loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 14
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:21


انتقادات و اعتراضات
ناسازگاری با تفاسیر رایج
تعبیر صالحی نجف‌آبادی از قیام امام حسین(ع) با تفاسیر رایج فی مابین شیعه‌ها تعارض داشت چراکه در نگرش رایج امام دانش غیب داراست و از روش این دانش آتی را همانند قبل می‌بیند. در فیض لازمه اعتقاد به اینکه امام به قصد تشکیل حکومت قیام کرد آن میباشد که وی نمی‌دانست چه فرجامی در انتظارش میباشد و این به معنای نفی دانش غیب امام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

تکثیر کتاب و رساله علمیه
تکثیر کتاب شهید جاوید انتقادات و اعتراضاتی را در‌پی داشت و منجر شد که در عیب گیری آن اثراتی نوشته گردد. رضا استادی در کتاب سرگذشت کتاب شهید جاوید از بیست کتاب و رساله در عیب گیری آن ذکر شده که در عیب گیری آن نوشته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۶] مثلا:

«حسین علیه‌السلام شهید مطلع و رهبر نجات‌نصیب» نوشته لطف‌الله صافی گلپایگانی. تالیف کننده در‌این کتاب با تحقیق احادیث به‌این سود رسیده که نرم افزار امام حسین قیام و شهیدشدن بود و وی به آن دانش داشت.
«تحقیق قسمتی از کتاب شهید جاوید» نوشته رضا استادی. این کتاب در سال ۱۳۵۰ش در رد لحاظ مولف کتاب شهید جاوید درباره دانش امام حسین(ع) به شهید شدن خویش در قیام عاشورا منتشر مسجد بابا غدیر مشهد شد.[۷]
کتاب «هفت‌ساله چرا صدا در آورد» تاثیر علی‌حفاظت اشتهاردی نزدیک به ۴۰۰ کاغذ در سال ۱۳۶۱ش منتشر شد.[۸] مولف مذمت‌های بی‌جا، توهین‌های ناروا، حمد از معاندان آن هم توأم با مغایر واقع، عذروبهانه تراشی‌های بی‌جا از قاتلان کربلا، حیله در نقل حدیث‌ها و تاریخ‌ها و بیان یک سلسله کارها خلاف مصرح مذهب شیعه ها را از عیب‌های برجستۀ کتاب شهید جاوید مسجد بابا قدرت مشهد می‌دانست.[۹]
«یک رسیدگی مختصر در پیرامون قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی» تاثیر محمدحسین اشعری، حسین کرمی و سید حسن آل‌طه در ۱۲۰ کاغذ.[۱۰] غرض نویسندگان این کتاب ثابت این زمینه بود که امام حسین(ع) از آخر و عاقبت خود استحضار داشته میباشد و روی مصالح اجتماعی از مدینه به مکه و از مکه به عراق تکان کرده است.[۱۱]
«نقدهای مدرس مطهری بر کتاب شهید جاوید»: این کتاب برگرفته از سخنرانی‌های مرتضی مطهری میباشد که از اسفند ١٣٤٨ش تا فروددین ماه ١٣٤٩ش به عنوان «عنصر فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر در نهضت حسینی» در حسینیه راهنمایی اختلال گردیده بود. بعد از نشر کتاب حماسه حسینی و منعکس شدن نقدهای مطهری در آن، صالحی نجف‌آبادی طی گفت‌و‌گو‌ها و اعلام کرد‌وگوهایی به آنان جواب اعطا کرد. بعد از آن شورای بررسی بر تکثیر اثرها شهید مطهری نیز نقدهای مطهری را در جزوه‌ای غیروابسته با تیتر «نقدهای معلم مطهری بر کتاب شهید جاوید» در ۹۴ شیت منتشر کرد.[مستلزم منبع]
همینطور «پناه از حسین شهید» تاثیر محمدعلی انصاری، «یک مطالعه عمیق‌خیس در مسئله قیام امام حسین(ع)» تاثیر سید محمدمهدی مرتضوی لنگرودی، «حسین و تایید دعوت» (تکثیر ۱۳۵۱ش) تاثیر محمدتقی صدیقین، «منش سوم در زمینه قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی» (نشر ۱۳۹۱ش) تاثیر علی کاظمی، «مقصد الحسین» (تکثیر ۱۳۵۰ش) تاثیر میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، «سالار شهیدان حسین بن علی» تاثیر سید احمد فهری و پاسداران وحی تاثیر شهاب‌الدین اشراقی و محمد فاضل لنکرانی از سایر اثراتی میباشد که در انتقاد این کتاب مندرج میباشد.[۱۲]

دیگر برخورد‌ها
آیت‌الله مشکینی بر کتاب شهید جاوید تقریظی نوشته بود. وی در جواب عده ای از طلاب حوزه علمیه که از او پرسیده بودند که آیا کلیه مطالب کتاب شهید جاوید را که بر آن تقریظ نوشته‌اید تأیید میکنید؟ تقریظ تایپ کردن بر یک کتاب را بیشتر ناظر به حسن تعیین زمینه و نحوۀ تقریر و تحریر آن دانست که نیازمند تصدیق تک تک مطالب طرح گردیده در آن وجود ندارد.[۱۳] همینطور آیت‌الله منتظری تقریظی بر کتاب شهید جاوید نوشته بود در نشست‌ای از وی مراد گردیده بود که نوشته‌ای علیه این کتاب بنویسد.[۱۴]

محمدتقی بروجردی این کتاب را مضر به دانا تشیع، منحرف‌کننده و شامل نسبت‌های ناروا دانست. سید محمدرضا گلپایگانی در جواب استفتایی نوشت: «حکم کتاب ها ضاله مشخص و معلوم میباشد. این کتاب را تحقیق نکنید.»[۱۵] همینطور آیت‌الله مرعشی نجفی با انتقاد بعضا منابع آیتم استناد شهید جاوید نظیر تاریخ طبری، ابن سعد و زبیر بن بکار سود گرفت:

«هرکس و هر مولف که اعتذار به فرض یا این که اتکاء به اینگونه افراد فوق‌الذکر کند از روش صواب به دور میباشد و کتاب وی برخلاف اصل اعتقادیه اهل تشیع می باشد و برادران فقاهتی بدین سیرتکامل نوشته‌ها مراجعه نفرمایند.»[۱۶]

بازدید : 37
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:03


میرزا محمدعلی غَرَاو اُردوبادی (۱۳۱۲-۱۳۸۰ق) معروف به علامه اردوبادی، دانا و شعر سرا شیعه قرن چهاردهم قمری میباشد. اردوبادی در نجف به مرتبه اجتهاد رسید. او در تایپ کردن کتاب الغدیر با علامه امینی همیاری داشت و با کتابت مقالاتی در مجلات اسلامی، به انتقاد تبلیغات مسیحی پرداخت. اردوبادی با نگرش سید محسن امین که بعضا از روش‌های سوگواری را بدعت و حرام می‌دانست، مخالف بود. وی اشعاری در مدح و رثای ائمه سروده میباشد. اردوبادی همینطور کتابخانه‌ای در نجف داشته که دارنده دست‌نویس‌ها و ورژن‌های خطی بوده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمدعلی اردوبادی در ۲۱ رجب سال ۱۳۱۲ق در تبریز چشم به جهان گشود. نسبت وی به اردوباد، ناحیه‌ای در میان قفقاز و آذربایجان در حوالی رود ارس میرسد.[۱] پدرش میرزا ابوالقاسم اردوبادی از عالمان تبریز مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.[۲]

وفات
اردوبادی در ۱۱ صفر سال ۱۳۸۰ق در کربلا درگذشت و پیکرش به نجف منتقل شد و بعداز تشییع، در یک کدام از حجره‌های صحن بقعه حضرت علی(ع) دفن شد.[۳] مراسم اربعین وی در مسجد روضه خوان انصاری در نجف برگزار مسجد بابا غدیر مشهد شد.[۴]

عمل‌های علمی
اردوبادی در چهار سالگی به‌یار بابا به نجف رفت و نزد بابا به علم آموزی مقدمات علم ها حوزوی پرداخت. بعد در دروس بیرون فقه و اصول و تعبیر و حکمت روضه خوان الشریعه اصفهانی، میرزا علی شیرازی، محمدحسین غروی اصفهانی و محمدجواد بلاغی کمپانی کرد. او بعد از گذراندن سطح ها بهتر دروس حوزوی، از آنها اذن اجتهاد اخذ کرد و شش بدن از عالمان عراق، لبنان، سوریه و کشور‌ایران به او اذن قصه مسجد بابا قدرت مشهد دادند.[۵]


موسوعة العلامة الاوردبادی
تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: اثرها محمدعلی اردوبادی
اردوبادی بیشتراز ۳۰ تاثیر علمی در فن‌های صحبت، فقه، اصول، تاریخ، رجال و تعبیروتفسیر نگاشته و دسته آن با تیتر «موسوعة العلامة الاوردبادی» منتشر گردیده است. یک کدام از اثر ها اردوبادی، شش جلد کتاب در پوسته کشکول میباشد که حاوی نکات تاریخی، ادبی، رجالی و علمی بوده و وی هرمورد از این کتاب‌ها را با عنوانی خاص، اسم‌گذاری نموده است.[۶] وی همینطور با برخی از نویسندگان و محققان حوزه علمیه نجف همیاری داشته و در تصحیح کتاب‌های آن‌ها نقش داشته میباشد. بنابر آنچه سید عبدالعزیز طباطبایی گفته، او با نویسندگان شرط می کرد که اسم اورا در کتاب بیان نکنند.[۷]

اشعار
اردوبادی به لهجه‌های عربی و فارسی شعر می‌سرود، بیشتر سروده‌هایش به گویش عربی و در مدح و رثای امامان معصوم میباشد که به بیش تر از شش‌هزار بیت می رسد.[۸] وی مرثیه‌هایی عاشورایی نیز سروده میباشد.[۹]

اردوبادی
[از ]
لقد وضح الهدی فی یوم خمّ
ینوء بعبئه النبأ العظیمُ
فغضَّت طرفها عنهُ نمیرٌ
کما عن رشده ضلّت تمیمٌ
[۱۰]

همیاری با علامه امینی و محدث قمی
اردوبادی از دوستان مجاورت علامه امینی بود که در تدوین کتاب الغدیر با وی همیاری داشت و در دستکاری‌های ادبی جلدهای ابتدا آن، اورا کمک کرد.[۱۱] سید موسی شبیری زنجانی در جرعه ای از دریا می گوید که کتاب الغدیر به جهت تصحیح اردوبادی، قیمت ادبی بخش اعظمی یافت؛ به سیرتکامل‌ای که بعضی ادیبان از کتاب اصل‌ الشیعه نوشته محمدحسین کشف کننده الغطاء یکسری خطای ادبی گرفته بودند اما از کتاب الغدیر، از آن رو که به حیث اردوبادی رسیده بود، نتوانستند غلطی بگیرند.[۱۲]

همینطور کتاب الکنی و الألقاب نوشته روحانی عباس قمی نیز به تحریر اردوبادی میباشد. او مطالب و محتوای کتاب را به خودکار خویش به تحریر درآورد و شرط کرد که نامی از وی به بین نیاید.[۱۳]

تایپ کردن مقاله ها در مجلات شرعی
اردوبادی با بعضا از مجلات کشورهای اسلامی همیاری داشت و در کنار استادش محمدجواد بلاغی، مبارزاتی علیه تبلیغات مسیحی شروع کرد و با کتابت مقالاتی در موضوعات متفاوت و نشر آن ها در ده‌ها خبر نامه، به انتقاد آن‌ها برخاست.[۱۴]

انتقاد بینش علامه امین
اردوبادی از منتقدان طریقه سید محسن امین درباره سوگواری امام حسین بود.[۱۵] امین در کتاب التنزیه لاعمال الشبیه، به رفتارهای غیردینی در عزاداری سیدالشهداء عیب گیری کرده بود و بعضا از روش‌های عزاداری را بدعت و حرام می‌دانست. در پی چاپ کتاب سید محسن امین، اردوبادی در ردّ نگرش‌های وی، کتاب «الکلمات الجامعة حول المظاهر العزائیة» را نگاشت.[۱۶]

کتابخانه اردوبادی
محمدعلی اردوبادی کتابخانه‌ای در نجف داشته که دربردارنده ورژن‌های خطی و دست‌نویس بوده میباشد.[۱۷] آقابزرگ تهرانی در مجلدات متعدد الذریعه، از کتابخانه اردوبادی و کتاب‌های جانور در آن خاطر کرده و پیامبر جعفریان هم آن را در شمار کتابخانه‌های نجف اسم میبرد.[۱۸]

بازدید : 24
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:25


ام فضل و ادب دختر مأمون، (زنده در ۲۲۰ق)از همسران امام جواد(ع) که در برخی منابع تحت عنوان آدم کش وی معرفی گردیده است. به گفته این منابع، ام فضل و ادب با تحریک برادرش جعفر بن مأمون، امام نهم شیعه ها را مسموم کرد و به شهیدشدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رساند.

تزویج با امام جواد(ع)
ام فضل و ادب، دختر مأمون و همسر امام جواد(ع) بود. مأمون از خلفای بنی‌عباس و معاصر با امام رضا(ع) بود.[۱]

مأمون در سال ۲۰۲ق‌[۲] و در طول حیات امام رضا(ع)[۳] ام ادب را به عقد امام جواد(ع) درآورد. برخی گفته‌اند که هنگام اقامت امام رضا(ع) در خراسان، امام جواد برای دیدار او به‌این حیطه هجرت کرد[۴] و در همین دیدار بود که مأمون دختر خویش را به عقد وی درآورد. البته مسعودی، مجال این تزویج را بعد از شهید شدن امام رضا(ع) دانسته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۵]

به گفتۀ روضه خوان موثر مأمون شیفتۀ رفتار، دانش و متانت محمد بن علی(ع) گردیده بود. از این رو این وصلت سازه بر درخواست وی شکل گرفت.[۶] امام جواد(ع) مهریه‌ای متساوی مهریه حضرت زهرا(س)(۵۰۰ درهم) گزینش کرد.[۷] این وصلت از خوف اینکه مبادا خلافت از عباسیان به علویان منتقل گردد، اعتراض بعضی دور‌وبری ها مأمون را به‌دنبال مسجد بابا غدیر مشهد داشت.[۸]

امام جواد(ع) از ام فضل و ادب، صاحب و مالک فرزند نشد.[۹]

شهیدشدن امام جواد(ع)
به گفتۀ مسعودی، معتصم(عموی ام فضل و ادب) و جعفر بن مأمون (اخوی ام ادب) دائماً در تفکر کشتن امام جواد(ع) بودند. سرنوشت وقتی که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمد، با تحریک جعفر، ام ادب سَمّی در انگور بنیان و امام با میل کردن آن به شهید شدن رسید.[۱۰] درباره کیفیت مسمومیت امام جواد(ع) به دست ‌ام الفضل سخنان دیگری نیز آورده شده میباشد.[۱۱] روحانی اثرگذار گفته میباشد: «هرچند گردآوری‌ای گفته‌اند که امام جواد(ع) با سم درگذشته میباشد؛ ولی این مقاله برای اینجانب اثبات نشده که بتوانم بدان شهیدشدن دهم.»[۱۲] بعضا منابع شهیدشدن امام جواد را بر تاثیر صحبت‌چینی ابن ابی داود حکم دهنده بغداد، نزد معتصم دانسته‌اند. معتصم بوسیله منشی یکی‌از وزیرانش امام جواد(س) را مسموم کرد و به شهیدشدن مسجد بابا قدرت مشهد رساند.[۱۳]

به نقل از علی بن حسین مسعودی تاریخ‌نگار قرن چهارم قمری، ام الفضل بعد از مسموم کردن امام جواد(ع) منصرف شد و ناله میکرد، البته امام جواد(ع) او‌را نفرین کرد.[۱۴] معتصم بعداز شهید شدن امام جواد(ع)، ام الفضل را به قصر خویش موفقیت[۱۵] ولی طولی نکشید که به مرض رنج دچار شد و بر تاثیر به عبارتی از عالم رفت.[۱۶]جعفر، اخوی ام فضل و ادب، هم در وضعیت مستی در چاهی سقوط کرد و کشته شد.[۱۷]

جستارهای متعلق
جعده دختر اشعث
سمانه مغربیه
پانویس
ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۴۹.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۵۶۶؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۹.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۹.
ابن فندق، تاریخ بیهق، کتابفروشی فروغی، طهران،ص۴۶.
مسعودی، ثابت الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۳.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۴.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱.
ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۰؛ مسعودی، ثابت الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۷.
مسعودی، ثابت الوصیة، منتشر کننده: انصاریان، قم،۱۳۸۴ش، ص۲۲۷.
ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۱.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵.
عیاشی، التفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق،ج۱، ص۳۲۰.
مسعودی، ثابت الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۷.
اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۳۴۵.
ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۱.
مسعودی، ثابت الوصیه،۱۳۸۴ش، ص۲۲۷.

بازدید : 17
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:18


هواخواهی از مذهب امامیه
به نوشته نجاشی، ابن مهزیار با علی بن اسباط که فطحی مذهب بود، مناظراتی داشت و مسائلی در این مورد در بین آن دو رد و بدل شوید. سرنوشت آن دو مسائل آیتم مشاجره خویش را پیش امام جواد(ع) بردند که‌این دستور، با رجوع و برگشت علی بن اسباط از نظریه فسخ خویش، خاتمه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد یافت.[۱۷][۱۸]

کار‌های علمی
تالیفات
قرآنی: در قضیه قرآن دو کتاب به اسم‌های تعبیر و تفسیر[۱۹] و حروف القرآن[۲۰] داشته میباشد.
تاریخی: در تاریخ نیز کتاب‌های درباره زندگینامۀ پیامبران نوشتن کرده بوده‌میباشد.[۲۱] سید بن طاووس از کتاب ملاحم او نیز خاطر مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌نماید.[۲۲]
فقاهتی: بیشتر کتاب‌های او شرعی میباشد. او مقالاتی در اشربه، بازرگانی و پیشه‌وری داشته[۲۳] کتاب الوضوء، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة، کتاب الصوم، کتاب الحج، کتاب الطلاق، کتاب الحدود، کتاب الدیات، کتاب التفسیر، کتاب الفضائل، کتاب العتق و التدبیر، کتاب التجارات و الاجارات، کتاب المکاسب[۲۴] به فن تحریر در مسجد بابا غدیر مشهد آورده بود.
متعدد: همینطور کتاب المثالب، کتاب الدعاء، کتاب التجمل و المروة و کتاب المزار داشته میباشد.[۲۵]
اساتید
خوئی اساتید و عده ای که او از آنها ماجرا نقل کرده را بیشتراز پنجاه نفر بیان نموده است. ازجمله پر اسم و رسم‌ترین اساتید او این مسجد بابا قدرت مشهد افرادند:

محمد بن ابی عمیر
احمد بن اسحاق ابهری
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی
حسن بن علی بن فضال
حسن بن دوستداشتنی
حسین بن سعید اهوازی
حماد بن عیسی جهنی
صفوان بن یحیی بجلی کوفی
عبدالله بن یحیی
محمد بن اسماعیل بن بزیع
محمد بن حسن قمی
ایوب بن نوح بن دراج[۲۶]
موسی بن قاسم[۲۷]
شاگردان
احمد بن محمد بن خالد برقی
ابراهیم بن هاشم قمی
بقیه سرویس ها
دیگر از سرویس ها او عبارت‌اند از:

شناساندن امام هادی (ع) به عموم پس از شهید شدن امام جواد (ع)
تبیین مسائل فقاهتی و پاسخگویی به سؤالات شرعی عموم
رساندن لحاظ فقاهتی امام به عموم
رواج ولایت امام جواد (ع) در کشور‌ایران زمین به ویژه اهواز
بر ذمه به چنگ آوردن وکالت امام جواد و امام هادی (ع)
برقراری رابطه عموم با امام، با وجود خفقان عباسی
منشأ وقار و نه بودن در اهواز[۲۸]
نگرش بزرگان
روضه خوان طوسی «وی دانشمندی گزینه اتکا و دارنده اعتقادی راسخ و درست بود و از اصحاب امام جواد (ع) و امام هادی (ع) نیز به اکانت می‌آمد».[۲۹]
کشی: از سایر رجال شناسان مشهور چنین از او حافظه می‌نماید: «علی بن مهزیار مسیحی بود اما پروردگار متعال اورا هدایت کرد. او از عموم هند(هندیجان) بود که از روستاهای عجم محسوب میشد که ابعاد در اهواز سکونت کرد».[۳۰]
وفات
از تاریخ وفات علی بن مهزیار اگاهی دقیقی در مشت وجود ندارد؛ اما سال رحلت او‌را حدود ۲۵۴ق تقریب زده‌اند.[۳۱]

آرامگاه

بقعه علی بن مهزیار در اهواز
در دو شهر اهواز و جاجرم بقاع‌هایی به علی بن مهزیار منسوب میباشد، همسایه هر دو شهر بقاع شهر خویش را وابسته به علی بن مهزیار اهوازی می دانند.

بعضا بر این باورند که حرم علی بن مهزیار در شهر اهواز میباشد.[۳۲] بقاع‌ای نیز در دو کیلومتری شرق جاجرم و دربین آرامستان شهر قراردارد.[۳۳] که همسایه آن را از آن علی بن مهزیار میدانند.

توجیه آن‌ها این میباشد که «مشابهت اسمی در بین علی بن مهزیار و علی بن ابراهیم بن مهزیار و نیز بیان برخی از روایات با کلمۀ قال ابن مهزیار سبب ساز به نادرست افتادن برخی از علمای رجال گردیده و هر دو نفر را یک کدام از دانسته‌اند. اهل یک محل جاجرم، که یک سری سال قبلی جهت تعمیر بنای آرامگاه خواجه مهزیار نبش قبر کرده بودند، اولاً جنازۀ او را سلامت یافته و از آن روز اعتقاد و باور جامعی پیدا کرده و نذورات فراوان می‌نمایند؛ ثانیاً سنگ قبری کشف کرده‌اند که روی آن مندرج «هذا مرقد ماهزیار» و قسمتی از سنگ هم خوانده نمی شود. اینگونه به حیث میرسد که آرامگاه جاجرم مرتبط با علی بن مهزیار و بقعۀ جان دار در اهواز مرتبط با علی بن ابراهیم بن مهزیار باشد.[۳۴]

فرزندان
محمد بن علی بن مهزیار[۳۵]
حسن بن علی بن مهزیار، او فرزندی به اسم محمد داشته و از مشایخ ابن قولویه مالک بی نقص الزیارات بوده میباشد.[۳۶]
برای پژوهش بیشتر
سایه خورشید: زندگینامه علی بن مهزیار اهوازی مسعود منفرد، قم، عصرجوان، ۲ تیر ۱۳۸۸
همایش‌ها
همایش‌هایی در دو شهر اهواز و جاجرم برای معرفی علی بن مهزیار اهوازی گرفته شد‌ه‌است.

در اهواز: ۷ مهر سال ۱۳۹۱ خورشیدی به عملکرد اداره وقف شهرستان همایش علی بن مهزیار برگزار شد.[۳۷] همینطور در ۱۶ شهریور نیز اینگونه همایشی درین شهر برگزار شد.[۳۸]

در جاجرم: ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ خورشیدی همایش علی بن مهزیار در جاجرم برگزار شد. همینطور شورای تمدن همگانی این شهر سالروز به دنیا آمدن امام جواد (ع) را در روزنگار این شهرستان به اسم روز «ابوالحسن علی بن مهزیار» نامگذاری کرد.[۳۹]

پانویس

بازدید : 13
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:55


حضور در غزوات
بنابر نقل منابع تاریخی صفیه در ۳ شوال سال ۳ هجری در غزوه احد کمپانی داشت [۱۸] و بعد از آنکه مسلمان‌ها جناح را رها می‌کردند، صفیه با نیزه‎‌ای که به دست گرفته بود، جلو اشخاص را می‌گرفت، و کسانی که نبی اکرم(ص) را شکاف می‎‌کردند، ملامت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‎‌نمود.[۱۹]

بعد از شهیدشدن حمزه و مثله شدن لاشه‌اش به وسیله هند (همسر ابوسفیان) صفیه تصمیم گرفت بر رمز لاشه برادرش حاضر گردد و با دو لباسی که بر دست داشت، برادرش را کفن کند.[۲۰] رسول(ص) به پسرش زبیر بن عوام امرکرد تا مامان را بازگرداند تا لاشه مثله گردیده اخوی را نبیند. زبیر زمانی به مادرش صفیه اذعان کرد نبی(ص) فرمان داده که شما به مدینه بازگردید، صفیه اعلام‌کرد: «چرا؟ به اینجانب گفتند حمزه مثله شد‌ه‌است، و این در منش آفریدگار بوده میباشد. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. اینجانب شکیبا و ان شاءاللّهخویشتندار خواهم بود». نبی الله(ص) از آنچه اتفاق افتاده بود با خبر شد و به زبیر فرمود: «او‌را به اکنون خویش بگذار» صفیه نزد لاشه حمزه آمد و برای وی طلب آمرزش کرد. بعد از آن فرستاده(ص) امرکرد تا حمزه دفن مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.[۲۱]

در غزوه خندق، صفیه عمه نبی(ص) به همدم گروهی از زنان، کودک ها و نیز حسان بن اثبات شعر سرا دارای شهرت بعدازظهر رسول(ص) در قلعه فارع بودند. صفیه می گوید: مردی از یهود به ما مجاورت شد و پیرامون قلعه می‎گشت. نبی خداوند و مسلمان‌ها هم چنان گرفتار معاند بودند که نمی‌‎توانستند به سوی ما بازنگرند، به این جهت به حسان گفتم: اینجانب به خداوند پیمان، از این مرد یهودی ایمن نیستم، پس فرود آی و او‌را بکش. حسان خاطرنشان مسجد بابا قدرت مشهد کرد

:‌ای دختر عبدالمطلب! خدای تو‌را بیامرزد، به خداوند عهد تو خویش می‎دانی که اینجانب اهل این فعالیت نیستم. صفیه می‎گوید: زیرا حسان پاسخ من‌را این طور اعطا کرد، خویش دربین بستم و گرزی برداشتم و اورا کشتم و زیرا از وی خارج از گشتم، به سوی قلعه رفتم و گفتم:‌ای شمّان! فعلا فرود بیا و سلاح و لباس او را بردار. حسان ذکر کرد:‌ای دختر عبدالمطلب! من را به سلاح و خرقه وی نیازی وجود ندارد.[۲۲] بعضی مورخین گفته‎‌اند که صفیه اولی زنی میباشد که مردی یهودی (خبر کش) از معاندان نبی(ص) را در پیکار خندق کشته میباشد.[۲۳] نبی(ص) بعد از نقطه پايان غزوه احزاب و غزوه بنی قریظه برای صفیه و بعضی دیگر از زنان که در‌این غزوه حضور داشتند، سهم فیء خاصی قرار اعطا مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۴]


صفیه به هم پا برخی زنان در غزوه خیبر نیز حضور داشت[۲۵] و نبی(ص) سهمی از غنایم برای زنان حاضر قرار نداد و از فیء برای وی سهمی قرار بخشید.[۲۶]

اشعار
او اشعاری درباره حفر چاه زمزم بوسیله خاندانش[۲۷]، رثای پدرش عبدالمطلب[۲۸]، برادرش حمزه بعداز غزوه احد[۲۹]، برادرش زبیر بن عبدالمطلب و پسرش سائب داراست. همینطور او اشعاری را نیز در رثای فرستاده(ص) سروده میباشد. مانند این شعر صفیه که حضرت فاطمه(س) آن شعر را نزد قبر پدرش می‎خواند:

قد کان بعدک أنباء و هَینَمة
لو کنت فرمان رواِدَها لم تکثر الخطب‏[۳۰]
إنّ یوما أتی علیک لیوم
کوّرت شمسه و کان مضیئا[۳۱]
همینطور این اشعار را نیز در رثای رسول(ص) سروده میباشد:

یا این که عین جودی بدمع منک منحدر
و لا تملّی و بکی سید البشر
بکی پیامبر الله فقد هدت مصیبته
جمیع قومی و أهل البدو و الحضر
و لا تملی بکاءک الدهر معولة
علیه ما غرد القمری بالسحر
ألا یا این که پیامبر الله کنت رجائیا
و کنت سازه برّا و لم تک جافیا
کان علی قلبی لذکر محمد
و ما خفت اینجانب آنگاه النبی المکاویا
أفاطم حی الله رب محمد
علی جدث أمسی بیثرب ثاویا
فدی لرسول الله نفسی و خالتی
و أمّی و عمی قصرة و عیالیا
فلو أن رب الناس أبقاک بیننا
سعدنا و لکنّ أمره کان ماضیا
علیک اینجانب الله السلام تحیة
و أدخلت جنات اینجانب العدن راضیا[۳۲]
[یادداشت ۲]

بعداز فرستاده

منزلت قبر صفیه بنت عبدالمطلب در بقیع
درباره معاش او در بعد از ظهر خلفای اول مقاله چندانی بیان نشده میباشد. جز اینکه قدمت بن خطاب بعد از تغییر‌و تحول شیوه تقسیم مال عموم فی مابین مسلمین، برای صفیه تحت عنوان عمه رسول(ص) و از زنان بنی‌هاشم، ۶ هزار درهم مقرری گزینش کرد.[۳۳]

صفیه بن عبد و بنده المطلب در سال ۲۰ هجری و در روزها خلافت قدمت بن خطاب وفات یافت و در بقیع دفن شوید.[۳۴] و اسماء بنت عمیس او را غسل اعطا کرد.[۳۵]

بازدید : 11
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:27


ثنا بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان بَرْقی پر اسم و رسم به برقی (حدود ۲۰۰-۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) محدث، مورخ و فقید رجالی شیعه در قرن سوم هجری قمری. او از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و مالک کتاب المحاسن و رجال میباشد. رجال شناسان دارای شهرت شیعه همانند نجاشی، روضه خوان طوسی و علامه حلی، او‌را توثیق کرده و توده‌ای دیگر مانند احمد بن محمد بن عیسی اشعری تعالی راویان قمی او‌را به جهت قصه از ضعفا، ضعیف شمرده‌اند. او شاگردان متعددی همانند حسین بن سعید اهوازی و علی بن ابراهیم قمی داشته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

معاش‌طومار

شجره‌طومار خویشان برقی
وی مشهور‌ترین شخص از بستگان برقی میباشد که سوابق روشنی در تشیع و پشتیبانی از اهل‌بیت(ع) داراست و عالمان زیادی نیز از در میان آنها برخاسته میباشد. محمد بن خالد برقی نیز از اصحاب ائمه و دارنده اثرها و کتاب‌هایی مسجد غدیر فلاحی مشهد بوده میباشد.[۱]

درباره سال به دنیا آمدن وی در متن‌ها رجالی و تاریخی مطلبی به دیده نمی خورد، البته با اعتنا به تاریخ وفاتش، می‌اقتدار بیان کرد که نزدیک به سال ۲۰۰ق به عالم آمده مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۲]

رجالیان، لقب اورا ابوجعفر بیان کرده‌اند.[۳] ابن ندیم لقب ابوالحسن را نیز برای وی بیان نموده است.[۴] نجاشی سال وفات او‌را ۲۷۴ق میداند البته علی بن محمد ماجیلویه نواده و دانش آموز برقی نقل می‌نماید که وفات وی در سال ۲۸۰ق بوده میباشد.[۵]

مصاحبت با ائمه شیعه
در کتاب رجال برقی به هنگام گستردن درحال حاضر برقی، خودش را از یاران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) معرفی نموده است.[۶] البته در روایاتش، ذکری از این دو امام وجود ندارد. فقط در روایتی آمده زمانی که وی در سامرا بود، از جانب «آن مرد» پیامبر‌ای به نزد وی و همراهش آمده و درباره وثاقت برخی از راویان و اصحاب به آن ها مطلبی را گفته میباشد [یادداشت ۱] که قرائن آرم می دهد منظور از «آن مرد»، امام هادی(ع) مسجد بابا قدرت مشهد بوده میباشد.[۷]

مقام روایی
وثاقت
رجالیان شیعه مانند نجاشی،[۸] روحانی طوسی[۹] و علامه حلی[۱۰] اورا توثیق کرده‌اند.

ماجرا از ضعفا و تبعید از قم
ماجرا وی از راویان ضعیف و اتکا بر روایات مرسل موجب شد احمد بن محمد بن عیسی اشعری رییس محدثان قمی، او‌را از قم تبعید نماید البته بعد از مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او پوزش خواست و حتی‌در مراسم مراسم‌تدفین برقی، پا عریان و فارغ از عمامه حاضر شد تا خلق گذشته خود را جبران کند.[۱۱]

جواب به نقد قصه از ضعفا
وحید بهبهانی می‌نویسد: «گزینه اعتمادبودن برقی قطعی میباشد و آن چه منتقدان گفته‌اند برای ما اثبات نشده، حتی در حالتی‌که وی بر ضعیفان اتکا کرد‌ه باشد می‌اقتدار خاطرنشان کرد طریق وی در نقل حدیث درست نبوده میباشد.»[۱۲] ابن غضائری نیز اعتقاد دارد که طعن قمی‌ها مرتبط با عده ای میباشد که احمد از آنان حدیث نقل نموده است خیر خویش وی.[۱۳]

معاش علمی
مشایخ و اساتید
سید ابوالقاسم خویی اسم وی در سلسله اسنادحدود ۶۰۰ ماجرا آمده میباشد که در‌این احادیث از روایان اکثری همانند احمد بن محمد بن ابی نصر، حسن بن دوست داستنی، اسماعیل بن مهران، حسن بن علی بن یقطین و علی بن اسباط ماجرا نقل نموده است.[۱۴] به گفته آقایی برقی از حدود ۲۰۰ نفر نقل حدیث و کتاب‌های بیشتراز ۱۰۰ نفر را نیز داستان نموده است[۱۵]

شاگردان
آیت‌الله خوئی شاگردان و راویان برقی را این سیرتکامل اسم می برد:

ابو علی اشعری
احمد بن ادریس
احمد بن عبدالله
احمد بن محمد بن عبدالله
حسن بن متیل دقاق
حسین بن سعید
سعد بن عبدالله اشعری
عبدالله بن جعفر حمیری
علی بن ابراهیم قمی
علی بن حسین سعد آبادی
علی بن محمد بندار
علی بن محمد بن عبدالله قمی
علی بن محمد بن محمد ماجیلویه
محمد بن ابی القاسم
محمد بن احمد بن یحیی
محمد بن حسن صفار
محمد بن عیسی
محمد بن یحیی
معلی بن محمد.[۱۶]

کتاب الرجال
تألیفات
به گفته محمد تقی مجلسی در لوامع صاحبقرانی: برقی بغير از اين كتاب( المحاسن ) نود و سه كتاب ديگر تصنيف کرده است در فوت‌و‌فن علم ها، و اسامى اين كتابها... در فهرستهاى اصحاب رجال جان دار میباشد.[۱۷]مهم ترین تاثیر برقی، کتاب المحاسن و کتاب الرجال میباشد که از او به مکان باقیمانده میباشد. دیگر اثر ها وی عبارتند از:[۱۸]

کتاب البلدان
اختلاف الحدیث
الانساب
خبرها الامم
التراجم و التعاطف
آداب النفس
آرامش المعاشرة
کتاب المکاسب
کتاب الرفاهیة
آقا والا طهرانی در الذریعه کتاب‌هایی دیگری را به وی منسوب کرده که عبارتند از: القرائن ، اجر الاعمال، عقاب الاعمال، كتاب الصفوة و النور و الرحمة، کتاب النوادر، مصابیح الظلم، کتاب العلل، کتاب السفر، كتاب المآكل، كتاب الماء، كتاب المنافع و الاستخارات، كتاب المرافق و البنيان و اتخاذ العبيد و الدواب. [۱۹] طهرانی اسم برخی این کتاب‌ها را با عنا وین دیگر هم بیان نموده است و گفته که‌این کتاب‌ها بخشی از المحاسن برقی میباشند.برای مثالً کتاب الصفوة و النور را با تیتر النور والرحمه کتاب چهارم از کتاب ها یازده‌گانه المحاسن برشمرده که محدث ارموی آن را در محاسن چاپ نموده است.[۲۰]

بازدید : 23
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:56

(درگذشت ۸۰ق) همسر حضرت زینب(س).عبدالله اولیه مولود مسلمان ها در حبشه بود و در سال هفتم قمری به یار بابا و مادرش به مدینه سفر کرد. عبدالله در حفاظت از امام علی(ع) در مبارزه‌های جمل و صفین کمپانی کرد.او تا فرصت صلح امام حسن(ع) با معاویه، با آن حضرت یاروهمدم بود. وی در زمان حکومت معاویه و یزید عطایای آنان‌را می‌به عهده گرفت و در رخداد کربلا حضور نداشت؛ ولی همسرش زینب(س) درین اتفاق اسیر شد و دو بدن از فرزندانش به اسم‌های عون و محمد در روز عاشورا در کربلا به شهیدشدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسیدند.

منزلت، عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب، از صحابه رسول(ص) فرزند جعفر طَیّار و اسماء دختر عُمَیس بود.[۱] پدرش جعفر از صحابه نبی(ص) بود که در نزاع موته به شهیدشدن رسید. فرستاده(ص) بعداز شهید شدن جعفر، عبدالله را گزینه ناز و نوازش قرار بخشید.[۲] عبدالله با استناد به حدیث رسول(ص) که «جعفر را دیدم که در پردیس با فرشتگان پرواز می‌نماید»[۳]، ابن‌ذی‌الجناحین (فرزند هر که دو بال و پر داشت) نیز خوانده مسجد غدیر فلاحی مشهد میشد.[۴]

عبدالله با حضرت زینب(س) تزویج کرد. ثمره این تزویج چهار فرزند پسر (علی، عباس، عون، محمد) و دختری به اسم ام‌کلثوم بود.[۵] وی همینطور در طول حیات زینب، با لیلا دختر مسعود نیز تزویج کرد.[۶] و بعد از درگذشت زینب(س) با ام‌کلثوم خواهر وی وصلت مسجد بابا غدیر مشهد کرد


تولد در حبشه و مهاجرت به مدینه، عبدالله در حبشه دیده به جهان گشود. در سفر جعفر بن ابی‌طالب به حبشه، همسرش اسماء بنت عمیس نیز یار وی بود[۸] و عبدالله، به‌تیتر اولیه مولود مسلمان‌ها، در آنجا به دنیا آمد.[۹] وی در سال هفتم مسافرت، بعد از غزوه خیبر، به یار و همدم خانواده‌اش به مدینه نزد نبی(ص) مسجد بابا قدرت مشهد رفت.[۱۰]

در روزگار خلفا
بنابر کتاب فتوح الشام، عبدالله در فتوحات (فتح شام) که در حین خلافت قدمت بن خطاب فیس بخشید، شرکت کردن کرد.[۱۱] وی در دورۀ خلافت عثمان، هنگام تبعید ابوذر به رَبَذِه، به پیروی از علی(ع)، ابوذر را تا خارج مدینه بدرقه کرد.[۱۲]

به گفته ابن‌ابی‌الحدید زمانی که ولید بن عقبه والی عثمان در کوفه به شراب‌خواری تبهکار شد، عبدالله به‌فرمان علی(ع) بر ولید حد روان کرد.[۱۳]

حضور در نزاع‌های زمان خلافت امام علی(ع)
عبدالله با علی(ع) بیعت کرد[۱۴] و در بیشتر حوداث زمانه خلافت علی(ع) حضور داشت[مستلزم منبع] وی به طرفداری از علی(ع) در پیکار جمل کمپانی کرد[مستلزم منبع] و در مبارزه صفین نیز در سپاه امام علی(ع) بود و بر قبایل قریش، اَسَد و کنانه سر گروهی داشت[۱۵] و به یاری مسلم بن عقیل پیادگانِ سَمت راست سپاه امام را فرماندهی می کرد.[۱۶] سازه به نقلی علی(ع) انگیزه تایید حَکَمیت را زنده ماندن اشخاصی همانند عبدالله بن جعفر دانست.[۱۷] عبدالله از اشخاصی بود که به پایبندی عراقیان بر عهدنامه حکمیت مدرک اعطا کرد.[۱۸]

علی(ع) به سفارش وی محمد بن ابی‌دیده نشده (اخوی مادری عبدالله) را به مکان قیس‌ بن سعد به ولایت مصر منصوب کرد.[۱۹] به گفتۀ ابن‌ابی‌الحدید، علی(ع) می‌خواست عبدالله را به‌ منجر تبذیر، از تصرف در اموالش جلوگیری کردن نماید، ازاین‌رو وی با زُبیر بن عَوام سهم دار شد و امام دیگر او‌را محجور نکرد.[۲۰]

قصاص ابن‌ملجم
به نقل از ابن‌سعد و علی بن حسین مسعودی، عبدالله بعد از شهید شدن امام علی(ع)، ابن‌ملجم مرادی را قصاص کرد.[۲۱] ولی این گفته بر خلاف عبارت دیگری از مسعودی میباشد که می گوید: «و قَتل الحسنُ بندهَالرحمن بن ملجمَ علی حسب ما ذکرنا».[۲۲] روحانی موثر در کتاب ارشادوراهنمایی گزارش کرده امام حسن مجتبی(ع) دستورداد که ابن‌ملجم قصاص خواهد شد.[۲۳]

عبدالله در صلح امام حسن با معاویه در سپاه امام حسن(ع) بود.[۲۴] به گفته ابن‌ابی‌الحدید، وقتی که امام حسن(ع) به شهید شدن رسید، مروان بن حکم از دفن او در کنار مرقد رسول(ص) خودداری کرد. عبدالله، امام حسین(ع) را قسم اعطا کرد تا از بحث با مروان بپرهیزد
عبدالله در حکومت معاویه، با دربار وی در دمشق رابطه برقرار کرد و به نزد وی در دمشق رفت.[۲۶] معاویه ۱.۰۰۰.۰۰۰ درهم مقرری سالیانه برای او گزینش کرد و یزید آن را به ۲.۰۰۰.۰۰۰ درهم ارتقا بخشید.[۲۷] نقل شده که عبدالله بن جعفر به خواهش و عطای معاویه اسم یک کدام از فرزندان خویش را معاویه نامید.[۲۸]

معاویه عبدالله بن جعفر را سیدِ بنی‌هاشم کنیه بخشید، ولی وی اینگونه لقبی را مختص به حسنین(ع) می‌دانست.[۲۹] بعضی احترام معاویه به عبدالله بن جعفر را برخاسته از کارایی او برای جذب بزرگان و سران قبایل، و شاید برای کاستن از جایگاه فرزندان امام علی(ع) دانسته‌اند.[۳۰]

در مجالس معاویه دربین یزید با عبدالله بن جعفر مفاخراتی انجام یافته میباشد[۳۱] در یکی این مجالس، که حسنین(ع) نیز حضور داشتند، در بین معاویه و عبدالله دعوا‌ای فیس بخشید؛ عبدالله به ذکر فضیلت علی(ع) و خاندانش پرداخت و با بیان اسم امامان دوازده‌گانه به امامت آن‌ها نیز اشاره نمود.[۳۲]

بازدید : 18
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:47

(درگذشت: ۷۰ق) ملقب به اَشْدَق فرمان‌دار مکه و مدینه در زمان بنی‌امیه بود. او را از صحابه، بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی فی مابین عموم شام دانسته‌اند. اَشدق از سوی یزید مأمور به قتل امام حسین(ع) در مکه شد؛ اما با خروج زودهنگام امام از مکه چیره به‌این عمل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نشد.

عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر شهیدشدن امام حسین(ع) امرکرد تا آن را فی مابین عموم مدینه جار بزنند. وی با شنیدن صدای شیون و عزای زنان بنی‌هاشم، آن را انتقام روز شیون زنان بر قتل عثمان دانست.یزید در ذی‌الحجة سال ۶۱ق، عمرو را از حکومت مدینه بیرون کرد. اَشدق در اوایل خلافت خان دایی خویش، مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود. او به ولایت‌عهدی عبدالملک بن مروان نیز برگزیده شد، البته در غایت به دست عبدالملک کشته مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.

معرفی، عَمْرو بن سعید‌(درگذشت: ۷۰ق) با اسم بی نقص عمرو بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس اشدق، فرمان‌دار مکه و مدینه در سال ۶۰ق از سوی معاویه و پسرش یزید بود.[۱] او به جهت بلاغت در حرف با کنیه اَشدق (کام‌گشاده) شناخته شد.[۲] برادران او خالد بن سعید، ابان بن سعید و عتبة بن سعید اسم داشته و به لحاظ روضه خوان طوسی تمامی در شمار صحابه نبی بودند.[۳] عاص بن سعید اخوی دیگرش بود که مسلمان نشد و به دست امام علی(ع) در پیکار بدر کشته شد.[۴] مروان بن حکم را خان دایی وی مسجد بابا غدیر مشهد بود.[۵]

نقش اشدق در اتفاق کربلا، هنگامی که معاویه از عموم برای یزید بیعت می‌گرفت، اَشدق به درخواست وی خطابه‌ای در حمد یزید خواند و عموم را به بیعت با او تشویق کرد.[۶] همینطور اَشدق را از بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی بین عموم شام دانسته‌اند.[۷] یزید بر ضعف مدیر و تسامح ولید بن عتبه در واکنش با امام حسین(ع) استحضار یافت.[۸] آن گاه به نقل از تاریخ طبری (تألیف: ۳۰۳ق) و بقیه افراد در رمضان سال ۶۰ق او‌را از امارت مکه کنار گذاشت و مکه و مدینه[۹] را به عمرو بن سعید سپرد.[۱۰] آنگاه اَشدق را یاروهمدم با سپاهی به مکه ارسال کرد و در موسم حج او‌را امیر الحاج قرار مسجد بابا قدرت مشهد بخشید.

همینطور یزید به وی پیشنهاد کرد هر جا به امام حسین(ع) دست یافت، او‌را بکشد.[۱۱] به نقل سید عبدالرزاق موسوی مقرم موقعی که امام حسین(ع) از این نقشه قتل با خبر شد، برای این که حرمت منزل معبود با ریختن خونش شکسته نشود، به عمره اکتفا کرد و از مکه خارج رفت.[۱۲]

مطابق گزارشات تاریخی، وقتی که عبیدالله بن زیاد، رمز امام حسین(ع) را برای یزید ارسال کرد، عبدالمَلِک بن ابی‌حُدَیث سُلَمی[یادداشت ۱] را احضار کرد. آن‌گاه اورا به مدینه نزد عمرو بن سعید ارسال کرد تا خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را بدهد. عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر به قاصد امرکرد تا آن را در میان عموم مدینه فریاد بزند.[۱۳] هنگامی قاصد به دار الإماره بازگشت عمرو خندید و پس از قرائت بیتی از اشعار در کنایه به صدای عزا و شیون زنان بنی‌هاشم در مقابل زاری زنان عزا دار عثمان اعلام‌کرد: این ناله عموم در قبال ناله در روز کشته‌شدن عثمان میباشد.[۱۴] او با اجتماع عموم بر منبر رفت و پس از اعلام خبر، در حق یزید دعا کرد.[۱۵]

به‌گزارش طبری، یزید در اولیه ذی‌الحجه ۶۱ق عمرو را از حکومت مدینه بر کنار کرد.[۱۶]

مرگ عمرو بن سعید در طی مروانیان
عمرو بن سعید در اوایل خلافت مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود.[۱۷] برای مثال اَشدق در مجاورت فلسطین به پیکار با سپاه مصعب بن زبیر رفت و او‌را ناکامی اعطا کرد و بازدارنده ورود آن ها به شام شد.[۱۸] وی از سوی مروان به ولایتعهدی بعد از پسرش عبدالملک بن مروان برگزیده شد. ولی هنگامی عبدالملک به خلافت رسید خواست او‌را برکنار نماید.[۱۹] اَشدق از وی فرار و گریز کرد تا‌هنگامیکه عبدالملک برای جنگی دمشق را شکاف کرد. در به عبارتی مجال اَشدق آن شهر را تصرف کرد و عموم تحت عنوان خلیفه با وی بیعت کردند. سرنوشت عبدالملک وارد دمشق شد و در فرصتی عمرو بن سعید را کشت.[۲۰] عبدالرحمن بن ام‌حکم ثقفی راز او‌را در بین عموم انداخت.[۲۱]

در کتاب تاریخ مدینه دمشق شخص دیگری همنام عمرو بن سعید معرفی گردیده که جزو صحابه بوده و در سال ۱۳ق در جنگ اجنادین در میان مسلمان‌ها و رومیان کشته شد.[۲۲]

پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۶، ص۳۲.
ابن‌قتیبه، عیون الأخبار، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۹۵.

بازدید : 22
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:00

(۱۳۰۵-۱۴۰۱ش) از مراجع پیروی شیعه و معلم درس بیرون فقه و اصول در قم بود. گروه ۴۱ جلدی فقه الصادق به‌تیتر دایرة‌المعارفی از مباحث شرعی شیعه از اثر ها اوست. سید ابوالحسن اصفهانی، سید ابوالقاسم خویی و محمدحسین غروی اصفهانی از استادان وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده‌اند.

روضه خوان، درس دادن درس بیرون فقه و اصول را در سال ۱۳۳۰ش شروع کرد. مرجعیت وی بعد از درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی قانونی شد و رساله عملیه او در سال ۱۳۴۰ش منتشر شوید. ایده ها سید محمدصادق روضه خوان در مواقعی همانند پیروی از میت، اذن بابا دختر در تزویج و قمه‌زنی، با طریقه دارای شهرت فقیهان شیعه تفاوت مسجد غدیر فلاحی مشهد داراست.

شیخ در دهه ۱۳۴۰ش، موضع‌ها و بیانیه‌هایی علیه حکومت پهلوی در قضایایی مانند: ثبت لایحه کاپیتولاسیون و حمله نظامیان پهلوی به مکتب فیضیه داشت و پیش از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران به فعالان انقلابی امداد میکرد. معاش‌طومار سید محمدصادق حسینی روضه خوان در تیر ۱۳۰۵ش در قم به‌جهان آمد.[۱] بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی در سال ۱۳۱۵ش به نجف مسافرت کرد و بعد از علم آموزی، در سال ۱۳۲۹ش به کشور‌ایران رجوع و برگشت و در حوزه علمیه قم به درس دادن فقه و اصول مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.[۲]

گفته می شود که او در ۱۴ سالگی به مرتبه اجتهاد رسیده[۳] و او‌لین زمان درس دادن درس بیرون فقه و اصول وی، سال ۱۳۳۰ش بوده میباشد.[۴]پدرش سید محمود شیخ، مدتی در نجف از شاگردان سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی و در مشهد طلبه سید حسین‏ طباطبایی قمی بود.[۵] سید محمود روضه خوان مثلا اشخاصی بوده که برای ورود عبدالکریم حائری یزدی به قم کارایی کرده و همینطور با سید ابوالقاسم کاشانی در جریان ملی‌شدن نفت همیاری مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۶]

سید محمدصادق روضه خوان در ۲۵ آذر سال ۱۴۰۱ش در قم درگذشت.[۷] مراسم تشییع او در ۲۷ آذر در قم شکل گرفت و بعداز اقامه نماز میت به وسیله روضه خوان مصطفی مصری نماینده تام‌الاختیار سید راستگو شیخ، در مسجد بالاسر بقاع حضرت معصومه(س) دفن شد.[۸]

اساتید
سید درست گو شیخ در سال ۱۳۵۵ق و در سن ۱۱ سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد و در به عبارتی سال، درس بیرون فقه و اصول را استارت می‌نماید.[۹] روحانی کاظم شیرازی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدعلی کاظمینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی از شناخته‌گردیده‌ترین اساتید او بوده‌اند.[۱۰] از اشخاص بخش اعظمی به‌تیتر اساتید سید درست گو روضه خوان ذکر شده گردیده، البته بیشترین مجال علم آموزی او به‌زمان ۱۵ سال و نزد سید ابوالقاسم خویی بود.[۱۱]

مرجعیت
رساله عملیه سید محمدصادق شیخ بعداز درگذشت آیت‌الله بروجردی، منتشر شد که او‌لین چاپ آن بر پایه ی موجودی کتابخانه ملی کشور‌ایران مرتبط با سال ۱۳۴۰ش میباشد.[۱۲] بعضا معتقدند، وی مرجعیتش را زودتر از معاصران خویش اظهار‌کرد،[۱۳] چون هنگام اعلام مرجعیت، هنوز بخش اعظمی از اساتید وی زنده بودند.[۱۴]

بعضی آراء دینی
بعضا از آرای سید محمدصادق شیخ با حیث مردم مراجع پیروی، تفاوت داراست برای مثال:

روضه خوان اعتقاد دارد با درگذشت یک مرجع تبعیت، مقلدان آن مرجع بایستی به مرجع تبعیت اعلم آن‌فرصت مراجعه و در مسائل فقاهتی از وی پیروی نمایند و بقا بر تبعیت از میت را روا نمی‌داند.[۱۵]
سید درست گو شیخ در ارتباط با وصلت دختر باکره، اذن و اجازه بابا را شرط نمی‌داند و اعتقاد دارد، دختر بالغه و رشیده میتواند سوای اجازه پدرش، تزویج دایم یا این که موقت داشته باشد.[۱۶]
روضه خوان از موافقان قمه‌زنی میباشد و آن را مجاز و پسندیده می داند.[۱۷]
کار‌های سیاسی
سید محمدصادق شیخ، در زمان مرجعیت، پیش از انقلاب از فعالان علیه حکومت پهلوی بود و در مقاطع گوناگون علیه پادشاه، اعلامیه‌هایی صادر کرد، البته بعد ها از مسائل سیاسی گوشه‌گیری کرد.[۱۸] به عنوان مثال اقدامات او، صدور پیامی در سال ۴۲ش در امر با حمله نظامیان سلطان به مکتب فیضیه، [۱۹] تحریم انتخابات عصر ۲۱ مجلس شورای ملی بوده میباشد.[۲۰] از سایر اعلامیه‌‌های وی در سال ۴۳ش در مخالفت با ثبت لایحه کاپیتولاسیون میباشد.[۲۱] وی در سال ۵۰ش، پای کوبی‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی را تحریم می‌نماید.[۲۲]در سال ۵۶ش نیز یک سری پیام صادر می‌نماید به عنوان مثال، پیامی درباره واقعه کشتار عموم در راهپیمایی ۱۹ دی قم،‌[۲۳] اعلامیه‌ای در سالگرد رخداد کشف عفاف و حجاب[۲۴] و اطلاعیه‌ای به مناسبت چهلمین روز قیام ۲۹ بهمن عموم تبریز.[۲۵]

سید محمدصادق شیخ، بعد از آنکه حسینعلی منتظری در سال ۱۳۶۴ به‌تیتر قائم‌رده رهبر ایران معرفی شد، آذرماه ۱۳۶۴، در مجلس درس خویش با این انتصاب مخالفت کرد.[۲۶] درس بیرون فقه وی به همین ادله تعطیل و خویش وی محدود شد.[۲۷] این حصر خانگی تا سال ۱۳۸۰ تداوم یافت.[۲۸]

طومار آیت‌الله خویی درباره ملاقات با فرح
سید ابوالقاسم خویی در یادداشتی خطاب به روضه خوان درباره ناگهانی و ناخواسته بودن ملاقات فرح دیبا با خویی می‌نویسد: «شدیداً نسبت به رویدادها ناراحت کننده و فجایعی که در کشور‌ایران فیس داده و خلق و خوی ظالمانه پادشاه را به‌تیتر اعتراض با وی مطرح کردم و وی هم با حزن خیلی زود از خانه بیرون شد.» [۲۹]

طومار‌ای درباره فلسطین
سید محمدصادق روضه خوان در سال ۱۳۵۲ش طومار‌ای خطاب به انور سادات و حافظ اسد درباره زمینه فلسطین و ضرورت اتحاد و یکپارچگی مسلمان ها در قبال اسرائیل نوشت.[۳۰]

اثرها و تألیفات
سید محمدصادق روضه خوان، دارنده ۲۶ تاثیر به گویش عربی و ۲۱ تاثیر به لهجه فارسی میباشد.[۳۱] این اثر ها در موضوعات متفاوت به عنوان مثال فقه، اصول فقه و اعتقادات نگاشته گردیده‌اند؛ برای مثال مهم ترین اثرها او:


فقه الصادق
فقه الصادق
کتاب فقه الصادق، آغاز در زمان ۲۶ جلدی چاپ [۳۲] و در زمان آن‌گاه در ۴۱ جلد به چاپ می رسد.[۳۳] این کتاب تفصیل تبصرة المتعلمین تاثیر علامه حلی میباشد[۳۴] و مرجع و دایرة المعارفی در آحاد ابواب فقه میباشد.[۳۵] گفته شده که آیت‌الله بروجردی دوبار کتاب فقه الصادق را یاروهمدم خویش به گردهمایی درس دادن‏ برده و تحت عنوان گواهی از آن نقل عهدوپیمان و به آن استناد می‌نماید.[۳۶] همینطور به گزارش ابوالقاسم خویی می گویند: وی کتاب فقه الصادق را نزد محمدحسین کشف کننده الغطاء برده و نزد وی از کتاب فقه الصادق تجلیل نموده است.[۳۷] درباره همین تاثیر نیز تجلیلی از مدیریت دانشکده الازهر نقل کرده‌اند. [۳۸]

منهاج الفقاهة
منهاج الفقاهة کناره‌ای میباشد بر مکاسب روحانی انصاری که به نحوه ای گوناگون کلیه مورد ها ارائه گردیده را دعوا و تحقیق نموده است. این کتاب در ۶ جلد و به گویش عربی مندرج میباشد.[۳۹]

نظام حکومت در اسلام
شیخ در سال ۱۳۵۵ش این کتاب را نوشته و در آن، مشاجره دولت اسلامی به سر گروهی فقها یا این که همان تشکیل حکومت اسلامی زیر رهبری البته دانا را تشریح نموده است. این کتاب تا دی ماه ۱۳۵۷ش سه توشه تجدید چاپ گردیده است.[۴۰]

کتاب طومار‌های تاریخی
این کتاب گروه‌ای از طومار‌هایی میباشد که فی مابین سید محمدصادق روضه خوان و بعضی شخصیت‌ها نگاشته گردیده و دارنده چهار فصل میباشد، فصل اولیه تیم طومار‌های آیت‌الله خویی، فصل دوم، طومار‌های برخی مراجع و علما، فصل سوم، طومار‌های شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و فصل انتها مشمول گروه تلگراف‌ها میباشد.[۴۱]

زبدة الاصول
زبدة الاصول کتابی به لهجه عربی و عصر بدون نقص اصول فقه در ۶ جلد، که به طور دعوا استدلالی ارائه شد‌ه‌است. [۴۲]

دیگر تاثیر او، المسائل المستحدثه میباشد، این کتاب، مشمول ارائه مسائل نو و آیتم ابتلا با بیان دلایل و مستندات فقاهتی، روایی و قرآنی میباشد

بازدید : 20
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:02

(درگذشت: ۱۰۲۸ق‌/۱۶۱۹م‌)، دانا، محدّث و شعر سرا شیعی‌. روحانی بهایی معلم او بوده میباشد. از شاگردان او می‌اقتدار ملامحسن سود کاشانی را اسم پیروزی. کتاب الرسالة الیوسفیة نوشته اوست که درباره اعتقادات شیعه و نیز احکام نماز میباشد. به دنیاآمدن و وفات وی در روستای جد حفص در حیطه بحرین دیده به جهان گشود[۱] و در کودکی یک دیده خویش را از دست مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بخشید.[۲]

بحرانی در شب ۲۱ رمضان ۱۰۲۸ق‌/ ۲۲ اوت ۱۶۱۹م درگذشت و در مجاورت احمد بن موسی به خاک امانت شد.[۳] وی در بحرین به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت‌[۴] و در علم آموزی چنان کوششی از خویش آرم اعطا کرد که برخی از منابع اورا در مذهب ها متفاوت شرعی مجتهد مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته‌اند.[۵]

اساتید و شاگردان بیان کننده او مدتی نیز در اصفهان علم آموزی کرده و به عنوان مثال از روضه خوان بهایی سود کرده میباشد‌.[۶] از سایر استادان وی می‌قدرت به محمد بن احمد ابن خاتون (متوفی ۱۰۳۸ق‌/۱۶۲۹م‌) اشاره نمود مناصب بحرانی مدتی امام آدینه بحرین را ذمه ‌دار بود و به علاوه متولی منصب قضاوت آنجا مسجد بابا غدیر مشهد شوید.

وی آن گاه راهی شیراز شد و آن شهر را که تا آن مجال کمتر آیتم دقت طلاب علم ها فقاهتی بود، حوزه درس و دعوا خود قرار اعطا کرد و تحت عنوان روحانی‌الاسلام‌ شیراز شناخته شد.[۹]بحرانی همینطور امامت آدینه و نیز منصب قضاوت شیراز را ذمه ‌دار شد و تا نقطه پايان قدمت در آنجا ماند.[۱۰] رده علمی روحانی یوسف بحرانی او‌را محققی پردقت و ادیبی شعر سرا دانسته‌، اشاره می‌نماید که او سخنوری بلیغ بود.[۱۱] سید علی خان مدنی او‌را در شعر بسیار کارکشته دانسته‌، به مطرح شدن بعضی از اشعار وی مسجد بابا قدرت مشهد پرداخته میباشد‌.[۱۲]

وی با شعر سرا هم‌بعد از ظهر خویش ابوالبحر خطی، ارتباطی مجاورت داشت و آن دو از شعر یکدیگر منفعت‌مند می‌شدند.[۱۳]

بعضی از دیدگاههای شرعی و اصولی بحرانی همانند سوژه نذر، در مقایسه با نظرها فقهای بزرگی زیرا سید مرتضی و ابن زهره‌، گزینه اعتنا علما بوده میباشد.[۱۴] از بعضا نظرها شرعی او می‌اقتدار به اعتقادوباور وی به وجوب نماز آدینه‌، اشاره نمود.[۱۵]

اثرها
الرسالة الیوسفیة، درباره اعتقادات شیعه و نیز احکام نماز[۱۶] این رساله را محمد اشرف، دانش آموز روضه خوان بهایی تفصیل کرده که ورژن‌ای از آن در کتابخانه گلپایگانی مو جود میباشد‌.[۱۷]
رساله‌ای در پیشگفتار واجب[۱۸]، که ورژن‌ای از آن در کتابخانه مرعشی یافت میشود.[۱۹]
مقالة فی العام المخصص‌، در دانش اصول که آقابزرگ ورژن‌ای از آن را در سامرا علامت داده میباشد.[۲۰]
المقامات‌، که آقابزرگ دو ورژن از آن معرفی نموده است‌.[۲۱]
دیوان گران قدر شعر[۲۲] که ورژن‌ای از آن در کتابخانه حکیم در نجف برجای باقی مانده میباشد‌.[۲۳]
قصیده‌ای از وی.[۲۴]
لؤلؤة البحرین‌، ص۱۳۶.
نجوم السماء فی تراجم العلماء، ص۳۵.
انوار البدرین‌، ص۸۸؛ قس‌: لولوة البحرین، ص۱۳۸.
سلافة العصر‌، ص۴۹۲.
عجم‌طومار ناصری، ص۱۱۵۱.
نک: الوافی‌، ج۱، ص۲۸-۲۹؛ نیز لولوة البحرین، ص۱۳۵-۱۳۶؛ الذریعة، ج۶، ص۱۲، ج۱۲، ص۲۱۰.
روضات الجنات‌، ج۶، ص۷۵.
الوافی‌، ج۱، ص۲۸-۲۹؛ روضات الجنات‌، ج۶، ص۷۵؛ نجوم السماء فی تراجم العلماء، ص۳۷؛ انوار البدرین‌، ص۸.
امل الامل‌، ج۲، ص۲۲۶؛ بحارالانوار‌، ج۱۰۶، ص۱۳۶؛ سلافة العصر، ص۴۹۲.
سلافة العصر، ص۴۹۲؛ نیز نک: امل الامل‌، ج۲، ص۲۲۵-۲۲۶.
سلافة العصر، ص۴۹۲.
برای مثال‌، نک: ص ۴۹۲-۴۹۶؛ نیز خلاصة الاثر، ج۳، ص۳۰۷.
لولوة البحرین، ص۱۳۶-۱۳۷؛ روضات الجنات، ج۶، ص۷۳.
روضات الجنات، ج۶، ص۷۶.
ریاض العلماء، ج۵، ص۵.
برای نسخه ها گوناگون خطی‌، نک: مرعشی‌، ج۶، ص۲۳۳؛ فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه مرکزی، ج۱۶، ص۴۵۰؛ الذریعة‌، ج۲۵، ص۳۰۰-۳۰۱.
فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله العظمی گلپایگانی‌، ج۳، ص۱۳۳.
فهرست آل بابویه و علماء البحرین، ص۷۳.
فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه مرعشی‌، ج۴، ص۳۱۹، ج۱۵، ص۲۰۷؛ نیز الذریعة‌، ج۲۱، ص۴۰۲.
الذریعة، ج۲۱، ص۴۰۲.
الذریعة، ج۲۲، ص۸.
نک: سلافة العصر، ص.۴۹۲
فهرست المخطوطات المصوره (الادب‌)، ج۱، ص۱۸۹.
برای دیگر اثرها منتسب به او، نک: ریاض العلماء، ج۵، ص۵؛ انوار البدرین‌، ص۸۷.
منابع
آقابزرگ‌، الذریعه.
استادی، رضا، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله العظمی گلپایگانی‌، قم‌، ۱۴۰۲ق‌.
افندی، عبدالله‌، ریاض العلماء، به تلاش احمد حسینی و محمود مرعشی‌، قم‌، ۱۳۶۹ش‌.
بحرانی‌، سلیمان‌، فهرست آل بابویه و علماء البحرین‌، به همت احمد حسینی و محمود مرعشی‌، قم‌، ۱۴۰۴ق.
بحرانی‌، یوسف‌، لؤلؤة البحرین‌، به کارایی محمد درستگو بحرالعلوم‌، نجف‌، ۱۳۸۶ق‌.
بلادی بحرانی‌، علی‌، انوار البدرین‌، قم‌، ۱۴۰۷.
حرعاملی‌، محمد، امل الا¸مل‌، به تلاش احمد حسینی‌، بغداد، ۱۳۸۵ق‌.
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات‌، قم‌، ۱۳۵۱ش‌.
علی‌خان مدنی‌، سلافة العصر، طهران‌، ۱۳۴۶ق‌.
فسایی‌، حسن‌، عجم‌طومار ناصری، به عملکرد منصور رستگار فسایی‌، طهران‌، ۱۳۶۷ش.
سود کاشانی‌، ملامحسن‌، الوافی‌، اصفهان‌، ۱۴۰۶ق‌.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 102
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 549
  • بازدید ماه : 643
  • بازدید سال : 2916
  • بازدید کلی : 41888
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی