قبل از انقلاب: از مدد تا طلاق
جعفریان اعتقاد دارد که اساسگذاران مجاهدین بهشکل سازمانی با روحانیان سنتی شیعه ارتباطی نداشتند و با اذهان مذهبی اما ضد سنتی تاجر انس داشتند.[۱۱۲] بهگزارش وی، سازمانْ اسلام را فقط از قرآن و نهجالبلاغه کسب میکرد و برداشت مفسران قانونی آن (روحانیان) را قبول نداشت.[۱۱۳] آورده شده مجاهدین خیرصرفا معتقد به تقلید از روحانیان خلا، بلکه معتقد بود که آنها بایستی از پیشروان انقلابی مانند مجاهدین تقلید نماید.[۱۱۴] نمودی از این منش، عدم اعتقادوباور آنها به فقه و رسالههای عملیه و آسانانگاری در مسائل دینی دانسته مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.[۱۱۵]
یادمان یک کدام از لردهای پشتوانه مجاهدین در مجلس اعیان انگلستان در آرامستان مروراید اردوگاه اشرف.[۱۱۶]
بهگفته جعفریان، سازمان از اولِ پیدایش با جانبداری روحانیان روبهرو شد.[۱۱۷] قبل از سال ۱۳۵۰ش، روحانیانی مانند سید محمود طالقانی و سید ابوالفضل موسوی زنجانی از مجاهدین امان میکردند.[۱۱۸] بعداز افشای موجودیت سازمان در اوایل دهه پنجاه، جانبداری روحانیان انقلابی از سازمان دیدهگیر گزارش شدهاست؛ آنها در عین اگاهی از بعضی وجوه انحرافی در سازمان از آن هواخواهی مالی و تبلیغی میکردند.[۱۱۹] همدلی و امان روحانیان از مجاهدین در مواقعی موجب رغبت بعضا روحانیان و فرزندان آنها به سازمان دانسته گردیدهاست.[۱۲۰] بعد از تغییر و تحول ایدئولوژیک سازمان، بخش اعظمی از روحانیان از دفاع خویش از سازمان دست کشیدند و بعضا از آنها، مانند مرتضی مطهری و عبدالرحیم ربانی شیرازی، به جنگ بدون شوخی با آنها آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پرداختند.[۱۲۱]
گزارش گردیده که بعداز تغییرو تحول ایدئولوژی، روحانیانْ مجاهدین را مجرم به انحراف از آغاز، فریبکاری و عدم مراجعه به متخصصان آیین (روحانیان) میکردند؛ امری که موجبات خشم مجاهدین مسلمان و بازگشتن آنها از تصمیم بازبینی مبانی ایدئولوژیک سازمان شد.[۱۲۲] بازتابی از حیث روحانیان به مجاهدین بعد از تغییر و تحول ایدئولوژی در طومارای[۱۲۳] از مرتضی مطهری به امام خمینی نشانه داده شدهاست: مطهری مجاهدین را همدست بقیه معاندان روحانیان (رژیم پهلوی، شریعتی و مارکسیستها) بر میشمرد که حمله به روحانیان را بهقصد هلاکت آن ها و بهاین برهان اعمال میدهند که مذهب، بهتیتر قدرتی گردآوریای، را مصادر نمایند و در جهت هدف های خویش تعبیر نمایند و بهفعالیت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ببندند.[۱۲۴]
بعداز انقلاب: از طلاق تا رویا رویی
بهگزارش برخی منابع، مجاهدین که قبل از تغییر و تحول ایدئولوژی سازمان نتوانسته بودند جانبداری امام خمینی را جلب نمایند،[۱۲۵] با انشعاب مجاهدین مارکسیست هم امیدی برای یافتن جایگاهی در نظام نوین سیاسی به رهبری روحانیان نداشتند.[۱۲۶] بعضی ضمن این ناامیدی، سهمی که سازمان برای خویش در جریان برد انقلاب قائل بود را دلیلی برای دشمنی آن ها با روحانیان، بهتیتر رهبران حکومت تازه، دانستهاند؛[۱۲۷] دشمنی که در ترور برخی از سران روضه خوان جمهوری اسلامی بوسیله مجاهدین تجسم نمادین یافت؛[۱۲۸] ترور عده ای زیرا سید محمد حسینی بهشتی،[۱۲۹] محمدجواد باهنر[۱۳۰] و علی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قدوسی.[۱۳۱]
« وصف مجاهدین در طومار مرتضی مطهری به امام خمینی: در اینجا [کشور ایران] جریانهای بغرنج و منحرفکنندهای وجود داراست که دقت و دانایی حضرتعالی لزوم داراست: ...جریان دوم، جریان بهاصطلاح مجموعه مسمّی به مجاهدین میباشد. اینها در صدر یک دسته سیاسی بودند، اما تدریجاً بهشکل یک انشعاب مذهبی دارا هستند در میایند؛ صحیح مانند خوارج که در صدر حرکتشان یک تکان سیاسی بود، آنگاه به طور یک مذهب با یک سلسله اصول و فروع درآمدند. خردترین بدعت اینها این میباشد که به عهد و پیمان خودشان به «خودکفایی» رسیدهاند و هر رده شیخ و هر مرجع شرعی را نفی مینمایند. از همین جا میاقتدار تا انتها خواند. دیگر اینکه، در عین اظهار وفاداری به اسلام، کارل مارکس لااقل درحد امام جعفر درستگو(ع) نزد اینها مقدس و متشخص میباشد.[۱۳۲]

بررسی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد