این سوره در ابتداى بعثت نازل گردیده و در احادیث ترتیب نزول، در زمره اولی سوره هاى نازل گردیده معرفى گردیده است.26 هم اینگونه علامه طباطبایى(قدس سره)اعتقاد دارد که پنج آیه نخستین سوره علق، مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گواه تقدّم نزول این سوره بر دیگر سوره هاى قرآن میباشد.27
2. تمامی این سوره با هم نازل گردیده است و هیچ یک از قرآن پژوهان ادعاى نزول دور از هم نشانهها این سوره نکرده و در احادیث ترتیب نزول، آیه اى از آن استثنا نشده میباشد و حداقل احتمال نزول جملگى آیه ها سوره با یکدیگر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وجود داراست.28
با فرض اجماعى بودن استارت نزول قرآن با سوره علق، نکته دیگرى نیز به دست مى آید و آن، معهود بودن نماز براى مخاطبان قرآن میباشد که گزارش منع از نماز و امر به سجده را (تحت عنوان یکى از اجزاى نماز29 درین سوره) براى آنها قابل فهم و شعور مى سازد.
دو آیه دیگر در سوره مزمّل30 و مدثّر نیز بر وجود نماز از ابتداى بعثت دلالت دارا هستند، چون این دو سوره نیز از اولی سوره هاى قرآن بوده و به اطمینان سال ها قبل از معراج نازل گردیده اند. کمترین مسافت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زمانى نقل شده در احادیث براى دو رخداد بعثت و معراج، دو سال، و بیشترین آن یازده یا این که دوازده سال میباشد.31 توضیح آن که در زمینه ی فرصت معراج بیشتراز ده طریقه مطرح گردیده است. عسقلانى در فتح البارى ده پیمان شمرده که اول آنان معراج را مرتبط با عصر زمانى قبل از بعثت مى داند و خیر قسم دیگر از کسانى میباشد که تاریخِ معراج را سال ها بعد از معراج گزارش کرده، البته در گزینش مجال ظریف آن، اختلاف لحاظ فراوان داراهستند شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد . این اقوال عبارت میباشد از شش ماه، هشت ماه، یازده ماه، یکسال، 1سال و دو ماه، 1سال و سه ماه، 1سال و پنج ماه، پنج سال و شش سال قبل از سفر فرستاده(صلى الله علیه وآله) به مدینه.32 قطب راوندى روایتى از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل کرده که فرصت معراج را سال سوم بعد از بعثت مى داند.33 برخى تاریخ پژوهان معاصر، این نگرش را بر دیگر اقوال ترجیح داده و مؤیدهایى به تفصیل تحت براى آن ذکر کرده اند:
1. سوره نجم که واقعه معراج در آن آورده شده، بعداز نزول 22 یا این که 23 سوره قرآن، فرود آمده و بعداز آن نیز 64 سوره در مکه نازل گردیدهاست، به این ترتیب به صورت طبیعى در مسافت ثلث نخستین و دوم سال هاى بعداز بعثت (قبل از مهاجرت) نازل شدهاست; یعنى در نقطه پايان سال سوم یا این که ابتداى سال چهارم بعد از بعثت;
2. سوال و جواب هاى ملائکه در شب معراج که در داستان معراج آمده، متناسب با فضاى اوایل بعثت میباشد. بعضى از آنها از جبرئیل مى پرسیدند یار تو که می باشد؟ و زمانى که محمد(صلى الله علیه وآله) را معرفى مى کرد، سؤال مى کردند که آیا وی مبعوث شدهاست؟ و بعداز جواب مثبت جبرئیل مى پرسیدند که آیا ذمه دار رسالت گردیدهاست؟ این سیرتکامل سوال ها علامت از سپری شدِ مجال زیادى از بعثت فرستاده(صلى الله علیه وآله) در هنگامه معراج ندارد;
3. روایاتى که فریقین درباره حضرت زهرا(علیها السلام) از نبی نقل کرده اند مبنى بر این که جوهره وجود فاطمه(علیها السلام) از میوه اى بوده که در شب معراج از دست جبرئیل تناول کرده و به طور نطفه درآمده میباشد.34 با دقت بدین که مبنی بر قسم دارای اسم و رسم به دنیا آمدن حضرت زهرا در سال پنجم بعثت بوده، معین مى خواهد شد که معراج در مسافت خیر ماه قبل از به دنیا آمدن وی یا این که اندکى پیش خیس واقع گردیدهاست. بنابراین بعداز سپری شد سه سال، معراج واقع گردیده و اندکى بعد از آن، یعنى در سال چهارم، حضرت خدیجه به فرزندش فاطمه حامله شده و در اواخر سال چهارم و اوایل سال پنجم به دنیاآمدن زهرا(علیها السلام) واقع شدهاست.35
ابن اسحاق مى گوید: یکى از پژوهشگران براى اینجانب حدیث کرد که جبرئیل نماز را بر نبی (فرود) آورد آنگاه که بر وی(صلى الله علیه وآله)واجب شد، درحالى که وی در بلندى هاى مکه بود. پاشنه پا را به کناره اى از دره زد که چشمه اى از آن جارى شد. جبرئیل وضو گرفت و نبی معبود بدو مى نگریست این براى آن بود که عصمت نماز را به وی حافظه دهد. بعد فرستاده(صلى الله علیه وآله)وضو گرفت همانطور که از جبرئیل چشم بود. سپس جبرئیل برخاست و براى وی نماز گزارد. فرستاده نیز به همپا نماز وی نماز گزارد. جبرئیل رفت و فرستاده(صلى الله علیه وآله) به سوى خدیجه آمد تا همانطور که جبرئیل به وی خاطر داده بود، عصمت نماز را به خدیجه خاطر دهد. خدیجه نیز چونان وضوى فرستاده(صلى الله علیه وآله)وضو گرفت. آنگاه رسول(صلى الله علیه وآله)براى وی، همان طور که جبرئیل برایش نماز گزارده بود، نماز گزارد، سپس خدیجه نیز مانند وی نماز گزارد.36
على بن ابراهیم گوید: نبی(صلى الله علیه وآله) زیرا به 37 سالگى رسید، در خواب مى روئت کرد که کسى به وی «یا این که پیامبر الله» مى گوید، فرصت زیادى بهاین منوال سپری شد تا آن که فی مابین کوه ها سرگرم شبانى گوسفندان ابوطالب بود که نگاهش به فردى بهزمینخورد که به وی مى اظهارکرد «یا این که نبی الله». به وی اعلام کرد تو کیستى؟ جواب اعطا کرد: جبرئیل، معبود منرا به سوى تو رسول تا تورا تحت عنوان رسول خود برگزیند. نبی(صلى الله علیه وآله)زمینه را به خدیجه خبر بخشید .... نبی این خبر را از دیگر افراد مخفى مى کرد تا آنگاه که جبرئیل بر وی نازل شد و آبى از افق فرود آورد و بیان کرد: اى محمد بلند شو و براى نماز وضو بگیر! جبرئیل اورا وضو دریافت کردن (بر شکل و دست ها تا آرنج و مسح راز و پاها تا بر آمدگى روى پا) فراگرفت و به وی رکوع و سجود خاطر اعطا کرد. هنگامى که چهل ساله شد اورا به نماز دستور اعطا کرد و حدود نماز را به وی یادگرفت، البته وقت نماز را بر وی نازل نکرد. براین اساس، فرستاده(صلى الله علیه وآله) هر از گاهى دو رکعت، دو رکعت نماز مى گزارد و على بن ابى طالب(علیه السلام)یاور رسول(صلى الله علیه وآله) بود، در رفت و آمدش یار و همدم وی بود و از وی غیروابسته نمى شد. بارى زمانى على(علیه السلام)بر نبی(صلى الله علیه وآله) وارد شد و اورا در حالا نماز روئت کرد. وقتى نماز گزاردن اورا روءیت کرد پرسید: اى ابوالقاسم! این چه کارى میباشد؟ جواب بخشید: این نمازى میباشد که آفریدگار من را بدان امر داده میباشد. رسول(صلى الله علیه وآله) على(علیه السلام) را به اسلام دعوت کرد و وی اسلام آورد و با وی نماز گزارد و خدیجه نیز اسلام آورد. در آن هنگام کسى نماز نمى گزارد جز فرستاده(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) و خدیجه پشت رمز وی (نماز مى خواندند)... .37
ابن شهرآشوب نیز در مناقب در ذکر درجات بعثت فرستاده(صلى الله علیه وآله) هفتمی آنانرا عبادات مى داند و بر این اعتقاد میباشد که در زمانى که وی در مکه بودند صرفا پاکی و نماز تشریع شد، (نخست) نماز بر وی واجب بود و بر مسلمانها مستحب. آنگاه نمازهاى پنج گانه پس از اسراء واجب شد و این در سال نهم بعثت وی بود.38
چنان که پیشتر اشاره کردیم، در بعضى احادیث به نمازهایى که فرستاده(صلى الله علیه وآله) در مسیر عروج خویش برگزار کرده اند، اشاره گردیدهاست. على بن ابراهیم قمى از پدرش و وی از محمد بن ابى عمیر، و وی از هشام بن سلامت از امام راست گو(علیه السلام) نقل مى نماید که فرستاده(صلى الله علیه وآله) دراین باره فرموده اند:
...جبرئیل من را فرود آورد و اظهار کرد: نماز بگزار، نماز گزاردم. آنگاه اظهار کرد: میدانى در کجا نماز خواندى؟ گفتم: خیر. اظهارکرد: در طیبه (مدینه) نماز گزاردى که محل مهاجرت تو خواهد بود. آنگاه سوار شدم و به اندازه اى که پروردگار خواست گذشتیم جبرئیل اذعان کرد: فرود بیا و نماز بگزار. فرود آمدم و نماز گزاردم. جبرئیل اظهار کرد: میدانى در کجا نماز خواندى؟ گفتم: خیر. اظهار کرد: در طور سینا نماز خواندى; جایى که پروردگار با موسى کلام ذکر کرد. آن گاه سوار شدم و به مقدارى که خدا خواست گذشتیم، جبریل اظهارکرد: فرود بیا و نماز بگزار. فرود آمدم و نماز خواندم. اعلامکرد: میدانى در کجا نماز گزاردى؟ گفتم: خیر. اظهار کرد: در بیت لحم; حیطه اى در بیت المقدس، جایى که عیسى(علیه السلام) دیده به جهان گشود. بعد از آن سوار شدم و گذشتیم تا به بیت المقدس رسیدیم ... وارد مسجد شدم در حالى که جبرئیل همپا و در کنارم بود. در آن جا ابراهیم و موسى و عیسى را در گردآوری پیامبرانى که خدا مى خواست، فهم و شعور کردیم. آن ها به سوى اینجانب آمدند و نماز برپا شد. شک وتردید نداشتم که جبرئیل بر ما امامت خواهد کرد، ولی زمانى که صف ها را منظم کردند، جبرئیل بازویم را گرفت و منرا جلو انداخت و اینجانب بر آن ها امامت کردم و بر این شغل فخر نمی کنم!39
در داستان دیگرى هارون بن خارجه از امام راست گو(علیه السلام)در ذکر فضیلت مسجد کوفه اینگونه نقل نموده است:
... هیچ فرشته مقرب و فرستاده مرسلى نبوده مگر آن که در مسجد کوفه نماز گزارده میباشد، حتى حضرت محمد (صلى الله علیه وآله)در شب اسراء زمانى که جبرئیل به وی اعلام کرد: یا این که محمد این مسجد کوفه میباشد، وی بیان کرد: براى اینجانب اذن بگیر تا دو رکعت نماز بگزارم. جبرئیل براى وی اذن گرفت و اورا فرود آورد و دو رکعت نماز در آن بگزارد.40
این احادیث به روشنى بر وجود نماز، در زمان زمانى قبل از معراج دلالت دارا هستند، چون مفروض احادیث آن میباشد که هنوز نبی(صلى الله علیه وآله)معراج را ادراک نکرده و نماز به صورت کنونى بر وی عرضه نشده بود.
میان احادیث شیعى که در مستندات طریقه ابتدا آوردیم، روایتى بود که در آن، به صراحت نگرش سوم تکذیب گردیدهاست و بنابر آن رسول(صلى الله علیه وآله) هیچ نمازى قبل از بعثت و نزول وحى قرآنى نخوانده بودند، البته مى قدرت اظهارکرد که ماجرا یادشده به رغم تعارض ابتدایى با نگرش سوم، با آن منافاتى ندارد. در تبیین سازگارى و عدم تعارض این داستان با طریقه سوم دو احتمال قابل طرح میباشد:
در آغاز، آن که آیه دهم سوره علق و دیگر آیه هاِ قابل استناد دراین دعوا، در به عبارتی شروع بعثت نازل نشده باشند; یعنى زمانى نازل گردیده باشند که آیاتى قبل از آن مبنى بر تشریع نماز فرود آمده بوده میباشد و درنتیجه، آن نماز، معهود به سوابق باشد. این احتمال به جهت اجماعى بودن نزول سوره هاى علق، مزمّل و مدثّر در ابتداى بعثت، بدور از ذهن میباشد و دلیلى بر آن نداریم، مگر آن که اثبات گردد آیهها گزینه استناد دراین سوره ها در برهه زمانی زمانى متأخر از نزول اصل سوره نازل گردیده اند کهاین احتمال نیز بسیار بعید میباشد، چون هیچ یک از محققان علم ها قرآنى اینگونه ادعایى نکرده و در ترتیب نزول سوره ها علق اولی سوره بوده و سوره هاى مدثّر و مزمّل نیز با مسافت یک سوره در پى آن، نازل گردیده اند41 و کسى آیهها آیتم استناد درین دعوا را از آنان استثنا نکرده میباشد.42 براین اساس، وجود عبادتى به اسم نماز در آن زمان زمانى قطعى میباشد، هر یکسری نماز با حالت و وقت ها معلوم، بعد ها در هجرت معراج تشریع شد. براین اساس، حرف آلوسى که مى گوید: «خلافى دراین وجود ندارد که نماز در شب اسراء واجب شد»43 و بهدنبال آن فیض مى گیرد که خبرها نماز تلاوت على(علیه السلام) و جعفر با فرستاده(صلى الله علیه وآله)در سال هاى ابتدا دعوت رسول (صلى الله علیه وآله) و تجلیل ابوطالب از آنها غلط میباشد، مغایر نشانهها قرآن و اجماع عالمانى میباشد که سوره هاى پیشگفته را نازل گردیده در اوایل بعثت مى دانند، و از معیارهاى علمى بدور گردیده و در بین دو نوع نماز فرق قائل نشده میباشد.
دوم، آن که غرض از نماز درین ماجرا، نماز معهود کنونى باشد خیر نمازى که نبی(صلى الله علیه وآله) قبل از نزول قرآن مى خوانده اند. با این احتمال، دربین این دو مقاله هیچ تنافى نخواهد ماند. توضیح این که ممکن میباشد غرض از نماز درین دو طریقه گوناگون باشد. یکى به معناى عبادت ویژه و معروفى که در حال حاضر مى شناسیم و اجزا و مقدمات و موقعیت و وقت خاصى داراست، و دیگرى عبادتى که نبی(صلى الله علیه وآله)قبل از بعثت و بعد از آن تا فرصت معراج، ایفا مى داده و چگونگی آن بر ما مشخص و معلوم وجود ندارد. براین اساس، تکذیب درین ماجرا، به وجود نماز به صورت فعلى گشوده مى خواهد شد و اِخبار به وجود آن در احادیث دیگر به معناى وجود عبادتى میباشد بدین اسم که رسول(صلى الله علیه وآله) از ابتداى اعمال مناسک عبادى خویش، خداى را با آن مى پرستید.
در حال حاضر که به اجمال نمازگزار بودن رسول(صلى الله علیه وآله) قبل از معراج و وجوب نمازهاى یومیه در هجرت معراج پرنور شد، مشاجره فشرده و کوتاه خویش را با بیانى از علامه مجلسى(قدس سره)به نقطه پایان مى بریم. وی دراین باب مى گوید:
آن چه از خبر ها دارای اعتبار و اثر ها مستفیض بر اینجانب واضح شده، این میباشد که فرستاده(صلى الله علیه وآله)قبل از بعثت از زمانى که پروردگار عقلش را به کمال آورد، نبى و مؤید به روح القدس بوده و فرشته با وی کلام مى گفته و وی صدا (هاى وحیانى) را مى شنیده و خوابِ وحیانى نیز مى چشم میباشد ... و همواره قبل از بعثت، آفریدگار را به گونه های عبادات پرستش نموده است. [این عبادات ]یا این که موافق با آن چه بعد ها به عموم ابلاغ کرده و یا این که به طور دیگر، یا این که طبق با شریعت ابراهیم یا این که دیگر پیامبران قبل بوده میباشد، خیر به سیرتکامل اى که تابع آنها و دلیل به شرایع آن ها به شمار آید، بلکه بدین مضمون که آن چه به وی وحى مى شد، طبق بعضى از شرایع قبلی بود و با آن چه بعداز رسالت بر وی نازل شد نسخه ها شوید.44
سود آن که استارت نمازهاى واجب یومیه بر عموم بعد از معراج بوده میباشد، ولی رسول(صلى الله علیه وآله) و بعضى از نزدیکانش، مانند حضرت على و خدیجه(علیهما السلام) قبل از آن نیز نماز مى گزاردند. اگرچه مى اقتدار از برخى آیه ها قرآن مانند: «کلا لا تطعه و اسجد و اقترب»45 نیز بر واجب بودن نمازى که نبی بعداز بعثت (و قبل از معراج) مى خوانده برهان آورد، ولى به اطمینان آن نماز، نماز واجب یومیه نبوده و وی هر از گاهى دو رکعت مى خواندند. حتى با دقت به روایاتى که برخى از آنها را پیش خیس گزارش کردیم، و با التفات به اخبارى که علامه مجلسى دراین گفته خود بدان استناد نموده است، رسول(صلى الله علیه وآله) قبل از بعثت نیز نمازگزار بودند، ولی چگونگى و واجب یا این که مستحب بودن آن بر ما پرنور وجود ندارد.
مسجد جامع اردبیل در بافت تاریخی و سابق شهر اردبیل با شماره تصویب 248 مورخ 28 / 03 / 1315 تصویب ملی گردیدهاست. مسجددر محل تلاقی محله های پیر شمس الدین و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عبدالله پادشاه روی یک تپه باستانی واقع شدهاست. مقداری از متنها متاخر از این تاثیر با اسم آدینه مسجد که میان همسایه پر اسم و رسم میباشد، حافظه کرده اند. مسجد در زمان های گوناگون اسلامی بویژه عصر سلجوقی صورت گرفته و تااوایل صفوی، آباد بوده میباشد. مسجد زمان سلجوقی و ایلخانی بسیار کلان خیس و گسترده خیس بوده و بنای راز پای جان دار، تنها گنبدخانه، و تراس مسجد بلندمرتبه را تشکیل میداده میباشد. مسجد عصر سلجوقی در تاثیر زلزله و حمله ویرانگر مغول در مسجد غدیر فلاحی مشهد سال 617 ه.ق تخریبگردید. آنگاه در نصفه دوم قرن هفتم هجری یعنی بعدازظهر ایلخانان مسجد مجدد تجدید بنا اصلی گردیدهاست. هیچ منبعی از تاریخ دقیقخراب شدن گنبد و شبستان های مسجد بعدازظهر ایلخانی کلام نگفته میباشد و به حیث می رسد که پس از تشکیل داد و سازهای عصر ایلخانی واحتمالا قرن نهم هجری به آنگاه این تخریب انجام شده باشد. در سالهای اخیر گنبد مسجد نوسازی شدهاست. در مطالعه حاضرما به آشنایی مسجد آدینه اردبیل، جراحت شناسی و انتقاد و نظارت مسجد بابا غدیر مشهد نوسازی و تجدید بنا گنبد میپردازیم. و پیرو پاسخگویی به اینپرسش ها میباشیم: 1- مهم ترین دست اندرکاران زخم رسان به مسجد و تخریب گنبد چه است 2- در جراحت شناسی مسجد آدینه اردبیل با پیش بینی عارضه های متعدد آنان چه راهکارهایی برای تقرب به معالجه معرفی می شود 3- چه طور با اعتنا به مطالعات و نظارت جدول SWOT مربوط مسجد بابا قدرت مشهد به قضیه نوسازی گنبد را قادر خواهیم بود گزینه عیب گیری و پژوهش در اختیار بگذاریم، شیوه مطالعه تفسیری- تاریخی وگردآوری از روش مطالعات کتابخانه ای و بازدیدهای می دانی میباشد. همینطور به خیال ارزیابی و توصیفات علمی در نصیب آسیبشناسی و مبانی نظری پژوهش کیفی را نیز مشتمل بر میشود. به انگیزه اینکه مطالعات صورت گرفته بر روی مورد و سورژه خاصی (جمعهمسجد اردبیل) میباشد در فیض استیناف موردی نیز دراین استیناف به فعالیت برده میگردد در غایت به دلیل اینکه همزمان چندمورد از روشهای رسیدگی اشاره گردیده را در بر میگیرد دارنده شیوه نامه ترکیبی است.
علیرضا ایزدی شنبه در اعلام کرد وگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: نوسازی مسجد امام(ره) ۱۳ سال به ارتفاع میانجامید ولی سه سال زودتر داربست های آن را گشوده کردیم که در همین سالها بیش تر از هفت میلیارد تومان هزینه گردیده و به همین معیار اعتبار دیگر برای اتمام عمل نیاز میباشد.
او در جواب بهاین پرسش که از سوی کارشناسان، برگزاری مناقصه برای تجدید بنا اثر ها تاریخی برهان مهم تخریب مسجد امام(ره) طرح گردیده، اظهارکرد: آنچه مهمتر از برگزاری مناقصه یا این که مزایده مطرح میباشد، شیوه اختصاص اعتبارات میباشد که تخصیص اعتبارات قطرهچکانی جراحت دور از شوخی بر بدنه تجدید بنا اثرها تاریخی وارد نموده است.
مدیریت آحاد ارثیه فرهنگی استان اصفهان بابیان فعلا عدم دانایی قانونگزار از آلرژی شغل به جا مانده فرهنگی سبب ساز قربانی شدن چگونگی نسبت به کمیت در بازسازی اثرها تاریخی گردیده، خاطر نشان نمود: مسجد امام(ره) با عمر ۵۰۰ ساله بایستی دایم در درحال حاضر پایش باشد که محافظت و مراقبت آن مستلزم اختصاص یک اعتبارات استوار میباشد.
او راجعبه با ردوبدل ۸۰ درصدی کاشی گنبد مسجد امام(ره) طی نوسازی آن خاطرنشان کرد: نوسازی گنبد مسجد امام(ره) از سال ۸۹ شروع شد و تا به امروز ادامه داراست که طی آن ۸۰ درصد کاشیهای مسجد امام عوض شده و تمامی کاشیهای اساسی آن در سال ۳۰ - ۱۳۲۹ بر زمین افتاده و شکسته و تخریب گردیده بود.
ایزدی در جواب بهاین پرسش که تجدید بنا مسجد امام(ره) به یک مجموعه ماهر واگذار نشده، خاطر نشان نمود: نوسازی مسجد امام به دست هنرمند حاذقی به نام پاکدل اعمال می شود که یک بابا و پسری میباشند که در حوزه بازسازی بنامند.
او بابیان اینکه تجدید بنا یک عمل فرصتبر میباشد، خاطر نشان کرد: تجدید بنا مسجد امام(ره) در سالهای مختلفی اعمال شد که اول عصر آن به سال ۱۳۱۶ بر میشود و در آن مجال اکثری از مسجد کاشی نداشت و تخریب گردیده بود سال ۱۳۲۹ توشه دیگر مسجد امام(ره) ذیل بازسازی قرار گرفت و از سال ۱۳۸۹ توشه دیگر داربست به مسجد امام(ره) نصب و عمل نوسازی در حالی شکل گرفت که امروز مسجد امام(ره) را با نمای جدیدی از کاشیها در مشاهده کرد همگان قرار گرفته میباشد.
مدیرکل به جا مانده فرهنگی استان اصفهان که بخشی از نقدهای وارداتی به تجدید بنا مسجد امام(ره) را به حق دانست و تمامی انگیزه را کمبود اعتبارات دانست، خاطر نشان نمود: ارثیه فرهنگی و حفظ اثرها تاریخی علاوه بر اینکه یک فعالیت تخصصی میباشد از آلرژی بالایی برخورداراست و هم ستون فهمیدن آلرژی شغل به جا مانده فرهنگی با دیگر ارگانها حالت را مشقت بار ساخته و این در حالیست کهاین آلرژی و تخصصی عمل به جا مانده با دیگر ارگانها برای قانونگزاران معین وجود ندارد.
ایزدی از برگزاری اولی گردهمایی کمیته هماهنگی شورای بررسی بر بازسازی گنبد مسجد امام(ره) با حضور همگی جوارح خبر بخشید و اذعان کرد: یک کدام از مهمترین هدف ها تشکیل شورای تخصصی رسیدگی بر تجدید بنا گنبد مسجد امام(ره)، یک پارچه شدن ذوق و سلیقه متخصصان و پیشکسوتان در حوزه نوسازی بناهای تاریخی بهویژه گنبد مسجد امام(ره) میباشد.
اواخر اردیبهشت ماه همین سال بود که اداره تمام به جا مانده فرهنگی اصفهان از اتمام عملیات تجدید بنا گنبد کبیر مسجد تاریخی امام(ره) (جامع عباسی) اصفهان و گردآوریآوری داربستهای گنبد بعد از ۱۱ سال خبر اعطا کرد.
گنبد مسجد تاریخی امام(ره) اصفهان با کاربرد بیشتراز ۵۰۰ هزار قطعه کاشی بهتیتر گران قدرترین گنبد کاشیکاری مساجد تاریخی دنیا شناخته میگردد.
مسجد امام(ره) (جامع عباسی) یکیاز اثرها تاریخی میدان نقشدنیا اصفهان میباشد که در زمانه صفوی ساخته شد و از بناهای اساسی معماری اسلامی به شمار میرود.
این مسجد بهواسطه تزیینات بسیار شگفتانگیز بهکاررفته در آن، شهرتی جهانی دارااست. گنبد مسجد یکی شاهکارهای معماری اصفهان میباشد که بهشکل ۲ قالب (دو پوش) بناشده میباشد. طول گنبد داخلی ۳۸ متر و گنبد فرنگی ۵۴ متر میباشد.
این مسجد در سال ۱۳۵۸ با تیم میدان امام (نقشعالم) به تصویب سازمان جهانی یونسکو رسید.
گران قدرترین خصوصیت قرآن تعهد آفریدگار بزرگ و بزرگ بر نگهداری آن می باشد، در حالی که نگهداری کتابهای آسمانی دیگر به عهدة اشخاصی گذارده شد که بر آنان نازل گردیده بود. ازاینرو قرآن صرفا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کتاب آسمانی در دنیا می باشد که همگی آن از تحریف مصون باقیمانده میباشد و متن آن آیتم پشت گرمی و اثبات میباشد و دستخوش هیچ تغییری نگشته میباشد. قرآنی که در شرق و غرب زمین در اختیار مسلمان ها میباشد از اولیه آن، امالقرآن، تا انتها آن، یعنی معوّذتین، صحبت آفریدگار سبحان و وحی خدا هست که بر قلب فرستاده خویش محمدبنعبدالله(ص) نازل نموده است.[48]
آیه ها قرآن گاهی بر استخوانهای شانه شتر و گاهی بر ورقهای پاپیروس یا این که بردی، و آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیشتراز تمامی بر صفحه های ذهن و ضمیر و لوح جان اصحاب نقش گردیده بود؛ اصحابی که آنان را به صورت بدون واسطه از دهن حضرت پیامبر شنیده بودند.
بعد از رحلت حضرت فرستاده اکرم(ص)، ازآنجاکه شمار «حُفاظ» قرآن به منجر پیکارها و رویدادها و بلایای طبیعی کاسته شده بود، مسلمانها حس کردند که دیر یا این که زود بایستی قرآن را نگارش و تدوین رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمایند و انتشار بدهند. لذا آنچه از قرآن که پیشخیس بوسیله «کُتّاب» وحی یا این که بقیه افراد، بهویژه علیبنابیطالب(ع) و زیدبناثبات، از فرصت حیات پیامبر اکرم(ص) و آن گاه در طی ابوبکر نگارش گردیده بود، توده شد. سرنوشت در عهدوپیمان خلافت عثمان، متن بی نقص نگارششدة قرآن مجید تنظیم گشت. آنگاه از مصحف آخری یک سری ورژن تهیه و تنظیم شوید و به چهار گوشة دنیا نوتأسیس اسلام رسول شد.
همة نسخه ها دیگر از روی همین مصحف استنتاخ شدند و هیچ متن دیگری از قرآن شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مجید نیست و درین متن واحد نیز هیچ تغییرو تحول و تجدیدنظری وارد نشده میباشد. تنها یک متن واحد و اثبات از قرآن مجید مقبول کلیه مسلمانها و منبع مهم واقعیت، هدایت و الهام همگی آنهاست.
هر جنبهای از قرآن به پروردگار مربوط می شود کهاین کتاب از وی صادر گردیدهاست. یکی این جنبهها «شیوایی» باورنکردنی و اعجابانگیز قرآن مجید میباشد که معجزة مهم اسلام محسوب میشود و هیچ گاه حتی بلیغترین ابنای آدم نیز نتوانستهاند مثل آن صحبت بگویند؛ چون به هیچ وجهً مقایسه کردن گویش آدم با لهجه خدا ممکن وجود ندارد. حضور خدا در قرآن مجید آنچنان نیرومند و به چشم می خورد که لهجه عربی را از زبانی بشری به زبانی مقدس استحاله نموده است. به خیال همین حضور معبود، خواندن هر آیه از قرآن به یک معنا بشر را مستقیماً و فورا در محضر خدا قرار می دهد.
قرآن مجید دربردارنده همة جنبههای آئین اسلام اعم از شرایع و تفکر اسلامی، تعالیم معنوی و خلق و خوی اسلام میباشد. حتی مظاهر هنری آن در تعالیم آشکار و مخفی این متن مقدس ریشه داراست.[49]
2ــ سنّت و حدیث: مسلمانها، فرستاده اسلام را بی نقصترین و درواقع «اشرف مخلوقات» مینامند. آفریدگار همة فضیلت ها و کمالاتی که رده بشری قابلیت و امکان کسب بدان را داراست به فرستاده اکرم(ص) ارزانی نموده است و مسلمان ها اورا نمونة تک تکعیاری برای معاش آدم می دانند که بایستی از او تبعیت و الگوبرداری خواهد شد.
در نتیجة معاش فرستاده اکرم(ص)، بهویژه در مقطع 23 سال رسالتش، همواره برای مسلمانها الگو بدون نقص معاش بشری تلقی شدهاست. نسلهای پیبهدنبال مسلمانها، دقیقاً به خیال اینکه میمنظوراند از معاش حضرت محمد(ص) الگویی برای هدایت خویش اتخاذ نمایند، معاش وی را از آغاز تا آخر بارها و بارها رسیدگی و تحقیق کردهاند.
عادات و افعال رسول اکرم(ص)، به «سنّت»، و اقوال وی به «حدیث» موسوم میباشد. سنّت و حدیث بعد از قرآن کریم ومهربان دومی شالوده یا این که اصل اصلی اسلام میباشد.
سنّت دربرگیرنده دو نصیب میباشد: یک قسمت آن عبارت میباشد از نام و نشان اسلامی دادن به آن نصیب از آداب و عادات متداول در جامعه اعراب که با روح اسلام سازش داشت. دومین قسمت سنّت که اصلیترین جنبههای آن را تشکیل میدهد، ناظر بر سلوک الهی در مقابل پروردگار و خلایق اوست و لذا ناظر به اصلیترین بخش آئین اسلام میباشد.
حدیث، مشتمل بر مجموعة بسیار کلانای از اقوال فرستاده اکرم(ص) میشود که طی سه قرن ابتدا تاریخ اسلام، نسلهایی از علمای مؤمنی که به «محدّثون» دارای اسم و رسم بودهاند، آن را جمع کردهاند.
روایات بعداً به روایات به طور کاملً درست و موثق، روایات کمابیش گزینه پشت گرمی، روایات ضعیف و احادیثی که به طبعً فاقد صدق و وثاقت بودند، متمایز گشتند و در تیمهایی تدوین شدند. روایات، به وسیله اهل سنت در کتابهای دارای شهرت به «درست» گرد آمده میباشد که آن ها را «صحاحالسنّه» مینامند. و شیعه ها نیز چهار مجموعة دارای اعتبار حدیث به اسم «کتاب ها اربعه» تدوین کردند.
حدیث، در کنار قرآن یکیاز منابع شریعت میباشد. حدیث در عین حالا منبع تامل و اندیشة اسلامی نیز می باشد و به طور تقریبً همة جهات و جنبههای این پندار همانند، حرف، علم ها، فلسفه و حتی علم ها صرف و نحو و سنت از حدیث و به شیوه اولین از قرآن نشأت گرفته میباشد. حدیث خویش اولیه تعبیر و تفسیر قرآن میباشد. اقوال حضرت محمد(ص) معنای قرآن مجید را بدون نقص و کل مینماید و فارغ از استمداد از عهد و پیمان وی، معنای اکثری از نشانهها قرآن را نمیاقتدار فهمید. حتی ادای مناسک و دینهای مهم اسلام، همانند نمازهای روزمره، حج و ... را بایستی از علاوه بر سنّت و حدیث فرا گرفت. همینطور تشریع و ضابطهگذاری از روی قرآن به یاری روایات ایفا میگردد.[50] ائمه(ع) خویش هنگام بازگو کردن حدیثی، کوشش میکردند که آن را به صورت سلسلهای از عهدوپیمان رسول ذکر نمایند.
شریعت
شریعت یا این که ضابطه الهی، مرکزیتی مهم در آیین اسلام داراست. همان میاقتدار اذعان کرد مسلمان کسی میباشد که حقانیت شریعت را میپذیرد ولو آنکه نتواند به همة احکام و تعالیم آن کار نماید. بنابر اصول و فراگیریهای موثق اسلامی، شریعت عبارت میباشد از تجسم عینی مشیت آفریدگار برای جامعه بشری. صرفا معبود میباشد که ضابطهگذار یا این که شارع پایانی؛ یعنی تولید کننده ضابطهها و شرایع میباشد و فقط ضابطهها یا این که شرایع اوست که به نحو پایانی در معاش آدم الزامآور و به یادماندنی است. ولی این کلام بازدارنده از آن نمی شود که شریعت بر مقتضیات و احوال مختلف همخوانی شود و «رویش» نماید.
قرآن مجید، منبع اصول شریعت میباشد. ولی تنها اصول و کلیات شریعت در قرآن آمده و طبعاً برای دست یافتن به تفاصیل و جزئیات آن بیشتراز هر چیز مایحتاج میباشد که به روایات و سنت رسول اکرم(ص) رجوع و برگشت خواهد شد.
اول استاد بلندمرتبه شریعت امام راستگو(ع) میباشد که دو فرقة شیعه و سنّی به وی احترام می گذارند. وی، مدرس امام ابوحنیفه بود که مؤسس یکیاز چهار مدرسه دینی اهل سنّت تا زمان ماست. امام جعفر راستگو(ع)، که در قرن دوم هجری معاش میکرد، در عین هم اکنون خویش مؤسس فقه مذهب شیعة امامیه یا این که اثنیعشری بود که تا این فرصت به فقه جعفری دارای شهرت میباشد.
بعداز امام راست گو(ع) فقها، کم کم شریعت را بین تسنن و تشیع توسعه دادند که از آن ها پنج مدرسه جعفری، مالکی، حنفی، حنبلی و شافعی باقی ماندند. اما مکاتب دینی دیگری مثل ظاهریه، زیدی و اسماعیلی نیز بهوجود آمدند.
محتوای شریعت
محتوای شریعت به موضوعات مرتبط با «عبادات» و «معاملات» تقسیم می گردد.
عبادات، بر اجرا مهم عبادی در اسلام مبتنی است که عبارت میباشد از: نمازهای روزمره، روزه، حج، زکات و در شکل بایستگی جهاد. معاملات جنبهای عمده از شریعت میباشد که به تعالیم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مربوط میباشد.[51] به این ترتیب، طریقه اسلام به رابطه ها شخص و جامعه، رابطه ها خانوادگی، رابطه ها اقتصادی و سیستم سیاسی، در بخش «معاملات» آیتم مشاجره قرار میگیرد.
اصول فرهنگ وتمدن اسلامی
اصول آئین اسلام؛ یعنی توحید، نبوت و معاد، سبب گردیدهاند که اصولی هم بر فرهنگ وتمدن اسلامی حکم کننده باشد که به عبارتی منعکس شدن اصول آئین میباشد. درواقع، پنج اصل توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت از هم جدا نیستند، بلکه رجوع و برگشت همة آن ها به توحید میباشد. براین اساس، فرهنگ و تمدن اسلامی هم از «توحید»، که قلب دیانت اسلام میباشد، تغذیه میگردد.[52]
لذا اصول حکم کننده بر فرهنگ وتمدن اسلامی نیز نشأتگرفته از توحید آن میباشد که آن اصول را میقدرت اینسیرتکامل برشمرد:
1ــ وحدت و یکپارچگی تمدن اسلامی: اولیه شالودة تمدن اسلامی «خداشناسی» میباشد. برهمین اصل فی مابین آحاد ذرات دنیا هستی رابطه سفت و ناگسستنی وجود داراست و لذا شخص و اجتماع با خداوند دانا مربوط و متصل می باشند.[53]
اسلام بنایی میباشد که بر پایة یک ردیف پایدار میباشد و آن ردیف «باور به معبود» است. می توانیم بگوییم که آحاد دایرة مفاهیم اسلامی، شعاعهایی میباشد که از راءس توحید تشعشع یافته و پرتوافکن شدهاست. هنگامی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت را تحت عنوان اصول آئین و مذهب میشماریم این پنج اصل از هم غیر وابسته نیستند، بلکه برگشت همگی آنان به توحید میباشد، در صورتیکه ما در «محضر اسلامی»، «دانش اسلامی»، «فلسفه اسلامی» و حتی «کشورداری اسلامی» توجه کنیم، میبینیم که همگی اینها از «توحید»، که قلب دیانت میباشد، تغذیه می گردد.[54]
دنیا هستی، هماهنگ و یکنواخت میباشد و تک تک موجودات دنیا یار و همنوا خدا را تسبیح مینمایند. براین اساس در فرهنگ وتمدن اسلامی هر سعی فرهنگیای که در یکی جوانب آن تحقق پذیرد بایستی با بقیه جوانب هماهنگ و یکنواخت باشد.[55]
2ــ ابدیت فرهنگ وتمدن اسلامی: به عبارتیسیرتکامل که گفته شد، اسلام به یک معنی از اولِ خلقت بشریت وجود داشته میباشد. انسان ابوالبشر که به وحدانیت آفریدگار شهیدشدن اعطا کرد، مسلمان بود. سلسلة انبیا به عمیقترین مفهوم مسلمان به شمار میاورند؛ چون در مقابل «الله» تسلیم بودند. از طرف دیگر اسلام آئین پایانی یا این که خاتم ادیان میباشد.
پیشتر بیان شد که اسلام، از یکسو فقاهتی میباشد ازلی و سرمدی و از سوی دیگر آیین پایانی و خاتم زنجیرة وقت گیر دعوت انبیا.
لذا با اعتنا بدین خصوصیت و به انگیزه رابطه فرهنگ وتمدن اسلامی با توان نقطه پایانناپذیر الهی و آفریدههای بزرگ وی، این فرهنگ وتمدن، فرهنگ و تمدن ابدی، باثبات و جاویدان خواهد بود و هیچگاه این بنای سفت دستخوش تغییرو تحول نخواهد شد.[56]
3ــ جامعالطراف بودن تمدن اسلامی: عقیدة اسلامی نظریهای شاگرد میباشد؛ چون همگی اشخاص انسان و بلکه همه بعدها وجود آدمی، اعم از عقل، روح و وجدان، را دربرمیگیرد. اسلام آئین ملت یا این که طبقهای خاص وجود ندارد و به اشرافی که عنان حیات ضعفا را در چنگ داراهستند تخصیص ندارد؛ چنانکه به ضعفا نیز که دستخوش ارادة اقویا میباشند محصور نمیشود. اسلام رسالتی میباشد که همة نژادها، دینها و طبقات را دربرمیگیرد. یادگرفتن نظریه در پدیدههای شخصی و اجتماعی مزیتی میباشد که به اسلام تخصیص دارااست. این مزیت به عبارتی چیزی میباشد که «تمامّیت» را در گوش آدمی نجوا مینماید و بهاینترتیب آدم مسلمان از تقسیم عقیدة خویش که وجدانش را به دو پاره تقسیم نماید رهایی می یابد؛ چون در شکل تایید نظریهای جز اسلام، از یک پارچه کردن وجدان خویش ناتوان خواهد ماند. اینگونه به حیث می رسد که امتیاز آموزش و اشتمال اسلام، نوعی خصوصیت عمیق و پنهانی میباشد که حتی برای هر کس از مجاورت شاهد آن میباشد فیس نمیکند. به طبعً شعور اینگونه شمولی از لحاظ علمی فارغ از تحقیق کافی و مقایسة عمیق و ظریف دربین وجوه رخداد و اختلاف ادیان، به ویژه تحقیق شعائر و مراسمی که مؤمنان هر مذهبی را در جامعه ها خودشان گرد میاورد، ممکن وجود ندارد.
اسلام، طریقای بدون نقص دارااست که برقراری جامعهای خدایی در زمین را مقصود خویش میداند و به همین منجر اسلام تعالیم کاملی در ارتباط سیاست، اقتصاد، اجتماع و یاد دادن و تربیت داراست. و همة آنهارا در پوسته و اصولی کلی ریخته میباشد. بنابراین، این تعالیم توانسته میباشد خصوصیت خلود و بقا، تکامل، شمول و هماهنگی را برای خویش آماده نماید.[57]
4ــ تحرک و سازندگی فرهنگ و تمدن اسلامی: آدم، «جانشین معبود» در روی زمین میباشد و این جایگاه و توفیق را از روی دانش و عزم احراز کرده است. معنی «جانشین» این میباشد که با استقلال، عزم و سپردن، آرا و منویّات فرد را طبق برنامة رسمگردیده یار با اتکا به شناسایی منحصربهفرد و تصرفات حکیمانه تنفیذ و ایفا نماید. لذا تحقق «جانشینی» می بایست یار با آزادی بی نقص در تصرفات باشد و آزادی زمانی فضیلت خواهد بود که در منش نه و صواب باشد و تشخیص نه و صواب ممکن نخواهد بود؛ مگر اینکه آدم دارنده دانش، علم و درایت باشد. لذا آدم با دانش خویش می تواند در شیوه شناسایی حقانیت و اکتشاف ضوابط طبیعت قدم بردارد و این مقصود مقدسی میباشد که برای بشر فراهم شدهاست تا به درجة آخری کمال رسد. به این ترتیب، فرهنگ و تمدن اسلامی، فرهنگی آفریننده و متحرک میباشد و دائماً بشر را در رویکرد توسعه و گسترش در همة جوانب تشویق مینماید و هر اکتشاف نو و شناسایی رمزی از رموز طبیعت را جز خلقت بشر و کمال وی می شناسید و پردهبرداری از اسرار طبیعت در فرهنگ وتمدن اسلامی، راهی به سوی شناسایی خداوند دانسته می شود.[58]
تمایزهای تمدن اسلامی
با اعتنا به عالمبینی فرهنگ وتمدن اسلامی و اصول حکم دهنده بر آن، جا دارااست که به تمایزات فرهنگ و تمدن اسلامی اشاره شود. برای ادراک فرهنگ و تمدن اسلامی و تفکیک آن از دیگر تمدنها بایستی بهاین سؤال هم جواب داده گردد که چه وجه یا این که وجوهی از تمدن اسلامی آن را از سایر فرهنگ وتمدنها متمایز مینماید.
اولیه تفاوت فرهنگ و تمدن اسلامی متمدنهای شرعی و الهی دیگر این میباشد که اسلام آیین توحید میباشد و فرهنگ و تمدن آن نمودار تجلی اصل وحدت است. توحید را میاقتدار در کلیه مظاهر فرهنگ وتمدن اسلامی، از فضای یک مسجد و منزل تا وحدت علم ها گوناگون، روءیت کرد.[59]
در دعواهای پیشین، تا حدی دربارة رده توحید در فرهنگ وتمدن اسلامی کلام شد. البته گروهی «توحید» را نشانة تفاوت اسلام با دیگر ادیان نمیدانند و میگویند که توحید پایه مشترک ادیان میباشد و فرمان جداکنندة ادیان، شریعت پیغمبر میباشد که در اسلام این شریعت از قرآن و سنّت سرچشمه می گیرد. سنّت در معنای خاص اسلامی به معنای سنّت رسول می باشد، به این ترتیب هر فرهنگ برای خویش سنّتی دارااست که به پیغمبر آن فرهنگ و تمدن برمیخواهد شد.[60]
ولی توحید در فرهنگ وتمدن اسلامی، خصوصیت منحصر به فرد دارااست و آن گردآوری در بین نظریه، ضابطه و خلق در کلیّتی بی نقص و برقراری رابطه در میان آنهاست؛ به سیرتکاملای که نمیقدرت این مفاهیم سهگانه را تجزیه کرد. به همین منجر، اسلام نظریه را تحت عنوان عبادت، و شریعت را تحت عنوان ضابطه، و خوی را تحت عنوان چارچوبی که همة قیمتها را در خویش دارااست، از یکدیگر مستقل نکرده میباشد.[61]
از طرف دیگر در توحید اسلامی واسطة در بین آدم و خداوند از میان رفته میباشد، و آدم مسلمان در هر جایی می تواند باایمان رابطه برقرار نماید فارغ از اینکه به واسطهای احتیاج داشته باشد. در حالی که آئین قبل از اسلام در انحصار کاهن و مختص به محل پرستش بود و همواره بر شعائر و مراسم دروغین توکل داشت. اسلام در هنگامی ظهور کرد که کهانت و مراسم آن حاکمیت یافته بود. اسلام، بتپرستان و اهل کتاب را (که در بزرگداشت تصاویر، مجسمهها و توکل بر محل عبادت و کاهن به بتپرستان همانندی یافته بودند)، آیتم خطاب قرار داده بود. در قرن هفتم میلادی عموم اینگونه تصور میکردند که همگی آیین صرفا در محل عبادت و در دست کاهن میباشد و اشخاص متدیّن قطعات متفرقی می باشند که حتی یک روز نمیتوانند معاش روحی مستقلی داشته باشند. بتپرستان و اهل کتاب، طی نسلهای پشت سر هم؛ یعنی تا بعداز قرن هفتم، نمیتوانستند فارغ از محل عبادت، کاهن و تمثال، آییندار تلقی شوند!
مسلمانها در اینگونه وضعیتی با حضور خویش اثبات کردند که هریک در آیین خود یک واحد بی نقص می باشند هرکجا بخواهند نماز می گذارند و رستگاری وی متوقف بر خواست هیچ کاهنی وجود ندارد. وی هر کجا که باشد با خداست «فأینما تولّوا فثَّم وجهالله» (بقره/ 115).[62]
و به همین ادله میباشد که می گویند: بارزترین خصوصیت اسلام از فی مابین برداشتن میانجی گری میان آفریدگار و بشر و مستحکم کردن تفاوت در میان پروردگار و فرستاده میباشد.[63]
ممیزة دیگر اسلام وجود «معرفت» در فرهنگ و تمدن اسلامی می باشد. چنانچه ما اسلام را با مسیحیت و یهودیت مقایسه کنیم، می بینیم آن توکل و تأکیدی که در اسلام بر معرفت، درنگ و آشنایی وجود داراست در مسیحیت، یهودیت و بقیه ادیان وجود ندارد. در اسلام، گواهی و مبنا دعوت، معرفت میباشد. در صورتیکه توجه کنیم، میبینیم که پیام این آیین از روز اولیه در پوسته یک کتاب آورده شده که اولی آیة آن، با «بخوان» آغاز گشته میباشد. این همگی سفارش و تأکیدی که در اسلام و قرآن به تامل و تدبر و دانش و ادله و استدلال میشود یک کدام از امتیازات و مختصات اسلام میباشد.
این معنی، تأثیر خویش را بر فرهنگ وتمدن اسلامی نیز گذارده میباشد. در صورتیکه می بینیم که اسلام این اندازه در منفعتمندی از دستاوردهای دیگر افراد برنده بوده و با گشادهرویی و سخاوت با بقیه افراد خلق کرده، ناشی از «معرفت» بوده میباشد. در فقاهتی که شالوده آن «معرفت» باشد و این دستور هیچگاه مردود شناخته نشود، طبعاً هر دستاوردی که از مال معرفت باشد برای پیروانش عزیز خواهد بود. البته با دقت به مرکزیت و سلطة «توحید» در اسلام، تساهل و مدارای مسلمانها سبب نمیشود که در فرهنگ وتمدنها، ادیان و اقوام دیگر محو شدند؛ چون توحید میزان دریافت و اقتباس دستاوردها و مواریث دیگر افراد بوده میباشد. لذا هر وقت چیزی با واقعیت توحید تصادم میکرد، مسلمانها آن را کنار میگذاشتند. میبینیم که مسلمانها فلسفة ارسطو، دانش اسکندریه، و دانش و ریاضی ها یونانی را فرا گرفتند؛ ولی اساطیر یونانی را به فرهنگ و تمدن اسلامی وارد نکردند؛ در حالی کهاین علم ها نیز در دسترس مسلمان ها بودند.[64]
ممیزة دیگر تمدن اسلامی این میباشد که اسلام آئین «میانه روی» میباشد؛ یعنی شرعی میباشد بدور از هرگونه افراط و تفریط که هر چیزی مکان سزاوار و مطلوب خویش را داراست و لذا، تمدن اسلامی آرمدهندة نظم و میانه روی نظام خلقت میباشد که در آن هر ذرهای مقام خویش را دارااست.[65]
به همین برهان در اسلام بین جهان و عقبی و زندگی و معاد تعادل و توازن برقرار گردیدهاست. عالم و عقبی به هم متعلق و مایحتاج و ملزوم یکدیگرند و هر دو به یک اندازه اصلی میباشند. به عبارت دیگر بهروزی اخروی، نیازمند رخنه جهان و نفی و تغییر و تحول منظورهای مادی وجود ندارد. اسلام هم به فقید داخل اعتنا نموده است و هم به دور و اطراف خارج؛ یعنی مغایر ادیان شرق به دور که بیشتر رهروان خویش را به رمز در یقه بردن و تصفیه و تهذیب نفس را وجهة کوشش خویش قرار دادن، دعوت میکردند؛ اسلام هر دو جهت را نظر نموده است؛ هم به فقیه داخل، تصفیة درون و ایمان و تقوی اعتنا نموده است و هم به تصرف در دور و اطراف خارج و تأسیس حکومت؛ یعنی اصلاح کارها رفتار و تصدی کارها اجتماعی.
از بعضی نشانهها و روایات دانسته می گردد که احکام گروه دوم ذاتا احکام الهی نیستند، بلکه زاده تصمیم پیامبراناند که بالتبع گزینه پذیرش خدا هم قرار گرفتهاند، (سوره آل عمران، آیه ۹۳) چون پیامبران به مثابه اولیای الهی در مقامی قرار داشتند که حکم شان حکم الهی تلقی میگردد. روضه خوان اکبر محیی الدین ابن عربی در زمینه ی رهبانیت، که در آیه ۲۷ سوره حدید آمده میباشد ، می گوید طبق آن آیه، در حالتی که مومنان خویش تصمیمی معطوف مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به دستور فقهی بگیرند.
از سوی معبود به مثابه حکمی فقهی پذیرش میگردد. شأن نزول آیاتی در زمینهی عفاف، شراب، حج و غیره در احادیث اسلامی نیز آرم میدهد کهاین احکام در جواب به خواست رسول یا این که مومنان به وجود آمده میباشد . آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
درخصوص حج می دانیم که نبی اسلام اظهار کرد در صورتی اینجانب میگفتم سالانه فرض میباشد ، در آن شکل ادای هر ساله آن برای هر خداترس دارای شرایط فرض می شد. (درست مسلم) در شرایطی که فرضا شراب تناول کردن مانند لاف بیان کردن قبح ذاتی میداشت ممکن خلا که برای یک سری سال نوشیدن آن برای مومنان روا باشد و بعد از آن تحریم گردد. اموری که یک روز حلال و یک روز حرام خوانده گردیدهاند دارنده قبح ذاتی نیستند و از این رو رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حکم آن ها در ذات خویش حکم آفریدگار وجود ندارد، چون احکام تشریعی خداوند مانند احکام تکوینی که برای کاینات صادر نموده است احکامی اثبات و ازلی و ابدیاند. حکمی که معبود در ازل صادر نموده است سرشت شی ها وکارها را صورت میدهد و تبدیل به سنت الهی میگردد، و سنتهای الهی قابل تغییر تحول نیستند “و لن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا” (سوره فاطر، آیه ۴۳). احکام متغیر، احکام بشری پذیرش گردیده از سوی معبود به خیال مصلحت بشرها میباشند، و طبعا هنگامی بر لهجه وحی آمدهاند مهر پذیرش الهی را داراهستند، البته این دستور سرشت متغیّر آنهارا دگرگون نمینماید و سبب ساز نمیشود که فرمان عارضی به فرمان ذاتی تبدیل گردد. این به عبارتی مشاجره درازدامنِ حسن و قبح ذاتی و عرَضی میباشد که از دیرباز بین مکاتب کلامی گوناگون در تاریخ اسلام، به ویژه معتزله و ماتریدیه در یک سو، و اشاعره و اهل حدیث در دیگر سو، جریان داشته میباشد .
آنچه در عالم امروز در کشورهای اسلامی محل مناقشه قرار گرفته شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و باعث اختلاف در میان مجموعههای متعدد مسلمانها گردیدهاست در مبناْ شریعت میباشد خیر آیین، و به ویژه معضلهایی که از بابت تحولات امروزی به سراغ دولت ها سنتی آمده میباشد ، عمدتا کارها مرتبط با شریعت را دستخوش این منازعه نموده است خیر خویش آیین را.
چالشی که تحولات بعد از ظهر نو در این مورد پیش آورده این بوده میباشد که حاکمیت ضابطه در حوزه همگانی توانسته میباشد به عبارتی نقشی را به ذمه بگیرد که از تطبیق شریعت در لحاظ بوده میباشد و چشم گردیدهاست که حاکمیت ضابطه با توفیقات چشمگیری نیز همپا بوده میباشد ، همین شرایطی که به اسم قانون ها وضعی، یعنی ساختهی آدم شناخته می شوند.
این تجربیات که تعدادی صد سال پیشینه داراست سبب ساز گردیدهاست که زمانی پژوهشگران مسلمان مانند سید جمال الدین و محمد عبده بدین دولت ها پا نهادند شگفت زده شدند و گفتند ما اسلام را دیدیم هرچند مسلمانها را ندیدیم! از آن فرصت تا امروز اکثری از مسلمانها کوشش داراهستند که بهاین دولت ها سفر نمایند، جوامعی که به مکان شریعت، قانون ها انسانی را پیاده مینمایند.
پرسشی که پدید آمد این بود که درصورتی که شریعت برای بهبود معاش عموم بوده میباشد ،
چرا این دولت ها سوای آن به به عبارتی غرض دست یافتهاند؟
آیا شریعت ناظر به وضعیت تاریخی خاصی بوده میباشد که امروزه دیگر نیست؟
یکی جوابها این بوده میباشد که زیرا حوزه فعالیت شریعت و ضابطه هر دو کارها عقلانی میباشد ، آنچه را عقل جمعی و علم تخصصی آدم کشف و پذیرش مینماید در هدف های و حاصل آخری خویش به به عبارتی جایی میانجامد که شریعت درنظر داشته میباشد و آن مصلحت و منفعت عمومی میباشد و از این نظر شریعت و ضابطه وضعی در طی همدیگر قرار می گیرند خیر در عرْضِ هم، و درحالتی که تعارضی پیش می آید در صورت میباشد خیر در محتوا و همان تعارض در وسایل میباشد خیر در هدف ها. در واقع هر دو یک غرض را دنبال مینمایند، ولی یک کدام از متناسب با طریقها و وسایل آن فرصت و دیگری با نحوهها و وسایل این فرصت.
یکی دعواهای مهم دربین بنیادگرایان مسلمان و دیگر مسلمانها بر راز همین مسئله میباشد . تیمهای بنیادگرا با پر رنگخیس کردن مقام شریعت نسبت به آئین و آن را واحد سنجش اسلامیت جامعه ها و مشروعیت نظامها شمردن، روش خویش را از سایر مسلمانها جداگانه کرده و باعث تنشهای عمیقی دراین جامعه ها گردیدهاند. آن ها از همین رویه توانستهاند تجویزی برای خشونت، قتل، ترور و نبرد پیدا نمایند.
مغالطهای که آنها دانسته یا این که ندانسته مینمایند ناشی از فرق ننهادن بین آیین و شریعت، تفکیک نکردن کارها اثبات و متغیر و بازنشناختن کارها ذاتی و واقعی از کارها عارضی و قراردادی میباشد . آن ها اشخاصی را که دارنده آئین میباشند می کشند که چرا شریعت را تطبیق نکردهاید!
قضیه تطبیق شریعت و عدم تطبیق آن، صرف لحاظ از هیاهوی سنگینی که بنیادگرایان به رویه انداختهاند، در نگاهی ژرفخیس، دعوایی بر رمز توان و سلطه میباشد . هنگامی عذر و بهانهی تطبیق شریعت پیش کشیده میگردد، و بدین عذر نظامها را نا مشروع و دولت ها را نامسلمان می خوانند، در واقعیت راهی پیدا مینمایند که رقبای سیاسی خویش را به لبه رانده و خویش را به مثابه نمایندگان شریعت و منادیان تطبیق آن بر عموم اجبار، و راهی برای به تحت سلطه آوردن آنها پیدا نمایند. اینجانب این مقاله را در مکان دیگری با گستردن بیشتر گستردن دادهام، و در کتاب بیم موج به تکثیر رسیده میباشد .
یک قدم اصلی در راستای روشنگریِ شرعی در دولت ها مسلمان توضیح همین معنا میباشد که اولا شریعت در مرتبهای ذیلخیس از خویش آیین جای دارد، و ثانیا تطبیق نشدن قسمتهایی از شریعت به معنای دست کشیدن از آئین و پشت کردن به آن، که ارتداد خوانده می گردد، وجود ندارد و ثالثا همساز شدن جامعه ها مسلمان ارزشمندهای دنیا امروزی فقط در کنارهای از کارها که شریعت خوانده میگردد و نصیب متغیر آیین میباشد ، سبب ساز بحرانهایی میگردد، البته سرشت کارها متغیر با کارها اثبات فرق داراست و می بایست منطق تعامل با آئین و دنیای امروزی بر اساس تفکیک کارها اثبات و متغیر گذارده خواهد شد.
در شرایطیکه در جایی، به هر دلیلی، شریعت تطبیق نشد این به معنای بیفقهی و ارتداد وجود ندارد و نمیاقتدار به آن عذروبهانه نبرد و خون ریزی بهراهانداخت.
تطبیق شریعت حتیدر صدر اسلام نیز تابع وضعیت بوده میباشد و خلفای راشدین نصیبهایی از احکام شریعت را که متناسب با هدف ها آن ها نمییافتند ایفا نمیکردند مانند جدا دست سارق در حین خشکسالی. از همین رو قاعدهای فقاهتی صورت گرفت با این عبارت: لاینکر تغییر و تحول الأحکام بتغیّر القرائن و الأزمان. یعنی: تغییر تحول احکام فقهی با تغییر و تحول قضیه و دوران قابل انکار وجود ندارد.
ساختن باهمستان ذهنمطلع نیازمند آن میباشد که از اختلافها نگریزیم. بلکه این نوع باهمستان مارا ترغیب مینماید که از ناسازگاریها، حتی زمانی چندان عمومیت ندارند، باخبر باشیم. مجموعاَ میاقتدار اعلامکرد که در شرایطیکه در اولی فرایند بروز ناسازگاری که ممکن میباشد شدت بگیرد، وجودش را بپذیریم، سریعخیس خواهیم توانست راه و روش حلی برایش پیدا کنیم. وجود اختلاف و ناسازگاری بیشتر انسانها را معذب مینماید؛ ولی هنگامی ارتباط ها داخل باهمستان بر پایه ی احترام باشد، تشخیص اختلاف و ذکر کردوگو درباره آن چندان دلهرهآور وجود ندارد، هر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد چندین که شاید سهل نباشد. درضمن به امداد ذهندوراندیشی قادر خواهیم بود وجوه مشترکی پیدا کنیم و اختلاف را قبل از آن که به کینهای دیرینه تبدیل گردد حل کنیم.
به عمل بردن ذهندوراندیشی برای حل اختلافات
ولی دقیقا چهگونه میاقتدار اختلاف بین مجموعهها را حل و فصل کرد؟ اولی گام در اینشیوه تشخیص اختلاف سوای شماتت کردن این یا این که آن طرف دعواست. همین قدم از شدت اختلاف و آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ناسازگاری معدود مینماید و بازدارنده از بروز احساسات تند یا این که وصال به بنبست میگردد. بعد از آن که به وجود اختلاف پی بردیم و کوشیدیم شایسته ترین رویکرد را برای کاستن از شدت و حدت آن بیابیم، بایستی از کلیه هموندان بخواهیم که منصف باشند و بدانند که داوریها و پیشفرضهای آنان به چه شکل بر اختلاف تاثیرگذار میباشد. اعضای دسته می کوشند که در عین حرمتگذاری به همگان، وجوه مشترکی در بین دو طرف پیدا نمایند. آنگاه، وقتی که زمان استیناف و تشخیص به انتها رسید، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد راهکارهایی معقول و ذهنآگاهانه توصیه می شود، یک راه حل آخری برگزیده می شود و به انجام درمیآید.
در حین این روند، دسته همواره پروای حضوری مهرورزانه را دارااست و به محافظت شایسته ترین منافع تمامی هموندان خویش میاندیشد. مجموعه قبول دارااست که رابطه مدام بر اساس محافظت حرمت باشد – این یکیاز سرمایههای اساسی هر باهمستانی میباشد، چه در طول تفاهم و همسویی و چه به هنگام بروز ناسازگاری و اختلاف.
در حالتیکه بخواهیم از این اقدامات هم بالاتر برویم میتوانیم مهارتهای بیشتری را برای حل اختلاف به شغل بگیریم. قبلی از شناسایی ناسازگاری از راه و روش ذهنتدبیر، اکثری راهکارهای ظریف دیگر برای حل اختلاف در حیث گرفته شدهاست. بعضا از راهکارهای مهم عبارتند از: شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
ساختوساز فضایی امن که بتوان در آن راجعبه ناسازگاری کلام خاطرنشان کرد.
شعور این نکته که ممکن میباشد اشخاص مختلف در ازای یک اختلاف دامنهدار به صورتهای متعدد برخورد آرم دهند: منفعلانه، قاطعانه یا این که حتی ستیزهجویانه.
پذیرفتن قواعد اساسی عمل. این قواعد ممکن این مفاد را در بگیرد: گوش دادن به صحبت دیگر افراد فارغ از براندن حرفه صحبت آنها، پاسخگویی ذهنآگاهانه، استعمال از ضمیر «اینجانب» در نمونهها به مکان «تو/شما» و دوری از نکوهش و شماتت اشخاص.
اشخاص را تشویق فرمائید که به خوفهای خویش (در خلوت یا این که در حضور سایرافراد) اعتراف نمایند.
توصیه بدهید که اشخاص تجربیاتهای خویش در قضیه اختلاف را با سایرافراد بین بگذارند.
این روش را اشاعه دهید که هر کدام از طرفهای مشغول با قبول نقش خویش در اختلاف، بخشودن دیگر طرفهای مشغول و دیدهپوشی از بغض و شکایت، سکاندار حل و فصل مسئله گردد.
به کارگیری از این راهکارها نیازمند اعلام کردوگوی گشوده و مصرح گروهی میباشد. در جلسات هماندیشی، یک هماهنگکننده یادگرفتن چشم می تواند چکیده و رئوس مطالب تیتر گردیده را ذکر نماید. در روند یافتن موردهای مشترک، دسته طریقهای مطلوب برای دیدهپوشی از گلایهها را کشف مینماید و رفته رفته مراحل آشتی را استارت مینماید. مجموعه شایسته ترین مشی را برای تکان به پیش تعیین مینماید و در به عبارتی هم اکنون می داند که قابلیت داراست به سادگی از این مسیر گم راه گردد و با تاسی از الگوهای گذشته سبب ساز گردد که ناسازگاری از جدید پدید آید. پیمودن مسیر تازه ممکن میباشد سخت باشد. یادگرفتن این که به چه شکل به روشای ذهنآگاهانه و اثرگذار به ناسازگاری و اختلاف جواب دهیم نیازمند عمری تمرین و تکرار میباشد.
یک نکته دیگر درباره اختلاف: اختلافهای در میانشخصی فیض آن میباشد که یک نفر یا این که شماری از اشخاص شم مینمایند که با ترساندن روبهرو میباشند. اصلی وجود ندارد که انذار حقیقی و واقعی باشد یا این که نباشد؛ عکس العمل به آن مبتنی میباشد بر شعور. ولی وجود اختلاف اگرچه ممکن میباشد به حس انذار شدن و برانگیختن احساسات کار کشته بینجامد، زمانهایی نیز برای پرورش شخص و جامعه آماده مینماید. دور اندیشی از این قابلیت بالقوه برای پرورش ملاکی میباشد برای ساختن باهمستان ذهنمطلع.
اجتناب از ستوه ناشی از باهمستانسازی
با آن که توفیق در ساختن باهمستان بسیار مثبت و روحیهقسمت میباشد، عملهای مرتبط با ساختوساز باهمستان و اجرای سیاستهای آن ممکن میباشد فرساینده باشد. درحالتی که گروهی پیوسته سرگرم حل اختلافات باشد، ناگزیر باشد تصمیمهای سخت بگیرد یا این که همیشه با تکاپوی گروهی چالشی سروکار داشته باشد، ممکن میباشد که هموندان دسته به گذر زمان مجال به ستوه ناشی از باهمستانسازی در گیر شوند.
با همیاری و نگهداری از خود میاقتدار این ستوه و فروماندگی را به دست کم رساند. محافظت باهمستانهای حاذق به بضاعت و توان اشخاص در همیاری با یکدیگر بستگی داراست. ساختن باهمستان ذهنبا خبر همینطور نیازمند آن میباشد که اشخاص به خودشان هم دقت داشته باشند. این هر دو ادله یاری مینماید تا بشرها مسلما اصیلترین صورت خویش را ارائه دهند. هنگامی اشخاص شایسته ترین و بااصالتترین خویشتن خود باشند، باهمستانها خوب می توانند زیربنایی استوار را به شکلی ذهنآگاهانه بسازند.
ستوه ناشی از باهمستانسازی یک پدیده حقیقی و واقعی میباشد. آلیسون آزاریا تالیف کننده هشدار می دهد که برای غربت از اینگونه ستوهی و یا این که برای هجران از عکس العمل نماد دادن به دست اندرکاران استرسزا، سازندگان باهمستان بایستی مسلما بدین موردها دقت نمایند:
داشتن درکی پرنور از آنچه برای هر تکان پیشگامانه ضروری میباشد. درخواستهایی بی آلایش ارائه بدهید و بگویید که آنان چه گونه با طرحهای دیگر تداخل پیدا مینمایند.
برقراری رابطه خوب با دیگرافراد هم پیش، هم آن گاه و هم در حین کامل شدن یک طرح. همیاران را از گسترش فعالیت مطلع نمائید، به عنوان مثال با آن ها درباره مواقعی که بسط را تسریع یا این که بند مینمایند صحبت بگویید.
دوری از لازمات بغرنج برای همیاری. شیوه نامههای پرنور بدهید و قبل از آن که کجفهمیها غامض و غامض شوند، منش و روشی برای روشنگری در حیث بگیرید.
نکته اصلی دراین مکان آن میباشد که ذهندور اندیشی قادر است بازدارنده ستوه ناشی از باهمستانسازی خواهد شد. چنانچه سازندگان باهمستان در ذهنتدبیر یادگرفتن ببینند، از هزینههای فردی و بالقوه شغل در باهمستان خویش مطلع می گردند. آن وقت احتمال این که متوجه آرمهای ضعف جسمی شوند بیشتر خواهد بود و میتوانند قبل از آن که وقت، شایستگی و تجهیزاتشان بررسی رود، با مبادرت بهموقع اوضاع و احوال خویش را اصلاح نمایند.
فعلا که بعضا از مختصات اساسی سازندگان باهمستان ذهنبا خبر را رسیدگی کردیم و شماری از عامل ها عمده گروهی را هم برای این فعالیت برشمردیم، استعداد داریم تا دقت خویش را بدین معطوف کنیم که ذهندور اندیشی را چه گونه به وجود آوریم. هنگامی که خودمان ذهنبا خبر شویم، دیدگاهها و کردارمان به سایرافراد علت میدهد که ذهنآگاهانه کردار نمایند؛ حتی درصورتیکه مستقیما به آنها خاطر نداده باشیم که اینگونه نمایند.
برای ذکر طریقه خودمان: ذهندانایی برای آفریننده باهمستان یا این که هر که دیگر با تمرین و ممارست به وجود می آید. به عبارت کلیخیس، ذهنتدبیر یک مهارت میباشد و مانند هر مهارت دیگری با تمرین و تکرار به استحصال نتیجه ها خوب سبب میگردد. همانگونه که اشاره کردیم یکیاز مطرح ترین جذابیتهای ذهندوراندیشی این میباشد که میقدرت آن را در هر مجال و هر نقطه تمرین کرد – در هر لحظه از بیداری – ولی توانمندیهای ذهنآگاهانه ما اکثر وقت ها هنگامی تقویت می شوند که یک تمرین خیالی منظم را اعمال دهیم. درپی توضیح بیشتر دراین باره خواهد آمد.
نقش رهبری ذهنبا خبر
باهمستانهای ذهنبا خبر به رهبری نیاز داراهستند. رهبران باهمستانهای ذهنباخبر در همگی سطح های عمل رهنمودهایی ارائه می دهند. در یک باهمستان ذهنمطلع، هر کسی گنجایش رهبری داراست. ولی یک رهبر ذهنمطلع به ویژه، بر تسلط بر مجال اکنون تاکید میورزد. برای زیستن در عین تدبیر، هم رهبران و هم هموندان بایستی بپذیرند که تمرینهای ذهندور اندیشی قانونی و غیرقانونی را تر و تمیز ایفا بدهند. خصوصیت مشترک این تمرینها آن میباشد که تفکرآمیز میباشند – بهاین معنی که دوراندیشی مارا بر فرصت اکنون متمرکز مینمایند. بر محور تعریفی که در راهنمای ذهندانایی هاروارد آمده، پایه این تمرینها را «اعتنا عمدی به ذهن ها و احساسات فارغ از قضاوت» تشکیل میدهد. این تمرینها همینطور مجموعاَ به همگی جنبههای وجود (بدن، ذهن، روح و احساسات) همسویی بیشتری میبخشند.
مثالهایی از تمرینهای تفکرآمیز عبارتند از:
تمرینهای ایستا مشتمل بر مراقبه، هجرانگزینی و تمرکز
تمرینهای حرکتی دربرگیرنده تایچی، یوگا و گام زدن. گام زدن تفکرآمیز ممکن میباشد به طور گام زدن بر مسیری اثبات مثلا در دهلیزی تودردو باشد یا این که گام زدن بی آلایش در فضای گشوده.
تمرینهای مرتبط با شغلهای روزانه معاش مانند تناول کردن و ورزش ذهنآگاهانه.
شغلهای خلاقانه به عنوان مثال رنگآمیزی، نگارگری، خاطره نویسی، سرودن شعر و ترانهسازی.
تمرینهای مرکب که در آنان تعدادی کار با هم ترکیب میشود.
هرکدام از این تمرینها ممکن میباشد قانونی یا این که غیرقانونی باشد. تمرینهای قانونی چنان که انتظار میرود سازمانیافتهخیس میباشند و در تایم ها مشخصی از روز یا این که هفته ایفا می گردند. یک تمرین قانونی ممکن میباشد مارا با خبر نگه دارااست و چارچوبی برای ما به وجود آورد تا در ذهندانایی فزاینده بمانیم. از سوی دیگر، تمرینهای تفکرآمیز غیرقانونی معمولا در مقطعهای کوتاهی از فرصت – معمولا پنج دقیقه یا این که کمتر – حادثه می افتند و ممکن میباشد که به آسانی با یک تفکر کوتاه ایفا شوند – ما از هر کاری که به آن مشغولیم دست میکشیم و اعتنا خویش را معطوف به داخلمان میکنیم. این وضعیت ممکن میباشد هنگامی دست دهد که شم کنیم وقارمان نامرتب و یا این که هر وقت که گرایش بدین فعالیت ناگهان در ما بیدار خواهد شد. ممکن میباشد متوجه تنفس خویش بشویم، قدمهای خویش را بشمریم، تعدادی گام شیوه برویم یا این که تفکرای را ریشهیابی کنیم تا پی ببریم که چه چیز منجر کشمکشی درونی یا این که بیرونی می گردد.
چه چیز تمرینهای تفکرآمیز را بیواسطه به ساختن باهمستان لینک و پیوند می دهد؟ هرکدام از این تمرینها، قانونی یا این که غیرقانونی، یاری مینماید که به اذهان، احساسات و اجرا خویش در دم بیشتراز پیش اعتنا کنیم. آن وقت عالی میتوانیم تشخیص دهیم که چهطور علتها و دستورکارهای ما با باهمستان جمعی همسو میباشند و یا این که چقدر تفاوت داراهستند و احتمال داراست موجب ناسازگاری شوند. این آشنایی به ما امداد خواهد که خوب بتوانیم در باهمستان با دیگر افراد فعالیت کنیم.
بحرانهایی در رویه ساختن باهمستان ذهنبا خبر
بیشتر هموندان باهمستان به حقیقت می خواهند که باهمستان آن ها رونق بگیرد و کوششهای آنها ثمربخش باشد. ولی در حین هر مرحله از ساختن باهمستان، هموندان ممکن میباشد شم نمایند که در کارشان انسجام یا این که یکپارچگی نیست. ممکن میباشد گروهی که پیشخیس سرزنده و پرتکاپو بوده در حال حاضر نیروی خویش را از دست داده باشد و مبتلا رکود خواهد شد. یا این که ممکن میباشد گروهی با پیشامدی مواجه خواهد شد که عملکردهای باهمستان را از مسیر خویش گمراه نماید و اینک رجوع به مسیر قبل برایش طاقت فرسا میباشد. اینها مثالهایی از معضلها در پروسه ایجاد کرد باهمستان می باشند. اگرچه شمار این معضلها نادر وجود ندارد، ما به اختصار به پنج بحران میپردازیم و می گوییم که چه طور میاقتدار بر هر کدام از آنان غالب شد.
خلا رهبری توانمند و موءثر. با تغییرو تحول نیازهای باهمستان، ممکن میباشد که دربین مهارتهای رهبری کنونی و مهارتهای مورد نیاز برای هدایت باهمستان به مرحله آن گاه ناهماهنگی به وجود آید. برای حل این ایراد هموندان باهمستان می بایست مهیا باشند که در شکل نیاز، با استعمال از مهارتهایی که دارا هستند و با یافتن رویکردهایی برای یادگیری مهارتهای ضروری که فعلا فراهم وجود ندارد، تحت عنوان رهبران باهمستان سرویس نمایند.
شخصیتهای احاطهگرا. در بخش اعظمی از تیمها کسانی پیدا میشوند که خیلی زود ایدهها را با سایر افراد بین میگذارند و آنگاه برای آنها کارزار به منش میاندازند. این اشخاص معمولا خوب از شنوندگان خویش صحبت میگویند و ممکن میباشد بخواهند که بیجهت تفویض کارها را در مشت بگیرند. برای تقابل با این معضل عالی میباشد مهارتهای رابطه ذهنآگاهانه و نظارهگری بیطرفانه به تمامی یادگرفتن داده گردد و نیز قبل از هر نشست انتظارات ارتباطی بازبینی خواهد شد.
کمبود یا این که عدم وجود شفافیت درباره بهاها و غرضهای باهمستان. در شرایطی که بهاها و هدف ها باهمستان به روشنی تمجید نشده باشند و حرکتی اپلیکیشنریزی گردیده برای نیل به آن هدف ها وجود نداشته باشد، این خطر وجود داراست که باهمستان به رکود مبتلا گردد، به اکنون خویش رها بشود و یا این که در مسیری قرار بگیرد که بیسود میباشد. برای تقابل با این بحران، مواردی را با فواصل مشخص وقتی معلوم نمایید تا هموندان باهمستان قیمتهای گروهی را اصلاح یا این که از تازه پذیرش نمایند، پیشرفتی را که به سوی نیل به هدف ها داشتهاند بسنجند و در شکل نیاز اصلاحاتی شکل دهند.
خلا فرآیندهای پرنور حل اختلاف. اندکند افرادی که پرداختن به اختلاف و ناسازگاری برایشان شغل راحتی باشد. همانگونه که اشاره کردیم، اختلافات اکثر وقت ها نادیده گرفته میگردند تا جایی که به مرز انفجار برسند و انسجام مجموعه از هم بپاشد. برای این که از ذمه این معضل برآیید، با فرآیندهای حل اختلافات آشنا بشوید و در رویه فراگیری هموندان باهمستان دراین باره سرمایهگذاری نمایید. هموندان باهمستان را تشویق فرمایید که در به عبارتی فرآیند نخستین ناسازگاریها را بشناسند و مشخص و معلوم نمایند و با به کار گیری از مهارتهای خویش حلشان نمایند.
قرآن می فرماید: «چه شده شما را که در راه و روش خدا انفاق نمیکنید؛ در حالی که به جا مانده عرشها و زمین از آن خداست؛ آن ها که پیش از موفقیت (فتح مکه) انفاق کردند و جنگیدند، با آن ها که بعداز توفیق انفاق و پیکار کردند، برابر نیستند. آنها که قبل از توفیق انفاق کردند و جنگیدند، درجه بزرگی دارند و مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همه را خداوند وعده نیک میدهد و خدا به کارهای شما داناست».[19]
واقعیت بسیار فاصله است در میان انفاقی که عارفی و آگاهی به آن رو میکند و انفاقی که من از روی عادت و تحریکها به آن رو میآورم و چقدر فاصله است فی مابین نوری که از آن انفاق بر میخیزد و تمام آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شیوه من را و هستی را روشن میکند، و سوسویی که از این یک کدام از بلند می گردد و فروغ و روشناییاش به خودش هم نمیرسد.
انفاق کنندگان حقیقی و واقعی اشخاصی میباشند که فقط برای خشنودی پروردگار و پرورش فضایل انسانی و تصویب این صفات در درون جان خود: )ابتغاء مرضات الله و تثبیتا من أنفسهم([20] و همچنین برای پایان دادن به اضطراب رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و حزنهایی که بر اثر حس مسئولیت در عوض محرومان در وجدان آن ها پیدا می گردد، اقدام به انفاق میکنند.
مقدار و نوع انفاق
مقدار و اندازه انفاق وابسته به مقدار شناخت و رویت کرد و عشقی است که زیربنای آن می باشد. هرچه شناختها و عشق و علاقهها گستردهتر باشد، انفاق گران قدرتر گردد؛ تا حدی که اگر در نجد یا یمامه گرسنهای باشد، شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مولیالموحدین امیرمؤمنان علی(ع) نتواند آرام بگیرد و نتواند سیر بخوابد و نتواند بیتفاوت بماند.
گاهی انفاقها به همان اندازه واجب هستند و گاهی انفاق بیشتراز احتیاج است: )یسئلونک ماذا ینفقون ؟ قل العفو(.
گاهی انفاق، انفاق رزق هست: )انفقوا مما رزقناکم( و )مما رزقناهم ینفقون( که این مرحله مربوط به متقین است.
و گاهی انفاق، در تنگدستی و نداریها و سختیهاست. بعضی خیال میکنند که انفاق در هنگام دارایی مطرح می شود؛ در حالی که انفاق در نداریها و مشقتها هم نقل شده هست (آلعمران/127 ؛ طلاق/7).
گاهی انفاق، ایثارگرانه میباشد. حضرت امیرمؤمنان(ع) میبیند گرچه خودش سه شب غذا نخورده، اما هنوز طاقت داراست و این فقیر شاید از ضعف بمیرد و یا در ازای فقر از پا درآید و به فسادها و خود فروشیها گرفتار گردد و یا بر اثر این ظرفیت نادر، به شرکها و جاسوسگریها روی بیاورد و یا اینکه خودکشی کند. در اینجاست که ایثار میکند.
هر کدام از این پروسه، وابسته به مقدار شناخت و ظرفیت و قدرت روحی و وسعت وجودی افراد میباشد. نمیقدرت به اجبار بر خود تحمیل کرد. چه بسا هر که توان روحی بالاتر را ندارد، اسراف نموده باشد، در حالی که باید در انفاق حد اواسط را مراعات کرد، نه دست را باز گذاشت و نه به گردن بست.[21] همان گونه که از آیهها به دست میآید، انفاق تا حدی است که زمینگیری و بیچارگی پیش نیاید. به همین خیال و خاطر، هنگامی که میخواهیم کسی را به انفاق دعوت کنیم، می بایست شروع مورد و زیربنای انفاق را در او فراهم سازیم. باید به او دیدی داد که درحالتی که تمام هستی را با یکدست انفاق کند، نه اورا غرور بگیرد و نه منّت و پشیمانی و بازگو کردنی پیش آید.
چه گونه انفاق کنیم
انفاق می بایست برای دهنده و گیرنده، رویش و تکان بیاورد. این میباشد که دهنده انفاق باید در موضوعای انفاق کند که به پرورش و رضوان و نوروفروغ برسد، نه اینکه گرفتار منت و عجب و ریا خواهد شد و می بایست به گونهای انفاق کند که خوی را متملق و ذلیل بار نیاورد.
از آیه 262 سوره بقره به نه استفاده می گردد که انفاق در راه و روش خداوند در شرایطی که در پیشگاه آفریدگار پذیرفته می باشد که در پی آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش نیازمندان است، نباشد.
هر کس چیزی به دیگری می دهد و منتی بر او میگذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل می سازد، در حقیقت چیزی به او نداده است؛ زیرا در حالتیکه سرمایه ای به او داده، سرمایهای هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و باخت های روحی به مراتب بیش از مالی باشد که به او بخشیده می باشد. مراد قرآن فقط این نیست که پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خالی از منت باشد، بلکه در حینهای سپس نیز نباید با یاداوری آن منتی بر گیرنده انفاق گذارده خواهد شد و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص انسانی میرساند.
پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «هر که به فرد با ایمانی نیکی عطا کند، آنگاه او را با سخنی آزار دهد یا منتی بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است».[22]
و در حدیث دیگری میفرمایند: «هنگامی که حاجتمندی از شما چیزی بخواهد، گفتار او را جدا نکنید تا تک تک غرض خویش را گستردن دهد، بعد با ادب و وقار و ملایمت به او پاسخ بگویید، یا درحد توان خود آنچه دارید، در اختیارش بگذارید و یا به طریق سزاوار ای اورا بازگردانید؛ زیرا ممکن هست سؤال کننده فرشتهای باشد که مأمور آزمایش شماست تا ببیند در ازای نعمتهایی که معبود به شما ارزانی داشته، چهگونه عمل می کنید».[23]
قرآن در آیه 266 سوره بقره، مثال جالبی برای انفاقهای آلوده به ریا و دورویی و منت بیان داشته و فرموده: «آیا هیچ یک از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و گونه های انگور داشته باشد که از ذیل درختانش نهرها جاری و برای او در آن باغ از مجموع انواع میوه ها جانور باشد و در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (خردسال و) ضعیف دارد، ناگهان دراین هنگام گردبادی شدید که در آن آتش سوزانی هست، به آن برسد و باغ شعلهور خواهد شد و بسوزد».
این آیه، ترسیمی میباشد بسیار زیبا از حال این گونه اشخاص که با ریا و دورویی و منت و آزار، خط بطلان بر انفاق خویش میکشند. پیرمرد سالخوردهای را در نظر مجسم میکند که فرزندان خردسال و کوچکی دور و اطراف او را گرفتهاند و فقط منش تأمین زندگی اکنون و آجل آن ها، باغ سرسبز و خرمی هست با درختان خرما و انگور و میوههای دیگر؛ درختانی که پیوسته آب سرازیر از کنارشان میگذرد و زحمتی برای آبیار ندارد. ناگهان گردباد آتشباری میوزد و آن را مبدل به خاکستر میکند چنین انسانی چه حسرت و ناراحتی مرگباری دارد؟ فعلا عده ای که انجام نه اجرا میدهند و بعد از آن با دورویی و منت و آزار آن را از در بین میبرند، چنین هست آنها زحمت فراوانی کشیدهاند و در آن روز که نیاز به سود آن دارند، همه را خاکستر می بینند؛ به دلیل آنکه گردباد آتشین ریا و دورویی و منت و آزار، آن را سوزانده می باشد.
در پایان آیه، درپی این مثال بلیغ و گویا میفرماید: «این گونه آفریدگار آیهها خود را برای شما بیان می کند، شاید بیندیشید» و رویه حق را از باطل تشخیص دهید.
نقل گردیده است: مردی با زن خود بر رمز سفره نشسته و فی مابین سفره مرغی بریان گذارده شده بود. نیازمندی به در خانه آن ها آمد و امداد خواست. میزبان از جای برخاست و او را با عصبانیت دور کرد. مدتی گذشت. آن مرد حاجتمند شد و بر اثر تنگدستی همسر خود را طلاق داد. زن شوهر دیگری اختیار کرد. اتفاقاً باز روزی با شوهرش بر سر سفرهای نشسته بودند. مرغ بریانی هم وجود داشت. فقیری بر در خانه آمد. شوهرش اظهارکرد: خوب می باشد همین مرغ را به بینوا بدهی. زن مرغ را برداشت و آن را به فقیر داد. هنگامی که برگشت، شوهر متوجه شد که زن ناله میکند. باعث گریه را پرسید.
بیان کرد: آن فقیر شوهر سابقم بود. آنگاه حکایت آزردن و کمک نکردن به بینوا را برایش شرح داد. شوهرش خاطرنشان کرد: به پروردگار سوگند، من همان نیازمندی بودم که به در خانه شما آمدم و آن مرد، من را رنجانید.[24]
قرآن در آیه 267 سوره بقره در جواب این سؤال که از چه اموالی می بایست انفاق کرد، میفرماید: « ای افرادی که ایمان آوردهاید! از اموال پاکیزهای که (از طریق کسب و کار) به دست آوردهاید و از آنچه از زمین برای شما خارج کردهایم (از منابع و معادن زیر زمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ)، انفاق نمائید».
بعضا از مردم عادت دارند که از اموال بیقیمت و آنچه نسبتاًً بیمصرف است و برای خودشان قابل استعمال نیست، انفاق کنند. این گونه انفاقها علاوه بر اینکه منفعت چندانی به اینک نیازمندان ندارد، نوعی اهانت و تحقیر می باشد و موجب تربیت معنوی و رشد روح انسانی نیز نمی شود. از این رو، در ادامه معبود میفرماید: «به سراغ قسمتهای ناپاک نروید تا از آن انفاق نمایید؛ در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت».
این پاراگراف صریحاً عموم را از این عمل نهی مینماید و آن را با ادله لطیفی یاروهمدم میسازد و آن اینکه، شما خودتان حاضر نیستید این سیرتکامل اموال را جز از روی کراهت و ناچاری بپذیرید، چرا درباره برادران مسلمان، و از آن فراتر برای خدایی که در خط مش وی انفاق میکنید و همگی چیز شما از وی میباشد، بهاین عمل راضی میشوید.
عموم زمانی که میخواهند به سلاطین و شخصیتهای گرانقدر تقرب جویند، شایسته ترین اموال خویش را تحت عنوان کادو برای آن ها می برند، چهگونه ممکن میباشد بشر به پروردگار بزرگی که تک تک فقیه هستی از وی میباشد، بوسیله اموال بی بها و از مصرف افتاده، تقرب جوید!
این فرهنگ و تمدن قرآنی بایستی فی مابین همگی مسلمانها زنده خواهد شد که برای انفاق، شایسته ترین را گزینش نمایند. رمزّ اینکه پیشوایان در شب انفاق میکردند، همین بود که اشخاص، متملق و ذلیل توشه نیایند و خوار نگردند و رمزّ اینکه آفریدگار به آن ها که بر وی تکیه کردهاند، اینجانب لحاظ لا یحتسب روزی می دهد، همین تکیه و توحید عمیق آنهاست.
در آیه 270 سوره بقره قرآن از کیفیت انفاق آشکار یا این که مخفی حرف می گوید و میفرماید: «در صورتی انفاقها را آشکار نمایید، چیز نیکی میباشد و چنانچه آنانرا پنهان سازید و به نیازمندان بدهید، برای شما خوب میباشد و قسمتی از گناهان شمارا میپوشاند (و در پرتو عفو وبخشش در روش معبود، بخشوده خواهید شد) و خدا به آنچه اعمال می دهید، مطلع میباشد».
از امام راستگو (ع) اورده شده که فرمود: «زکات واجب را به صورت آشکار از جنس مستقل سازید و به صورت آشکار انفاق فرمائید، ولی انفاقهای مستحب درحالتی که نهفته باشد، خوب میباشد».
امام علی (ع):ای بندگان خداوند, شما رابه تقوای پروردگار پیشنهاد میکنم , چون این شایسته ترین سفارشی میباشد که بندگان به یکدیگر می نمایند ودر پیشگاه پروردگار شایسته ترین نقطه پایان کارها میباشد .
امام علی (ع):ای بندگان معبود, شما رابه تقوای پروردگار پیشنهاد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میکنم ، به عبارتی خدایی که برای (روی آوردن شما به زهدو تقوا) مثل ها زده ومدت قدمت شمارا مشخص و معلوم نموده است .
امام علی (ع):ای بندگان آفریدگار, شمارا به تقوای آفریدگار توصیه میکنم و از جهان برحذرتان میدارم.
رسول معبود(ص):کسی که از آفریدگار پروادارد, نیرومند معاش نماید و د مسجد غدیر فلاحی مشهد ر میهن معاند خویش امن و آسان بگردد.
امام علی (ع):بدانید که با تقواست که نیش (زهرآلود) گناهان کنده میگردد و بیشک میباشد که به مقصود پایانی می اقتدار رسید.
امام علی (ع):کسی که درختان زهد بکارد, میوه های هدایت بچیند.
امام علی (ع):فرد پارسا در رویه رستگاری گام برمی داراست و از خرابی هجران می نماید و در شغل ساختن معاد حریص میباشد.
امام راست گو(ع): آفریدگار عزوجل هیچ عبد ای را از ذلت گناهان به مسجد بابا غدیر مشهد عزت زهدو تقوا منتقل نکرد,مگر این که اورا بی مالی توانگر تشکیل داد و بی ایل و عشیره ای قوی و بی آن که بشری با اوباشد, اورا از تنهایی به در آورد.
امام درستگو (ع): خداوند عز و جل هیچ بندهای را از خواری گنهکاری به عزت تقوی منتقل نکند جز این که بی دارائی اورا غنی سازد و بی عشیره عزیز گرداند و بی همنشین اورا مأنوس سازد(یعنی اورا با خویش انس دهد).
امام علی (ع): هر کس از پروردگار بترسد و تقوی پیشه نماید، خدا وی را سوای انس ادب مسجد بابا قدرت مشهد میبخشد، و فارغ از گنج وی را بینیاز میکند، و فارغ از سلطنت وی را عزت می دهد.
امام حسن علیهالسلام - خطاب به مردی که با وی در باره تزویج دختر خویش مشاوره کرد- فرمودند: اورا به مردی صالح شوهر ده ؛ چون در صورتیکه دختر تورا دوست داشته باشد گرامیش میدارد و در حالتی که دوستش نداشته باشد به او ستم نمیکند.
امام علی (ع): شمارا به زهدوتقوا داشتن از معبود توصیه میکنم باتقوا خواب (شب) خویش را به بیداری رسانید و روزتان را با آن سپری فرمائید و آن را شعار دل هایتان سازید و گناهان خویش را با آن بشویید وبیماری هایتان را با آن معالجه فرمایید و قبل از فرا وصال مرگ به زهد گرایید.
فرستاده خداوند(ص):زهد و تقوا پیشگان مهترند و فقیهان پیشرو و نشستن در حضور آنها عبادت میباشد .
امام علی (ع): ای بندگان خداوند, بدانید که پرهیزگاران هم عالم را بردند و هم آخرت را, با اهل جهان در (به کارگیری از نعمت های) دنیای آنها شریکند, البته اهل عالم در(خوشبختی) آخرت آن ها باایشان سهم دار نیستند.
امام علی(ع): شمارا به تقوای آفریدگار پیشنهاد میکنم ,چون که آن حق خداست بر شما، زهدوتقوا همواره خویش را بر امت های پیشین و آجل عرضه کرده و می نماید, چون عموم در فردای قیامت که پروردگار آن چه را استارت نموده است گشوده می گرداند و آن چه را داده میباشد میگیرد و از آن چه عطا فرموده میباشد گشوده خواست می نماید, به زهد و تقوا نیازمندند و چه اندکند اشخاصی که زهد و تقوا را پذیرفته و چنان که بایسته و سزاست به کارش بسته باشند! اینان اندک شمارند.
رسول معبود(ص):خدایا منرا چنان از ذات خویش ترسان کن که گوئی تورا میبینم و منرا به پرهیزکاری خویش خوشبخت کن و به نافرمانی خویش بدبخت نکن قضای خویش را برای اینجانب تعیین کن و تقدیر خویش را بر اینجانب خوش یمن کن که نخواهم آنچه را مؤخر کرده ای مقدم کنی یا این که آنچه را مقدم داشته ای مؤخر کنی و گنج من را در روحم بومی کن.
فرستاده پروردگار(ص):دو رکعت نماز بشر باتقوا، رفیعتر از هزار رکعت نماز شخص لاابالی میباشد.
امام باقر (ع): همانا دشوارترین عبادت گشوده ایستادن از گناه میباشد.
امام رضا علیه السّلام فرمودند: سخت ترین عبادت، تقوی و پرهیزگاری میباشد.
فرستاده معبود(ص):عدل و داد پسندیده میباشد ولی از دولتمردان نیکوتر، سخاوت پسندیده میباشد البته از ثروتمندان نیکوتر؛ زهد و تقوا پسندیده میباشد ولی از علما نیکوتر؛ حوصله پسندیده میباشد البته از فقرا نیکوتر، توبه پسندیده میباشد ولی از جوان ها نیکوتر و حجب و حیا پسندیده میباشد البته از زنان نیکوتر.
امام حسن مجتبی(ع):شمارا به تقوای الهی و اندیشیدن همیشه پیشنهاد میکنم، چون که اندیشیدن والدین هم? خوبیهاست.
رسول صلّی الله علیه و آله هنگامی مؤمنی را وداع می کردند، می فرمودند: معبود تورا عفووبخشش نماید و به تقوایت بیافزاید و تورا به هر خیری برساند.
نبی پروردگار(ص):سه چیز میباشد که در کسی که باشد لایق اجر میباشد و ایمانش بی نقص میباشد: اخلاقی که توسط آن با عموم معاش نماید و تقوایی که او را از محرمات پروردگار به دور سازد و حلمی که اورا از جهالت با جاهل بر کنار دارااست.
رسول پروردگار(ص):تاوقتیکه عموم دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر کنند و در شغل های نیک و زهد به امداد یکدیگر بشتابند در نه و خوشبختی خواهند بود، البته در شرایطیکه اینگونه نکنند، برکتها از آنها گرفته گردد و گروهی بر تیم دیگر سلطه پیدا نمایند و خیر در زمین یاوری دارا هستند و خیر در اسمان.
امام علی(ع): به متانت و تربیت نفس خویش پرداختم و برای آن ادبی عالی از تقوای الهی در تک تک حالاتش نیافتم.
امام علی علیه السّلام فرمودند: تقوی و پرهیزگاری سرآمد کلیه اخلاق و رفتار است.
امام حسن مجتبی(ع):زهدوتقوا ، باب هر توبه و سرآمد هر حکمت، و (مایه)شرافت هر کاری میباشد.
امام علی(ع): سروران اهل پردیس، زهد و تقوا پیشگان نیکوکارند.
امام علی (ع): نه عالم و آخرت در دو خصلت بی نیازی و تقواست و شر جهان و آخرت در دو خصلت نیازمندی و گناه میباشد.
امام موسی کاظم(ع): لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم! جهان دریایی عمیق میباشد که بخش اعظمی در آن غرق شدند. پس می بایست دراین دریا، کشتی ات تقوای الهی، توشه آن ایمان، بادبانش تکیه بر پروردگار، ناخدایش عقل، راهنمایش دانش و سکانش(فرمانش) شکیبایی باشد.
امام موسی کاظم(ع): تقوای الهی پیشه کن و فسخ را فرو گذار هر چندین (به ظواهر) نجات تو در آن باشد، چون که هلاکت تو در آن میباشد.
فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هان ای تاجر! همانا بازرگانان در قیامت گنه فعالیت برانگیخته میگردند مگر هر که تقوای الهی پیشه کرده.
رسول معبود(ص): یا این که علی سه چیز میباشد که در هر کس نباشد هیچ شغل وی صحیح نباشد: پرهیزکاریی که اورا از نافرمانی خداوند گشوده دارااست، اخلاق و رفتار خیر و خوبی که با مردمان سازش نماید. بردباریی که از نا آگاهی عموم درگذرد.
رسول پروردگار(ص): هر که سه چیز ندارد از معبود و اینجانب بدور میباشد. پرسیدند آنان چیست؟ اظهار کرد: بردباریی که جاهلیت نادانان را بدان در گذارد و خوش خویی که بدان فی مابین مردمان معاش نماید و پرهیزکاریی که اورا از گناهان به دور سازد.
امام علی (ع):ای بندگان خداوند, شمارا به تقوای معبود توصیه میکنم , چون که زهد و تقوا مهار میباشد و توکل گاه پس بندهای سفت آن را بچسبید و به حقایق آن چنگ در زنید.
وصیت امام علی (ع) به امام حسین (ع): پسرم ترا وصیت می کنم بپرهیز کاری در حالا فقر و گنج و به صحبت حق در درحال حاضر خوشنودی و خشم و وسط روی در هم اکنون نیاز و بی نیازی.
نبی آفریدگار(ص): سه چیز میباشد در صورتیکه کسی معبود را با آن سه دیدار نماید از شایسته ترین عموم میباشد کسی که واجبات پروردگار را اعمال دهد وی عابدترین عموم میباشد و کسی که خویش داری نماید از حرامهای پروردگار وی پرهیزکارترین عموم میباشد، کسی که قناعت نماید بآنچه روزی کرده وی را پروردگار پس از ثروتمندترین عموم میباشد.
امام علی (ع):پروردگار عفووبخشش نماید عبد های را که پروردگارش را مراد داراست و از گناهش غربت نماید، با هوای نفس خویش طرفیت نماید، آرزوی بیجای خویش را لاف شمارد و دنبالش نرود، آن مرد مردانه خویش را با تقوی مهار زده، با خوف پروردگارش لجام بر دهان زده و آن را با مهار بسوی طاعت کشانده و با لجام از نافرمانی حق رانده.
رسول خداوند(ص):هیچ یک از شما به خیال خداوند چیزی را رها نکند, مگر این که معبود عالی از آن را از جایی که گمانش را هم نمی موفقیت, نصیبش فرماید و (هیچ یک از شما) به آفریدگار بی اعتنایی نکند و ندانسته چیزی را نگیرد, مگر این که خداوندبدتر از آن را از جایی که فکرش را هم نمی نماید, سود وی گرداند.
امام علی(ع): تقوای الهی را درباره بندگان آفریدگار و شهرهای وی رعایت نمائید؛ چون حتی از اماکن و حیوانها از شما سؤال شود.
امام علی علیه السّلام فرمودند: از پروردگار بترسید، هر چه بگوئید میشنود، و هر چه در حیث بگیرید می داند بطرف مرگ بشتابید هر چه از او گریز فرمایید وی به شما می رسد، در شرایطیکه توقف نمائید شما را می گیرد و در حالتی که فراموش فرمایید وی شما را بیاد میآورد.
امام علی (ع):تقوی از پروردگار خرابی دلها را می برد، و چرکیها را از داخل آدمی میزداید، و پردهها را از جلو دیدگان بر میدارد، و برای شما وقار آماده میکند، و سیاهی را به روشنائی و فروغ را به ظلمات تبدیل مینماید.
امام علی (ع):طاعت خدا را بمنزله جسم خویش قرار دهید و از آن به تیتر خرقه و پوشش استعمال نکنید، وی را در درون خویش مکان دهید، و در فی مابین اعضاء و اعضا خویش بکار گیرید، و آن را سرآمد هر کاری بدانید و بر کلیه چیز مقدم بدارید.
فرستاده معبود صلی اللَّه علیه و آله فرموند: هر کس یک خصلت را از دست ندهد عالم و آخرت از او اطاعت میکند و به به روزی پردیس میرسد، گفته شد: یا این که فرستاده اللَّه آن خصلت کدام میباشد. فرستاده آفریدگار صلی اللَّه علیه و آله فرمود: آن خصلت تقوی و هراس از معبود است.
امام راست گو (ع):هر کس از آفریدگار بترسد همگی از وی خواهند ترسید و هر کس از پروردگار نترسد آفریدگار وی را از همگان میترساند.
جابر بن مخلوق اللَّه انصاری گوید: یک کدام از از روز ها عباس نزد نبی پروردگار صلی اللَّه علیه و آله آمد عباس مردی قد بلند و قشنگ منظر بودند، وقتی که پیامبر پروردگار وی را مشاهده کردند تبسم نموده و فرمودند ای عمو شما خوشگل میباشید. عباس خاطرنشان کرد: یا این که پیامبر اللَّه زیبائی مرد در چیست و جمال آدم کدام میباشد، پیامبر معبود صلی اللَّه علیه و آله فرمود: گفتار صحیح در موازی حق، اعلام کرد: کمال در چیست، فرمودند تقوی الهی و حسن اخلاق و رفتار.
امام درستگو (ع):تقوی و پرهیزگاری ریشه هر حقی میباشد و هر جا حق باشد تقوی هم در آن جا هست، البته فسخ آن میباشد که شما را از آفریدگار به دور نماید، و این مقاله را تمامی می دانند و هر فرقهای به آن اعتقادوباور داراست، در حال حاضر از فسخ هجران نمایید، و داخل خویش را در سپردن معبود قرار دهید.
امام علی (ع):اینجانب ترا وصیت می کنم بپرهیزکاری پروردگار و اطاعتش و چنگ زدن بریسمانش چون که هر کس بریسمان خداوند چنگ زند بسوی رویکرد راست راهنمائی گردیده،بپرهیز (از معصیت)پروردگار و تفویض نکن کسی را بر رضای معبود چون که آن وصیت خدای عز و جل میباشد بسوی آفریدگانش پذیرفته نمیشود از وی غیر آن وصیت و جز آن وصیت چیزی تعالی شمرده نمیشود بدان که عموم بچیزی بزرگتر از تقوی مکلف نیستند چون که تقوی وصیت ما اهل بیت میباشد پس درصورتیکه میتوانی که نرسی بچیزی از جهان که بخواهی از آن چیز فردا پرهیزکار باش.
مرزو بومهای آسیایی نیز با مجسمههای بودا و آيينهای ویژه هندو در میهنهای هند و تایلند آوازه دارا هستند. برخی از پر اسم و رسم ترین این هدف های توریسم مذهبی در دنیا عبارتند از: مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
هند و مظاهر هندوییسم
هدف های توریسم مذهبی در دنیا- هند
اصلی وجود ندارد هندو باشید یا این که مسیحی یا این که مسلمان، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هند با معابد و آيینهای مذهبی شمارا شگفتزده خواهد کرد.
شهر باستانی «هاریدوار»، در کنار رودخانه گنگ با محل عبادتهای رنگی و لامپهایی که دربین رودخانه سوسوزنان پیش میروند یا این که شهر مذهبی بنارس، با آئین ویژه حریقسپاری مردگان، شمارا به قلب آئین و اطمینان رهروان آیین هندو میبرند.
این مرز و بوم که موفق مردمان آن هندو می باشند، یکیاز قطبهای توریسم مذهبی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بین مرزو بومهای آسیایی میباشد و دینهای بودایی و سیک درین مملکت محورگذاری گردیده. محل پرستش نیلوفر، محل عبادت «Chhatarpur»، قطب منار، درگاه روضه خوان نظامالدین، محل پرستش «کلکاجی ماندیر» و ... از اماکن مذهبی دارای شهرت در دهلی می باشند.
فیلیپین و ارثیه مسیحیت
فیلیپین یک کدام از نادر سرزمینهای آسیایی میباشد که قسمت متعددی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (حدود ۸۰ درصد) از جمعیت آن را مسیحیان تشکیل میدهند. این مرزو بوم به داشتن تمدنهای متنوع در عالم آوازه دارااست و هر ذوق وسلیقه را راضی مینماید.
شهر مانیل و ناحیه «اینتراموروس» (Intramuros)، با قلعه سانتیاگو، دیرینترین قلعه اسپانیایی فیلیپین و «کلیسای سن آگوستین» (Basilica di Sant’Agostino)، یک کدام از شایسته ترین جای هایی می باشند که میتوانید در پوسته یک مسافرت مذهبی از آنان بازدید نمایید. در پی، با بازدید از غار لوردس ( Lourdes grotto) و زیارتگاه ملی «Divine Mercy» با دیگر جنبههای مذهبی این حوزه آشنا خواهید شد.
ایتالیا: قلب مذهب کاتولیک
هدف های توریسم مذهبی در دنیا
زمانی سخن از توریسم مذهبی میشود، ایتالیا بیشک یکیاز شایسته ترین مقاصدی میباشد که می توانید از آن بازدید فرمائید. واتیکان در حافظه موقت، تحت عنوان قلب کلیساهای کاتولیک و آئین مسیحیت شناخته میشود. مطابق داده های عددی، ایتالیا دست کم ۱۵۰۰ زیارتگاه، ۳ هزار کلیسا و ۷۰۰ موزه و تعداد بخش اعظمی صومعه داراست.
آسیسی، محل تولد «سنت فرانسیس» قدیس ایتالیایی، یکیاز مهم ترین جاذبههای توریسم فقاهتی در ایتالیا میباشد که با «باسیلیکای سن فرانسیسکو» (Basilica San Francesco) فی مابین گردشگران مذهبی و غیرمذهبی شناخته میگردد. حوزه لوتور با کلیسا «دلا سانتا کاسا» یا این که منزل مقدس (Basilica of the Holy House)، میدان و باسیلیکای «سنت پیتر» در حافظه موقت، «پانتِئون» (Pantheon)، «آبنمای تروی»، تیم موزه واتیکان و…؛ ایتالیا، با انبوهی از بناهای جذاب و منحصر گردشگران فرهنگی و مذهبی را شیدا خویش مینماید.
ترکیه: به جا ماندهدار اسلام و مسیحیت
ترکیه بیش تر از هر چیز، بهتیتر یک مقصد تفریحی با سواحل براق، رستورانها و کافههای خیابانی، دکانها و موسیقیهای خنده رو شناخته میگردد. البته بهتر میباشد بدانید کهاین مرزو بوم، محل معاش «سنت نیکولاس» و مقر اول کلیسای دنیا «سنت پیتر» بوده و مقصد توریسم دوستداشتنی دربین مسافران مذهبی میباشد. خلال کلیساها و جاذبههای مسیحی، مساجد اسلامی نیز دراین مرز و بوم رده ویژهای داراهستند.
ایالات متحده عربی و مناسک حج
هدف های توریسم مذهبی در عالم- ایالات متحده عربی
ایالات متحده عربی با مناسک حج و شهرهای مکه و مدینه دربین هدف های توریسم مذهبی شناخته میشود. این مرزو بوم، قبل از همگیگیری COVID-19 هر ساله صاحبخانه حدود ۲ میلیون زائر از سراسر دنیا بود. امروزه بعد از سپری شد دو سال از همگیگیری کووید 19 و با از سرگیری مراسم حج، تعداد زائران آن به یک میلیون نفر کم شده میباشد.
ماههای شوال، ذیالقعده و ذیالحجه ماههایی میباشند که زائران برای بهجاآوردن وظایف فقهی خویش به ایالات متحده عربی مسافرت مینمایند.
شهرهای زیارتی کشور ایران
توریسم مذهبی، نصیب مهمی از صنعت توریسم جمهوری اسلامی ایران را تشکیل میدهد؛ از مشهد و ضریح امام هشتم شیعهها گرفته، تا بقعه حضرت معصومه (س) و مسجد جمکران در قم، بقاع شاهچراغ در شیراز، بقاع فرمانروا عبدالعظیم حسنی (ع) در شهر ری و… کلیه از مقاصدی میباشند که سالانه از گردشگران داخلی و فرنگی بخش اعظمی میزبانی مینمایند.
ماههای رمضان، محرم و صفر نیز تعداد گردشگران درین هدف های ارتقاء مییابد و صحنها و ایوانهای محیط بقعه به مکانی برای خلوت کردن و سرونیاز زائران تبدیل می شود.
توریسم مذهبی، تغذیه روح و جسم گردشگران
توریسم مذهبی، تغذیه روح و جسم مسافران
توریسم مذهبی، قدمتی به عمر ادیان الهی داراست. این نوع از توریسم از یک طرف سبب ساز تزکیه روح و جسم دینداران و از طرف دیگر، سبب ساز شناخت گردشگران متمدن، دین و پیشینه هدف های گوناگون می شود.
فعلا آنچه که در توسعه و گسترش این نوع توریسم عنایت دارااست، دقت دولتها به نیازهای مسافران و بازاریابی توریسم به طور هدفمند برای معرفی جاذبهها و دینهای مذهبی میباشد؛ دینهایی که بخش اعظمی از گردشگران را برای بازدید از هدف های به دور و مجاورت دنیا روانه مسافرت میکرد.
مثالای از نگارگری عصر عباسیان. فرشتهای در بوق می دمد. (احتمالااسرافیل که در صور میدمد و خبر از برپایی قیامت می دهد.
در مسئله نگارگری مدرسه بغداد یا این که عباسی با تصویر سازی کتاب ها ترجمه گردیده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد از پهلوی، یونانیسانسکریت به عربی رایج شد. صورتها در نگارههای این مدرسه به نژاد سامی (عربی) مشابهمیباشد. اثر اثر ها نقاشان بیزانسی و مسیحیت را میقدرت گشوده آشنایی. درین اثرها رنگ مورد نامحسوس یا این که به هیچ وجهً نیست. و نگارهها از متن غیر وابسته نیستند و بخشی از متن به شمار میروند. مسجد غدیر فلاحی مشهد
در موضوع سفالگری، سامرا همینطور شاهد استعمال وسیعی از رنگ در تزئینات و احتمالا معرفی تکنیکهای نگارگری براق روی لعاب سپید بود. مهم ترین دستاورد تکنیکی در آن مجال، یعنی اثرات روح قسمت نگارگری براق روی فلزهای قیمتی، در قرنها آتی نیز از عراق به مصر، سوریه، کشورایران و اسپانیا بسط یافت و مسجد بابا غدیر مشهد در غایت باعث به پرورش و بسط صنعت دکوری سرامیک در دنیای غرب شد.
قالیبافی در عصر خلفای عباسی که به تجملات عشق و علاقه داشتند جانی مجددای یافت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمدهمیباشد. «المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبههای پارسی داشتهمیباشد و در کتاب حدود العالم از بافتههایسیستان و بخارا و قالی کوچکهای فارسی حافظه گردیده میباشد.»
تونس و مصر در زمان اغلبیان و فاطمیان
درون مسجد جامع الازهر در مصر مثالای از معماری زمان فاطمیان ۹۷۲ م
وقتی که مسلمان ها شمال افریقا را فتح کردند مدل خاصی در مسجد بابا قدرت مشهد معماری نداشتند. وی با به کارگیری از سنتهای محلی و اقتباس از سبکهای هنری کشور ایران و سوریه دست به ساخت بناهای نو زدند. افزون بر این از معماران و هنرمندان محلی و فرنگی - اعم از قبطی، یونانی، سریانی و اهل ایران - به کار گیری کردند و از طرحهای بناهای دیرین بیزانسی و رومی نیز سود جستند. بدین ترتیب یک تمدن هنری ناهمگنِ «عرب - بربر» پدیدآمد. در صدر مسلمانها تنها به مراد تقابل با هجوم ها معاند قلعه ورباط میساختند، البته بعد از مدتی به تشکیل داد بناهای مذهبی هم پرداختند و سرنوشت قصرهای باشکوهی نیز تاسیس کردند که آنچه اینک برجای باقی مانده، بیشتر به عبارتی ساختمانهای مذهبی میباشد.
عربی کردن فرهنگ و تمدن عموم مصر چندان وقتی مبارزه، البته این در مغرب سالها طولانی شد. مصر بعد از تایید اسلام، نقش فعالانهای در پدیدآمدن فرهنگ و تمدن اسلامی - عربی داشت. اول شهرهای عربی در مصر مانند فسطاط دارنده خصوصیتهایی مشابه به اردوگاههای نظامی بود. عنصرها مهم شهرها را مسجد، قصر، حمامهای همگانی و پادگان و حصارهای کبیر و مستحکم تشکیل میاعطا کرد. ویژگیهای معماری مذهبی در قرنهای ۱-۳ق/ ۷-۹م در آنجا، بنای مسجدهای بزرگی زیرا مسجد عمرو بن عاص قابل مشاهدهمیباشد.
ازجمله بناهای غیرمذهبی درین زمانه «مقیاس النیل» بنا شده در جزیره مدیحه در حوالی قاهره لازم به ذکر میباشد که برای اندازهگیری ترازو بالا و کم شدن سطح آب نیل ساخته شد. از خصوصیتهای معماری اواخر سده ۳ق/۹م (زمان طولونیان) و سدههای ۴-۶ق/۱۰-۱۲م (زمان فاطمیان) برپایی بناهای گسترده، طرحریزی روشن وسعتها و تزیینات به طور گچبری و حجاری میباشد. مسجد ابن طولون که شکل نخستین خویش را تا امروز مراقبت کردهمیباشد و مسجد جامع الازهر و مسجد الحاکم در قاهره در شمار بناهای این دو عصراند.
اولیه آرامگاههای فاطمیان دارنده نقشه مربع، طاقی در اواسط هر نما و گنبدی بر اساسای هشت ضلعی بودند. برای تزیین بقعهها مقرنس نیز به شغل برده میشد. منارههای زمان فاطمیان دارنده اساس مربع و بدنه استوانهای بود که بالای آن طاقک هشت ضلعی قرار داده می شد. از اثرها معماری شهری باقیمانده در قاهره سه دروازه به اسمهای «بابالفتوح»، «باب الزویله» و «باب النصر» لازم به ذکر میباشد.
اغلبیان به آبادانی و ساختن بناها شوق واشتیاق داشتند. زیادةالله نخستین مسجد برزگ قیروان را تشکیل داد و احمد فرمانروای اغلبی نیز مسجد تبارک تونس را بازسازی کرد. افزون بر این اثرها بسیار برای آبیاری و کشاورزی در بخش ها جنوب افریقا که چندان نتیجه هاخیز خلا، ساخته شد. از بناهای مشهور عصر اغلبیان افزون بر دو مسجد اسمبرده مسجد جامع سوسه را نیز میقدرت اسم موفقیت.
قیروان پایتخت اغلبیان اول شهر اسلامی بود که از بسط اردوگاه نظامی عربی در سده ۱ق/۷م پدیدآمد. سنت بناهای مذهبی شرق با سنتهای محلی مغرب آمیخته شد وویژگیهای مساجد قرنها وسطایی مغرب و اندلس را پدید آورد. بنای این مساجد مشمول شبستان ستوندار و راهروهای مختلف عمود بر دیوار محراب که به صحن پهناور سنگفرش گردیده گشوده میشدند، و نیز گنبدها و سقفهای مسطح بر روی ناو محوری و ناو محراب و منارههایی بر مبناهای مربع صورت در سه طبقه بود.
پایین اثر کودتاهای بربرها و سیاست استیلاگرانه اغلبیان معماری مذهبی و غیر مذهبی این عصر خصوصیت دفاعی دارااست. این روحیه خشن مرتبط با زمان برقراری اولیه حکومتهای اسلامی در افریقای شمالی به طور بسیار بارزی در بناهای شهر سوس چشم می گردد. در معماری دفاعی، به ویژه در ساختن رباط استعمال از سنتهای محلی رومی و بیزانسی و نیز استفاده مدل قصرهای عربی خاور مجاورت مشاهده می گردد.
این نصیب نوشتار مستلزم گسترشاست با:
بیان مطالبی در زمینهی نگارگری، خوشنویسی، موسیقی و بقیه هنرهای این عصر.
سوریه، فلسطین و مصر در عصر ایوبیان، ممالیک و مبارزههای صلیبی
این قسمت نوشتار مستلزم گسترشاست.
تأسیس مسجد در منزل
حضرت على علیه السلام منزل اى میانگین که در آن جز فرش و قرآنى خلا براى مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نماز خویش برگزیده بود.[53] و اولیه مسلمانى که در منزل خویش مکانى تحت عنوان مسجد قرار بخشید «عمار بن یاسر»
بود.[54]
از رسول صلى الله علیه و آله درباره مردى سؤال شد که در منزلش نماز مى خواند آن گاه به مسجد مى آید و با جماعت نماز مى خواند، فرمود: «براى این مرد، دو منفعت میباشد».[55]
در بعضى از احادیث آمده میباشد: شایسته ترین نماز، نمازى میباشد که فرد در منزل اش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بخواند به طورى که جز خداى عزّوجلّ اورا نبیند و صرفا رضاى اورا طلب نماید.[56] بایستی دقت داشت که دراین مجموعه از احادیث غرض نماز شب یا این که نمازهاى مستحب دیگر برای مثال نوافل میباشد.
نماز فرد در منزلش با جماعت، موازی با بیست و چهار نماز میباشد و نماز مرد در مسجد با جماعت متساوی باچهل وهشت نماز میباشد... ونماز فرادادر مسجد، هم اندازه بیست و چهار نماز میباشد و نماز فرادا در خانه مانند غبارى دور از هم میباشد که در پیشگاه خداوند قبول نمى گردد. هرکس به سبب ساز اعراض از مساجد، در منزل اش نماز جماعت بخواند، نماز وی و کسانى که با وی نماز خوانده اند، بدون نقص وجود ندارد مگر این که عذرى براى رفتن به مسجد داشته باشد.[57]
در جامعه کنونى آیا چشم یا این که شنیده اید که شخصى در منزل خویش مکانى را تحت عنوان مسجد قرار دهد؛ یعنى محلى را به نماز تخصیص بدهد؟ در جواب خواهى بیان کرد: مگر مى خواهد شد در منزل مسجد صحیح کرد؟ در منزل ها جاى پاک و پاکیزه نادر یافت مى گردد به خصوص در منزل هایى که تعدادی نوباوه میباشد. البته اینگونه امکانى است و بسیار هم اجر داراست. لذا چه نیکوست چنانچه در منزل هایمان، محلى را تحت عنوان مسجد تعیین کنیم و در خلوت بر گناهان خویش زاری کنیم چون سبب ساز تراکم غم هاى ما این میباشد که در خلوت اشکى رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نریخته ایم، هر چیزى داراى وزن و ارزش و اندازه اى میباشد مگر قطرات اشک سنجش پذیر وجود ندارد.
آرى، هیچ قطره اى نزد آفریدگار دوستداشتنی خیس از قطره اشکى وجود ندارد که در تاریکى شب از خوف پروردگار و براى رضاى وی ریخته خواهد شد.[58] از مسمع نقل گردیدهاست: امام راستگو علیه السلام براى اینجانب
نوشت:
«دوست دارم که در مقام، یکى از اتاق ها را مسجد قرار دهى، بعد از شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن دو لباس کهنه و خشن بپوشى، آنگاه از خداوند بخواهى که تورا از حریق آزاد و به فردوس درون نماید و کلام بیهوده و صحبت تحمیل بر گویش نیاورى».[59]
ماجرا شدهاست، هنگامى که حضرت مریم علیهاالسلام به سن زنان رسید، حضرت زکریا علیه السلام براى وی محرابى در مسجد ایجاد کرد و در آن را میانه محراب قرار اعطا کرد، به طورى که حضرت مریم علیهاالسلامبا نردبان به محراب مى رفت و به جز حضرت زکریا علیه السلام کس دیگرى به آن محراب وارد نمى شد، که کلیه روزه آب و خوراک و روغن براى حضرت مریم علیهاالسلام مى موفقیت، هر مجال که حضرت زکریا علیه السلام به محراب وارد مى شد میوه نو نزد حضرت مریم علیهاالسلام مى روءیت کرد. زکریا از این زمینه در تعجب بود. حضرت مریم مى اعلامکرد: این روزى از نزد معبود و از پردیس میباشد.[60] همینطور حضرت فاطمه علیهاالسلام سرور زنان دنیا در محراب خویش نماز مى خواند.[61]
اما گمان نرود که غرض از این صحبت، عزلت و رهبانیت میباشد[62] بلکه مراد نماز شب و دیگر نمازهاى مستحبى میباشد؛ چون کسى که پروردگار را در نهان خاطر نماید، بسیار خاطر نموده است.[63]
آداب همسایگى با مسجد
ماجرا گردیده که حریم مسجد، چهل زراع و هم محلی آن[64] چهل منزل از چهار طرف میباشد.[65]
هرکس از همسایگان مسجد که صداى اذان را بشنود و در مسجد حاضر نشود، نمازش بدون نقص وجود ندارد.[66]
رسول آفریدگار صلى الله علیه و آله با همسایگان مسجد شرط کرد که هنگام نماز در مسجد حاضر شوند.[67]
نماز هم محلی مسجد زمانى بی نقص میباشد که در مسجد بخواند مگر این که مریض باشد و یا این که عذروبهانه دیگرى داشته باشد.
از امام باقر علیه السلام نقل گردیده است:
«نماز همسایگان مسجد، بی نقص وجود ندارد در صورتى که به مسجد حاضر نشوند مگر این که بیمار یا این که گرفتار باشند».[68]
در طی نبی صلى الله علیه و آله گردآوری اى از مسلمان ها هنگام نماز، دیر به مسجد مى آمدند، رسول صلى الله علیه و آله فرمود:
«گروهى نماز در مسجد را رخنه مى نمایند، به زودى دستور مى دهیم که هیزم بیاورند و در منزل هاى آن ها گذارند و به حریق کشند».[69]
مرد نابینایى به محضر نبی صلى الله علیه و آله آمد و اعلامکرد: اى پیامبر پروردگار صلى الله علیه و آله! اینجانب نابینا هستم،[70] چه بسا صداى اذان را مى شنوم ولى کسى که منرا به نماز جماعت راهنمایى نماید، نمى یابم. رسول صلى الله علیه و آله به وی فرمود:
«از خانه خویش تا مسجد ریسمانى ببند و به جماعت حاضر شو».[71]
در کوفه به امیرمؤمنان علیه السلام خبر دادند که گروهى از همسایگان مسجد هنگام نماز جماعت در مسجد حاضر نمى شوند، امام فرمود:
«می بایست به نماز جماعت ما حاضر شوند یا این که از ما به دور شوند تا اهل یک محل یکدیگر نباشیم».[72]
کسی که از جماعت مسلمانها اعراض نماید، عدل و داد وی ساقط و گوشه گیرى از وی ما یحتاج میباشد و کسى که به جماعت مسلمانها ملتزم باشد، غایب بودن وی حرام و عدل و داد وی اثبات میباشد.[73]
این ها کناره اى از احادیث و روایات درباره ضرورت رعایت حق همسایگى مسجد بود. ولی واقعیت آن میباشد که وقتى حق همسایگى منزل ها ملاحظه نمى خواهد شد، حق مساجد نیز ملاحظه نخواهد شد؛ چون محور همسایگى به عبارتی برادرى و تعهد و نگهداری دارایى ها و بستن دیده از محرمات و امداد و همکارى متقابل میباشد. ضمن این در همسایگى مساجد تهذیب نفوس مى گردد.
بعضى از همسایگان مسجد به علل متعدد با مسجد ارتباط ندارند و این موقعیت به صورت غیرمستقیم بر روحیه اشخاص جوان خانواده تاثیر مى گذارد. چاره این نقص بهاین میباشد که امام جماعت مسجد به دیدار اهل منزل هاى همسایه مسجد برود و با روحیات آن ها آشنا خواهد شد و حق همسایگى مسجد و ثوابى را که آدم با توجه به آن مى موفقیت براى آنها توضیح دهد. هم اینگونه از عواملى که بازدارنده داخل شدن آنان به مسجد مى گردد باخبر گردد و به صورتى که در آتی در قلب آنها باور نتیجه ها گردد، آن مانع ها را برطرف نماید.
آداب تکریم مساجد
ابوبصیر گوید: از امام راستگو علیه السلام انگیزه تعظیم و تکریم مساجد را پرسیدم؟ امام فرمود:
«از این حیث تعظیم مساجد فرمان گردیدهاست که آنان منزل هاى معبود در روى زمین اند».[74]
همینطور از امام راست گو علیه السلام نقل گردیده است:
«لعنت شده میباشد، کسى که احترام مسجد را محافظت نکند. اى یونس! مى دانى چرا آفریدگار، حق مساجد را گران قدر شمرده و این آیه را نازل نموده است:
«و ان المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا»[75] چون یهود و نصارا هرگاه به معبدهاى خویش وارد مى شدند، به خداى متعال کفر مى ورزیدند، لذا پروردگار سبحان، به نبی خویش دستور داد که در مساجد، معبود را به وحدانیت حافظه و اورا عبادت نمایند».[76]
مهمترین امور براى بزرگداشت مساجد عبارت اند از:
1 . خوشبو کردن مساجد با چیزهاى معطر. مستحب میباشد این شغل در روز[77] یا این که شب آدینه باشد. فرستاده پروردگار صلى الله علیه و آله دستور فرمود که مسجد را روز آدینه خوشبو نمایند.[78]
2 . خوشبو کردن و پوشیدن جامه هاى پسندیده،[79] با عصمت بودن،[80] و با ادب و وقار[81] به سوى مسجد رفتن.
3 . خوددارى از تناول کردن چیزهایى که بوى آنان نمازگزاران را اذیت مى نماید.
از امام راست گو علیه السلام درباره تناول کردن سیر و پیاز و تره سؤال شد؟ فرمود:
«تناول کردن آن ها چه پخته و چه ناپخته مانعى ندارد؛ همینطور میل کردن سیر براى مداوا مانعى ندارد، لکن هرگاه کسى سیر خورد به مسجد نرود؛[82] چون آزردن مسلمان ها با بوى سیر کراهت دارااست[83] و از هر چیزى که مردمان اذیت مى شوند، ملائکه نیز اذیت مى شوند»
تعداد صفحات : 0

بررسی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد