loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 29
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:24


عملیات وعده صادق۱، عملیات نظامی کشور ایران علیه اسرائیل در ۱۴ آوریل سال ۲۰۲۴ در عکس العمل به حمله رژیم صیهونیستی به کنسول‌گری جمهوری اسلامی ایران در دمشق. این عملیات را اول مقابله بی واسطه کشور ایران و اسرائیل، گران قدر‌ترین حمله پهپادی دنیا و گران قدر‌ترین حمله موشکی تاریخ کشور ایران مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شمرده‌اند.

در عملیات وعده درست گو، بیشتراز ۳۰۰ پهپاد و موشک از سوی کشور ایران به سوی مرز و بوم‌های اشغالی شلیک شد و تنی چند از موشک‌ها، با عبور از سامانه‌های دفاعی اسرائیل به هدف ها نظامی اسرائیل مثلا مقر هوایی نوآتیم اصابت مسجد غدیر فلاحی مشهد کردند.

علما و شخصیت‌های مذهبی و سیاسی مختلفی برای مثال آیت‌الله مکارم شیرازی، آیت‌الله نوری همدانی و آیت‌الله جوادی آملی از مراجع تاسی شیعه، بدین عملیات برخورد آرم دادند و از آن هواخواهی کردند؛ ولی ایالات متحده و بعضی کشورهای اروپایی آن را محکوم مسجد بابا غدیر مشهد کردند.

نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، حمله نظامی جمهوری اسلامی ایران را براساس سد ۵۱ منشور سازمان ملل متحد و مدد مشروع دانست. ثبت کشور‌ایران تحت عنوان توان موشکی و پهپادی در حیطه و دنیا و توانمندی کشور‌ایران در جواب به هر سیرتکامل ترساندن از تأثیرات و پیامدهای این عملیات شمرده گردیده‌است. بعضی کارشناسان اهل ایران، با وجود سامانه‌های توسعه یافته پدافند هوایی اسرائیل، صرف وصال موشک‌ها و پهپادهای اهل ایران به مرزو بوم‌های اشغالی فلسطین را اکران توانمندی کشور ایران و ناکامی رژیم صهیونیستی قلمداد مسجد بابا قدرت مشهد کرده‌اند.

تفصیل عملیات
عملیات وعده درست گو، با سر یا این که پیامبر‌الله، در ساعت‌ها آخری ۲۵ و صبح زود ۲۶ فروددین ماه سال ۱۴۰۳ش با شلیک ده‌ها فروند موشک و پهپاد از کشور‌ایران به سمت اسرائیل جاری ساختن گرفت.[۱] این اولیه مقابله بدون واسطه جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل به شمار می‌رود.[۲] به گفته مقامات نظامی اسرائیل، در‌این عملیات، ۱۸۵ پهپاد، ۱۱۰ موشک زمین‌به‌زمین و ۳۶ موشک کروز به سمت اسرائیل شلیک شد که بیشتر آنان از سوی جمهوری اسلامی ایران و چندین نیز از عراق و یمن بود.[۳] حمله به مقر هوایی نوآتیم از هدف ها عملیات موشکی و پهپادی کشور‌ایران در جواب به حمله صهیونیست‌ها بود.[۴] به نقل از یورونیوز، در‌این عملیات که حوثی‌های یمن، شبه‌نظامیان عراق و حزب‌الله لبنان، کشور ایران را ملازمت و کمک کردند، بخش ها شمالی، جنوبی و شرق کشور‌های اشغالی و قسمت اشغال گردیده بلندی‌های جولان نیز گزینه مقصود قرار گرفتند.[۵]

این عملیات را تعالی‌ترین حمله پهپادی دنیا، بلندمرتبه‌ترین حمله موشکی تاریخ کشور‌ایران[۶] و بی‌سوابق‌ترین حمله در نوع خویش[۷] خوانده‌اند.

بازدید : 40
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:42


اُمّ اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله از همسران امام حسن مجتبی(ع) بود که بعد از شهیدشدن امام حسن(ع) با امام حسین(ع) وصلت کرد. ام اسحاق مامان طلحه پسر امام حسن(ع) و فاطمه دختر امام حسین(ع) مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

وی بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) با عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن ابی‌دیده نشده تزویج کرد. بعضی از منابع بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) آحاد بن عباس بن عبدالمطلب را همسر وی دانسته‌اند. گزارش‌های تاریخی از زیبایی و بدخُلقی وی حافظه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

زندگینامه
ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمی، همسر امام حسن مجتبی(ع) بود و بعداز شهید شدن وی، با امام حسین(ع) وصلت کرد.[۱] وی بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) با عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن ابی‌دیده نشده وصلت کرد و گفته‌اند پیش از عبدالله بن محمد، با کل بن عباس بن عبدالمطلب تزویج رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۲]
ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد: اُمِّ اسحاق از زیباترین زنان قریش و بدخُلق‌ترین آنان بود.[۳]

فرزندان
روضه خوان موءثر فرزندان وی از امام حسن(ع) را سه نفر اسم می برد: حسین (که به أثرَم ملقب بود)، طلحه و فاطمه.[۴][یادداشت ۱] اثر گذار همینطور برای وی یک فرزند از امام حسین(ع) به اسم فاطمه اسم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می برد.[۵]

پانویس
اصفهانی، الاغانی،۱۹۹۴م، ۱۴۱۵ق، ج۲۱، ص۷۸.
بغدادی، المحبر، ۱۳۶۱ق، ص۴۴۲.
اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ۱۴۱۵ق، ج۲۱، ص۷۸.
المفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۲۰.
المفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۳۵.

بازدید : 19
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:26


ایلخانان، جانشینان هلاکو خان، شاخه‌ای از فرمانروایان مغولی‌اند که از سال ۶۵۱ هجری قمری به بازه حدود یک سده بر مرزوبوم‌های اسلامی از آسیای وسط و افغانستان تا کشور ایران و عراق و نصیب‌هایی از شام و آسیای صغیر حکومت کردند. آن‌ها نخست، تابع خان گران قدر مغول بودند البته بعداز مدتی به صورت جداگانه حکومت کردند و با تایید آئین اسلام با خان مغول جدا ارتباط کردند و به حکومتی اسلامی تبدیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شدند.

زمان حکومت ایلخانان در افغانستان و کشور ایران به رویش اجتماعی مذهب تشیع در‌این مملکت کمک رساند. از فی مابین رفتن خلافت عباسی، سلطه سیاسی اهل سنت بر شیعه ها را خاتمه بخشید و شیعه‌ها توانستند در روزگار سلطنت ایلخانان که تعصب مذهبی خاصی نسبت به فرق مذهبی نداشتند، به کار آزادانه‌تری بپردازند. شیعه ها همینطور به‌سرعت به جایگاه‌های بلندی در حکومت ایلخانان دست یافتند و بعضی از وزرای ایلخانان، شیعه بودند و نیز بعضی از علمای شیعی با ایلخانان ارتباط ها صمیمانه مسجد غدیر فلاحی مشهد داشتند.

غازان خان، پاد شاه مقتدر ایلخان که اسلام را آئین قانونی ایلخانان کرد به تشیع گرایش داشت و پسر و جانشینش اولجایتو در سال ۷۰۹ هجری به طور رسمیً شیعه شد. در زمانه اولجایتو گروهی از علمای شیعه به جمهوری اسلامی ایران آمدند و مدرسه های شیعی در جمهوری اسلامی ایران رونق گرفت و شعائر مذهبی شیعه‌ها اشاعه یافت. اولجایتو همت کرد تشیع را در جمهوری اسلامی ایران محصل نماید البته با مخالفت‌هایی از سوی عموم و علمای سنی مذهب روبرو شد و از این مقصود دست کشید. محققان معمولا حکومت ایلخانی را دیباچه سیر توسعه و گسترش اجتماعی تشیع در افغانستان و کشور ایران به شمار می آورند؛ سیری که مدتی آن گاه به سربرآوردن حکومت‌های شیعی مانند سربداران و در قرن دهم به تشکیل حکومت صفوی و یادگرفتن تشیع در جمهوری اسلامی ایران مسجد بابا غدیر مشهد انجامید.

نگاهی به تاریخ سیاسی بعد از ظهر ایلخانان
هلاکوخان مغول به دستور خان تبارک مغول منگو قاآن در سال ۶۵۱ به کشور‌ایران لشکر کشید. از هدف ها یورش هلاکو به جمهوری اسلامی ایران، از دربین بردن قلعه‌های اسماعیلیه و خلافت عباسی بود. اسماعیلیان در سال ۶۵۴ کاملا از ایلخانان ناکامی خوردند. هلاکو در سال ۶۵۶ با تصرف بغداد خلافت عباسی را از در میان برداشت و واپسین خلیفه عباسی را به قتل رساند.[۱] با اینکه مغولان قسمت‌های متعددی از شام را به تصرف در آوردند و دمشق را در سال ۶۵۷ تصرف کردند، از دست‌یابی به سواحل مدیترانه گشوده ماندند و در مسیر فتوحات خویش به سوی مصر، با حکومت ممالیک روبرو شدند و در سال ۶۵۸ هجری در جنگ عین جالوت از ممالیک مصر ناکامی خوردند.[۲] از آن پس تا دوران‌ها نزاع با ممالیک برای دست‌یابی به مصر بخشی از نرم افزار نظامی ایلخانان را تشکیل مسجد بابا قدرت مشهد می‌بخشید.

گاه‌شمار حکومت‌های جمهوری اسلامی ایران بعد از اسلام
حکومت‌های کشور ایران بعداز اسلام
اسم حکومت نهاد‌گذار عصرٔ حکومت
خلفای راشدین ابوبکر ۱۶ - ۴۰
بنی‌امیه معاویه ۴۱ - ۱۳۰
بنی‌عباس سفاح ۱۳۱ - ۲۰۵
طاهریان طاهر ذوالیمینین ۲۰۵ - ۲۵۹ق
صفاریان یعقوب لیث ۲۴۷ - ۲۸۷ق
علویان طبرستان داعی پهناور ۲۵۰ - ۳۱۶ق
سامانیان نصر اولیه ۲۶۱ - ۳۸۹ق
زیاریان مرداویج پسر زیار ۳۱۵ - ۴۶۲ق
آل بویه عمادالدوله علی ۳۲۰ - ۴۴۰ق
غزنویان فرمانروا محمود ۳۸۸ - ۵۵۵ق
سلجوقیان طغرل بیک ۴۲۹ - ۵۹۰
خوارزمشاهیان انوشتکین غرجه ۴۷۰ - ۶۱۷ق
ایلخانان هولاکو خان ۶۵۴ - ۷۳۶ق
تیموریان تیمور گورکانی ۷۷۱ - ۹۰۳ق
صفویان پادشاه اسماعیل نخستین ۹۰۷ - ۱۱۳۳ق
افغانان محمود افغان ۱۱۳۳ - ۱۱۴۲
افشار نادرشاه ۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ق
زند مهربان خان زند ۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق
قاجار آقامحمدخان ۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ق
پهلوی رضا سلطان ۱۳۴۵ق (۱۳۰۴ش)- ۱۳۵۷ش
جمهوری اسلامی امام خمینی ۱۳۵۷ش- ...
نبو
ایلخانان
سلاطین
تیتر عصرٔ سلطنت
هلاکوخان ۶۶۳-۶۵۱
باقاخان ۶۶۳-۶۸۰
احمد تکودار ۶۸۳-۶۸۱
ارغون ۶۹۰-۶۸۳
گیخاتو ۶۹۴-۶۹۰
بایدو ۶۹۴-۶۹۴
غازان‌خان ۷۰۳-۶۹۴
اولجایتو ۷۱۶-۷۰۳
ابوسعید ۷۳۶-۷۱۶
وزیر ها و امرای سرشناس
خواجه نصیر الدین طوسی
شمس الدین محمد جوینی
خواجه صدرالدین احمد
خواجه رشیدالدین ادب الله
رخ‌های سرشناس هم‌بعد از ظهر
خواجه نصیر الدین طوسی
علامه حلی
...
رویدادهای اساسی
باخت اسماعیلیان
سقوط خلافت عباسی
...
نبو
هلاکو از سوی خان مغول فرمانده آحاد متصرفات غربی امپراتوری مغولان شد و کنیه ایلخان گرفت و از آن پس حکومت جمهوری اسلامی ایران و عراق و نصیب‌هایی از شام و آسیای صغیر بین فرزندان هلاکو ارثی شد. ایلخانان بعداز مدتی رابطه خویش را با خان تعالی مغول گسستند و به استقلال در جمهوری اسلامی ایران حکومت کردند.

بازدید : 29
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:34


شورای خلافت
اعضای شورای شش نفره

برای گزینش خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

نوشته‌ی علمیٔ مهم: شورای شش نفره
خلیفه دوم، سعد را تحت عنوان یک کدام از اعضای شورای شش نفره برای گزینش خلافت تعیین کرد.[۲۶] پس از مرگ قدمت، اعضای شورا برای انتخاب خلیفه گرد هم آمدند. نوشته‌اند که عمرو بن عاص و مغیرة بن شعبه کنار درِ محل اجتماع نشستند، سعد بن ابی‌وقاص آن دو را از آنجا بدور کرد[۲۷] به نقل از نهایة الارب امام علی(ع) در‌این قصه با سعد ملاقات کرد و او‌را قسم اعطا کرد با عبدالرحمن بن عوف به عایدی عثمان همدست نشود.[۲۸] ولی سعد به عایدی عبدالرحمن بن عوف رأی بخشید و در غایت باعث به تعیین عثمان شوید. عثمان مدتی ولایت کوفه را به سعد بخشید ولی آن‌گاه او‌را برکنار نمود. عثمان همینطور امداد‌هایی به سعد می کرد به عنوان مثال قریه‌ای به اسم «قریۀ هرمز» را به اقطاع به سعد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اعطا کرد.[۲۹][یادداشت ۱]

سعد در ماجرای قتل عثمان، دخالت چندانی نکرد.[۳۰]

خلافت امام علی(ع)
وقتی که امام علی(ع) خلافت را به دست گرفت سعد در بیعت همگانی با امام بیعت نکرد وی خطاب به امام اظهار کرد: بیعت نمی کنم تا تمامی عموم بیعت نمایند، به پروردگار مایه زحمت نخواهم شد.[۳۱] امام در خطبه‌ای به عدم بیعت جمع‌ای با خویش اشاره کرده و گفته که از ابن قدمت، سعد بن ابی‌وقاص و محمد بن مسلمه اخباری به استحضار اینجانب رسیده که آن را خوش نمی‌دارم و در این مورد در میان اینجانب و آن ها حق حکم خواهد کرد.[۳۲] روضه خوان اثرگذار اعتقاد دارد گرچه امام علی از سرپیچی‌کنندگان ناراضی بود البته بیعت تحمیلی و اجباری را نیز نمی‌به عهده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گرفت.[۳۳]

به نقل از ابن سعد در الطبقات، سعد بن ابی‌وقاص بعد ها با امام علی(ع) بیعت کرد ولی زیرا در مبارزه‌ها هم پا امام عدم وجود این شبهه پدید آمد که با وی بیعت نکرده میباشد.[مستلزم منبع] سعد درباره بیعت نکردن و عدم ملازمت خویش با امام علی سخنان و دلایل گوناگونی به گویش آورده میباشد. گاه خویش را سزاوارتر به خلافت می‌دانست و‌ گاه معلوم نبودن جناح حق از فسخ را عامل عدم کمپانی خویش در نبردها بیان می کرد.[۳۴] امام علی(ع) افرادی که با وی بیعت نکرده و او‌را کمک نکرده بودند را طایفه‌ای می‌دانست که حق را ضایع رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده و فسخ را هم امداد نکردند.[۳۵]

روحانی اثر گذار سبب ساز اساسی دوری سعد از امداد امام علی(ع) را حسد دانسته و می‌نویسد: این مسئله از آنجا سرچشمه گرفت که قدمت بن خطاب، سعد را هم از اعضای شورای شش نفره قرار اعطا کرد و استعداد او‌را چهت نیل به خلافت ثبت کرد و سعد هم پنداشت که استعداد رده رهبری را دارااست و این گمان، جهان و آئین او‌را تباه ایجاد کرد و سرنوشت هم به آنچه آرزو بسته بود شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نرسید.[۳۶]

هر چندین سعد با امیرمومنان(ع) بیعت نکرد[۳۷] اما سب آن حضرت را نیز جایز نمی‌شمرد و در جواب معاویه که از وی پرسید چرا سب علی نمی‌نماید؟ حدیث رده، حدیث رایت و آیه مباهله را یادآور شد و اذعان کرد که در‌حالتی که یکی آن سه را داشتم برایم از شتران سرخ‌موی دوست داشتنی‌خیس بود.[۳۸]

گوشه‌گیری از پیکار‌ جمل و صفین
معاویه در طومار‌ای به سعد، سزاوارترین عموم برای دادخواهی عثمان از در میان قریش را اشخاصی دانست که در شورای شش نفره بودند. وی مقصود طلحه، زبیر و عایشه از نبرد جمل را همین دادخواهی دانست، و از وی خواست که با آنها هماهنگ گردد.[۳۹] وی در جواب معاویه نوشت:

قدمت از قریش جز عده ای را که خلافت را شایسته بودند در شورا وارد نکرد و هیچ یک از ما از دیگری سزاوار‌خیس خلا مگر به واقعه‌لحاظ خویش ما بر وی، با این تفاوت که آنچه ما داشتیم در علی نیز بود اما آنچه وی داشت در ما عدم وجود و این کاری بود که ما خیر آغازش را خوش داشتیم و خیر پایانش را. ولی طلحه و زبیر در صورتی‌که در منزل‌های خویش می‌ماندند برایشان خوب بود. پروردگار ام‌المؤمنین(عایشه) را نیز بر آنچه کرد، ببخشاید.[۴۰]
سعد در پیکار صفین حاضر نشد. بعداز جنگ صفین، گروهی از قریش در دومة الجندل حاضر شدند تا ماجرای حکمیت برگزار گردد البته سعد به آنجا هم نرفت و اظهار‌کرد: اینجانب در کاری که در اولش حاضر نشدم در پایانش نیز حاضر نمی شوم و در حالتی‌که قرار بود از کسی تامین کنم از علی بن ابی‌طالب دفاع می کردم.[۴۱]

سعد معتقد بود که معاویه به اجبار بر عموم مسلط گردیده و از امیرالمؤمنین تلاوت معاویه جلوگیری و اورا پاد شاه خطاب کرد و در پاسخ اعتراض معاویه اعلام‌کرد: در شرایطی‌که که ما تورا امیر نموده بودیم، امیرمؤمنان بودی ولی تو خویش این عمل را به دست گرفتی.[۴۲] سید حمیری در شعری اشاره کرده که با امداد نکردن سعد و خاندان‌اش حضرت علی را، موضوع برد معاویه مهیا شد: فامیل سعد از رویه راست خداوند بگشتند؛ فرومایه‌ای را بخواندند که پیشوای آن ها شد. در صورتی‌که سستی بنی‌زهره (قبیله سعد) خلا، به پیشوایی نمی‌رسید.[۴۳]

همینطور بر محور روایتی، وقتی که امام علی(ع) اعلام کرد «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» سعد از تعداد موهای رمز و محاسن خویش پرسید. حضرت در جواب وی قسم و سوگند حافظه کرد که از چیزی پرسیدی که پیشتر نبی پروردگار به اینجانب خبر داده بود در راز و محاسن تو مویی وجود ندارد جز اینکه شیطان بر پای آن نشسته میباشد. در منزل تو بزغاله‌ای( خواسته عمربن سعد میباشد) میباشد که فرزندم حسین(ع) را به قتل می رساند.[۴۴]

بازدید : 39
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:25


حاجی محمدرضا حکیمی(۱۳۳۸ق) دارای شهرت به ابوالملّة، از علمای مشروطه‌خواه و عضو کمیته اتحاد اسلام در نهضت بیشه، و از شاگردان حبیب‌الله رشتی و آخوند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خراسانی.

زندگانی
حکیمی در رشت به‌جهان آمد. از تاریخ تولدش اطلاعی در مشت وجود ندارد. پدرش، محمدکاظم، معروف به حکیم‌باشی بود. زیرا بزرگان این خانواده به طبابت اشتغال داشتند، حکیم به‌شکل اسم خانوادگی آن ها درآمد.[۱] وی بعداز علم آموزی مقدماتی در رشت، به نجف اشرف رفت و نزد میرزا حبیب‌اللّه رشتی و آخوند خراسانی به علم آموزی پرداخت و بعد به گیلان برگشت.[۲] حکیمی در ۱۳۳۸ق درگذشت. از وی سفرنامه‌ای باقیمانده که چاپ نشده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۳]

عمل‌های سیاسی
کار‌های سیاسی محمدرضا حکیمی در تعدادی نصیب انجام یافته که عبارتند از:

در حرکت مشروطه
حکیمی در تکان مشروطه در گیلان، یاروهمدم علمای مشروطه‌خواه بود. او در کشمکش‌های در میان مشروطه‌خواستار و معارضان مشروطه، رهبری روحانیان مشروطه‌خواه را برعهده گرفت و با خالو خویش، ملا مهدی شریعتمدار، که سرگروه معارضان بود، به پیکار پرداخت و منزل خویش را محل تماس همیشگی با سران تیم‌های ملی‌گرا و مسجد بابا غدیر مشهد مشروطه‌خواه کرد.[۴]

او در سال ۱۳۲۴ش به نمایندگی مجلس شورا برگزیده شد، اما به باعث تمایلش به ماندن در رشت، از قبول آن جلوگیری کرد.[۵]

مدیریت انجمن ولایتی
حکیمی در آذر سال ۱۳۲۴ش، نمایندگی انجمن ولایتی را به عهده گرفت و بعداز چندی مدیر انجمن شد. این انجمن از استارت تکان مشروطه در گیلان بر همگی کارها اداری و سیاسی آن ناحیه تحقیق مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۶]

اصلاحات محلی، رفع نقایص اداره ها، بسط فرهنگ وتمدن، ارتقا مدرسه های، تاسیس درمانگاه و یتیم‌منزل و مؤسسه‌های خیریه، تماس با حکومت‌های وقت، رابطه با انجمن‌های ولایات و برقراری امنیت در کلیه حوزه‌ گیلان، از نرم‌افزار‌های انجمن بود.[۷]

حکیمی با وجود قدمت کوتاه این انجمن که با استعفای وی خاتمه یافت، با قاطعیت به فعالیت پرداخت.[۸]

تبعید
بعد از تعطیل‌شدن انجمن، پیرو اعتراض عموم، قاضی وقت، انجمن دیگری ایجاد کرد که متشکل از جبهه مستبدان بود. کمپانی حکیمی در اینگونه انجمنی، با سمت منشی دوم انجمن، موجب شگفتی و اندوه آزادی‌خواستار شد، ازاین رو خواهان تبعید او شدند. این انجمن تا مجال به‌توپ بسته‌شدن مجلس شورای ملی (۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق) عمل داشت.[۹]

سر گروهی مجدد بر انجمن ولایتی
بعد از به‌توپ بسته‌شدن مجلس و هواخواهی عموم از مشروطه، حکیمی نیز به جانبداری از مجلس و مشروطه برخاست و عموم را به مدد از دستاوردهای مشروطه تشویق کرد و در صف اولیه نزاع قرار گرفت. او بعداز موفقیت مشروطه‌خواستار در ۱۳۲۷ق توشه دیگر به سر کردگی انجمن ولایتی برگزیده شد و تا فرصت هجوم روسها به گیلان و دستگیری شماری از اعضای انجمن در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق در‌این سمت باقی ماند.[۱۰]

عضو نهضت بیشه
سفارت شوروی در صفر ۱۳۳۰ق در طومار‌ای به وزارت کارها خارجه، خواستار تبعید شماری از آزادی‌خواستار، مثلا حکیمی، شد.[۱۱] حکیمی بعداز استارت نهضت بیشه، به آن پیوست و عضو کمیته اتحاد اسلام شوید.[۱۲] او آیتم احترام و وثوق عموم گیلان بود و به وی کنیه ابوالملّه داده بودند.

پانویس
سرتیپ‌پور، اسم‌ها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰.
سرتیپ‌پور، اسم‌ها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰.
سرتیپ‌پور، نامها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰، ۵۱۳.
سرتیپ‌پور، اسم‌ها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰.
رابینو، مشروطه گیلان، ص۵۹.

بازدید : 23
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:14


معاش‌طومار و تحصیلات
سید حسن نصرالله، در ۳۱ آگوست ۱۹۶۰م[۳۸] یا این که ۱۹۶۲م[۳۹] موازی با ۸ شهریور ۱۳۳۹ش یا این که ۱۳۴۱ش در یک کدام از محله‌های شرق بیروت دیده به جهان گشود.[۴۰] پدرش «سید عبدالکریم» و مادرش «َنهدیّه صفی‌الدین»[۴۱] اهل روستای البازوریه از توابع صور در جنوب لبنان بودند که به بیروت سفر کرده بودند.[۴۲] در برخی منابع آورده شده او در بازوریه متولد شد‌ه‌است.[۴۳] سید حسن دارنده سه اخوی و پنج خواهر و فرزند گرانقدر خانواده میباشد.[۴۴] وی در نوجوانی به یار برادرانش در دکان بقالی پدرش فعالیت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میکرد.[۴۵]


اینفوگرافی معاش سید حسن نصرالله
نصرالله زمانٔ ابتدایی را در مکتب النجاح در حوزه‌ التربویه طی کرد و با استارت پیکار‌های داخلی لبنان در آوریل ۱۹۷۵م/۱۳۵۴ش یاروهمدم خانواده به روستای بازوریه رفت و تحصیلات متوسطه خویش را در شهر صور خاطر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نشان کرد.[۴۶]

سید حسن، به گفته خودش، از کودکی به حوزه علمیه و روحانیت عشق و علاقه داشت؛ البته بابا و مادرش مخالف بودند.[۴۷] وی در ۱۹۷۶م/۱۳۵۵ش با تشویق سید محمد غروی، امام آدینه شهر صور و از شاگردان سید محمدباقر صدر، برای یادگرفتن علم ها فقاهتی به نجف رفت. سید محمد طی طومار‌ای، سید حسن را به آیت‌الله صدر معرفی کرد. صدر نیز سید عباس موسوی را برای پژوهش به حالت علمی و تأمین نیازهای سید حسن نصرالله گماشت.[۴۸] سید حسن در سال ۱۹۷۸م دروس مقدماتی حوزه را به پایان رسانید و بعداز دو سال اقامت در نجف، به جهت فشارهای حزب بعث عراق،[۴۹] به لبنان رجوع. وی با تأسیس مکتب امام درانتظار در سال ۱۹۷۹م/۱۳۵۷ش در بعلبک، دروس حوزوی خویش را خاطر نشان نمود و هم‌زمان به درس دادن نیز سرگرم رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۵۰]

وی در سال ۱۹۸۹م/۱۳۶۷ش[۵۱] یا این که ۱۹۹۰م/۱۳۶۸و۱۳۶۹ش[۵۲] به بازه زمانی یکسال[۵۳] برای علم آموزی علم ها شرعی به قم مسافرت و در درس سید محمود هاشمی، سید کاظم حائری و محمد فاضل لنکرانی کمپانی کرد.[۵۴] استدلال رجوع و برگشت نصرالله از قم به لبنان را شایعاتی بر اساس تشدید اختلافات حزب‌الله با تکان امل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته‌اند.[۵۵]

نصرالله در کنار تحصیلاتش، یادگرفتن‌های گوناگون نظامی و زمان‌های چریکی را نیز پشت‌رمز گذاشت.[۵۶]

بازه: 6 دقیقه و 53 ثانیه6:53

سید حسن نصرالله در کنار استادش سید عباس موسوی در نجف

سید حسن نصرالله در سال ۱۹۸۰م در لبنان.[۵۷]
همسر و فرزندان
نصرالله در سال ۱۹۷۸م در ۱۸ سالگی با فاطمه یاسین وصلت کرد که نتایج آن سه پسر به اسم‌های محمدهادی، محمدجواد و محمدعلی و یک دختر به اسم زینب بود.[۵۸] سید محمدهادی فرزند گران قدر وی، در ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۷م/۲۲ شهریور ۱۳۷۶ش در زد خورد با نیروهای اسرائیل در جنوب لبنان به شهید شدن رسید. لاشه او به دست صهیونیست‌ها زمین خورد و 1 سال آنگاه در عملیات تبادل در میان اسرائیل و حزب‌الله به لبنان بازگردانده شد.[۵۹]

شهید شدن
بخشی از پیام تسلیت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی کشور‌ایران
مجاهد پهناور، پرچمدار مقاومت در حیطه، دانا بافضیلت فقاهتی، و رهبر مدبر سیاسی، جناب سید حسن نصرالله رضوان‌الله‌علیه، در رویدادها دیشب لبنان به سود شهیدشدن نائل آمد و به ملکوت پرواز کرد. سید عزیز مقاومت محرک ده‌ها سال جهاد فی سبیل الله و دشواری‌های آن را در علاوه بر یک نزاع مقدس اخذ کرد... نتیجه شهیدشدن بعداز اینهمه مجاهدت حق مسلّم وی بود. دنیای اسلام، شخصیتی باعظمت را؛ و جناح‌ی مقاومت پرچمداری پررنگ را، و حزب الله لبنان رهبری معدود‌نظیر را از دست بخشید، اما برکات آگاهی و جهاد یکسری ده ساله‌ی وی هیچ گاه از دست نخواهد رفت. ... سیّد مقاومت، یک فرد عدم وجود، یک روش و یک مدرسه بود، و این‌شیوه همچنان ادامه خواهد یافت. خون شهید سید عباس موسوی بر زمین نماند، خون شهید سید حسن هم بر زمین نخواهد ماند.[۶۰]

نوشته ی علمیٔ مهم: ترور سید حسن نصرالله
سید حسن نصرالله، روز آدینه ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش/۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴م درپی بمباران حیطه شیعه‌نشین ضاحیه در جنوب بیروت بوسیله رژیم صهیونیستی به شهید شدن رسید.[۶۱] به نقل کانال الجزیره از رسانه‌های اسرائیلی، رژیم صهیونیستی در‌این بمباران حدود ۸۵ بمب سنگرشکن یک یا این که دو تنی به کار گرفت؛ در حالی که کنوانسیون ژنو استعمال از اینگونه بمب‌هایی را ممنوع اعلام نموده است.[۶۲] براساس گزارش خبرگزاری‌ها، جسد نصرالله تندرست بوده و انگیزه مرگ وی شوک یا این که ضربه ناشی از انفجار[۶۳] یا این که استنشاق گازهای سمی ناشی از بمباران[۶۴] اعلام گردیده است.

لاشه نصرالله بعداز حدود ۵ ماه در ۵ اسفند ۱۴۰۳ش در ضاحیه بیروت تشییع و در حیطه‌ بُرْج البَراجِنَة، در ضاحیه بیروت و مجاورت فرودگاه بیروت، به خاک ودیعه شد.[۶۵] نقل شده حزب‌الله لبنان به دلیل مبارزه و تهاجم ها اسرائیل به جنوب لبنان، تشییع و خاکسپاری لاشه را تا فرصت توافق به تأخیر انداختند.[۶۶] اورده شده مقامات و عموم ۷۹ مرز و بوم[۶۷] همانند در آغاز‌وزیر و مدیریت مجلس لبنان،[۶۸] مدیر مجلس و وزیر خارجه کشور‌ایران،[۶۹] ابراهیم زکزاکی، رهبر شیعه ها نیجریه،[۷۰] و نمایندگان یمن، عراق، تونس، موریتانی، ترکیه،[۷۱] پاکستان[۷۲] اندونزی،‌ ونزوئلا و فلسطین[۷۳] در مراسم تشییع و تشییع‌جنازه کمپانی کردند. این مراسم میلیونی، تبارک‌ترین و باشکوه‌ترین مراسم تشییع در تاریخ لبنان شمرده گردیده‌است.[۷۴]

بازدید : 24
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:23


احمد بن محمد بن عیسی اشعری، محدث امامی در قرن سوم هجری قمری و از شاگردان امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود. او در شمار بزرگان اهل قم بود به سیرتکامل‌ای که روحانی طوسی از وی با تیتر «روضه خوان القمیین و وجههم و فقیههم» مسجد غدیر بلوار معلم مشهد خاطر نموده است.

او از راویان بزرگی همانند صفوان بن یحیی، احمد بن ابی نصر بزنطی و محمد بن ابی‌عمیر ماجرا نقل نموده است و راویان متعددی مانند محمد بن یحیی العطار و علی بن ابراهیم قمی از وی قصه نقل مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده‌اند.

احمد بن محمد کتابهای متعددی در مسئله فقه، سخن، تعبیر و تفسیر و طب همانند المکاسب، فضائل النبی(ص)، الناسخ و المنسوخ و الطِّبُّ الکبیر تألیف نموده است.

وی در عقاید بسیار سختگیر بود و با غالیان به شدت واکنش می کرد و اشخاصی مثل سهل و آسان بن زیاد آدمی، محمد بن علی بن ابراهیم(دارای شهرت به ابوسُمَینَه) را از قم اخراج کرد. اورده شده که او، حتی احمد بن محمد برقی، محدث پر اسم و رسم امامی را به سبب ساز روایاتی که نقل میکرد، از قم بر کنار کرد، البته بعداز مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او معذرت مسجد بابا غدیر مشهد خواهی کرد.

نسب
نجاشی نسب او را اینگونه ذکر کرده: ابوجعفر، احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد بن صاحب بن احوص بن سائب بن صاحب و مالک بن عامر اشعری[۱]و لقب اش ابوجعفر و ملقب به روضه خوان القمیین مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۲]

در محضر ائمه علیهم السلام
از جزئیات معاش احمد بن محمد چندان چیزی دانسته وجود ندارد، چنانکه نجاشی[۳] گفته میباشد، او امام رضا علیه‌السلام را چشم بوده، ولی از‌آنجا که به احتمال حاذق از وی حدیثی داستان نکرده، اینگونه برمی آید که هنگام ملاقات با آن امام، قدمت او چندان نبوده میباشد، [۴] احمد از اصحاب امام جواد(ع) و اصحاب امام هادی(ع) به شمار آمده میباشد، اما زیرا در قم می‌زیست، تنهاگاه گاهی این دو امام را ملاقات کرده، و به این جهت روایات چندانی از آن ها داستان نکرده میباشد.[۵]

در روایتی که کشی[۶] نقل کرده، احمد بن محمد، وقتی به فرمان امام جواد(ع) در مدینه سرویس امام رسیده بود میباشد. درین ماجرا تصریح گردیده که او از سوی وی طومار‌ای برای زکریا بن بشر، نماینده امام در قم برده میباشد. در قصه ذکر شده در خطاب امام جواد به احمد بن محمد بن عیسی کنیۀ وی به طور ابوعلی آمده میباشد.

اساتید
از در بین مشایخی که او از آن ها حدیث شنیده، می‌اقتدار به‌این بزرگان اشاره نمود:

ابن المغیرة[۷]
احمد بن محمد بن ابى‌نصر بزنطی
حسن بن سعید اهوازی
حسین بن سعید اهوازی
حسن بن عباس رازی
حسن بن علی بن فضال کوفی
حسن بن علی بن زیاد وشاء
حسن بن دوستداشتنی
سعید بن جبهه بغدادی
صفوان بن یحیی بجلی
عثمان بن عیسی رواسی
علی بن حدید بن حکیم
علی بن حکم نخعی
محمد بن ابی عمیر ازدی
محمد بن خالد برقی
محمد بن سنان زاهری
احمد از روش این مشایخ و برخی دیگر، راوی بخش اعظمی از روایات امامیه میباشد، چنانکه به روش همین مشایخ بخش اعظمی از متن ها حدیثی امامیه را ضبط خود داشته میباشد. از این رو اسم این مشایخ در هرجا رجال نجاشی و الفهرست تاثیر طوسی تحت عنوان حلقۀ اتصالی فی مابین احمد و مشایخ قدیم‌خیس امامیه آمده میباشد. طبیعی میباشد که احمد بن محمد بن عیسی که اهل قم بود، برای شنیدن حدیث امامی، می‌بایست به کوفه مهاجرت نماید و در آنجا که راءس اصلی حدیث امامی بود، نزد مشایخ دارای اعتبار حدیث، بهرۀ علمی بَرد، از این رو بیشتر مشایخ او کوفی بوده‌اند.

در نگاه بزرگان
احمد از محدثان برجستۀ امامیه در دورۀ پیش از محمد بن یعقوب کلینی به شمار می آید، چنانکه نجاشی[۸] دربارۀ او تفسیر «روضه خوان القمیین و وجههم و فقیههم، غیرمدافع» را بکار برده، و روحانی طوسی نیز در الفهرست[۹] اورا با تعبیری در حدود همین مفهوم ها ستوده میباشد.

ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان[۱۰] از او مذکور، و اورا «روحانی الرافضه بقم» خوانده میباشد. چنانکه نجاشی[۱۱] گفته، او مانند پدرش با حکم کننده قم در خصوص بوده میباشد و این خویش، نماد از مرتبۀ او بین اهل قم داراست.[۱۲]

احمد به قومیت عربی التفات خاص داشته، و کتابی نیز با تیتر فضائل العرب تألیف نموده است. بر پایۀ روایتی از کلینی[۱۳] او در این زمینه گرفتار تعصب بوده میباشد.

بازدید : 31
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:17


شهیدشدن احمد بن موسی(ع) و یاران
قُتلُغ خان، حکم کننده شیراز و برهان مأمون در خان زینان در هشت فرسخی شیراز با احمد بن موسی(ع) و کاروان یاروهمدم او ملاقات کرد و خبر شهید شدن امام رضا(ع) را به آن ها رسانید. این خبر سبب تضعیف روحیه و پراکندگی آن‌ها شوید. احمد به یاروهمدم نزدیکان خویش راهی شیراز شد و در آنجا در جریان نبرد به شهیدشدن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسید.[۱۲]

آشکار شدن قبر
در منابع تاریخی، یک‌سری قسم متفاوت درباره یافته شدن مزار احمد بن موسی چشم میگردد:

تا اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم، نقلی مبتنی بر دوراندیشی از محل دفن احمد بن موسی در منابع نیست.[۱۳] بعضا منابع مانند ریاض الانساب ملک الکتاب شیرازی و بحر الانساب تیموری، از کشف مزار احمد بن موسی در قرن چهارم و در حین عضدالدوله دیلمی (۳۷۲ – ۳۳۸) خبر داده‌اند. بعضا از منابع مدعا گردیده‌اند که قبر احمد بن موسی تا سیصد سال پنهان بود تا آنکه در طول عضدالدوله دیلمی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یافته شد.[۱۴]
بنابر نقل ملحقات انوار النعمانیه از لباب الانساب بیهقی، و نقل سید محسن امین از لب الانساب نیشابوری، آشکار شدن مدفن احمد بن موسی در شیراز، در اوایل قرن پنجم هجری چهره داده میباشد.
منابع دیگری مانند «شدّ الآزار»، سفرنامه ابن بطوطه و «نزهة القلوب»، که کلیه در قرن هشتم درج شده‌اند، پیدا شدن مدفن او‌را در قرن هفتم و هشتم آورده‌اند.[۱۵] بعضی منابع گفته‌اند که آشکار شدن مزار احمد بن موسی، در طول امیر مقرب الدین از وزیر و وزرا و نزدیکان اتابک ابوبکر (۶۵۸ – ۶۵۳) [۱۶] بوده میباشد و لاشه اورا از روی انگشتری او که نگینش به عبارت «‌العزّة لله احمد بن موسی‌» منقوش بود رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شناخته‌اند.[۱۷]

بارگاه قبر احمد بن موسی شاهچراغ در شیراز
انتساب کنیه شاهچراغ
منشأ این کنیه روایت‌ها و افسانه‌ها و کتاب ها متأخر میباشد و در منابع متقدم هیچ اشاره‌ای به آن نشده میباشد.[۱۸] در برخی کتاب‌ها آمده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد:

تا مجال عضدالدوله، کسی از مدفن فرمان روا‌لامپ(ع) اگاهی نداشت و جای حاضر، تل گلی بیشتر خلا که در نزدیکی آن منزل‌های متفاوت وجود داشت. به عنوان مثال پیرزنی در ذیل آن تل، منزل‌ای گلی داشت و در هر شب آدینه، ثلث نیمه شب می‌روءیت کرد چراغی در غایت فروغ و روشنایی در بالای تل خاک میدرخشد و تا طلوع صبح نورش به حیث میرسد. یکسری شب آدینه مراقب بود و نوروروشنایی لامپ به همین چگونگی ادامه داشت. با خویش اندیشید شاید این جای قبر یکی‌از امام زادگان یا این که اولیای پروردگار باشد و عالی میباشد که امیر عضدالدوله را بر این وضع و اوضاع مطلع کند. هنگام روز به همین تصمیم به سرای عضدالدوله دیلمی رفت و چگونگی آن چه را چشم بود، به پهنا رسانید. امیر و حاضران از بیانش در تعجب شدند. درباریان که اینگونه موضوعی را مغایر می‌دانستند، هر یک با ذوق وسلیقه خویش چیزی ذکر کردند. یکی از اعلام کرد: پیرزن به انگیزه ضعف قوا، شب خوابش نمی‌پیروزی. و هر که سخنی می‌بیان کرد. عضدالدوله ذکر کرد: «نباید اینگونه باشد که شما میگویید. سخنان این زن در دل اینجانب اثری پسندیده باقی گذاشت؛ چون می گوید که‌این لامپ، تنها در شب‌های آدینه، آن هم در ثلث نیمه شب چشم میگردد خیر کلیه شب‌ها و خیر تک تک شب آدینه. با اعتنا به‌این مسئله، می بایست اعتنا بیشتری داشت؛ باشد که رمزّی از اسرار مکشوف شود.» به هر اکنون قرار شد که او‌لین شب آدینه آجل، شخصاً باطن منزل پیرزن به ضیافت رود و خویش لامپ را معاینه و مشاهده نماید. زیرا شب آدینه فرا رسید، پادشاه به منزل پیرزن آمد. زیرا ثلث نیمه شب شد، چشمش را متوجه سمتی نمود که لامپ را به وی نماد می‌بخشید، او آشکارا فروغ لامپ را رویت کرد و در شگفتی خیره کننده بماند. گیج و متفکر به سرای خود رجوع و با خویش خاطرنشان کرد: «این اثر ها و علایم به چه شکل و از کجا می تواند باشد و آیا آن چه را چشم‌ام، خواب بوده میباشد یا این که بیداری؟»

در همین تحیر و پندار، به خواب رفت. در فقیه رؤیا سیدی بزرگوار و جلیل القدر را زیارت کرد که به وی فرمود:‌ ای امیر از چه در فرضی؟ در‌این محل، مدفن اینجانب میباشد و اینجانب احمد بن موسی الکاظم(ع) هستم و برای یقین خیال و خاطر خویش، کسی را در همین محل نزد ما بفرست تا انگشتری به دلیل تو بفرستم.» و زیرا عضدالدوله اینگونه بدید و بشنید، ذوق زده از خواب بیدار شوید...[۱۹]

مدفن احمد بن موسی(ع)
درباره محل دفن او دو عقیده وجود دارااست:

خراسان [۲۰]
شیراز (لحاظ معروف فی مابین بزرگان و مورخان)[۲۱]
فرزندان
اکثری از علمای انساب احمد بن موسی را سوای فرزند دانسته‌اند؛[۲۲]ولی خلاف آنها بعضا او را دارنده فرزند دانسته‌اند، ضمانت کننده بن شدقم برای او چهار فرزند به اسم‌های محمد، علی، عبدالله و داود نقل نموده است. [۲۳] عباس نتیجه قمی [یادداشت ۲] امامزاده ابراهیم مدفون در قم را فرزند احمد بن موسی میداند. [۲۵]

روز بزرگداشت
در سال ۱۳۸۶ش با تصمیم شورای تمدن همگانی استان عجم، ۶ ذی‌القعده در دهه کرامت یعنی حدفاصل به دنیاآمدن حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) به‌تیتر روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ گزینش شد.[۲۶]

بازدید : 14
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:21


انتقادات و اعتراضات
ناسازگاری با تفاسیر رایج
تعبیر صالحی نجف‌آبادی از قیام امام حسین(ع) با تفاسیر رایج فی مابین شیعه‌ها تعارض داشت چراکه در نگرش رایج امام دانش غیب داراست و از روش این دانش آتی را همانند قبل می‌بیند. در فیض لازمه اعتقاد به اینکه امام به قصد تشکیل حکومت قیام کرد آن میباشد که وی نمی‌دانست چه فرجامی در انتظارش میباشد و این به معنای نفی دانش غیب امام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

تکثیر کتاب و رساله علمیه
تکثیر کتاب شهید جاوید انتقادات و اعتراضاتی را در‌پی داشت و منجر شد که در عیب گیری آن اثراتی نوشته گردد. رضا استادی در کتاب سرگذشت کتاب شهید جاوید از بیست کتاب و رساله در عیب گیری آن ذکر شده که در عیب گیری آن نوشته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۶] مثلا:

«حسین علیه‌السلام شهید مطلع و رهبر نجات‌نصیب» نوشته لطف‌الله صافی گلپایگانی. تالیف کننده در‌این کتاب با تحقیق احادیث به‌این سود رسیده که نرم افزار امام حسین قیام و شهیدشدن بود و وی به آن دانش داشت.
«تحقیق قسمتی از کتاب شهید جاوید» نوشته رضا استادی. این کتاب در سال ۱۳۵۰ش در رد لحاظ مولف کتاب شهید جاوید درباره دانش امام حسین(ع) به شهید شدن خویش در قیام عاشورا منتشر مسجد بابا غدیر مشهد شد.[۷]
کتاب «هفت‌ساله چرا صدا در آورد» تاثیر علی‌حفاظت اشتهاردی نزدیک به ۴۰۰ کاغذ در سال ۱۳۶۱ش منتشر شد.[۸] مولف مذمت‌های بی‌جا، توهین‌های ناروا، حمد از معاندان آن هم توأم با مغایر واقع، عذروبهانه تراشی‌های بی‌جا از قاتلان کربلا، حیله در نقل حدیث‌ها و تاریخ‌ها و بیان یک سلسله کارها خلاف مصرح مذهب شیعه ها را از عیب‌های برجستۀ کتاب شهید جاوید مسجد بابا قدرت مشهد می‌دانست.[۹]
«یک رسیدگی مختصر در پیرامون قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی» تاثیر محمدحسین اشعری، حسین کرمی و سید حسن آل‌طه در ۱۲۰ کاغذ.[۱۰] غرض نویسندگان این کتاب ثابت این زمینه بود که امام حسین(ع) از آخر و عاقبت خود استحضار داشته میباشد و روی مصالح اجتماعی از مدینه به مکه و از مکه به عراق تکان کرده است.[۱۱]
«نقدهای مدرس مطهری بر کتاب شهید جاوید»: این کتاب برگرفته از سخنرانی‌های مرتضی مطهری میباشد که از اسفند ١٣٤٨ش تا فروددین ماه ١٣٤٩ش به عنوان «عنصر فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر در نهضت حسینی» در حسینیه راهنمایی اختلال گردیده بود. بعد از نشر کتاب حماسه حسینی و منعکس شدن نقدهای مطهری در آن، صالحی نجف‌آبادی طی گفت‌و‌گو‌ها و اعلام کرد‌وگوهایی به آنان جواب اعطا کرد. بعد از آن شورای بررسی بر تکثیر اثرها شهید مطهری نیز نقدهای مطهری را در جزوه‌ای غیروابسته با تیتر «نقدهای معلم مطهری بر کتاب شهید جاوید» در ۹۴ شیت منتشر کرد.[مستلزم منبع]
همینطور «پناه از حسین شهید» تاثیر محمدعلی انصاری، «یک مطالعه عمیق‌خیس در مسئله قیام امام حسین(ع)» تاثیر سید محمدمهدی مرتضوی لنگرودی، «حسین و تایید دعوت» (تکثیر ۱۳۵۱ش) تاثیر محمدتقی صدیقین، «منش سوم در زمینه قیام مقدس شهید جاوید حسین بن علی» (نشر ۱۳۹۱ش) تاثیر علی کاظمی، «مقصد الحسین» (تکثیر ۱۳۵۰ش) تاثیر میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، «سالار شهیدان حسین بن علی» تاثیر سید احمد فهری و پاسداران وحی تاثیر شهاب‌الدین اشراقی و محمد فاضل لنکرانی از سایر اثراتی میباشد که در انتقاد این کتاب مندرج میباشد.[۱۲]

دیگر برخورد‌ها
آیت‌الله مشکینی بر کتاب شهید جاوید تقریظی نوشته بود. وی در جواب عده ای از طلاب حوزه علمیه که از او پرسیده بودند که آیا کلیه مطالب کتاب شهید جاوید را که بر آن تقریظ نوشته‌اید تأیید میکنید؟ تقریظ تایپ کردن بر یک کتاب را بیشتر ناظر به حسن تعیین زمینه و نحوۀ تقریر و تحریر آن دانست که نیازمند تصدیق تک تک مطالب طرح گردیده در آن وجود ندارد.[۱۳] همینطور آیت‌الله منتظری تقریظی بر کتاب شهید جاوید نوشته بود در نشست‌ای از وی مراد گردیده بود که نوشته‌ای علیه این کتاب بنویسد.[۱۴]

محمدتقی بروجردی این کتاب را مضر به دانا تشیع، منحرف‌کننده و شامل نسبت‌های ناروا دانست. سید محمدرضا گلپایگانی در جواب استفتایی نوشت: «حکم کتاب ها ضاله مشخص و معلوم میباشد. این کتاب را تحقیق نکنید.»[۱۵] همینطور آیت‌الله مرعشی نجفی با انتقاد بعضا منابع آیتم استناد شهید جاوید نظیر تاریخ طبری، ابن سعد و زبیر بن بکار سود گرفت:

«هرکس و هر مولف که اعتذار به فرض یا این که اتکاء به اینگونه افراد فوق‌الذکر کند از روش صواب به دور میباشد و کتاب وی برخلاف اصل اعتقادیه اهل تشیع می باشد و برادران فقاهتی بدین سیرتکامل نوشته‌ها مراجعه نفرمایند.»[۱۶]

بازدید : 25
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:39


آل طَباطَبا یا این که طَباطَباییان از بستگان‌های شیعی امامی و زیدی و از نوادگان ابراهیم طباطبا میباشند. این بستگان در طی سیزده قرن(قرن ۲ - ۱۴ق) در کشورهایی زیرا: کشور‌ایران، عراق، یمن، هند، مصر می‌زیستند و بعضی از سادات این سلسله در مناطقی از دنیا اسلام حکومت‌های محلی تشکیل دادند و شماری از امامان زیدیه از این قوم و قبیله مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برخاسته‌اند.

نسب و اسم‌گذاری
نیای تعالی این سلسله ابراهیم بن اسماعیل دیباج بن ابراهیم الغمر بن حسن المثنی بن حسن المجتبی(ع) میباشد که با سه واسطه نسب وی به امام حسن(ع)، امام دوم شیعه‌ها می رسد. از این رو به سادات حسنی نیز آوازه دارا هستند. ابراهیم اولیه کسی میباشد که به طباطبا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد معروف شد.[۱]

در باره آوازه وی به طباطبا برخی گفته‌اند که او به جهت ناتوانی در ادای حروف، صحبت قاف را طاء و قبا را طبا تلفظ می‌کرده و بر تاثیر تکرار این کلمه و واژه، به ابراهیم طباطبا دارای اسم و رسم گشته میباشد و فرزندانش را ابن طباطبا خوانده‌اند.[۲] بعضی دیگر گفته‌اند: طباطبا در گویش نَبَطی به‌معنای سیدالسادات رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد،[۳]

تاریخچه، خاستگاه و پراکندگی قلمرو
اسماعیل دیباج ـ بابا ابراهیم طباطبا ـ در خلافت هادی عباسی یاروهمدم عده ای زیرا حسین بن علی بن حسن بن علی(ع)، یحیی، ادریس، علی و قدمت اَفْطَس در مدینه کودتا کرد و قاضی عباسی را از این شهر خارج راند.[۴] بعداز ابراهیم فرزندش محمد و اکثر وقت ها فرزندان و نوادگان وی که همچنان بر ضد خلفای عباسی کودتا می‌کردند، به جهت وضعیت دشوار سیاسی در عراق و حجاز، به نقاط دیگر کوچ کردند و نیروهای مخالف دستگاه خلافت را سازمان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دادند.[۵]

جمهوری اسلامی ایران
ابراهیم طباطبا در کشور‌ایران، در شهر اصفهان مدفون میباشد و فرزند وی احمد مدیر و احمد بن محمد بن احمد مدیر بـن ابـراهیم طباطبا در اصفهان متولد گردیده‌اند.[۶] در قرن سوم قمری برخی از نوادگان ابراهیم در طبرستان و دیلم اقامت گزیدند، آنها یاروهمدم با شیعه‌ها زیدی دست به کودتا‌های علیه عباسیان زدند و در تحقق حکومت شیعی کوشیدند. شاخه‌ای از این سلسله که کنیه «کیا» داشت و در گیلان و مازندران می‌زیست، از نقش مذهبی، سیاسی و اجتماعی مهمی منتفع بود. یکی اینان خرم کیا(مقتول در ۶۷۴ق) میباشد.[۷] اینان غیر ازسادات کیایی‌اند که از سال ۷۶۹ تا ۱۰۰۰ق بر نصیب عمده‌ای از گیلان و حیطه شرقی مازندران دستور راندند.[۸]

برخی نوادگان ابراهیم از اصفهان به زواره و اردستان و از آنجا دیگر جاها رفتند. بعضا از آن‌ها به تبریز کوچ کردند و در قرن ۹ قمری در حکومت آق‌قویونلو، غالبا منصب روحانی الاسلامی آذربایجان را ذمه ‌دار شدند و بعد از آن به فامیل‌های گوناگون مانند وهابی، وکیلی، عدلی، دیبا و حاکم تقسیم شدند.[۹] در حکومت دیلمیان یکی‌از سادات طباطبایی به اسم زیدالاسود با دختر عضدالدوله وصلت کرد و در شیراز سکنی گزید. نسب سادات انجوی شیراز به وی میرسد.[۱۰]

یمن
محمد بن طباطبا از نوادگان ابراهیم به مملکت یمن رفت و در صعده به فرمانروایی رسید.[۱۱] ابعاد اشخاص دیگری از این خویشاوندان در صعده حکومتی تأسیس کردند.[۱۲]

مصر و شام
در قرن سوم و چهارم قمری شماری از سادات طباطبایی به مصر رفتند، البته به تأسیس حکومت برنده نشدند. برخی نیز در قرن سوم قمری در میهن شام بومی شدند و یحیی فرزند قاسم بن ابراهیم طباطبا در رمله شام به فرمانروایی دست یافت. قاسم بن محمد بن احمد، حاکم شام از آنهاست.[۱۳] اورده شده میباشد که شرفای مراکش یعنی شرفای حسنی از ۹۵۱ تا ۱۵۴۴ق و شرفای فلالی از ۱۰۷۵ تا ۱۳۱۱ بر مراکش دستور راندند، از فامیل طباطبایی و از نسل قاسم بن ابراهیم بودند.[۱۴]

هند
به لحاظ میرسد در وقتی که قاسم رسی به هندوستان تبعید شد، گروهی از اشخاص این بستگان و جمعی از سایر سادات حسنی به آن میهن رفتند و در آنجا به یادماندنی شدند. سادات طباطبایی در شبه مجموعه کشورها هند نقش سیاسی، فقاهتی و اجتماعی مهمی داشتند. سید علی بن عزیزالله طباطبایی حسنی در کتابی که در سال ۱۰۰۳ق با تیتر تاریخ دلیل مآثر نوشته میباشد و در آن اسم بعضی از بزرگان طباطبایی هند مانند سیدشاه میر طباطبا را آورده میباشد.[۱۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 32
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 479
  • بازدید ماه : 573
  • بازدید سال : 2846
  • بازدید کلی : 41818
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی