loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 20
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 14:46


حکم تکلیفی سقط جنین
از نگاه فقهای شیعه، سقط جنین از روی عمد، حرام میباشد.[۱۹] درین حکم، اختلافی دربین فقها وجود ندارد.[۲۰] در حرام بودن سقط جنین، در میان این که جنین از راه و روش مشروع و یا این که از راه و روش زنا ساخت گردیده باشد، فرقی وجود ندارد.[۲۱] همینطور سازه به اجماع فقها در حرمت سقط جنین، فرقی در میان پروسه گوناگون جنین وجود ندارد.[۲۲] براین اساس، بعد از منعقد نطفه و استقرار آن در دیواره رحم که مبدأ رویش جنین میباشد، سقط آن حرام مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۳]

سقط جنین، خواه پیش از دمیدن روح در جنین باشد یا این که سپس و خواه با رضایت پدر و مادر باشد یا این که سوای رضایت آنان، در کلیه این حالات حرام میباشد.[۲۴] ولی برخی فقیهان همانند آیت‌الله خامنه‌ای[۲۵] و منتظری[۲۶] معتقدند، در شرایطی که که ادامه بارداری برای حیات مامان خطرناک باشد، سقط جنین پیش از دمیدن روح انواع ندارد، البته آن‌گاه روا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وجود ندارد.

برهان
استدلال فقها در حرمت سقط جنین عبارتند از:

عمومات حرمت قتل مانند آیه ۱۵۱ سوره انعام «وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ؛ و انسانی را که پروردگار متشخص شمرده جز به حق، نکشید.»[۲۷] به لحاظ آیت‌الله مکارم شیرازی اگر می‌اقتدار از این آیه برای حرمت سقط جنین به کار گرفت که خلقت جنین تک تک گردیده و روح در آن دمیده گردیده باشد و روند پیش از آن شامل آیه نام برده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وجود ندارد.[۲۸]
احادیث امامان معصوم(ع) مانند موثقه اسحاق بن عمار از امام کاظم(ع) که روضه خوان صدوق در کتاب اینجانب لا یحضره الفقیه[۲۹] نقل نموده است، «درباره زنی که ترس بارداری شدن دارااست آیا میتواند نطفه‌ای را که در رحم خویش داراست با تناول کردن دارو از میان غالب شود؟ امام(ع) این کار را تجویز نکرده و می گوید: او‌لین چیزی که رفتار میگردد، نطفه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.»[۳۰]
حکم وضعی
طریقه فقها درباره حکم وضعی سقط جنین به تفصیل پایین میباشد:

قصاص
فقیهانی زیرا سلار دیلمی،[۳۱] پژوهشگر حلی[۳۲] و صاحب و مالک جواهر[۳۳] و همینطور سید عبدالاعلی سبزواری[۳۴] بر این نظرند که در سقط کردن عمدی جنین، بعد از دمیده‌شدن روح در آن، قصاص اثبات میباشد؛ چون موجب خروج روح از جنین گردیده و اطلاق دلیل ثبوت قصاص این آیتم را نیز دربرگیرنده میگردد.[۳۵] آیت‌الله خویی در کتاب مبانی تکمله المنهاج این حکم را به دارای اسم و رسم نسبت داده و آن را رد نموده است.[۳۶] او با استناد به صحیحه ابو بصیر از امام باقر(ع): «لا قود لمن لا یقاد منه؛ قتل کننده هر که قصاص در حقش اثبات وجود ندارد، قصاص نمی شود»، آدم کش جنین را مانند هر کس نوباوه صغیر یا این که فرد مجنون را کشته، مستحق قصاص نمی‌داند[۳۷] و صرفا دیه جنین را در حق آدم کش جنین اثبات دانسته میباشد.[۳۸]

گروهی از فقهای معاصر مانند آیت الله گلپایگانی،[۳۹] آیت‌الله فاضل لنکرانی،[۴۰] آیت‌الله منتظری،[۴۱] آیت‌الله وحید خراسانی[۴۲] و آیت‌الله مکارم شیرازی،[۴۳] قتل کننده جنینی که روح در آن دمیده گردیده، از روی عمد را شایسته قصاص ندانسته و صرفا دیه را اثبات میدانند.

دیه
مبنی بر لحاظ فقها دیه جنین بر ذمه کسی است که سقط به دست وی یا این که با فعل وی جاری ساختن گرفته میباشد.[۴۴] دیه جنین با دقت به روند پرورش و تکون آن متعدد[۴۵] و به طور پایین میباشد:

دیه جنینی که در مرحله نطفه میباشد و هنوز اندام‌های آن صورت نگرفته، بیست دینار میباشد.[۴۶]
جنینی که در مرحله عَلَقه (خون بسته گردیده) میباشد، دیه آن چهل دینار میباشد.[۴۷]
دیه جنینی که در مرحله مُضْغه (قطعه گوشت دارنده رگ و عروق) میباشد، شصت دینار است.[۴۸]
دیه جنینی که در مرحله استخوان‌بندی بوده، هشتاد دینار میباشد.[۴۹]
دیه جنینی که اندام‌های آن صورت گرفته میباشد، قبل از دمیده شدن روح در آن، صد دینار و بعد از دمیده شدن روح، دیه یک آدم بی نقص؛ یعنی هزار دینار میباشد.[۵۰]
امام خمینی در احکام فوق دربین این که جنین پسر باشد یا این که دختر، فرقی قائل نشده‌ میباشد.[۵۱] بیشتر فقها، دیه جنینی که بی نقص بوده و روح در آن دمیده شد‌ه‌است را درصورتی که پسر باشد، دیه بدون نقص یعنی هزار دینار و در شرایطی‌که دختر باشد، نصف آن، یعنی پانصد دینار در لحاظ گرفته‌اند.[۵۲]

بازدید : 19
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:02


کارداران تزکیه
در احادیث، منش وصال به تزکیه، اطاعت از اوامر خدا و پیمودن خط مش حق اورده شده میباشد.[۲۰] دست اندرکاران دیگری برای تزکیه اورده شده که به بعضی از آن اشاره می‌گردد:

مطابق آیه ۲۱ سوره نوروروشنایی، یک کدام از اصلی ترین کارداران تزکیه نفس، عزم و امداد خدا میباشد.[۲۱] به همین باعث، یکی صفاتی که به پروردگار منسوب شده «تزکیه کننده» مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۲]
سید عبدالاعلی سبزواری در کتاب مواهب الرحمن فی تعبیروتفسیر القرآن این نظر را دارد پیامبران‌ الهی و امامان‌ معصوم و اولیای‌ الهی نیز از عامل ها تزکیه نفس بندگان‌ می‌باشند. به نظریه او پیامبران و امامان شیعه، به جهت رابطه باایمان و دارا بودن موهبت‌الهی و فطرت منزه، در ارشاد نمودن سایرافراد چهت نیل به تزکیه نفس دارنده استعداد بیشتری می باشند.[۲۳] پیامبران و امامان، بابیان آیه‌ها و احکام الهی و فضائل اخلاقی، عموم را از کارها ناپسند بدور و به سوی تزکیه نفس، هدایت مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌نمایند.[۲۴]
به گفته عالمان کردار، بندگان خویش نیز نقش به‌سزایی در تزکیه نفس دارا هستند.[۲۵] علمای اخلاق و رفتار چهت نیل به تزکیه مراحلی زیرا زهد و تقوا، توبه، بازنگشتن به گناه(مشارطه)، احتساب نفس، محافظت بر ایفا تکالیف‌الهی، عتاب و عقاب کردن نفس در شکل رجوع و برگشت به گناه(معاتبه، معاقبه)،[۲۶] خالی کردن نفس از صفات زشت(تخلیه) و پرکردن با صفات نیکو(تحلیه) و جاری ساختن اوامر شرعی(تجلیه)، بر شمرده‌اند.[۲۷]
همینطور گروهی از عالمان شیعه، قرائت نماز و رحمت متاع در رویه پروردگار را برای تزکیه نفس بسیار مسجد بابا غدیر مشهد سفارش کرده‌اند.[۲۸]

مانع ها تزکیه
به نظریه مفسران در قرآن، تکبر، بخل[۲۹] کشتن آدم، شراب‌ خواری، کفر و بی دینی تحت عنوان سختی ها تزکیه‌نفس مسجد بابا قدرت مشهد آورده شده میباشد.[۳۰]

همینطور بعضا شیطان، هوای نفس، تعلق به عالم، بدور شدن از معبود، گناه و ضعف عزم را تحت عنوان سختی ها تزکیه نفس برشمرده‌اند.[۳۱]

تزکیه در ادیان
در دیگر ادیان الهی مانند یهودیت، مسیحیت، زرتشت و صابئین نیز بر زمینه تزکیه اعتنا و به‌ آن توصیه نموده‌اند.[۳۲]

به گفته گروهی، در ادیان‌غیر ابراهیمی که بیشتر ادیان ‌شرقی را دربرگیرنده میشود، از قبیل بودیسم[۳۳]، هندوئیسم[۳۴]، سیکهه[۳۵] و جینه[۳۶] نیز برای صفای داخل و پرورش و بلندمرتبه نفس مداقه خاص قائلند. قابل ذکر میباشد در سیکهه ریاضت کشیدن ممنوع میباشد.

در مشرب‌های فکری همانند کنفسیوس،[۳۷] [یادداشت ۲] تائوئیسم[۳۸] و شینتو[۳۹] نیز بسیار بر مورد تزکیه، هرچند با اسم‌های دیگری تأکید و پیشنهاد شد‌ه‌است. این قضیه در کنفسیوس با مسائل اخلاقی و در تائوئیسم با ریاضت و هجران از جهان تأکید دارااست.[۴۰]

پانویس
جوادی آملی، «التفات تهذیب نفس»، ص۱.
فراهیدی، العین، ۱۴۰۹ق، ص۳۴۸؛ سود‌ کاشانی، تفسیرالصافی، ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۳۵۲؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۳۷۷.
نراقی، جامع‌ السعادات، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۴۰۰؛ نراقی، معراج‌ السعاده، ۱۳۸۵ش، ص۷۵-۷۸؛ نجم‌ رازی، مرصاد‌ العباد اینجانب‌ المبدا الی‌ المعاد، ۱۳۵۲ق، ص۱۷۳-۱۷۴؛ شمس‌الدین آملی، نفائس‌ الفنون، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۲.
ابن عجم، معجم مقاییس اللغه، ۱۳۹۹ق، ج۳، ص۱۷؛ معلوف، المنجد فی‌اللغه، ۱۹۹۶م، ص۶۱۶؛ ابن خواسته

بازدید : 26
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 10:31


تجسس دولت در حریم سری
همینطور ملاحظه کنید: تجسس
دانشمندان فقاهتی گرچه معتقد به حرمت نقض حریم سری به‌تیتر حکم اولین می باشند، ولی در عین هم اکنون به تبیین موردها مجوز ورود ارگان های اطلاعاتی به حریم سری افراد سازه بر حالت خاص (حکم ثانوی) پرداخته‌اند.[۴۶] بر این محور تجسس دولت‌ها و دستگا‌های اطلاعاتی آن‌ها در حریم سری اشخاص، با وجود قوانینی مثلا نگهداری مصالح و امنیت نظام اسلامی، مشروع دانسته‌ گردیده[۴۷] و در جایی که مصلحت تجسس و بازرسی از حریم سری اشخاص از مفسده نقض آن مهمتر باشد، بر پایه ی ضابطه «ضرورت نثار اهم بر اساسی»، حرمت تجسس از حریم محرمانه کنار نهاده میگردد و در بعضا موردها مانند بایستگی تأمین امنیت و مراقبت نظام، تجسس واجب مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می شود.[۴۸]

تایید صلاحیت تجسس دولت از حریم سری افراد در موقعیت خاص، به دلائلی زیرا حکم عقل و بعضی احادیث درباره تایید صلاحیت تجسس از کارگزاران حکومتی، قضات و شاهدان، مسجد غدیر فلاحی مشهد مستند شد‌ه‌است. [۴۹]

تک‌نگاری
درباره مبانی و احکام حریم سری در شریعت و حقوق و دستمزد اسلامی، کتاب‌هایی به فن تحریر درآمده میباشد. محمد سروش محلاتی محقق شرعی به‌ویژه در حوزه فقه سیاسی، دو کتاب با اسم مبانی حریم محرمانه بر پایه ی منابع اسلامی و احکام حریم سری بر پایه ی منابع اسلامی را تدوین کرده و پژوهشگاه حوزه و دانش گاه و انتشارات سمت آن را منتشر کرده‌اند. همینطور باقر انصاری معلم حقوق و دستمزد دانشکده شهید بهشتی کتاب حقوق و دستمزد حریم محرمانه را تألیف کرده که به وسیله انتشارات سمت منتشر مسجد بابا غدیر مشهد شد‌ه‌است.

پانویس
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۱۷، ص۱۳۹-۱۴۳.
سر‌افرازی، طریقه شرعی حقوقی بر حریم‌های محرمانه، ۱۳۹۱ش، ص۴۳.
شهباز قهفرخی، «حریم محرمانه فیزکی اشخاص در آیینه فقه امامیه و حقوق و دستمزد کشور ایران»،‌ ص۵۶؛ قنواتی و جاور، «حریم سری؛ حق یا این که حکم»، ص۸-۹.
سوره حجرات، آیه ۱۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۲۵۲.
هاشمی خویی و سایرافراد، منهاج البراعة فی گستردن نهج‌البلاغه، ۱۴۰۰ق، ج۸، ص۳۸۴؛ الدینوری، سود الباری علی البخاری، ۱۴۲۹ق مسجد بابا قدرت مشهد ، ص۴۱۱.
انصاری، المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۴۲.
سوره فروغ، آیه ۱۹.
سوره فروغ، آیه ۲۷-۲۸.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۲۶.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۹۰-۲۹۱.
سر‌بلند‌ی، بینش شرعی حقوقی بر حریم‌های سری، ۱۳۹۱ش، ص۴۳-۴۴؛ قنواتی و جاور، «حریم محرمانه؛ حق یا این که حکم»، ص۸-۹.
فتحی و شاهمرادی، «گستره و قلمرو حریم محرمانه در فضای مجازی»، ص۲۳۱؛ موسی‌زاده و مصطفی‌زاده، «نگاهی به معنا و مبانی حق بر حریم

بازدید : 61
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 14:30


خداشناسی در فلسفه اسلامی
در فلسفه اسلامی به عملکرد فارابی و ابن سینا مباحث مرتبط با آشنایی پروردگار و صفات و افعال وی به نحو پررنگ‌ای پیشرفته، و رابطه آن با مباحث کلی وجودشناسانه تبیین مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

فارابی حکمت را به دانش آشنایی و رسیدگی انگیزه‌ها و لوازم بعیدی تعریف و تمجید می‌نماید که هستی دیگر موجودات به واسطه آنهاست. این لوازم اگرچه بسیارند، ولی به ترتیبی منتهی به وجود واحدی میشوند که انگیزه وجود تمامی آن اثاثیه و مسببات آنهاست و وی معبود آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۸]

ابن سینا نیز این نظر را دارد که معرفت خداوند غرض مناسب این دانش و جزء شریف‌خیس مباحث آن به شمار میاورد.[۹]

در‌این قسمت، ضمن عامل‌های ثابت وجود آفریدگار، موضوعاتی زیرا آفرینش و نسبت پروردگار با مخلوقات، قضا و قدر الهی و مسأله شُرور، نبوت و معاد در الهیات ارسطو مطرح نبوده‌ میباشد که در مباحث الهیات فلسفه اسلامی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درج گردیده‌است.

ارتباط حرف و فلسفه
طرح مباحث مربوط به موضوعات کلامی در فلسفه اسلامی به ویژه در زمان‌های بعداز ابن سینا توسعه و گسترش بیشتری یافت و به صورت متقابل آراء فلسفی نیز بر صحبت اسلامی تأثیر بنیان و به مباحث آن شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حجم داد.

با وجود این مشابهت در طرح مسائل، به نظریه بعضا تفاوت سخن و فلسفه دراین مورد به واسطه طریق و مبانی است.[۱۰] مرتضی مطهری فیلسوف و اندیشمند شیعی براین اعتقاد میباشد که با پیشرفت و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای سخن به اکثری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل مشاجره در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش حرف هم قرار گرفت تا بدان حد که درصورتی که کسی کتاب ها سخن را - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ای که از قرن هفتم به آن‌گاه تألیف شد- پژوهش نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند. تأثیرات متقابل فلسفه و حرف اسلامی دریکدیگر غیر قابل انکار میباشد که مثال ای از آن این میباشد که صحبت برای فلسفه مسائل جدیدی جبراً مطرح ایجاد کرد و فلسفه نیز موجب شد دایره صحبت حجم یابد بدین مفهوم که بایستگی طرح اکثری از مسائل فلسفی در قلمرو سخن ما یحتاج شناخته شد. [۱۱]

جستارهای متعلق
سخن اسلامی
این نوشتار دربارهٔ سخن اسلامی میباشد. برای دانش حرف در شیعه امامیه، صحبت امامیه را ملاحظه کنید.
علم‌های اسلامی
سخن اسلامی
اصول فقه
فقه
تعبیر و تفسیر قرآن
علم ها قرآن
فلسفه اسلامی
درایة الحدیث
دانش رجال
طب اسلامی
عرفان اسلامی
عرفان نظری
عرفان عملی
دانش اخلاق و رفتار
دانش خواندن
فقه الحدیث
تاریخ و سیره
دانش مغازی
فرقه‌شناسی
نسب‌شناسی
صحبت اسلامی شاخه‌ای از علم ها اسلامی میباشد که درباره اصول عقاید اسلامی گفت و گو و از آن جانبداری می‌نماید. همینطور حرف اسلامی متکفل جواب به سوالاتی میباشد که درباره علل احکام فقاهتی، دسته تعالیم شرعی و فعل معبود در تشریع احکام مطرح می گردد. متکلم برای ثابت مسائل خویش و قانع‌کردن کاربر، از طریق‌های گوناگون همانند استدلال، تمثیل و جدل استعمال می‌نماید. از این دانش با اسم‌هایی زیرا دانش اصول آئین، دانش اصول عقاید و فقه اکبر نیز حافظه گردیده‌است.

درباره تاریخ پیدایش این دانش بیان شده گفت و گو‌های کلامی از به عبارتی استارت اسلام مطرح و اول موضوع آن، جبر و سپردن بوده میباشد. مباحثی همانند صفات پروردگار مخصوصا توحید و عدل الهی، حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، نبوت، معاد و امامت از مباحث اصلی در دانش صحبت‌اند.

اختلاف بر رمز مباحث کلامی سبب ساز پیدایش فرقه‌های کلامی اکثری در اسلام شد‌ه‌است. مهمترین فرقه‌هایی که برای شیعه مذکور، امامیه، زیدیه، اسماعیلیه و کیسانیه می‌باشند و فرقه‌های کلامی اهل سنت را مُرجئه، اهل حدیث، اشاعره، ماتُریدیه و وهابیت برشمرده‌اند. روحانی اثرگذار (درگذشت۴۱۳ق)، خواجه نصیر الدین طوسی(درگذشت ۶۷۲ق) و علامه حلی(درگذشت ۷۲۶ق) را از متکلمان پررنگ امامیه، حاکم عبدالجبار معتزلی، ابوالحسن اشعری، ابوحامد غزالی و فخر رازی را از متکلمان دارای شهرت اهل‌سنت دانسته‌اند. کتاب‌های تصحیح الاعتقاد، تجرید الاعتقاد و کشف المراد، از کتاب‌های اساسی کلامی شیعه و گستردن الاصول الخمسه، تفصیل المقاصد و گستردن المواقف از اثر ها کلامی اهل‌سنت شمرده میباشد.

سخن نو علمی میباشد که درباره یکی‌از‌بودن یا این که متعدد‌بودن آن با صحبت (قدیم) اختلاف حیث وجود دارااست. بعضا از مباحث صحبت نو از این قرار میباشد: تعریف‌و‌تمجید، منشأ، قلمرو و لهجه آیین، نیاز آدم به آئین، عقل و آیین، عقل و ایمان، دانش و آئین، تجربیات فقاهتی و تکثرگرایی فقاهتی.

تعریف و تمجید و اسم‌ها
دانش حرف یکی‌از علم ها اسلامی میباشد که درباره عقاید اسلامی[یادداشت ۱] مشاجره می‌نماید؛[۱] این‌سیرتکامل که آنان را توضیح می دهد، برای آن‌ها برهان می‌نماید و از آن‌ها هواخواهی می‌نماید.[۲] اما تعریف و تمجید‌های دیگری هم از این دانش ارائه گردیده است که هر مورد خصوصیت‌ای از این دانش را ذکر می‌نمایند؛[۳] مانند اینکه دانش حرف، ماهر نظری میباشد که به‌ یاری آن می‌اقتدار عقاید فقهی را با دلیل ثابت کرد؛[۴] یا این که علمی میباشد که درباره ذات و صفات و افعال پروردگار دعوا می‌نماید.[۵] زمخشری دانش سخن را فقه اکبر معرفی نموده است.[۶] سود کاشانی در کتاب مفاتیح الشرایع فراگرفتن دانش حرف را از طاعات قلبی مستحب دانسته که سود‌اش جواب اعلام کردن به اهل بدعت میباشد.[۷]

اسم‌ها و انگیزه اسم‌گذاری
مشهورترین اسم برای این دانش، «صحبت» میباشد و دانشمندِ این دانش را «مُتَکَلِّم» گویند.[۸] در باب اینکه چرا این دانش را «صحبت» نامیده‌اند، انگیزه‌های مختلفی آورده شده میباشد [یادداشت ۲] که بهترینشان[۹] را این دانسته‌اند که دانش حرف اقتدار مناظره و جدال را در فرد تقویت می‌نماید و مناظره چیزی غیر از تکلّم و مصاحبه وجود ندارد.[۱۰] در پیشین، دانش سخن را با اسم‌های دیگری هم می‌شناختند: دانش اصول آیین، دانش اصول عقاید، فقه اکبر، دانش توحید، دانش الذات و الصفات.[۱۱]

بازدید : 20
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:20


عزرائیل
عِزرائیل فرشته مأمور مرگ و یکی فرشتگان‌ مقرب درگاه الهی میباشد که خدا او‌را مسئول به چنگ آوردن جان جانداران قرار داده میباشد. وی به‌طور بی واسطه انبیاء و اولیای الهی را قبض روح می‌نماید و نمایندگانی نیز داراست که جان بقیه موجودات را میگیرند. بعداز اینکه عزرائیل روح تمامی موجودات را قبض کرد، آفریدگار جان او‌را مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میگیرد.

صفات و خصوصیت‌ها
عزرائیل کلمه و واژه عبری میباشد که از دو جزء «عزرا» به‌معنای مخلوق و «ئیل» به‌معنای پروردگار درست شده و ادغام هر دو جزء به‌معنای مخلوق‌ خداست.[۱] قرآن کریم ومهربان از عزرائیل با واژه و کلمه ملک‌الموت خاطر کرده[۲] که سروان قبض روح و دریافت کردن جان جان داران میباشد.[۳] در احادیث از وی با تیتر «قابض‌الارواح» و «هادم‌اللّذات»[۴] نیز خاطر مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.[۵]

از عزرائیل در کنار میکائیل، اسرافیل و جبرئیل به «رئوس فرشتگان» تعبیروتفسیر میگردد.[۶] همینطور در احادیث وارداتی که لوح محفوظ از چهار رکن (دانش، حیات، عزم و توان) تشکیل‌شده و عزرائیل مظهر رکن اقتدار آن میباشد.[۷] در برخی از احادیث آمده وی چهار پر و بال دارااست به‌سیرتکامل‌ای که چهار طرف فقیه را فراگرفته‌اند؛ پاهای او در فقیه زیر و راز وی در اسمان بالا جای دارد؛[۸] بر شالوده بعضی احادیث، در پایان قدمت رسول (ص)، فاطمه(س) با عزرائیل که اذن ورود به خانه فرستاده(ص) را داشت مسجد بابا غدیر مشهد هم‌کلام شد.[۹]

وظایف
نوشته‌علمیٔ مهم: قبض روح
مهمترین وظیفه عزرائیل قبض روح موجودات میباشد.[۱۰] در منابع روایی آمده میباشد وقتی که خدا می‌خواست حضرت انسان را رفتار نماید، به ملائکه امر کرد بخشی از زمین را در چنگ وی بگذارند، ولی هیچکدام نتوانستند و صرفا عزرائيل که نیروی قهر و غلبه الهی در بنیان وی قرار داده گردیده بود توانست این شغل را اعمال دهد. به همین برهان خدا او‌را متولی قبض روح جان داران قرار مسجد بابا قدرت مشهد بخشید.[۱۱]

او قبض روح انبیاء و اولیای الهی را به‌شکل بی واسطه جاری ساختن می دهد. جان بقیه موجودات را نمایندگان وی میگیرند.[۱۲] در ارتباط اینکه چه‌طور ممکن میباشد عزرائیل، در سراسر عالم به‌طور به طور همزمان جان تعدادی جانور زنده را بگیرد، فیلسوفان و متکلمان می گویند: عزرائیل از موجودات فرا‌‌دنیوی و مجرد میباشد و جای معینی ندارد که از مکانی به جای دیگر برود.[۱۳] برای وی، تک تک دانا دنیوی یکسان میباشد و قادر است هم زمان روح چند جانور زنده را به‌سوی خویش فرا خواند و جان آنها‌را بگیرد.[۱۴]

از نشانه‌ها قرآنی به دست میاید که تمامی ملائکه (که عزرائیل یکی‌از آن‌هاست) در هنگام ایفا دادن مأموریت نیز خدا را عبادت و تسبیح می‌نمایند و این‌سیرتکامل وجود ندارد که در یک فرصت خاصی وظیفه و ماموریت قبض روح را ایفا داده و در طول دیگر به تسبیح و عبادت بپردازد، بلکه عبادت وی به عبارتی اجرا دادن وظیفه اوست.[۱۵]

علامه طهرانی الاهی دان شیعی براین یقین میباشد که ملک الموت‌ و اعوان‌ ویاران وی از سایر ملائکه‌ ماهيّت‌های گوناگون ندارند تا هر وقت‌ بخواهند وجودشان‌ در پوسته‌ یک ماهيّت‌ بوجود آيد؛ بلکه‌ زیرا‌ از موجودات‌ ملکوتیّه‌ و مجرّده‌ می باشند مانند آئینه صاف‌ و پر‌نور‌ بوده‌ و خودبین‌ و خودنما نیستند بلكه‌ غیرنما می باشند و در مقابل‌ روح‌ هر فرد‌ محتضری واقع‌ شوند عکس‌ کمالات‌ يا پلیدی‌های وی در آن‌ها پیدا میگردد، و برای همین فردی که در حالا‌ جان‌ دادن‌ میباشد‌، شکل‌ ملكوتیّه‌ و صفات‌ و رفتار‌ خویش را چه‌ پسندیده باشد و چه‌ ناپسندیده‌ باشد، در شکل‌ و جمال‌ آنان مشاهده‌ می‌نماید؛ و در واقع‌ حسن‌ و جمال‌، يا قبح‌ و پلیدی نفس‌ ناطقه خویش را در آن‌ها می‌بیند.[۱۶]

یاران
در آیاتی از قرآن آمده مرگ بشر‌ها بر ذمه گروهی از ملائکه میباشد و عزرائیل نمایندگان و یاران اکثری برای قبض روح اشخاص دارااست.[۱۷] بر طبق احادیث، «نازعات»، «سابحات»، «ناشطات» و «سابقات» هر یک وظیفه‌ی قبض روح توده خاصی از موجودات را بر ذمه دارا‌هستند. از جمله «نازعات» وظیفه داراست که روح کفار را با شدت و عذاب بگیرد و «ناشطات» مأمورند که روح مؤمنین معمولی را با رأفت و مدارا قبض نماید.[۱۸]

در آیه ها قرآن کریم ومهربان آمده میباشد که جان دادن کفار با مشقت و عذاب یاروهمدم می باشد و ملائکه مرگ، از جلو و پشت راز آنها را تسلط کرده و بر آنها ضربه می زنند؛[۱۹] البته قبض روح مؤمنان، به دست فرشتگان عفو وبخشش اعمال میگیرد و زمانی که جان آنها گرفته میشود با مدارا و سهولت با آن ها واکنش گردیده و به آن ها مژده و بشارت فردوس داده میگردد.[۲۰]

مرگ عزرائیل
زمانی در نقطه نهایی عمل عالم، اسرافیل برای اول توشه در صور می‌دمد، فرمان مرگ همگی جان داران داده می‌گردد و کلیه موجودات می‌میرند؛ ولی عزرائیل و برخی از فرشتگان دیگر، به فرمان آفریدگار از این مرگ عمومی استثناء گردیده و نمی‌میرند. بعداز نفخه‌ی نخستین و پس از اینکه عزرائیل جان بقیه استثناءشوندگان را گرفت، به وسیله معبود قبض روح میگردد.[۲۱]

بازدید : 17
يکشنبه 21 بهمن 1403 زمان : 10:14


جعل حدیث
این نوشته‌علمی دربارهٔ معنی جعل حدیث میباشد. برای شناخت با روایات جعلی، مدخل حدیث مورد را ملاحظه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کنید.
جَعْل حدیث یا این که وَضْع حدیث ساختن حدیث و نسبت دادن آن به نبی اسلام(ص) یا این که امامان معصوم میباشد. جعل حدیث گاه به‌شکل ساختن حدیثی اعمال می‌گردیده و گاه با اضافه کردن عبارتی به حدیث یا این که تغییر و تحول لغت ها آن شکل می‌گرفته میباشد. پیشینه شروع جعل حدیث را به زمان حیات نبی اسلام و توسعه آن را به عصر حکومت معاویة بن ابوسفیان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برمی‌گردانند.

نادر‌رنگ آمیزی فضائل امام علی(ع)، مشروعیت‌بخشی به سلطنت معاویه و تعصب‌ورزی نسبت به فرقه‌ها مثلا هدف ها و علت‌های جعل حدیث بوده میباشد. جعل حدیث پیامدهایی داشته میباشد که محرومیت از اهل بیت(ع)، نفی بعضی از روایات درست و طاقت فرسا‌شدن دست‌یابی به روایات درست را از آن گزاره رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می دانند.

از حیث عالمان شیعه، ابوهریره، کعب‌الاحبار و اِبن‌ اَبی‌العَوجاء برای مثال روایان روایات ساختگی می باشند.

درباره جعل حدیث کتاب‌هایی مندرج میباشد که کتاب الموضوعات ابن‌جوزی (درگذشت ۵۹۷ق) از اولیه آنان میباشد. اَلْاَخْتوشهُ الدَّخیلَة نوشته روضه خوان محمدتقی شوشتری (درگذشت ۱۳۷۴ش)، الموضوعات فی الآثار و الاخبار، از سید هاشم پر اسم و رسم الحسنی و یکصد و پنجاه صحابه ساختگی تاثیر سید مرتضی عسکری (۱۲۹۳-۱۳۸۶ش) از سایر اثر ها در این باره شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

مضمون‌‌شناسی
همینطور ملاحظه کنید: حدیث مسئله
جعل حدیث، به ساختن حدیث گفته می شود. در منابع از جعل حدیث با تیتر «وَضع حدیث»[۱] و از حدیث جعلی با تیتر «حدیث مورد» خاطر میشود.[۲] حدیث قضیه حدیثی میباشد که از روی عمد یا این که غلط درست شده و به رسول(ص) یا این که امام معصوم نسبت داده می گردد.[۳] اعتراف خالق حدیث به جعلی‌بودن آن، وجود قرینه بر ساختگی بودن حدیث، [۴] مخالفت محتوای حدیث با عقل، قرآن یا این که ضروری مذهب[۵] از نشان‌های حدیث زمینه شمرده شد‌ه‌است.

روش‌ها
جعل حدیث به روش‌های مختلفی جاری ساختن می‌گردیده است: گاه حدیثی به‌طور بی نقص جعل می شد و به نبی و امامان نسبت داده می‌‌شد؛ گاه الفاظی به حدیث افزوده می شد؛ و گاهی هم لفظ ها حدیث را تغییر‌و تحول می‌دادند.[۶]

می گویند جعل حدیث به‌طور بدون نقص بیشتر در موضوعات اعتقادی، اخلاقی، تاریخی، پزشکی، فضیلت ها و دعا ها، روی می‌داده میباشد.[۷] مثال اضافه کردن عبارت به حدیث، افزوده منصور دوانیقی دو‌مین خلیفه عباسی به حدیثی از رسول(ص) درباره امام فرصت(ع) میباشد. درین حدیث آمده بود که آفریدگار مردی از اهل‌بیتم را برمی‌انگیزد که نامش اسم اینجانب میباشد؛[۸] ولی منصور برای اینکه پسرش محمد را مصداق حدیث معرفی نماید، عبارت «و اسم پدرش، اسم بابا اینجانب میباشد» را به آن ادامه داد؛ چون اسم منصور مانند اسم بابا رسول(ص)، عبدالله بود.[۹]

مثال تغییر‌و تحول لفظ ها هم، روایتی میباشد از فرستاده(ص) که بعضی در مدح معاویه نقل کرده‌اند. در‌این حدیث آمده میباشد: هرگاه مشاهده کردید معاویه بر منبرم صحبت می گوید، او‌را پذیرا گردید؛ چون او صحیح‌شغل و معتمد میباشد.[۱۰] گفته‌اند این حدیث در بنا شده در مذمت معاویه بوده و در آن عبارت «فاقْتُلُوه» (او‌را بکشید) به «فاقبَلوه» (اورا پذیرا گردید)، تبدیل گردیده است.[۱۱]

سرقت روایات (نقل روایتی که به اسم راوی دیگری میباشد، به اسم خویش یا این که شخص دیگر)، دَسّ (دست‌کاری) در کتاب ها محدثان و انتشار ورژن‌های دروغین، را از سایر طرز‌های جعل حدیث دانسته‌اند.[۱۲]

تاریخچه
برخی از دانشمندان بر این باورند که پیشینه جعل حدیث به زمانه حیات رسول اکرم برمی‌خواهد شد. اینان حدیثی از فرستاده را که در آن منزلت افرادی که چیزی را به‌لاف به رسول نسبت دهند، جهنم گفته شده میباشد، [۱۳] بر این موضوع شاهد میگیرند.[۱۴] مثال‌هایی هم از لاف‌بستن به رسول در زمانه حیاتش گزارش شد‌ه‌است.[۱۵] بر محور روایتی، امام علی(ع) به جعل حدیث در عصر نبی اشاره نموده است.[۱۶]

اما به‌گفته هاشم مشهور حسنی، برخی از پژوهشگران اهل‌سنت بر این باورند که جعل حدیث در عصر خلفای اولیه روی نداده و بعداز شهید شدن امام علی(ع) شروع گردیده است. درین زمان احزاب و فرقه‌هایی ظهور کردند که برای ثبت خویش به قرآن و سنت استناد می‌کردند و در‌صورتی‌که مستندی در قرآن یا این که احادیث نمی‌یافتند، به جعل یا این که تحریف حدیث می‌پرداختند.[۱۷]

میگویند جعل حدیث در زمانه معاویة بن ابی‌سفیان توسعه یافت.[۱۸] به‌گفته ابن‌ابی‌الحدید معتزلی شارح نهج‌البلاغه در قرن هفتم قمری، معاویه از راویانی که در فضیلت عثمان و دیگر صحابه و عیب‌جویی از امام علی(ع) حدیث جعل می‌کردند، تامین میکرد.[۱۹] همینطور بِکریه که معتقد بودند ابوبکر بن ابی‌قحافه با نَصّ(تصریح فرستاده) جانشین فرستاده(ص) گردیده، در مقابل فضیلت ها امام علی(ع)، برای ابوبکر حدیث جعل می‌کردند.[۲۰]

بازدید : 57
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 10:55


احکام و آداب قضاوت
قضاوت واجب کفایی میباشد، ولی در حالتی‌که توانگری فرد برای قضاوت اختصاصی بوده، یا این که یک جای سوای حکم کننده ما‌نده باشد، قبول قضاوت برای اشخاصِ دارای شرایط به واجب عینی تبدیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می گردد.[۱۳]
حکم کننده در حالتی‌که نسبت به موضوعی در دعوای طرفین دانش پیدا کرد، میتواند بر پایه ی علمش شغل نماید و حتی در صورتی شهود حاضر در دادگاه و یا این که قَسم یکی‌از طرفین پیکار مخالف با دانش حکم کننده بود، نباید به شهیدشدن شهود و یا این که قولِ فرد توجه نماید.[۱۴]
بر پایه ی بعضا احادیث حکم دهنده نباید در حالت خشم و عصبانیت به عمل خویش درگیر مسجد غدیر فلاحی مشهد باشد.[۱۵]
می‌اقتدار اجرت حکم دهنده را از مال همه مردم پرداخت کرد.[۱۶]
امام راست گو(ع) درباره اقسام چهارگانه قاضیان:
قاضيان بر چهار گروه‌اند،سه دستۀ آن‌ها در دوزخند و یک دستۀ وی در فردوس: ویّل مردى که حکم به ستم و ناروا مى‌نماید و خویش هم مى‌داند که چه کرده،پس وی اهل جهنم میباشد،دوم مردى که حکم به ناروا مى‌نماید، و نمى‌فهمد که حکمش خطا میباشد،وی نیز اهل حریق میباشد،و سوم مردى که حکم به حقّ‌ و راستى مى‌نماید ولى خویش نمى‌داند که چه نموده است،وی نیز اهل دوزخ وجهنم میباشد،و امّا چهارم:آن کس که حکم به حقّ‌ مى‌نماید و خویش نيز حقّ‌ و فسخ را مى‌شناسد،اين مرد اهل فردوس مسجد بابا غدیر مشهد خواهد بود.

منبع: حرّانی، تحف العقول، ترجمه جعفری، ۱۴۰۴ق، ص۳۶۵

اخذ زیر میزی در قضاوت حرام میباشد.[۱۷] هم‌اینگونه حکم دهنده‌ای که زیر میزی می گیرد هرچند براساس قواعد و به حق حکم صادر نماید ولی زیرا با به دست آوردن زیرمیزی گناهکار گردیده است حکمش نافذ وجود ندارد مگر این که بعداز به چنگ آوردن زیر میزی توبه نماید. [۱۸]هر یک‌سری در میان زیر میزی و کادو و مانند آن تفاوت میباشد اما درصورتی که کادو و هبه به قصد صدور حکم حکم دهنده به عایدی اهداکننده باشد قادر است باج یا این که در حکم مسجد بابا قدرت مشهد باج باشد.[۱۹]
رعایت عدل و داد در درود کردن و محل نشستن طرفین و صحبت بیان کردن و دقت به طرفین و گوش کردن به بیانات طرفین.[۲۰]
رعایت عدل و داد در صدور حکم [۲۱]
تک نگاری‌ها
قضاوت در اسلام، نوشته: محمدیوسفی ، محمدرضا، لطفی ، مریم،کامکارهفشجانی ، مصطفی. طهران انتشار فرواک، ۱۴۰۰ش.[۲۲]
دانش قضاوت در اسلام از نگرش کتاب و سنت تألیف محمد صادقی تهرانی، قم، انتشار شکرانه ، ۱۳۹۲ش. صادقی براین اعتقادوباور میباشد که چنان‌چه رهبری جامعه اسلامی بایستی منتفع از دو سپس اجتهاد دینی و سیاسی باشد حکم کننده شرع هم می بایست چنین باشد چون قضاوت ورژن دوم امامت میباشد. او قضاوت را در درجه در آغاز از آنِ الله دانسته و بعد از آن رسول و امامان و فقیهان را حائز این جايگاه برشمرده میباشد. [۲۳]
خلق و آداب قضاوت، محمدکاظم بهرامی، قم تکثیر معارف، ۱۳۹۵ش. کتاب دارنده چهاربخش میباشد که عبارتند از: اخلاق و رفتار وآداب، منزلت قضاوت و دادرسی در اسلام، موقعیت و خصوصیت‌های حکم دهنده، آداب دادرسی. [۲۴]
پانویس
مؤسسه دائرة‌المعارف فقه اسلامی، فرهنگ وتمدن فقه، ۱۳۹۵ش، ج۶، ص۶۳۴ ؛ مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۲۹.
جامع‌المدارک، خوانساری، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۳.
القضاء و الشهادات، انصاری، ۱۴۱۵ق، ص۲۵.
مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۸۱ش، ص۴۲۹.
وسائل الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲۱، ص۱۱ ؛ نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، طومار ۵۳، ص۳۳۲.
امام خمینی، تحریرالوسیله، مؤسسه دارالعلم،‌ ج۲، ص۴۰۵
حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق،‌ ج۲۷، ص۱۱.

بازدید : 54
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 10:22


حرف‌بیان کردن سلیمان با حیوان ها
کلام‌اعلام کردن سلیمان با حیوان‌ها از اعجاز‌‌های سلیمان پیامبر میباشد که خدا در کنار تسخیر باد و جنیان به وی عطا کرده بود. در قرآن قصه صحبت‌بیان کردن سلیمان با هدهد و فهم و شعور گویش مورچه داستان گردیده‌است. به یقین مفسران، حتی در صورتیکه رابطه حیوان ها با هم از روش ارسال امواج و یا این که احساس بویایی نیز بوده باشد، آفریدگار توانگری فهم و شعور این رابطه را به سلیمان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داده بود.

در ماجرا هدهد، حضرت سلیمان که متوجه عدم حضور هدهد گشته بود بیان کرد در صورتی هدهد استدلال موجه‌ برای غیبتش نداشته باشد او‌را تنبیه خواهد کرد. بعداز مدتی هدهد برگشت و گزارشی از میهن سبأ و زنی که بر آن حکومت می کرد، بخشید. سلیمان نیز بعداز رسیدگی صحبت هدهد، او‌را به‌همدم طومار‌ای به آن دیار ارسال کرد. در داستانی دیگر نیز مورچه‌ای به مورچه‌های دیگر می گوید که وارد منزل‌های خویش گردند تا سلیمان و سپاهیانش آنان را نابود نکنند. سلیمان از صحبت مورچه تبسم کرد و معبود را شکر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گزارد.

صحبت‌بیان کردن با حیوان‌ها
بعضا محققان اذعان کرد وگوی حیوان‌ها در قرآن کریم و مهربان را به چهار شکل رسم کرده‌اند:

ذکر کرد‌وگوی حیوان ها با بشر‌ها
اظهار کرد‌وگوی حیوان‌ها با یکدیگر
اظهار کرد‌وگوی معبود با حیوان ها
بیان کرد‌وگوی حیوان رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ها باایمان[۱]
براساس قرآن، سلیمان(ع) پیامبری بود که توان فهم و شعور گویش طیوران و حیوان‌ها را داشت.[۲] براساس احادیث، این دستور تخصیص به سلیمان نداشته و ائمه نیز گویش حیوان ها را متوجه می‌شدند؛ کتاب بصائر الدرجات از منابع حدیثی شیعه که در قرن سوم مندرج بخشی با این تیتر که ائمه لهجه حیوان ها را میفهمند داراست و در آن شانزده قصه را آورده میباشد.[۳]

محمدهادی معرفت دانا و قرآن‌پژوه شیعه به‌این نکته اعتنا داده که تمامی موجودات زنده، راهی ویژه برای ساخت‌و‌ساز رابطه با همدیگر دارا هستند و خدا به پیامبرش سلیمان(ع) فهم و شعور صحبت و پیام طیوران و بقیه موجودات زنده را آموخته میباشد؛ چه این سخنان از روش تولید صدا باشد و چه از روش ارسال امواج و حتی احساس بویایی.[۴] بعضا مفسران نیز معتقدند حیوان ها خلال صوت‌هایی که بیان‌کننده حالات آنان میباشد، توان دارا هستند به دستور آفریدگار در موقعیت خاصی صحبت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بگویند.[۵]

«به ما گویش طیوران آموخته‌اند (نمل:۱۶)»
قرآن در آيه ۱۶ سوره نمل از لهجه حضرت سلیمان نقل می‌نماید: «یا این که أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْر؛ ای عموم! به ما لهجه طیوران آموخته‌اند»[۶] منطق در به کار گیری‌های قرآنی معنایی کلان‌ داشته و به معنای دلالت شیء بر معنای هدف میباشد و بالاتر از حرف را دربرگیرنده میشود.[۷] علامه طباطبایی از ظواهر آیه ۱۶ سوره نمل برداشت نموده است که پرنده ها هم نطق دارا هستند و مخالف مفسرانی میباشد که گفته‌اند پرنده ها نطق ندارند و در آنجا به اعجاز الهی به نطق آمده‌اند.[۸]

شعور گویش طیوران بوسیله سلیمان را فقط از روش اعجاز الهی دانسته‌اند. محمدجواد مغنیه فقید و مفسر شیعی اعتقاد دارد خدا هریک از انبیای خویش را به نوعی از اعجاز تخصیص داده میباشد.[۹] اعجاز سلیمان خلال تسخیر باد و جنیان، ادراک گویش بعضی پرنده ها و حشرات بوده میباشد.[۱۰]

براساس بعضی احادیث، باد صدای حیوان‌ها را به گوش سلیمان می رساند. بعضی تفاسیر این مقاله را باورپذیر دانسته‌اند؛ چون امروزه دستگاه تلفن و اشکال تماس‌ها این نوع مطالب را باورپذیر می‌نماید.[۱۱] مکارم شیرازی فقید و مفسر شیعه اعتقاد دارد هیچ دلیلی نیست که روایت سلیمان و مور یا این که سلیمان و هدهد بر کنایه و مجاز و یا این که گویش درحال حاضر و مانند آن حمل خواهد شد؛ چون نگهداری ظواهر آن ها و حمل بر مضمون‌ واقعی قابلیت‌پذیر میباشد.[۱۲] حرف‌بیان کردن سلیمان با حیوان ها در شعر فارسی نیز بروز داشته میباشد.[۱۳]

بازدید : 51
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 10:17


مدیحه مسلم
نوحه حضرت مسلم یادکردن از مصیبت‌ها و سختی‌های مسلم بن عقیل و شهیدشدن او در کوفه میباشد. نوحه مسلم از نوحه‌های مربوط به رخداد کربلا میباشد. معمولا شیعه‌ها در شب و روز عرفه و نیز در شب نخستین محرم مدیحه مسلم را می خوانند. درین مجالس به صرفا بودن مسلم در کوفه، تامین بردن به منزل پیرزنی به اسم طوعه، جنگیدن، دستگیری و شهادتش در بالای قصر عبیدالله بن زیاد اشاره مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میگردد.

مسلم بن عقیل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: مسلم بن عقیل
مسلم بن عقیل بن ابی طالب، پسر عموی امام حسین(ع) و از یاران وی در قیام امام حسین(ع) بر علیه یزید که حدود یک ماه پیش از روز عاشورا در کوفه به شهید شدن رسید.[۱] مسلم، پیش از جنبش امام حسین(ع) به سوی کوفه، به نمایندگی از او به کوفه رفت تا وضع و حالت آنجا را مشاهده و بعداز باور از صدق ادعایِ دعوت کوفیان به امام حسین(ع) گزارش نماید؛ تا امام به آنجا برود.[۲] او در گزارشی که ۲۷ شب پیش از شهادتش به امام نوشت، از شایستگی کوفیان خبر مسجد غدیر فلاحی مشهد اعطا کرد.[۳]

عبیدالله بن زیاد بعداز به حکومت وصال در کوفه، بیعت کنندگان با مسلم را به مرگ ترساندن کرده و به همین انگیزه عموم از گوشه و کنار مسلم دور از هم شدند.[۴] مسلم بن عقیل بعداز جنگیدن، به وسیله سربازان عبیدالله بن زیاد بازداشت شد.[۵] بعداز دستگیری او‌را به بالای قصر عبیدالله برده و سرش را از بدنش غیر وابسته کرده و ار بالای قصر بدنش را به تحت مسجد بابا غدیر مشهد انداختند.[۶]

سازه بر گزارش برخی منابع مثلا مثیر الأحزان، مسلم در لحظه‌های پایان قدمت برای امام حسین(ع) و اهل‌بیتش فغان کرده و از تایپ کردن طومار به آن‌ها اظهار پشیمانی کرد.[۷] مسلم بن عقیل، روز عرفه در مسجد بابا قدرت مشهد (سال ۶۰ق) به شهیدشدن رسید.[۸]

نوحه
درین مجلس مدیحه‌خوان به ماجرای صادر کردن حضرت مسلم به کوفه به وسیله امام حسین(ع) اشاره می‌نماید[۹] و بعد از ذکر بیعت کوفیان با نماینده امام حسین(ع)، مرثیه تنهایی در کوچه‌های کوفه و رفتن به منزل بانویی به اسم طوعه، دستگیری، طرز شهید شدن مسلم و واپسین سخنان او بالای قصر عبیدالله با حالتی سوزناک برای حاضران ذکر می شود.[۱۰]

معمولا درین سیرتکامل مجالس از حضرت مسلم تحت عنوان اولی شهید حادثه کربلا خاطر می‌گردد.[۱۱] به همین ادله شب نخستین محرم را به نوحه او تخصیص داده شد‌ه‌است[۱۲] در حالتی‌که چه در شب و روز عرفه که سال‌تحمیل شهیدشدن او میباشد نیز این مدیحه خوانده میگردد.[۱۳]

مثال‌هایی از اشعار
صغیر اصفهانی
مرحبا مسلم که می باشد از رفعت آن گردون جناب
خسرو لب‌تشنگان را بن عم و نایب مناب
گر چه در ملک شهید شدن وجود ندارد شاهی جز حسین
لیک شد حصن شهید شدن را ز مسلم فتح باب
کارایی مسلم بخشید بر اسلام رونق تا به حشر
بر جاری وی درود مسلمین از روضه خوان و شاب
شکل وی زیرا حسین و سیرت وی زیرا حسن
در مروت مصطفی و در فتوت بوتراب
روز هیجا زیرا کشیدی تیغ بران از غلاف
گفتی از ابر سیه گشتی براق آفتاب
کوفیان کردند از او غربت و عدم وجود عجب
روبهان را باشد اندر دل ز شیران اضطراب
میهمان خود را کشتند بی جرم و گناه
باد بر آن میزبانان لعنت حق بی‌اکانت
داشت مکان آن که از بهر پسرعمش حسین
با لهجه حالا بنویسد که ای خوب جناب
سوی این بی‌آبرو عموم میا ترسم ز کین
بر تو و بر اهل‌بیت مضطرت بندند آب
زین هجرت بگذر که ترسم اکبرت شود شهید
وز ناراحتی گیسوی وی لیلا گردد بی‌طاقت و تاب
زین هجرت بگذر که ترسم دست و پای قاسمت
گاهِ دامادی خواهد شد در کربلا از خون خضاب
زین مهاجرت بگذر که ترسم حنجر اصغر خواهد شد
مالامال ز خون از تیر اعدا زیرا دل زار رباب
زین هجرت بگذر که می هراسم علمدارت گردد
با دانش دستش مداد ای خسرو صاحب رقاب
زین هجرت بگذر که می ترسم شوند از کین اسیر
آل پیغمبر به دست فرقه بدور از اجر
زین مهاجرت بگذر که ترسم عابدینت را مارک
با غل و زنجیر نالان جانب شام حاد
زین هجرت بگذر که میترسم یزید دون زند
چوب خیزران بر لب لعل تو در بزم شراب
از جفای کوفی و شامی مگو دیگر صغیر
ز حریق نظم تو جان خوی دانا شد کباب[۱۴]
نغمه‌های مقدم
مسلم اندر کوفه زیرا بی‌همراه شد
بازداشت فرقه کفار شد
کوفیان کردند بر حضرت ستم
قلب وی شوید مملو‌از همّ و حزنّ
با لهجه حالا از بالای بام
بیان کرد ای فرمان روا شهیدان السلام
السلام ای زاده زهرا حسین
السلام ای فرمانروا عالمین
السلام ای زاده خیرالبشر
عالی داری از پسرعمت خبر
یا این که حسین از کوفه کن صرف لحاظ
زین هجرت‌ ای فرمان روا خوبان در گذر
گر بیایی کوفه بی‌یار شوی
بی اخوی بی علی اکبر شوی
گر بیایی کوفه قربانت نمایند
آنگاه کشتن تیربارانت نمایند
گر بیایی کوفه ای فخر کبار
میگردد زینب اسیر و خوار و زار[۱۵]

بازدید : 59
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 12:53


تابوت‌گردانی شیعه ها هند
شیعه ها هند در روز دهم محرم، و بعضا بعد از نقطه پایان مراسم عاشورا، و بعضا دیگر در روز اربعین حسینی، تابوت‌های خویش را با عَلَم‌هایی که نمادی از عَلَم حضرت ابالفضل می‌پنداشتند، از امام‌باره خارج می‌آوردند و آنان را با روضه‌سرایی کنار رودخانه یا این که دریا می‌بردند و به آب می‌افکندند[۷] و یا این که به ‌آرامستان‌های محیط‌ امام ‌باره‌ها که کربلا نامیده‌ می‌شدند‌ می‌بردند و خاک می‌کردند[۸] گروهی نیز آنان را به شط یا این که چاه‌هایی که آنان‌را نیز کربلا می‌نامیدند، مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌انداختند.[۹]

مراسم یادبود تابوت در اندونزی
نوشته ی علمیٔ اساسی: مراسم تابوت

مراسم تابوت در اندونزی
مسلمان‌ها اندونزی، به ویژه مسلمان ها جزیرۀ سوماترا، تمامی ساله در ماه محرم، بنابر سنت سابق، سوگواری امام حسین(ع) را با اسم یادبود تابوت برپا می‌نمایند. آنان صبح روز عاشورا تابوت‌های کوچکی را که «تابوت لینواتق» می‌نامند، برمی‌دارا‌هستند و منزل به منزل می‌گردانند و صدقه میگیرند. در شب دوازدهم محرم، تابوت‌ها را هم پا با نواختن طبل به در خانۀ قاضی می برند و از آنجا مجدد در شهر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌گردانند.

در روز دوازدهم، همۀ عموم از منزل‌ها خارج میروند و هر دسته و طایفه با تابوتی رجزخوانان و فخرکنان به سوی یک کدام از شط‌های شهر میروند و آن‌ها را در وقت غروب به آب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌اندازند.[۱۰]

مراسم هوسی در جزیره‌ها کارائیب
نوشته ی علمیٔ اساسی: مراسم هوسای
در بعضی از نواحی دو جزیرۀ کارائیب وترینیداد مجموعه‌های مذهبی هندو، مسلمان و مسیحی مراسم ماه محرم را که به آن هوسی می گویند، به تأسی از هندوان مهاجر با ساختن تابوت‌های خرد و والا، و برخی از آن ها با ساختن دو «ماه» نمادین به اسم امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، با آداب خاص برپا شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌دارا‌هستند.

هر تیم فضای معینی به اسم «چوک» در اطراف محل ایجاد کرد تجه‌ها(عَلَم) و محلی به اسم کربلا در حاشیه دریا دریا دارااست که در ۳ روز برگزاری مراسم هوسی، مقدس شمرده میگردد. هر دسته تجه‌های خرد و والا خویش را با آداب منحصربه‌فرد در چوک می‌گردانند و طواف می دهند؛ آن‌گاه تجه‌های خرد را در شب تاسوعا، و تجه‌های بلندمرتبه را فردای عاشورا در آب دریا می‌افکنند. قبل از آن هم تربتی که عده نموده و در تجه‌ها حفظ می‌کرده‌اند، در غروب عاشورا در کربلاهای خویش خاک می‌نمایند.[۱۱]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 198
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 645
  • بازدید ماه : 739
  • بازدید سال : 3012
  • بازدید کلی : 41984
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی