loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 25
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:00


مُصَلّای شهید مزاری، یکی‌از اماکن مذهبی در غرب کابل و حیطه شیعه‌نشین آن میباشد که به خیال و خاطر هجوم ها داعش به کمپانی‌کنندگان در مراسم سالگرد عبدالعلی مزاری در آن شناخته می‌گردد. این مصلیٰ در صدر خاتم‌الانبیاء اسم داشت البته بعدا برای بزرگداشت عبدالعلی مزاری به مصلای شهید مزاری تغییر و تحول مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اسم یافت.

وضعیت
مصلای شهید مزاری که به مصلای مزاری نیز آوازه دارااست در ناحیه غرب کابل[۱] و ناحیه‌ای شیعه‌نشین جای دارد.[۲] از مهم‌ترین مراسم‌هایی که درین مصلیٰ برگزار می شود،‌ برگزاری نماز عید فطر،[۳] جلسه حرکت نوروفروغ افغانستان[۴] و بزرگداشت عبدالعلی مزاری آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۵]

تأسیس و نامگذاری
سید ابوالحسن فاضل بهسودی، متولی و مسئول پروژه خاتم‌الانبیاء بود که آن را در دهه ۱۳۷۰ش برای تأسیس یک مجتمع تعالی مذهبی وقف کرد.[۶] طبق حیث متولی طرح، این پروژه برای به کار گیری عوام مردم اعم از شیعه و سنی در لحاظ گرفته گردیده بود و در مراسم کلنگ‌زنی آن، از شیعه‌ها اسماعیلیه، شیعه ها دوازده‌امامی و اهل سنت دعوت گردیده بود تا در آن کمپانی کنند. غرض از احداث این راس، تشکیل داد مرکزی همچون الازهر، حوزه علمیه نجف و قم تیتر گردیده بود.[۷] پس از درگذشت سید ابوالحسن فاضل در سال ۱۳۷۷ش، تولیت طرح به سیدحسن فاضل جابجایی یافت و سازه شد تا درین مجتمع، مبادرت به تشکیل داد مسجد، حوزه علمیه، بیمار‌ستان، دارالایتام و استادیوم ورزشی شود، البته با تضارب‌های طالبان و ساخت سر و صدا در حیطه، این پروژه رو به تعطیلی گذاشت و قسمت عمده‌ای از زیرساخت‌های گروه تخریب یا این که به سرقت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.[۸]

فی مابین سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ش،‌ اختلاف‌هایی برای تغییر تحول اسم این مجتمع استارت شد. اسم کهن این مجتمع، خاتم‌الانبیاء بود ولی پیشنهادهایی برای تغییر و تحول اسم به شهید مزاری آن مطرح شد. در‌این در میان گروهی از شیعه‌ها و اهل‌سنت حیطه با این تغییر و تحول اسم مخالف بودند و آن را توهین به رسول اسلام می‌دانستند. در همین خصوص مناظره‌هایی نیز در تلویزیون‌های افغانستان صورت گرفت.[۹] در غایت در ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ش، اسم مزاری جایگزین اسم خاتم الانبیا شد و تابلویی با همین اسم بر بالای سازه نصب و جایگزین تابلوی گذشته شوید.[۱۰] در شهریور ۱۴۰۰ش، با ورود نیروهای طالبان به کابل، تابلوی مصلیٰ، از بالای آن برداشته شد که چندی آن‌گاه دوباره در مکان خویش نصب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۱]

مرمت
اداره انکشاف ملی اعمار افغانستان، متولی تشکیل داد بنای جدیدی برای مصلیٰ شد. بنای نو در دو طبقه با گنجایش و ظرفیت دوازده هزار نفر پیاده سازی و هزینه آن از دارایی دولتی تأمین شوید. تشکیل داد این بنای نو در ۱۱ تیر ۱۳۹۹ش استارت شد.[۱۲]

حمله ها داعش به مصلای شهید مزاری
در ۱۸ اسفند ۱۳۹۶ش، دسته داعش قصد داشت تا حمله انتحاری دربین کمپانی‌کنندگان در مراسم بزرگداشت عبدالعلی مزاری برگزار نماید که پیروز به‌این حمله نشد و حمله سوا مصلی اجرا و سبب به کشته‌شدن هفت بدن و زخمی شدن هفت بدن دیگر شد.[۱۳] در ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ش، در حالی که جمعیت متعددی از عموم و مسئولان وقت افغانستان در مصلای شهید مزاری برای بزرگداشت عبدالعلی مزاری انباشته شده بودند، از یکی‌از منزل‌های همسایه مصلیٰ چندین خمپاره به سمت مصلیٰ شلیک شد[۱۴] که سبب ساز به کشته‌شدن ۱۱ بدن و زخمی شدن ۹۵ بدن دیگر شد. مسئولیت این حمله را داعش برعهده گرفت.[۱۵] در ۱۶ اسفند ۱۳۹۸ش نیز حمله‌ای تروریستی در مراسم بزرگداشت عبدالعلی مزاری چهره بخشید. درین حمله گروهی به منزلت مهمانان در مراسم شلیک کردند[۱۶] که سبب به کشته‌ و زخمی‌شدن بیش‌ از ۱۶۰ نفر از کمپانی‌کنندگان شد. مسئولیت این حمله را داعش برعهده گرفت.[۱۷]

پانویس
«تابلوی مصلی شهید مزاری مجدد نصب شد»، خبرگزاری شفقنا.
«طالبان حمله به مصلای «شهید مزاری» در غرب کابل را رد کرد»، خبرگزاری تسنیم.
«نماز عید سعید قربان در مصلی شهید مزاری»، خبرگزاری شفقنا.
«نشست عیدانه تکان فروغ و روشنایی اجرا مي شود»، خبرگزاری شفقنا.
«طالبان حمله به مصلای «شهید مزاری» در غرب کابل را رد کرد»، خبرگزاری تسنیم.
«تغییر تحول اسم مصلی خاتم الانبیاء(ص) تقويت مبانى كفر»، مقر تکثیر اذهان و اثر ها سید جعفر عادلی حسینی.
«مراسم تهداب گذاری پروژه گران قدر خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله»، یوتیوب، دوران: ۹:۴۵ تا ۱۲.
«سخنرانی حضرت آیت الله فاضل(ره) در مراسم تهداب گذاری پروژه خاتم الانبیاء(ص)»،‌ مقر انتشار افکر و اثر ها سید جعفر عادلی حسینی.
«مناظره پیرامون تغییر‌و تحول اسم مصلی خاتم الانبیاء(ص)»،‌ مقر اثر ها و اذهان سیدجعفر عادلی حسینی.
«ریشۀ فتنه در کجاست؟»، مقر القارعه.
«تابلوی مصلی شهید مزاری مجدد نصب شد»، خبرگزاری شفقنا.
«تهداب گذاری فاز نخستین اعمار مصلای تبارک شهید مزاری با حضور نائب رئیس مدیریت جمهور»، خبرگزاری شفقنا.
«حمله انتحاری در حوالی مصلی شهید مزاری در شهر کابل»، خبرگزاری جمهور.
«حمله بر نشست در مصلی مزاری»،‌ طلوع‌نیوز.

بازدید : 22
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:54

(۱۳۳۳ش-۱۳۷۹ش) مستبصر اهل ایتالیا و فرزند یک کدام از سرمایه‌داران دارای اسم و رسم ایتالیا به اسم جِیانّی آنیلی بود. وی زیر تأثیر قرآن از مسیحیت به مذهب شیعه گروید و علی‌رغم فشارها و تهدید ها از آن دست برنداشت. بعضی مرگ او‌را مشکوک و صهیونیست‌ها را برهان قتلش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.

درباره ادواردو آنیلی کتاب‌هایی به لهجه فارسی نوشته میباشد مثلا کتاب کادو مسیح میباشد که ماجرای مسلمان شدن ادواردو،‌ شهید شدن وی و حاشیه ها و رویدادهای پیرامون آن را گزارش نموده است.ادواردو آنیلی در ۱۹ خرداد ماه ۱۳۳۳ خورشیدی موازی با ۹ ژوئن ۱۹۵۴م در نیویورک چشم به جهان گشود.[۲] پدرش، جیانی آنیلی، از سرمایه‌داران دارای اسم و رسم ایتالیا و صاحب و مالک کمپانی ماشین‌سازی فیات، مطرح ترین کمپانی ماشین‌سازی ایتالیا، یک‌سری خزانه سری، یکسری کمپانی پیاده سازی مد و خرقه،‌ باشگاه اتومبیل‌رانی فراری، باشگاه فوتبال یوونتوس و... بود.[۳] مادرش مارلا کاراچیلو نیز یک پادشاه‌زاده یهودی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۴]

ادواردو بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی به دانشکده آتلانتیک انگلیس رفت و بعد از دریافت دیپلم، راهی دانش کده پرینستون شد و در فن فلسفه و ادیان شرق در مدت دکتری خارج از‌التحصیل شد. بعداز آن برای ادامه مطالعات در مورد ادیان شرق، به هند هجرت کرد.[۵] ادورادو در سال ۱۹۸۶م مدیر باشگاه یوونتوس را برعهده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشت.


ادواردو در سال ۱۹۷۴م در ۲۰ سالگی با قرآن آشنا شد و بعداز بازرسی و تحقیق پیرامون قرآن و ذیل تأثیر قرآن مسلمان شد و در یک راءس اسلامی در نیویورک شهادتین را به لهجه روان کرد. دوستانش اسم هشام عزیز را برای وی گزینش کردند.[۷] وی در فروددین ماه سال ۱۳۵۹ش در‌پی شناخت با محمدحسن قدیری ابیانه، رایزن مطبوعاتی رزرو وقت سفارت کشور‌ایران در ایتالیا، شیعه شد و اسم اورا مهدی گذاشتند.[۸] وی در فروددین ماه سال ۱۳۶۰ش در حسینیه جماران با امام خمینی دیدار کرد[۹] و آن‌گاه برای زیارت مرقد امام رضا(ع)، هشتمین امام شیعه‌ها به مشهد شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.[۱۰]


به گفته برخی از نزدیکان ادواردو، وی بعد از مسلمان شدن، رنج‌های فراوانی از سوی خانواده متحمل شد.[۱۱] بابا ادواردو،‌ او‌را از مدیر کمپانی فیات بیرون کرد و مدتی اورا در یک ویلای فردی زندانی کرد.[۱۲] آورده شده اورا به یک راءس دیوانه با نیروی کار یهودی بردند؛ البته وی به دلیل خوف از شستشوی مغزی از آنجا فراروگریز کرد.[۱۳] با این وجود ادواردو اسلام و تشیع را تبلیغ می کرد و با پند وی، دوست نزدیکش کنت لوکا گائتانی لاواتلی پسر فرمانروا شراب ایتالیا مسلمان شد.[۱۴] وی همینطور تهیه و تنظیم‌کنندگی مستندی درباره اسلام برای شبکه یک ایتالیا را به ذمه داشت.[۱۵]

درباره معاش ادواردو کتاب‌هایی به لهجه فارسی به کتابت درآمده میباشد.

کتاب «کادو مسیح: سیری در معاش ادواردو آنیلی» به مداد مصطفی غفاری ساروی از سوی راس اوراق انقلاب اسلامی منتشر گردیده‌است. این کتاب مسلمان شدن ادواردو،‌ شهیدشدن وی و حاشیه ها و رویدادهای پیرامون آن را گزارش نموده است. کتاب نام برده تا سال ۱۳۹۲ش شش توشه تجدید چاپ گردیده است.[۲۳]
کتاب داستان «ادواردو» بهزاد دانشگر، انتشارات «آرما» و «عهدوپیمان مانا». این کتاب در فستیوال تولیدها فرهنگی و پژوهشی در حوزه اسلام و مسیحیت سال۱۳۹۴ش، فستیوال مداد زرین سال۱۳۹۵ش و فستیوال دوسالانه محرک کتاب اصفهان سال۱۳۹۵ش برگزیده گردیده است.[۲۴]
«یک دقیقه بی صدا: براساس معاش شهید ادواردو آنیلی» نفیسه نظری، انتشارات «علی» و «فرادید نگر».
«اینجانب ادواردو نیستم!: ۷۲ داستانک از معاش ثروتمندترین شهید شیعه؛ مهدی (ادواردو) آنیلی» تألیف دسته فرهنگی شهید ابراهیم، انتشارات شهید ابراهیم هادی.
پانویس
زهره بندیان، «ماجرا معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»، تارنما رهیافته.
«ادواردو آنیلی که بود و چه گونه اسلام آورد‌؟»، خبرگزاری مشرق.
«مستند شهید ادواردو آنیلی روایتی از مصعب بن عمیر قرن بیستم»، خبرگزاری ابنا.
«ادواردو آنیلی که بود و چه‌طور اسلام آورد‌؟»، خبرگزاری مشرق.
زهره بندیان،‌ «روایت معاش شهید ادواردو آنیلی‌(۱)»،‌ تارنما رهیافته.
زهره بندیان، «قصه معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»، وبسایت رهیافت.
وقتی، شناخت با استشراق و اسلام‌شناسی غربیان، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۵؛ زهره بندیان،‌ «روایت معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»، وبسایت رهیافته.
هنگامی، شناخت با استشراق و اسلام‌شناسی غربیان، ۱۳۹۴ش، صص۱۷۵و ۱۷۶.
هنگامی، شناخت با استشراق و اسلام‌شناسی غربیان، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۶.
زهره بندیان،‌ «ماجرا معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»، وبسایت رهیافته.
زهره بندیان، «ماجرا معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»، وبسایت رهیافته.
هنگامی، شناخت با استشراق و اسلام‌شناسی غربیان، ۱۳۹۴ش، ص ۱۷۶.
زهره بندیان، «ماجرا معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»، وبسایت رهیافته.
«داستان شهید شدن ادواردو آنیلی: شاهزاده میلیاردر ایتالیا»،‌ خبرگزاری تسنیم.
زهره بندیان، «ماجرا معاش شهید ادواردو آنیلی(۱)»،‌ وب سایت رهیافته.
«ادواردو آنیلی هر کس امام پیشانیش را بوسید»، خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان.
«قصه معاش شهید ادواردو آنیلی(۲)»،‌ تارنما رهیافته.
«مهاجرت ادواردو آنیلی به مشهد»،‌ مقر فردی پزشک محمدحسن قدیری ابیانه.
«مسافرت ادواردو آنیلی به مشهد»،‌ مقر فردی پزشک محمد حسن قدیری ابیانه.
«مستند ادواردو آنیلی»، وب سایت آپارات.
«قصه معاش ادواردو در کانال اسمان»،‌ کانال تلویزیونی آسمان.
«مستندسازان برای تشکیل داد مستند آنیلی ترساندن و حتی زندانی شدند»،‌ وبسایت رهیافته.
«کادو مسیح برای ششمی توشه به کتابفروشی‌ها آ‌مد»،‌ خبرگزاری تسنیم
دانشگر، ادواردو، ۱۳۹۷ش، پشت جلد.

بازدید : 23
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:56

(درگذشت ۸۰ق) همسر حضرت زینب(س).عبدالله اولیه مولود مسلمان ها در حبشه بود و در سال هفتم قمری به یار بابا و مادرش به مدینه سفر کرد. عبدالله در حفاظت از امام علی(ع) در مبارزه‌های جمل و صفین کمپانی کرد.او تا فرصت صلح امام حسن(ع) با معاویه، با آن حضرت یاروهمدم بود. وی در زمان حکومت معاویه و یزید عطایای آنان‌را می‌به عهده گرفت و در رخداد کربلا حضور نداشت؛ ولی همسرش زینب(س) درین اتفاق اسیر شد و دو بدن از فرزندانش به اسم‌های عون و محمد در روز عاشورا در کربلا به شهیدشدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسیدند.

منزلت، عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب، از صحابه رسول(ص) فرزند جعفر طَیّار و اسماء دختر عُمَیس بود.[۱] پدرش جعفر از صحابه نبی(ص) بود که در نزاع موته به شهیدشدن رسید. فرستاده(ص) بعداز شهید شدن جعفر، عبدالله را گزینه ناز و نوازش قرار بخشید.[۲] عبدالله با استناد به حدیث رسول(ص) که «جعفر را دیدم که در پردیس با فرشتگان پرواز می‌نماید»[۳]، ابن‌ذی‌الجناحین (فرزند هر که دو بال و پر داشت) نیز خوانده مسجد غدیر فلاحی مشهد میشد.[۴]

عبدالله با حضرت زینب(س) تزویج کرد. ثمره این تزویج چهار فرزند پسر (علی، عباس، عون، محمد) و دختری به اسم ام‌کلثوم بود.[۵] وی همینطور در طول حیات زینب، با لیلا دختر مسعود نیز تزویج کرد.[۶] و بعد از درگذشت زینب(س) با ام‌کلثوم خواهر وی وصلت مسجد بابا غدیر مشهد کرد


تولد در حبشه و مهاجرت به مدینه، عبدالله در حبشه دیده به جهان گشود. در سفر جعفر بن ابی‌طالب به حبشه، همسرش اسماء بنت عمیس نیز یار وی بود[۸] و عبدالله، به‌تیتر اولیه مولود مسلمان‌ها، در آنجا به دنیا آمد.[۹] وی در سال هفتم مسافرت، بعد از غزوه خیبر، به یار و همدم خانواده‌اش به مدینه نزد نبی(ص) مسجد بابا قدرت مشهد رفت.[۱۰]

در روزگار خلفا
بنابر کتاب فتوح الشام، عبدالله در فتوحات (فتح شام) که در حین خلافت قدمت بن خطاب فیس بخشید، شرکت کردن کرد.[۱۱] وی در دورۀ خلافت عثمان، هنگام تبعید ابوذر به رَبَذِه، به پیروی از علی(ع)، ابوذر را تا خارج مدینه بدرقه کرد.[۱۲]

به گفته ابن‌ابی‌الحدید زمانی که ولید بن عقبه والی عثمان در کوفه به شراب‌خواری تبهکار شد، عبدالله به‌فرمان علی(ع) بر ولید حد روان کرد.[۱۳]

حضور در نزاع‌های زمان خلافت امام علی(ع)
عبدالله با علی(ع) بیعت کرد[۱۴] و در بیشتر حوداث زمانه خلافت علی(ع) حضور داشت[مستلزم منبع] وی به طرفداری از علی(ع) در پیکار جمل کمپانی کرد[مستلزم منبع] و در مبارزه صفین نیز در سپاه امام علی(ع) بود و بر قبایل قریش، اَسَد و کنانه سر گروهی داشت[۱۵] و به یاری مسلم بن عقیل پیادگانِ سَمت راست سپاه امام را فرماندهی می کرد.[۱۶] سازه به نقلی علی(ع) انگیزه تایید حَکَمیت را زنده ماندن اشخاصی همانند عبدالله بن جعفر دانست.[۱۷] عبدالله از اشخاصی بود که به پایبندی عراقیان بر عهدنامه حکمیت مدرک اعطا کرد.[۱۸]

علی(ع) به سفارش وی محمد بن ابی‌دیده نشده (اخوی مادری عبدالله) را به مکان قیس‌ بن سعد به ولایت مصر منصوب کرد.[۱۹] به گفتۀ ابن‌ابی‌الحدید، علی(ع) می‌خواست عبدالله را به‌ منجر تبذیر، از تصرف در اموالش جلوگیری کردن نماید، ازاین‌رو وی با زُبیر بن عَوام سهم دار شد و امام دیگر او‌را محجور نکرد.[۲۰]

قصاص ابن‌ملجم
به نقل از ابن‌سعد و علی بن حسین مسعودی، عبدالله بعد از شهید شدن امام علی(ع)، ابن‌ملجم مرادی را قصاص کرد.[۲۱] ولی این گفته بر خلاف عبارت دیگری از مسعودی میباشد که می گوید: «و قَتل الحسنُ بندهَالرحمن بن ملجمَ علی حسب ما ذکرنا».[۲۲] روحانی موثر در کتاب ارشادوراهنمایی گزارش کرده امام حسن مجتبی(ع) دستورداد که ابن‌ملجم قصاص خواهد شد.[۲۳]

عبدالله در صلح امام حسن با معاویه در سپاه امام حسن(ع) بود.[۲۴] به گفته ابن‌ابی‌الحدید، وقتی که امام حسن(ع) به شهید شدن رسید، مروان بن حکم از دفن او در کنار مرقد رسول(ص) خودداری کرد. عبدالله، امام حسین(ع) را قسم اعطا کرد تا از بحث با مروان بپرهیزد
عبدالله در حکومت معاویه، با دربار وی در دمشق رابطه برقرار کرد و به نزد وی در دمشق رفت.[۲۶] معاویه ۱.۰۰۰.۰۰۰ درهم مقرری سالیانه برای او گزینش کرد و یزید آن را به ۲.۰۰۰.۰۰۰ درهم ارتقا بخشید.[۲۷] نقل شده که عبدالله بن جعفر به خواهش و عطای معاویه اسم یک کدام از فرزندان خویش را معاویه نامید.[۲۸]

معاویه عبدالله بن جعفر را سیدِ بنی‌هاشم کنیه بخشید، ولی وی اینگونه لقبی را مختص به حسنین(ع) می‌دانست.[۲۹] بعضی احترام معاویه به عبدالله بن جعفر را برخاسته از کارایی او برای جذب بزرگان و سران قبایل، و شاید برای کاستن از جایگاه فرزندان امام علی(ع) دانسته‌اند.[۳۰]

در مجالس معاویه دربین یزید با عبدالله بن جعفر مفاخراتی انجام یافته میباشد[۳۱] در یکی این مجالس، که حسنین(ع) نیز حضور داشتند، در بین معاویه و عبدالله دعوا‌ای فیس بخشید؛ عبدالله به ذکر فضیلت علی(ع) و خاندانش پرداخت و با بیان اسم امامان دوازده‌گانه به امامت آن‌ها نیز اشاره نمود.[۳۲]

بازدید : 16
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 11:51

(درگذشته ۱۵ق) پرچمدار انصار و مشاور نبی(ص) در پیکار احزاب که در غزوه‌های زیادی در کنار نبی حضور داشت. سعد از احاطه و بزرگان مدینه و مدیر خاندانٔ خزرج بود و قبل از اسلام به سعد بی نقص دارای شهرت بود. سعد در قسم عَقَبه با فرستاده(ص)، از نُقَبای دوازده‌گانه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.

بعداز درگذشت رسول(ص) که بعضا از بزرگان انصار در سقیفه عده شدند، سعد بن عباده مورد خلافت وی بود، البته با ورود ابوبکر و قدمت و ابوعبیده جراح، اجتماع سقیفه به خلافت ابوبکر متمایل شد و با او بیعت کردند. سعد هیچ‌گاه با خلیفه نخستین و دوم بیعت نکرد. او در بعد از ظهر خلافت قدمت بن خطاب به قتل رسید و بعضا این اتفاق را عمل جنیان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانستند.

بستگان، اسم بدون نقص وی، سَعد بن عُبادة بن دُلَیم بن حارثه خَزرَجی میباشد که با لقب ابوثابت یا این که ابوقیس شناخته می‌گردیده‌است. بستگان سعد از تسلط بستگان خزرج بودند و پدرش عباده از بزرگان خویشان خزرج در یثرب بود و مادرش عمره بنت مسعود بن قیس از زنانی بود که با نبی اسلام بیعت کرد و در سال پنجم سفر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درگذشت.[۱]

سعد از صحابۀ نبی اکرم(ص)، اهل مدینه، گرانقدر خویشان خزرج در نا آگاهی و اسلام بوده میباشد.[۲] چنانکه ابن‌تمهید اندلسی، دانا و محدث قرن پنجم هجری نوشته، سعد بن عباده ۲۱ حدیث از نبی(ص) نقل نموده است.[۳] او قبل از اسلام به جهت شناخت با تلاوت و تایپ کردن، تیراندازی و شنا، به سعد بدون نقص دارای اسم و رسم بوده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴]

سعد و پدرانش در عصر قبل از اسلام به سیادت و سخاوتمندی دارای شهرت بودند،[۵] و این شرافت و سیادت در حین اسلام هم ادامه پیدا کرد و آن ها از اصحاب اطعام در مدینه بودند.[۶] بیان شده که در هیچ خاندانی از عرب سوابق نداشته میباشد که میهمانداری در چهار نسل به‌این شکل ادامه یابد و قیس پسر سعد نیکوکاری‌اش از تمامی بیشتر بوده میباشد.[۷]

در سخاوت سعد حکایات فراوانی مذکور میباشد؛ بیان شده که دلیم، جد او، منزلی داشته میباشد که هر روز کسی از آن خانه ندا می‌داده میباشد: «‌کسی که غذایی چرب و قابل انعطاف میخواهد، به منزل دلیم بیاید.‌» بعد از مرگ دلیم، این اطعام را عباده و بعداز وی سعد و ابعاد پسرش قیس ادامه دادند.[۸]

همینطور ابن‌سیرین نقل کرده که رسول(ص) هر شب اهل صفه را برای اطعام بین اصحاب تقسیم میکرد. برخی یک نفر، بعضی دو نفر و بعضا بیشتر، البته سعد هر شب هشتاد نفر را برای اطعام به خانه می برد.[۹]

فرستاده(ص) روزی بعد از افطار در خانه سعد اینگونه دعا فرمود:

روزه‌داران و نیکان بر رمز سفره شما خوراک بخورند، و ملائکه بر شما سلام فرستند.[۱۰]
سعد و فرزندانش در تهیه نمودن اثاثیه مراسم عروسی علی(ع) و فاطمه(س) امداد اکثری کردند.[۱۱]

مسلمان شدن
سعد بن عباده در بیعت عقبه، با هفتاد بدن از انصار (اهل یثرب)، با پیامبر معبود(ص) بیعت کرد و هنگامی که ایمان آورد به یاور منذر بن عمرو و ابودُجانه، بت‌های بنی‌ساعده را باخت.[۱۲] وی یکی نقباء دوازده‌گانه بود که نبی آن ها را به اشاره جبرئیل گزینش کرد.[۱۳]

حضور در غزوات
سعد در بیشتر غزوات پیامبر معبود(ص) حضور داشت، ولی در امر حضور او در غزوه بدر اختلاف وجود دارااست.[۱۴] وی از اشخاص گزینه اتکا و مشورت کردن رسول(ص) بود. در مبارزه احزاب رسول(ص) بعداز مشورت کردن با سعد بن عباده و سعد بن معاذ، و سرسختی آن‌ها در هواخواهی از حیثیت اسلام و فرستاده(ص)، ادامه گفتگو با سران مشرکان را رد کرد.[۱۵]

او از پرچمداران سپاه اسلام بود؛ چنانکه مندرج، در تک تک غزوات نبی(ص) درفش مهاجرین به دست امام علی و درفش انصار در چنگ سعد بوده میباشد.[۱۶] هرچند در فتح مکه نیز درفش به دست سعد بن عباده بود،[۱۷] البته بعد از آنکه سعد شعار خون ریزی و انتقام‌جویی راز اعطا کرد و گفتارش به گوش فرستاده(ص) رسید، حضرت فرمود: «علی(ع) خویش را به وی برساند، درفش را از دستش بگیرد و شعار مرحمت و بخشش را اعلام کند.» بنابر نقلی دیگر، قیس پسر سعد، مأمور به‌این دستور شد.[۱۸]

خلافت ابوبکر
نوشته ی علمیٔ مهم: ابوبکر
بعداز رحلت رسول(ص)، سعد بن عباده به یاور برخی از بزرگان مسلمان مدینه در سقیفه بنی‌ساعده تحت عنوان مورد خلافت مطرح شد.[۱۹] ولی با ورود ابوبکر، قدمت و ابوعبیده جراح به سقیفه، بشیر بن سعد خزرجی؛ پسرعمو و حریف سعد بن عباده و قوم اوس که حریف خزرجیان بودند، به سمت ابوبکر متمایل شدند و با وجود مخالفت فراوان سعد، با ابوبکر تحت عنوان خلیفه بیعت کردند.[۲۰] ولی بعضا میگویند سعد خودش ادعای خلافت نداشت، بلکه این خزرجیان بودند که قصد به وی داشتند.[۲۱] سعد هیچ‌گاه با خلفا بیعت نکرد و فامیل‌اش نیز به تاسی از وی با ابوبکر بیعت نکردند.[۲۲] بعضی درباره این مورد گفته‌اند که سعد قصد خلافت کرد و زیرا به نوایی نرسید، با خلیفه بیعت نکرد.[۲۳]

خلافت قدمت
ماجرا بیعت نکردن سعد با خلیفه نخستین، در حین قدمت هم تکرار شد. هر چه خلیفه دوم در بیعت به چنگ آوردن از سعد پافشاری کرد، خط مش به جایی نزاع. گفته شده که کثرت و قوت خویشان سعد، دستگاه حاکمه را از اسیب به سعد بازمی‌داشت.[۲۴]

پسر سعد روزی قدمت را اندرز می‌نماید که «‌سعد قسم و سوگند خاطر کرده که با شما بیعت نکند و شما هم نمی‌توانید به زور از وی بیعت بگیرید، مگر آنکه اورا بکشید! قتل وی هم مشروط به قتل کلیه قبیلۀ خزرج و قتل خزرج مشروط به قتل اوس میباشد و قتل اوس مشروط به قتل جملۀ بطون یمن میباشد و این مقدور شما و اعوانتان نخواهد بود، پس با وی بسازید.»[۲۵]

قیس بن سعد
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: قیس بن سعد بن عباده
قیس پسر سعد از اولی اشخاصی بود که در مسائل بعداز وفات رسول(ص) و در قضایای سقیفه و گزینش خلیفه، با ابوبکر بیعت نکرد و به امام علی(ع) مراجعه کرد و از یاران و کارگزاران او بود.[۲۶]

بازدید : 17
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:47

(درگذشت: ۷۰ق) ملقب به اَشْدَق فرمان‌دار مکه و مدینه در زمان بنی‌امیه بود. او را از صحابه، بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی فی مابین عموم شام دانسته‌اند. اَشدق از سوی یزید مأمور به قتل امام حسین(ع) در مکه شد؛ اما با خروج زودهنگام امام از مکه چیره به‌این عمل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نشد.

عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر شهیدشدن امام حسین(ع) امرکرد تا آن را فی مابین عموم مدینه جار بزنند. وی با شنیدن صدای شیون و عزای زنان بنی‌هاشم، آن را انتقام روز شیون زنان بر قتل عثمان دانست.یزید در ذی‌الحجة سال ۶۱ق، عمرو را از حکومت مدینه بیرون کرد. اَشدق در اوایل خلافت خان دایی خویش، مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود. او به ولایت‌عهدی عبدالملک بن مروان نیز برگزیده شد، البته در غایت به دست عبدالملک کشته مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.

معرفی، عَمْرو بن سعید‌(درگذشت: ۷۰ق) با اسم بی نقص عمرو بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس اشدق، فرمان‌دار مکه و مدینه در سال ۶۰ق از سوی معاویه و پسرش یزید بود.[۱] او به جهت بلاغت در حرف با کنیه اَشدق (کام‌گشاده) شناخته شد.[۲] برادران او خالد بن سعید، ابان بن سعید و عتبة بن سعید اسم داشته و به لحاظ روضه خوان طوسی تمامی در شمار صحابه نبی بودند.[۳] عاص بن سعید اخوی دیگرش بود که مسلمان نشد و به دست امام علی(ع) در پیکار بدر کشته شد.[۴] مروان بن حکم را خان دایی وی مسجد بابا غدیر مشهد بود.[۵]

نقش اشدق در اتفاق کربلا، هنگامی که معاویه از عموم برای یزید بیعت می‌گرفت، اَشدق به درخواست وی خطابه‌ای در حمد یزید خواند و عموم را به بیعت با او تشویق کرد.[۶] همینطور اَشدق را از بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی بین عموم شام دانسته‌اند.[۷] یزید بر ضعف مدیر و تسامح ولید بن عتبه در واکنش با امام حسین(ع) استحضار یافت.[۸] آن گاه به نقل از تاریخ طبری (تألیف: ۳۰۳ق) و بقیه افراد در رمضان سال ۶۰ق او‌را از امارت مکه کنار گذاشت و مکه و مدینه[۹] را به عمرو بن سعید سپرد.[۱۰] آنگاه اَشدق را یاروهمدم با سپاهی به مکه ارسال کرد و در موسم حج او‌را امیر الحاج قرار مسجد بابا قدرت مشهد بخشید.

همینطور یزید به وی پیشنهاد کرد هر جا به امام حسین(ع) دست یافت، او‌را بکشد.[۱۱] به نقل سید عبدالرزاق موسوی مقرم موقعی که امام حسین(ع) از این نقشه قتل با خبر شد، برای این که حرمت منزل معبود با ریختن خونش شکسته نشود، به عمره اکتفا کرد و از مکه خارج رفت.[۱۲]

مطابق گزارشات تاریخی، وقتی که عبیدالله بن زیاد، رمز امام حسین(ع) را برای یزید ارسال کرد، عبدالمَلِک بن ابی‌حُدَیث سُلَمی[یادداشت ۱] را احضار کرد. آن‌گاه اورا به مدینه نزد عمرو بن سعید ارسال کرد تا خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را بدهد. عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر به قاصد امرکرد تا آن را در میان عموم مدینه فریاد بزند.[۱۳] هنگامی قاصد به دار الإماره بازگشت عمرو خندید و پس از قرائت بیتی از اشعار در کنایه به صدای عزا و شیون زنان بنی‌هاشم در مقابل زاری زنان عزا دار عثمان اعلام‌کرد: این ناله عموم در قبال ناله در روز کشته‌شدن عثمان میباشد.[۱۴] او با اجتماع عموم بر منبر رفت و پس از اعلام خبر، در حق یزید دعا کرد.[۱۵]

به‌گزارش طبری، یزید در اولیه ذی‌الحجه ۶۱ق عمرو را از حکومت مدینه بر کنار کرد.[۱۶]

مرگ عمرو بن سعید در طی مروانیان
عمرو بن سعید در اوایل خلافت مروان بن حکم هم پا و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود.[۱۷] برای مثال اَشدق در مجاورت فلسطین به پیکار با سپاه مصعب بن زبیر رفت و او‌را ناکامی اعطا کرد و بازدارنده ورود آن ها به شام شد.[۱۸] وی از سوی مروان به ولایتعهدی بعد از پسرش عبدالملک بن مروان برگزیده شد. ولی هنگامی عبدالملک به خلافت رسید خواست او‌را برکنار نماید.[۱۹] اَشدق از وی فرار و گریز کرد تا‌هنگامیکه عبدالملک برای جنگی دمشق را شکاف کرد. در به عبارتی مجال اَشدق آن شهر را تصرف کرد و عموم تحت عنوان خلیفه با وی بیعت کردند. سرنوشت عبدالملک وارد دمشق شد و در فرصتی عمرو بن سعید را کشت.[۲۰] عبدالرحمن بن ام‌حکم ثقفی راز او‌را در بین عموم انداخت.[۲۱]

در کتاب تاریخ مدینه دمشق شخص دیگری همنام عمرو بن سعید معرفی گردیده که جزو صحابه بوده و در سال ۱۳ق در جنگ اجنادین در میان مسلمان‌ها و رومیان کشته شد.[۲۲]

پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۷۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴۲.
ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۶، ص۳۲.
ابن‌قتیبه، عیون الأخبار، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۹۵.

بازدید : 15
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:01

از پیامبران بنی‌اسرائیل و سو‌مین جانشین موسی(ع) بعداز یوشع بن نون و کالب بن یوقنا میباشد. وی همینطور مالک کتابی شامل بشارت‌ و پیشگویی‌ میباشد که در دسته قول عتیق جای‌دارد. اسم وی در قرآن کریم ومهربان بیان نشده، ولی برخی از مفسران، او‌را به عبارتی مؤمن آل فرعون دانسته‌اند که هزاران نفر از مردگان به دعای وی زنده شدند. وی همواره قومش را به یکتاپرستی، نبوت موسی(ع)، برتری فرستاده اسلام(ص) و برتری علی بن ابیطالب(ع) دعوت نموده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.

همسری با ایمان و فرزندانی همانند اسماعیل درستگو الوعد داشته و به ابن‌العجوز و مخلوق پارسا معروف بوده میباشد. بعداز اظهار ایمانش، فرعون او‌را تکه تکه کرد. تاریخ دقیقی از فرصت کشته شدن حزقیل در دسترس وجود ندارد، اما جای ‌هایی برای دفن وی مذکور میباشد. حزقیل فرزند بوزی کاهن[۱] از نسل لاوی[۲] فرزند یعقوب(ع) در سده ششم[۳] پیش از به دنیاآمدن از مادری پیر در اورشلیم[۴] دیده به جهان گشود. هر تعدادی بعضا از مفسران قرآن کریم ومهربان مؤمن آل فرعون را فرد دیگری معرفی کرده‌اند که با اظهار ایمانش به موسی(ع) به وسیله فرعون مقتول میباشد[۵] اما با این اکنون علامه طباطبائی این نظر را دارد که حزقیل مؤمن آل فرعون بوده[۶] و لحظه‌ای به خدا شرک نورزیده و در ایمان و راستگوئی همانند حبیب نجار و علی بن ابیطالب(ع) معرفی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.[۷]

طبرسی در مجمع البیان نیز اورا به خیال نگهداری از جان هفتاد فرستاده، ذاالکفل معرفی نموده است.[۸] حزقیل به عبد و بنده با تقوا[۹] و ابن‌انسان[۱۰] آوازه یافته و همواره گزینه احترام و متکی بودن بزرگان یهود بوده میباشد.[۱۱] او گهواره‌ای که موسی‌(ع) بواسطه آن به نیل انداخته شد را ایجاد کرد[۱۲] و به دوران صد سال بانک‌دار پسر عمویش[۱۳] فرعون بود.[۱۴] خوش اخلاقی[۱۵] و وطن‌دوستی[۱۶] از خصوصیت‌های دیگر اوست.[۱۷] سرنوشت بوسیله گروهی از یهودیان[۱۸] و بنابر نقلی بوسیله فرعون کشته و بدنش تکه‌تکه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۹]


همسر حزقیل آرایشگر دربار فرعون[۲۰] و از رهروان موسی(ع) بوده[۲۱] که سید نعمت الله جزایری بابیان روایتی از رسول اسلام(ص) از وی به خیر و خوبی حافظه نموده است.[۲۲] آخر و عاقبت فرعون او‌را به یاور فرزند شیرخوارش به باطن تنور پُر از مسِ گداخته‌ انداخت.[۲۳] پیش از سوزانده شدن فرزند شیرخوارِ حزقیل با مادرش صحبت گفته و به وی بشارت داده میباشد.[۲۴] به‌گفته علامه مجلسی، امام راست گو(ع) اسماعیلِ درست گو الوعد را فرزند دیگر حزقیل(ع) معرفی کرده[۲۵] که در طول امام مهدی(عج) رجعت خواهد کرد.[۲۶] اسماعیل از سوی معبود به پیامبری برگزیده شد اما به وسیله قومش به قتل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسید.[۲۷]

نبوت
حزقیلِ کاهن[۲۸] سو‌مین جانشین موسی(ع) پس از یوشع بن نون و کالب بن یوقنا میباشد.[۲۹] او در سنین جوانی به نبوت رسید[۳۰] که به اعتقادوباور برخی از محدثان و با استناد به قصه امام باقر(ع)[۳۱] و نابودی لشکر بخت‌النصر، پیامبری وی بعداز سلیمان(ع) بوده[۳۲] که با دانیال و ارمیا معاصر بوده میباشد.[۳۳] همواره قومش را به یکتاپرستی،[۳۴] نبوت موسی(ع)،[۳۵] برتری رسول اسلام(ص)[۳۶] بر دیگر پیامبران و برتری امام علی(ع) و فرزندانش تحت عنوان شایسته ترین جانشینان[۳۷] دعوت نموده است. کتاب حزقیال را یهودیان، مقدس دانسته[۳۸] و به اشخاص کمتر از سی‌ سال اذن دسترسی نداده‌اند.[۳۹] بعداز کشته شدن حزقیل، اِلیاس بن یاسین به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد.[۴۰]

اعجاز
قرآن مهربان در زیر آیه ۲۴۳ سوره بقره اشاره به زنده شدن مُردگانی داراست که به گفته طبرسی در مجمع‌ البیان به دعای حزقیل پیش آمده میباشد.[۴۱] یکسری هزار نفر از عموم شهر که بر تاثیر طاعون جان باخته بودند[۴۲] و از مجال مردن آنان شصت سال قبلی بود[۴۳] به‌یکباره و با دعای حزقیل در روز عید باستانی زنده شدند[۴۴] و سالیان دراز به حیات خویش ادامه دادند.[۴۵] برقی در محاسن مُردن لشکریان سلطان قِبط به دعای حزقیل را اعجاز دیگری دانسته میباشد.[۴۶]

کتاب حزقیال
یکی‌از قسمت‌های قول قدیم، کتاب حزقیال میباشد که در ۴۸ باب، دربردانده بشارت‌ها و پیشگویی‌های این نبی بنی اسرائیل میباشد. درین کتاب از یأجوج و مأجوج که قرآن روایت آنها‌را بیان می‌نماید ذکر شده گردیده است. آنگونه که در‌این کتاب آمده حزقیل فرستاده به آموختن الهی هلاکت یأجوج و مأجوج را پیشگویی می‌نماید.[۴۷]

احتجاجات کلامی به معجزات حزقیل
به گفته علامه مجلسی و طبرسی از معجزۀ حزقیل سه برداشت کلامی آیتم به کار گیری قرار گرفته میباشد:

احتجاج امام رضا(ع) بر جاثلیق مسیحی و مردود درک کردن معبود بودن عیسی(ع) در نزد آنان.[۴۸]
دلیلی بر حقانیت رجعت و زنده شدن بعضی از اشخاص در طول ظهور امام مهدی(عج).[۴۹]
مرگ امری حتمی بوده و گریزو فرار از آن ممکن وجود ندارد.[۵۰]
محل دفن
از مجال کشته شدن حزقیل تاریخی در دسترس وجود ندارد[۵۱] البته محل دفن او‌را بَحافظه موقتَلاحه[۵۲] حوزه‌‌ای در بابل و مجاورت حلّه و دَیر هِزقِل[۵۳] ما در میان بصره و شهر تاریخی عسکر مُکْرَم دانسته‌اند.[۵۴] از شهر دزفول نیز تحت عنوان مدفن حزقیل خاطر شد‌ه‌است.[۵۵]

پانویس
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۶۹.
مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۱۲۰.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۶۹.
قنبری، «حزقیل»، ص۱۸۷.
طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۱۱، ص۳۷۱.
طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۸۳.
طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۸۳.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۳۳.
ورّام، تنبیه الخواطر، مکتبة الفقیه، ج۱، ص۶۷-۶۸.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة الثقافیة، ص۱۴۹.
شیبانی، نهج البیان، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۳۵.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۹.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۸۲.
علی بن ابراهیم، تعبیر و تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۵۸.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۹.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۹.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۹.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۹.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۹.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۳۹۰.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۳۹۱.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۳ق، ج۵۳، ص۱۰۵.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۷۷.
قنبری، «حزقیل»، ص۱۸۷.
برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۲، ص۵۵۳-۵۵۴.
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۸۰.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۸۲.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۸.
جزایری، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ش، ص۳۸۸.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۳ق، ج۶۸، ص۱۲.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۳ق، ج۶۸، ص۱۲.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۸۷۹م، ج۱، ص۳۲۵.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۳۳.
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۷۷.
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۷۹.
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۷۸.
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۷۷.
برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۲، ص۵۵۳.
کتاب مقدس، کتاب حزقیال، باب۳۸ و ۳۹
مجلسی، حیات القلوب، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۷۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۳۳.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۳۵.
جورج ادوارد، قاموس الکتاب المقدس، ۱۸۹۴م، ج۱، ص۳۷۰.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۶م، ج۳، ص۳۷۲.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۶م، ج۲، ص۵۴۰.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۶م، ج۲، ص۵۴۰.
یزدانی، «دزفول»، ص۶۵۴.

بازدید : 22
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:00

(۱۳۰۵-۱۴۰۱ش) از مراجع پیروی شیعه و معلم درس بیرون فقه و اصول در قم بود. گروه ۴۱ جلدی فقه الصادق به‌تیتر دایرة‌المعارفی از مباحث شرعی شیعه از اثر ها اوست. سید ابوالحسن اصفهانی، سید ابوالقاسم خویی و محمدحسین غروی اصفهانی از استادان وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده‌اند.

روضه خوان، درس دادن درس بیرون فقه و اصول را در سال ۱۳۳۰ش شروع کرد. مرجعیت وی بعد از درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی قانونی شد و رساله عملیه او در سال ۱۳۴۰ش منتشر شوید. ایده ها سید محمدصادق روضه خوان در مواقعی همانند پیروی از میت، اذن بابا دختر در تزویج و قمه‌زنی، با طریقه دارای شهرت فقیهان شیعه تفاوت مسجد غدیر فلاحی مشهد داراست.

شیخ در دهه ۱۳۴۰ش، موضع‌ها و بیانیه‌هایی علیه حکومت پهلوی در قضایایی مانند: ثبت لایحه کاپیتولاسیون و حمله نظامیان پهلوی به مکتب فیضیه داشت و پیش از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران به فعالان انقلابی امداد میکرد. معاش‌طومار سید محمدصادق حسینی روضه خوان در تیر ۱۳۰۵ش در قم به‌جهان آمد.[۱] بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی در سال ۱۳۱۵ش به نجف مسافرت کرد و بعد از علم آموزی، در سال ۱۳۲۹ش به کشور‌ایران رجوع و برگشت و در حوزه علمیه قم به درس دادن فقه و اصول مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.[۲]

گفته می شود که او در ۱۴ سالگی به مرتبه اجتهاد رسیده[۳] و او‌لین زمان درس دادن درس بیرون فقه و اصول وی، سال ۱۳۳۰ش بوده میباشد.[۴]پدرش سید محمود شیخ، مدتی در نجف از شاگردان سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی و در مشهد طلبه سید حسین‏ طباطبایی قمی بود.[۵] سید محمود روضه خوان مثلا اشخاصی بوده که برای ورود عبدالکریم حائری یزدی به قم کارایی کرده و همینطور با سید ابوالقاسم کاشانی در جریان ملی‌شدن نفت همیاری مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۶]

سید محمدصادق روضه خوان در ۲۵ آذر سال ۱۴۰۱ش در قم درگذشت.[۷] مراسم تشییع او در ۲۷ آذر در قم شکل گرفت و بعداز اقامه نماز میت به وسیله روضه خوان مصطفی مصری نماینده تام‌الاختیار سید راستگو شیخ، در مسجد بالاسر بقاع حضرت معصومه(س) دفن شد.[۸]

اساتید
سید درست گو شیخ در سال ۱۳۵۵ق و در سن ۱۱ سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد و در به عبارتی سال، درس بیرون فقه و اصول را استارت می‌نماید.[۹] روحانی کاظم شیرازی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدعلی کاظمینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی از شناخته‌گردیده‌ترین اساتید او بوده‌اند.[۱۰] از اشخاص بخش اعظمی به‌تیتر اساتید سید درست گو روضه خوان ذکر شده گردیده، البته بیشترین مجال علم آموزی او به‌زمان ۱۵ سال و نزد سید ابوالقاسم خویی بود.[۱۱]

مرجعیت
رساله عملیه سید محمدصادق شیخ بعداز درگذشت آیت‌الله بروجردی، منتشر شد که او‌لین چاپ آن بر پایه ی موجودی کتابخانه ملی کشور‌ایران مرتبط با سال ۱۳۴۰ش میباشد.[۱۲] بعضا معتقدند، وی مرجعیتش را زودتر از معاصران خویش اظهار‌کرد،[۱۳] چون هنگام اعلام مرجعیت، هنوز بخش اعظمی از اساتید وی زنده بودند.[۱۴]

بعضی آراء دینی
بعضا از آرای سید محمدصادق شیخ با حیث مردم مراجع پیروی، تفاوت داراست برای مثال:

روضه خوان اعتقاد دارد با درگذشت یک مرجع تبعیت، مقلدان آن مرجع بایستی به مرجع تبعیت اعلم آن‌فرصت مراجعه و در مسائل فقاهتی از وی پیروی نمایند و بقا بر تبعیت از میت را روا نمی‌داند.[۱۵]
سید درست گو شیخ در ارتباط با وصلت دختر باکره، اذن و اجازه بابا را شرط نمی‌داند و اعتقاد دارد، دختر بالغه و رشیده میتواند سوای اجازه پدرش، تزویج دایم یا این که موقت داشته باشد.[۱۶]
روضه خوان از موافقان قمه‌زنی میباشد و آن را مجاز و پسندیده می داند.[۱۷]
کار‌های سیاسی
سید محمدصادق شیخ، در زمان مرجعیت، پیش از انقلاب از فعالان علیه حکومت پهلوی بود و در مقاطع گوناگون علیه پادشاه، اعلامیه‌هایی صادر کرد، البته بعد ها از مسائل سیاسی گوشه‌گیری کرد.[۱۸] به عنوان مثال اقدامات او، صدور پیامی در سال ۴۲ش در امر با حمله نظامیان سلطان به مکتب فیضیه، [۱۹] تحریم انتخابات عصر ۲۱ مجلس شورای ملی بوده میباشد.[۲۰] از سایر اعلامیه‌‌های وی در سال ۴۳ش در مخالفت با ثبت لایحه کاپیتولاسیون میباشد.[۲۱] وی در سال ۵۰ش، پای کوبی‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی را تحریم می‌نماید.[۲۲]در سال ۵۶ش نیز یک سری پیام صادر می‌نماید به عنوان مثال، پیامی درباره واقعه کشتار عموم در راهپیمایی ۱۹ دی قم،‌[۲۳] اعلامیه‌ای در سالگرد رخداد کشف عفاف و حجاب[۲۴] و اطلاعیه‌ای به مناسبت چهلمین روز قیام ۲۹ بهمن عموم تبریز.[۲۵]

سید محمدصادق شیخ، بعد از آنکه حسینعلی منتظری در سال ۱۳۶۴ به‌تیتر قائم‌رده رهبر ایران معرفی شد، آذرماه ۱۳۶۴، در مجلس درس خویش با این انتصاب مخالفت کرد.[۲۶] درس بیرون فقه وی به همین ادله تعطیل و خویش وی محدود شد.[۲۷] این حصر خانگی تا سال ۱۳۸۰ تداوم یافت.[۲۸]

طومار آیت‌الله خویی درباره ملاقات با فرح
سید ابوالقاسم خویی در یادداشتی خطاب به روضه خوان درباره ناگهانی و ناخواسته بودن ملاقات فرح دیبا با خویی می‌نویسد: «شدیداً نسبت به رویدادها ناراحت کننده و فجایعی که در کشور‌ایران فیس داده و خلق و خوی ظالمانه پادشاه را به‌تیتر اعتراض با وی مطرح کردم و وی هم با حزن خیلی زود از خانه بیرون شد.» [۲۹]

طومار‌ای درباره فلسطین
سید محمدصادق روضه خوان در سال ۱۳۵۲ش طومار‌ای خطاب به انور سادات و حافظ اسد درباره زمینه فلسطین و ضرورت اتحاد و یکپارچگی مسلمان ها در قبال اسرائیل نوشت.[۳۰]

اثرها و تألیفات
سید محمدصادق روضه خوان، دارنده ۲۶ تاثیر به گویش عربی و ۲۱ تاثیر به لهجه فارسی میباشد.[۳۱] این اثر ها در موضوعات متفاوت به عنوان مثال فقه، اصول فقه و اعتقادات نگاشته گردیده‌اند؛ برای مثال مهم ترین اثرها او:


فقه الصادق
فقه الصادق
کتاب فقه الصادق، آغاز در زمان ۲۶ جلدی چاپ [۳۲] و در زمان آن‌گاه در ۴۱ جلد به چاپ می رسد.[۳۳] این کتاب تفصیل تبصرة المتعلمین تاثیر علامه حلی میباشد[۳۴] و مرجع و دایرة المعارفی در آحاد ابواب فقه میباشد.[۳۵] گفته شده که آیت‌الله بروجردی دوبار کتاب فقه الصادق را یاروهمدم خویش به گردهمایی درس دادن‏ برده و تحت عنوان گواهی از آن نقل عهدوپیمان و به آن استناد می‌نماید.[۳۶] همینطور به گزارش ابوالقاسم خویی می گویند: وی کتاب فقه الصادق را نزد محمدحسین کشف کننده الغطاء برده و نزد وی از کتاب فقه الصادق تجلیل نموده است.[۳۷] درباره همین تاثیر نیز تجلیلی از مدیریت دانشکده الازهر نقل کرده‌اند. [۳۸]

منهاج الفقاهة
منهاج الفقاهة کناره‌ای میباشد بر مکاسب روحانی انصاری که به نحوه ای گوناگون کلیه مورد ها ارائه گردیده را دعوا و تحقیق نموده است. این کتاب در ۶ جلد و به گویش عربی مندرج میباشد.[۳۹]

نظام حکومت در اسلام
شیخ در سال ۱۳۵۵ش این کتاب را نوشته و در آن، مشاجره دولت اسلامی به سر گروهی فقها یا این که همان تشکیل حکومت اسلامی زیر رهبری البته دانا را تشریح نموده است. این کتاب تا دی ماه ۱۳۵۷ش سه توشه تجدید چاپ گردیده است.[۴۰]

کتاب طومار‌های تاریخی
این کتاب گروه‌ای از طومار‌هایی میباشد که فی مابین سید محمدصادق روضه خوان و بعضی شخصیت‌ها نگاشته گردیده و دارنده چهار فصل میباشد، فصل اولیه تیم طومار‌های آیت‌الله خویی، فصل دوم، طومار‌های برخی مراجع و علما، فصل سوم، طومار‌های شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و فصل انتها مشمول گروه تلگراف‌ها میباشد.[۴۱]

زبدة الاصول
زبدة الاصول کتابی به لهجه عربی و عصر بدون نقص اصول فقه در ۶ جلد، که به طور دعوا استدلالی ارائه شد‌ه‌است. [۴۲]

دیگر تاثیر او، المسائل المستحدثه میباشد، این کتاب، مشمول ارائه مسائل نو و آیتم ابتلا با بیان دلایل و مستندات فقاهتی، روایی و قرآنی میباشد

بازدید : 23
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:11

دارای شهرت به فرمان روا ‎فقیرالله (حدود ۱۰۷۰-۱۱۵۴ق)، از شاعران شیعی اهل پاکستان در قرن دوازدهم قمری. از اثرها پر اسم و رسم او سه مثنوی سر و نیاز یا این که هیر و رانجها، انبان معرفت، ابجد تامل و یک‌سری قصیده و غزل میباشد که جمعاً با تیتر کلیات آفرین، در دو نصیب توده گردیده‌است. وی در اشعارش از نبی اسلام(ص)، ائمه(ع) و شهدای کربلا با احترام حافظه کرده و غزل‌هایی در حمد آنها و ترجیع‌بندی درباره شهیدشدن امام حسن(ع) و امام حسین(ع) سروده میباشد. او از صائب تأثیر پذیرفته و خویش بر شاعرانی زیرا قاضی لاهوری تأثیر گذارده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

اسم و نسب ، آفرین از بستگان جویه و قوم شیعی گوجر در لاهور بود.[۱] تذکره‌نویسان از تاریخ ولادت آفرین خاطر نکرده‌اند، البته با اعتنا به اینکه حکم کننده لاهوری طلبه و همشهری آفرین، سن اورا هشتاد و چندین سال و تاریخ وفاتش را ۱۱۵۴ نوشته میباشد[۲]، می‌قدرت اظهار کرد ولادت وی ۱۰۷۴ یا این که اندکی پیشتر بوده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۳]

آقا گران قدر تهرانی در الذریعة و معلم تبریزی در ریحانة الادب، اورا با اسم فرمان روا فقیرالله از بزرگان زرتشتی لاهور دانسته‌اند ‌که اسلام آورده و در سال ۱۱۴۳ یا این که ۱۱۵۳ق درگذشته میباشد.[۴] برخی معتقدند آقابزرگ و صاحب و مالک ریحانة الادب او‌را با آفرین دیگری خلط کرده‌اند. چون آن دو آنچه را که سامی در قاموس الاعلام نوشته[۵]، عیناً ترجمه کرده‌اند و سامی سوای مأخذ و منبع اورا از اکابر مجوسان لاهور دانسته که اسلام آورده میباشد. همینطور بیان دو تاریخ وفات را شاهدی بر این خلط گرفته‌اند.[۶] آفتاب رای لکهنوی از دو شعر سرا دیگر به اسم‌های شمس الدین و میرزا زین‌العابدین اصفهانی با تخلص آفرین حافظه نموده است.[۷] در صبح باغ نیز از آفرین الله آبادی حافظه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.

[۸] آقابزرگ از دیوان وی به «دیوان آفرین الله آبادی» خاطر می‌نماید که‌این نیز خویش می تواند شاهد دیگری بر این خلط باشد.[۹] معاش‌طومار ، آفرین در لاهور زاده شد[۱۰] و در محله بخاری این شهر سکونت داشت.[۱۱] حکم دهنده لاهوری، از دیدار آفرین در خردسالی با ناصر علی سرهندی(۱۰۴۸-۱۱۰۸) خاطر می‌نماید.[۱۲] در ۲۰ سالگی با یکی شاگردان صائب به اسم حاجی فریدون متخلص به قدیمی دیدار می‌نماید و در مجلس حفظه الله خان به شعرخوانی میپردازد وی با اکثر اوقات ادبای بعدازظهر راجع به بود خان آروز از طومار‌های وی خاطر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید.[۱۳]

وی در نوجوانی، به شعر فارسی عشق و علاقه بسیار یافت و از سروده‎های شاعران تعالی این گویش بسیار نگهداری کرد. ابعاد به درس دادن مثنوی مولوی پرداخت. البته مفهوم ها و درنگ‎های نو، فراوان داراست.[۱۴]

آفرین در ۱۱۵۴ق درگذشت و در منزل‌اش مدفون شد، قاضی لاهوری قطعۀ وفاتش را «رفت نقاد معنا از فقیه» سروده میباشد.[۱۵]

آفرین معاش درویشانه‌ای داشت، وی با مأموران محلی مغولان که بر هندوستان حکمرانی می‌کردند، شناخت داشت. از هم‌نشینی با حکام خودداری میکرد، چنانکه عبدالصمد خان بارها خواهان دیدار وی گردیده بود، البته آفرین نمی‌عهده دار شد، تا سرنوشت به سماجت این دیدار رویداد عبدالصمد خان و فرزندش زکریا خان در بزرگداشت آفرین کوشیدند و یک روپیه مقرری روزمره آفرین انتخاب شد.[۱۶] سلوک درویشانه، کاربرد معنی ها عرفانی در اشعار و حافظه کردن از پیر چشت در غزلی رغبت آفرین را به تصوف نشانه میدهد.[۱۷] او با اینکه طبعی صوفیانه داشت، البته به هیچ یک از سلسله‎های صوفیان وابسته عدم وجود.

آفرین لاهوری در مجالس ادبی که در صحن مسجد وزیر خان لاهور برگزار میشد کمپانی می کرد و به خیال منزلت والایش در بالا می‌جلسه[۱۸]، تذکره نویسان در حکایاتی که بیان‌کننده شعردانی و حدت ذهن آفرین میباشد به مطلوب خوانی و جواب گویی وی به ایرادات شعری اشاره می‌نمایند.[۱۹] واله داغستانی[۲۰] در ۱۱۴۷ و آزاد بلگرامی[۲۱] در سال‌های ۱۱۴۳ و ۱۱۴۷ در لاهور با وی دیدار کرده‌اند
مجموعه اشعار: اولیه مجلد از کلیات آفرین لاهوری در ۱۹۶۷م به اهتمام غلام ربانی عزیر، در انتشارات پنجابی ادبی آکادمی لاهور به چاپ رسید، این دیوان دارنده ۸۶۹ غزل، ۱۴ رباعی، ۱۳ ضمانت از صائب، طالب آملی، امیرخسرو دهلوی، سعدی، فغانی، نظیری، حافظ و فصیحی هروی در بخشی غیروابسته از سایر غزل‌ها، یک مخمس، مخلوط سد در مدح حضرت پیامبر(ص)، ترجیع سد در شهیدشدن امام حسن و امام حسین، مستزاد، دو ماده تاریخ و قطعه‌ای در وفات یکی بزرگان آیین با تاریخ ۱۱۵۱ق میباشد. مجلد دوم دارنده ۳۸ قصیده و سه مثنوی هیر و رانجها، انبان معرفت و ابجد تفکر میباشد، که تا سال ۱۳۹۰ش به چاپ نرسیده میباشد[۲۴]، ذبیح الله صفا ورژن‌ای از دیوان آفرین را با تاریخ تحریر ۱۱۴۷ق در کتابخانه موزه بریتانیا مشاهده کرده که بیش تر از ۴۰،۰۰۰ بیت داشته میباشد[۲۵]، ولی واله داغستانی دیوان آفرین را حدود ده، دوازده هزار بیت[۲۶]، و حکم کننده لاهوری پنج، شش هزار بیت[۲۷] نوشته‌اند. در فهرست مشترک ورژن‌های خطی پاکستان، چهار ورژن از این دیوان معرفی گردیده که ورژن‌ای فارغ از شروع و اعمال دارنده ۷،۳۰۰ بیت میباشد.[۲۸][۲۹] آقابزرگ تهرانی «دیوان آفرین الله آبادی» که اشعاری به فارسی در آن گرد آمده، را از اثرها وی معرفی می‌نماید.[۳۰] احتمالا اینجا خلطی انجام شده میباشد.
مثنوی ابجد اندیشه: منظومه‌ای عرفانی میباشد که در بحر خفیف مخبون سروده گردیده است آفرین ابتدا آن به حمد اورنگ زیب میپردازد، ابجد تامل دارنده نصیب‌های مناجات، مدح پروردگار، وصف فرستاده(ص)، مدح اورنگ زیب، ظهور انسان، طاقت، تکیه، هوا و هوس، رضا، حکایت ابراهیم ادهم، عشق و علاقه و حکایت در‌این مفهوم و خاتمة الکتاب میباشد. دو ورژن از ابجد اندیشه در کتابخانه موزه کراچی(N.M 1963-262) و ثروت نصیب(ش ۳۷۶۸) وجود دارااست.[۳۱]
مثنوی مهتاب و کتان (جان و دل)؛ ماجرا عاشقانه شاهزاده‌ای به اسم دل و دختری به اسم جان میباشد و در بحر هزج مسدس محذوف سروده شد‌ه‌است، ورژن‌ای نیمه‌تمام از این مثنوی در دانش کده پنجاب، دسته آذر(ش o7309) نگهدری میگردد.[۳۲]
مثنوی هیر و رانجها: ماجرا علاقه رانجها به دختری به اسم هیر میباشد که از افسانه‌های قدیمی هندی به شمار می‌رود. آفرین این مثنوی را پیرامون ۲۱۳۲ بیت و در بحر متقارب مثمن محذوف سروده میباشد، آزاد بلگرامی در اولیه دیدار خویش در ۱۱۴۳ق با آفرین او‌را مشغول سرودن این مثنوی چشم میباشد، این منظومه به فرخ سیر (۱۱۲۵- ۱۱۳۱) پیشکش گردیده است و دو توشه در امرتسر (۱۳۱۹ق) و کراچی (۱۹۵۷) به چاپ رسیده میباشد.
انبان معرفت: این مثنوی در بحر رمل مسدس مخبون محذوفی[۳۳] و در زمانه بهادرشاه سروده شد‌ه‌است[۳۴] و تا کنون ورژن‌ای از آن معرفی نشده میباشد.

بازدید : 20
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:02

(درگذشت: ۱۰۲۸ق‌/۱۶۱۹م‌)، دانا، محدّث و شعر سرا شیعی‌. روحانی بهایی معلم او بوده میباشد. از شاگردان او می‌اقتدار ملامحسن سود کاشانی را اسم پیروزی. کتاب الرسالة الیوسفیة نوشته اوست که درباره اعتقادات شیعه و نیز احکام نماز میباشد. به دنیاآمدن و وفات وی در روستای جد حفص در حیطه بحرین دیده به جهان گشود[۱] و در کودکی یک دیده خویش را از دست مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بخشید.[۲]

بحرانی در شب ۲۱ رمضان ۱۰۲۸ق‌/ ۲۲ اوت ۱۶۱۹م درگذشت و در مجاورت احمد بن موسی به خاک امانت شد.[۳] وی در بحرین به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت‌[۴] و در علم آموزی چنان کوششی از خویش آرم اعطا کرد که برخی از منابع اورا در مذهب ها متفاوت شرعی مجتهد مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته‌اند.[۵]

اساتید و شاگردان بیان کننده او مدتی نیز در اصفهان علم آموزی کرده و به عنوان مثال از روضه خوان بهایی سود کرده میباشد‌.[۶] از سایر استادان وی می‌قدرت به محمد بن احمد ابن خاتون (متوفی ۱۰۳۸ق‌/۱۶۲۹م‌) اشاره نمود مناصب بحرانی مدتی امام آدینه بحرین را ذمه ‌دار بود و به علاوه متولی منصب قضاوت آنجا مسجد بابا غدیر مشهد شوید.

وی آن گاه راهی شیراز شد و آن شهر را که تا آن مجال کمتر آیتم دقت طلاب علم ها فقاهتی بود، حوزه درس و دعوا خود قرار اعطا کرد و تحت عنوان روحانی‌الاسلام‌ شیراز شناخته شد.[۹]بحرانی همینطور امامت آدینه و نیز منصب قضاوت شیراز را ذمه ‌دار شد و تا نقطه پايان قدمت در آنجا ماند.[۱۰] رده علمی روحانی یوسف بحرانی او‌را محققی پردقت و ادیبی شعر سرا دانسته‌، اشاره می‌نماید که او سخنوری بلیغ بود.[۱۱] سید علی خان مدنی او‌را در شعر بسیار کارکشته دانسته‌، به مطرح شدن بعضی از اشعار وی مسجد بابا قدرت مشهد پرداخته میباشد‌.[۱۲]

وی با شعر سرا هم‌بعد از ظهر خویش ابوالبحر خطی، ارتباطی مجاورت داشت و آن دو از شعر یکدیگر منفعت‌مند می‌شدند.[۱۳]

بعضی از دیدگاههای شرعی و اصولی بحرانی همانند سوژه نذر، در مقایسه با نظرها فقهای بزرگی زیرا سید مرتضی و ابن زهره‌، گزینه اعتنا علما بوده میباشد.[۱۴] از بعضا نظرها شرعی او می‌اقتدار به اعتقادوباور وی به وجوب نماز آدینه‌، اشاره نمود.[۱۵]

اثرها
الرسالة الیوسفیة، درباره اعتقادات شیعه و نیز احکام نماز[۱۶] این رساله را محمد اشرف، دانش آموز روضه خوان بهایی تفصیل کرده که ورژن‌ای از آن در کتابخانه گلپایگانی مو جود میباشد‌.[۱۷]
رساله‌ای در پیشگفتار واجب[۱۸]، که ورژن‌ای از آن در کتابخانه مرعشی یافت میشود.[۱۹]
مقالة فی العام المخصص‌، در دانش اصول که آقابزرگ ورژن‌ای از آن را در سامرا علامت داده میباشد.[۲۰]
المقامات‌، که آقابزرگ دو ورژن از آن معرفی نموده است‌.[۲۱]
دیوان گران قدر شعر[۲۲] که ورژن‌ای از آن در کتابخانه حکیم در نجف برجای باقی مانده میباشد‌.[۲۳]
قصیده‌ای از وی.[۲۴]
لؤلؤة البحرین‌، ص۱۳۶.
نجوم السماء فی تراجم العلماء، ص۳۵.
انوار البدرین‌، ص۸۸؛ قس‌: لولوة البحرین، ص۱۳۸.
سلافة العصر‌، ص۴۹۲.
عجم‌طومار ناصری، ص۱۱۵۱.
نک: الوافی‌، ج۱، ص۲۸-۲۹؛ نیز لولوة البحرین، ص۱۳۵-۱۳۶؛ الذریعة، ج۶، ص۱۲، ج۱۲، ص۲۱۰.
روضات الجنات‌، ج۶، ص۷۵.
الوافی‌، ج۱، ص۲۸-۲۹؛ روضات الجنات‌، ج۶، ص۷۵؛ نجوم السماء فی تراجم العلماء، ص۳۷؛ انوار البدرین‌، ص۸.
امل الامل‌، ج۲، ص۲۲۶؛ بحارالانوار‌، ج۱۰۶، ص۱۳۶؛ سلافة العصر، ص۴۹۲.
سلافة العصر، ص۴۹۲؛ نیز نک: امل الامل‌، ج۲، ص۲۲۵-۲۲۶.
سلافة العصر، ص۴۹۲.
برای مثال‌، نک: ص ۴۹۲-۴۹۶؛ نیز خلاصة الاثر، ج۳، ص۳۰۷.
لولوة البحرین، ص۱۳۶-۱۳۷؛ روضات الجنات، ج۶، ص۷۳.
روضات الجنات، ج۶، ص۷۶.
ریاض العلماء، ج۵، ص۵.
برای نسخه ها گوناگون خطی‌، نک: مرعشی‌، ج۶، ص۲۳۳؛ فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه مرکزی، ج۱۶، ص۴۵۰؛ الذریعة‌، ج۲۵، ص۳۰۰-۳۰۱.
فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله العظمی گلپایگانی‌، ج۳، ص۱۳۳.
فهرست آل بابویه و علماء البحرین، ص۷۳.
فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه مرعشی‌، ج۴، ص۳۱۹، ج۱۵، ص۲۰۷؛ نیز الذریعة‌، ج۲۱، ص۴۰۲.
الذریعة، ج۲۱، ص۴۰۲.
الذریعة، ج۲۲، ص۸.
نک: سلافة العصر، ص.۴۹۲
فهرست المخطوطات المصوره (الادب‌)، ج۱، ص۱۸۹.
برای دیگر اثرها منتسب به او، نک: ریاض العلماء، ج۵، ص۵؛ انوار البدرین‌، ص۸۷.
منابع
آقابزرگ‌، الذریعه.
استادی، رضا، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله العظمی گلپایگانی‌، قم‌، ۱۴۰۲ق‌.
افندی، عبدالله‌، ریاض العلماء، به تلاش احمد حسینی و محمود مرعشی‌، قم‌، ۱۳۶۹ش‌.
بحرانی‌، سلیمان‌، فهرست آل بابویه و علماء البحرین‌، به همت احمد حسینی و محمود مرعشی‌، قم‌، ۱۴۰۴ق.
بحرانی‌، یوسف‌، لؤلؤة البحرین‌، به کارایی محمد درستگو بحرالعلوم‌، نجف‌، ۱۳۸۶ق‌.
بلادی بحرانی‌، علی‌، انوار البدرین‌، قم‌، ۱۴۰۷.
حرعاملی‌، محمد، امل الا¸مل‌، به تلاش احمد حسینی‌، بغداد، ۱۳۸۵ق‌.
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات‌، قم‌، ۱۳۵۱ش‌.
علی‌خان مدنی‌، سلافة العصر، طهران‌، ۱۳۴۶ق‌.
فسایی‌، حسن‌، عجم‌طومار ناصری، به عملکرد منصور رستگار فسایی‌، طهران‌، ۱۳۶۷ش.
سود کاشانی‌، ملامحسن‌، الوافی‌، اصفهان‌، ۱۴۰۶ق‌.

بازدید : 16
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:58

(۱۲۳۰-۱۳۱۲ق) (۱۱۹۴ـ۱۲۷۳ش) دارای شهرت به میرزای شیرازی، میرزای گرانقدر و میرزای مجدِّد، از مراجع تاسی شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری بود که فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد.میرزای شیرازی بعداز درگذشت روضه خوان مرتضی انصاری در سال ۱۲۴۳ش، به مرجعیت رسید و تا نقطه پايان قدمت به بازه سی سال مرجع واحد شیعه ها بود. وی دانش آموز خاص و گزینه عشق روحانی انصاری بود. روضه خوان عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، آخوند خراسانی، روضه خوان ادب الله نوری، میرزای نائینی و محمدتقی شیرازی از شاگردان وی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بودند.

میرزا رساله‌های شرعی و اصولی زیادی تألیف کرد و بر کتاب‌هایی فقاهتی و اصولی به‌ویژه تعلیقه‌های روضه خوان انصاری برای مقلدانش، لبه زده میباشد. همینطور فتاوای عده گردیده وی و نیز تقریرات درس‌های فقه و اصولش نیز چاپ گردیده‌است.میرزای شیرازی مؤسس حوزه علمیه سامرا شناخته میگردد. بیان شده وی با غرض تخمین دربین شیعه و سنی به سامرا هجرت کرد و درین شهر اقامت گزید. تشکیل داد مکتب، حسینیه، پل، بازار و گرمابه از سرویس ها همگانی و عام‌المنفعه او در سامرا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.

وی در ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و در مقبره امام علی(ع) در نجف دفن شد. درباره وی اثراتی به گویش عربی و فارسی مندرج میباشد. مثلا هدیة الرازی الی الامام المجدد الشیرازی تاثیر آقابزرگ تهرانی و حیاة الامام المجدد الشیرازی تاثیر محمدعلی اُردوبادی در تفصیل هم اکنون میرزا و شاگردانش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مندرج میباشد.

معاش سید محمدحسن حسینی، ۱۵ جمادی‌الاول ۱۲۳۰ق موازی با ۴ اردیبهشت ماه ۱۱۹۴ش در شیراز دیده به جهان گشود.[۱] پدرش، میرزامحمود از عالمان آئین بود.[۲] میرزامحمدحسن، پدرش را در کودکی از دست اعطا کرد و زیر سرپرستی خان دایی‌اش، میرزاحسین موسوی، پر اسم و رسم به مجدالاشراف، قرار گرفت.[۳]میرزای شیرازی در سال‌های اقامت در اصفهان، در ۱۷ تا ۲۰ سالگی با دخترعمویش تزویج کرد و صاحب و مالک یک دختر و یک پسر به اسم علی شد. همسر اولش در سال ۱۳۰۳ق درگذشت. وی از همسر دیگرش صاحب و مالک پسری به اسم محمد و همینطور یک دختر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۴]

او در سال ۱۲۸۷ق برای اعمال جاری ساختن حج به مکه رفت. درین مهاجرت، شریفِ مکه به دیدار میرزا آمد و اورا به منزل خویش موفقیت. میرزاحسن درین هجرت قصد اقامت همیشگی در مدینه داشت و وقتی که‌این فرمان ممکن نشد، قصد به نزدیک در مشهد گرفت؛ البته در غایت به سامرا رفت و تا نقطه پايان قدمت در آنجا سکونت داشت.[۵]

میرزای بلندمرتبه، ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ق موازی با ۱ اسفند ۱۲۷۳ هجری خورشیدی، در ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و در یک کدام از حجره های صحن بقاع امام علی(ع) در نجف دفن شد.[۶] بعضی ادله مرگ او را بیماری سل[۷] یا این که برونشیت دانسته‌اند. برخی دیگر، درگذشت او‌را نتیجه ها مسموم شدن به‌دست مزدوران دولت انگلیس میدانند.[۸]

تحصیلات
میرزاحسن از چهار سالگی به مدرسه رفت و خواندن قرآن و کتاب‌های معمول ادبیات فارسی را در دو سال تمام کرد و از شش سالگی، به یاددادن صرف و نحو عربی پرداخت و در هشت سالگی علم آموزی مقدمات را تمام کرد.[۹] از آن پس، میرزا ابراهیم شیرازی، نشانه‌ها و احادیث و وعظ و خطابه را به وی می‌یادگرفت.[۱۰] میرزامحمدحسن هشت‌ساله، به خواست استادش، یک‌توشه بعداز نماز ظهر و بعدازظهر، در مسجد نماینده قانونی شیراز، از منبر بالا رفت و پاره‌ای از کتاب اخلاقی ابواب‌الجنان را از نگهداری برای عموم خواند.[۱۱] [یادداشت ۱]

وی بعد به فراگرفتن فقه و اصول درگیر شد و در ۱۲ سالگی پای درس روضه خوان محمدتقی شیرازی، وسیع ترین مدرّس گستردن لمعه در شیراز جلسه. او در ۱۸ سالگی به سفارش استادش برای ادامه علم آموزی به اصفهان رفت.[۱۳] میرزا محمدحسن قبل از مهاجرت به اصفهان، مدتی در موضع پدرش به نویسندگی دیوان پرداخت.[۱۴] همینطور در پانزده سالگی، کتاب گستردن لمعه را در حوزه علمیه شیراز درس دادن می کرد.[۱۵]

علم آموزی در اصفهان
میرزای شیرازی، ۱۷ صفر ۱۲۴۸ق (۱۲۱۱ش) وارد اصفهان شد[۱۶] و در مکتب صدر سکنی گزید.[۱۷]در‌این دوران، در درس محرمانه محمدتقی اصفهانی مولف کتاب هدایة المسترشدین حاضر میشد. بعداز درگذشت استادش در اواخر ۱۲۴۸ق، سید حسن بیدآبادی، مشهور به میر سید حسن مدرّس را به استادی برگزید و قبل از استارت ۲۰ سالگی، از او اذن اجتهاد اخذ کرد.[۱۸] وی ۱۰ سال در اصفهان اقامت داشت و ضمن بیدآبادی، در درس محمدابراهیم کلباسی هم کمپانی میکرد.[۱۹]

علم آموزی در عراق
میرزاحسن در ۲۹ سالگی، در سال ۱۲۵۹ق موازی با ۱۲۲۱ش به عراق رفت و در درس عالمانی همانند محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر) و حسن کشف کننده‌الغطا (پسر جعفر کشف کننده الغطاء)[۲۰] و روضه خوان انصاری حضور یافت.[۲۱]

وی از شاگردان خاص روحانی انصاری بود و ارتباط‌ای ویژه با استادش داشت.[۲۲] روضه خوان انصاری، تصحیح کتاب فرائد الاصول خویش را به وی سپرد.[۲۳] پر اسم و رسم میباشد که روضه خوان انصاری بارها می‌خاطرنشان کرد اینجانب درسم را برای سه نفر می گویم: محمدحسن شیرازی، میرزا حبیب‌الله رشتی و حسن نجم‌آبادی.[۲۴] وی در درس روحانی انصاری نادر کلام می‌اعلام کرد و مشهور میباشد که هنگام صحبت بیان کردن، صدایش به قدری آهسته بود که روحانی برای شنیدن آن بدون چاره به سمت وی خم میشد و شاگردان را دستور به بدون صدا کرده و می‌خاطرنشان کرد: «جناب میرزا کلام می گوید.»[۲۵]

مرجعیت
فتوای تحریم تنباکو
«بسم الله الرحمن الرحیم
الیوم به کارگیری توتون و تنباکو بِأی نَحوٍ کان در حکم محاربه با امام مجال علیه‌السلام میباشد.»

تاریخ آرشیو، اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، ۱۳۷۷ش، ص۱۱۸.

بعد از درگذشت روضه خوان انصاری در سال ۱۲۸۱ق، میرزای شیرازی به مرجعیت رسید. به گفته آقابزرگ تهرانی بعداز درگذشت روحانی انصاری، شاگردان پر رنگ وی بر مرجعیت میرزا واقعه‌حیث داشتند، به‌جز گروهی از علمای آذربایجان که مرجعیت سید حسین کوه‌کمره‌ای دیگر فراگیر روحانی انصاری را برای ناحیه و فامیل خویش مطرح کردند. بعد از درگذشت کوه‌کمره‌ای در سال ۱۲۹۹ق، میرزای شیرازی مرجع واحد شیعه‌ها شد.[۲۶]

فقیهان و و اصولیان، مقام علمی میرزای شیرازی را با استادش روحانی انصاری مقایسه کرده و بعضی او را رفیعتر از روضه خوان دانسته‌اند

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 45
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 492
  • بازدید ماه : 586
  • بازدید سال : 2859
  • بازدید کلی : 41831
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی