loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 22
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 14:04


محدوده حائر بنابر فتوای فقها
بعضا فقها بنابر احادیثی که محدوده حائر را یک سری فرسخ ذکر کرده‌اند، حکمِ بدون نقص‌تلاوت نماز را در کلیه مکان شهر کربلا سرازیر میدانند؛[۱۶] البته بیشتر فقها این حکم را اختصاصی محدوده‌ای خاص دانسته‌اند[۱۷] که اندازه ظریف آن بنابر یک‌سری حیث اینگونه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد:

محدوده حرم امام حسین و دیگر شهیدان کربلا، به جز حضرت عباس(ع)؛[۱۸]
مقبره یاروهمدم با گروه صحن قبل از گسترش آن در زمان صفویان.[۱۹]
صرفا مدیحه مقدّس امام حسین فارغ از رواق‌ها و مسجد پشت رمز. یعنی از طرف رمز تا پنجره متصل به رواق و از طرف پا تا درِ متصل به رواق و از پشت رمز تا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مسجد.[۲۰]
فضای به دور بارگاه.[۲۱]
تاریخچه تاسیس سازه
نوشته‌علمیٔ مهم: بقاع امام حسین(ع)
پیشینه تاسیس سازه بر مزارِ امام حسین(ع) به اولیه سال‌های بعداز شهیدشدن وی بازمی‌شود. از نصب صندوق و ساخت و ساز سقف و بنایی خرد بر روی قبر تا سال ۶۵ق، گزارش‌هایی وجود دارااست؛ البته ظاهراً اول مقبرهٔ حائر حسینی را مختار ثَقَفی (درگذشت: ۶۷ق)، بعد از موفقیت در قیام خویش در خونخواهی امام حسین(ع)، در سال ۶۶ تشکیل داد. این بنای آجری دو در ورودی و یک گنبد داشت.[۲۲] حرم دیگر شهدای کربلا در خارج از آن سازه بود.[۲۳] بعضی روایات نقل‌گردیده از امام راست گو(ع) درباره آداب و کیفیت زیارت مزار امام حسین(ع)،[۲۴] علامت‌دهنده برپا ماندن این سازه تا مجال وی (۸۳-۱۴۸ق) رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۵]

در عصر‌های سپس، افراد یا این که حکومت‌ها تشکیل داد و سازهای زیادی در بقاع امام حسین(ع) اعمال دادند، به عنوان مثال ایجاد کرد صحن‌ها و رواق‌های نو یا این که پیشرفت آن ها، تاسیس مسجد، تشکیل داد صندوق و بارگاه، نوسازی حصار دور و بر مقبره، ردوبدل سنگ‌فرش‌ها، نوسازی و زراندود کردن گنبد، تزیین مناره‌ها و دیوارها و رواق‌ها با طلا و جواهرات یا این که کاشی یا این که آیینه، اهدای فرش و وسایل فروغ، و ساختن شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مخزن آب.[۲۶]

راه و روش حکومت‌ها

حمله بعثی ها به بقاع امام حسین(ع)
همینطور مشاهده کنید: تخریب بقعه امام حسین
واکنش حکومت‌ها با حائر حسینی یکسان نبوده میباشد؛ برای مثالً در بعد از ظهر امویان، با وجود طاقت فرسا‌گیری‌های آن‌ها بر زائران مرقد،[۲۷] حائر تخریب نشد؛[۲۸] ولی بعضا خلفای عباسی، برای مثال هارون الرشید و متوکل، بارها بنای حائر را ویران کردند. متوکل برای محو کردن تاثیر قبر و منع عموم از زیارت، امرکرد زمین حائر را شخم بزنند و بر بقاع آب ببندند.[۲۹] در قبال، در طول حکومت‌های آل بویه، جلایریان، صفویه و قاجاریه، برای توسعه و گسترش و تجدید بنا و تزیین بقاع حسینی، اقدامات اصلی و وسیع‌ای شکل گرفت.[۳۰]

مهم ترین تخریب بنای بقاع در عصر‌های اخیر، در ۱۲۱۶ق (۱۱۸۱ش) و در جریان حمله در آغاز وهابیان به کربلا اتفاق افتاد. در‌این حمله، خلال کشتار اکثری از عموم، بقاع حسینی به شدت تخریب شد و اموال آن به غارت رفت.[۳۱] همینطور در سال ۱۹۹۱ ميلادی (۱۳۷۰ خورشیدی) صدام حسین از ژنرال «قيس حمزه عبود» خواست كه به کلیه زائران مقبره امام حسین(ع) و بقاع حضرت عباس (ع) حمله نماید و حتی كسانی را كه در دستگیر نيروهای امنيتی می باشند، در همانجايی كه دستگیر میشوند، اعدام كنند. حسين كامل، داماد صدام، با تانک متعلق به گارد ويژه رياست جمهوری، به‌این دو بقعه حمله کرد و حتی گنبد امام حسين(ع) را غرض قرار اعطا کرد.[۳۲]

اقامت شیعه‌ها
تأکید امامان شیعه(ع) بر التفات بزرگداشت حائر از یک سو و آزادی نسبی راجع به زیارت امام حسین(ع) در حین منتصر عباسی (۲۴۷ـ۲۴۸) از سوی دیگر، موجب شد گروهی از علویان در جوار مقبره حسینی اقامت گزینند که اولیه آن‌ها ابراهیم مُجاب، فرزند محمد عبادت کننده و نوه امام کاظم(ع)، بود. مزار ابراهیم در رواق غربی بقعه میباشد.[۳۳] پسر وی، محمد حائری، سرسلسله سادات آل فائز در کربلاست که برخی از آن ها تولیت بقاع حسینی را برعهده داشته‌اند.[۳۴]

پانویس
راهنمای مصور هجرت زیارتی عراق، صص۲۴۴–۲۴۶.
ابن خواسته، لسان العرب، ۱۴۰۸ق، تحت کلمه «حیر»؛ زبیدی، تاج العروس، ۱۳۸۵ق، زیر واژه و کلمه «‌حیر‌».
کلیدار، تاریخ کربلاء و حائر الحسین(ع)، ۱۴۱۸ق، ص۲۶.
شهید اولیه، ذکری الشیعة، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۲۹۱.
طهرانی، شفاء الصدور، ۱۳۷۶ش، ص۲۹۴.
استاد بستان‌آبادی، شهر حسین(ع) یا این که جلوه‌گاه عشق و علاقه، ۱۴۱۴ق، ص۱۷۴ـ۱۷۵.
کلیدار، تاریخ کربلاء و حائر الحسین(ع)، ۱۴۱۸ق، ص۷۳.
ابن قولویه، بدون نقص الزیارات، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۴ـ۲۵۵، ۳۵۸ـ۳۶۲.

بازدید : 18
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:34

زین‌العابدین بن جعفر بن حسین خوانساری (۱۱۹۰-۱۲۷۵ق) مشهورترین فرزند میر صغیر، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم قمری بود. وی اثراتی در فقه و اصول داراست و به استنساخ کتاب‌های پیشینیان نیز می‌پرداخت. نوادگان وی به چهارسوقی یا این که چهارسویی آوازه دارا هستند. مشهورترین فرزند وی محمدباقر مالک روضات الجنات میباشد و نواده وی سید محمدمهدی خوانساری، مرجع تبعیت عده ای از عموم اصفهان به شمار مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می رفت.

نسب
زین‌العابدین مشهورترین فرزند ابوالقاسم جعفر بن حسین خوانساری مشهور به میر صغیر بود. او را سرسلسه خویشان روضاتی دانسته‌اند، که نسبشان به بستگان خوانساری و امام کاظم(ع) میرسد.[۱] زین‌العابدین خوانساری بعد از درگذشت پدرش در سال ۱۲۴۰ق از خوانسار به اصفهان رفت. و در محلۀ چهار سوق یا این که چهار سوی شیرازی‌ها سکونت گزید؛ از این رو اعقاب او به چهار سوقی یا این که چهار سویی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مشهورند.[۲]

ولادت و درگذشت زین‌العابدین در ۱۱۹۰ق در خوانسار چشم به جهان گشود و در ۱۲۷۵ق در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد در تکیۀ آقا روحانی محمدتقی (تکیۀ مامان شاهزاده) به خاک امانت شد. مزار وی گزینه دقت عموم میباشد.[۳] زین‌العابدین نزد بابا و عموزادگان خویش، ابوالقاسم بن حسن خوانساری و محمدمهدی بن حسن خوانساری درس رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.

بازه زمانی کوتاهی هم در نجف علم آموزی کرد. و در ۱۲۱۰ق به اصفهان رفت. در آنجا نزد ملا علی نوری، محمدابراهیم بن محمدحسن کرباسی و علی‌اکبر بن محمدباقر ایجی شاگردی کرد. و از آن ها و محمدباقر شفتی، صدر الدین عاملی، محمدمعصوم رضوی مشهدی، و محمدباقر بیدآبادی اذن اجتهاد یا این که قصه گرفت. دو فرزندش محمدباقر و محمدهاشم و حسن بن علی اصفهانی دارای اسم و رسم به معلم و محمد خوانساری هم از وی اجازۀ اجتهاد و داستان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشتند.[۴]

خوانساری از مجتهدان مبرّز و عالمان دارای شهرت اصفهان بود که کتاب‌های متعددی استنساخ کرد.[۵]

اثر ها
بعضی اثرها زین العابدین خوانساری عبارتنداز:

تفصیل بر معالم الاصول نوشته حسن بن زین‌الدین عاملی
گستردن زبدة الاصول تاثیر روحانی بهائی
الطلع النضید در اصول فقه
رسالات متفاوت با موضوعاتی زیرا نیت، اجماع، تداخل اثاثیه، احباط و تکفیر و قواعد عربی
تفصیل خلاصة الحساب روضه خوان بهائی
دسته کشکول سیرتکامل بهجة الناظر و سرور الخاطر
لبه بر بعضا کتاب‌های فقاهتی و اصولی[۶]
فرزندان و نوادگان
زین‌العابدین خوانساری هشت پسر داشت؛ محمدجواد، محمد، علی (در کودکی از عالم رفت)، محمدباقر نویسندۀ روضات الجنات، محمدصادق، محمدکاظم، محمدهاشم، و حسن که در جوانی درگذشت. پسران وی و اعقاب لبریز تعداد وی غالباً از عالمان آیین و مالک تألیفاتی بوده‌اند. مشهورترین آن‌ها نوادگان محمدباقر خوانساری می باشند. که به روضاتی مشهورند، میان هشت پسر محمدباقر[۷]، محمدمهدی، محمدمسیح (د۱۳۲۵)، و میرزا احمد (د۱۳۴۱) آوازه بیشتری دارا هستند. سید حسن چهار سوقی روضاتی (د۱۳۷۷) پسر محمدمسیح روضاتی از فقها و مجتهدان اصفهان دارای اسم و رسم میباشد که در نجف به خاک ودیعت گردیده است.

محمدعلی روضاتی نیز فرزند محمدهاشم بن جلال‌الدین بن محمدمسیح روضاتی میباشد. زندگانی آیة الله (حسن) چهار سوقی، جامع الانساب و فهرست کتاب ها خطی کتابخانه‌های اصفهان از اثرها اوست.[۸]

محمدمهدی موسوی اصفهانی، نوۀ محمدصادق بن زین‌العابدین خوانساری، از عالمان فقهی بود، پدرش محمد (۱۳۵۵) نیز فقیه آئین بود و در کاظمین سکونت گزید. محمدمهدی از عالمان عراق اجازۀ اجتهاد و قصه داشت و در کاظمین اقامۀ نماز جماعت میکرد. وی بیشتراز پنجاه تاثیر تألیف کرد که مشهورترین آن ها احسن الودیعة فی تراجم اشهر مشاهیر مجتهدی الشیعة یا این که تتمیم روضات الجنات میباشد. او در ۱۳۹۱ق درگذشت و در کاظمین به خاک ودیعه شد.[۹]

بازدید : 14
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:09


قضاوت در اصطلاح فقاهتی در معنای حکم کردن دربین عموم برای نقطه پایان بخشیدن به اختلافات وی و تصاحب کردن دستمزد آنها میباشد. قضاوت را در واقعیت جزئی از سر گروهی همگانی نبی(ص) و امامان شیعه میدانند و به همین خیال و خاطر از منظر احادیث و فتاوا هر کس ذمه ‌دار این منصب می شود، بایستی شرائط خاصی داشته باشد که استعداد او‌را آشکار سازند. عدل و داد، عقل، حلال‌زادگی، شیعه بودن و دانش به احکام قضاوت، برخی از صفاتی می‌باشند که مبتنی بر فتوای فقیهان شیعه می بایست در حکم کننده وجود داشته باشند. قضاوت واجب کفایی میباشد و فردی که ذمه ‌دار اینگونه منصبی میباشد می‌اقتدار درآمدی از بیت‌المال به وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تخصیص یابد.

معنی‌شناسی و رده
قضاوت در اصطلاح فقاهتی، قضاوت به معنای حکم کردن بین عموم برای نقطه پايان دادن به اختلافات و احقاق حقوق و دستمزد آن ها میباشد [۱] قضاوت یک حکم فقهی وجود ندارد، بلکه منصبی میباشد که به کارها و دستمزد دیگر آدم‌ها مربوط میگردد و بایستی کسی ذمه ‌دار آن گردد.[۲] به حیث روضه خوان انصاری کسی بایستی مسئولیت این منصب را بر ذمه بگیرد که توان فتوا دادن در موضوعات دینی را مسجد غدیر فلاحی مشهد داشته باشد.[۳]

قضاوت در واقعیت جزئی از سر کردگی همگانی میباشد که خدا برای رسول و امامان قرار داده میباشد.[۴] امام علی در طومار‌‌هایش به شریح حاکم و صاحب و مالک اشتر بر مداقه این رده و بایستگی انتخاب فردی لایق برای ذمه ‌داری آن تأکید مسجد بابا غدیر مشهد می‌نماید.[۵]

اعتبار و حالت حکم دهنده
برگشت به حکم کننده ظالم، حتی در حالتی‌که حکم وی به حق باشد، روا وجود ندارد.[۶] مگر آنکه ضرورتی باشد و از رجوع و برگشت به حکم دهنده منصوب به وسیله قاضی ظالم راه حل‌ای مسجد بابا قدرت مشهد نباشد.[۷]

دارای اسم و رسم فقها ده شرط بلوغ، عاقل بودن، مسلمان و شیعه بودن، عدل و داد، مرد بودن، حلال‌زادگی، آزاد بودن، دانش به احکام قضاوت و اجتهاد فقاهتی را برای قضاوت مایحتاج دانسته‌اند.[۸]

بعضا از فقها مانند سید ابوالقاسم خویی در اعتبار شرط آزاد بودن حکم دهنده شک و تردید کرده و قضاوت عبد و بنده و برده را جائز دانسته میباشد.[۹]

سید عبدالکریم موسوی اردبیلی در ارتباط با شرط مرد بودن هم اشکالاتی را وارد کرده‌ و بیشتر برهان‌ای که بر عدم تایید صلاحیت قضاوت زنان ارائه گردیده است را مخدوش می‌شمارد و قضاوت زن را در شرایطی‌که که دارنده بقیه شرائط قضاوت باشد، فارغ از انواع دینی میداند.[۱۰]

هم‌اینگونه بخش اعظمی از فقها در کتاب «القضاء و الشهادات» نوعی از قضاوت را بیان می‌نمایند که در واقعیت داوری در میان دو طرف جنگ میباشد و اینگونه داوری را حکم دهنده تحکیم میخوانند. ضرورتی نیست که حاکم تحکیم دارنده مجموع شرائط قضاوت باشد و صرفا رضایت دو طرف بر داوری وی کفایت می‌نماید.[۱۱] ابوالقاسم خویی از فقیهانی میباشد که براین حیث میباشد که در حاکم تحکیم خیر صرفا اجتهاد مطلق شرط وجود ندارد بلکه در اصل اجتهاد شرط وجود ندارد.[۱۲]

احکام و آداب قضاوت
قضاوت واجب کفایی میباشد، ولی در‌صورتی‌که توانگری فرد برای قضاوت منحصر بوده، یا این که یک جای فارغ از حکم کننده باقیمانده باشد، قبول قضاوت برای اشخاصِ دارای شرایط به واجب عینی تبدیل میگردد.[۱۳]
حاکم در صورتی نسبت به موضوعی در دعوای طرفین دانش پیدا کرد، می تواند بر پایه ی علمش شغل نماید و حتی در صورتی شهود حاضر در دادگاه و یا این که قَسم یکی‌از طرفین پیکار مخالف با دانش حکم کننده بود، نباید به شهید شدن شهود و یا این که پیمانِ فرد توجه نماید.[۱۴]
مبنی بر بعضا احادیث حاکم نباید در موقعیت خشم و عصبانیت به شغل خویش درگیر باشد.[۱۵]
می‌اقتدار اجرت حکم دهنده را از مال همه مردم پرداخت کرد.[۱۶]
امام راستگو(ع) درباره اقسام چهارگانه قاضیان:
قاضيان بر چهار مجموعه‌اند،سه دستۀ آن ها در دوزخند و یک دستۀ وی در فردوس: ویّل مردى که حکم به ستم و ناروا مى‌نماید و خویش هم مى‌داند که چه کرده،پس وی اهل دوزخ و جهنم میباشد،دوم مردى که حکم به ناروا مى‌نماید، و نمى‌فهمد که حکمش اشتباه میباشد،وی نیز اهل حریق میباشد،و سوم مردى که حکم به حقّ‌ و راستى مى‌نماید ولى خویش نمى‌داند که چه نموده است،وی نیز اهل دوزخ و جهنم میباشد،و امّا چهارم:آن کس که حکم به حقّ‌ مى‌نماید و خویش نيز حقّ‌ و فسخ را مى‌شناسد،اين مرد اهل فردوس خواهد بود.

منبع: حرّانی، تحف العقول، ترجمه جعفری، ۱۴۰۴ق، ص۳۶۵

اخذ زیر میزی در قضاوت حرام میباشد.[۱۷] هم‌اینگونه حاکم‌ای که زیر میزی می گیرد هرچند براساس قواعد و به حق حکم صادر نماید ولی زیرا با به چنگ آوردن زیرمیزی گناه کار گردیده است حکمش نافذ وجود ندارد مگر این که بعد از به چنگ آوردن زیرمیزی توبه نماید. [۱۸]هر تعدادی دربین زیرمیزی و کادو و مانند آن تفاوت میباشد البته در صورتیکه کادو و هبه به قصد صدور حکم حاکم به عایدی اهدا کننده باشد میتواند زیرمیزی یا این که در حکم باج باشد.[۱۹]
رعایت عدل و داد در درود کردن و محل نشستن طرفین و کلام اعلام کردن و دقت به طرفین و گوش کردن به بیانات طرفین.[۲۰]
رعایت عدل و داد در صدور حکم [۲۱]
تک نگاری‌ها
قضاوت در اسلام، نوشته: محمدیوسفی، محمدرضا، لطفی، مریم، کامکارهفشجانی، مصطفی. طهران، انتشار فرواک، ۱۴۰۰ش.[۲۲]
دانش قضاوت در اسلام از بینش کتاب و سنت تألیف محمد صادقی تهرانی، قم، انتشار شکرانه، ۱۳۹۲ش. صادقی براین یقین میباشد که چنان‌چه رهبری جامعه اسلامی می بایست منتفع از دو آن گاه اجتهاد دینی و سیاسی باشد حاکم شرع هم می بایست چنین باشد چون قضاوت ورژن دوم امامت میباشد. او قضاوت را در مرتبه در آغاز از آنِ الله دانسته و بعداز آن نبی و امامان و فقیهان را حائز این جايگاه برشمرده میباشد. [۲۳]
خلق و آداب قضاوت، محمدکاظم بهرامی، قم انتشار معارف، ۱۳۹۵ش. کتاب دارنده چهاربخش میباشد که عبارتند از: رفتار وآداب، رده قضاوت و دادرسی در اسلام، حالت و خصوصیت‌های حاکم، آداب دادرسی. [۲۴]
جستارهای متعلق

بازدید : 34
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 15:03

الواح موسی دو لوحی که در طور سیناء بر حضرت موسی(ع) نازل شد و ده دستور بر آن درج شده بود. حضرت موسی بعداز دیدن گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل، عصبانی گردیده،‌ آن الواح را بر زمین زد. بنابر منابع اسلامی تکه‌های شکسته گردیده الواح بین بنی‌اسرائیل باقی ماند و در تابوت قول قرار داده شد. البته براساس تورات، موسی(ع) مجدد به صورت سیناء رفت و الواح دیگری بر او نازل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.

وحی الهی
وحی الهی بر تکه سنگ‌هایی مندرج و بر حضرت موسی(ع) نازل شد. تورات این رخداد را اینگونه نقل می‌نماید: «مُشه (موسی) رجوع و برگشت و از آن کوه زیر آمد و آن دو لوح ده امر گواه (بر تجلی خدا به فرزندان ییسرائل (اسرائیل) در کوه سینَی (سینا در دستش بود. لوح‌هایی که بر دو روی آن ها درج شده بود یعنی این طرف و آن طرف نوشته بود.* و این لوح‌ها عمل خدا و خط، خط آفریدگار بود که بر لوح‌ها حک گردیده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود».[۱]

قرآن با این‌که تصریحی بر نزول الواح در میقات ندارد، با این حالا اشاره می‌نماید، حضرت موسی بعد از رجوع از میقات و دیدن گوساله‌پرستی خاندان، الواح را بر زمین زد[۲] و بعداز فروکش کردن عصبانیت مجدد آن را گرفت.[۳] برخی از مفسران همانند علامه طباطبایی این الواح را الواح تورات رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.[۴]

برخی نیز معتقدند این الواح پیش از نزول تورات بوده میباشد.[۵] رشید رضا تالیف کننده تعبیروتفسیر المنار راجع‌به رابطه الواح و تورات اینگونه می گوید: «الواح نصیب اولیه از شریعت بودند. در واقع این الواح به نوعی تورات اجمالی بوده‌اند و بعداز آن، احکام تفصیلی در عبادات، معاملات و... در طی‌های گوناگون و به طور تدریجی نازل گردیده است. این نوع نزول راجع‌به قرآن نیز وجود شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داراست».[۶]

این الواح در داخل تابوت عهدوپیمان در محل پرستش سلیمان بود. در غایت بعد از حمله بُخْتُنَصَّر به اورشلیم و فساد محل عبادت، تابوت پیمان و الواحی که در باطن آن بودند، مفقود شد.[۷]

براساس برخی احادیث،‌ امام مجال(عج) بعداز ظهور، تابوت پیمان که دربردارنده الواح نیز هست را از غاری در انطاکیه خارج خواهد آورد.[۸]

تعداد الواح
تورات به صراحت این الواح را دو لوح معرفی می‌نماید: «دو لوح ده امر».[۹] قرآن صرفا تفسیر به الواح داراست و اشاره‌ای به تعداد این الواح نمی‌نماید. در فیض اقوال مختلفی در بین مفسران در تعداد این الواح وجود داراست و ولی بعضا دلالت کلمه و واژه الواح بر دو لوح را جائز دانسته‌اند.[۱۰]

الواح نخستین
حضرت موسی(ع) به بازه چهل روز در طور سیناء بود.[۱۱] در حین بازگشت الواح که وحی بر آن درج شده بود را آورد. ولی با دیدن گوساله پرستی بنی‌اسرائیل، عصبانی گشته و الواح را به زمین انداخت.[۱۲] و الواح ناکامی.[۱۳] برخی مفسران معتقدند انگیزه شکستن الواح بوسیله موسی(ع) عصبانیت از گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل بوده میباشد.[۱۴]

تورات این حادثه را اینگونه نقل می‌نماید: «موقعی که به اردوگاه مجاورت شد اینگونه وقوع افتاد که آن گوساله و جشن و پای کوبی (عموم) را مشاهده نمود. خشم مُشه (موسی) برافروخته شد آن لوح‌ها را از دستان خویش انداخت و آن‌ها را در دامنۀ آن کوه ناکامی».[۱۵]

الواح دوم
تورات ماجرا الواح دوم را اینگونه نقل می‌نماید: «معبود به مُشه (موسی) خاطرنشان کرد: دو لوح سنگی مانند (لوح‌های) او‌لین بتراش تا مطالبی را که روی آن لوح‌های او‌لین که کوچک کرده بودی، روی آن لوحه‌ها بنویسم* هنگام صبح زود فراهم باش. هکر نستان به کوه سینَی (سینا) بالا آمده نزد اینجانب آنجا بر قله آن کوه بایست.... مُشه (موسی) دو لوح سنگی مانند او‌لین‌ها تراشید و همان گونه که معبود به وی دستور داده بود هکر نستان سحرخیزی کرده به سوی کوه سینَی (سینا) بالا رفت».[۱۶]

با این وجود قرآن و دیگر منابع اسلامی،‌ تصریحی بر الواح دوم ندارند. اکثری از مفسران معتقدند تکه‌های الواح اولیه که شکسته بود، تا پایان میان بنی‌اسرائیل باقی ماند و در تابوت عهدوپیمان قرار داده شد.[۱۷]

بازدید : 25
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:18

مأمون در راستای سیاست ثبت خلافت خویش و مهار کردن علویان، بعد از ولایت‌عهدی امام رضا(ع) حکم امارت بعضی از مناطقی که به وسیله علویان تصرف گردیده بود را به خودشان واگذار کرد. یمن و حجاز مثلا این بخش ها بودند.[۲۷] یکی پیامد‌های ولایتعهدی امام رضا(ع) مسافرت سادات به جمهوری اسلامی ایران میباشد. بر طبق بعضا گزارش‌ها شمار متعددی از شیعه‌ها و سادات برای دیدار با امام رضا(ع) از مدینه روانه مرو شدند و در وسط راه و روش تعداد متعددی از عشق‌مندان امام به آن ها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پیوستند.

ملازمت و همراهی ظاهری مأمون با علویان و شیعه ها تا حدودی گوشه و کنار را برای سفر سادات به جمهوری اسلامی ایران به ویژه ناحیه خراسان مهیا کرد.[۲۸] به گفته بعضا تحقیق‌گران سادات علوی بعد از داخل شدن به کشور‌ایران، مدرسه شیعه را رواج کردند و قضیه شیعه شدن اهل ایران‌ها مهیا مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۲۹]

اقدامات مأمون بعداز ثبت خلافت
بعد از آنکه مأمون توانست قیام‌های علویان را مهار نماید و خلافت خویش را به ثبات نسبی برساند، سیاست‌های حکومت خویش را تغییر تحول اعطا کرد. تغییر و تحول سیاست وی در یکسری آیتم پدیدار شد: کنار نهادن طریق اهل ایران و مشاوران اهل ایران در حکومت‌داری، رجوع به آئین عربی و دقت به بغداد پایتخت پدران خودش، شهیدشدن امام رضا(ع)، فشار دوباره بر علویان و آشکار کردن نشان عباسیان که جامه سیاه بود و ممانعت به کارگیری از جامه سبز علویان مسجد بابا غدیر مشهد است .[۳۰]

کشتن وزیر اهل ایران
نوشته‌علمیٔ اساسی: ادب بن آسان
ادب بن آسوده وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دست‌یابی وی به خلافت و ثبت حکومتش کارایی اکثری کرد. این سعی‌ها موجب شد مأمون بعد از وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به فضل و ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه به‌این مفهوم بود که ادب به طور همزمان دو رده اصلی مدیریت کشوری و لشکری را در مشت داشت.[۳۱] بعضا بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسان مطرح گردیده است.[۳۲] اورده شده فضل و ادب با این عمل می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحاک از قوم ادب بن آسوده برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در امر نقشه آسوده و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته گردیده‌ مسجد بابا قدرت مشهد است.[۳۴]

به باور بعضی مورخان، مشورت کردن و یاری ابن‌ آسوده به مأمون برای آن بود که مرو به‌مکان بغداد پایتخت خلافت خواهد شد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخش ها از مقام بالاتری منتفع شود و مقام ایرانیان که بعد از تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، ادب بن آسان عملکرد میکرد هر موضوع‌ و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه به دور بماند. یک کدام از مهمترین بحران‌ها ظهور آشوب و ناآرامی‌های بغداد بود. غوغا بغداد در ادامه برکناری طاهر بن حسین، حکم کننده عربی بغداد و تفویض این منصب به حسن بن سهل وآسان اهل ایران بود. این جایگزینی در پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام یافته بود. وزیر اهل ایران عملکرد اکثری کرد تا خبر‌ها ناآرامی‌های بغداد به خلیفه نرسد.[۳۶]


سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت ذیل به خط کوفی درج گردیده‌است: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا البته عهد و پیمان المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، ذوالریاستین.
بعد از آنکه مأمون به وسیله امام رضا(ع) از آشوب‌های بغداد با خبر شد، تصمیم گرفت مرو را شکاف کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنی‌عباس گردد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با منع بدون شوخی وزیر اهل ایران‌اش مواجه گردد؛ همچنان‌که بعضا اقدامات وزیر نظیر پنهان‌ کردن خبر‌ها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به فضل و ادب بن آسان تشدید کرد. از این‌رو مأمون در اولِ مسافرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس به وسیله دست اندرکاران پنهان خویش به قتل رساند.[۳۷]

بازدید : 40
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:48


بیت‌المُقَدَّس (به عربی بَیت المَقْدِس یا این که البیت المُقَدَّس) یا این که اورشلیم یا این که قُدس، شهری در فلسطین اشغالی که سو‌مین شهر مقدس مسلمان ها (بعد از مکه و مدینه) و مقدس‌ترین شهر عالم نزد یهودیان و مسیحیان میباشد. مسجد الاقصی اول قبله مسلمان ها درین شهر جای دارد. این شهر، از مرکزها زیارتی ادیان ابراهیمی میباشد و هر مورد از این ادیان، اثر ها و ساختمان‌هایی در آن دارا‌هستند. بیت‌المقدس درحال حاضر در اشغال بی نقص اسرائیل میباشد و اسرائیل این شهر را پایتخت ابدی خویش میخواند؛ البته سازمان ملل و اکثری از کشورهای دنیا، این داعیه را به رسمیت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمی‌شناسند.[۱]
بیت المقدس از سه جهت برای مسلمان‌ها حائز اهمیت میباشد از جهت قبور بعضی از پیامبران و این که قبله در آغاز مسلمان‌ها بوده و هم از این جهت که نقطه دوم معراج رسول (ص) بعداز جنبش از مسجدالحرام میباشد.[مستلزم منبع] بیت‌المقدس و بعضا اماکن مو جود در آن بنابر احادیث شیعه، فضیلت اکثری دارا‌هستند چنان که در روایتی از امام حسن عسکری(ع)، نماز گزاردن در مسجد الاقصی در ستون نماز گزاردن در مسجد الحرام دانسته گردیده و یک نماز در آن موازی با هزار نماز در دیگر مساجد میباشد.[۲][یادداشت ۱]برخی شیعه‌ها اهل ایران در قدیم به ویژه در زمان قاجار و پهلوی، زیارت اماکن مذهبی این شهر را با مهاجرت حج یاروهمدم آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌کرده‌اند.[۳]

عامل نامگذاری
سابق‌ترین نامی که بر این شهر اطلاق گردیده، «أوروشالم»، نزد کنعانی‌ها به معنای خدای ادب و صلح، بوده میباشد. در کتیبه‌های مصری تل العمارنه (کنار نهر نیل در شمال شهر اُسیوط)وابسته به قرن نوزدهم و هجدهم قبل از به دنیا آمدن، از این شهر به اسم «روشالیموم» حافظه شد‌ه‌است. در تورات کلمه اورشلیم که به عبری «یروشالایم» تلفظ میگردد، بارها آمده میباشد و از دید ریشه شناسی، گفته‌اند که به صورت بی واسطه از اسم کنعانی آن یعنی «اوروشالم» گرفته گردیده‌است. در تورات با اسم‌ها و معنی ها تحت از این شهر حافظه گردیده‌است: سالیم[۴]، شالیم (کتاب مزامیر، مزمور ۷۶:۲)، یبوسی[۵]، یبُوس[۶]، شهر یهودا[۷]، شهر پروردگار،[۸] قریه فرمان روا پهناور[۹] و شهر مقدس.[۱۰] در اثرها در ارتباط تاریخ اول سده‌های اسلامی، اسم این شهر به طور «ایلیاء مدینة بیت المقدس» آمده میباشد. ایلیاء، اشاره به اسم هادریانوس اولیه، امپراتور روم، میباشد که بر شهر ویران گردیده اورشلیم، شهری رومی سازه کرد و اسم آیلیا کاپیتولینا را بر آن بنیان[۱۱] القدس به عبارتی واژه و کلمه آرامی قدشه میباشد که در اصطلاح قرته د قدشه[۱۲]، معنای «شهر قدس”، و خیر «شهر مقدس”، از آن مستفاد رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌شد‌ه‌است.[۱۳]

استعمال از کلمه و واژه بیت‌المقدس برای این شهر، در گویش فارسی دری، از قدیم رایج بوده‌ و در اکثری از متن‌ها دیرین نظم و نثر فارسی به عمل رفته میباشد. برای مثال:

حدودالعالم، سابق‌ترین کتاب جغرافیایی به گویش فارسی (۳۷۲ق): «و اندر بیت‌المقدس مَزگِتی(نماز منزل و مسجد) میباشد که مسلمانها از هر جایی، آنجا شوند شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به زیارت»
تاریخ بلعمی (از قدیمی‌ترین متن ها فارسی جان دار، وابسته به سال ۳۵۲ق): «... ازآنجاکه ابراهیم بود از زمین فلسطین تا به مکه پنج‌روزه بوده‌میباشد، خدای بزرگ براقی بفرستاد از عرش -چنانکه شب معراج سوی پیغامبر ما ارسال کرد و او‌را شبی به بیت‌المقدس موفقیت- به عبارتی درخشان سوی ابراهیم ارسال کرد...»
زین‌الاخبار (تألیف به سال ۴۴۰ق): «و زیرا یک چندی برآمد، بخت‌النصر را به بیت‌المقدس ارسال کرد تا آن ولایت بگرفت و جهودان را قهر کرد و اکثری از وی را بکشت.»
سفرنامه ناصرخسرو (سدهٔ پنجم): «پنجم رمضان سنه ثمان و ثلاثین و اربعمائه [۴۳۸ قمری] در بیت‌المقدس شدیم. 1‌سال خورشیدی بود که از منزل خارج آمده بودم و همیشه در هجرت بوده، که به هیچ‌جا مقامی و آسایشی کل نیافته بودم. بیت‌المقدس را اهل شام و آن طرف «قُدس» گویند...»[۱۴]
خصوصیت‌های جغرافیایی و جمعیت شناختی
بیت‌المقدس در حوالی راءس فلسطین نزدیک به ۲۴ کیلومتری غرب بحرالمیت و ۵۶ کیلومتری شرق دریای خزر، در آب پخشان فی مابین جلگه مدیترانه و دره رود اردن جای‌دارد و شهری کوهستانی میباشد که ۲۵۰۰ پا از دریای شمال و ۳۸۰۰ پا از بحرالمیت فراتر میباشد. آب و هوای شهر، گرمسیری، نصفه کم آب، یاروهمدم با فصل‌تابستان های گرم و کم آب و فصل زمستان های سرد و بارانی میباشد[۱۵]. بنابر داده های عددی سال ۲۰۰۹، جمعیت بیت‌المقدس ۷۸۰,۲۰۰ بدن میباشد که ۳۹ درصد آن، عرب‌ و سایر مهاجران یهودی با تابعیت های متعدد و نیز اقلیتی مسیحی میباشند. لهجه موفق عموم، عربی و عبری میباشد. اکثریت مسلمان ها بیت‌المقدس، اهل‌سنت و غالبا یهودیان مستقر این شهر، ارتدوکس و در اجرای شریعت تورات پر اسم و رسم به بنیادگرایی و تندروی میباشند. گزارش هایی از نارضایتی دیگر یهودیان از فشارهای این تیم در مشت میباشد.[۱۶]

عنایت

بازدید : 43
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 11:56

حدیث مَنْ ماتَ حدیثی از فرستاده اسلام(ص) میباشد که طبق آن، هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده میباشد. این حدیث با لفظ ها متفاوت در منابع شیعه و اهل‌سنت نقل گردیده‌است و آن را مورداتفاق شیعه و سنی میدانند. با‌این‌درحال حاضر برداشت‌های متفاوتی بین شیعه و اهل‌سنت درباره‌ی آن وجود مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داراست:

شیعه ها این حدیث را دربارهٔ مورد امامت می دانند و بایستگی آشنایی امام و اطاعت از اورا از آن استنباط می‌نمایند؛ ولی اهل‌سنت معتقدند این ماجرا مرتبط با موردٔ رابطه عموم با حکم دهنده اسلامی و ضرورت بیعت با اوست. در منابع اسلامی، روایاتی با عبارت «اینجانب ماتَ» نقل گردیده است؛[۱] ولی غرض از تعبیر و تفسیر حدیث اینجانب مات» این حرف دارای اسم و رسم فرستاده(ص) میباشد: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده میباشد» که در منابع حدیثی شیعی و سنی آمده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۲]

این حدیث با عباراتی هم بیان شده که تفاوت مختصری با آن دارا‌هستند. مثلا، در کتاب کافی، این حدیث از امام درست گو(ع) اینگونه بیان شده که رسول بیان کرد: «مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیةٌ؛ هر شخصی بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش مرگ جاهلی میباشد.»[۳] همینطور در بعضی از منابع اهل‌سنت از نبی اسلام(ص) آورده شده: «مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر که سوای امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.»[۴]

علامه مجلسی این ماجرا را نزد شیعه و اهل‌سنت پی درپی دانسته میباشد.[۵] روضه خوان بهایی هم گفته این حدیث مورداتفاق شیعه و اهل‌سنت میباشد.[۶] مراد از مرگ جاهلی فرستاده اسلام(ص) مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر که سوای امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده میباشد. احمد بن حنبل، مسند احمد، ۱۴۲۱ق، ج۲۸، ص۸۸ در نقل کلینی از حدیث «اینجانب مات»، امام راست گو(ع) معنای «مرگ جاهی» را هم ذکر نموده است. متن بدون نقص ماجرا به این تفصیل مسجد بابا قدرت مشهد میباشد:

ابن‌ابی‌یعفور نقل می‌نماید: از امام راستگو(ع) دربارهٔ گفتار رسول اسلام که «هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش، مرگ جاهلی میباشد» پرسیدم: «آیا هدف مردن در موقعیت بی دینی میباشد؟» امام راست گو(ع) جواب بخشید: «مردن در وضعیت گمراهی میباشد.«گفتم هرکه در‌این فرصت هم بمیرد و اورا پیشوایی نباشد، مرگش مرگ نا‌آگاهی میباشد؟» بیان کرد: «بله».[۷]

منابع حدیث
بعضا از منابع شیعه و اهل‌سنت که قصه «اینجانب مات» را نقل کرده‌اند، به‌این تفصیل‌اند:

منابع شیعه
کافی، تاثیر کلینی[۸]
کمال الدین و کل النعمة، نوشتهٔ روضه خوان صدوق[۹]
کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، از خزاز رازی.[۱۰]
منابع اهل سنت
مسند احمد بن حنبل[۱۱]
مسند ابوداود سلیمان بن داود طیالسی[۱۲]
مسند الشامیین، ابوالقاسم طبرانی[۱۳]
معنای حدیث نزد علمای شیعه و اهل سنت
علمای شیعه و سنی، هر مورد، سازه به عقاید کلامی خویش، برداشت‌های متفاوتی از «حدیث اینجانب مات» کرده‌اند:

شیعه
شیعه‌ها از حدیث «اینجانب مات» در موضوعٔ امامت استعمال کرده و آن را دلیلی بر ضرورت وجود امام در کل زمان‌ها[۱۴] و بایستگی آشنایی امام و اطاعت از وی دانسته‌اند.[۱۵] بنابر اعتقادات شیعه، خواسته از امام درین داستان، اهل‌بیت و امامان معصوم میباشد و در زمان حاضر، می بایست به امام مهدی، به‌تیتر امام مجال ایمان داشت.[۱۶]

اهل‌سنت
اهل‌سنت تعبیر و معنای دیگری از این ماجرا ارائه کرده‌اند. آنان هدف از «امام» درین قصه را قاضی جامعهٔ اسلامی میدانند که برای مراقبت جامعهٔ اسلامی، می بایست از وی تقلید کرد و در بیعت وی باقی ماند.[۱۷] بایستگی تقلید از حکم کننده اسلامی دربرگیرنده تک تک حاکمان مسلمان می شود و ظالم‌بودن و گناهکاربودن حاکمان خللی درین بایستگی تاسی ساخت و ساز نمی‌نماید. ابن‌تیمیه در تعبیروتفسیر حدیث فوق، ضرورت پیروی و بیعت صحابه فرستاده و تابعان با یزید بن معاویه را استنباط نموده است.[۱۸]

ولی برخی از منابع اهل‌سنت، «امام» در ماجرا فوق را به نبی اسلام(ص) مفهوم کرده‌اند و معتقدند می بایست به رسول ایمان داشت؛ چون وی امام اهل زمین در‌این جهان میباشد.[۱۹]

بازدید : 26
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:06

غصب خلافت از مهم ترین باورهای شیعه‌ها و بدین معناست که خلافت و حکومت بر جامعه، حق امام علی(ع) و امامان معصوم میباشد، البته دیگر افراد به ناحق آن را تصرف کرده‌اند. این اطمینان در ادبیات اهل‌بیت(ع) ازجمله در خطبهٔ شقشقیه،‌ خطبهٔ فدکیه، طومارٔ امام حسین به همسایه بصره و بعضی روایات دیگر اورده شده میباشد. شیعه‌ها معتقدند رسول(ص) در روزهای نهایی معاش‌اش با اعلام ولایت علی در غدیر، تکرار حدیث ثقلین و پست کردن بعضی صحابه با سپاه اسامه به سوا مدینه، مورد‌ را برای جانشینی علی(ع) مهیا کرد. شیعه‌ها غصب خلافت را قضیه‌ساز انحرافات آجل در جامعه اسلامی و شهیدشدن فاطمه دختر فرستاده و اتفاق کربلا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میدانند.

بنابر ارزیابی عالمان شیعه، فرآیند غصب خلافت بوسیله تنی چند از اصحاب، قبل از رحلت فرستاده(ص) استارت شد. شیعه ها نماد‌های این محاسبه را در تخلّف از کمپانی در سپاه اسامه، دوری از کتابت وصیت‌ فرستاده و انکار ویّلیه درگذشت فرستاده و ماجرای صحیفه ملعونه کاوش می‌نمایند. ماجرای سقیفه بنی‌ساعده، دوری بعضی اصحاب از بیعت با ابوبکر، حمله به منزل علی و فاطمه از سوی کارگزاران ابوبکر و موضع‌ها امام علی در شورای شش نفره خلافت نیز از سایر دلایل شیعه ها برای اعتقادوباور به غصب خلافت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

غصب خلافت به‌جز زمان کوتاهی در طی حکومت امام علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) در کلیه روزگار حضور ائمه جریان داشته و خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس هر کدام به طرز‌‌ای خلافت را از اهل‌بیت گرفتند. اطمینان به غصب خلافت در پندار سیاسی فقیهان شیعه نیز تأثیر گذارده میباشد و آن‌ها هر حاکمی به‌جز اهل‌بیت یا این که هر کس از سوی اهل‌بیت باشد را نامشروع و حکم دهنده جور دانسته و همیاری با اینگونه حاکمی را نیز تحریم کرده و یا این که تنها در بعضی حالت روا رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میدانند.

مقام مورد غصب خلافت
غصب خلافت از عنصرها باورهای شیعه ها[۱] به‌ویژه شیعه ها دوازده‌امامی میباشد.[۲] شیعه‌ها معتقدند رسول از سوی خدا علی بن ابی‌طالب را تحت عنوان جانشین خویش نصب کرده بود[۳] و به‌جز علی و بعضی فرزندانش برای کسی حق خلافت الهی قائل نیستند.[۴] شیعه‌ی اصطلاحی مبنی بر همین خصوصیت تعریف‌و‌تمجید شد‌ه‌است.[۵] اما اهل‌سنت میگویند فرستاده کسی را انتخاب نکرده بود و صحابه به نوآوری خودشان با هم مشورت کردن کردند و ابوبکر را به خلافت نشاندند.[۶] هرچند مرتضی عسکری تفحص‌گر مباحث امامت اعتقاد دارد خلافت همچون نبوت منصبی الهی میباشد و کسی‌ نمی‌تواند آن را غصب نماید، و به مکان غصب خلافت بایستی از تعبیروتفسیر غصب حکومت استعمال شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شود.[۷]

در اعتقاد امامیه به‌جز در دورانی محصور راجع‌به امام علی و امام حسن، خلافت غصب گردیده و هیچوقت پذیرشی برای مشروعیت حکومت خلفای آن زمان مطرح نشده بود.[۸] در گفتگوی مسلم بن عقیل با ابن‌زیاد نیز مسلم به صورت صریح بیان کرد که معاویه خلافت را با خیانت از وصی فرستاده غصب نموده است.[۹] از امام جعفر بن محمدِ راست گو امام ششم شیعه نیز نقل گردیده است که خلافت را حق خویش می‌دانست که سایرافراد آن را غصب کرده‌اند.[۱۰] به اعتقاد شیعه‌ها، غصب خلافت، انحراف از مسیر نبی و موضوع‌ساز حادثه ها آینده برای مثال شهید شدن حضرت فاطمه[۱۱] و نیز اتفاق کربلا[۱۲] به شمار می آید.

در منابع متفاوت تنی چند از صحابه رسول اسلام مذکور گردیده‌اند که در قدم ابتدا با خلیفه ابوبکر بیعت نکردند و معتقد بودند که علی بایستی خلیفه باشد.[۱۳] جعفری شیعه‌پژوه پاکستانی اسم ۱۳ بدن از صحابه مشهور‌ که اکثر منابع تاریخی تصویب گردیده‌اند را توده نموده است.[۱۴] چنان‌که مبنی بر نقلی از زُهْری محدث اهل سنت گزارش گردیده که فاطمه دختر فرستاده نیز خلافت ابوبکر را نپذیرفت.[۱۵] اعتقادوباور به غصب خلافت به‌تیتر یکی باورهای زید بن علی رهبر جنبش زیدیه در قرن دوم هجری نیز گزارش گردیده‌است.[۱۶]

رشید رضا(درگذشت: ۱۳۵۴ق) مفسر اهل سنت نیز در تعبیروتفسیر المنار تصریح می‌نماید که اهل‌بیت خویش را برای خلافت لایق‌خیس می‌‌دانستند و فقط به خیال و خاطر مراقبت مصالح مسلمین با زمامداران قاضی ملازمت و همراهی کردند.[۱۷] هر یک سری اکثر عالمان اهل سنت اینگونه تحلیلی ندارند.[۱۸] محمود اسماعيل تاریخ‌پژوه مصری در كتاب «الحركات السريّة فى الاسلام» معتزله را معاند بنى اميّه معرفی ‌می‌نماید چون آنها‌را جبّارانى مى‌شمردند كه خلافت را غصب، و حكومت خویش را با اجبار شمشير بر عموم تحميل كرده‌اند، و حکومت خویش را ناشى از عزم و قضاى الهى معرفی می‌نمایند.[۱۹]

غصب خلافت در ادبیات شیعه
اکثری از تاریخ‌نگاران شیعه در کتاب‌های خویش به غصب خلافت اعتنا کرده و آن‌را گزارش، نظارت و نظارت کرده‌اند.[۲۰] یکی دیرین‌ترین متن ها شیعی که به ماجرای غصب خلافت اشاره نموده است را خطبه شقشقیه دانسته‌اند[۲۱] که علی بن ابی‌طالب(ع) در آن هر سه خلیفه اولیه را مذمت کرده و خویش را سزاوار‌خیس معرفی می‌نماید و تصریح می‌نماید که آنها ارثیه اورا غارت کردند. قبل از آن حضرت فاطمه(س) در سخنرانی خویش در مسجد مدینه مشهور به خطبه فدکیه به ماجرای غصب خلافت اشاره کرده بود.[۲۲] در طومار امام حسین به اهل یک محل بصره نیز به مسئله غصب خلافت اشاره گردیده است.[۲۳]

گروهی از شیعه‌ها همینطور به کتاب سلیم بن قیس استناد می‌نمایند که آنرا متنی دیرین و مرتبط با قرن نخستین هجری قمری می دانند.[۲۴] درین کتاب نقل‌های زیادی درباره ماجرای سقیفه و سرانجام خلافت جمع شد‌ه‌است[۲۵] که از سابق‌ترین رویدادهای مرتبط با غصب خلافت دانسته شد‌ه‌است.[۲۶] علامه مجلسی محدث قرن یازدهم هجری قمری بخشی از کتاب بحار الانوار را با اسم کتاب الفتن تهیه و تنظیم کرده و غصب خلافت و ماجراهای مرتبط را در آن مکان داده میباشد.[۲۷]

برخی شیعه‌ها پیاده سازی غصب خلافت را به قبل از مجال رحلت رسول(ص) ارجاع میدهند[۲۸] و به نقل‌هایی استناد می‌نمایند که به عهد گروهی از صحابه برای غصب خلافت اشاره می‌نماید. چنان‌که علامه مجلسی نیز در جلد ۲۸ بحار الانوار بابی با تیتر «بابُ تَمهیدِ غَصبِ الخِلافةِ و الصحیفةِ الملعونةِ» گشوده کرده و در آن ۷ حدیث زمانبر درباره قضیه‌سازی غصب خلافت و صحیفه ملعونه گرد آورده میباشد.[۲۹] دراین باره حتی سخنی از مأمون عباسی نیز نقل گردیده‌است.[۳۰] دانشمندان غیرمسلمان مثل لامنس و بعداز وی مادلونگ نیز بدین نکته اشاره کرده‌اند.[۳۱] کایتانی، شرق‌شناس ایتالیایی عقیده لامنس را پذیرش کرده و اعتقاد دارد قدمت می‌توانست رحلت رسول(ص) را پیش‌بینی نماید و برای جانشینی نرم افزار‌ریزی نماید.[۳۲] به اعتقادوباور مادلونگ نرم افزار‌ریز اساسی غصب خلافت، قدمت بود البته با اعتنا به منزلت ابوبکر، اورا برای خلافت جلو انداخت.[۳۳]

بازدید : 40
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:31


محمد یزدی (۱۳۱۰-۱۳۹۹ش) از فقهای شورای دربان، مدیریت قدیمی قوه قضاییه، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مجلس خبرگان رهبری و شورای بهتر حیطههای علمیه. یزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خویش دارااست. وی بعد از گذراندن دروس سطح و هجرت به قم، از محضر عالمانی زیرا بروجردی، اراکی و امام خمینی به کار گرفت و بعداز مدتی به جايگاه اجتهاد رسید و از امام خمینی اذن اجتهاد اخذ مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.

از وی اثراتی در موضوع‌های متعدد به عنوان مثال فقه، اصول، علم ها قرآن، تعبیر و تفسیر و عقاید به چاپ رسیده میباشد. او قرآن را نیز به فارسی ترجمه مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.

محمد یزدی در ۱۹ آذر ۱۳۹۹ش درگذشت و در بقعه حضرت معصومه(س) به‌خاک ودیعت شد.

معاش‌طومار
محمد یزدی فرزند علی در سال ۱۳۱۰ش در اصفهان دیده به جهان گشود. جد وی روحانی محمد علی، دارای شهرت به روحانی یزدی نزدیک به صد سال قبل از یزد به اصفهان رفت و از عالمان بنام اصفهان مسجد بابا غدیر مشهد شوید.[۱]

تحصیلات
محمد یزدی زمانه کودکی را در اصفهان سپری کرد و قرائت و تایپ کردن را در مدرسه منزل‌هایی که در مسجد محل بود، فرا گرفت. آن‌گاه برای قرائت کلاس چهارم آموزش و پرورش، به اولی مکتب‌ای که در آن مجال به مدل تازه تأسیس گردیده بود، رفت و شش کلاس را در آن مکتب طی مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۲]

موقعیت خانوادگی و پافشاری و عشق‌مندی بابا منجر عشق او به دروس حوزوی شد. وی تحصیلات حوزوی را نزد بابا خویش آغاز کرد و در مکتب پیاله‌گران، دروس سطح حوزه را در محضر عالمانی زیرا نجف آبادی، عالم، ادیب و طباطبایی تمام کرد.[۳]

محمد یزدی بعد از گذراندن دروس سطح به قم آمد و از محضر اساتیدی زیرا مرتضی حائری یزدی، مرعشی نجفی، سلطانی و علامه طباطبایی استفاده کرد و در درس بیرون نشانه‌ها بروجردی، اراکی، میرزا هاشم آملی، شاهرودی و امام خمینی کمپانی کرد.[۴] او بعد از مدتی به جايگاه اجتهاد رسید[۵] و از امام خمینی اذن اجتهاد اخذ کرد.[۶]

در کتاب خبرگان ملت از لهجه او، دوستان و معاشرانی مذکور میباشد که از این فی مابین می‌اقتدار به محمد محمدی گیلانی، حسین مظاهری، محمدتقی مصباح یزدی، سید علی‌اکبر موسوی در قم و آقایان عالم ایمانی، اخوان ابطحی در اصفهان اشاره نمود.[۷]

وفات

تشییع آیت‌الله محمد یزدی در قم
محمد یزدی در ۱۹ آذر ۱۳۹۹ش درگذشت[۸] و بعداز تشییع در قم و اقامه نماز میت به وسیله آیت‌الله جعفر سبحانی در بقاع حضرت معصومه(س) به‌خاک امانت شد.[۹] آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی، ایمان راسخ به مبانی انقلاب و استقامت در این‌شیوه و غیرت شرعی و انقلابی را از نماد‌های بارز وی برشمرد.[۱۰]

شغل‌های علمی
از روحانی محمد یزدی اثر ها فراونی در مسئله‌های متفاوت همانند فقه، اصول، صحبت، تعبیر و علم ها قرآن وجود دارااست.[۱۱] او‌لین اثری که از او به چاپ رسید، مقالاتی میباشد که در خبر نامه حکمت، به عنوان آدم‌شناسی منتشر شد.[۱۲]

برخی از اثرها وی عبارت‌اند از:

ترجمه قرآن کریم و مهربان: از این ترجمه تحت عنوان یک کدام از ترجمه‌های بی آلایش و جاری به لهجه فارسی حافظه گردیده و چاپ آن به وسیله انتشارات اسوه انجام شده میباشد.[۱۳]
گمشده شما: این کتاب، پیش از انقلاب اسلامی به چاپ رسید و مسئله آن در قضیه اصول آیین و معارف مدرسه تشیع میباشد.[۱۴]
جواب بهتان‌های مردوخ: این کتاب در رد سخنان فردی بنام مردوخ نگاشته شد‌ه‌است که بعداز چاپ کتاب گمشده شما، افترا‌هایی را بر علیه مدرسه تشیع وارد کرده بود.[۱۵]
حسین بن علی (ع) را خوب بشناسیم: مسئله این کتاب، چک قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع) میباشد و با نظارت و زخم‌شناسی، راهکارهایی را نیز ارائه می دهد. این کتاب با دقت به مقایسه مجال صدر اسلام و تطبیق آن با فرصت حاضر، آیتم استقبال قرار گرفت و همین دستور سبب ساز شد تا ساواک کتاب را ممنوع کرده و مبادرت به گردآوری‌آوری نماید.[۱۶]
فقه القرآن: او این کتاب را فرصت تبعید در شهرهای کنگان، بوشهر و اسلام‌آباد غرب نوشته و قضیه آن در زمینه‌ی با آیه‌ها الاحکام میباشد.[۱۷]
اسس الایمان فی القرآن: او در‌این کتاب اصول آئین را از منظر قرآن آیتم پژوهش قرار داده میباشد. این تاثیر در طول محکومیت پیش از انقلاب و در زندان کرمانشاه درج شده میباشد.[۱۸]
نبذ فی المعارف الاسلامی: این کتاب، یک زمان اصول آئین و مذهب به لهجه عربی میباشد و طریق عقلی را برای ثابت و استنباط مطالب به شغل گرفته میباشد.[۱۹]
او رساله‌های کوچکی نیز در مسئله‌های مختلف به عنوان مثال تعبیر سوره ستایش، الولادة الاصطناعیه للانسان، حکم التماثیل و… نوشته میباشد؛ چنان‌که از وی سلسله مقالاتی با تیتر «در قانون اساسی ایران» در روزنامه فروغ و روشنایی دانش چاپ گردیده‌است.[۲۰]

بازدید : 13
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:33


شغل‌های سیاسی
سید محمدصادق شیخ، در زمان مرجعیت، پیش از انقلاب از فعالان علیه حکومت پهلوی بود و در مقاطع متعدد علیه سلطان، اعلامیه‌هایی صادر کرد، البته ابعاد از مسائل سیاسی گوشه‌گیری کرد.[۱۸] مثلا اقدامات او، صدور پیامی در سال ۴۲ش در مورد با حمله نظامیان پاد شاه به مکتب فیضیه، [۱۹] تحریم انتخابات زمان ۲۱ مجلس شورای ملی بوده میباشد.[۲۰] از سایر اعلامیه‌‌های وی در سال ۴۳ش در مخالفت با ثبت لایحه کاپیتولاسیون میباشد.[۲۱] وی در سال ۵۰ش، جشن و پایکوبی‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی را تحریم می‌نماید.[۲۲]در سال ۵۶ش نیز چندین پیام صادر می‌نماید مثلا، پیامی درباره رخداد کشتار عموم در راهپیمایی ۱۹ دی قم،‌[۲۳] اعلامیه‌ای در سالگرد رخداد کشف عفاف و حجاب[۲۴] و اطلاعیه‌ای به مناسبت چهلمین روز قیام ۲۹ بهمن عموم مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تبریز.[۲۵]

سید محمدصادق شیخ، بعد از آنکه حسینعلی منتظری در سال ۱۳۶۴ به‌تیتر قائم‌منزلت رهبر کشور‌ایران معرفی شد، آذرماه ۱۳۶۴، در مجلس درس خویش با این انتصاب مخالفت کرد.[۲۶] درس بیرون فقه وی به همین برهان تعطیل و خویش وی محدود شد.[۲۷] این حصر خانگی تا سال ۱۳۸۰ تداوم مسجد غدیر فلاحی مشهد یافت.[۲۸]

طومار آیت‌الله خویی درباره ملاقات با فرح
سید ابوالقاسم خویی در یادداشتی خطاب به شیخ درباره ناگهانی و ناخواسته بودن ملاقات فرح دیبا با خویی می‌نویسد: «شدیداً نسبت به حادثه ها ناراحت کننده و فجایعی که در کشور ایران فیس داده و اخلاق و رفتار ظالمانه فرمانروا را به‌تیتر اعتراض با وی مطرح کردم و وی هم با اندوه خیلی زود از خانه بیرون مسجد بابا غدیر مشهد شد.» [۲۹]

طومار‌ای درباره فلسطین
سید محمدصادق شیخ در سال ۱۳۵۲ش طومار‌ای خطاب به انور سادات و حافظ اسد درباره مورد فلسطین و بایستگی اتحاد و یکپارچگی مسلمان‌ها در قبال اسرائیل نوشت.[۳۰]

اثرها و تألیفات
سید محمدصادق شیخ، دارنده ۲۶ تاثیر به گویش عربی و ۲۱ تاثیر به گویش فارسی میباشد.[۳۱] این اثرها در موضوعات گوناگون مثلا فقه، اصول فقه و اعتقادات نگاشته گردیده‌اند؛ برای مثال مهمترین اثر مسجد بابا قدرت مشهد ها او:


فقه الصادق
فقه الصادق
کتاب فقه الصادق، آغاز در زمان ۲۶ جلدی چاپ [۳۲] و در زمان بعد از آن در ۴۱ جلد به چاپ میرسد.[۳۳] این کتاب تفصیل تبصرة المتعلمین تاثیر علامه حلی میباشد[۳۴] و مرجع و دایرة المعارفی در تک تک ابواب فقه میباشد.[۳۵] گفته شده که آیت‌الله بروجردی دوبار کتاب فقه الصادق را یاور خویش به نشست درس دادن‏ برده و تحت عنوان گواهی از آن نقل عهدوپیمان و به آن استناد می‌نماید.[۳۶] همینطور به گزارش ابوالقاسم خویی می گویند: وی کتاب فقه الصادق را نزد محمدحسین کشف کننده الغطاء برده و نزد وی از کتاب فقه الصادق تجلیل نموده است.[۳۷] درباره همین تاثیر نیز تجلیلی از مدیر کالج الازهر نقل کرده‌اند. [۳۸]

منهاج الفقاهة
منهاج الفقاهة کناره‌ای میباشد بر مکاسب روضه خوان انصاری که به نحوه ای مختلف همگی موردها ارائه گردیده را مشاجره و رسیدگی نموده است. این کتاب در ۶ جلد و به لهجه عربی درج شده میباشد.[۳۹]

نظام حکومت در اسلام
شیخ در سال ۱۳۵۵ش این کتاب را نوشته و در آن، دعوا دولت اسلامی به سر کردگی فقها یا این که همان تشکیل حکومت اسلامی زیر رهبری البته عالم را تشریح نموده است. این کتاب تا دی ماه ۱۳۵۷ش سه توشه تجدید چاپ شد‌ه‌است.[۴۰]

کتاب طومار‌های تاریخی
این کتاب تیم‌ای از طومار‌هایی میباشد که در میان سید محمدصادق روضه خوان و بعضی شخصیت‌ها نگاشته گردیده و دارنده چهار فصل میباشد، فصل اولیه گروه طومار‌های آیت‌الله خویی، فصل دوم، طومار‌های بعضا مراجع و علما، فصل سوم، طومار‌های شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و فصل پایان مشمول تیم تلگراف‌ها میباشد.[۴۱]

زبدة الاصول
زبدة الاصول کتابی به گویش عربی و زمان بدون نقص اصول فقه در ۶ جلد، که به طور دعوا استدلالی ارائه گردیده‌است. [۴۲]

دیگر تاثیر او، المسائل المستحدثه میباشد، این کتاب، دربرگیرنده ارائه مسائل تازه و گزینه ابتلا با بیان دلایل و مستندات شرعی، روایی و قرآنی میباشد.[۴۳]

پانویس
«زندگینامه سید راستگو شیخ»، مقر آگهی دفتر کار سید محمدصادق شیخ.
شیخ، نظام حکومت در اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۹.
«زندگینامه سید درست گو شیخ»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق شیخ.
«زندگینامه سید درستگو روضه خوان»، مقر استحضار‌رسانی دفتر کار سید محمدصادق روضه خوان.
«زندگینامه سید راستگو روضه خوان»، مقر اگاهی‌رسانی محل کار سید محمدصادق روضه خوان.
«زندگینامه سید درستگو روضه خوان»، مقر آگهی محل کار سید محمدصادق شیخ.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 55
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 502
  • بازدید ماه : 596
  • بازدید سال : 2869
  • بازدید کلی : 41841
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی