجد غدیر • حرم‌های بقیع • مسجد ردالشمس • غار حراء • مسجد شجره • مرزو بوم منا • عرفات • مشعر • بیت الاحزان • کوه ثور • مسجد خیف • مسجد قبلتین • جبل الرحمة • حجر اسماعیل • منزلت ابراهیم • زمزم • صفا و مروه • مسعی • مسجد تنعیم • مسجد الاجابة (مکه) • مسجد الاجابة (مدینه) • مسجد جن • مسجد غمامه • مساجد سبعه • ردیف توبه • بقاع شهدای احد • مسجد حمزه (مدینه)• مسجد علی بن ابی‌طالب (مدینه)
شخصیت‌ها
روضه خوان احمد احسائی • علی بن حسنعلی خنیزی • علی بن حسن خنیزی • عبدالهادی فضلی • باقر النمر • محمدعلی عمری • حسن الصفار • سید هاشم الشخص • ناصر القفاری • زکی المیلاد
دسته‌های شیعی
تکان مبلغان طلایه‌دار • سازمان انقلاب اسلامی در شبه جزیره • الحرکة الاصلاحیه • حزب‌الله حجاز
بقیه
نخاوله • حج • وهابیت • تخریب بقیع • جزیرة العرب • یوم الهدم • قریش • اوس و خزرج • بنی‌هاشم • انصار • نا‌آگاهی • فاجعه منا (۱۳۹۴) • انتفاضه ناحیه شرقیه • باب جبرئیل • اعدام‌های ۱۲ مارس ۲۰۲۲ ایالات متحده عربی
آرامستان بقیع
مقام‌ها:
مساجد مدینه
بناهای تخریب‌گردیده به‌دست وهابیان
بناهای تاریخی مدینه

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 125
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 572
  • بازدید ماه : 666
  • بازدید سال : 2939
  • بازدید کلی : 41911
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی