loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 17
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 10:11


از اقامت در فسا تا سکونت در کربلا
با یورش نعيم دان خان در سال ۱۱۵۶ق به شيراز، شيخ يوسف خانواده‌اش را به بحرين گشوده گرداند و خودش به فسا رفت و هشت سال ساکن شد و به تدريس و كشاورزی پرداخت. او در آنجا شروع به کتابت كتاب الحدائق الناضره في احكام العترة الطاهره نمود. البته گشوده نعيم دان خان، حاكم اشغالگر شيراز در سال ۱۱۶۴ق فسا را نيز اشغال كرد. کتاب‌ها و اموال روحانی یوسف بحرانی هم نابودشد. وی این توشه به اصطهبانات بعد از آن مشهد، قم و بهبهان رفت. کتاب «اجوبة المسائل البهبهانيّه» نتیجه ها این فرصت میباشد. بعداز آن راهی كربلا شد و در آنجا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اقامت کرد.[۱۰]

یوسف بحرانی در سال ۱۱۸۶ در کربلا درگذشت و پیکرش در رواق شرقی بقاع حسینی دفن شد.[۱۱]

استادان
پدرش روحانی احمد بحرانی؛
روضه خوان احمد بن عبدالله بلادی بحرانی؛ بحرانی بازه ۵ سال در بحرین از وی استحصال دانش نمود.
روضه خوان عبدالله بن علی بلادی؛
شيخ حسين ماحوزى؛ وی در قطیف معلم بحرانی بوده و به بحرانی اذن قصه داده میباشد.[۱۲]
ملا رفیع مشهدی؛ او نیز به بحرانی اذن ماجرا داده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۱۳]
شاگردان
اسم شاگردان روحانی یوسف بحرانی در شیراز مشخص وجود ندارد، البته بعضی از شاگردانش در کربلا عبارتند از:

ملا مهدی نراقی (درگذشت: ۱۲۰۹ ق) رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مؤلف کتاب جامع السعادات
علامه بحرالعلوم (درگذشته ۱۲۱۲ ق)
ابوعلی حائری (درگذشت: ۱۲۱۵ ق) مؤلّف کتاب منتهی المقال
سید محمدمهدی خراسانی (درگذشت: ۱۲۱۸ ق) فیلسوف نامی مشهد
میرزا مهدی شهرستانی (درگذشت: ۱۲۱۶ ق)
میرزای قمی مؤلف کتاب قانون ها الاصول (درگذشت: ۱۲۳۱ ق)
سید علی طباطبایی (درگذشت: ۱۲۳۱) دارای اسم و رسم به مالک ریاض
بحرانی، همینطور به برخی اذن نقل حدیث شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نیز داده میباشد، به عنوان مثال:

سید عبدالله بحرانی
محمدمهدی فُتونی
روضه خوان سلیمان بن معتوق العاملی
حسین بن محمد آل‌عصفور
روضه خوان خلف بن عبدعلی
مير مخلوق الباقى بن مير محمد پارسا خاتون ‏آبادى اصفهانى‏.[۱۴]
اثرها علمی
اثر ها یوسف بحرانی دربرگیرنده حدود ۵۰ تاثیر گوناگون میباشد که برخی از آن ها به طور کتاب‌های جدا و برخی دیگر به صورت جواب‌های مکتوب به سوال های یا این که کناره و تعلیقه درج شده‌اند. بیشتر این نوشته‌ها در مسئله‌های حدیث، صحبت و فقه می باشند. او در کتاب لؤلؤة البحرین اشاره کرده که بعضی از آثارش، مانند «اجوبة المسائل الشیرازیة»، در اتفاق غارت منزل‌اش در فسا از دربین رفته‌اند.[۱۵]

بعضی اثر ها وی عبارتند از:

بازدید : 23
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:28


سیاست اداری معاویه
معاویه از توانگری خویش در تاسی از طریق‌های اداری سودمند و ساخت‌و‌ساز دیوان‌ها و ابزارهای اداری اثرگذار برای به کارگیری در حکومت به کار گرفت. دیوان‌ها، در زمان معاویه شاهد دگرگونی بود. رابطه با روم و کشور‌ایران در‌این دستور تأثیر داشت. امویان از نظام اداری قدمت بن خطاب تقلید کردند، فارغ از اینکه آن را تکامل بخشند.[مستلزم منبع] معاویه در تهیه دیوان مالیه از مسیحیانی که در حکومت روم شغل می‌کردند مانند سرجون بن منصور امداد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گرفت.[۸۶]

معاویه دیوان‌های خاتم و بَرید را تأسیس کرد. وی دیوان خاتم را صحیح کرد تا طومار‌ها سوای مهر نباشد، شخصی به جز خلیفه، از اسرار آنها با خبر نشود، طومار‌ها در معرض جعل و تحول قرار نگیرد. علاوه بر آن، دیوان خاتم گزارش‌هایی را اخذ میکرد که از سوی استانداران به جز خلیفه نبی می شد. دیوان برید نیز برای سرعت بخشیدن به رابطه فی مابین خلیفه و کارگزارنش صحیح شد. کارگر این دو دیوان، ضمن ارسال و اخذ طومار‌ها، جاسوسان خلیفه بودند و رفتارهای استانداران را ذیل حیث داشتند و گزارش‌ها را برای خلیفه می‌فرستادند. معاویه هزینه هنگفتی را صرف این مسجد غدیر فلاحی مشهد دیوان کرد.[مستلزم منبع]

رخدادهای سیاسی داخلی زمانه معاویه
خوارج
در زمانه حکومت معاویه، با وجود شدت شغل و خشونت استانداران نسبت به خوارج، آن ها همواره موجب ناآرامی بودند. معاویه بیش تر از امام علی(ع)، از خوارج کینه توزی داشت. آنها معاویه را گم راه از مسیر اسلام می‌دانستند. انجام آن ها خلیفه اموی را پریشان کرد و مخالف شیوه های مسالمت آمیز بودند و از این رو معاویه با خشونت به آن ها جواب اعطا مسجد بابا غدیر مشهد رد.[مستلزم منبع]

خوارج هم‌زمان با جابجایی راءس خلافت از کوفه به دمشق، موضع متعادل‌خیس و سازگارتری اتخاذ کردند که‌این موضع در جابجایی راس عمل حروریه از کوفه به بصره، سستی و انشعاب در تکان آن‌ها، قبل از پا به چنگ آوردن آن و تبدیل شدن به حزب عقیدتی نمودار شد. فرقه‌های ناهمگون عقیدتی خوارج تاثیر منفی بر ارتش نظامی وی گذاشت و برای حکومت اموی فرصتی شد تا بر آن ها غالب شود. پیکار نهروان اولیه و واپسین جنگی بود که خوارج در آن، پایین سرپرستی واحد و در قبال دشمنی واحد عده شدند و بعداز آن دور از هم بودند.
خوارج کوفه به رهبری فروة بن نوفل اشجعی با صلح امام حسن(ع) و معاویه مخالفت کردند و بر معاویه که هنوز در کوفه بود، شوریدند و در نخیله اردو زدند. تضارب‌های در میان آن‌ها و نیروهای نظامی معاویه مسجد بابا قدرت مشهد چهره اعطا کرد.[مستلزم منبع][۸۷]
در سال ۴۳ قمری، مستورد بن علقمه گران قدر‌ترین کودتا خوارج علیه معاویه را رهبری کرد. مغیره بن شعبه استاندار کوفه در مذار آنها‌را سرکوب کرد. پراکندگی قبایل خوارج و عموم کوفه، نیرومندی حکومت مرکزی و سیاست مشقت که در قبال وی در عراق اتخاذ کرد و میل کوفیان به تشیع آل امام علی(ع) در سرکوب خوارج به امداد مغیره آمد. اگرچه خوارج کوشش داشتند که کوفیان را با خویش متحد نمایند، البته کوفیان نبرد با آن‌ها را به انگیزه منافع سیاسی ترجیح دادند.
خوارج کوفه یک‌سری سال در ادب بودند، تا این که در سال ۵۸ قمری حیان بن ظبیان سلمی کودتا کرد. در سال آنگاه با کشته شدن کلیه آن‌ها در جنگی در بانقیا، این کودتا نقطه پایان یافت.[مستلزم منبع][۸۸]

خوارج بصره نیز مانند خوارج کوفه گاهی کودتا می‌کردند. در سال ۴۱ قمری به رهبری سهم بن برنده و خطیم باهلی کودتا کردند. ابن عامر استاندار اموی آن‌ها‌را سرکوب کردند. ابن عامر به جهت مدارا و نرمش با خوارج از سوی معاویه عزل شد. در سال ۴۵ زیاد بن ابیه استاندار بصره شد و سیاست سختگیرانه‌ای در قبال خوارج اتخاذ کرد[۸۹]. بعد از مرگ زیاد در سال ۵۳ قمری، کار خوارج بصره از راز دریافت شد. عبیدالله بن زیاد در سال ۵۵ قمری استاندار بصره شد و به تعقیب و زندانی و تبعید و قتل آن‌ها پرداخت.[مستلزم منبع]

بازدید : 23
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 15:33


وصیت‌طومار

وصیت‌طومار آیت‌الله بروجردی خبرنامه کیهان ۱۵ فروددین ماه ۱۳۴۰ش
وصیت‌طومار آیت‌الله بروجردی بوسیله حاج ملک صادقی، راز دفتر کار اوراق قانونی شماره ۸ قم نوشته شد و موارد آن را خویش دیکته کرد. آیت‌الله بروجردی ثلث ماترک خویش را وقف کردند که پایین حیث اوصیا به مصرف سوگواری روزها تاسوعا و عاشورا رسد. همینطور بخش‌های گوناگون موجودی مال همه مردم هرکدام جدا به مصرف منحصر به فرد خویش رسد و آیتم هرمورد از این نصیب‌ها رقم مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خورده میباشد.

در وصیت‌طومار، بناها، برای مثال ساختمان مکتب خان که از طرف خویش آیت‌الله سازه شده و ساختمان دکان‌های پشت مکتب وقف شوید. تولیت مسجد خان به ذمه میرزا سید محمدحسن _فرزند ارشد_ واگذار شد. فرمان پرداخت شهریه تمامی طلاب علم ها شرعی، تا دو ماه بعدی در وصیت‌طومار صادر شده و همینطور فرمان پرداخت وجوهی که کلیه ماهه بابت طلاب علم ها فقاهتی نجف اشرف حواله می‌گردیده، نیز داده شد. او در وصیت‌طومار خویش تکلیف همه کارها فردی، همگانی، مذهبی و حتی تکلیف اثاث خانه خود را نیز گزینش کردند. بروجردی برای چهار فرزند و دو همسر مانده خویش نیز وصایایی صادر نمودند.[۷] زیرا بیشتر نکات وصیت‌طومار دارنده جنبه خانوادگی بود نشر متن آن را صلاح آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ندانستند.[۸]

به گزارش خبر نامه کیهان در قسمتی از وصیت‌طومار اشاره گردیده بود که مابقی موجودی صندوق بعداز پرداخت دیون صرف هزینه های طلاب علم ها شرعی خواهد شد البته بعداز احتساب و مطالعه ظریف به دفترها مشخص و معلوم شد که حضرت آیت‌الله نزدیک به ۶ میلیون ریال بدهکاری داشته در حالی که موجودی صندوق به نصف این رقم نیز بالغ نمی شد و بنابراین حتی کفاف نیمی از دیون را نیز نمی‌اعطا رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۹]

محل دفن
آیت‌الله بروجردی وصیت کرد در محوطه‌ای در میان بقعه حضرت معصومه(س) و مسجد اعظم دفن خواهد شد.[۱۰] مرقد آیت الله سید حسین بروجردی در ضلع غربی مسجد اعظم جای دارد. بنابر نقل محمدجواد علوی بروجردی این جای پیش از اینً منزل کوچکی به مساحت ۶۰ متر مربع بوده میباشد که از کالا فردی آیت الله خریداری گردیده و بعداز مشخص و معلوم نمودن محل دفن خویش، باقی زمین‌ها را وقف مسجدکردند. آیت‌الله بروجردی گفته بود: «از‌آن‌جا‌که این جای راهروی ورود به بقاع مطهر میباشد، منرا دراین مکان دفن فرمائید تا خاک کفش زوار، روی قبر اینجانب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشد.[۱۱]

حیات علمی
سید حسین بروجردی در ۷ سالگی وارد مدرسه‌منزل شد و پدرش زیرا توسعه و گسترش او‌را رویت کرد، او را به حوزه علمیه نوربخش بروجرد پیروزی.

او در سال ۱۳۱۰ق برای ادامه علم آموزی به اصفهان رفت و در درس سید محمدباقر درچه‌ای، ابوالمعالی کلباسی و سید محمدتقی استاد کمپانی کرد. وی در درس فلسفه‏ آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقایی نیز کمپانی کرد.[۱۲]

بعداز چهار سال علم آموزی در اصفهان، در ربیع الاول سال ۱۳۱۹ق به بروجرد مراجعت کرد.

علم آموزی در نجف
سید حسین بروجردی در ۲۷ سالگی از بروجرد به نجف رفت و در درس آخوند خراسانی کمپانی و خیر سال از محضر درس وی بهره مند شد. دیگر اساتید وی در نجف سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و شریعت اصفهانی بودند.

اقامت در نجف
در سال ۱۳۴۵ق مدیریت اداره تصویب وضع و اوضاع بروجرد، فردی بهایی را به معاونت خویش منصوب کرد. همینطور مراسمی با حضور زنان لخت، در سطح شهر به خط مش افتاده بود. این خبر‌ها به گوش آیت‌الله بروجردی رسید، وی در اعتراض به‌این اخلاق و رفتار، قصد مهاجرت به عتبات کرد؛ البته فرمان‌دار بروجرد مسئول اداره تصویب حال و روز را عزل کرد. گرچه پس از چندین ماه بر تاثیر ایفا مغایر شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف مستقر شوید.[۱۳]

گاه‌شمار معاش سید حسین بروجردی
۱۲۵۴ به دنیا آمدن
۱۲۶۱ شروع علم آموزی در مدرسه منزل
۱۲۷۱ عزیمت به اصفهان و اقامت ده ساله
۱۲۷۴ وصلت
۱۲۸۱ عزیمت به نجف اشرف و اقامت هشت ساله
۱۲۸۲ اخذ اذن طومار از سید ابوالقاسم دهکردی
۱۲۸۹ اخذ اذن طومار از آخوند خراسانی و روضه خوان الشریعة اصفهانی
۱۲۸۹ رجوع و برگشت به بروجرد به درخواست بابا
۱۲۹۰ مرگ بابا و کفالت برادران و خواهران
۱۲۹۰ درگذشت آخوند خراسانی
۱۲۹۴ مرگ «آغانازنین» دخترش
۱۳۰۱ سفر به مشهد و اقامت یکسری ماهه
۱۳۰۶ اعتراض به انتصاب شخصی بهایی در اداره ها بروجرد و شکاف بروجرد به قصد نجف اشرف
۱۳۰۶ هجرت حج و توقف ۸ ماهه در نجف و دستگیر در هنگام ورود به کشور ایران و توقف صد روزه در طهران
۱۳۱۱ زمان پنج ساله فشار و اختناق رضاخان
۱۳۱۳ شروع مرجعیت بعداز درگذشت روحانی محمدرضا دزفولی از علمای خوزستان
۱۳۱۸ تکثیر لبه او بر عروه تحت عنوان رساله عملیه
۱۳۲۳ هجرت به طهران جهت درمان و توقف ۷۰ روزه
۱۳۲۳ عیادت محمدرضا پهلوی از او در ۱۳ آذر
۱۳۲۳ عزیمت به قم در ۲۶ صفر به درخواست علما و اقامت در قم تا نقطه پايان قدمت
۱۳۲۵ پیام به فرمانروا درباره گنجاندن تعالیم فقاهتی در مدرسه ها ابتدایی
۱۳۴۰ درگذشت در ۱۱ شوال ۱۳۸۰ق/۱۰ فروددین ماه
نبو
در جریان تحصن علما در قم علیه انجام رضاشاه پهلوی، علمای نجف تصمیم گرفتند اعتراض خویش را به گوش رضاشاه برسانند، بدین ترتیب آیت‌الله بروجردی و روحانی احمد شاهرودی را به نماینده خویش تعیین کردند تا با علمای قم دیدار نمایند؛ ولی مأموران سلطان این دو را در قصر شیرین بازداشت کرده و به طهران منتقل کردند. هنگامی رضاشاه به دیدار آیت‌الله بروجردی آمد، او پس از اندرز پاد شاه اظهار‌کرد قصد مسافرت به مشهد را دارااست.

بازدید : 60
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:19


حضور در غزوات
طلحه، هنگام غزوه بدر، در مدینه حضور نداشت و رسول(ص)، وی و سعید بن زید را برای تجسس به سمت شام رسول بود. او بعداز اتمام پیکار بدر به مدینه رجوع و برگشت و به فرستاده(ص) مراجعه و سهم خویش از غنایم این غزوه را درخواست کرد و فرستاده(ص) سهمی از غنایم را به او تخصیص اعطا کرد.[۱۷] وی در غزوه احد حضور داشت و بنابر برخی نقل‌ها از خویش رشادت‌هایی آرم بخشید. او در‌این مبارزه زخمی شد و بعضی انگشتانش از مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شغل به‌زمین‌خورد.[۱۸]

طلحه بعد از ناکامی مسلمان‌ها در اواخر نزاع احد و پخش شدن دهانزد کشته شدن نبی(ص)، به یار بعضا مهاجرین و انصار، از نزاع گوشه‌گیری کرد.[۱۹] بعضی منابع نیز، طلحه را از نادر عده ای دانسته‌اند که بعد از فرار و گریز مسلمان‌ها در‌پی حمله قریش در وسط مبارزه، اثبات‌گام مجاورت فرستاده(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد ماند.[۲۰]

وی همینطور پیش از غزوه تبوک، ذمه ‌دار هدایت سریه‌ای‌ شد که مقصود آن، پراکنده کردن گروهی از منافقانی بود که در منزل سویلم یهودی انباشته مسجد بابا غدیر مشهد شده بودند.[۲۱]

آزاردادن فرستاده(ص) و نزول آیه
مطابق منابع، طلحه درباره یکی‌از همسران رسول (ص) سخنی اعلام کرد که موجب حزن فرستاده شد و آورده شده که آیه ۵۳ سوره احزاب در قرآن کریم و مهربان، در مذمت این اخلاق و رفتار وی میباشد؛ به این دلیل که طلحه خاطرنشان کرد: در صورتی رسول(ص) بمیرد، با عایشه همسرش تزویج می کنم و در شماتت این کار در قرآن آمده میباشد: وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَ‌سُولَ اللَّـهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّـهِ عَظِيمًا (ترجمه:و شما حق نداريد پیامبر خداوند را برنجانيد، و حتماً [نبايد] زنانش را بعد از [مرگ‌] وی به نكاح خویش درآوريد، چرا كه اين [كار] نزد پروردگار همواره [گناهى‌] مسجد بابا قدرت مشهد بلندمرتبه میباشد.)[احزاب–۵۳][۲۲]

بعد از ظهر خلفا
طلحة بن عبیدالله به عنوان مثال افرادی بود که در رکاب خلیفه نخستین (ابوبکر)، در غزوات، حضور داشت.[۲۳] او همینطور به همپا قدمت بن خطاب، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن ابوبکر برای مثال افرادی بود که پیش از دفن ابوبکر، وارد قبر او شدند و آن گاه ابوبکر را در کنار نبی(ص) دفن کردند.[۲۴]

طلحه در بعضا موردها ابوبکر را به خیال و خاطر میدان دادن بیش تر از اندازه به قدمت بن خطاب نکوهش می‌نمود[۲۵] و مثلا عده ای بود که به خلیفه نخستین بعداز اعلام جانشینی قدمت بن خطاب تحت عنوان خلیفه، اعتراض کرد.[۲۶] قدمت در وصف طلحه گفته میباشد: «وی مردی میباشد در جستجوی آبرو و حمد که متاع خویش را میبخشد تا به فرآورده بقیه افراد رسد و نیز به کبر گرفتار میباشد.»[۲۷]

طلحه مثلا کمپانی‌کنندگان در بعضا فتوحات مثلا فتح کشور ایران میباشد که به هم پا عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام هنگام خلافت قدمت بن خطاب در‌این سلسله نزاع‌ها کمپانی داشت.[۲۸] او همینطور در بعضی کشورگشایی‌ها به قدمت‌ مشورت کردن می‌اعطا کرد.[۲۹]

شورای شش نفره گزینش خلیفه سوم
اعضای شورای شش نفره

برای گزینش خلیفه سوم
امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

نوشته‌علمیٔ اساسی: شورای شش نفره
طلحه به هم پا امام علی (ع)، عثمان بن عفان، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص در شورای شش نفره انتخاب خلیفه سوم قرار گرفت.[۳۰] بعضا معتقدند که او در آن مجال، سوا شهر مدینه بود و بعد از رجوع، عثمان را تحت عنوان تعیین خوداعلام کرد.[۳۱] برخی نیز گفته‌اند او بعد از مرگ قدمت و بیعت با عثمان به مدینه برگشت.[۳۲]

کمپانی در قتل عثمان
طلحه برای مثال محاصره‌کنندگان منزل عثمان در سال ۳۵ قمری بود که برای این فعالیت پافشاری و مشقت بار‌گیری بسیار داشت و از عده ای بود که بازدارنده ورود آب به منزل عثمان ‌شد؛ تا هنگامی‌که حضرت علی(ع) با اگاهی از این شغل برآشفت و بعداز آن اذن ورود مشک‌های آب به منزل عثمان صادر شوید.[۳۳] همینطور در روزها محاصره، او امامت جماعت شهر مدینه را بر ذمه داشت.[۳۴]

بازدید : 53
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:59


قبل از انقلاب

رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی وقتی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه ها متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس میخواند، در گروهی به اسم شیعه ها عضو شد. تیم شیعه‌ها به وسیله برخی از علم‌آموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به شغل‌های فرهنگی و آموزشی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌پرداخت.[۲۳]

شناخت با آیت‌الله طالقانی
رجایی به طور همزمان با ورود به نیروی هوایی (۱۳۲۸ش) با جلسات سید محمود طالقانی در مسجد هدایت طهران آشنا شد و در حدود ۲۷ سال در جلسات وی کمپانی کرد.[۲۴] از دلایل جذب رجایی به طالقانی، تطبیق مسائل روز عالم گرانبها‌های اسلامی به وسیله طالقانی مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته شد‌ه‌است.[۲۵]

رجایی در جلسات سید محمود طالقانی، با مهدی تاجر و یدالله سحابی، از فعالان سیاسی ضدِّ حکومت پهلوی، آشنا شد و در سال ۱۳۳۹ش در متوسطه کمال طهران به سر گروهی یدالله سحابی به معلمی پرداخت.[۲۶] متوسطه کمال در مناسبت‌های مذهبی از فعالان سیاسی ضد حکومت پهلوی مانند سید محمد بهشتی، مرتضی مطهری، مهدی تاجر و محمدتقی شریعتی برای سخنرانی دعوت میکرد.[۲۷] رجایی در سال ۱۳۴۶ش به خیال و خاطر اختلاف‌لحاظ با یدالله سحابی در اداره مکتب، همیاری خویش با متوسطه کمال را انقطاع مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۲۸]

رجایی همینطور یاور با گروهی دیگر، در سال‌های در حدود ۱۳۵۳ش، گردهمایی‌ای هفتگی و محرمانه با سید محمد بهشتی داشت.[۲۹]

همیاری با مجموعه‌های ضد حکومت پهلوی
محمدعلی رجایی با دسته‌های سیاسی مخالف حکومت پهلوی با تمایل‌های متعدد همیاری داشت.

جمعیت فدائیان اسلام: رجایی در طول خدمتش در نیروی هوایی (۱۳۲۸–۱۳۳۲ش) با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد و در جلسات آن کمپانی کرد.[۳۰] به گفته رجایی وی جذب این شعارهای فدائیان اسلام شد که می‌گفتند: «همگی شغل و هم چیز فقط برای خداوند» و «اسلام بلندتر از کلیه چیز [میباشد]، و هیچ چیز بلندتر از اسلام وجود ندارد».[۳۱] به گفته او آن ایام بیشترین جنگ مذهبی‌ها با گردآوری‌ای‌ها بود که وی نیز مسجد بابا قدرت مشهد دراین باره عمل داشت.[۳۲]
نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران: محمدعلی رجایی جزء اولی کسانی بود که بعداز تأسیس نهضت آزادی کشور‌ایران (۱۳۴۰ش) در آن عضو گردیده و به یکی‌از اعضای فعال آن تبدیل شد.[۳۳] رجایی یک کدام از عامل ها تکثیر اعلامیه‌های نهضت آزادی در قزوین بود.[۳۴] وی در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ش بوسیله ساواک (سازمان داده ها و امنیت مرزو بوم) شناسایی و در قزوین بازداشت شد. او بعد از ۴۸ روز،[۳۵] پس از اینکه تعهد اعطا کرد از نهضت آزادی استعفا دهد آزاد شد.[۳۶] وی از این به بعد از آن، عمل‌های سیاسی ضد پهلوی و همیاری با جریان‌های سیاسی را خاطر نشان نمود، البته هیچ‌گاه به عضویت قانونی حزب و گروهی در نیامد. بعضی عامل آن را داشتن آزادی بیشتر برای ادامه کار‌ها دانسته‌اند.[۳۷]
سازمان مجاهدین خوی کشور ایران: رجایی با بیشتر بنیانگذاران سازمان مجاهدین کردار از زمان دانشکده و آن گاه در جلسات سید محمود طالقانی آشنا بود. سال ۱۳۴۷ش سعید محسن یکی‌از مؤسسان سازمان مجاهدین به رجایی توصیه عضویت در آن سازمان را اعطا کرد؛ البته به گفته رجایی، به انگیزه اختلافاتی که دربرداشت آن‌ها نسبت به جنگ وجود داشت، عضویت در سازمان را نپذیرفت.[۳۸] رجایی هیچ‌گاه به عضویت سازمان مجاهدین رفتار درنیامد، اما در بعضی کارها به آن ها مشاوره می‌بخشید.[۳۹] به گفته صدیقه عاتقی همسر او، سازمان به‌تیتر یک واسطه اصلی روی وی اکانت می کرد؛[۴۰] ولی رجایی بعد از مشاهده نشان‌هایی از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، همیاری خویش را با آنها انقطاع کرد.[۴۱]
گزارش ساواک طهران در ۱۳۴۶ش:
محمدعلی رجایی دبیر متوسطهِ کمالِ نارمک در کلاس، «جشن و پای کوبی تاجگذاری» را «باجگذاری» بیان می‌نماید.

معاش‌طومار سیاسی شهید رجایی، ص۵۹.

تشکیل مؤسسه فرهنگی و کمک رفاه
رجایی بعداز گوشه‌گیری از متوسطه کمال در سال ۱۳۴۶ش،[۴۲] با امداد اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، بقایای هیئت مؤتلفه،[یادداشت ۳] و گروهی از تجار، مؤسسه خیریه رفاه و تعاون را تأسیس کرد.[۴۳] غرض از تشکیل آن در ظواهر یاری به نیازمندان؛ اما در واقعیت یاری مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی بود.[۴۴]

این مؤسسه دربرگیرنده مدرسه های سه‌گانه مدرسه ابتدایی، موعظه و متوسطه بود و بیشتر اعضای هئیت مدیره و معلمان آن، دارنده تمایل‌های سیاسی بودند و علیه حکومت پهلوی کار سیاسی داشتند. رجایی از اعضای هیئت مدیره،[۴۵] و رئیس مکتب رفاه بود.[۴۶] این مکتب پیرو بازپرسی‌های حکومت پهلوی، در سال ۱۳۵۳ش منحل شد.[۴۷]

از مکتب رفاه در روزهای قبل از موفقیت انقلاب اسلامی برای دستگیر و حفظ سران حکومت پهلوی و نیروهای ساواک استعمال میشد.[۴۸]

زندان و شکنجه
رجایی در آذرماه ۱۳۵۳ش به جهت رابطه با نهاد‌گذران سازمان مجاهدین کردار به وسیله ساواک بازداشت شد.[۴۹] وی از افشای اسم معارضان حکومت پهلوی جلوگیری کرد و به مقطع ۱۴ ماه شکنجه شد[۵۰] اکبر هاشمی رفسنجانی او‌را مثال‌ای نادر‌نظیر در تحمل شکنجه‌ها و فاش نکردن اسرار مبارزان دانسته میباشد.[۵۱]

رجایی بعداز روزگار شکنجه، محاکمه و به پنج سال حبس محکوم شد و بر تاثیر توسعه مبارزات علیه حکومت پهلوی، در آبان ۱۳۵۷ش آزاد شد.[۵۲] وی بعداز آزاد شدن، وارد تشکیلات انجمن اسلامی معلمان شد و مجدد به مکتب رفاه رفت.[۵۳]

بازدید : 19
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:13


قرآن
قرآن صحبت معبود و کتاب آسمانی مسلمان‌ها میباشد که توسط جبرئیل به حضرت محمد(ص)، وحی شد. مسلمان ها محتوا و لفظ ها قرآن را نازل‌گردیده از سوی معبود میدانند؛ همینطور معتقدند قرآن، اعجاز و نماد پیامبری حضرت محمد(ص) و واپسین کتاب آسمانی میباشد. این کتاب بر اعجاز‌بودن خویش تأکید کرده و استدلال اعجازش را آن دانسته میباشد که کسی نمی‌تواند مانندی برای آن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیاورد.

اول آیه ها قرآن آغاز در غار حراء، بنا شده در کوه نوروفروغ به رسول اسلام، وحی شد. بینش معروف این میباشد که آیه‌ها آن، هم از روش فرشته وحی و هم مستقیم و به طور بدون واسطه، بر رسول نازل می‌گردیده است. به اعتقاد بیشتر مسلمانها، نزول قرآن به طور تدریجی انجام شده میباشد؛ ولی بعضی بر این باورند که خلال نزول تدریجی آیه ها، آنچه قرار بوده میباشد در 1 سال بر فرستاده(ص) نازل گردد، در شب قدر هم یک‌جا بر وی نازل آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌گردیده‌است.

آیه ها قرآن در طول رسول(ص) به طور متفرق بر روی پوست حیوان ها، چوب درخت رطب، ورقه و پارچه نوشته می‌‌شد. بعد از رحلت فرستاده(ص)، آیه ها و سوره‌های قرآن‌ به وسیله اصحاب عده‌آوری شد؛ البته ورژن‌های بخش اعظمی تدوین شد که در ترتیب سوره‌ها و خواندن، با هم مختلف بودند. به فرمان عثمان ورژن واحدی از قرآن تهیه و تنظیم شد و دیگر ورژن‌های جان دار را از در میان بردند. شیعه ها به تبعیت از امامان خویش، این ورژن را صحیح و بی نقص رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میدانند.

قرآن، فرقان، الکتاب و مُصحَف از مشهورترین اسم‌های قرآن میباشد. قرآن ۱۱۴ سوره و بیش تر از ۶۰۰۰ آیه دارااست و به ۳۰ جزء و ۱۲۰ حزب تقسیم گردیده‌است. در قرآن، از موضوعاتی زیرا توحید، معاد، غزوات نبی اسلام(ص)، قصه‌های انبیاء، انجام دینی آئین اسلام، فضیلت ها و رذایل اخلاقی و نبرد با بی دینی و نفاق، صحبت به فی مابین شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آمده میباشد.

تا قرن چهارم قمری، خواندن‌های گوناگونی از قرآن، دربین مسلمان ها، اشاعه داشته میباشد. وجود ورژن‌های گوناگون از آن فی مابین مسلمانها، ابتدایی‌بودن خط عربی، وجود گویش‌های متفاوت و اِعمال ذوق وسلیقه قاریان، از کارداران اختلاف خواندن بوده میباشد. در‌این قرن، هفت تلاوت از بین تلاوت‌ها برگزیده شد. خواندن شایع از قرآن بین مسلمانها، خواندن ، عاصم با قصه حفص میباشد.

اول ترجمه بدون نقص قرآن به گویش فارسی، در قرن چهارم قمری و به لهجه لاتین، در قرن ششم قمری(دوازدهم میلادی) درج شده میباشد. این کتاب اول توشه در سال ۹۵۰ق(۱۵۴۳م)، در ایتالیا به چاپ رسید. اولی چاپ آن بوسیله مسلمان‌ها، در سال ۱۲۰۰ق، در سن پیترزبورگ روسیه شکل گرفت. کشور‌ایران او‌لین مرزو بوم مسلمان بود که قرآن را در سال‌های ۱۲۴۳ق و ۱۲۴۸ق، چاپ کرد. قرآنی که امروز با اسم عثمان طه‏ شناخته‌گردیده، بر محور چاپ مصر میباشد.

قرآن منشأ پیدایش علم‌های فراوانی فی مابین مسلمانها گردیده‌است. تعبیر و علم ها قرآنی زیرا تاریخ قرآن، دانش لغت ها قرآن، دانش اِعراب و شیوایی قرآن، قصص القرآن و معجزه القرآن از این علم‌ها میباشد.

قرآن مقام ویژه‌ای در آئین‌ها و هنر مسلمان ها داشته میباشد. ختم قرآن و تلاوت قرآن در مراسم وصلت، از آن پاراگراف میباشد. قرآن به راز به چنگ آوردن نیز از آئین‌های شیعه‌ها میباشد. بیشترین نمود قرآن در هنر، در خوش‌نویسی، تذهیب، تجلید(جلدکردن)، ادبیات و معماری بوده میباشد.

سخن معبود

قرآن اهل ایران وابسته به قرن پنجم هجری
به اطمینان مسلمان ها، قرآن سخن معبود میباشد که از روش وحی بر فرستاده اسلام(ص) نازل گردیده[۱] و محتوا و لفظ ها آن از سوی پروردگار آمده میباشد.[۲] اولیه توشه در غار حراء، بنا شده در کوه نوروروشنایی به رسول اسلام، وحی شد.[۳]گفته‌اند: اول آیاتی که بر فرستاده نازل شد، آیه‌ها آغازین سوره علق و اولیه سوره‌ای که به طور بدون نقص نازل شد، سوره فاتحه میباشد.[۴] به نظریه مسلمان ها، نبی اسلام، واپسین فرستاده و قرآن واپسین کتاب آسمانی میباشد.[۵]

بازدید : 49
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:49


نظریه سلامت خصوصیت جامعه شیعی
حکیم برخورداری جامعه شیعی از نظریه تندرست را از دستاوردهای محبت و ولایت اهل بیت می‌داند. حکیم، نقش اهل بیت در بنیانگذاری جماعت صالحان، نشر دهنده مجمع جهانی اهل بیت،ج۱، مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ص ۷۲.

الهی‌بودن حکومت

مرقد سید محمدباقر حکیم[۲۰]
او دولت و حکومت را در اصلً منصبی الهی می‌دانست و براین اساس معتقد بود که حکومت مناسب، می بایست آموزه‌های الهی را مد حیث قرار مسجد غدیر فلاحی مشهد دهد.[۲۱]

جمهوری اسلامی
محمدباقر حکیم معتقد بود که عموم می بایست در تعیین نوع حکومت خویش آزاد باشند و این آزادی به هیچ دلیلی نباید محصور یا این که نفی خواهد شد. او نوع حکومت جمهوری اسلامی را بر دیگر گونه های حکومت ترجیح داده و معتقد بود که آن را بایستی دانا عادل و با خبر اداره نماید. نقش عموم درین نوع حکومت، آشنایی البته فقید و اطاعت از او و نیز برقراری رابطه با وی از روش نمایندگان مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۲۲]

او همینطور به تکثرگرایی سیاسی همدم با به رسمیت شناختن حکومت اسلامی، التزام به مقررات مو جود، و اجتناب از مشکل در امنیت اجتماعی اعتقاد و باور داشته و تکثرگرایی سیاسی را مشکلی برای جامعه اسلامی نمی‌دانسته میباشد.[۲۳]

تخصصی‌شدن مرجعیت
محمدباقر حکیم در ۱۳۷۸ش عقیده تخصصی شدن مرجعیت فقهی را مطرح نمود. از بینش او، به جهت تحولات سیاسی در دنیا اسلام، سرکوب‌های سیاسی صورت گرفته، و مسئولیت‌های هنگفت مراجع، می بایست مرجعیت فقاهتی به سمت تخصصی شدن پیش رود و بر این شالوده، برخی از مراجع فقط به فرمان صدور فتوا(در موضوعات شرعی) و کارها مربوط به آن و گردآوری‌ای دیگر فقط به کارها سیاسی و اجتماعی بپردازند. این تخصص‌گرایی می بایست به‌تدریج ارتقاء یابد و موضوعات دیگری را نیز مشتمل بر مسجد بابا قدرت مشهد خواهد شد.[۲۴]

از نظر سایرافراد
آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران در پیامی بعداز شهید شدن سید محمدباقر حکیم او را عالمی مجاهد در شیوه احقاق حق ملت عراق، مظهر منظور‌های بحقِ آنها شخصیتی گران بها، سنگری مستحکم در قبال اشغالگران عراق تعریف کرد.[۲۵]
سیدر حیدر حکیم فرزند شهید حکیم در باره مختصات پدرش می گوید که وی اعتقادوباور و عشق و علاقه بسیار شدید عاطفی نسبت به اهل‌بیت(ع) داشتند و هنگامی یادی از اهل بیت همچون حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) می شد، بسیار منقلب می‌شدند و هنگامی هنگام تلاوت مقتل به لحظات شهیدشدن امام حسین(ع)می‌رسیدند، اکنون وی دگرگون میشد و این منقلب شدن هم اصلا مصنوعی خلا. او هم چنان اهتمام به مستحبات و خواندن قرآن و دیدار با عموم و عملکرد برای رفع مشکلاتشان را از سایر خصوصیت های پدرش برشمرده میباشد. [۲۶]
بزرگداشت
با شهید شدن سید محمدباقر حکیم، ۱ رجب، در عراق با اسم روز شهید اسم‌گذاری گردیده‌است.[۲۷] و سالانه در‌این روز مراسم بزرگداشتی به مناسبت شهید شدن شهید محراب در عراق برگزار می گردد.[۲۸]

جستارهای متعلق
شهدای محراب
پانویس
«گذری بر حيات سياسی شهيد آيت‌الله سيد محمدباقر حکيم»، راءس اوراق انقلاب اسلامی.
عمرو، ص۱۲۴؛ حکیم، ۱۴۲۵الف، پیشگفتار، ص۴۲-۴۳.
سراج، ص۲۳، پانویس ۱۵؛ امینی، ج ۱، ص۴۳۲-۴۳۳؛ خرسان، ص۸۰.
خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، فصول اینجانب تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق علاوه بر ۴۰ عاماً، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۹م، ص۸۱؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف علاوه بر الف عام، ۱۴۱۳/۱۹۹۲، ج۱، ص۴۳۳.
«تارنما پژوهشگاه مطاعات تقریبی»
مراجعه‌نمایید به خرسان، ص۸۲-۸۳

بازدید : 54
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 14:19


نزاع جوزجان
بعداز آن، یحیی به سوی هرات و از آنجا به سوی جوزجان جنبش کرد. والی خراسان، سپاهی با ۸ هزار سرباز به تقابل با او ارسال کرد.[۱۸] هم‌زمان جمع­‌ای از جوزجان، طالقان و فاریاب و بلخ به یحیی ملحق شدند.[۱۹] دو سپاه در روستایی به اسم «ارغوی» یا این که «ارعونه» در اطراف جوزجان به هم رسیدند و در بین آن‌ها سه شبانه‌روز نبردی دشوار درگرفت و همگی یاران یحیی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کشته شدند.[۲۰]

شهیدشدن یحیی
اشاره به قبر یحیی در جوزجان در شعر دعبل خزاعی
و اخری بارض الجوزجان محلها
و قبر بباخمری لدی الغربات
کشف الغمة، ج۲، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ص ۳۲۳

در بعد از ظهر آدینه شعبان سال ۱۲۵ هجری[۲۱] غلامی آزاد گردیده به اسم عیسی، تیری به پیشانی یحیی زد که در تاثیر آن یحیی به شهید شدن رسید. سورة بن محمد، فرمانده جبهه راست سپاه اموی، راز از بدن یحیی مستقل کرد و آن را نزد والی خراسان ارسال کرد و وی نیز راز را برای ولید بن یزید ارسال کرد.[۲۲] ولید دستورداد راز را به مدینه نزد ریطه، مامان یحیی ببرند. زمانی ریطه رمز را مشاهده ک ر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد د خاطرنشان کرد:

«اورا برهه زمانی متعددی از اینجانب بدور کردید و درحال حاضر اورا کشته به اینجانب کادو می­‌دهید! سلام معبود، صبحگاهان و شبانگاهان، بر وی و بر پدرانش باد.»[۲۳]
پیکر بی­‌راز یحیی را نیز بر دروازه جوزجان آویختند و آن قدر در آنجا ماند تا آنکه ابومسلم خراسانی قیام کرد. بعد از آن بود که پیکر یحیی را فرو آوردند و به خاک سپردند.[۲۴] امام راست گو(ع)در روایتی گفته میباشد که خویشاوندان ابو سفیان حسین را کشتند معبود سلطنتشان را از آنها گرفت و هشام نیز زید بن علی بن حسین را کشت و معبود هم حکومتش را از وی گرفت و ولید (ولید بن یزید بن عبدالملک بن مروان) هم یحیی بن زید را کشت در فیض آفریدگار مُلک و فرمانروایی‌اش را از وی سلب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد. [۲۵] [یادداشت ۱]

پیامدهای قیام
شهیدشدن یحیی نمادی از مقاومت در قبال امویان شد و بر پر نمک عموم در ملازمت قیامی که در خراسان و با شعار «الرضا اینجانب آل محمد» بر پا بود، رونقی دیگر اعطا کرد. گفته‌اند خراسانیان، هفت روز بر یحیی سوگواری کردند و در آن سال هر فرزند پسری که به دنیا آمد، اسم یحیی یا این که زید را بر وی نهادند.[۲۶]

نقل گردیده است ابو مسلم کلیه افرادی را که در شهید شدن یحیی دست داشتند، به قتل رساند.[۲۷]

پانویس
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۵.
قرشی، حیاه الشهید الخالد زید بن علی، ص۶۰.
صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۶۸
صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۶۸، به گزارش الحیاه السیاسیه و الفکریه للزیدیه فی المشرق الاشلامی، ص۷۷-۷۸ و الوافی بالوفیات، ج۲، ص۳۷-۳۸
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۶.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص ۴۲۹۰.
یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۳۲۶.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۳۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۶-۱۴۷.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۳۹.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۴۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۷.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۴۰.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۸.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص ۴۳۴؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۹.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص ۴۳۴۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۹.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۹؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۴۱.
انساب الاشراف، جزء سوم، ص۱۳۸۱
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۰.
ابن عنبة، الراغب فی تشجیر عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، ص ۲۵۸؛ منتخب التواریخ، ص ۳۵۵؛ طبقات ناصری، ج۲، ص۳۸۸

بازدید : 17
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


ربا
رِبا از گناهان کبیره به معنای زیادتر از اصل جنس به چنگ آوردن که در متن‌ها فقاهتی به شدت نهی شد‌ه‌است و رباخواران را اشخاص آیتم لعن پروردگار معرفی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرده‌اند.
مبنی بر رسیدگی‌های باستان‌شناسی ربا از قرن‌ها پیش از تولد وجود داشته و با ترویج پول توسعه و گسترش پیدا نموده است. مسأله ربا در ادیان امری مذموم قلمداد گردیده البته رهروان ادیان با کاربرد خیانت‌هایی از سایر افراد ربا اخذ مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌کرده‌اند.
فقها ربا را به دو نوع ربای معاملی و ربای قرضی تقسیم کرده‌اند و نشانه‌ها قرآن، احادیث و اجماع علمای شیعه را مستند تحریم آن قرار داده‌اند. در متن‌ها اسلامی نبرد با ظلم و اشاعه شغل های نیک مانند قرض را از حکمت تحریم ربا دانسته‌اند.
بعضی فقهای شیعه برای رهایی از ربا روش‌هایی را تحت عنوان حیل ربا برای مثال ضمیمه کردن جنسی دیگر به دو طرف معامله و داد و ستد کالا ربوی با مال دیگر، مجاز دانسته‌اند؛ البته توده‌ای مجاز پی بردن کاربرد حِیَل ربا( منش‌ها و روش‌های توجیه رباخواری) را بی‌اعتنایی به حکم خدا درباره ربا میدانند. فقهای امامیه با استناد به بعضی احادیث ربای در میان زن و شوهر، ربای دربین بابا و فرزند و ربای در بین مسلمان و کافر حربی را از شمول حرمت ربا استثنا مسجد بابا غدیر مشهد کرده‌اند.
ایده بانکداری سوای ربا برنامه ای میباشد که اقتصاددانان مسلمان در مواجهه با بسط روزافزون خزانه‌ها و ارتقای نقش آن ها در نظام اقتصادی کشورهای اسلامی برای دوری از ایفا عملیات بانکی رَبَاو، مسجد بابا قدرت مشهد مطرح کرده‌اند.

معنا‌شناسی
ربا به افزون شدن، نَشْو و نِما کردن، منفعت و زیادتر از اصل کالا به دست آوردن مضمون‌ گردیده‌است.[۱] ربا نزد فقهای شیعه تعاریف مختلفی پیدا نموده است؛ برخی مانند ابن براج در کتاب المهذب و ابن ادریس حلی در کتاب السرائر ربا را به «فروش چیزی از مَکیل (با کیل-پیمانه- اندازه‌گیری میشود) یا این که موزون (با وزن اندازه‌گیری میگردد) به مثل خویش آن چیز به طور انتقاد یا این که نسیه در حالی که اضافه‌خیس بگیرند.» تعریف و تمجید کرده‌اند.[۲] این تعریف‌و‌تمجید از ربا صرفا ربای معاملی را در برمی‌گیرد به همین برهان بیشتر فقهای شیعه تعریفی پهناور‌خیس از ربا ارائه داده‌اند. ربا مبتنی بر تمجید آن‌ها عبارت از «اخذ متعددی در هر معاوضه‌ای اعم از معاملات مکیل و موزون و یا این که اخذ متعددی در قرض» میباشد.[۳]
ربا از نگرش اقتصاددانان، فقط در قرض روی می‏‌دهد. بر این محور، ربا، عِوَضی میباشد که وام‌گیرنده از سودی که ممکن میباشد از محصول وام‌دهنده به دست آورد، به وام دهنده می‏‌پردازد. به ذکر دیگر ربا، بها پول میباشد که تحت عنوان محرک به وام‌دهنده داده می‏‌خواهد شد. با این تمجید دایره ربا در نگاه دینی، وسیع‌‏خیس از طریقه اقتصادی میباشد؛ چون اقتصاددانان، ربا را در بخشید و ستدها (معاملات) سرازیر نمی‌‏دانند.[۴]

تعریف ربا و رباخواری در متن ها فقاهتی
مساله ربا آیتم نهی شدید پروردگار قرار گرفته به صورتی که رباخوار را مانند هر که پروردگار و رسولش، با وی جنگ خواهند کرد معرفی می‌نماید.[۵] علامه طباطبایی در تعبیر و تفسیر آیه ۲۷۹ سوره بقره اعتقاد دارد شدتی که پروردگار درباره مساله ربا و رباخواری به شغل برده، درباره هیچ یک از فروع آئین غیر از تبری از معاندان پروردگار، به فعالیت نبرده میباشد.[۶] تعبیر و تفسیر(فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ) یعنی اعلان نبرد از سوی پروردگار ورسولش علیه رباخوار و این که ربا خوار می بایست اعتقاد داشته باشد که پروردگار و پیامبرش مطلقا با وی نبرد خواهد کرد، و نزاع همواره اختصاصی در مبارزه در میدان کارزار وجود ندارد بلکه بیدار ساختن فطرت عامه مردم و برانگیختن آن‌ها علیه ربا خوار میتواند ریشه ی ربا خوار را برکند و نابودش نماید. [۷]
کلمه و واژه ربا هشت جايگاه در قرآن تکرار گردیده است.[۸] درین نشانه‌ها خدا حالات رباخواران را در قیامت به عده ای تشبیه می‌نماید که بر تاثیر تماس شیطان خل وچل و مجنون گشته‌[۹] نه و شر خویش را تشخیص نمی‌دهند[۱۰] و به عذاب خوارکننده الهی مبتلا خواهند شد.[۱۱] پروردگار متاع ربوی را برای مثال اموالی دانسته میباشد که فزونی نمی‌گیرد و برکتی در آن نخواهد بود.[۱۲]
ربا و رباخواری در احادیث نیز گزینه سرزنش شدید واقع گردیده‌است. در‌این متن‌ها رباخوار،‌ ربادهنده، کاتب تفاهم نامه ربا و شاهد تفاهم نامه را مشتمل بر لعن آفریدگار دانسته میباشد. بر محور این روایات ربا از مهمترین گناهان کبیره و از پلیدترین مشاغل معرفی شد‌ه‌است. رسول اسلام(ص) گناه یک درهم ربا را هم اندازه هفتاد توشه زنا دانسته و در دیگر احادیث، رباخوار تشبیه به کسی گردیده که با محارمش زنا کرده‌ میباشد.[۱۳]

بازدید : 59
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


مظاهر اسماء سبعه
حافظ رجب بُرسی، حضرت بشر(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظاهر اسماء سبعه دانسته میباشد.[۱۸] از بینش او، انسان(ع) مظهر متکلم، ادریس(ع) مظهر حیّ، ابراهیم(ع) مظهر جواد، یوسف(ع) مظهر مرید، موسی(ع) مظهر کار کشته، هارون(ع) مظهر فقید و عیسی(ع) مظهر مُقسِط میباشد.[۱۹] وی فرستاده اسلام(ص) را مظهر نام جامع و مظهر انوار و جامع همگی اسرار دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۰][یادداشت ۱]

بُرسی همینطور بعضی از فرشتگان و ستارگان و سیاره‌ها را مظاهر اسماء سبعه معرفی نموده است؛ برای مثال جبرئیل را مظهر دانش، اسرافیل را مظهر حیات، میکائیل را مظهر عزم، عزرائیل را مظهر توان، خورشید را مظهر تجلّیِ حیات، ماه را مظهر تجلّیِ حرف و سیاره مشتری را مظهر دانش مسجد غدیر فلاحی مشهد شمرده میباشد.[۲۱]

چیدمان اسماء الهی
در عرفان اسلامی، نام‌های آفریدگار، دکورا سیون منظم و خاصی دارا هستند که آن چیدمان منظم، منشأ پیدایش نظام فرنگی عالَم براساس به عبارتی نظم جانور میباشد.[۲۲] به گفته سید یدالله یزدان نگهبانی، عرفان‌پژوه و مدرس علم ها عقلی و عرفانی، دکورا سیون اسماء الهی به‌این سیرتکامل میباشد: در سرسلسله اسماء، نام جامع الله جای دارد و بعد اسماء ذاتی و پس از آن ها، اسماء هفت‌گانه که از نام الله پدید می آیند. اسماء سبعه نیز منشأ اسماء صفات و اسماء افعال[یادداشت ۲] میباشند و سرنوشت از روش نکاح این اسماء(ادغام اسماء با یکدیگر) اسماء جزئی نامتناهی پدید میایند.[۲۳][یادداشت ۳][ با اعتنا به اینکه اسماء سبعه، جزو اسماء صفاتی شمرده گردیده‌اند، اسماء ذاتی پایین اسماء سبعه قرار نمی‌‌گیرند؛ بلکه اسماء سبعه صرفا منشأ اسماء صفات و افعالی میباشند و نسبت به آنان اشراف دارا هستند و کلی می باشند.[۲۵] بعضی دکورا سیون اسماء الهی را اینگونه برشمرده‌اند: در سرسلسله اسماء الهی، نام جامع الله قرار دارد و بعد از آن، اسماء چهارگانه (نخستین، آخِر، ظواهر و درون)[یادداشت ۴] و آن‌گاه اسماء سبعه قرار دارا مسجد بابا غدیر مشهد هستند.[۲۶]

پانویس
صدرالمتالهین، الاسفار، ۱۳۶۸ش، ج۶، ص ۲۸۸؛ قیصری، گستردن فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳؛ یزدان‌تامین، مبانی و اصول عرفان نظری مسجد بابا قدرت مشهد ، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۰.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸؛ جامی، عیب گیری النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه کشور ایران، ص۴۱.
قیصری، گستردن فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴.
قیصری، تفصیل فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴؛ جامی، انتقاد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه کشور‌ایران، ص۴۰.
جامی، انتقاد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه کشور ایران، ص۴۰؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
یزدان‌دفاع، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۲.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۴.
قیصری، تفصیل فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۵؛ یزدان‌حمایت، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۰-۴۵۲.
نگاه نمائید به: یزدان‌پشتیبانی، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۲.
نگاه نمائید به: کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۲۸؛ یزدان‌تامین، مبانی و اصول عرفان نظری، ص ۳۰۸و۴۳۸.
امینی‌نژاد و دیگرافراد، شناخت با گروه عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۴.
یزدان‌دفاع، مبانی و اصول عرفان نظری، ص ۳۰۸.
امینی‌نژاد و دیگر افراد، شناخت با دسته عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۴.
طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۸، ص۳۵۲.
طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۸، ص۳۵۲.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸ و ۴۹.
برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۹.
برسی، مشارق انوار ال

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 197
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 644
  • بازدید ماه : 738
  • بازدید سال : 3011
  • بازدید کلی : 41983
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی