loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 18
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:00

(۱۲۹۰-۱۳۷۷ق) مجتهد و متکلم شیعه و از مدافعان تخمین مذهبها اسلامی میباشد.دو کتاب المراجعات و النص و الاجتهاد برای ثابت حقانیت شیعه با ادبیاتی علمی و به‌بدور از توهین از مهم ترین اثرها وی به‌شمار می‌رود. این دو کتاب به گویش‌های متعدد ترجمه گردیده و اعتنا بخش اعظمی از مسلمان ها شیعه و سنی را به خویش جلب مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نموده است.

شرف‌الدین از رهبران نهضت استقلال لبنان بوده میباشد.معاش‌طومار،سید عبدالحسین شرف‌الدین سال ۱۲۹۰ق در کاظمین چشم به جهان گشود.[۱] وی فرزند سید یوسف شرف‌الدین و مادرش زهرا صدر، دختر سیدهادی صدر و خواهر سید حسن صدر، فقید فقاهتی مشهور و صاحب و مالک کتاب تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام بود.[۲] نسب او به ابراهیم المرتضی، فرزند امام کاظم(ع)مسجد غدیر فلاحی مشهد میرسد.[۳]

مسافرت به نجف ،پدرش زمانی که شرف‌الدین یک ساله بود برای علم آموزی از کاظمین به نجف مسافرت کرد و در ۶ سالگی او‌را برای یاد دادن به مدرسه‌منزل ارسال کرد. سید عبدالحسین در ۸ سالگی به همدم خانواده به مرزوبوم پدران خویش جَبَل عامِل رفت و در ۱۷ سالگی با دختر عمویش وصلت کرد.[۴] او بعد از یادگرفتن مقدمات علم ها فقاهتی نزد بابا، زمانی که ۲۰ ساله بود برای ادامه علم آموزی به نجف رجوع و برگشت و در ۳۲ سالگی اذن اجتهاد مسجد بابا غدیر مشهد گرفت.[۵]

شرف‌الدین در اولِ ورودش به عراق با پیشنهاد پدربزرگش سیدهادی صدر آغاز به سامرا رفت و در دروس روحانی حسن کربلایی (متوفای ۱۳۲۲ق) و روحانی باقر حیدر (متوفای ۱۳۳۳ق) کمپانی کرد؛ و صبح‌های آدینه در گرد هم آیی درس خوی فتحعلی فرمان روا‌آبادی حاضر مسجد بابا قدرت مشهد میشد.[۶]

از ورود شرف‌الدین به سامرا یک‌سال نگذشته بود که میرزای شیرازی -مرجع بلندمرتبه شیعه‌ها- سامرا را سوراخ و به نجف اشرف عزیمت کرد. خروج میرزا از سامرا سبب شد که حوزه علمیه سامرا به‌یک‌باره تعطیل و مجموع معلمان و شاگردان، مثلا شرف‌الدین و دیگر عالمان و مدرسان راهی نجف شوند.[۷] وی هم‌زمان با تحصیلات فقه و اصول به رسیدگی دورازشوخی روایات از منابع دارای اعتبار شیعه و سنی، پژوهش تاریخ اسلام و اعتقادات سرگرم شد و ادبیات عرب و نویسندگی را نیز یادگرفت.[۸]

برگشت به لبنان
شرف‌الدین بعد از ۱۲سال سعی در ۱۳۲۲ق به لبنان رجوع و برگشت. بعداز ۳سال اقامت در شهر شحور، به دعوت عموم صور در جنوب لبنان راهی آنجا شد. او با تأسیس حسینیه صور، مرکزی برای برگزاری نرم‌افزار‌‎های متعدد فقهی و اجتماعی ساخت.[۹]

معاش و مبارزات سیاسی
در آن مجال که بخش اعظمی از مملکت‌های اسلامی تحت سلطه عثمانی بودند عموم لبنان نیز بسان دیگر عموم کشور‌های اسلامی خواهان استقلال کشورشان بودند. شرف‌الدین در کنار عموم وارد میدان مبارزات سیاسی و زد خورد‌های اجتماعی شد. بعداز ناکامی عثمانی، لبنان زیر قیمومیت فرانسه قرار گرفت که برخورد علما را درپی داشت و شرف‌الدین نیز علیه فرانسویان فتوای جهاد بخشید.[۱۰]
پیرو جستجوی فرانسویان برای دستگیری او، وی آغاز به جبل‌برهان و آن گاه به دمشق سفر کرد. اشغالگران کتابخانه او‌را حریق زدند و بخشی از نوشته‌های وی در‌این واقعه هلاک شد.[۱۱] بعد از 1سال موقعیت رجوع او به شهر صور آماده شد و وی نیز جنگ را تا استقلال لبنان در سال ۱۳۶۲ق افزود.[۱۲] درین زمانه، شرف‌الدین هجرت یهودیان دنیا به خاک فلسطین را برای آجل آن مرز و بوم خطرناک می‎‌دانست و همواره خطر یهودیان را برای فلسطین یاد آوری می‌‎اعطا کرد.[۱۳] در سال ۱۳۳۸ق مجددا با خرقه مبدّل عازم مصر شد و در جهت وحدت شیعه و سنی همت کرد.[۱۴]

فعّالیت‌های اجتماعی
شرف الدین در مراسم حج سال ۱۳۴۰ق به تقاضای ملک حسین، نماز جماعت را در مسجدالحرام اقامه کرد و شیعه و سنی به وی اقتدا کردند.[۱۵]
در اواخر ۱۳۵۵ق برای زیارت مشاهد مشرفه وارد عراق شد و در روزهای نهایی به عبارتی سال، با مسافرت به کشور‌ایران علاوه بر زیارت شهرهای قم و مشهد با حوزه علمیه قم شناخت بیشتری پیدا کرد.[۱۶]
در سال ۱۳۶۱ق مکتب دخترانه «الزهرا» را تأسیس کرد که معارضان با فشار دولت آن را بستند البته شرف الدین کلاس‌های آن سال را در منزل خویش برپا کرد و سال بعد از آن، مجدداً این مکتب بازگشایی شد.[۱۷] بعد ها نیز المدرسة الجعفریه را نیز در شهر صور تأسیس کرد.[۱۸]
در سال ۱۳۶۵ق مؤسسه خیریه‌ای به اسم انجمن نیکوکاری و احسان برای یاری به نیازمندان تأسیس کرد.[۱۹] در سال‌های پایان قدمت خویش نیز کتاب النص و الاجتهاد را تألیف کرد. در‌این کتاب با استناد به منابع اهل‌سنت، مخالفت‌های خلفا و حاکمان با احکام مصرح قرآن و سنت در حین نبی(ص) و آن گاه آیتم رسیدگی قرار گرفته میباشد.[۲۰]

سخنرانی‌های موثر
یکی خصوصیت‌های او سخنوری و کارایی فراوان در جهت اتحاد مسلمانها بود و در شهرها و کشورهای گوناگون خلال مواعظ معمول فقهی، به‌این قضیه نیز می‌پرداخت و گزینه اعتنا علمای اهل سنت قرار می‌گرفت. وی از مسلمان‌ها می‌خواست تعصبات مذهبی و گروهی رایج را کنار گذارده و با نگهداری احترام به ریشه‌های اختلافات بپردازند. او در همین راستا کتاب الفصول المهمه فی تألیف الامه را نگاشت.[

بازدید : 32
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:57


ضحاک‌ بن قیس فِهری از صحابه فرستاده اکرم(ص)، که از رسول و بعضی صحابه قصه نقل نموده است.وی در روزگار خلافت ابوبکر و قدمت در پیکار‌های روم و فتح دمشق کمپانی کرد. وی از حامیان دولت بنی امیه بود و در حکومت معاویه برای ناامن کردن بخشها زیر حاکمیت امام علی(ع) سعی بسیار کرد. وی بعداز مرگ معاویه بر لاشه‌اش نماز خواند و حاکمیت یزید را تهنیت خاطرنشان کرد پس از مرگ یزید مساله بیعت با ضحاک بن قیس مطرح شد وی بعداز مرگ معاویه دوم زمام کارها را بدست گرفت اما پس از مدتی به هواخواهی از عبدالله بن زبیر پرداخت و این دستور سبب ساز شد که در حوزه‌ مرج راهط بوسیله لشکریان مروان بن حکم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کشته گردد.

معرفی
نسب
ضحّاک‌ بن قیس‌ بن خالد، منتسب به بنی‌فِهْر از قبائل دارای اسم و رسم قریش میباشد.[۱] برای ضحاک لقب‌های زیرا ابوانیس، ابوامیه، ابوعبدالرحمان و ابوسعید مذکور میباشد.[۲] مشهورترین لقب وی ابوانیس میباشد.[۳] در کتاب ها تاریخی اختلافاتی در حین به دنیاآمدن ضحاک وجود داراست ولی آنچه مسلم میباشد وی پیش از رحلت رسول(ص) به جهان آمده میباشد بزرگان تاریخ میلاد اورا یک تا هفت سال پیش از وفات فرستاده اکرم مسجد غدیر فلاحی مشهد می دانند.[۴]

صحابی
ضحاک‌بن‌قیس در حین فرستاده اکرم(ص) حضور داشته میباشد و به این ترتیب تعریف و تمجید که هر مسلمان، فرصت حیات رسول، حضرت را ملاقات نماید، صحابه نامیده می‌گردد[۵] به ضحاک‌بن‌قیس نیز صحابه نبی معبود می گویند.ضحاک از رسول ماجرا نقل نموده است وی از عمربن خطاب و حبیب‌بن‌مسلمه قصه نقل کرده است، اشخاصی زیرا معاویه بن ابی‌سفیان، تَمیم بن طُرفه، حسن بصری، عروه بن زبیر، ابواسحاق سبیعیو عامر شعبی از ضحاک داستان مسجد بابا غدیر مشهد کرده‌اند.[۶]

زمان خلفاء
خلافت ابوبکر
در اواخر خلافت ابابکر، ضحاک به هم پا لشکر عمروعاص برای نبرد با روم عازم شام شد.[۷]

خلافت قدمت
در حین خلافت قدمت در فتح دمشق کمپانی کردو سپس مستقر دمشق شد.[۸]

زمانه بنی‌امیه
معاویه
ضحاک با معاویه ارتباط نیکی داشت در بالا حکومت معاویه، مدیریت محافظان امنیتی معاویه بود[۹] وی پیش از پیکار صفین به وسیله معاویه، حکم کننده جزیره شد ولی صاحب اشتر به فرمان امام علی(ع) شهر جزیره، بنا شده در شمال عراق را فتح کرد و ضحاک را از آن کشور خارج راند.[۱۰] معاویه آنگاه ضحاک را برای ناامن کردن و غارت بخشها ذیل حاکمیت امام علی(ع) ارسال کرد که حضرت علی(ع) با اعزام حجر بن عدی کندی به یار و همدم چهارهزار نیرو ضحاک را ناکامی بخشید.[۱۱]ضحاک در نبرد صفین تحت عنوان یکی‌از فرماندهان ارشد لشکر معاویه حضور مسجد بابا قدرت مشهد داشته میباشد.

[۱۲] امام علی ضحاک‌بن‌قیس را در قنوت نماز صبح لعن کردند.[۱۳] معاویه پس از شهیدشدن امام علی عازم عراق شد و ضحاک‌بن‌قیس را جانشین خویش در دمشق گذاشت.[۱۴] معاویه در سال ۵۳ هجری بعداز مرگ زیاد‌بن ابیه، ضحاک ‌بن‌قیس را حکم کننده کوفه نمود.[۱۵]وی به تقاضای معاویه در سال ۵۹ هجری شغل خویش را درباره ی دریافت بیعت برای معاویه آغاز کرد.[۱۶]

یزید‌بن‌معاویه
هنگامی معاویه دار فانی را وداع کرد یزید در شام خلا ضحاک طومار‌ای برای یزید نوشت و مرگ بابا را به وی تسلیت ذکر کرد و حاکمت یزید را خجسته دانست.[۱۷] ضحاک لاشه معاویه را تشییع کرد و بعداز نماز ظهر عموم گردآوری شدند وبا امامت ضحاک بر لاشه معاویه نماز خوانده شد.[۱۸]

معاویه‌بن‌یزید
بعداز مرگ یزید توده‌ای بیعت با ضحاک را مطرح کردند و اسم وی در کنارابن زبیر،خالد بن ولید و مروان ‌بن حکم قرار گرفت.[۱۹] در زمان حکومت معاویة بن یزید امامت عموم شام را به ذمه داشت و بعداز مرگ معاویه تا پیش از تعیین جانشین زمام کارها را بدست گرفت.[۲۰]

بازدید : 37
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:41


حَلْق (تراشیدن مو سر راز) و تقصیر (کوتاه کردن مو رمز یا این که ناخن) از واجبات حج و عمره‌اند که در مورد ها متعدد یکی آن‌ها اعمال می گردد. حلق و تقصیر مانند بقیه اجرا حج و عمره، از عبادات به اکانت می آیند و مانند نماز نیاز به قصد نزدیکی دارا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد هستند.

معنای حلق و تقصیر
راغب اصفهانی در کتاب مفردات:[۱] میگوید اصل حلق در معنای گلو میباشد و در جدا موی (تراشیدن) نیز به عمل رفته میباشد. از این مادّه تنها دو آیتم در قرآن یافت میشود که هر دو مرتبط با حج میباشد.[یادداشت ۱] تقصیر نیز از ماده «قصر» به معانی کوتاه کردن و زندانی کردن مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۲]

در اصطلاح فقاهتی، «حلق» به معنای تراشیدن گیسو رمز با تیغ و «تقصیر» به معنای کوتاه کردن بخشی از موهای رمز یا این که ناخن‌ها در حج یا این که عمره مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.

بعضی از مفسران، واژه و کلمه «تَفَثْ» را درین آیه اشاره به حلق یا این که تقصیر در حج دانسته‌اند.[۳] ثُمَّ لْیقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتِیقِ (ترجمه:آن گاه، می بایست آلودگی‌هایشان را برطرف سازند؛ و به نذرهای خویش وفا نمایند؛ و بر گرد منزل گرامی کعبه، طواف مسجد بابا قدرت مشهد نمایند.)[حج–۲۹]

احکام حلق و تقصیر
حکم دینی حلق و تقصیر در مورد ها گوناگون متعدد میباشد:

عمره مفرده: واجب تخییری، یعنی عمره گزار میان حلق مو رمز و تقصیر یکی‌از را تعیین می‌نماید که درین فی مابین حلق فضیلت بیشتری داراست. در عمره، حلق یا این که تقصیر بعداز کوشش صفا و مروه جاری ساختن میشود.[۴] بعد از این شغل آحاد محرمات احرام به جزاستمتاع از همسر بر مُحرِم حلال می‌گردد.[۵]
عمره تمتع: بنابر لحاظ دارای شهرت، در عمره تمتع حلق روا وجود ندارد و می بایست تقصیر کرد.[۶] بعد از تقصیر تک تک محرمات احرام حلال میشوند.[۷]
حج تمتع: سازه بر لحاظ دارای اسم و رسم فقها، در حج تمتع حلق واجب میباشد و تقصیر کفایت نمی‌نماید. این فتوا برای شخصی که نخسین بار حج جاری ساختن میدهد (به آن فرد صَرورَه گویند) مشهورتر میباشد.[۸] محل این شغل در کشور منا بعد از قربانی و بنابر دارای اسم و رسم در روز عید قربان میباشد.[۹] بعداز این شغل کل محرمات احرام به جز صید، استمتاع از همسر و بوی خوش بر مُحرِم حلال میگردد.[۱۰]
برخی مراجع تبعیت در تقصیر، کوتاه کردن ناخن را کافی ندانسته و چیدن قسمتی از مو سر را نیز مورد نیاز میدانند.[۱۱] حلق تخصیص به مردان داشته و زنان در تمامی مفاد بایستی تقصیر اعمال دهند. مانند بقیه ایفا حج و عمره، حلق و تقصیر نیز از عبادات بوده و مانند نماز نیاز به قصد نزدیکی دارا هستند.[۱۲]

کندن یا این که حلق موهای تن یا این که ناخن‌ها در درحال حاضر احرام (قبل از حلق یا این که تقصیر) حرام بوده و کفاره دارااست.[۱۳]

فلسفه تراشیدن رمز
مو رمز زینت نصیب ظواهر شخص بوده و آدم نسبت به آن دلبستگی داراست. در حج، بشر سعی می‌نماید این دلبستگی‌ها را که در مفاد متعددی بازدارنده سلوک معنوی میشود از خویش به دور نماید. با دل کندن از این عشق و علاقه‌های فردی، دل کندن از عیوبی که بشر با آنها خو گرفته نیز آسوده‌خیس می گردد. امام درستگو(ع) فرمود: «وَ احْلِقِ الْعُیوبَ الظاهِرةَ وَ الباطِنَةَ بِحَلْقِ شَعْرِكَ» (با تراشیدن گیسو خویش تک تک عیب‌های ظاهری و باطنیت را بتراش.)[۱۴]

امام سجاد(ع) در ذکر آداب باطنی حج به شِبلی[یادداشت ۲] فرمود: «فَعِنْدَ مَا حَلَقْتَ رَأْسَكَ نَوَیتَ أَنَّكَ تَطَهَّرْتَ مِنَ الْأَدْنَاسِ وَ مِنْ تَبِعَةِ بَنِی آدَمَ وَ خَرَجْتَ مِنَ الذُّنُاینترنتِ كَمَا وَلَدَتْكَ أُمُّك؟» (آیا زمانی که رمز خویش را می‌تراشیدی نیت این نمودی که با این کار خویش را از آلودگی‌های گناهان و تعرض به حقوق و دستمزد آدمیان تمیز نمایی و همانند روز تولد از مامان از تک تک سیئات و معاصی خارج رفته و دیگر به آن ها بازنگردی؟)[۱۵]

پانویس
قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۷.
قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۶.
ابن زهره حلبی، غنیة النزوع، ۱۴۱۷ق، ص۱۹۲؛ القمی، جامع الخلاف و الوفاق، ۱۴۲۱ق، ص۲۱۸-۲۱۹؛ پژوهشگر سبزواری، ذخیرة المعاد، مؤسسۀ آل البیت، ج۲، ص۶۸۰-۶۸۱.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۰، ص۴۶۶.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۰، ص۴۶۷.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۰، ص۴۵۰.
الفاضل الهندی، کشف اللثام، ۱۴۲۴ق، ج۶، ص۳۰.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۹، ص۲۳۴.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۹، ص۲۳۲-۲۳۳.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۹،

بازدید : 33
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:03

همسر اولِ ابراهیم ساره میباشد و ابراهیم(ع) سازه به نقل تورات در اور کلدانیان با وی وصلت نمود.[۱۷] براساس گزارش دهخدا در لغتنامه اور یا این که عور یا این که در تورات اور کلدانیان شهر و حیطه ٔ قدیم سومِر در جنوب بابل بوده میباشد. این شهر در جنوب عراق و از مرکزها اصلی تمدن سومری و به گفته تورات زادگاه ابراهیم پیغمبر بوده میباشد . اسم این شهر گرانقدر که تأسیسش از مجال‌های بسیار قدیم میباشد در قرن ۴ قبل از تولد از تاریخ برافتاد و بعد از آن در تحت خاک و شن مدفون شد و فراموش شوید و محلش در قرن ۱۹م. کشف شد.[۱۸] از تورات برمی‌آید که وی خواهر ناتنی ابراهیم بوده میباشد؛[۱۹] البته مبتنی بر با احادیث شیعه، ساره دختر خاله ابراهیم و خواهر لوط(ع) بوده میباشد.[۲۰] برطبق یکی‌از این احادیث، ابراهیم(ع) در کوثا با وی تزویج نمود و وی صاحب و مالک جنس فراوانی (زمین و دام) بود که بعد از تزویج حضرت ابراهیم با وی، به تملک ابراهیم(ع) درآمد و حضرت ابراهیم آنان‌را زیادتر نمود؛ به طوری که در حوزه‌ معاش وی کسی به‌اندازه وی فرآورده و گنج مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نداشت.[۲۱]

ابراهیم از ساره فرزنددار نمیشد؛ از این رو ساره، کنیز خویش هاجر را به وی داد و ابراهیم از وی مالک فرزندی به اسم اسماعیل شد.[۲۲] ابراهیم بعداز تعدادی سال از ساره هم صاحب و مالک فرزند شد که اسم او‌را اسحاق گذاشتند. به دنیا آمدن اسحاق ۵ یا این که ۱۳ سال بعداز اسماعیل دانسته گردیده‌است.[۲۳] سازه به برخی نقل‌ها، هنگام میلاد اسحاق، ابراهیم(ع) بیشتراز ۱۰۰ سال داشته و ساره ۹۰ ساله بوده میباشد[۲۴] و طبق نقلی دیگر اسحاق سی سال بعداز اسماعیل چشم به جهان گشود و ابراهیم(ع) در آن مجال ۱۲۰ سال مسجد غدیر فلاحی مشهد داشت.[۲۵]

گفته‌اند ابراهیم(ع) بعد از در سپری شد ساره با دو زن دیگر وصلت کرد که از یکی از صاحب و مالک ۴ پسر و از دیگری صاحب و مالک ۷ پسر شد و تک تک فرزندان وی به ۱۳ پسر رسید.[۲۶]ماذى، زمران، سرحج و سبق از زنی به اسم «قنطورا» و نافس، مدين، كيشان، شروخ، أميم، لوط و يقشان از زنی به اسم «حجونی».[۲۷] قرآن ۶۹ رتبه[۲۸] در ۲۳ سوره[۲۹] از ابراهیم خاطر نموده است. قرآن در سوره‌هایی که از ابراهیم حافظه کرده، او را سر مشق معرفی نموده است.[۳۰] سوره‌ای هم به‌جهت پرداختن به قصه معاش ابراهیم، به اسم وی اسم‌گذاری گردیده‌است.[۳۱] قرآن در مورد ابراهیم ازجمله به نبوت و دعوت وی به توحید، امامت وی، ذبح فرزند، اعجازٔ زنده‌شدن چهار پرنده بعداز مردن و سردشدن حریق پرداخته مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.

نبوت و امامت
در آیاتی تعدادی از قرآن، از نبوت حضرت ابراهیم و دعوت وی به توحید صحبت آمده میباشد.[۳۲] همینطور در آیه ۳۵ سوره احقاف از پیامبران اولوالعزم اسم آمده میباشد [۳۲] که طبق احادیث، ابراهیم برای مثالٔ آن ها و دومی نبی اولوالعزم بعداز حضرت نوح(ع) میباشد.[۳۳] مبتنی بر با آیه ۱۲۴ سوره بقره، پروردگار حضرت ابراهیم(ع) را بعد از یک‌سری آزمون به جایگاه امامت نصب کرد. به لحاظ علامه طباطبایی رده امامت درین آیه به معنای هدایت باطنی میباشد؛ مقامی که وصال به آن، لازمه برخورداری از کمال وجودی و رده معنوی ویژه‌ای میباشد که بعداز مجاهدت‌های بسیار به دست مسجد بابا قدرت مشهد می آید.[۳۴]

خلیل‌الله
نوشته‌ی علمیٔ مهم: خلیل‌الله (کنیه)
خَلیل‌الله (به‌معنای دوست معبود[۳۵]) کنیه مختص حضرت ابراهیم بوده میباشد.[۳۶] منزلت خلیل‌الله بودن را مدح برای ابراهیم(ع) دانسته‌اند[۳۷] که فراتر از منزلت نبوت و رسالت نیز میباشد.[۳۸] در روایتی از امام راست گو(ع) آمده که آفریدگار ابراهیم را در صدر تحت عنوان عَبد (مخلوق) بعد از آن فرستاده، آن گاه فرستاده و بعداز آن به جایگاه دوستی (خلیل) برگرفت.[۳۹] در آیه ۱۲۵ سوره نساء آمده میباشد: «و اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً؛ و خداوند ابراهیم را به دوستی خویش برگزید».[۴۰] در اولِ این آیه سفارش گردیده که از دین ابراهیم تقلید فرمایید.[۴۱] آن‌گاه برای اینکه بقیه افراد را ترغیب به تقلید از ابراهیم نماید می گوید که آفریدگار او را به‌تیتر دوست خویش برگزیده میباشد.[۴۲]

ابراهیم، بابا پیامبران
مبتنی بر با قرآن ابراهیم جد تنی چند از پیامبران بعداز خویش میباشد.[۴۳] فرزند وی اسحاق جد بنی‌اسرائیل میباشد که از نسل وی پیامبرانی به عنوان مثال یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، ایوب، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنی‌اسرائیل متولد شدند.[۴۴]

همینطور نسب حضرت عیسی از روش مادرش مریم(ع) به حضرت یعقوب فرزند اسحاق میرسد.[۴۵] بنابر احادیث اسلامی نسب‌ حضرت محمد(ص) به اسماعیل پسر دیگر ابراهیم میرسد.[۴۶] به همین جهت اورا ابوالانبیاء (بابا پیامبران) کنیه داده‌اند.[۴۷]

معجزات
طبق آیه‌ها قرآن، سرد شدن حریق و زنده‌شدن چهار پرنده از معجزات حضرت ابراهیم بوده‌اند:

سردشدن حریق: طبق نشانه‌ها ۵۷ تا ۷۰ سوره انبیاء، ابراهیم بعداز آنکه روئت کرد قومش از پرستش بت‌ها دست برنمی‌دارا هستند، بت‌ها را ناکامی و این‌ شغل را به‌ بت‌ گرانقدر‌ نسبت‌ اعطا کرد و خاطرنشان کرد در صورتی‌که بت حرف می گوید، از وی بپرسید. بت‌پرستان در قبال ادله وی فرو ماندند، البته دست از یقین خویش برنداشته، اورا به سبب ساز شکستن بت‌ها در حریق انداختند؛ ولی حریق‌ به امر الهی بر وی سرد شد.[۴۸]
زنده‌شدن چهار پرنده: سازه به آیه ۲۶۰ سوره بقره، پروردگار در جواب به درخواست حضرت ابراهیم برای دیدن زنده‌شدن مردگان، اورا مأمور نمود که چهار پرنده را ذبح و با هم ترکیب نماید و بر فراز یک سری کوه قرار دهد. وی این شغل را ایفا بخشید و بعد پرنده ها را فرا خواند. آن‌ها زنده شدند و به سوی وی آمدند.

بازدید : 9
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:15


مجال نزول
مسلمانها در اینکه آیه اکمال در حَجّةُ الوِداع نازل گردیده، حادثه‌لحاظ دارا‌هستند، البته درباره روز نزول آن، بینش‌های متفاوتی ارائه نموده‌اند.[۸] بیشتر احادیث[۹] اهل‌بیت و اجماع علمای شیعه بر آن میباشد که آیه اکمال در روز غدیر یا این که اندکی بعداز آن نازل شد‌ه‌است.[۱۰] بعضی از علمای اهل‌سنت نیز علاوه بر ذکر قصه نزول این آیه در روز غدیر، آن را ضعیف دانسته‌اند.[۱۱] علامه امینی با تحقیق رجالی مدرک ماجرا‌های اهل‌سنت اعتقاد دارد آن‌ها بر پایه ی موازین اهل‌سنت موثق مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌باشند.[۱۲]

طبق برخی منابع اهل‌سنت، ازجمله دو کتاب تفسیری و تاریخی ابن‌کثیر دمشقی، نزول آیه در روز عرفه بوده میباشد.[۱۳] سید جعفر مرتضی عاملی تاریخ‌پژوه شیعه این نظر را دارد که آیه اکمال دو توشه نازل شد‌ه‌است: توشه ابتدا در روز عرفه که رسول(ص) به علتی از اعلام آن نگران بود. به همین انگیزه آیه تبلیغ نازل شد و آفریدگار در آن به فرستاده اکرم(ص) تضمین بخشید که مشکلی پیش نخواهد آمد. آن‌گاه در روز غدیر مجدد آیه اکمال نازل مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۱۴]

خواسته از بی نقص‌شدن آئین
مفسران شیعه و سنی درباره عبارت «أَمعدودَلْتُ لَنادرْ آیینَنادرْ» (دینتان را برایتان بدون نقص کردم) نگرش‌های متفاوتی دارا هستند.[۱۵] مفسران اهل‌سنت به دلیل آن که ابتدا و نقطه پایان آیه، احکام دینی گفته شده میباشد، میگویند منظور از بدون نقص‌شدن آئین، تکمیل کلیه احکام فقاهتی اسلام با نزول این آیه مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۶]
شیعه ها باتوجه به آنکه در آیه، از ناامیدی کافران کلام گفته میباشد، این بینش را نپذیرفته و معتقدند احکام فقاهتی به تنهایی نمی‌تواند موجب نگهداری آیین و مأیوس‌شدن کافران از اسلام خواهد شد؛ چون ناامیدی بی نقص کافران هنگامی چهره میدهد که معبود برای سرپرستی، مدد و دوراندیشی کارها آئین و موعظه امت کسی را نصب نماید که بتواند جانشین فرستاده بوده و آئین را تداوم بخشد. در سود آیه اکمال آیین مرتبط به غدیرخم (۱۸ ذی‌حجه سال ۱۱ق) و اعلام ولایت امام علی(ع) میباشد.[۱۷] همینطور با اعلام احکام دینی که در‌این آیه آمده، احکام اسلام بدون نقص نگردید؛ چون بعداز آن نیز آیاتی دیگر نازل شد که ذکر‌گر احکامی از اسلام بود.[۱۸]تالیف کننده تعبیروتفسیر جاری جاوید براین اعتقادوباور میباشد که مانعی نيست معتقد باشیم فراز اول آيه ۳ سوره مائده هم در به عبارتی روز ۱۸ ذی حجه نازل گردیده باشد و این پاراگراف(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا) میان اولیه و نقطه نهایی آیه که مرتبط با فروع آیین و احکام میباشد مانند گزاره معترضه میباشد كه به منجر آن ثابت كمال دين در اصول و فروع می گردد به سیرتکامل‌ای كه ديگر نسخه ها در آن منش ندارد و مزيدى بر آن متصور نيست و اين دين باقى میباشد تا روز قیامت.[۱۹] شیعه‌ها با استناد به احادیث اهل بیت، مراد از بدون نقص‌شدن آیین و نعمت را اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) بعد از نبی(ص) مسجد بابا قدرت مشهد میدانند.[۲۰]

تفاوت اکمال و اتمام
مرتضی مطهری متفکر شیعی درباره فرق میان «اکمال» و «اتمام» که در‌این آیه آمده، می‌نویسد: «اتمام» در جایی گفته می گردد که؛ بنا‌ای تا قبل از این ناقص باشد؛ مانند ساختمان پیش از آنکه کلیه کارهایش به پایان برسد، آن را «نیمه تمام» میگویند. البته اکمال هنگامی میباشد که چیزی شاید پیکره‌اش صحیح و کل باشد، اما از باب اینکه روح ندارد و آن اثراتی که انتظار میباشد، بر آن مترتب نمیشود میگویند بدون نقص وجود ندارد. در آیه اکمال، این فرمان (یعنی نصب امام علی به امامت‏) به اعتبار اینکه دستوری از دستورهای آئین و جزئی از اجزای آن میباشد، موجب کل شدن آئین شد. گشوده همین فرمان به اعتبار اینکه در حالتی‌که نمی‌بود تمامی دستورهای دیگر ناکامل بود، کمال همگی آن‌ها بشمار می‌رود؛ چون روح آیین ولایت و امامت میباشد و در صورتیکه بشر ولایت و امامت نداشته باشد اعمالش حکم یک پیکر سوای روح را پیدا می‌نماید.[۲۱]

جستارهای متعلق
آیه تبلیغ
آیه سأل سائل
ولایت امام علی(ع)
پانویس
علامه حلی، نهج الحقّ و کشف الصدق، ۱۹۸۲م، ص۱۹۲.
طیب، أطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج‏۴، ص۴۲۲
نگاه فرمائید: تعبیر و تفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج‏۴، ص۲۶۳
نگاه فرمائید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۴۶؛ مکارم شیرازی، تعبیروتفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۲۶۴و۲۶۵.
امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۷.
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۷۶و۱۷۷.
نگاه فرمایید به امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۸تا۴۵۶؛ حسینی میلانی، نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۲۶۱.
جرجانی، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۲۵.
برای مثال نگاه فرمایید به کلینی، کافی، ۱۳۸۸ق، ج۱، ص۲۹۲تا۲۸۹؛ بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۱، ۴۳۴تا۴۴۷.

بازدید : 17
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 21:04


روضه خوان حسین حلّی دانا شیعه قرن چهاردهم، از شاگردان میرزا محمدحسین نائینی و آقا ضیاءالدین عراقی بود. وی معلم سید محمدتقی حکیم، سید محمدسعید حکیم و سید رضی شیرازی بوده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

معاش‌طومار
حسین نزدیک به ۱۳۰۹ق در نجف دیده به جهان گشود. او اهل عیفار (حوزه‌‌ای در عراق، در اطراف حلّه) و از طایفه‌ طُفَیل بود. پدرش، علی‌ بن حسین حلی (متوفی ۱۳۴۴ق) عالمی پرهیزکار بود که در جوانی حلّه را رخنه‌ کرده، در نجف سکونت گزید.[۱] حسین اخوی شعر سرا و فاضلی به اسم حسن داشت که از او گرانقدر‌خیس بود. در سال ۱۳۰۰ هجری قمری د ر نجف به جهان آمده و در ۱۳۳۵ قمری در جوانی براثر بیماری در حله درگذشت. از وی دو تاثیر، کتاب فی دانش‌الصرف و کتاب اشعار، ما‌نده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۲]

حسین حلّی در ۴ شوال سال ۱۳۹۴ق[۳] در نجف درگذشت.[۴] قبر او در حجره شماره ۲۱ صحن بقاع امام علی(ع) جای‌دارد.[۵] او‌را پرهیزکار، خوش خلق و آدم خاکی تعریف کرده و گفته‌اند که از سر گروهی و زعامت هجران مسجد بابا غدیر مشهد می‌جست.[۶]

شغل‌های علمی و فضیلت ها اخلاقی

روضه خوان حسین حلی و سید محسن حکیم
حسین از کودکی به علم آموزی علم ها حوزوی روی آورد و بعد از طی عصر مقدمات، به علم آموزی در عصر سطح ها بهتر درگیر شد. مهم ترین و مهم‌ترین معلم وی درین مرحله میرزا محمدحسین نائینی بود که حلّی مدتی زمانبر در جلسات درس او حضور یافت و از شاگردان پر رنگ و مجاورت وی بود. حلّی مدتی نیز در جلسات درس آقا ضیاء الدین عراقی کمپانی مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۷]

او شخصی ظریف، مسلط بر مبانی دینی و اصولی متفاوت و خوش‌ذکر بود و بسیار عمیق و محققانه و به صورت گروه‌بندی گردیده و منظم درس دادن میکرد.[۸]

آية الله حاج شيخ حسين حلّى مرد دانش و شغل بود...دنيا گريز بود و قدمى به‌سوى رياست بر نمی‌داشت...ايشان حقیقتا آيتى بود الهى، و استوانه دانش و تقوى و درايت، وتحقيقا مثال علاّمه حلّى در حجم دانش و اطّلاع. و حقّا در فقه و اصول در نجف بی‌نظير بود... از منفردين و متفرّدين در دانش و تقوى و تقوا و اعراض از رياست‏‌هاى دنيوى بود. مرد محقّق و شاخصى بود كه همگی علماء به دانش و شعور و درايت وی نيازمند بودند. [۹]علامه طهرانی از شاگردان روضه خوان حسین حلی نقل کرده که بابا وی در صحن مطهّر أمیر المؤمنین علیه السّلام در نجف أشرف إقامه نماز جماعت مى‌كرد و بعد از فوت وی از اقامه جماعت دوری کرد و معلم خویش، مرحوم نائینى را مقدّم داشت و بعد از مرحوم آیة الله نائینى با آن‌که از شایسته ترین شاگردان وی بود، البته اقامه نماز را بجاى مرحوم نائینى قبول نکرد و آیة الله سید محسن طباطبائی حکیم إقامه جماعت نمودند. [۱۰]

شاگردان
حلّی شاگردان بخش اعظمی رشد بخشید، به عنوان مثال:

سید علی حسینی سیستانی[۱۱]
علی‌ بن اسدالله غروی تبریزی
سید عزالدین‌ بن علی بحرالعلوم(درگذشت:۱۴۱۱ق)
محمدآصف محسنی قندهاری[۱۲]
سید رضی‌ شیرازی
جعفر بن باقر آل‌ محبوبه(درگذشت:۱۳۷۷ق)
سید محمدمهدی بجنوردی(درگذشت:۱۴۰۱ش)
سید عبدالرسول جهرمی شیرازی(درگذشت:۱۳۹۰ش)
ابراهیم‌ بن صفرعلی مشکینی
حسن سعید تهرانی(درگذشت:۱۳۷۴ش)
محمدتقی حکیم
محمدسعید حکیم
سیدحسن مرتضوی شاهرودی
سید محمدحسین حسینی تهرانی
سید محمدحسین فضل و ادب‌الله
اثرها
حلّی تعدادی تاثیر در فقه و اصول تألیف نموده است. برخی اثرها شرعی وی که تنی چند از آنان درباره موضوعات نو میباشد، عبارت‌اند از:

اصول الفقه
رسالة فی دریافت الاجرة علی‌ الواجبات
رسالة فی‌ الحاق ولد الشبهة بالزواج الدائم
رسالة فی حکم بیع جلد الضَبّ و طهارته و قبوله التذکیة
رسالة فی شغل اهل آحاد اُفق علی افقهم و حکم‌ المسافر بالطائرة اینجانب بلاد الی اخری
رسالة فی معاملة الدینار بأزیدَ مِخیر
رسالة فی معاملة الیانَصیب و البیمة الشائعة فی هذا العَصْر
رسالة فی‌ الوضع
رسالة فی قاعدة الفراش
رسالة فی قاعدة مَن مَلَک
نوشته دیگر او السؤال و الجواب میباشد. این تاثیر دو جلدی، درباره موضوعات مختلف به عنوان مثال تعبیر، فقه، اصول فقه، لغت و ادبیات میباشد. حلّی بر برخی اثر ها اصلی نیز کناره نوشته میباشد.[۱۳]

تقریرات درس حلی
شماری از شاگردان حلّی تقریرات درس‌های فقه و اصول اورا تهیه و تنظیم کرده‌اند.

مشهورترین آن‌ها بُحُوث فقهیة، تاثیر عزالدین بحرالعلوم میباشد. این تاثیر نتیجه ها درس‌های حلّی درباره برخی مسائل نو فقاهتی، برای مثال بیمه، بلیت بخت‌آزمایی، اسناد نقدی، عملیات بانکی، سرقفلی، تاسیس شیوه‌ها و خیابان‌های تازه، قاعده الزام و حقوق و دستمزد زوجیت و اثر ها وضعی آن میباشد. مؤلف با منفعت‌گیری از منابع تازه، نکاتی را به دروس حلّی افزوده و پاره‌ای از مباحث کتاب را با سوال و استفتاء از حلّی تألیف نموده است.[۱۴] این تاثیر اول‌توشه در ۱۳۸۴/ ۱۳۴۳ش در نجف و بعداز آن، بارها در عراق، لبنان و جمهوری اسلامی ایران چاپ شد.
استدلال العروة‌ الوثقی، تاثیر حسن سعید تهرانی، یکی از‌ دیگر از تقریرات دروس حلّی در سوژه عصمت میباشد که بارها در عراق و جمهوری اسلامی ایران چاپ گردیده است.[۱۵]
قسمت هشتم کتاب نموذج فی‌ الفقه الجعفری،[۱۶] تاثیر سید عباس مدرسی یزدی هم به تقریرات درس حلّی در سوژه بیع تخصیص داراست.

بازدید : 14
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:09


قضاوت در اصطلاح فقاهتی در معنای حکم کردن دربین عموم برای نقطه پایان بخشیدن به اختلافات وی و تصاحب کردن دستمزد آنها میباشد. قضاوت را در واقعیت جزئی از سر گروهی همگانی نبی(ص) و امامان شیعه میدانند و به همین خیال و خاطر از منظر احادیث و فتاوا هر کس ذمه ‌دار این منصب می شود، بایستی شرائط خاصی داشته باشد که استعداد او‌را آشکار سازند. عدل و داد، عقل، حلال‌زادگی، شیعه بودن و دانش به احکام قضاوت، برخی از صفاتی می‌باشند که مبتنی بر فتوای فقیهان شیعه می بایست در حکم کننده وجود داشته باشند. قضاوت واجب کفایی میباشد و فردی که ذمه ‌دار اینگونه منصبی میباشد می‌اقتدار درآمدی از بیت‌المال به وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تخصیص یابد.

معنی‌شناسی و رده
قضاوت در اصطلاح فقاهتی، قضاوت به معنای حکم کردن بین عموم برای نقطه پايان دادن به اختلافات و احقاق حقوق و دستمزد آن ها میباشد [۱] قضاوت یک حکم فقهی وجود ندارد، بلکه منصبی میباشد که به کارها و دستمزد دیگر آدم‌ها مربوط میگردد و بایستی کسی ذمه ‌دار آن گردد.[۲] به حیث روضه خوان انصاری کسی بایستی مسئولیت این منصب را بر ذمه بگیرد که توان فتوا دادن در موضوعات دینی را مسجد غدیر فلاحی مشهد داشته باشد.[۳]

قضاوت در واقعیت جزئی از سر کردگی همگانی میباشد که خدا برای رسول و امامان قرار داده میباشد.[۴] امام علی در طومار‌‌هایش به شریح حاکم و صاحب و مالک اشتر بر مداقه این رده و بایستگی انتخاب فردی لایق برای ذمه ‌داری آن تأکید مسجد بابا غدیر مشهد می‌نماید.[۵]

اعتبار و حالت حکم دهنده
برگشت به حکم کننده ظالم، حتی در حالتی‌که حکم وی به حق باشد، روا وجود ندارد.[۶] مگر آنکه ضرورتی باشد و از رجوع و برگشت به حکم دهنده منصوب به وسیله قاضی ظالم راه حل‌ای مسجد بابا قدرت مشهد نباشد.[۷]

دارای اسم و رسم فقها ده شرط بلوغ، عاقل بودن، مسلمان و شیعه بودن، عدل و داد، مرد بودن، حلال‌زادگی، آزاد بودن، دانش به احکام قضاوت و اجتهاد فقاهتی را برای قضاوت مایحتاج دانسته‌اند.[۸]

بعضا از فقها مانند سید ابوالقاسم خویی در اعتبار شرط آزاد بودن حکم دهنده شک و تردید کرده و قضاوت عبد و بنده و برده را جائز دانسته میباشد.[۹]

سید عبدالکریم موسوی اردبیلی در ارتباط با شرط مرد بودن هم اشکالاتی را وارد کرده‌ و بیشتر برهان‌ای که بر عدم تایید صلاحیت قضاوت زنان ارائه گردیده است را مخدوش می‌شمارد و قضاوت زن را در شرایطی‌که که دارنده بقیه شرائط قضاوت باشد، فارغ از انواع دینی میداند.[۱۰]

هم‌اینگونه بخش اعظمی از فقها در کتاب «القضاء و الشهادات» نوعی از قضاوت را بیان می‌نمایند که در واقعیت داوری در میان دو طرف جنگ میباشد و اینگونه داوری را حکم دهنده تحکیم میخوانند. ضرورتی نیست که حاکم تحکیم دارنده مجموع شرائط قضاوت باشد و صرفا رضایت دو طرف بر داوری وی کفایت می‌نماید.[۱۱] ابوالقاسم خویی از فقیهانی میباشد که براین حیث میباشد که در حاکم تحکیم خیر صرفا اجتهاد مطلق شرط وجود ندارد بلکه در اصل اجتهاد شرط وجود ندارد.[۱۲]

احکام و آداب قضاوت
قضاوت واجب کفایی میباشد، ولی در‌صورتی‌که توانگری فرد برای قضاوت منحصر بوده، یا این که یک جای فارغ از حکم کننده باقیمانده باشد، قبول قضاوت برای اشخاصِ دارای شرایط به واجب عینی تبدیل میگردد.[۱۳]
حاکم در صورتی نسبت به موضوعی در دعوای طرفین دانش پیدا کرد، می تواند بر پایه ی علمش شغل نماید و حتی در صورتی شهود حاضر در دادگاه و یا این که قَسم یکی‌از طرفین پیکار مخالف با دانش حکم کننده بود، نباید به شهید شدن شهود و یا این که پیمانِ فرد توجه نماید.[۱۴]
مبنی بر بعضا احادیث حاکم نباید در موقعیت خشم و عصبانیت به شغل خویش درگیر باشد.[۱۵]
می‌اقتدار اجرت حکم دهنده را از مال همه مردم پرداخت کرد.[۱۶]
امام راستگو(ع) درباره اقسام چهارگانه قاضیان:
قاضيان بر چهار مجموعه‌اند،سه دستۀ آن ها در دوزخند و یک دستۀ وی در فردوس: ویّل مردى که حکم به ستم و ناروا مى‌نماید و خویش هم مى‌داند که چه کرده،پس وی اهل دوزخ و جهنم میباشد،دوم مردى که حکم به ناروا مى‌نماید، و نمى‌فهمد که حکمش اشتباه میباشد،وی نیز اهل حریق میباشد،و سوم مردى که حکم به حقّ‌ و راستى مى‌نماید ولى خویش نمى‌داند که چه نموده است،وی نیز اهل دوزخ و جهنم میباشد،و امّا چهارم:آن کس که حکم به حقّ‌ مى‌نماید و خویش نيز حقّ‌ و فسخ را مى‌شناسد،اين مرد اهل فردوس خواهد بود.

منبع: حرّانی، تحف العقول، ترجمه جعفری، ۱۴۰۴ق، ص۳۶۵

اخذ زیر میزی در قضاوت حرام میباشد.[۱۷] هم‌اینگونه حاکم‌ای که زیر میزی می گیرد هرچند براساس قواعد و به حق حکم صادر نماید ولی زیرا با به چنگ آوردن زیرمیزی گناه کار گردیده است حکمش نافذ وجود ندارد مگر این که بعد از به چنگ آوردن زیرمیزی توبه نماید. [۱۸]هر تعدادی دربین زیرمیزی و کادو و مانند آن تفاوت میباشد البته در صورتیکه کادو و هبه به قصد صدور حکم حاکم به عایدی اهدا کننده باشد میتواند زیرمیزی یا این که در حکم باج باشد.[۱۹]
رعایت عدل و داد در درود کردن و محل نشستن طرفین و کلام اعلام کردن و دقت به طرفین و گوش کردن به بیانات طرفین.[۲۰]
رعایت عدل و داد در صدور حکم [۲۱]
تک نگاری‌ها
قضاوت در اسلام، نوشته: محمدیوسفی، محمدرضا، لطفی، مریم، کامکارهفشجانی، مصطفی. طهران، انتشار فرواک، ۱۴۰۰ش.[۲۲]
دانش قضاوت در اسلام از بینش کتاب و سنت تألیف محمد صادقی تهرانی، قم، انتشار شکرانه، ۱۳۹۲ش. صادقی براین یقین میباشد که چنان‌چه رهبری جامعه اسلامی می بایست منتفع از دو آن گاه اجتهاد دینی و سیاسی باشد حاکم شرع هم می بایست چنین باشد چون قضاوت ورژن دوم امامت میباشد. او قضاوت را در مرتبه در آغاز از آنِ الله دانسته و بعداز آن نبی و امامان و فقیهان را حائز این جايگاه برشمرده میباشد. [۲۳]
خلق و آداب قضاوت، محمدکاظم بهرامی، قم انتشار معارف، ۱۳۹۵ش. کتاب دارنده چهاربخش میباشد که عبارتند از: رفتار وآداب، رده قضاوت و دادرسی در اسلام، حالت و خصوصیت‌های حاکم، آداب دادرسی. [۲۴]
جستارهای متعلق

بازدید : 25
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:18

مأمون در راستای سیاست ثبت خلافت خویش و مهار کردن علویان، بعد از ولایت‌عهدی امام رضا(ع) حکم امارت بعضی از مناطقی که به وسیله علویان تصرف گردیده بود را به خودشان واگذار کرد. یمن و حجاز مثلا این بخش ها بودند.[۲۷] یکی پیامد‌های ولایتعهدی امام رضا(ع) مسافرت سادات به جمهوری اسلامی ایران میباشد. بر طبق بعضا گزارش‌ها شمار متعددی از شیعه‌ها و سادات برای دیدار با امام رضا(ع) از مدینه روانه مرو شدند و در وسط راه و روش تعداد متعددی از عشق‌مندان امام به آن ها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پیوستند.

ملازمت و همراهی ظاهری مأمون با علویان و شیعه ها تا حدودی گوشه و کنار را برای سفر سادات به جمهوری اسلامی ایران به ویژه ناحیه خراسان مهیا کرد.[۲۸] به گفته بعضا تحقیق‌گران سادات علوی بعد از داخل شدن به کشور‌ایران، مدرسه شیعه را رواج کردند و قضیه شیعه شدن اهل ایران‌ها مهیا مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۲۹]

اقدامات مأمون بعداز ثبت خلافت
بعد از آنکه مأمون توانست قیام‌های علویان را مهار نماید و خلافت خویش را به ثبات نسبی برساند، سیاست‌های حکومت خویش را تغییر تحول اعطا کرد. تغییر و تحول سیاست وی در یکسری آیتم پدیدار شد: کنار نهادن طریق اهل ایران و مشاوران اهل ایران در حکومت‌داری، رجوع به آئین عربی و دقت به بغداد پایتخت پدران خودش، شهیدشدن امام رضا(ع)، فشار دوباره بر علویان و آشکار کردن نشان عباسیان که جامه سیاه بود و ممانعت به کارگیری از جامه سبز علویان مسجد بابا غدیر مشهد است .[۳۰]

کشتن وزیر اهل ایران
نوشته‌علمیٔ اساسی: ادب بن آسان
ادب بن آسوده وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دست‌یابی وی به خلافت و ثبت حکومتش کارایی اکثری کرد. این سعی‌ها موجب شد مأمون بعد از وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به فضل و ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه به‌این مفهوم بود که ادب به طور همزمان دو رده اصلی مدیریت کشوری و لشکری را در مشت داشت.[۳۱] بعضا بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسان مطرح گردیده است.[۳۲] اورده شده فضل و ادب با این عمل می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحاک از قوم ادب بن آسوده برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در امر نقشه آسوده و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته گردیده‌ مسجد بابا قدرت مشهد است.[۳۴]

به باور بعضی مورخان، مشورت کردن و یاری ابن‌ آسوده به مأمون برای آن بود که مرو به‌مکان بغداد پایتخت خلافت خواهد شد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخش ها از مقام بالاتری منتفع شود و مقام ایرانیان که بعد از تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، ادب بن آسان عملکرد میکرد هر موضوع‌ و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه به دور بماند. یک کدام از مهمترین بحران‌ها ظهور آشوب و ناآرامی‌های بغداد بود. غوغا بغداد در ادامه برکناری طاهر بن حسین، حکم کننده عربی بغداد و تفویض این منصب به حسن بن سهل وآسان اهل ایران بود. این جایگزینی در پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام یافته بود. وزیر اهل ایران عملکرد اکثری کرد تا خبر‌ها ناآرامی‌های بغداد به خلیفه نرسد.[۳۶]


سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت ذیل به خط کوفی درج گردیده‌است: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا البته عهد و پیمان المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، ذوالریاستین.
بعد از آنکه مأمون به وسیله امام رضا(ع) از آشوب‌های بغداد با خبر شد، تصمیم گرفت مرو را شکاف کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنی‌عباس گردد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با منع بدون شوخی وزیر اهل ایران‌اش مواجه گردد؛ همچنان‌که بعضا اقدامات وزیر نظیر پنهان‌ کردن خبر‌ها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به فضل و ادب بن آسان تشدید کرد. از این‌رو مأمون در اولِ مسافرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس به وسیله دست اندرکاران پنهان خویش به قتل رساند.[۳۷]

بازدید : 48
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 11:56

حدیث مَنْ ماتَ حدیثی از فرستاده اسلام(ص) میباشد که طبق آن، هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده میباشد. این حدیث با لفظ ها متفاوت در منابع شیعه و اهل‌سنت نقل گردیده‌است و آن را مورداتفاق شیعه و سنی میدانند. با‌این‌درحال حاضر برداشت‌های متفاوتی بین شیعه و اهل‌سنت درباره‌ی آن وجود مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داراست:

شیعه ها این حدیث را دربارهٔ مورد امامت می دانند و بایستگی آشنایی امام و اطاعت از اورا از آن استنباط می‌نمایند؛ ولی اهل‌سنت معتقدند این ماجرا مرتبط با موردٔ رابطه عموم با حکم دهنده اسلامی و ضرورت بیعت با اوست. در منابع اسلامی، روایاتی با عبارت «اینجانب ماتَ» نقل گردیده است؛[۱] ولی غرض از تعبیر و تفسیر حدیث اینجانب مات» این حرف دارای اسم و رسم فرستاده(ص) میباشد: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده میباشد» که در منابع حدیثی شیعی و سنی آمده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۲]

این حدیث با عباراتی هم بیان شده که تفاوت مختصری با آن دارا‌هستند. مثلا، در کتاب کافی، این حدیث از امام درست گو(ع) اینگونه بیان شده که رسول بیان کرد: «مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیةٌ؛ هر شخصی بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش مرگ جاهلی میباشد.»[۳] همینطور در بعضی از منابع اهل‌سنت از نبی اسلام(ص) آورده شده: «مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر که سوای امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.»[۴]

علامه مجلسی این ماجرا را نزد شیعه و اهل‌سنت پی درپی دانسته میباشد.[۵] روضه خوان بهایی هم گفته این حدیث مورداتفاق شیعه و اهل‌سنت میباشد.[۶] مراد از مرگ جاهلی فرستاده اسلام(ص) مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر که سوای امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده میباشد. احمد بن حنبل، مسند احمد، ۱۴۲۱ق، ج۲۸، ص۸۸ در نقل کلینی از حدیث «اینجانب مات»، امام راست گو(ع) معنای «مرگ جاهی» را هم ذکر نموده است. متن بدون نقص ماجرا به این تفصیل مسجد بابا قدرت مشهد میباشد:

ابن‌ابی‌یعفور نقل می‌نماید: از امام راستگو(ع) دربارهٔ گفتار رسول اسلام که «هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش، مرگ جاهلی میباشد» پرسیدم: «آیا هدف مردن در موقعیت بی دینی میباشد؟» امام راست گو(ع) جواب بخشید: «مردن در وضعیت گمراهی میباشد.«گفتم هرکه در‌این فرصت هم بمیرد و اورا پیشوایی نباشد، مرگش مرگ نا‌آگاهی میباشد؟» بیان کرد: «بله».[۷]

منابع حدیث
بعضا از منابع شیعه و اهل‌سنت که قصه «اینجانب مات» را نقل کرده‌اند، به‌این تفصیل‌اند:

منابع شیعه
کافی، تاثیر کلینی[۸]
کمال الدین و کل النعمة، نوشتهٔ روضه خوان صدوق[۹]
کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، از خزاز رازی.[۱۰]
منابع اهل سنت
مسند احمد بن حنبل[۱۱]
مسند ابوداود سلیمان بن داود طیالسی[۱۲]
مسند الشامیین، ابوالقاسم طبرانی[۱۳]
معنای حدیث نزد علمای شیعه و اهل سنت
علمای شیعه و سنی، هر مورد، سازه به عقاید کلامی خویش، برداشت‌های متفاوتی از «حدیث اینجانب مات» کرده‌اند:

شیعه
شیعه‌ها از حدیث «اینجانب مات» در موضوعٔ امامت استعمال کرده و آن را دلیلی بر ضرورت وجود امام در کل زمان‌ها[۱۴] و بایستگی آشنایی امام و اطاعت از وی دانسته‌اند.[۱۵] بنابر اعتقادات شیعه، خواسته از امام درین داستان، اهل‌بیت و امامان معصوم میباشد و در زمان حاضر، می بایست به امام مهدی، به‌تیتر امام مجال ایمان داشت.[۱۶]

اهل‌سنت
اهل‌سنت تعبیر و معنای دیگری از این ماجرا ارائه کرده‌اند. آنان هدف از «امام» درین قصه را قاضی جامعهٔ اسلامی میدانند که برای مراقبت جامعهٔ اسلامی، می بایست از وی تقلید کرد و در بیعت وی باقی ماند.[۱۷] بایستگی تقلید از حکم کننده اسلامی دربرگیرنده تک تک حاکمان مسلمان می شود و ظالم‌بودن و گناهکاربودن حاکمان خللی درین بایستگی تاسی ساخت و ساز نمی‌نماید. ابن‌تیمیه در تعبیروتفسیر حدیث فوق، ضرورت پیروی و بیعت صحابه فرستاده و تابعان با یزید بن معاویه را استنباط نموده است.[۱۸]

ولی برخی از منابع اهل‌سنت، «امام» در ماجرا فوق را به نبی اسلام(ص) مفهوم کرده‌اند و معتقدند می بایست به رسول ایمان داشت؛ چون وی امام اهل زمین در‌این جهان میباشد.[۱۹]

بازدید : 40
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:31


محمد یزدی (۱۳۱۰-۱۳۹۹ش) از فقهای شورای دربان، مدیریت قدیمی قوه قضاییه، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مجلس خبرگان رهبری و شورای بهتر حیطههای علمیه. یزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خویش دارااست. وی بعد از گذراندن دروس سطح و هجرت به قم، از محضر عالمانی زیرا بروجردی، اراکی و امام خمینی به کار گرفت و بعداز مدتی به جايگاه اجتهاد رسید و از امام خمینی اذن اجتهاد اخذ مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.

از وی اثراتی در موضوع‌های متعدد به عنوان مثال فقه، اصول، علم ها قرآن، تعبیر و تفسیر و عقاید به چاپ رسیده میباشد. او قرآن را نیز به فارسی ترجمه مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.

محمد یزدی در ۱۹ آذر ۱۳۹۹ش درگذشت و در بقعه حضرت معصومه(س) به‌خاک ودیعت شد.

معاش‌طومار
محمد یزدی فرزند علی در سال ۱۳۱۰ش در اصفهان دیده به جهان گشود. جد وی روحانی محمد علی، دارای شهرت به روحانی یزدی نزدیک به صد سال قبل از یزد به اصفهان رفت و از عالمان بنام اصفهان مسجد بابا غدیر مشهد شوید.[۱]

تحصیلات
محمد یزدی زمانه کودکی را در اصفهان سپری کرد و قرائت و تایپ کردن را در مدرسه منزل‌هایی که در مسجد محل بود، فرا گرفت. آن‌گاه برای قرائت کلاس چهارم آموزش و پرورش، به اولی مکتب‌ای که در آن مجال به مدل تازه تأسیس گردیده بود، رفت و شش کلاس را در آن مکتب طی مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۲]

موقعیت خانوادگی و پافشاری و عشق‌مندی بابا منجر عشق او به دروس حوزوی شد. وی تحصیلات حوزوی را نزد بابا خویش آغاز کرد و در مکتب پیاله‌گران، دروس سطح حوزه را در محضر عالمانی زیرا نجف آبادی، عالم، ادیب و طباطبایی تمام کرد.[۳]

محمد یزدی بعد از گذراندن دروس سطح به قم آمد و از محضر اساتیدی زیرا مرتضی حائری یزدی، مرعشی نجفی، سلطانی و علامه طباطبایی استفاده کرد و در درس بیرون نشانه‌ها بروجردی، اراکی، میرزا هاشم آملی، شاهرودی و امام خمینی کمپانی کرد.[۴] او بعد از مدتی به جايگاه اجتهاد رسید[۵] و از امام خمینی اذن اجتهاد اخذ کرد.[۶]

در کتاب خبرگان ملت از لهجه او، دوستان و معاشرانی مذکور میباشد که از این فی مابین می‌اقتدار به محمد محمدی گیلانی، حسین مظاهری، محمدتقی مصباح یزدی، سید علی‌اکبر موسوی در قم و آقایان عالم ایمانی، اخوان ابطحی در اصفهان اشاره نمود.[۷]

وفات

تشییع آیت‌الله محمد یزدی در قم
محمد یزدی در ۱۹ آذر ۱۳۹۹ش درگذشت[۸] و بعداز تشییع در قم و اقامه نماز میت به وسیله آیت‌الله جعفر سبحانی در بقاع حضرت معصومه(س) به‌خاک امانت شد.[۹] آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی، ایمان راسخ به مبانی انقلاب و استقامت در این‌شیوه و غیرت شرعی و انقلابی را از نماد‌های بارز وی برشمرد.[۱۰]

شغل‌های علمی
از روحانی محمد یزدی اثر ها فراونی در مسئله‌های متفاوت همانند فقه، اصول، صحبت، تعبیر و علم ها قرآن وجود دارااست.[۱۱] او‌لین اثری که از او به چاپ رسید، مقالاتی میباشد که در خبر نامه حکمت، به عنوان آدم‌شناسی منتشر شد.[۱۲]

برخی از اثرها وی عبارت‌اند از:

ترجمه قرآن کریم و مهربان: از این ترجمه تحت عنوان یک کدام از ترجمه‌های بی آلایش و جاری به لهجه فارسی حافظه گردیده و چاپ آن به وسیله انتشارات اسوه انجام شده میباشد.[۱۳]
گمشده شما: این کتاب، پیش از انقلاب اسلامی به چاپ رسید و مسئله آن در قضیه اصول آیین و معارف مدرسه تشیع میباشد.[۱۴]
جواب بهتان‌های مردوخ: این کتاب در رد سخنان فردی بنام مردوخ نگاشته شد‌ه‌است که بعداز چاپ کتاب گمشده شما، افترا‌هایی را بر علیه مدرسه تشیع وارد کرده بود.[۱۵]
حسین بن علی (ع) را خوب بشناسیم: مسئله این کتاب، چک قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع) میباشد و با نظارت و زخم‌شناسی، راهکارهایی را نیز ارائه می دهد. این کتاب با دقت به مقایسه مجال صدر اسلام و تطبیق آن با فرصت حاضر، آیتم استقبال قرار گرفت و همین دستور سبب ساز شد تا ساواک کتاب را ممنوع کرده و مبادرت به گردآوری‌آوری نماید.[۱۶]
فقه القرآن: او این کتاب را فرصت تبعید در شهرهای کنگان، بوشهر و اسلام‌آباد غرب نوشته و قضیه آن در زمینه‌ی با آیه‌ها الاحکام میباشد.[۱۷]
اسس الایمان فی القرآن: او در‌این کتاب اصول آئین را از منظر قرآن آیتم پژوهش قرار داده میباشد. این تاثیر در طول محکومیت پیش از انقلاب و در زندان کرمانشاه درج شده میباشد.[۱۸]
نبذ فی المعارف الاسلامی: این کتاب، یک زمان اصول آئین و مذهب به لهجه عربی میباشد و طریق عقلی را برای ثابت و استنباط مطالب به شغل گرفته میباشد.[۱۹]
او رساله‌های کوچکی نیز در مسئله‌های مختلف به عنوان مثال تعبیر سوره ستایش، الولادة الاصطناعیه للانسان، حکم التماثیل و… نوشته میباشد؛ چنان‌که از وی سلسله مقالاتی با تیتر «در قانون اساسی ایران» در روزنامه فروغ و روشنایی دانش چاپ گردیده‌است.[۲۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 71
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 281
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 800
  • بازدید ماه : 894
  • بازدید سال : 3167
  • بازدید کلی : 42139
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی