loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 30
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:58


حضرت مریم(س) از زنان برگزیده و مامان حضرت عیسی(ع) که بارداری وی به صورت معجزه ایفا گرفت. قرآن در سوره مریم معاش او‌را از میلاد خودش تا ولادت عیسی(ع) حکایت نموده است. در احادیث شیعه و اهل سنت، مریم در کنار فاطمه زهرا(س)، خدیجه و آسیه، چهار زن رفیعتر بهشتی معرفی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌اند.

مقام
حضرت مریم در اسلام و در مسیحیت از جایگاهی مقدس و ویژه برخوردار‌است:

در اسلام
قرآن، مریم مامان عیسی(ع) را بانویی پاکدامن و برگزیده از در میان زنان خوانده[۱] و او‌را الگوی مومنان قرار داده میباشد.[۲] از نشانه‌ها قرآن برمی‌آید که ملائکه چند دفعه با مریم حرف گفته‌اند.[۳] صرفا زنی که اسم وی در قرآن آمده، مریم میباشد.[۴] همینطور قرآن رشد مریم را به آفریدگار نسبت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داده میباشد:

«آفریدگار اورا به نیکویی به عهده گرفت و اورا پسندیده رشد اعطا کرد… هر فرصت زکریا وارد محراب وی می شد، غذای مخصوصی در آن‌جا می‌رویت کرد. از وی پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟!» اذعان کرد: «این از سوی خداست. آفریدگار به هر که بخواهد، بی‌اکانت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد روزی میدهد.»[۵] [یادداشت ۱]
در برخی تفاسیر آمده میباشد در فصل‌زمستان، میوه‌های تابستانی و در فصل تابستان میوه‌های زمستانی برای مریم مهیا بود.[۶] ر احادیث شیعه و اهل سنت اسم مریم در کنار فاطمه زهرا و خدیجه و آسیه، تحت عنوان چهار زن بلندتر بهشتی نام برده میباشد.[۷] بعضی از مفسران براساس آیه ۴۲ سوره آل عمران، قائل به طهارت مریم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌اند.[۸]

در مسیحیت
حضرت مریم در الهیات مسیحی از مقام ویژه‌ای شامل است تا بدانجا که شاخه‌ای از الهیات با تیتر مریولوجی (Mariology) به وجود آمده که به تحقیق شخصیت و مقام حضرت مریم میپردازد. اعتنا به حضرت مریم، در قرن ها وسطی عنایت یافت. درین زمان مقامی برای حضرت مریم مطرح شوید که از حد الوهیت تحت‌خیس ولی از رتبه ملائکه و مقدسان فراتر بود. یقین همگانی درین زمان آن بود که ملائکه و مقدسان، خدمتگزاران حضرت مریم میباشند.[۹]

قبلی از آن، در برخی دولت ها به عنوان مثال میان مسیحیان جزیرة العرب، اطمینان به تثلیث و پرستش مریم در کنار معبود و عیسی اشاعه داشته میباشد.[۱۰] گفته‌اند تا قرن شانزدهم میلادی نیز برخی از شهرهای اروپایی به پرستش مریم باکره دارای اسم و رسم بوده‌اند.[۱۱] در قرآن این یقین مسیحیان شماتت گردیده‌است.[۱۲] [یادداشت ۲]

همینطور در قرنها وسطی آموزه طهارت مریم مطرح شد و در سال ۱۸۵۴ کلیسای کاتولیک، این نظریه را تحت عنوان یک آموزه خطاناپذیر به عهده گرفت.[۱۴] البته کلیسای ارتدوکس منکر پاکی مریم میباشد.[۱۵]

معاش‌طومار
به دنیا آمدن مریم را سال ۲۰ پیش از به دنیا آمدن گفته‌اند اما از زادگاه وی منبع معتبری در اختیار وجود ندارد.[۱۶]

اسم بابا وی در منابع مسیحی، «یواقیم»[۱۷] و در قرآن[۱۸] و احادیث اسلامی، «عمران» نام برده میباشد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده میباشد عمران از پیامبران بنی اسرائیل بود.[۱۹] طبق گزارش ابن اسحاق، نسب وی به داود(ع) می رسد.[۲۰] عمران قبل از ولادت مریم از جهان رفت.[۲۱] اسم مادرش را حَنَّة دختر فاقود گفته‌اند.[۲۲] در روایتی امام کاظم(ع) اسم مامان مریم را «مَرثا» و به عربی «وَهیبه» دانسته میباشد.[۲۳] در متن‌ها مسیحی لقب ها زیادی برای حضرت مریم به عمل رفته میباشد برای مثال حوّای تازه، باکره مقدس، مامان آفریدگار، شفیعه، مامانِ نتیجه الهی، قرارگاه حکمت، رگ گیاهی شیخ، رُز رازگونه، صندوق عهد و پیمان، ملکه ملائکه و بانوی مصیبت‌ها.[۲۴] در متن‌ها اسلامی نیز از عَذراء (پاکدامن) و بتول تحت عنوان کنیه‌های مریم حافظه شد‌ه‌است.[۲۵]

خدمتکاری محل عبادت

بازدید : 37
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:03


میرزا محمدعلی غَرَاو اُردوبادی (۱۳۱۲-۱۳۸۰ق) معروف به علامه اردوبادی، دانا و شعر سرا شیعه قرن چهاردهم قمری میباشد. اردوبادی در نجف به مرتبه اجتهاد رسید. او در تایپ کردن کتاب الغدیر با علامه امینی همیاری داشت و با کتابت مقالاتی در مجلات اسلامی، به انتقاد تبلیغات مسیحی پرداخت. اردوبادی با نگرش سید محسن امین که بعضا از روش‌های سوگواری را بدعت و حرام می‌دانست، مخالف بود. وی اشعاری در مدح و رثای ائمه سروده میباشد. اردوبادی همینطور کتابخانه‌ای در نجف داشته که دارنده دست‌نویس‌ها و ورژن‌های خطی بوده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمدعلی اردوبادی در ۲۱ رجب سال ۱۳۱۲ق در تبریز چشم به جهان گشود. نسبت وی به اردوباد، ناحیه‌ای در میان قفقاز و آذربایجان در حوالی رود ارس میرسد.[۱] پدرش میرزا ابوالقاسم اردوبادی از عالمان تبریز مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.[۲]

وفات
اردوبادی در ۱۱ صفر سال ۱۳۸۰ق در کربلا درگذشت و پیکرش به نجف منتقل شد و بعداز تشییع، در یک کدام از حجره‌های صحن بقعه حضرت علی(ع) دفن شد.[۳] مراسم اربعین وی در مسجد روضه خوان انصاری در نجف برگزار مسجد بابا غدیر مشهد شد.[۴]

عمل‌های علمی
اردوبادی در چهار سالگی به‌یار بابا به نجف رفت و نزد بابا به علم آموزی مقدمات علم ها حوزوی پرداخت. بعد در دروس بیرون فقه و اصول و تعبیر و حکمت روضه خوان الشریعه اصفهانی، میرزا علی شیرازی، محمدحسین غروی اصفهانی و محمدجواد بلاغی کمپانی کرد. او بعد از گذراندن سطح ها بهتر دروس حوزوی، از آنها اذن اجتهاد اخذ کرد و شش بدن از عالمان عراق، لبنان، سوریه و کشور‌ایران به او اذن قصه مسجد بابا قدرت مشهد دادند.[۵]


موسوعة العلامة الاوردبادی
تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: اثرها محمدعلی اردوبادی
اردوبادی بیشتراز ۳۰ تاثیر علمی در فن‌های صحبت، فقه، اصول، تاریخ، رجال و تعبیروتفسیر نگاشته و دسته آن با تیتر «موسوعة العلامة الاوردبادی» منتشر گردیده است. یک کدام از اثر ها اردوبادی، شش جلد کتاب در پوسته کشکول میباشد که حاوی نکات تاریخی، ادبی، رجالی و علمی بوده و وی هرمورد از این کتاب‌ها را با عنوانی خاص، اسم‌گذاری نموده است.[۶] وی همینطور با برخی از نویسندگان و محققان حوزه علمیه نجف همیاری داشته و در تصحیح کتاب‌های آن‌ها نقش داشته میباشد. بنابر آنچه سید عبدالعزیز طباطبایی گفته، او با نویسندگان شرط می کرد که اسم اورا در کتاب بیان نکنند.[۷]

اشعار
اردوبادی به لهجه‌های عربی و فارسی شعر می‌سرود، بیشتر سروده‌هایش به گویش عربی و در مدح و رثای امامان معصوم میباشد که به بیش تر از شش‌هزار بیت می رسد.[۸] وی مرثیه‌هایی عاشورایی نیز سروده میباشد.[۹]

اردوبادی
[از ]
لقد وضح الهدی فی یوم خمّ
ینوء بعبئه النبأ العظیمُ
فغضَّت طرفها عنهُ نمیرٌ
کما عن رشده ضلّت تمیمٌ
[۱۰]

همیاری با علامه امینی و محدث قمی
اردوبادی از دوستان مجاورت علامه امینی بود که در تدوین کتاب الغدیر با وی همیاری داشت و در دستکاری‌های ادبی جلدهای ابتدا آن، اورا کمک کرد.[۱۱] سید موسی شبیری زنجانی در جرعه ای از دریا می گوید که کتاب الغدیر به جهت تصحیح اردوبادی، قیمت ادبی بخش اعظمی یافت؛ به سیرتکامل‌ای که بعضی ادیبان از کتاب اصل‌ الشیعه نوشته محمدحسین کشف کننده الغطاء یکسری خطای ادبی گرفته بودند اما از کتاب الغدیر، از آن رو که به حیث اردوبادی رسیده بود، نتوانستند غلطی بگیرند.[۱۲]

همینطور کتاب الکنی و الألقاب نوشته روحانی عباس قمی نیز به تحریر اردوبادی میباشد. او مطالب و محتوای کتاب را به خودکار خویش به تحریر درآورد و شرط کرد که نامی از وی به بین نیاید.[۱۳]

تایپ کردن مقاله ها در مجلات شرعی
اردوبادی با بعضا از مجلات کشورهای اسلامی همیاری داشت و در کنار استادش محمدجواد بلاغی، مبارزاتی علیه تبلیغات مسیحی شروع کرد و با کتابت مقالاتی در موضوعات متفاوت و نشر آن ها در ده‌ها خبر نامه، به انتقاد آن‌ها برخاست.[۱۴]

انتقاد بینش علامه امین
اردوبادی از منتقدان طریقه سید محسن امین درباره سوگواری امام حسین بود.[۱۵] امین در کتاب التنزیه لاعمال الشبیه، به رفتارهای غیردینی در عزاداری سیدالشهداء عیب گیری کرده بود و بعضا از روش‌های عزاداری را بدعت و حرام می‌دانست. در پی چاپ کتاب سید محسن امین، اردوبادی در ردّ نگرش‌های وی، کتاب «الکلمات الجامعة حول المظاهر العزائیة» را نگاشت.[۱۶]

کتابخانه اردوبادی
محمدعلی اردوبادی کتابخانه‌ای در نجف داشته که دربردارنده ورژن‌های خطی و دست‌نویس بوده میباشد.[۱۷] آقابزرگ تهرانی در مجلدات متعدد الذریعه، از کتابخانه اردوبادی و کتاب‌های جانور در آن خاطر کرده و پیامبر جعفریان هم آن را در شمار کتابخانه‌های نجف اسم میبرد.[۱۸]

بازدید : 18
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:17


تَدرستُ اِعتقاداتِ الاِمامیّة یا این که تَدرستُ الاعتقاد کتابی در علم صحبت از روحانی اثر گذار(درگذشت ۴۱۳ق) میباشد. این کتاب، تفصیل و نقدی میباشد بر کتاب «الاعتقادات»، نوشته روحانی صدوق. برخلاف روحانی صدوق که برای ثابت مطالب صرفا بر آیه ها قرآن و احادیث توکل نموده است، روحانی اثرگذار از طریق عقلی سود کرده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

بداء، سؤال در قبر، قضا و قدر، معنای اسمان، رجعت و کیفیت نزول وحی ازجمله مسائل کتاب میباشد. در تصحیح الاعتقاد نقد عمده روحانی موثر بر روضه خوان صدوق این میباشد که او در ثابت اعتقادات و تعبیر و تفسیر آیه‌ها و احادیث اعتناِ عقلانیِ کافی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ندارد.

تعدادی ورژن خطی از تصحیح الاعتقاد در کتابخانه‌های مجلس شورای اسلامی و آستان قدس رضوی مو جود میباشد. کتاب چنددفعه چاپ گردیده و به فارسی هم ترجمه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

تالیف کننده
نوشته‌علمیٔ اساسی: روحانی اثر گذار
محمد بن محمد بن نعمان دارای اسم و رسم به روضه خوان اثرگذار از علمای شیعه دوازده‌امامی در قرن چهارم و پنجم قمری میباشد.[۱] او از شاگردان روحانی صدوق بوده میباشد و سید رضی، سید مرتضی و روحانی طوسی از شاگردان وی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده‌اند.[۲]

روحانی طوسی برای وی مقام بلندی در علم‌های حرف و فقه قائل شد‌ه‌است.[۳] ابن‌ندیم هم او را بابا سخن شیعه معرفی نموده است.[۴]

المُقنَعَة در فقه، اوائل المقالات در سخن و الاِرشاد در گستردن درحال حاضر امامان شیعه از دارای شهرت‌ترین تألیفات روضه خوان موثر میباشد.[۵]

گستردن کتاب الاعتقادات
کتاب تصحیح الاعتقادات، شرحی میباشد بر کتاب الاعتقادات یا این که اعتقادات الامامیه نوشته روضه خوان صدوق که در آن مهم ترین اعتقادات شیعه امامیه آمده میباشد. [۶] به عبارتی‌طور که از تیتر تصحیح الاعتقادات پیدا میباشد، عملکرد روضه خوان اثرگذار بر‌ آن بوده میباشد تا بینش‌های استادش روضه خوان صدوق را درباره اعتقادات شیعه امامیه عیب گیری و تصحیح نماید.[۷] روحانی صدوق در کتاب الاعتقادات برای ثابت اعتقادات شیعه از نشانه‌ها قرآن و روایات امداد گرفته میباشد؛ البته روحانی موثر در گستردن این کتاب از طریق عقلی هم منفعت گرفته میباشد.[۸]

ازجمله امتیازات کتاب تصحیح الاعتقاد را آن می دانند که دو طرز فکری متعدد در سخن شیعه را منعکس می‌نماید: روشی که به برهان‌های عقلی اعتنا نمی‌نماید و بر احادیث مبتنی میباشد و مکتبی که به عقل قیمت می دهد و آن را به حیث فقاهتی دارای اعتبار میداند.[۹]

محتوای کتاب
روحانی موءثر در تصحیح الاعتقادات بارها بر روحانی صدوق خرده گرفته میباشد که همانند اصحاب حدیث به دلیل‌های عقلی بی‌دقت میباشد و فقط بر احادیث توکل می‌نماید.[۱۰] برخی اشکالات روضه خوان موثر بر روضه خوان صدوق درین کتاب عبارت میباشد از: تعبیر خطا نشانه‌ها قرآن، عدم استناد به احادیث درست، بی‌توجهی از معنای صحیح برخی لفظ ها جانور در قرآن و احادیث، تقلید از طرز اهل حدیث در برداشت از احادیث، یعنی عدم عملکرد عقلانی کافی به معنی احادیث.[۱۱]

اولیه مقاله کتاب به تعبیر و تفسیر آیه يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ (روزى كه كار، زار و رهايى مشقت بار گردد.) تخصیص داراست. روضه خوان موثر در تعبیر و تفسیر آیه گفته که در روز قیامت از موضوعی تعالی و طاقت فرسا پرده‌برداری میگردد که به عبارتی حسابرسی ایفا و جایزه و کیفر دادن بر آن‌ها و نیز آشکار شدن اسرار و ظاهرشدن درون‌ها میباشد.[۱۲]

نظرها خاص
روحانی موثر بر این اطمینان میباشد طب، آشنایی واقعیت بیماری و دارو میباشد که جز از روش معبود بدست نمی‌آید. طبیبان این دانش را از انبیاء آموخته‌اند و انبیاء نیز آن را از روش وحی از آفریدگار اخذ کرده‌اند و احادیث امامان(ع) نیز تفسیرکننده این دانش میباشد.[۱۳]
روحانی موثر در باب عصمت و طهارت انبیا و امامان اینگونه میگوید که آن‌ها بعد از منزلت رسالت و امامت، دارنده پاکی هستند. ولی پیش از وصال بدین منزلت دلیلی بر پاکی نیست و دراین مورد توقف می‌نماید.[۱۴]
در خصوص شهیدشدن امامان شیعه نیز روحانی اثر گذار اعتقاد دارد که امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام موسی کاظم(ع) مطلقا شهید گردیده‌اند و در زمینه ی امام رضا(ع) نیز عهدوپیمان توانمند بر شهیدشدن وی میباشد. ولی راجع‌به امامان دیگر دلیلی بر شهیدشدن آنها نیست.[۱۵]
ساختار کتاب
تصحیح الاعتقاد در ۲۸ فصل تهیه و تنظیم گردیده‌است. برخی از فصل‌های آن به تفصیل تحت میباشد:

تفاوت میان جبر و سپردن
عزم و مشیت
معنای بداء
لوح و مداد
نفوس و ارواح
سؤال در قبر
قضا و قدر
معنای آسمان
رجعت
کیفیت نزول وحی
فردوس و دوزخ
پاکی
تقیه
پزشکی[۱۶]

بازدید : 25
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:25


ام فضل و ادب دختر مأمون، (زنده در ۲۲۰ق)از همسران امام جواد(ع) که در برخی منابع تحت عنوان آدم کش وی معرفی گردیده است. به گفته این منابع، ام فضل و ادب با تحریک برادرش جعفر بن مأمون، امام نهم شیعه ها را مسموم کرد و به شهیدشدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رساند.

تزویج با امام جواد(ع)
ام فضل و ادب، دختر مأمون و همسر امام جواد(ع) بود. مأمون از خلفای بنی‌عباس و معاصر با امام رضا(ع) بود.[۱]

مأمون در سال ۲۰۲ق‌[۲] و در طول حیات امام رضا(ع)[۳] ام ادب را به عقد امام جواد(ع) درآورد. برخی گفته‌اند که هنگام اقامت امام رضا(ع) در خراسان، امام جواد برای دیدار او به‌این حیطه هجرت کرد[۴] و در همین دیدار بود که مأمون دختر خویش را به عقد وی درآورد. البته مسعودی، مجال این تزویج را بعد از شهید شدن امام رضا(ع) دانسته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۵]

به گفتۀ روضه خوان موثر مأمون شیفتۀ رفتار، دانش و متانت محمد بن علی(ع) گردیده بود. از این رو این وصلت سازه بر درخواست وی شکل گرفت.[۶] امام جواد(ع) مهریه‌ای متساوی مهریه حضرت زهرا(س)(۵۰۰ درهم) گزینش کرد.[۷] این وصلت از خوف اینکه مبادا خلافت از عباسیان به علویان منتقل گردد، اعتراض بعضی دور‌وبری ها مأمون را به‌دنبال مسجد بابا غدیر مشهد داشت.[۸]

امام جواد(ع) از ام فضل و ادب، صاحب و مالک فرزند نشد.[۹]

شهیدشدن امام جواد(ع)
به گفتۀ مسعودی، معتصم(عموی ام فضل و ادب) و جعفر بن مأمون (اخوی ام ادب) دائماً در تفکر کشتن امام جواد(ع) بودند. سرنوشت وقتی که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمد، با تحریک جعفر، ام ادب سَمّی در انگور بنیان و امام با میل کردن آن به شهید شدن رسید.[۱۰] درباره کیفیت مسمومیت امام جواد(ع) به دست ‌ام الفضل سخنان دیگری نیز آورده شده میباشد.[۱۱] روحانی اثرگذار گفته میباشد: «هرچند گردآوری‌ای گفته‌اند که امام جواد(ع) با سم درگذشته میباشد؛ ولی این مقاله برای اینجانب اثبات نشده که بتوانم بدان شهیدشدن دهم.»[۱۲] بعضا منابع شهیدشدن امام جواد را بر تاثیر صحبت‌چینی ابن ابی داود حکم دهنده بغداد، نزد معتصم دانسته‌اند. معتصم بوسیله منشی یکی‌از وزیرانش امام جواد(س) را مسموم کرد و به شهیدشدن مسجد بابا قدرت مشهد رساند.[۱۳]

به نقل از علی بن حسین مسعودی تاریخ‌نگار قرن چهارم قمری، ام الفضل بعد از مسموم کردن امام جواد(ع) منصرف شد و ناله میکرد، البته امام جواد(ع) او‌را نفرین کرد.[۱۴] معتصم بعداز شهید شدن امام جواد(ع)، ام الفضل را به قصر خویش موفقیت[۱۵] ولی طولی نکشید که به مرض رنج دچار شد و بر تاثیر به عبارتی از عالم رفت.[۱۶]جعفر، اخوی ام فضل و ادب، هم در وضعیت مستی در چاهی سقوط کرد و کشته شد.[۱۷]

جستارهای متعلق
جعده دختر اشعث
سمانه مغربیه
پانویس
ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۴۹.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۵۶۶؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۹.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۹.
ابن فندق، تاریخ بیهق، کتابفروشی فروغی، طهران،ص۴۶.
مسعودی، ثابت الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۳.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۴.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱.
ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۰؛ مسعودی، ثابت الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۷.
مسعودی، ثابت الوصیة، منتشر کننده: انصاریان، قم،۱۳۸۴ش، ص۲۲۷.
ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۱.
موءثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵.
عیاشی، التفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق،ج۱، ص۳۲۰.
مسعودی، ثابت الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۷.
اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۳۴۵.
ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۱.
مسعودی، ثابت الوصیه،۱۳۸۴ش، ص۲۲۷.

بازدید : 12
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:30


ابوجَهم بُکَیْر بن اَعْیَن بن سُنْسُن شیبانی کوفی، از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) و اخوی زراره و حمران بن اعین میباشد. قوم وی، آل اعین، از اولیه خانواده‌های شیعه در کوفه بودند. شماری از فرزندان بکیر نیز، تا مجال غایب بودن کبری امام بعدازظهر(عج) (قرن چهارم) در فقه و حدیث سرآمد بودند که نامدارترین آن ها عبدالله بن بکیر و ابوغالب احمدبن محمد زُراری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می باشند.

بکیر صحابی ائمه
هر چندین بکیر را در شمار اصحاب امام سجاد(ع) نیاورده‌اند، روایات منقول از وی آرم می دهد که مجال آن امام را نیز ادراک نموده است.[۱] ولی بکیر بطور انقطاع از اصحاب امام باقر(ع)[۲] و امام راست گو(ع) میباشد[۳] که مستقیم و گاه به واسطه برادرش، زرارة بن اعین، از آن‌ها حدیث آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نقل نموده است.

احادیث اورده شده از بکیر
سازه بر احصای ابوالقاسم خوئی[۴] روایات منقول از بکیر در کتاب ها اربعه حدیثی شیعه به ۱۲۵ می رسد که جز چهار حدیث ( که درباره دانش و مشیت پروردگار و ولایت امامان میباشد) سایر دینی‌اند.[۵]بنابر گزارش خویی بکیر در اوراق ۶۳ داستان قرار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفته میباشد.[۶]

رده وی نزد ائمه
امام راستگو(ع) اورا بعداز وفاتش تکریم کرده و به هم‌نشینی او در آخرت با رسول(ص) و امیرمؤمنان اشاره نموده است. بحرالعلوم[۷] بعد از نقل این ماجرا آن را درست و دارای اعتبار دانسته میباشد.[۸]

ناقلان حدیث از بکیر
شمار متعددی از محدثان، مثلا عبدالله بن بکیر، ابان بن عثمان، جمیل بن دراج، حریز بن عبدالله، عبدالرحمان بن حجاج، علی بن رِئاب و قدمت بن اذینه از وی حدیث نقل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.[۹]

در ورقه ها بعضا از روایات اسم‌های اشخاصی زیرا ابن ابی عمیر آمده که از بکیر نقل حدیث کرده‌اند، در حالی که از لحاظ وقتی در بین آن ها مسافت متعددی وجود داراست. بعضا رجال شناسان این اوراق را تصحیح و آیتم غلط را پر‌نور کرده‌اند.[۱۰]

آوازه فرزندان بکیر
فرزندان بکیر به بکیریون و وُلدِ جَهم و بیشتراز کلیه به زُراری (منسوب به زرارة بن اعین، اخوی بکیر) مشهور‌اند[۱۱] و نسبت اخیر به نوشته ابوغالب بدین جهت بوده که مامان حسن بن جهم بن بکیر نواده زرارة بن اعین بود. بیان کننده بیان همین نسبت در توقیعات امام هادی(ع) برای سلیمان بن جهم در اشاعه آن[۱۲] تأثیر دور از شوخی داشته میباشد.[۱۳]

اخلاف بکیر
بعضی از اخلاف بکیر که از لحاظ حدیثی و دینی شناخته گردیده‌اند، از این قرارند:

عبدالحمید بن بکیر
عبدالحمید بن بکیر، از اصحاب امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع)، که بی‌واسطه و گاه به واسطه عبدالملک بن بکیر و محمد بن مسلم، حدیث نقل نموده است و گروهی از محدثان، مثلا محمد بن ابی عمیر، صفوان بن یحیی، حسن بن دوست داستنی و یونس بن عبدالرحمان، از وی نقل حدیث کرده‌اند.

قدمت بن بکیر
قدمت بن بکیر، صحابی امام راست گو(ع).

عبدالاعلی بن بکیر
عبدالاعلی بن بکیر، راوی حدیث از امام درست گو(ع) که در ورقه ها روایات متعددی فی مابین وی و عمویش عبدالاعلی بن اعین خلط گردیده است.[۱۴]

زید و جهم بن بکیر
زید بن بکیر و جهم بن بکیر که طوسی،[۱۵] نجاشی[۱۶]، ابن داوود حلی،[۱۷] قهپائی[۱۸] و امین[۱۹] آن‌ها‌را در زمره اولاد بکیر ذکر شده‌اند.

فرزندان عبدالحمید بن بکیر
حسین و محمد و علی، فرزندان عبدالحمید بن بکیر و از راویان حدیث[۲۰] هر یک سری زراری این سه اخوی را فرزندان عبدالله بن بکیر خوانده میباشد.[۲۱]

حسن بن جهم بن بکیر
حسن بن جهم بن بکیر، از اصحاب و راویان امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و از محدثان ثقه[۲۲] که با واسطه از محدثانی زیرا بکیر بن اعین، حماد بن عثمان، عبدالله بن بکیر و فضیل بن یسار حدیث نقل نموده است و محدثان دیگری، زیرا احمد بن محمد بن عیسی، حسن بن علی بن فضال، علی بن اسباط، محمد بن اسماعیل و محمد بن عبدالحمید از وی نقل حدیث کرده‌اند. شمار روایات اورده شده از وی، که غالباً فقاهتی میباشد، به ۱۲۳ می رسد.[۲۳]

حسین بن جهم بن بکیر
حسین بن جهم بن بکیر، از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) که در بعضا کتاب ها رجال، وی و حسن بن جهم را خلط کرده‌اند.[۲۴]

علی بن جهم بن بکیر
علی بن جهم بن بکیر، از اصحاب و راویان امام کاظم(ع).

محمد بن حسن بن جهم بن بکیر
محمد بن حسن بن جهم بن بکیر، که به شک وتردید در طبقه اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) قراردارد و چندین حدیث نیز از وی نقل گردیده است.[۲۵]

سلیمان بن حسن بن جهم
سلیمان بن حسن بن جهم بن بکیر، از مشایخ شیعه، دارای اسم و رسم به زراری، که از روش مامان با آل‌ طاهر نسبت داشت و به این جهت یاروهمدم آنها به نیشابور رفت و بعد از رجوع آل‌طاهر از خراسان به کوفه رجوع و برگشت. محل سکونت وی در کوفه سال‌ها تحت عنوان محله شیعه نشین آل‌ زراره پر اسم و رسم بود.[۲۶]

محمد بن سلیمان
محمد بن سلیمان، دارای شهرت به ابوطاهر زراری (۲۳۷-۳۰۱)، از ثقات اصحاب حدیث که با امام حسن عسکری(ع) مکاتبه داشته و کتاب الآداب والمواعظ و کتاب الدعاء از اثرها اوست. وی واسطه جابجایی کتاب ها بعضی از اصحاب ائمه به نسل‌های سپس بوده میباشد.[۲۷] به نقل زراری[۲۸] و روضه خوان طوسی،[۲۹] او آیتم اعتنا حضرت امام بعد از ظهر(عج) نیز بوده و توقیعاتی برای وی صادر گردیده است. نواده ابوغالب، محمد بن عبیدالله بن احمد، نیز به ابوطاهر زراری دارای شهرت بوده و بعضیً در ورقه ها، روایات وی و محمد بن سلیمان را خلط کرده‌اند.[۳۰]

علی بن سلیمان زراری
ابوالحسن علی بن سلیمان زراری، از محدثان و فقهای گزینه اعتنا امام بعدازظهر(عج) بوده و با آن حضرت لینک و رابطه داشته، و توقیعاتی نیز از جانب وی اخذ داشته میباشد. کتاب النوادر از اثر ها اوست.[۳۱]

جعفر بن سلیمان زراری
جعفر فرزند دیگر سلیمان را نیز از اصحاب امام هادی(ع) خوانده‌اند.[۳۲]

فرزندان دیگر سلیمان
از سه فرزند دیگر وی، به اسم‌های احمد و حسن و حسین، نیز در رسالة فی آل‌اعین زراری خاطر گردیده است.[۳۳]

بازدید : 17
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:18


هواخواهی از مذهب امامیه
به نوشته نجاشی، ابن مهزیار با علی بن اسباط که فطحی مذهب بود، مناظراتی داشت و مسائلی در این مورد در بین آن دو رد و بدل شوید. سرنوشت آن دو مسائل آیتم مشاجره خویش را پیش امام جواد(ع) بردند که‌این دستور، با رجوع و برگشت علی بن اسباط از نظریه فسخ خویش، خاتمه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد یافت.[۱۷][۱۸]

کار‌های علمی
تالیفات
قرآنی: در قضیه قرآن دو کتاب به اسم‌های تعبیر و تفسیر[۱۹] و حروف القرآن[۲۰] داشته میباشد.
تاریخی: در تاریخ نیز کتاب‌های درباره زندگینامۀ پیامبران نوشتن کرده بوده‌میباشد.[۲۱] سید بن طاووس از کتاب ملاحم او نیز خاطر مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌نماید.[۲۲]
فقاهتی: بیشتر کتاب‌های او شرعی میباشد. او مقالاتی در اشربه، بازرگانی و پیشه‌وری داشته[۲۳] کتاب الوضوء، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة، کتاب الصوم، کتاب الحج، کتاب الطلاق، کتاب الحدود، کتاب الدیات، کتاب التفسیر، کتاب الفضائل، کتاب العتق و التدبیر، کتاب التجارات و الاجارات، کتاب المکاسب[۲۴] به فن تحریر در مسجد بابا غدیر مشهد آورده بود.
متعدد: همینطور کتاب المثالب، کتاب الدعاء، کتاب التجمل و المروة و کتاب المزار داشته میباشد.[۲۵]
اساتید
خوئی اساتید و عده ای که او از آنها ماجرا نقل کرده را بیشتراز پنجاه نفر بیان نموده است. ازجمله پر اسم و رسم‌ترین اساتید او این مسجد بابا قدرت مشهد افرادند:

محمد بن ابی عمیر
احمد بن اسحاق ابهری
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی
حسن بن علی بن فضال
حسن بن دوستداشتنی
حسین بن سعید اهوازی
حماد بن عیسی جهنی
صفوان بن یحیی بجلی کوفی
عبدالله بن یحیی
محمد بن اسماعیل بن بزیع
محمد بن حسن قمی
ایوب بن نوح بن دراج[۲۶]
موسی بن قاسم[۲۷]
شاگردان
احمد بن محمد بن خالد برقی
ابراهیم بن هاشم قمی
بقیه سرویس ها
دیگر از سرویس ها او عبارت‌اند از:

شناساندن امام هادی (ع) به عموم پس از شهید شدن امام جواد (ع)
تبیین مسائل فقاهتی و پاسخگویی به سؤالات شرعی عموم
رساندن لحاظ فقاهتی امام به عموم
رواج ولایت امام جواد (ع) در کشور‌ایران زمین به ویژه اهواز
بر ذمه به چنگ آوردن وکالت امام جواد و امام هادی (ع)
برقراری رابطه عموم با امام، با وجود خفقان عباسی
منشأ وقار و نه بودن در اهواز[۲۸]
نگرش بزرگان
روضه خوان طوسی «وی دانشمندی گزینه اتکا و دارنده اعتقادی راسخ و درست بود و از اصحاب امام جواد (ع) و امام هادی (ع) نیز به اکانت می‌آمد».[۲۹]
کشی: از سایر رجال شناسان مشهور چنین از او حافظه می‌نماید: «علی بن مهزیار مسیحی بود اما پروردگار متعال اورا هدایت کرد. او از عموم هند(هندیجان) بود که از روستاهای عجم محسوب میشد که ابعاد در اهواز سکونت کرد».[۳۰]
وفات
از تاریخ وفات علی بن مهزیار اگاهی دقیقی در مشت وجود ندارد؛ اما سال رحلت او‌را حدود ۲۵۴ق تقریب زده‌اند.[۳۱]

آرامگاه

بقعه علی بن مهزیار در اهواز
در دو شهر اهواز و جاجرم بقاع‌هایی به علی بن مهزیار منسوب میباشد، همسایه هر دو شهر بقاع شهر خویش را وابسته به علی بن مهزیار اهوازی می دانند.

بعضا بر این باورند که حرم علی بن مهزیار در شهر اهواز میباشد.[۳۲] بقاع‌ای نیز در دو کیلومتری شرق جاجرم و دربین آرامستان شهر قراردارد.[۳۳] که همسایه آن را از آن علی بن مهزیار میدانند.

توجیه آن‌ها این میباشد که «مشابهت اسمی در بین علی بن مهزیار و علی بن ابراهیم بن مهزیار و نیز بیان برخی از روایات با کلمۀ قال ابن مهزیار سبب ساز به نادرست افتادن برخی از علمای رجال گردیده و هر دو نفر را یک کدام از دانسته‌اند. اهل یک محل جاجرم، که یک سری سال قبلی جهت تعمیر بنای آرامگاه خواجه مهزیار نبش قبر کرده بودند، اولاً جنازۀ او را سلامت یافته و از آن روز اعتقاد و باور جامعی پیدا کرده و نذورات فراوان می‌نمایند؛ ثانیاً سنگ قبری کشف کرده‌اند که روی آن مندرج «هذا مرقد ماهزیار» و قسمتی از سنگ هم خوانده نمی شود. اینگونه به حیث میرسد که آرامگاه جاجرم مرتبط با علی بن مهزیار و بقعۀ جان دار در اهواز مرتبط با علی بن ابراهیم بن مهزیار باشد.[۳۴]

فرزندان
محمد بن علی بن مهزیار[۳۵]
حسن بن علی بن مهزیار، او فرزندی به اسم محمد داشته و از مشایخ ابن قولویه مالک بی نقص الزیارات بوده میباشد.[۳۶]
برای پژوهش بیشتر
سایه خورشید: زندگینامه علی بن مهزیار اهوازی مسعود منفرد، قم، عصرجوان، ۲ تیر ۱۳۸۸
همایش‌ها
همایش‌هایی در دو شهر اهواز و جاجرم برای معرفی علی بن مهزیار اهوازی گرفته شد‌ه‌است.

در اهواز: ۷ مهر سال ۱۳۹۱ خورشیدی به عملکرد اداره وقف شهرستان همایش علی بن مهزیار برگزار شد.[۳۷] همینطور در ۱۶ شهریور نیز اینگونه همایشی درین شهر برگزار شد.[۳۸]

در جاجرم: ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ خورشیدی همایش علی بن مهزیار در جاجرم برگزار شد. همینطور شورای تمدن همگانی این شهر سالروز به دنیا آمدن امام جواد (ع) را در روزنگار این شهرستان به اسم روز «ابوالحسن علی بن مهزیار» نامگذاری کرد.[۳۹]

پانویس

بازدید : 21
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:57


حضور ابن ابی جمهور در مشهد

ابن ابی جمهور که مکرر به مشهد مهاجرت می‌کرده، مدتها درین شهر اقامت و افاده علمی داشته میباشد؛ مثلا در یکی اقامت هایش درین شهر مباحث کتاب کشف البراهین خویش را، که کتابی کلامی و شرحی میباشد بر رساله زادالمسافرین خویش وی، به طور درس در خانه همین سیدمحسن بن محمد رضوی القا و املا کرده و در ۸۷۸ از املای آن سوا گردیده است.[۲۰] هم در سال جاری میباشد که ابن ابی جمهور با عالمی سنّی مذهب که از وی با وصف «فاضل هروی» حافظه کرده طی سه مجلس راجع‌به حقانیت مذهب تشیع در خانه این سیدمحسن بن محمد و نیز در «مکتب»ای که نامی از آن نیاورده مناظره آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است

.[۲۱] ابن ابی جمهور نخست این مناظره اظهار میدارد که سیدمحسن بن محمد رضوی و کثیری از عموم مشهد در جلسات درسی فقه و حرف او حضور می‌یافته‌اند.[۲۲] به لحاظ می رسد ابن ابی جمهور تا نقطه پایان قدمت در مشهد باقی مانده و به شغل علمی خویش ادامه داده و هم درین شهر وفات یافته باشد. حضور زمانبر بازه دانشمندی زیرا ابن ابی جمهور در مشهد و تألیف چندین کتاب در‌این شهر و برگزاری جلسات درس و مناظره، وجود اطراف علمی فعال درین شهر را محتمل‌خیس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌سازد.

در قرن دهم
درین عصر منشوری از سوی شاه حسین بایقرا(درگذشت: ۹۱۱ق) حکم دهنده گورگانی در هرات، درباره شخصی بنام سیدمحمد موسوی صادر گردیده که در آن از وی تحت عنوان «افضل اکابر المحدثین» و «مستجمع جمیع کمالات صوری و معنوی» خاطر گردیده‌است، وی این فرد را تحت عنوان متصدی یاددادن و درس دادن دانش حدیث و صدور احکام فقهی در مقبره حضرت رضا(ع) منسوب کرده و نافذ بودن احکام صادره از سوی دیگر علما و قضات این منطقه نیز به تأیید و امضای او رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد موکول شد‌ه‌است.[۲۳]

قرن دهم
در طی صفویان، تنی چند از عالمان از شهرهای مجاورت و نیز از مرکز ها شیعه‌نشین شام مانند جبل دلیل (لبنان فعلی) به مشهد آمدند.

یک کدام از مهم ترین این شخصیت‌ها حسین بن عبدالصمد حارثی، بابا روحانی بهائی، میباشد که مدتی هم سمت روحانی الاسلامی مشهد را ذمه ‌دار بود و پاره‌ای از کتاب‌های خویش را در مشهد نوشت،[۲۴] و از وی اساسی‌خیس و تأثیرگذارتر روحانی حر عاملی بود که در زمانه پختگی علمی خویش به مشهد هجرت کرد و سالهای زیاد به درس دادن فقه، حدیث و تألیف عمده اثرها خویش در‌این شهر پرداخت. اخوی وی نیز بعد از مرگ او روضه خوان الاسلام مشهد شد و سالها در‌این شهر به تألیف و درس دادن درگیر بود. حرّ عاملی گستردن هم اکنون شماری از سایر عالمان مهاجر از جبل برهان لبنان به مشهد را در امل الآمل خویش آورده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۵]
برای مثال عالمان دارای اسم و رسم که در حوزه علمیه مشهد در زمان صفویه علم آموزی یا این که درس دادن کرده‌اند میرداماد میباشد که قبل از مهاجرت به قزوین، اول عصر تحصیلات خویش را در علم ها عقلی و نقلی و ریاضی در مشهد سپری کرد و در همین شهر به مرحله استادی درین فوت و فن رسید.
حکم دهنده نورالله شوشتری هم ابتدا روزگار تحصیلات خویش از ۹۷۹ تا ۹۹۲ در مشهد اقامت داشت و درس خواند. معلم اساسی وی در بیشتر علم ها نیز دانشمند پرمایه‌ای به اسم میرعبدالواحد بن علی شوشتری بود.[۲۶] نوراللّه شوشتری، علاوه بر تعریف‌و‌تمجید از معلم خویش، از مباحث کلامی مطرح در آن پیمان بین استادش با بعضی از طلاب و علما حرف به در میان آورده میباشد.[۲۷] یکی از دیگر از شاگردان مولی عبدالواحد فردی به اسم سید محسن بن شریف حسینی میباشد که در علم ها عقلی و نقلی تألیفاتی داشته و در فتنه ازبکان در مشهد به قتل رسیده میباشد.[۲۸]
روحانی لطف الله میسی نیز در جوانی از جبل ادله لبنان به مشهد کوچ کرد و در‌این شهر نزد استادانی زیرا ملا عبدالله بن محمود شوشتری (کشته شده در ۹۹۷ در حمله ازبکان به مشهد) علم آموزی کرد و بعد از شهیدشدن استادش به اصفهان رفت.[۲۹]
حسین اردکانی یزدی متکلم بعد از ظهر فرمانروا طهماسب و از مهم ترین شاگردان روحانی بهائی نیز در مشهد درس دادن داشته و بر کتاب‌هایی زیرا خلاصةالحساب روضه خوان بهائی و تجرید طوسی تفصیل نوشته میباشد.[۳۰]
یک کدام از مشاهیر اواخر بعد از ظهر صفوی آقا ابراهیم مشهدی (متوفی ۱۱۴۸) میباشد که در حکمت، حرف و فقه آوازه داشته و کتابهای متعددی در این مورد‌ها نوشته میباشد.[۳۱]

بازدید : 13
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:55


حضور در غزوات
بنابر نقل منابع تاریخی صفیه در ۳ شوال سال ۳ هجری در غزوه احد کمپانی داشت [۱۸] و بعد از آنکه مسلمان‌ها جناح را رها می‌کردند، صفیه با نیزه‎‌ای که به دست گرفته بود، جلو اشخاص را می‌گرفت، و کسانی که نبی اکرم(ص) را شکاف می‎‌کردند، ملامت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‎‌نمود.[۱۹]

بعد از شهیدشدن حمزه و مثله شدن لاشه‌اش به وسیله هند (همسر ابوسفیان) صفیه تصمیم گرفت بر رمز لاشه برادرش حاضر گردد و با دو لباسی که بر دست داشت، برادرش را کفن کند.[۲۰] رسول(ص) به پسرش زبیر بن عوام امرکرد تا مامان را بازگرداند تا لاشه مثله گردیده اخوی را نبیند. زبیر زمانی به مادرش صفیه اذعان کرد نبی(ص) فرمان داده که شما به مدینه بازگردید، صفیه اعلام‌کرد: «چرا؟ به اینجانب گفتند حمزه مثله شد‌ه‌است، و این در منش آفریدگار بوده میباشد. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. اینجانب شکیبا و ان شاءاللّهخویشتندار خواهم بود». نبی الله(ص) از آنچه اتفاق افتاده بود با خبر شد و به زبیر فرمود: «او‌را به اکنون خویش بگذار» صفیه نزد لاشه حمزه آمد و برای وی طلب آمرزش کرد. بعد از آن فرستاده(ص) امرکرد تا حمزه دفن مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.[۲۱]

در غزوه خندق، صفیه عمه نبی(ص) به همدم گروهی از زنان، کودک ها و نیز حسان بن اثبات شعر سرا دارای شهرت بعدازظهر رسول(ص) در قلعه فارع بودند. صفیه می گوید: مردی از یهود به ما مجاورت شد و پیرامون قلعه می‎گشت. نبی خداوند و مسلمان‌ها هم چنان گرفتار معاند بودند که نمی‌‎توانستند به سوی ما بازنگرند، به این جهت به حسان گفتم: اینجانب به خداوند پیمان، از این مرد یهودی ایمن نیستم، پس فرود آی و او‌را بکش. حسان خاطرنشان مسجد بابا قدرت مشهد کرد

:‌ای دختر عبدالمطلب! خدای تو‌را بیامرزد، به خداوند عهد تو خویش می‎دانی که اینجانب اهل این فعالیت نیستم. صفیه می‎گوید: زیرا حسان پاسخ من‌را این طور اعطا کرد، خویش دربین بستم و گرزی برداشتم و اورا کشتم و زیرا از وی خارج از گشتم، به سوی قلعه رفتم و گفتم:‌ای شمّان! فعلا فرود بیا و سلاح و لباس او را بردار. حسان ذکر کرد:‌ای دختر عبدالمطلب! من را به سلاح و خرقه وی نیازی وجود ندارد.[۲۲] بعضی مورخین گفته‎‌اند که صفیه اولی زنی میباشد که مردی یهودی (خبر کش) از معاندان نبی(ص) را در پیکار خندق کشته میباشد.[۲۳] نبی(ص) بعد از نقطه پايان غزوه احزاب و غزوه بنی قریظه برای صفیه و بعضی دیگر از زنان که در‌این غزوه حضور داشتند، سهم فیء خاصی قرار اعطا مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۴]


صفیه به هم پا برخی زنان در غزوه خیبر نیز حضور داشت[۲۵] و نبی(ص) سهمی از غنایم برای زنان حاضر قرار نداد و از فیء برای وی سهمی قرار بخشید.[۲۶]

اشعار
او اشعاری درباره حفر چاه زمزم بوسیله خاندانش[۲۷]، رثای پدرش عبدالمطلب[۲۸]، برادرش حمزه بعداز غزوه احد[۲۹]، برادرش زبیر بن عبدالمطلب و پسرش سائب داراست. همینطور او اشعاری را نیز در رثای فرستاده(ص) سروده میباشد. مانند این شعر صفیه که حضرت فاطمه(س) آن شعر را نزد قبر پدرش می‎خواند:

قد کان بعدک أنباء و هَینَمة
لو کنت فرمان رواِدَها لم تکثر الخطب‏[۳۰]
إنّ یوما أتی علیک لیوم
کوّرت شمسه و کان مضیئا[۳۱]
همینطور این اشعار را نیز در رثای رسول(ص) سروده میباشد:

یا این که عین جودی بدمع منک منحدر
و لا تملّی و بکی سید البشر
بکی پیامبر الله فقد هدت مصیبته
جمیع قومی و أهل البدو و الحضر
و لا تملی بکاءک الدهر معولة
علیه ما غرد القمری بالسحر
ألا یا این که پیامبر الله کنت رجائیا
و کنت سازه برّا و لم تک جافیا
کان علی قلبی لذکر محمد
و ما خفت اینجانب آنگاه النبی المکاویا
أفاطم حی الله رب محمد
علی جدث أمسی بیثرب ثاویا
فدی لرسول الله نفسی و خالتی
و أمّی و عمی قصرة و عیالیا
فلو أن رب الناس أبقاک بیننا
سعدنا و لکنّ أمره کان ماضیا
علیک اینجانب الله السلام تحیة
و أدخلت جنات اینجانب العدن راضیا[۳۲]
[یادداشت ۲]

بعداز فرستاده

منزلت قبر صفیه بنت عبدالمطلب در بقیع
درباره معاش او در بعد از ظهر خلفای اول مقاله چندانی بیان نشده میباشد. جز اینکه قدمت بن خطاب بعد از تغییر‌و تحول شیوه تقسیم مال عموم فی مابین مسلمین، برای صفیه تحت عنوان عمه رسول(ص) و از زنان بنی‌هاشم، ۶ هزار درهم مقرری گزینش کرد.[۳۳]

صفیه بن عبد و بنده المطلب در سال ۲۰ هجری و در روزها خلافت قدمت بن خطاب وفات یافت و در بقیع دفن شوید.[۳۴] و اسماء بنت عمیس او را غسل اعطا کرد.[۳۵]

بازدید : 31
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:55


احمد بن ابی‌یعقوب (درگذشته ۲۸۴ یا این که ۲۹۲ق) مشهور به یعقوبی، تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده سوم هجری. کتاب‌هایی برای مثال «تاریخ یعقوبی»، «البلدان» و «مُشاکَلةُ الناس لِزمانهم» از وی ارثیه میباشد. رغبت شیعی او، از محتوای کتاب تاریخ یعقوبی و مدل کتابت و ارزیابی وی از اتفاق ها تاریخی آشکار میباشد. پدران یعقوبی نیز با اینکه در دستگاه خلافت عباسی مالک منصب بودند، به تشیع رغبت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشتند.

معاش طومار
احمد بن ابی‌یعقوب اسحاق بن جعفر بن وهب بن بدیهی[۱] در برخی منابع به‌ادله اینکه اصالتاً اصفهانی بوده، با کنیه اصفهانی[۲] و در بعضا دیگر از منابع به‌برهان اقامت وقت گیر‌دوران در مصر به کنیه مصری[۳] معرفی گردیده است. در منابع متفاوت، یعقوبی را کاتب، عباسی و اخباری نیز کنیه داده‌اند و از وی با لقب‌های ابن ابی‌یعقوب و ابن بدیهی خاطر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.[۴]

درباره جای و فرصت ولادت یعقوبی داده ها مناسبی گزارش نشده میباشد. یعقوبی خویش در کتاب البلدان، اشاره می‌نماید که نیاکانش در بغداد می‌زیسته‌اند. با دقت بدین مسئله، اکثری از دانشمندان، محل احتمالی ولادت و معاش‌اش را بغداد دانسته‌اند.[۵] عشق یعقوبی به بغداد که در آثارش به خصوص کتاب البلدان نمایان میباشد، این احتمال را تقویت می‌نماید.[۶] با این درحال حاضر، برخی او را زاده بغداد ندانسته و در نظر گرفتن می زنند که خویشاوندان یعقوبی سال‌ها قبل از ولادت یعقوبی، در هنگام مأموریت جدش بدیهی در مصر، به‌این دیار آمده و دیگر به بغداد بازنگشته‌اند.[۷] سال وفات او را ۲۸۴ق و بعضی ۲۹۲ق رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.[۸]

سوابق تشیع در فامیل یعقوبی
چنان که اشاره شد، بدیهی که از اجداد یعقوبی میباشد، از موالی و وابستگان منصور عباسی و از کارگزاران وی بود. بدیهی در بغداد شهرتی داشت به‌حدی که یکی خیابان‌های بغداد را به اسم او «سکه یعقوبی» نامیده بودند. چنان که از برخی از احادیث برمی‌آید وی اداره بخشی از شهر را که به «قطیعه بدیهی» مشهور شد نیز بر ذمه داشته میباشد.[۹] بدیهی در سال ۱۶۲ق به حکومت مصر رسید البته به‌زودی از این سمت عزل شد و در مصر به‌تیتر مدیر دیوان برید ادامه کار اعطا شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۰]

بدیهی، رغبت به تشیع داشت و در سال ۱۶۹ق با قیام‌کنندگان علوی همیاری کرد و به‌همین برهان آیتم خشم خلیفه قرار گرفت. قصه از این قرار بود که با ناکامی قیام شهید فخ در حجاز، ادریس بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابی‌طالب از مهلکه جان به‌در پیروزی و به مصر گریخت که بدیهی در آن فرصت در آنجا مدیر دیوان برید بود. بدیهی ادریس را نگهبانی کرد و به مغرب ارسال کرد که ابعاد پیروز به تأسیس حکومت ادریسیان در شمال آفریقا شد. به مجازات همین کار بود که بدیهی را به‌امر هادی عباسی ، در سال ۱۶۹ق سربریدند و پیکرش را به‌دار آویختند.[۱۱]

فعالیت و پیشه یعقوبی
مبنی بر اطلاعات دردسترس نمی‌اقتدار پروسه معاش یعقوبی را به روشنی رسم کرد. از کنیه «کاتِب» و تعلق خانوادگی او به عباسیان می‌قدرت در نظر گرفتن زد که وی از دبیران خلافت عباسی بوده میباشد[۱۲] ولی اینکه چه بازه بدین کار پرداخته، مشخص و معلوم وجود ندارد. درباره بازه زمانی اقامت او در بغداد نیز استحضار دقیقی در اختیار وجود ندارد. یعقوبی در جوانی سفرهای زیادی در مملکت‌های اسلامی داشته و برای مثال مدتی را در خراسان، هند، مصر و مغرب سپری نموده است. بنابر بعضی احادیث، او بازه متعددی در ارمنستان اقامت کرد و در دستگاه سلاطین آن دیار کار نگارش داشت.[۱۳] از سوی دیگر گزارشی درباره سرویس وی نزد قوم طاهریان وجود دارااست.[۱۴] بستگان طاهری از موادتشکیل دهنده دولت عباسیان بودند و افزون بر سمت‌هایی که در بغداد بر ذمه داشتند در خراسان نیز حکومت نصفه‌مستقلی (۲۰۵-۲۵۹ق) برپا داشتند و ممکن میباشد سرویس یعقوبی نزد طاهریان در بغداد یا این که خراسان بوده باشد.

اثر ها
یعقوبی از وسیع ترین جغرافی‌دانان و تاریخ‌نگاران مسلمان میباشد. او همینطور به علم نجوم مسلط بود و شعر نیز می‌سرود.

فهرستی از اسم‌ اثراتی که در منابع گوناگون به او نسبت داده‌اند از این قرار میباشد[۱۵]:

البلدان
مشاکلة الناس لِاَزمانهم
التاریخ
المسالک و الممالک
فتح افریقیّه و اخبارها
خبرها الطاهریین
خبرها الامم السالفه
خبر‌ها بلاد روم
از اثرها او کتاب‌های تحت باقی میباشد که به اختصار به معرفی آن میپردازیم:

تاریخ یعقوبی

تاريخ يعقوبي
نوشته‌علمیٔ مهم: تاریخ یعقوبی
تاریخ یعقوبی از اول مثال‌های تاریخ جهانی در تاریخ‌نگاری اسلامی میباشد[۱۶] که قسمت ابتدا آن به تاریخ عالم تا ظهور اسلام تخصیص یافته و نصیب دوم رویدادهای تاریخ اسلام را از مجال بعثت تا عصر خلافت المهتدی عباسی (۲۵۵-۲۵۶ق) پی می گیرد. تاریخ یعقوبی صورت سال‌نگاری (حولیات) ندارد بلکه مطالب بر پایه ی مقاطع و زمان‌ها و موضوعات تاریخی سامان یافته‌اند.[۱۷] تاریخ یعقوبی از اول مثال‌های طرز ترکیبی در تاریخ‌نگاری اسلامی میباشد که در آن تالیف کننده، محتوای احادیث تاریخی در یک مورد را ادغام کرده و مطالب را بر پایه ی چیدمان دلخواه خویش می‌نگارد و به نقل مدرک احادیث نمی‌پردازد.[۱۸] این طریق که در مقابل شیوه روایی میباشد، مرحله‌ای از تکامل تاریخ‌نگاری اسلامی به‌شمار می‌رود که با اثراتی مانند اخبال الطوال و تاریخ یعقوبی شروع شد.

شیوه خردگرایانه در عیب گیری احادیث تاریخی از خصوصیت‌های تاریخ یعقوبی میباشد که به‌خصوص در انکار او درباره بعضی از احادیث غریب و افسانه‌سیرتکامل رایج در میهن‌های متفاوت منعکس شدن یافته میباشد. وی در تاریخ خویش افزون بر کارها سیاسی، به جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز اعتنا نموده است. در جلد ابتدا کتاب، یعقوبی در بیان تاریخ ملل متعدد، اثرها فرهنگی و علمی آنها را معرفی کرده و از اعتقادات و مذهب‌ها و آئین‌ها کلام رانده میباشد.[۱۹]

بازدید : 11
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:27


ثنا بن محمد بن خالد بن عبدالرحمان بَرْقی پر اسم و رسم به برقی (حدود ۲۰۰-۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) محدث، مورخ و فقید رجالی شیعه در قرن سوم هجری قمری. او از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و مالک کتاب المحاسن و رجال میباشد. رجال شناسان دارای شهرت شیعه همانند نجاشی، روضه خوان طوسی و علامه حلی، او‌را توثیق کرده و توده‌ای دیگر مانند احمد بن محمد بن عیسی اشعری تعالی راویان قمی او‌را به جهت قصه از ضعفا، ضعیف شمرده‌اند. او شاگردان متعددی همانند حسین بن سعید اهوازی و علی بن ابراهیم قمی داشته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

معاش‌طومار

شجره‌طومار خویشان برقی
وی مشهور‌ترین شخص از بستگان برقی میباشد که سوابق روشنی در تشیع و پشتیبانی از اهل‌بیت(ع) داراست و عالمان زیادی نیز از در میان آنها برخاسته میباشد. محمد بن خالد برقی نیز از اصحاب ائمه و دارنده اثرها و کتاب‌هایی مسجد غدیر فلاحی مشهد بوده میباشد.[۱]

درباره سال به دنیا آمدن وی در متن‌ها رجالی و تاریخی مطلبی به دیده نمی خورد، البته با اعتنا به تاریخ وفاتش، می‌اقتدار بیان کرد که نزدیک به سال ۲۰۰ق به عالم آمده مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۲]

رجالیان، لقب اورا ابوجعفر بیان کرده‌اند.[۳] ابن ندیم لقب ابوالحسن را نیز برای وی بیان نموده است.[۴] نجاشی سال وفات او‌را ۲۷۴ق میداند البته علی بن محمد ماجیلویه نواده و دانش آموز برقی نقل می‌نماید که وفات وی در سال ۲۸۰ق بوده میباشد.[۵]

مصاحبت با ائمه شیعه
در کتاب رجال برقی به هنگام گستردن درحال حاضر برقی، خودش را از یاران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) معرفی نموده است.[۶] البته در روایاتش، ذکری از این دو امام وجود ندارد. فقط در روایتی آمده زمانی که وی در سامرا بود، از جانب «آن مرد» پیامبر‌ای به نزد وی و همراهش آمده و درباره وثاقت برخی از راویان و اصحاب به آن ها مطلبی را گفته میباشد [یادداشت ۱] که قرائن آرم می دهد منظور از «آن مرد»، امام هادی(ع) مسجد بابا قدرت مشهد بوده میباشد.[۷]

مقام روایی
وثاقت
رجالیان شیعه مانند نجاشی،[۸] روحانی طوسی[۹] و علامه حلی[۱۰] اورا توثیق کرده‌اند.

ماجرا از ضعفا و تبعید از قم
ماجرا وی از راویان ضعیف و اتکا بر روایات مرسل موجب شد احمد بن محمد بن عیسی اشعری رییس محدثان قمی، او‌را از قم تبعید نماید البته بعد از مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او پوزش خواست و حتی‌در مراسم مراسم‌تدفین برقی، پا عریان و فارغ از عمامه حاضر شد تا خلق گذشته خود را جبران کند.[۱۱]

جواب به نقد قصه از ضعفا
وحید بهبهانی می‌نویسد: «گزینه اعتمادبودن برقی قطعی میباشد و آن چه منتقدان گفته‌اند برای ما اثبات نشده، حتی در حالتی‌که وی بر ضعیفان اتکا کرد‌ه باشد می‌اقتدار خاطرنشان کرد طریق وی در نقل حدیث درست نبوده میباشد.»[۱۲] ابن غضائری نیز اعتقاد دارد که طعن قمی‌ها مرتبط با عده ای میباشد که احمد از آنان حدیث نقل نموده است خیر خویش وی.[۱۳]

معاش علمی
مشایخ و اساتید
سید ابوالقاسم خویی اسم وی در سلسله اسنادحدود ۶۰۰ ماجرا آمده میباشد که در‌این احادیث از روایان اکثری همانند احمد بن محمد بن ابی نصر، حسن بن دوست داستنی، اسماعیل بن مهران، حسن بن علی بن یقطین و علی بن اسباط ماجرا نقل نموده است.[۱۴] به گفته آقایی برقی از حدود ۲۰۰ نفر نقل حدیث و کتاب‌های بیشتراز ۱۰۰ نفر را نیز داستان نموده است[۱۵]

شاگردان
آیت‌الله خوئی شاگردان و راویان برقی را این سیرتکامل اسم می برد:

ابو علی اشعری
احمد بن ادریس
احمد بن عبدالله
احمد بن محمد بن عبدالله
حسن بن متیل دقاق
حسین بن سعید
سعد بن عبدالله اشعری
عبدالله بن جعفر حمیری
علی بن ابراهیم قمی
علی بن حسین سعد آبادی
علی بن محمد بندار
علی بن محمد بن عبدالله قمی
علی بن محمد بن محمد ماجیلویه
محمد بن ابی القاسم
محمد بن احمد بن یحیی
محمد بن حسن صفار
محمد بن عیسی
محمد بن یحیی
معلی بن محمد.[۱۶]

کتاب الرجال
تألیفات
به گفته محمد تقی مجلسی در لوامع صاحبقرانی: برقی بغير از اين كتاب( المحاسن ) نود و سه كتاب ديگر تصنيف کرده است در فوت‌و‌فن علم ها، و اسامى اين كتابها... در فهرستهاى اصحاب رجال جان دار میباشد.[۱۷]مهم ترین تاثیر برقی، کتاب المحاسن و کتاب الرجال میباشد که از او به مکان باقیمانده میباشد. دیگر اثر ها وی عبارتند از:[۱۸]

کتاب البلدان
اختلاف الحدیث
الانساب
خبرها الامم
التراجم و التعاطف
آداب النفس
آرامش المعاشرة
کتاب المکاسب
کتاب الرفاهیة
آقا والا طهرانی در الذریعه کتاب‌هایی دیگری را به وی منسوب کرده که عبارتند از: القرائن ، اجر الاعمال، عقاب الاعمال، كتاب الصفوة و النور و الرحمة، کتاب النوادر، مصابیح الظلم، کتاب العلل، کتاب السفر، كتاب المآكل، كتاب الماء، كتاب المنافع و الاستخارات، كتاب المرافق و البنيان و اتخاذ العبيد و الدواب. [۱۹] طهرانی اسم برخی این کتاب‌ها را با عنا وین دیگر هم بیان نموده است و گفته که‌این کتاب‌ها بخشی از المحاسن برقی میباشند.برای مثالً کتاب الصفوة و النور را با تیتر النور والرحمه کتاب چهارم از کتاب ها یازده‌گانه المحاسن برشمرده که محدث ارموی آن را در محاسن چاپ نموده است.[۲۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 72
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 281
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 801
  • بازدید ماه : 895
  • بازدید سال : 3168
  • بازدید کلی : 42140
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی