loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 56
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:13


سعید بن سعد انصاری
سعید بن سعد بن عباده انصاری خزرجی، اخوی قیس بن سعد، صحابه رسول(ص)، راوی حدیث غدیر و کارگزار حضرت علی(ع) در یمن. بابا سعید، سعد بن عباده از صحابۀ نبی اکرم(ص)، اهل مدینه، تبارک قبیلۀ خزرج و یکی‌از امراء و احاطه در نا آگاهی و اسلام بوده میباشد.[۱] برادرش قیس بن سعد نیز از صحابه نبی و فرماندهان و کارگزاران حضرت علی(ع) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده میباشد.

ابن عبدالبر و ابن حجر سعید را از صحابه پیامبر خداوند(ص) معرفی کرده‌اند.[۲] البته ابن‌حبان او‌را در شمار تابعین نیز بیان نموده است.[۳] به گفته واقدی از کارگزاران حکومت امام علی(ع) در یمن مسجد غدیر فلاحی مشهد بوده میباشد.[۴]

علامه امینی نیز اسم او را در شمار راویان خطبه غدیر آورده میباشد.[۵] ابن سعد او‌را ثقه و قلیل الروایة می داند.[۶] فرزندش شرحبیل و ابوامامة بن آسان حنیف از وی داستان کرده‌اند.[۷]

پانویس
تستری، قاموس الرجال، ج۵، ص۴۸؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۶۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۲۰-۶۲۱؛ علامه‌امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۰۷؛ ابن سعد، الطبقات، ج۵، ص۶۰؛ امین، اعیان مسجد بابا غدیر مشهد الشیعه، ج۷، ص۲۳۹.
ابن‌حجر، الاصابه، ج۳، ص۸۸.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۲۱.
علامه امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۰۷.
ابن سعد، الطبقات، ج۵، ص۶۰؛ ابن حجر، الاصابه، چ۳، ص۸۸.
ابن اثیر، اسدالغابة، ج۲، ص۲۳۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۲۰-۶۲۱.
منابع
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، مطالعه محمد عبدالقادر عطا، بیروت، مسجد بابا قدرت مشهد دارالکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، موسسه تکثیر الاسلامی، قم، ۱۴۱۴ق.
ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، استیناف علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
ابن اثیر جزری، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
علامه امینی، الغدیر، چاپ کننده: راس الغدیر، قم، ۱۴۱۶ق.
امین،سید محسن، اعیان الشیعه، رسیدگی و تعلیق: حسن امین، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۶ق-۱۹۸۶م.
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی بن حجر العسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، رسیدگی عادل احمد عبد و بنده الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.

بازدید : 15
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:46


سید عبدالحسین شرف‌الدین
سید عبدالحسین شرف‌الدین موسوی عاملی (۱۲۹۰-۱۳۷۷ق) مجتهد و متکلم شیعه و از مدافعان تخمین مذهب‌ها اسلامی میباشد.

دو کتاب المراجعات و النص و الاجتهاد برای ثابت حقانیت شیعه با ادبیاتی علمی و به‌بدور از توهین از مهم ترین اثر ها وی به‌شمار می‌رود. این دو کتاب به لهجه‌های متعدد ترجمه گردیده و اعتنا بخش اعظمی از مسلمانها شیعه و سنی را به خویش جلب مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نموده است.

شرف‌الدین از رهبران نهضت استقلال لبنان بوده میباشد.

معاش‌طومار
سید عبدالحسین شرف‌الدین سال ۱۲۹۰ق در کاظمین دیده به جهان گشود.[۱] وی فرزند سید یوسف شرف‌الدین و مادرش زهرا صدر، دختر سیدهادی صدر و خواهر سید حسن صدر، فقیه شرعی پر اسم و رسم و صاحب و مالک کتاب تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام بود.[۲] نسب او به ابراهیم المرتضی، فرزند امام کاظم(ع) مسجد غدیر فلاحی مشهد می رسد.[۳]

مسافرت به نجف
پدرش وقتی که شرف‌الدین یک ساله بود برای علم آموزی از کاظمین به نجف سفر کرد و در ۶ سالگی او‌را برای آموختن به مدرسه‌منزل ارسال کرد. سید عبدالحسین در ۸ سالگی به یار خانواده به مرزوبوم پدران خویش جَبَل عامِل رفت و در ۱۷ سالگی با دختر عمویش وصلت کرد.[۴] او بعد از آموزش مقدمات علم ها فقاهتی نزد بابا، زمانی که ۲۰ ساله بود برای ادامه علم آموزی به نجف برگشت و در ۳۲ سالگی اذن اجتهاد مسجد بابا غدیر مشهد گرفت.[۵]

شرف‌الدین در اولِ ورودش به عراق با پیشنهاد پدربزرگش سیدهادی صدر آغاز به سامرا رفت و در دروس روحانی حسن کربلایی (متوفای ۱۳۲۲ق) و روحانی باقر حیدر (متوفای ۱۳۳۳ق) کمپانی کرد؛ و صبح‌های آدینه در گردهمایی درس کردار فتحعلی شاه‌آبادی حاضر مسجد بابا قدرت مشهد می شد.[۶]

از ورود شرف‌الدین به سامرا 1سال نگذشته بود که میرزای شیرازی -مرجع تعالی شیعه‌ها- سامرا را رخنه‌ و به نجف اشرف عزیمت کرد. خروج میرزا از سامرا منجر شد که حوزه علمیه سامرا به‌یک‌باره تعطیل و آحاد معلمان و شاگردان، مثلا شرف‌الدین و دیگر عالمان و مدرسان راهی نجف شوند.[۷] وی به طور همزمان با تحصیلات فقه و اصول به استیناف دورازشوخی روایات از منابع دارای اعتبار شیعه و سنی، استیناف تاریخ اسلام و اعتقادات سرگرم شد و ادبیات عرب و نویسندگی را نیز یادگرفت.[۸]

برگشت به لبنان
شرف‌الدین بعد از ۱۲سال سعی در ۱۳۲۲ق به لبنان رجوع و برگشت. بعد از ۳سال اقامت در شهر شحور، به دعوت عموم صور در جنوب لبنان راهی آنجا شد. او با تأسیس حسینیه صور، مرکزی برای برگزاری نرم افزار‌‎های مختلف شرعی و اجتماعی ساخت.[۹]

بازدید : 23
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:28


سیاست اداری معاویه
معاویه از توانگری خویش در تاسی از طریق‌های اداری سودمند و ساخت‌و‌ساز دیوان‌ها و ابزارهای اداری اثرگذار برای به کارگیری در حکومت به کار گرفت. دیوان‌ها، در زمان معاویه شاهد دگرگونی بود. رابطه با روم و کشور‌ایران در‌این دستور تأثیر داشت. امویان از نظام اداری قدمت بن خطاب تقلید کردند، فارغ از اینکه آن را تکامل بخشند.[مستلزم منبع] معاویه در تهیه دیوان مالیه از مسیحیانی که در حکومت روم شغل می‌کردند مانند سرجون بن منصور امداد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گرفت.[۸۶]

معاویه دیوان‌های خاتم و بَرید را تأسیس کرد. وی دیوان خاتم را صحیح کرد تا طومار‌ها سوای مهر نباشد، شخصی به جز خلیفه، از اسرار آنها با خبر نشود، طومار‌ها در معرض جعل و تحول قرار نگیرد. علاوه بر آن، دیوان خاتم گزارش‌هایی را اخذ میکرد که از سوی استانداران به جز خلیفه نبی می شد. دیوان برید نیز برای سرعت بخشیدن به رابطه فی مابین خلیفه و کارگزارنش صحیح شد. کارگر این دو دیوان، ضمن ارسال و اخذ طومار‌ها، جاسوسان خلیفه بودند و رفتارهای استانداران را ذیل حیث داشتند و گزارش‌ها را برای خلیفه می‌فرستادند. معاویه هزینه هنگفتی را صرف این مسجد غدیر فلاحی مشهد دیوان کرد.[مستلزم منبع]

رخدادهای سیاسی داخلی زمانه معاویه
خوارج
در زمانه حکومت معاویه، با وجود شدت شغل و خشونت استانداران نسبت به خوارج، آن ها همواره موجب ناآرامی بودند. معاویه بیش تر از امام علی(ع)، از خوارج کینه توزی داشت. آنها معاویه را گم راه از مسیر اسلام می‌دانستند. انجام آن ها خلیفه اموی را پریشان کرد و مخالف شیوه های مسالمت آمیز بودند و از این رو معاویه با خشونت به آن ها جواب اعطا مسجد بابا غدیر مشهد رد.[مستلزم منبع]

خوارج هم‌زمان با جابجایی راءس خلافت از کوفه به دمشق، موضع متعادل‌خیس و سازگارتری اتخاذ کردند که‌این موضع در جابجایی راس عمل حروریه از کوفه به بصره، سستی و انشعاب در تکان آن‌ها، قبل از پا به چنگ آوردن آن و تبدیل شدن به حزب عقیدتی نمودار شد. فرقه‌های ناهمگون عقیدتی خوارج تاثیر منفی بر ارتش نظامی وی گذاشت و برای حکومت اموی فرصتی شد تا بر آن ها غالب شود. پیکار نهروان اولیه و واپسین جنگی بود که خوارج در آن، پایین سرپرستی واحد و در قبال دشمنی واحد عده شدند و بعداز آن دور از هم بودند.
خوارج کوفه به رهبری فروة بن نوفل اشجعی با صلح امام حسن(ع) و معاویه مخالفت کردند و بر معاویه که هنوز در کوفه بود، شوریدند و در نخیله اردو زدند. تضارب‌های در میان آن‌ها و نیروهای نظامی معاویه مسجد بابا قدرت مشهد چهره اعطا کرد.[مستلزم منبع][۸۷]
در سال ۴۳ قمری، مستورد بن علقمه گران قدر‌ترین کودتا خوارج علیه معاویه را رهبری کرد. مغیره بن شعبه استاندار کوفه در مذار آنها‌را سرکوب کرد. پراکندگی قبایل خوارج و عموم کوفه، نیرومندی حکومت مرکزی و سیاست مشقت که در قبال وی در عراق اتخاذ کرد و میل کوفیان به تشیع آل امام علی(ع) در سرکوب خوارج به امداد مغیره آمد. اگرچه خوارج کوشش داشتند که کوفیان را با خویش متحد نمایند، البته کوفیان نبرد با آن‌ها را به انگیزه منافع سیاسی ترجیح دادند.
خوارج کوفه یک‌سری سال در ادب بودند، تا این که در سال ۵۸ قمری حیان بن ظبیان سلمی کودتا کرد. در سال آنگاه با کشته شدن کلیه آن‌ها در جنگی در بانقیا، این کودتا نقطه پایان یافت.[مستلزم منبع][۸۸]

خوارج بصره نیز مانند خوارج کوفه گاهی کودتا می‌کردند. در سال ۴۱ قمری به رهبری سهم بن برنده و خطیم باهلی کودتا کردند. ابن عامر استاندار اموی آن‌ها‌را سرکوب کردند. ابن عامر به جهت مدارا و نرمش با خوارج از سوی معاویه عزل شد. در سال ۴۵ زیاد بن ابیه استاندار بصره شد و سیاست سختگیرانه‌ای در قبال خوارج اتخاذ کرد[۸۹]. بعد از مرگ زیاد در سال ۵۳ قمری، کار خوارج بصره از راز دریافت شد. عبیدالله بن زیاد در سال ۵۵ قمری استاندار بصره شد و به تعقیب و زندانی و تبعید و قتل آن‌ها پرداخت.[مستلزم منبع]

بازدید : 60
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:19


حضور در غزوات
طلحه، هنگام غزوه بدر، در مدینه حضور نداشت و رسول(ص)، وی و سعید بن زید را برای تجسس به سمت شام رسول بود. او بعداز اتمام پیکار بدر به مدینه رجوع و برگشت و به فرستاده(ص) مراجعه و سهم خویش از غنایم این غزوه را درخواست کرد و فرستاده(ص) سهمی از غنایم را به او تخصیص اعطا کرد.[۱۷] وی در غزوه احد حضور داشت و بنابر برخی نقل‌ها از خویش رشادت‌هایی آرم بخشید. او در‌این مبارزه زخمی شد و بعضی انگشتانش از مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شغل به‌زمین‌خورد.[۱۸]

طلحه بعد از ناکامی مسلمان‌ها در اواخر نزاع احد و پخش شدن دهانزد کشته شدن نبی(ص)، به یار بعضا مهاجرین و انصار، از نزاع گوشه‌گیری کرد.[۱۹] بعضی منابع نیز، طلحه را از نادر عده ای دانسته‌اند که بعد از فرار و گریز مسلمان‌ها در‌پی حمله قریش در وسط مبارزه، اثبات‌گام مجاورت فرستاده(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد ماند.[۲۰]

وی همینطور پیش از غزوه تبوک، ذمه ‌دار هدایت سریه‌ای‌ شد که مقصود آن، پراکنده کردن گروهی از منافقانی بود که در منزل سویلم یهودی انباشته مسجد بابا غدیر مشهد شده بودند.[۲۱]

آزاردادن فرستاده(ص) و نزول آیه
مطابق منابع، طلحه درباره یکی‌از همسران رسول (ص) سخنی اعلام کرد که موجب حزن فرستاده شد و آورده شده که آیه ۵۳ سوره احزاب در قرآن کریم و مهربان، در مذمت این اخلاق و رفتار وی میباشد؛ به این دلیل که طلحه خاطرنشان کرد: در صورتی رسول(ص) بمیرد، با عایشه همسرش تزویج می کنم و در شماتت این کار در قرآن آمده میباشد: وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَ‌سُولَ اللَّـهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّـهِ عَظِيمًا (ترجمه:و شما حق نداريد پیامبر خداوند را برنجانيد، و حتماً [نبايد] زنانش را بعد از [مرگ‌] وی به نكاح خویش درآوريد، چرا كه اين [كار] نزد پروردگار همواره [گناهى‌] مسجد بابا قدرت مشهد بلندمرتبه میباشد.)[احزاب–۵۳][۲۲]

بعد از ظهر خلفا
طلحة بن عبیدالله به عنوان مثال افرادی بود که در رکاب خلیفه نخستین (ابوبکر)، در غزوات، حضور داشت.[۲۳] او همینطور به همپا قدمت بن خطاب، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن ابوبکر برای مثال افرادی بود که پیش از دفن ابوبکر، وارد قبر او شدند و آن گاه ابوبکر را در کنار نبی(ص) دفن کردند.[۲۴]

طلحه در بعضا موردها ابوبکر را به خیال و خاطر میدان دادن بیش تر از اندازه به قدمت بن خطاب نکوهش می‌نمود[۲۵] و مثلا عده ای بود که به خلیفه نخستین بعداز اعلام جانشینی قدمت بن خطاب تحت عنوان خلیفه، اعتراض کرد.[۲۶] قدمت در وصف طلحه گفته میباشد: «وی مردی میباشد در جستجوی آبرو و حمد که متاع خویش را میبخشد تا به فرآورده بقیه افراد رسد و نیز به کبر گرفتار میباشد.»[۲۷]

طلحه مثلا کمپانی‌کنندگان در بعضا فتوحات مثلا فتح کشور ایران میباشد که به هم پا عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام هنگام خلافت قدمت بن خطاب در‌این سلسله نزاع‌ها کمپانی داشت.[۲۸] او همینطور در بعضی کشورگشایی‌ها به قدمت‌ مشورت کردن می‌اعطا کرد.[۲۹]

شورای شش نفره گزینش خلیفه سوم
اعضای شورای شش نفره

برای گزینش خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

نوشته‌علمیٔ اساسی: شورای شش نفره
طلحه به هم پا امام علی (ع)، عثمان بن عفان، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص در شورای شش نفره انتخاب خلیفه سوم قرار گرفت.[۳۰] بعضا معتقدند که او در آن مجال، سوا شهر مدینه بود و بعد از رجوع، عثمان را تحت عنوان تعیین خوداعلام کرد.[۳۱] برخی نیز گفته‌اند او بعد از مرگ قدمت و بیعت با عثمان به مدینه برگشت.[۳۲]

کمپانی در قتل عثمان
طلحه برای مثال محاصره‌کنندگان منزل عثمان در سال ۳۵ قمری بود که برای این فعالیت پافشاری و مشقت بار‌گیری بسیار داشت و از عده ای بود که بازدارنده ورود آب به منزل عثمان ‌شد؛ تا هنگامی‌که حضرت علی(ع) با اگاهی از این شغل برآشفت و بعداز آن اذن ورود مشک‌های آب به منزل عثمان صادر شوید.[۳۳] همینطور در روزها محاصره، او امامت جماعت شهر مدینه را بر ذمه داشت.[۳۴]

بازدید : 52
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:59


قبل از انقلاب

رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی وقتی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه ها متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس میخواند، در گروهی به اسم شیعه ها عضو شد. تیم شیعه‌ها به وسیله برخی از علم‌آموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به شغل‌های فرهنگی و آموزشی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌پرداخت.[۲۳]

شناخت با آیت‌الله طالقانی
رجایی به طور همزمان با ورود به نیروی هوایی (۱۳۲۸ش) با جلسات سید محمود طالقانی در مسجد هدایت طهران آشنا شد و در حدود ۲۷ سال در جلسات وی کمپانی کرد.[۲۴] از دلایل جذب رجایی به طالقانی، تطبیق مسائل روز عالم گرانبها‌های اسلامی به وسیله طالقانی مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته شد‌ه‌است.[۲۵]

رجایی در جلسات سید محمود طالقانی، با مهدی تاجر و یدالله سحابی، از فعالان سیاسی ضدِّ حکومت پهلوی، آشنا شد و در سال ۱۳۳۹ش در متوسطه کمال طهران به سر گروهی یدالله سحابی به معلمی پرداخت.[۲۶] متوسطه کمال در مناسبت‌های مذهبی از فعالان سیاسی ضد حکومت پهلوی مانند سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مهدی تاجر و محمدتقی شریعتی برای سخنرانی دعوت میکرد.[۲۷] رجایی در سال ۱۳۴۶ش به خیال و خاطر اختلاف‌لحاظ با یدالله سحابی در اداره مکتب، همیاری خویش با متوسطه کمال را انقطاع مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۸]

رجایی همینطور یاور با گروهی دیگر، در سال‌های در حدود ۱۳۵۳ش، گردهمایی‌ای هفتگی و محرمانه با سید محمد بهشتی داشت.[۲۹]

همیاری با مجموعه‌های ضد حکومت پهلوی
محمدعلی رجایی با دسته‌های سیاسی مخالف حکومت پهلوی با تمایل‌های متعدد همیاری داشت.

جمعیت فدائیان اسلام: رجایی در طول خدمتش در نیروی هوایی (۱۳۲۸–۱۳۳۲ش) با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد و در جلسات آن کمپانی کرد.[۳۰] به گفته رجایی وی جذب این شعارهای فدائیان اسلام شد که می‌گفتند: «همگی شغل و هم چیز فقط برای خداوند» و «اسلام بلندتر از کلیه چیز [میباشد]، و هیچ چیز بلندتر از اسلام وجود ندارد».[۳۱] به گفته او آن ایام بیشترین جنگ مذهبی‌ها با گردآوری‌ای‌ها بود که وی نیز مسجد بابا قدرت مشهد دراین باره عمل داشت.[۳۲]
نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران: محمدعلی رجایی جزء اولی کسانی بود که بعداز تأسیس نهضت آزادی کشور‌ایران (۱۳۴۰ش) در آن عضو گردیده و به یکی‌از اعضای فعال آن تبدیل شد.[۳۳] رجایی یک کدام از عامل ها تکثیر اعلامیه‌های نهضت آزادی در قزوین بود.[۳۴] وی در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ش بوسیله ساواک (سازمان داده ها و امنیت مرزو بوم) شناسایی و در قزوین بازداشت شد. او بعد از ۴۸ روز،[۳۵] پس از اینکه تعهد اعطا کرد از نهضت آزادی استعفا دهد آزاد شد.[۳۶] وی از این به بعد از آن، عمل‌های سیاسی ضد پهلوی و همیاری با جریان‌های سیاسی را خاطر نشان نمود، البته هیچ‌گاه به عضویت قانونی حزب و گروهی در نیامد. بعضی عامل آن را داشتن آزادی بیشتر برای ادامه کار‌ها دانسته‌اند.[۳۷]
سازمان مجاهدین خوی کشور ایران: رجایی با بیشتر بنیانگذاران سازمان مجاهدین کردار از زمان دانشکده و آن گاه در جلسات سید محمود طالقانی آشنا بود. سال ۱۳۴۷ش سعید محسن یکی‌از مؤسسان سازمان مجاهدین به رجایی توصیه عضویت در آن سازمان را اعطا کرد؛ البته به گفته رجایی، به انگیزه اختلافاتی که دربرداشت آن‌ها نسبت به جنگ وجود داشت، عضویت در سازمان را نپذیرفت.[۳۸] رجایی هیچ‌گاه به عضویت سازمان مجاهدین رفتار درنیامد، اما در بعضی کارها به آن ها مشاوره می‌بخشید.[۳۹] به گفته صدیقه عاتقی همسر او، سازمان به‌تیتر یک واسطه اصلی روی وی اکانت می کرد؛[۴۰] ولی رجایی بعد از مشاهده نشان‌هایی از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، همیاری خویش را با آنها انقطاع کرد.[۴۱]
گزارش ساواک طهران در ۱۳۴۶ش:
محمدعلی رجایی دبیر متوسطهِ کمالِ نارمک در کلاس، «جشن و پای کوبی تاجگذاری» را «باجگذاری» بیان می‌نماید.

معاش‌طومار سیاسی شهید رجایی، ص۵۹.

تشکیل مؤسسه فرهنگی و کمک رفاه
رجایی بعداز گوشه‌گیری از متوسطه کمال در سال ۱۳۴۶ش،[۴۲] با امداد اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، بقایای هیئت مؤتلفه،[یادداشت ۳] و گروهی از تجار، مؤسسه خیریه رفاه و تعاون را تأسیس کرد.[۴۳] غرض از تشکیل آن در ظواهر یاری به نیازمندان؛ اما در واقعیت یاری مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی بود.[۴۴]

این مؤسسه دربرگیرنده مدرسه های سه‌گانه مدرسه ابتدایی، موعظه و متوسطه بود و بیشتر اعضای هئیت مدیره و معلمان آن، دارنده تمایل‌های سیاسی بودند و علیه حکومت پهلوی کار سیاسی داشتند. رجایی از اعضای هیئت مدیره،[۴۵] و رئیس مکتب رفاه بود.[۴۶] این مکتب پیرو بازپرسی‌های حکومت پهلوی، در سال ۱۳۵۳ش منحل شد.[۴۷]

از مکتب رفاه در روزهای قبل از موفقیت انقلاب اسلامی برای دستگیر و حفظ سران حکومت پهلوی و نیروهای ساواک استعمال میشد.[۴۸]

زندان و شکنجه
رجایی در آذرماه ۱۳۵۳ش به جهت رابطه با نهاد‌گذران سازمان مجاهدین کردار به وسیله ساواک بازداشت شد.[۴۹] وی از افشای اسم معارضان حکومت پهلوی جلوگیری کرد و به مقطع ۱۴ ماه شکنجه شد[۵۰] اکبر هاشمی رفسنجانی او‌را مثال‌ای نادر‌نظیر در تحمل شکنجه‌ها و فاش نکردن اسرار مبارزان دانسته میباشد.[۵۱]

رجایی بعداز روزگار شکنجه، محاکمه و به پنج سال حبس محکوم شد و بر تاثیر توسعه مبارزات علیه حکومت پهلوی، در آبان ۱۳۵۷ش آزاد شد.[۵۲] وی بعداز آزاد شدن، وارد تشکیلات انجمن اسلامی معلمان شد و مجدد به مکتب رفاه رفت.[۵۳]

بازدید : 49
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:49


نظریه سلامت خصوصیت جامعه شیعی
حکیم برخورداری جامعه شیعی از نظریه تندرست را از دستاوردهای محبت و ولایت اهل بیت می‌داند. حکیم، نقش اهل بیت در بنیانگذاری جماعت صالحان، نشر دهنده مجمع جهانی اهل بیت،ج۱، مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ص ۷۲.

الهی‌بودن حکومت

مرقد سید محمدباقر حکیم[۲۰]
او دولت و حکومت را در اصلً منصبی الهی می‌دانست و براین اساس معتقد بود که حکومت مناسب، می بایست آموزه‌های الهی را مد حیث قرار مسجد غدیر فلاحی مشهد دهد.[۲۱]

جمهوری اسلامی
محمدباقر حکیم معتقد بود که عموم می بایست در تعیین نوع حکومت خویش آزاد باشند و این آزادی به هیچ دلیلی نباید محصور یا این که نفی خواهد شد. او نوع حکومت جمهوری اسلامی را بر دیگر گونه های حکومت ترجیح داده و معتقد بود که آن را بایستی دانا عادل و با خبر اداره نماید. نقش عموم درین نوع حکومت، آشنایی البته فقید و اطاعت از او و نیز برقراری رابطه با وی از روش نمایندگان مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۲۲]

او همینطور به تکثرگرایی سیاسی همدم با به رسمیت شناختن حکومت اسلامی، التزام به مقررات مو جود، و اجتناب از مشکل در امنیت اجتماعی اعتقاد و باور داشته و تکثرگرایی سیاسی را مشکلی برای جامعه اسلامی نمی‌دانسته میباشد.[۲۳]

تخصصی‌شدن مرجعیت
محمدباقر حکیم در ۱۳۷۸ش عقیده تخصصی شدن مرجعیت فقهی را مطرح نمود. از بینش او، به جهت تحولات سیاسی در دنیا اسلام، سرکوب‌های سیاسی صورت گرفته، و مسئولیت‌های هنگفت مراجع، می بایست مرجعیت فقاهتی به سمت تخصصی شدن پیش رود و بر این شالوده، برخی از مراجع فقط به فرمان صدور فتوا(در موضوعات شرعی) و کارها مربوط به آن و گردآوری‌ای دیگر فقط به کارها سیاسی و اجتماعی بپردازند. این تخصص‌گرایی می بایست به‌تدریج ارتقاء یابد و موضوعات دیگری را نیز مشتمل بر مسجد بابا قدرت مشهد خواهد شد.[۲۴]

از نظر سایرافراد
آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران در پیامی بعداز شهید شدن سید محمدباقر حکیم او را عالمی مجاهد در شیوه احقاق حق ملت عراق، مظهر منظور‌های بحقِ آنها شخصیتی گران بها، سنگری مستحکم در قبال اشغالگران عراق تعریف کرد.[۲۵]
سیدر حیدر حکیم فرزند شهید حکیم در باره مختصات پدرش می گوید که وی اعتقادوباور و عشق و علاقه بسیار شدید عاطفی نسبت به اهل‌بیت(ع) داشتند و هنگامی یادی از اهل بیت همچون حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) می شد، بسیار منقلب می‌شدند و هنگامی هنگام تلاوت مقتل به لحظات شهیدشدن امام حسین(ع)می‌رسیدند، اکنون وی دگرگون میشد و این منقلب شدن هم اصلا مصنوعی خلا. او هم چنان اهتمام به مستحبات و خواندن قرآن و دیدار با عموم و عملکرد برای رفع مشکلاتشان را از سایر خصوصیت های پدرش برشمرده میباشد. [۲۶]
بزرگداشت
با شهید شدن سید محمدباقر حکیم، ۱ رجب، در عراق با اسم روز شهید اسم‌گذاری گردیده‌است.[۲۷] و سالانه در‌این روز مراسم بزرگداشتی به مناسبت شهید شدن شهید محراب در عراق برگزار می گردد.[۲۸]

جستارهای متعلق
شهدای محراب
پانویس
«گذری بر حيات سياسی شهيد آيت‌الله سيد محمدباقر حکيم»، راءس اوراق انقلاب اسلامی.
عمرو، ص۱۲۴؛ حکیم، ۱۴۲۵الف، پیشگفتار، ص۴۲-۴۳.
سراج، ص۲۳، پانویس ۱۵؛ امینی، ج ۱، ص۴۳۲-۴۳۳؛ خرسان، ص۸۰.
خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، فصول اینجانب تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق علاوه بر ۴۰ عاماً، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۹م، ص۸۱؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف علاوه بر الف عام، ۱۴۱۳/۱۹۹۲، ج۱، ص۴۳۳.
«تارنما پژوهشگاه مطاعات تقریبی»
مراجعه‌نمایید به خرسان، ص۸۲-۸۳

بازدید : 17
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


ربا
رِبا از گناهان کبیره به معنای زیادتر از اصل جنس به چنگ آوردن که در متن‌ها فقاهتی به شدت نهی شد‌ه‌است و رباخواران را اشخاص آیتم لعن پروردگار معرفی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرده‌اند.
مبنی بر رسیدگی‌های باستان‌شناسی ربا از قرن‌ها پیش از تولد وجود داشته و با ترویج پول توسعه و گسترش پیدا نموده است. مسأله ربا در ادیان امری مذموم قلمداد گردیده البته رهروان ادیان با کاربرد خیانت‌هایی از سایر افراد ربا اخذ مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌کرده‌اند.
فقها ربا را به دو نوع ربای معاملی و ربای قرضی تقسیم کرده‌اند و نشانه‌ها قرآن، احادیث و اجماع علمای شیعه را مستند تحریم آن قرار داده‌اند. در متن‌ها اسلامی نبرد با ظلم و اشاعه شغل های نیک مانند قرض را از حکمت تحریم ربا دانسته‌اند.
بعضی فقهای شیعه برای رهایی از ربا روش‌هایی را تحت عنوان حیل ربا برای مثال ضمیمه کردن جنسی دیگر به دو طرف معامله و داد و ستد کالا ربوی با مال دیگر، مجاز دانسته‌اند؛ البته توده‌ای مجاز پی بردن کاربرد حِیَل ربا( منش‌ها و روش‌های توجیه رباخواری) را بی‌اعتنایی به حکم خدا درباره ربا میدانند. فقهای امامیه با استناد به بعضی احادیث ربای در میان زن و شوهر، ربای دربین بابا و فرزند و ربای در بین مسلمان و کافر حربی را از شمول حرمت ربا استثنا مسجد بابا غدیر مشهد کرده‌اند.
ایده بانکداری سوای ربا برنامه ای میباشد که اقتصاددانان مسلمان در مواجهه با بسط روزافزون خزانه‌ها و ارتقای نقش آن ها در نظام اقتصادی کشورهای اسلامی برای دوری از ایفا عملیات بانکی رَبَاو، مسجد بابا قدرت مشهد مطرح کرده‌اند.

معنا‌شناسی
ربا به افزون شدن، نَشْو و نِما کردن، منفعت و زیادتر از اصل کالا به دست آوردن مضمون‌ گردیده‌است.[۱] ربا نزد فقهای شیعه تعاریف مختلفی پیدا نموده است؛ برخی مانند ابن براج در کتاب المهذب و ابن ادریس حلی در کتاب السرائر ربا را به «فروش چیزی از مَکیل (با کیل-پیمانه- اندازه‌گیری میشود) یا این که موزون (با وزن اندازه‌گیری میگردد) به مثل خویش آن چیز به طور انتقاد یا این که نسیه در حالی که اضافه‌خیس بگیرند.» تعریف و تمجید کرده‌اند.[۲] این تعریف‌و‌تمجید از ربا صرفا ربای معاملی را در برمی‌گیرد به همین برهان بیشتر فقهای شیعه تعریفی پهناور‌خیس از ربا ارائه داده‌اند. ربا مبتنی بر تمجید آن‌ها عبارت از «اخذ متعددی در هر معاوضه‌ای اعم از معاملات مکیل و موزون و یا این که اخذ متعددی در قرض» میباشد.[۳]
ربا از نگرش اقتصاددانان، فقط در قرض روی می‏‌دهد. بر این محور، ربا، عِوَضی میباشد که وام‌گیرنده از سودی که ممکن میباشد از محصول وام‌دهنده به دست آورد، به وام دهنده می‏‌پردازد. به ذکر دیگر ربا، بها پول میباشد که تحت عنوان محرک به وام‌دهنده داده می‏‌خواهد شد. با این تمجید دایره ربا در نگاه دینی، وسیع‌‏خیس از طریقه اقتصادی میباشد؛ چون اقتصاددانان، ربا را در بخشید و ستدها (معاملات) سرازیر نمی‌‏دانند.[۴]

تعریف ربا و رباخواری در متن ها فقاهتی
مساله ربا آیتم نهی شدید پروردگار قرار گرفته به صورتی که رباخوار را مانند هر که پروردگار و رسولش، با وی جنگ خواهند کرد معرفی می‌نماید.[۵] علامه طباطبایی در تعبیر و تفسیر آیه ۲۷۹ سوره بقره اعتقاد دارد شدتی که پروردگار درباره مساله ربا و رباخواری به شغل برده، درباره هیچ یک از فروع آئین غیر از تبری از معاندان پروردگار، به فعالیت نبرده میباشد.[۶] تعبیر و تفسیر(فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ) یعنی اعلان نبرد از سوی پروردگار ورسولش علیه رباخوار و این که ربا خوار می بایست اعتقاد داشته باشد که پروردگار و پیامبرش مطلقا با وی نبرد خواهد کرد، و نزاع همواره اختصاصی در مبارزه در میدان کارزار وجود ندارد بلکه بیدار ساختن فطرت عامه مردم و برانگیختن آن‌ها علیه ربا خوار میتواند ریشه ی ربا خوار را برکند و نابودش نماید. [۷]
کلمه و واژه ربا هشت جايگاه در قرآن تکرار گردیده است.[۸] درین نشانه‌ها خدا حالات رباخواران را در قیامت به عده ای تشبیه می‌نماید که بر تاثیر تماس شیطان خل وچل و مجنون گشته‌[۹] نه و شر خویش را تشخیص نمی‌دهند[۱۰] و به عذاب خوارکننده الهی مبتلا خواهند شد.[۱۱] پروردگار متاع ربوی را برای مثال اموالی دانسته میباشد که فزونی نمی‌گیرد و برکتی در آن نخواهد بود.[۱۲]
ربا و رباخواری در احادیث نیز گزینه سرزنش شدید واقع گردیده‌است. در‌این متن‌ها رباخوار،‌ ربادهنده، کاتب تفاهم نامه ربا و شاهد تفاهم نامه را مشتمل بر لعن آفریدگار دانسته میباشد. بر محور این روایات ربا از مهمترین گناهان کبیره و از پلیدترین مشاغل معرفی شد‌ه‌است. رسول اسلام(ص) گناه یک درهم ربا را هم اندازه هفتاد توشه زنا دانسته و در دیگر احادیث، رباخوار تشبیه به کسی گردیده که با محارمش زنا کرده‌ میباشد.[۱۳]

بازدید : 59
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


مظاهر اسماء سبعه
حافظ رجب بُرسی، حضرت بشر(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظاهر اسماء سبعه دانسته میباشد.[۱۸] از بینش او، انسان(ع) مظهر متکلم، ادریس(ع) مظهر حیّ، ابراهیم(ع) مظهر جواد، یوسف(ع) مظهر مرید، موسی(ع) مظهر کار کشته، هارون(ع) مظهر فقید و عیسی(ع) مظهر مُقسِط میباشد.[۱۹] وی فرستاده اسلام(ص) را مظهر نام جامع و مظهر انوار و جامع همگی اسرار دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۰][یادداشت ۱]

بُرسی همینطور بعضی از فرشتگان و ستارگان و سیاره‌ها را مظاهر اسماء سبعه معرفی نموده است؛ برای مثال جبرئیل را مظهر دانش، اسرافیل را مظهر حیات، میکائیل را مظهر عزم، عزرائیل را مظهر توان، خورشید را مظهر تجلّیِ حیات، ماه را مظهر تجلّیِ حرف و سیاره مشتری را مظهر دانش مسجد غدیر فلاحی مشهد شمرده میباشد.[۲۱]

چیدمان اسماء الهی
در عرفان اسلامی، نام‌های آفریدگار، دکورا سیون منظم و خاصی دارا هستند که آن چیدمان منظم، منشأ پیدایش نظام فرنگی عالَم براساس به عبارتی نظم جانور میباشد.[۲۲] به گفته سید یدالله یزدان نگهبانی، عرفان‌پژوه و مدرس علم ها عقلی و عرفانی، دکورا سیون اسماء الهی به‌این سیرتکامل میباشد: در سرسلسله اسماء، نام جامع الله جای دارد و بعد اسماء ذاتی و پس از آن ها، اسماء هفت‌گانه که از نام الله پدید می آیند. اسماء سبعه نیز منشأ اسماء صفات و اسماء افعال[یادداشت ۲] میباشند و سرنوشت از روش نکاح این اسماء(ادغام اسماء با یکدیگر) اسماء جزئی نامتناهی پدید میایند.[۲۳][یادداشت ۳][ با اعتنا به اینکه اسماء سبعه، جزو اسماء صفاتی شمرده گردیده‌اند، اسماء ذاتی پایین اسماء سبعه قرار نمی‌‌گیرند؛ بلکه اسماء سبعه صرفا منشأ اسماء صفات و افعالی میباشند و نسبت به آنان اشراف دارا هستند و کلی می باشند.[۲۵] بعضی دکورا سیون اسماء الهی را اینگونه برشمرده‌اند: در سرسلسله اسماء الهی، نام جامع الله قرار دارد و بعد از آن، اسماء چهارگانه (نخستین، آخِر، ظواهر و درون)[یادداشت ۴] و آن‌گاه اسماء سبعه قرار دارا مسجد بابا غدیر مشهد هستند.[۲۶]

پانویس
صدرالمتالهین، الاسفار، ۱۳۶۸ش، ج۶، ص ۲۸۸؛ قیصری، گستردن فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳؛ یزدان‌تامین، مبانی و اصول عرفان نظری مسجد بابا قدرت مشهد ، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۰.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸؛ جامی، عیب گیری النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه کشور ایران، ص۴۱.
قیصری، گستردن فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴.
قیصری، تفصیل فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴؛ جامی، انتقاد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه کشور‌ایران، ص۴۰.
جامی، انتقاد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه کشور ایران، ص۴۰؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
یزدان‌دفاع، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۲.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۴.
قیصری، تفصیل فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۵؛ یزدان‌حمایت، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۰-۴۵۲.
نگاه نمائید به: یزدان‌پشتیبانی، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۲.
نگاه نمائید به: کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۲۸؛ یزدان‌تامین، مبانی و اصول عرفان نظری، ص ۳۰۸و۴۳۸.
امینی‌نژاد و دیگرافراد، شناخت با گروه عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۴.
یزدان‌دفاع، مبانی و اصول عرفان نظری، ص ۳۰۸.
امینی‌نژاد و دیگر افراد، شناخت با دسته عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۴.
طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۸، ص۳۵۲.
طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۸، ص۳۵۲.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸ و ۴۹.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۹.
برسی، مشارق انوار ال

بازدید : 19
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:46


قاعده حلیت
قاعده حِلّیَت قاعده‌ای دینی میباشد که بر مبنای آن در مواقعی که در حلال یا این که حرام‌بودن چیزی تردید گردد، حکم به حلال‌بودن آن می شود. بعضی فقیهان این قاعده را با قاعده اباحه یکی‌از دانسته‌اند. قاعده از جانب برخی فقیهان در ارتباط گوشت حیواناتی که حرمت میل کردن آن‌ها مشکوک میباشد، به‌فعالیت گرفته می‌گردد. همینطور در کاربرد حقوقی و در جرم سرقت با وجود این قاعده می‌اقتدار با اجرا بی‌حسی، حد را بر روی دزد انجام کرد. آیه "خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا" و قصه "كُلُّ شَيْ‌ءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ... از امام درست گو(ع)، از مستندات این قاعده به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می روند.

تمجید
قاعده حلیت قاعده‌ای فقاهتی میباشد که ضمن فقه، در حقوق و دستمزد اسلامی گزینه به کار گیری قرار می گیرد. تمجید قاعده با اعتنا به آنکه آن را در شبهه ها حکمیه [یادداشت ۱] قابل انجام باشد[۱] یا این که موضوعیه[۲] [یادداشت ۲] تفاوت دارااست. بر فرض اجرای قاعده در شبهه حکمیه، در تعریف‌و‌تمجید قاعده آورده شده اینکه بشر در زمینه ی شی ءها جانور در بیرون، حق هر سیرتکامل به کارگیری‌ای را داراست مگر در مواقعی که دلیلی بر بازداشتن وجود داشته باشد. پس در صورتی در حلال یا این که حرام بودن چیزی مثل به کار گیری بعضی دخانیات تردید گردد، با اجرای این قاعده گفته میشود به کارگیری از آن حلال مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۳]

البته با فرض اجرای قاعده در شبهه موضوعیه در تعریف‌و‌تمجید آن میگویند هر چیزی (از موضوعات فرنگی) که با وجود دانش به حکم کلی، در حلیت یا این که حرمتش تردید بود، به حلیت آن حکم می گردد. مثل جایی که در باب این مایع مشکوک تردید وجود دارااست که شراب میباشد یا این که سرکه. در اینجا با دانش به حلیت تناول کردن راز‌که و حرمت تناول کردن شراب، در حکم این مورد فرنگی شک و تردید کرده و به حلیت آن حکم مسجد بابا غدیر مشهد می‌گردد.[۴]

به باور بعضا اندیشمندان، قاعده حليت با قاعده اباحه [یادداشت ۳] فرق نمیکند.[۵]

کاربرد قاعده در فقه و دستمزد اسلامی
قاعده حلیت (با فرض اجرای آن در شک ها حکمیه) در فقه و دستمزد اسلامی کاربردهای زیادی دارااست. یکی‌از کاربردهای قاعده در فقه اسلامی و راجع‌به تناول کردن گوشت حیواناتی میباشد که حلیت یا این که حرمتشان مشکوک بوده و دلیلی (آیه و داستان) بر حرمت یا این که حلیت آن نداریم. مثلا حلیت یا این که حرمت به کار گیری از گوشت حیواناتی که نتیجه ها لقاح حیوان قابل تذکیه و غیر قابل تذکیه باشند یا این که به عنوان مثال گوزن، کانگورو و پنگوئن، مشکوک میباشد. دراین مورد برخی فقیهان با استعمال از قاعده حلیت به حلال بودن به کارگیری از گوشت این مجموعه حیوان ها فتوا میدهند.[۶] در حقوق و دستمزد اسلامی و در مسأله بی‌شم نمودن اعضای سارقان در اجرای حدّ، شورای خوب استفتائات قوه قضائیه با استعمال از قاعده اباحه و حلیت حکم به تایید صلاحیت داده و معتقد گردیده در جرم سرقت با وجود این قاعده می‌قدرت با ایفا بی‌حسی، حدّ را بر روی تبهکار مسجد بابا قدرت مشهد انجام کرد.[۷]

مستندات
برخی اندیشمندان برای ثابت قاعده به دلائل ذیل استناد کرده‌اند:

آیه "خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا"[۸]؛ هر آنچه در زمین وجود داراست برای شما آفریده گردیده است. به گفته فاضل مقداد آفریدگار بر بندگانش اینجانبّت گذاشته و هر آنچه در زمین میباشد را برایشان به دلیل استعمال و سود‌مندی رفتار نموده است. اما این حکمِ کلیِ امتنانی[یادداشت ۴] یعنی حلال بودن استعمال از تمامی اشیاء، در ارتباط چیزهایی میباشد که ضرری برای آدم نداشته باشد و حتی خالی از سود هم نباشد؛ چون در اموری که برای بشر فارغ از عایدی یا این که ضرردار باشد، اینجانبّت نهادن آفریدگار بر بندگان معنی ندارد. همینطور در حالتی که چیزی که بشر از آن به کار گیری می‌نماید حلال نباشد، گشوده اینجانبّت نهادن بی‌‌مضمون‌ میباشد چون با فرض حرمت شرط استعمال منتفی میشود و به کار گیری‌ای در عمل وجود ندارد. پس به کار گیری از هر چیزی تا دلیلی بر ممانعت آن نباشد مباح و حلال میباشد.[۹]
روایتی از امام درست گو(ع) «كُلُّ شَيْ‌ءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ»[۱۰]؛ (هر چیزی برای تو حلال میباشد، مگر در مورد آن آیتم دانش به حرمت پيدا كنى پس آن را رها می کنی). مطابق این ماجرا استعمال از هر چیز، تا زمانی دلیلی بر حرمت آن پیدا نشده حلال میباشد.[۱۱]
روایاتی یک سری؛ در حدود این مضمون، آیتم استناد فقیهان قرار گرفته میباشد.[۱۲]

پانویس
فاضل تونی، الوافیة فی اصول الفقه، ۱۴۱۲ق، ص ۱۸۵.
مصطفوی، القواعد الفقهیة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۲۳.
ولایی، فرهنگ و تمدن تشریحی اصطلاحات اصول، ۱۳۸۷ش، ص ۸۵.
مشکینی، مصطلحات الفقه و اصطلاحات الاصول، ۱۴۳۱ق، ص۱۴۷.

بازدید : 14
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:12


فشار و سختگیری بر شیعه‌ها سیاست معاویه در ازای عموم شام، نمی‌توانست برای شیعه ها عراق کارساز باشد. از این رو خط مش قتل و شکنجه را برگزید. و برای تحقیر شیعه‌ها امام علی(ع) اصطلاح «ترابیه» مسجد غدیر بلوار معلم مشهد را اشاعه میکرد.[۱۰۳]
کشتار شیعه‌ها به وسیله امویان از مجال حکومت امام علی(ع) شروع شد. معاویه، بسر بن ارطاة، سفیان بن عوف غامدی و ضحاک بن قیس را به عراق و حجاز ارسال کرد و از آنها خواست، هر جا شیعه یافتند، بکشند.
مغیره از سال ۴۱ تا ۴۹ یا این که ۵۰ والی کوفه بود. او با شیعه‌ها به تسامح خلق میکرد و با این شیوه، فضای سیاسی را آهسته نگه داشت. بعد از مرگ مغیره، معاویه به زیاد بن ابیه که والی بصره بود، امارت کوفه را هم سپرد. وی در مبادرت ابتدا، دست ۸۰ بدن از افرادی را که با وی بیعت نکردند، جدا کرد. مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجی از شیعیانی بودند که به دست وی شهید شدند. امام حسین(ع) در طومار‌ای که درپی شهید شدن حُجر برای معاویه ارسال کرد، از شهید شدن آن ها نیز مسجد غدیر فلاحی مشهد خاطر کرد.[مستلزم منبع][۱۰۴]
مأموریت زیاد، سرکوبی شیعه ها در کوفه و سراسر عراق بود. ابن‌اعثم کوفی میگوید: وی پیوسته به‌دنبال شیعه‌ها بود و هر کجا آنها‌را می‌یافت می‌کشت و شمار متعددی را کشت. وی دست و پای عموم را جدا و چشمانشان را کور می کرد. ولی خویش معاویه نیز جماعتی از شیعه‌ها را کشت. نقل گردیده است معاویه خویش دستورداد گروهی از شیعه را به‌دار آویزند. زیاد شیعه ها را در مسجد عده می کرد تا از علی(ع) اظهار بیزاری نمایند. امام حسن(ع) در طومار‌ای به معاویه به خلق و خوی زیاد اعتراض کرد. معاویه همینطور به عمال خویش نوشت:[مستلزم منبع]
بین شما هر کس از شیعه ها علی و جنایتکار به دوستی اوست، از در بین ببرید، حتی در‌صورتی‌که استدلال و بینه‌ای برای این فعالیت و لو با در نظر گرفتن و گمان، از پایین سنگ خارج مسجد بابا غدیر مشهد بکشید.
بیعت برای ولایت‌عهدی یزید
بیعت تصاحب کردن برای خلافت پسرش یزید، بیشتراز هر مسأله دیگری منجر شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از طریق مسلمانها در تعیین خلیفه از روزگار خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۰۵] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، بایستی حکومت ارثی پدید میاورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی عدم وجود؛ چون عرب‌ها از قبلی، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره عملکرد‌هایی سی ساله‌اش در تأسیس حکومت اموی از دربین برود، میترسید. معاویه بر این اطمینان بود که انتخاب خلیفه می بایست دربین بنی‌امیه باقی بماند و به این مراد یزید را به ولایت‌عهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راس خلافت بایستی در مملکت شام باشد؛ چون تمایل سیاسی آنها به سوی مسجد بابا قدرت مشهد بنی‌امیه بود.[۱۰۶]

موافق قصه مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۰۷] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و حرف مغیره، شروع علنی ساختن آن دربین عموم بود.[۱۰۸] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد یقین داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیش تر از خلافت عشق داراست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر تیم مخالف، همچنان نیرومند بودند.[۱۰۹]

معاویه پیشنهاد زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، به عهده گرفت و اعلان ولایت‌عهدی یزید را تا ساخت‌و‌ساز وضع بهتری عقب انداخت. در عین اکنون وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایت‌عهدی یزید را از بین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین می گوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت بعداز خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص خیانت چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنها به مسافت یک سری روز از عالم رفتند.[۱۱۰] حتی سازه بر بعضا اقوال عایشه را نیز به همین عامل به قتل رساند.[۱۱۱]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 126
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 573
  • بازدید ماه : 667
  • بازدید سال : 2940
  • بازدید کلی : 41912
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی