loading...

?????? ???? ???? ???? ??????? ????

بازدید : 38
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 10:57


مأذنه یا موذنه آن قسمت از مسجد یا ساختمان‌های مذهبی اسلامی است که برای اذان بیان کردن از سوی مؤذن ایجاد شده است. مأذنه‌ها معمولاً اتاقکی ویژه در بالای گلدسته‌ها (مناره‌ها)ی مسجدها هستند. اذان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد یا بانگ نماز، فراخوانی می‌باشد به زبان عربی برای اعلام وقت نماز و دعوت مردم به اجرای مراسم نماز. مؤذن شخصی است که بانگ نماز را با صدای بلند و از فراز مأذنه برمی‌خواند.

قدمت و مقیاس[بازنویسی]
از ظهور اسلام تا نقطه پايان حیات پیامبر اسلام، ماذنه‌ها سقف مساجد بودند. اما اولین مأذنه بر فراز مناره در اسلام، مربوط هست به بعدازظهر امویان و مسجد جامع اموری در سوریه که بوسیله ولید بن مسجد غدیر فلاحی مشهد عبدالملک ساخته شد. این مناره‌ها اصولا، دو برج از برج‌های قدیمی کلیسا شهر بود که به ویرانه مبدل شده بود و ولید، با دادن پولی به مسیحیان، این ویرانه را خریداری نمود و بر روی آن مسجدی بنا کرد.[۱][۲] کهن‌ترین مأذنه کشور‌ایران، متعلق می باشد به قرن دوم هجری قمری. این مناره در شهر قم بوده و مربوط به یک مسجد کهن در بعد از مسجد بابا غدیر مشهد ظهر سلجوقی است. ارتفاع این ماذنه 25 متر و کالا و نمای آن از آجر می‌باشد.[۳]

بلندترین مأذنه عالم، مأذنه مسجد حسن ثانی در کازابلانکا، شمال آفریقاست. این مسجد از دید وسعت، در جایگاه هفتم مساجد عالم هست. این مناره (مأذنه) 210 متر طول داراست. این مسجد در دهه 1980 توسط حسن مسجد بابا قدرت مشهد ثانی، سلطان مراکش ساخته شد.[۴] شرکت بن لادن سعودی نیز، قصد داراست در مسجدالحرام شهر مکه، در جوار کعبه، دو مناره به ارتفاع 420 متر، طراحی و جاری ساختن نماید

بازدید : 14
سه شنبه 13 آذر 1403 زمان : 10:23


جمعیت مسلمانها در عالم
مسلمان‌ها در اکثری از کشورهای دنیا حضور دارا هستند و مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در گزارشی که در سال ۲۰۲۰ میلادی ذکر شد، جمعیت مسلمان ها یک میلیارد و ۹۰۷ میلیون نفر، متساوی ۲۴.۹ جمعیت دنیا معرفی شد؛ که اکثر این جمعیت در حوزه‌ آسیا و آفریقای جنوبی و اقیانوسیه معاش می‌نمایند.
پرجمعیت‌ترین کشورهای مسلمان عالم اندونزی با ۲۳۱ میلیون نفر مسلمان، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پاکستان با ۲۱۲ میلیون نفر مسلمان، هند با ۲۰۰ میلیون و بنگلادش با ۱۵۳ میلیون مسلمان میباشند.

جمعیت مسلمان‌ها در دنیا
منابع مهم اسلام
منابع اساسی آئین اسلام بسیار اصلی میباشد که از کجا و کدام طرز استنباط گردیده‌است رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و التفات این قضیه از آن جهت میباشد که بدانیم از چه طرز و از چه منابعی به ما رسیده میباشد. دو منبع اساسی و اصلی آیین اسلام کتاب قرآن و روایات نبی و امامان مذکور میباشد.

کتاب قرآن کتاب آسمانی آیین اسلام میباشد و همانگونه که گفته شد کتابی فارغ از تحریف میباشد و قابلیت تغییر تحول در آن نیز به دلایل متعدد که حرف درباره ی آن درین نوشته‌ی علمی نمی‌گنجد نیست و شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نخواهد داشت.
روایات رسول و امامان که در ارتباط شریعت اسلام حرف گفته‌اند نیز تاملات بخش اعظمی انجام یافته و روایات کذب و دروغین نیز از آن جداگانه گردیده و به یک منبع خالص و مهم اسلام تبدیل گردیده است.

چرا ما به آیین اسلام نیاز داریم؟
برای تفهیم خوب این مسئله که چرا به آئین اسلام نیاز داریم به مطرح شدن یک نمونه می پردازیم.
ما هنگامی یک وسیله و ماشینی را خریداری می کنیم، در آن دفترچه راهنما وجود داراست که به ما یاری می‌نماید تا از آن چطور استعمال کنیم. در حالتی‌که آدم را یک ماشین غامض در لحاظ بگیریم، این وسیله خارق العاده نیز برای به کارگیری با صرفه و صحیح نیاز به یک محل کار راهنما دارااست که آن قرآن میباشد، و مانند این میباشد که بخواهیم راهنمای به کارگیری از دستگاه یا این که وسیله‌ای را از فروشنده اخذ کنیم.

اکنون آنکه معبود متعال ما آدم‌ها را خوی کرده و به همین استدلال میداند که چه چیز برای بشر‌ها شایسته ترین میباشد و مبنی بر با آن قانون ها و قواعدی را در قرآن قرار داده میباشد که چه کاری اعمال دهیم و چه چیز را اجرا ندهیم، و به حقیقت که آفریدگار متعال تنها برای ما آدم‌ها و بشریت یک آئین واحد قرار داده، به گونه ای که صراحتاً در سوره آل عمران آیه ۱۹ فرموده میباشد:
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ
حتماً آئینِ [حقیقی وواقعی که همگی پیامبران مُبلّغ آن بودند] نزد آفریدگار، اسلام میباشد

کلام پایان
آیین و شریعت، تیم‌ای از نرم‌افزار‌های عملی و عرفانی برای بشر‌هاست که بوسیله آن بتوانند به به روزی و روشن بختی پایانی برسند. خدا آئین اسلام را بی نقص‌ترین شریعت برای مسلمان ها و جهانیان قرار داده، تا بتوانند با رهنمودهای آن رویه صحیح معاش را یافته و در مسیر به روزی و روشن بختی پایانی گام بردارند.

بازدید : 17
يکشنبه 11 آذر 1403 زمان : 10:53


از این رو سیاست اسلام بعد از ظهور در ایالات متحده عربی، چه در مقابل سنت‌های مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ملی عرب و چه فارس تماماً بدیهی و پر‌نور میباشد و هیچ شاهدی برخلاف این سیاست تا به حالا شناسایی نشده میباشد.

2ـ‌ احترام اسلام به مقوله نشاط و شعف

برخلاف سیره برخی تندروان اسلامی، همان طور که مردم فقهای شیعه نیز در آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حین تاریخ به آن براین باوراند، اسلام خیر فقط با مقوله نشاط و شعف مخالفت نکرده، بلکه در پوسته تعالیم متعدد مداقه آن‌ها‌را به طور ویژه گزینه اعتنا قرار داده میباشد.

از منظر اسلام، مقوله نشاط اجتماعی مقوله‌ای میباشد که همگان به ویژه مسئولان و سردمداران رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ادیان و دولت ها باید در آن مسئله از هیچ سعی دریغ نکنند؛ چرا‌که جامعه سوای نشاط همگانی فرجامی جز رکود و آئین فارغ از دقت به مقوله نشاط و سرور فیض‌ای جز باخت و اتهام در حین اجانب نخواهد داشت.

در‌این راستا بیشتراز یک جلد کتاب آیه‌ها و احادیث اسلامی آمده که متأسفانه زمان کافی برای بیان آنها وجود ندارد، منتها به طور خلاصه ضروری میباشد تا بدانیم که به طور مطلق اسلام با هر نوع سنتی که به نوعی موجب تزریق شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نشاط در سطح های شخصی و جامعه به طور حلال و سلامت باشد، خیر صرفا مخالفت نکرده بلکه به طور ویژه به آن تأکید کرده و هرگونه سنت ملال‌آور و کاهنده نشاط شخصی و اجتماعی را گزینه هشدار قرار داده میباشد.

از این رو، سنت‌های ملی در هر قومی به ویژه اعیاد و پای کوبی‌های مربوط به آن تا‌وقتی‌که عموم فسخ یا این که آمیخته با خرافات و مغایر قیمت‌های انسانی و شرعی نباشند، خیر فقط گزینه احترام اسلام بلکه به نوعی غنیمت اجتماعی محسوب می شوند که به طور خودجوش راه اندازی گردیده و در تأمین نشاط اجتماعی دولت ها نقش کلیدی دارا‌هستند، در ادبیات شرعی ما از این مسأله گاهی به «فسحه» یعنی «جذابیت فقاهتی» نیز خاطر گردیده است.

صحیح از به عبارتی عصر‌های اول اسلام، بعضی از تندروان نو مسلمان چه در زیر ‌تأثیر احساسات و عاطفه ها افراطی و چه به خیال و خاطر کج‌فهمی‌های جان دار، عملکرد می‌کردند آئین اسلام را در پوسته فقاهتی افراطی و مخالف با مقوله نشاط و جذابیت و رویش و ترقی دنیایی در مبانی معرفی نمایند؛ البته آیین اسلام به جدیت مجموع با این نوع جنبش‌ها جنگ کرده و در پوسته یک قاعده کتبی میباشد اسلام را به محافظت «فسحه اسلامی» در گونه های راه و روش‌ها و گفتارها چه در پوسته شخصی و چه اجتماعی پیشنهاد کرده‌اند.

به‌این مفهوم که هیچ مسلمانی چه در سطح شخصی و چه اجتماعی حق ندارد به دلیل افراط و تفریط در آئین و معنویت‌گرایی و یا این که حرام فهمیدن حلال‌های الهی یا این که مانند آن، آیین اسلام را شرعی کم آب و ملال‌آور و افراطی و فارغ از دقت به بعد از آن دنیایی یا این که ترقی مادی بشر جلوه داده و به‌این وسیله آن را بین کفار و معاندان اسلام، جنایتکار و منفور سازد.

3- تأثیر مناسبت‌های ملی تندرست در اتحاد وحدت مسلمان ها

ناگفته‌ برای تمامی مسلمان ها بدیهی میباشد، اسلام تا چه اندازه به مسأله وحدت و اتحاد مسلمان عنایت داده و درین راستا، بیشتر سنت‌ها، مفاهیم و احکام خویش را به نوعی طرح‌ریزی کرده که به تقویت این مسأله بینجامند. طرح‌ریزی مراسم‌های فقهی چه شکل جماعت، ازدحام‌های اسلامی عیدهای جدید طرح گردیده در اسلام، سفارش‌های اکید به تقویت صمیمیت با همدیگر، نوع دوستی، عیادت‌ همدیگر، خوش خلقی و خوشی بیشتری، صله رحم، جلوگیری از غایب بودن و بهتان و سوء‌ظن و مانند آن و صدها مسأله جزیی و کلی دیگر چه در موضوع مسائل فقاهتی و چه اخلاقی و چه اعتقادی که اندیشمندان اسلامی براین باوراند تمامی در فلسفه تقویت صمیمت و وحدت فی مابین مسلمان، مشترک می‌باشند.

شکی وجود ندارد که‌این مناسبت‌های ملی بر فرض آنکه معارض از بها‌های انسانی و فقهی نباشد و یا این که بر شالوده خرافه و فسخ سازه گذارده گردیده و به به عبارتی نهاد مرسوم نباشند و خرافات جزئی آمیخته با آن تهذیب و آیتم اصلاح قرار بگیرد، در تأمین وحدت و جاری ساختن اسلامی در جامع بسیار سودمند می باشند، بلکه در جوامعی اقلیت‌های شرعی متفاوت تمامی اینگونه روزهایی را متشخص می‌شمارند تا چه اندازه این مناسبت‌ها موجب تولید اتحاد ملی، کاهش اختلافات، کدورت‌ها و پیامدهای آن موءثر خواهند بود.

به ویژه که در کشور‌ایران، نوع این مناسبت‌‌های ملی اعم از عید نوروز و مهرگان و سیزده بدر و چهارشنبه اهل سوریه، وجوه سنجیده و سنت‌های مطلوبی به آ‌ن‌ها یار گردیده که خلال این اساسی، اکثری از عامل ها تأثیرگذار درین اصلی را که اسلام نیز به آن ها پیشنهاد بعدی کرده را تقویت می‌نماید. مثل؛ صله رحم، مشاهده کرد و بازدید، خوش‌اخلاق و خوش بشری با همدیگر، دیدار بزرگان قوم و قبیله، دیدار عالمان آئین، کادو بردن و کادو دادن (که در احادیث آمده و عید باستانی نیز به آن دقت ویژه‌ای گردیده‌است)، نوازش به همدیگر و مانند آن.

4- عنایت به نظم و ترقی در اسلام

یکی‌از مهم ترین حکمت‌های دیگر درین راستا، مداقه ویژه اسلام به نظم و مترقی میباشد که اسلام، برخلاف ادیان دیگر همواره آن را شالوده شعائر خویش قرار داده و در‌این راستا، آماری و خبر‌ها و احادیث معصومان آنچنان فراوان می‌باشند که با یقین نشانه می دهند، این مسأله تحت عنوان یک کدام از هدف ها حاکمان اسلامی و سردمداران آیین اساسی میباشد و از این روست که امام علی(ع) در گونه های خطبه‌های خویش همواره عموم را به تقویت نظم و همت برای آبادانی جهان، پرورش، ترقی، ایجاد و توسعه و گسترش دولت ها اسلامی پیشنهاد کرده و از مخاطرات، افراط، زهدگرایی افراطی و رهبانیت بر حذر داشته‌اند.

به این ترتیب به‌ حیث می رسد یکی حکمت‌های اصلی دیگر که اسلام در احترام به‌این سنت‌ها مدنظر داشته و داراست، سنت‌های مربوط به این مناسبت‌ها می‌باشند که به نوعی در تقویت نظم، ترقی و آبادانی جهان و خاک قابل توجهی دارا هستند. برای مثال آنکه در‌این سیرتکامل مناسبت‌ها معمولاً عموم به نوعی توجهی به ویژه به نظم معاش خویش و نظافت آن داشته و در روزها منتهی به آن، به شستن و رفتن و پاک کردن و جایگزین کردن مظاهر کثیفی و آلودگی و کهنگی و با تمیزی و عصمت و طهارت و مانند آن عملکرد می‌گمارند.

زمانی می‌قدرت در سایه اصلاح اسلامی، در همین راستا عموم را به سمت ساخت و ساز نظم و ترقی در بعدها شرعی و معنوی خویش نیز سوق اعطا کرد و در کنار این نظم و ترقی مادی، به نوعی به گذر زمان حیات معنوی خویش پرداخته و محاسبه دینی خویش را منظم کرده و نرم‌افزار شرعی و معنوی خویش را تهیه نمایند، همانگونه امام درست گو(ع) در روایتی که از او بیان شده به فرض صدق، سعی بر تقویت این رابطه کرده و اجرا معنوی برای عید نوروز طرح‌ریزی فرموده‌اند یا این که در دعای دارای شهرت نوروز قید فرمودند، به نوعی اعتنا بدین اساسی گردیده است.

5- اعتنا ویژه آدم به طبیعت

گشوده تردیدی وجود ندارد که اسلام در اشکال تعالیم خویش تا چه اندازه به‌این مسأله التفات داده و مسلمان‌ها را به سیر در طبیعت و تذکر مخلوقات الهی در عرصه صنع الهی و تأمل در نقش هرمورد و بالاخره عبرت‌‌گیری مایحتاج سفارش نموده است، به حیث می رسد یکی‌از حکمت‌های اصلی دیگر احترام به‌این مناسبت‌های ملی، به ویژه مناسبت‌هایی که به نوعی به عنوان «پایکوبی‌های مربوط به طبیعت» مطرحند، تقویت همین مسأله میباشد.

تحت عنوان مثال، در سایه احترام به عید نوروز و پایکوبی‌های دیگر مرتبط با فصول میباشد که دقت عموم میتواند بیش تر از پیش معطوف به صنع الهی و آیه ها خدا در صحنه آفرینش گردیده و بیشتر از حالت معمولی در تغییر و تحول فصول و نقطه پایان فصل مات نباتات و استارت حیات آن‌ها تأمل نماید یا این که در روز طبیعت که در کشور‌ایران در روز سیزدهم نامگذاری گردیده، عموم علاوه بر بهره برداری از طبیعت و تأمین نشاط شخصی و اجتماعی مورد نیاز، پا به به طبیعت گذاشته و در اشکال مظاهر آیه‌ها الهی عالی بنگرند و به ایمان خویش بیفزایند، هنگامی در سایه ساماندهی ما یحتاج از منطقه سردمداران آیین و حکومت اسلامی، خلال آنکه آسیبی به طبیعت نزند، با بسط برخی سنت‌های پسندیده مثل نهال‌کاری و مانند آن، به غنا و نشاط طبیعت اضافه کند.

اینها عمده حکمت اسلامی می باشند که به لحاظ من اساسا قاعده احترام اسلام به سنت‌های ملی و مناسبت‌های قومی به شرط سالم آن ها از مخالفت نفیس‌های انسانی و فقاهتی و یا این که به شرط امکان اصلاح و ساماندهی در راستای بها‌های انسانی و فقاهتی دخالت دارا‌هستند. ولی مکان هیچ تردیدی وجود ندارد که معمولاً در هر دولت ها انسانی، خیر فقط این مناسبت‌ها بلکه گاهی حتی مناسبت‌های شرعی شالوده‌گذاری گردیده به طور تدریجی به سمت خرافات و مغایر هدف ها طرح‌ریزی گردیده، گمراه میگردند، براین اساس ضروری میباشد که کلیه مسئولان دولت ها اسلامی، در مراقبت تمامی سنت‌ها و مناسبت ملی و فقهی از مفاد زخم و ناهنجار بکوشند.

*پیشنهاد‌های اسلام برای ساماندهی مناسبت‌های ملی در راستای تعالیم الهی چیست؟

-اسلام پیشنهاد‌ها و هشدارهایی درین راستا دارااست که در شکل ملاحظه و تقویت، به فرمایش امامان معصوم(ع) هر روز مسلمان را عید باستانی خواهد ایجاد کرد، از‌آنجا‌که دیگر زمان پردازش به هریک از آن ها چشم نمیشود، در نقطه نهایی فقط به فهرست این تعالیم شرعی در‌این عرصه اشاره‌ای زود گذر می شود، البته اجمال پیشنهاد‌ها و هشدارهای اسلامی در مسیر تعدیل و اصلاح و ساماندهی مناسبت‌های ملی در راستای هدف ها متعالی و پرورش دهنده شخص و جامعه عبارتند از:

1. دقت به جنبه‌های معنوی آورده شده در حکمت‌‌های نوروز، مثل: فکر در وضع و اوضاع فصول و طبیعت و مانند آن و تقویت و ایمان.

2. سعی در جهت تولید نظمی نوین و اپ‌ای نو در راستای عالم و آخرت در سال نو بر اساس بها‌های پرورش دهنده و تکامل بخشنده.

3. عملکرد مجموع در انس و الفت با عموم و تقویت صمیمت و اتحاد و نوع دوستی

بازدید : 19
شنبه 10 آذر 1403 زمان : 10:32


ذکر نام ماه رمضان در قرآن
این ماه صرفا ماه قمری میباشد که نامش در قرآن آمده میباشد و نمی اقتدار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مداقه آن را از دید قرآن کریم و مهربان انکار کرد. ماه خوش‌یمن رمضان آنقدر اصلی میباشد که در آیه‌ها 184 و 185 سوره بقره در ارتباط روزه داری، احکام روزه و کفاره روزه کلام به در میان آمده شد‌ه‌است.

واژه و کلمه رمضان یک توشه در قرآن مهربان و فقط در آیه 185 سوره بقره مسجد غدیر فلاحی مشهد آمده میباشد.

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ

معبود متعال در قرآن مهربان میفرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛

ای اهل ایمان! روزه بر شما پایگاهّر و موردنیاز گردیده، همان طور که بر پیشینیان مسجد بابا غدیر مشهد شما پایگاهّر و موردنیاز شد، تا پرهیزکار گردید»(بقره/ آیه 183)

خدا در قرآن می‌فرماید:

« شهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًی لِّلنَّاسِ وَ بَیِّنَت مِّنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شهِدَ مِنکُمُ الشهْرَ فَلْیَصمْهُ وَ مَن کانَ مَرِیضاً أَوْ عَلی سفَر فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّام أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِمعدودُ الْیُرازَ وَ لا یُرِیدُ بِمعدودُ الْعُرازَ وَ لِتُمعدودِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکبرُوا اللَّهَ عَلی مَا هَدَاکُمْ وَ لَعَلَّمعدودْ تَتردیدُرُونَ (بقره ، 185)

آن تعدادی روز نادر ماه رمضان میباشد که قرآن برای راهنمائی عموم و علامت های هدایت و فرق دربین حق و فسخ در آن نازل گردیده، پس آن کس که در ماه رمضان در حضر باشد روزه بدارد، و آن کس که مریض یا این که در مسافرت باشد روزهای دیگری را به مکان آن روزه بگیرد، پروردگار راحتی شما‌را می‌خواهد خیر زحمت، غرض این میباشد که‌این روز ها را کامل شدن فرمایید، و آفریدگار را بر اینکه شمارا هدایت کرده بلندمرتبه مسجد بابا قدرت مشهد بشمرید و شاید شکرگذاری فرمایید.

مداقه ماه رمضان

التفات ماه رمضان در روایات
نبی صلی الله علیه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَکَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهی میباشد که خدا در آن حسنات را می‏افزاید و گناهان را تمیز می‏نماید و آن ماه برکت میباشد. (بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)

پیامبر آفریدگار (صلی الله علیه و آله) فرمود:
هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق اینجانب النار؛

رمضان ماهی میباشد که ابتدایش عفو میباشد و اواسط‏اش مغفرت و پایانش آزادی از حریق دوزخ وجهنم. (بحار الانوار، ج 93، ص 342)

فرستاده پروردگار (صلی الله علیه و آله) فرمود:

لو یعلم العبد ما فی رمضان بارگذاری ان یکون رمضان السنة؛

در حالتی‌که مخلوق «آفریدگار» می‏دانست که در ماه رمضان چیست [چه برکتی وجود داراست] دوست می‏داشت که مجموع سال، رمضان باشد.

بازدید : 7
پنجشنبه 8 آذر 1403 زمان : 10:12


ساختن پروفایل؛ یک اصل کلیدی در بین قابلیت و امکان ها و سرویس ها شبکه‌های‌مردمی
یکی‌از کلیدی ترین امکان ها و سرویس ها شبکه های عمومی قابلیت و شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد امکان شناسایی و کشف یوزرها دیگر میباشد. در صورتی در یک پلتفرم کلیه ناشناس باشند و هیچ اطلاعاتی در زمینه‌ی شخصیت یا این که علایق خویش ارائه ندهند. از جنبه اجتماعی آن پلتفرم ارتباطی معدود گردد. شما بایستی به بتوانید در شبکه های مردمی با دقت به داده ها فردی یوزرها را بشناسید. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

• اما بایستی بدین نکته اشاره نمود که صراحت دارد که در خدمت هایی مانند توییتر بخش اعظمی اشخاص ناشناس باقی می مانند. با این وجود ولی آیتم هایی برای معرفی همگانی در‌این کانال برای یوزرها مهیا گردیده‌است. به جهت همین امکان ها و سرویس ها، توییتر یک کانال اجتماعی بی نقص محسوب می‌شود. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

5. راحتی کشف کردن نزدیکان و به خصوص کاربرانی با علایق شبیه
به طور تقریب تک تک خدمت های که ما آنها‌را تحت عنوان شبکه‌های‌اجتماعی می شناسیم قابلیت و امکان ها و سرویس ها شبکه‌های‌اجتماعی برای برقراری رابطه با هم فکران و عده ای که با شما علایق مشترک دارا‌هستند مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را مهیا می نمایند. تحت عنوان مثالtwitter و instagram این عمل را با هشتگ ها، صورت بوک و لینکدین با دسته ها و ردیت این شغل را با کاوش در زیرمجموعه ها اجرا می گردد. درحال که تیندر این قابلیت و امکان را به شما نمی دهد. از جمله درین خدمت شما نمی توانید عده ای را که به "گربه ها" عشق و علاقه مند میباشند را پیدا و با آن‌ها مشاجره نمایید.

در شرایطی که نمی توانید به راحتی عده ای را با علایق مشترک با شما پیدا نمایید به احتمال زیاد شما در یک کانال اجتماعی نیستید. دست‌کم می اقتدار خاطرنشان کرد در‌حالتی که با مقداری دیده پوشی آن را یک کانال اجتماعی بدانیم. مطمئنا این پلتفرم، کانال اجتماعی ای ناقص میباشد.

سرویس ها شبکه های مردمی

6. مراقبت ارتباط ها؛ از امکان ها و سرویس ها شبکه‌های‌مردمی گزینش کننده
تحت عنوان راهنما برای این قضیه خوب میباشد نگاهی به یک تمجید فرهنگ وتمدن لغتی درباره شبکه‌های‌اجتماعی بیندازیم. طبق تمجید فرهنگ و تمدن لغت مریام وبستر (Merriam-Webster) کانال اجتماعی یک خدمت و یا این که تارنما آنلاین میباشد که از روش آن اشخاص با یکدیگر ارتباط ساخت‌و‌ساز کرده و آن را محافظت می نمایند.

درین تمجید نکته مهمی مشاهده می شود. «مراقبت می نمایند.» یک هسته مهم برای انتخاب قابلیت و امکان ها و سرویس ها شبکه های عمومی به حساب میآید. به همین برهان قسمت کامنت های یک وب سایت و یا این که بلاگ کانال اجتماعی نیستند. چون با وجود آن که قابلیت برقراری رابطه را مهیا می نمایند البته نمی توانند ارتباط ها تشکیل‌شده را به محافظت کرد.

مطمئنا تنی چند از پلتفرم ها در‌این نوع از امکان ها و سرویس ها شبکه‌های‌اجتماعی خوب از دیگرافراد می باشند. در هر درحال حاضر شایسته ترین و بی نقص ترین کانال اجتماعی پلتفرمی میباشد که‌این قابلیت و امکان را به شل ترین صورت برای کاربرانش فراهم نماید.

کانال اجتماعی

نکته آخری درباره قابلیت و امکان ها و سرویس ها کانال اجتماعی
بایستی اشاره نمود که اما این ضوابط یه خرده قاطع به لحاظ می رسند و بعضا از پلتفرم ها ممکن میباشد یکی‌از این خصوصیات و سرویس ها را نداشته باشند البته گشوده یک کانال اجتماعی به اکانت بیایند و محبوبیت پیدا نمایند. در حالی که ده ها کانال اجتماعی وجود دارا‌هستند که آحاد این خصوصیات به صورت بدون نقص دارا‌هستند ولی شناخته گردیده نیستند.

بازدید : 21
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 9:19


پیش شرطهای دعوا
ادعا داران بحث تعدادی اصل را تحت عنوان اصل موضوعی می بایست پذیرفته باشند. مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد این اصول عبارت اند از:

الف اصل دقت به دانش و دوراندیشی حکماء و فلاسفه وجه ممیزه آدم را از سایر حیوان ها صفت نطق وی می‌دانند. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مراد آن‌ها توان تامل و تفکر در آدم میباشد که توسط گویش ابراز می‌گردد. البته فی مابین انسانها خلاف این فرمان ذاتی کسانی یافت می‌شوند که هیچ اعتنایی به ژرف اندیشی و رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تفکر ندارند قرآن این مجموعه را از بدترین جانوران معرفی نموده و از جرگه انسانیت به دور می‌داند. می‌فرماید:

(ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون) (27) یعنی بدترین جان داران نزد پروردگار افرادی میباشند که از شنیدن و بیان کردن حرف راست کر و لال اند و ابدا تاخیر نمی‌کنند.

طبیعتا روی کلام ما با این مجموعه وجود ندارد و اینها اهل مشاجره نیستند. شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

در منابع فقاهتی ما از جهات مختلفی به مساله دانش دقت گردیده است. که به طور فهرست وار به آنان اشاره میکنیم.

1 علم آموزی دانش همچون بقیه واجبات، واجب میباشد.

رسول (ص) فرمودند: طلب العلم فریضة علی آحاد مسلم (28) یعنی آموزش دانش بر هر مسلمانی واجب میباشد.

2 محصور به هنگامی خاص وجود ندارد.

از رسول (ص) نقل شد‌ه‌است: اطلبوا العم اینجانب المهد الی اللحد یعنی ز گهواره تا گور علم بجوی.

3 محصور به جای خاصی وجود ندارد و هر کجا علمی یافت شد می بایست به سراغ آن رفت.

رسول (ص) می‌فرمایند: اطلبوا العلم و لوا بالصین (29) درپی دانش بروید هر یک سری به چین (دورترین نقطه آن دوران) باشد.

از امام باقر (ع) نقل شد‌ه‌است: لو یعلم الناس ما فی طلب العلم لطلبوه و لو بسفک المهج و خوض اللحج (30) یعنی در‌حالتی که می دانستند در فیض علم آموزی دانش به چه خوشبختی هایی می رسند به‌دنبال آن می رفتند ولو آنکه خونشان در آن روش ریخته خواهد شد و یا این که به دریاها وارد شوند.

4 محصور به آموزش از فرد و دسته خاصی وجود ندارد.

می‌فرمایند: الحکمة ضالة المؤمن فحیثما وجد احدکم ضالته فلیاخذها (31) یعنی حکمت گمشده مؤمن میباشد پس هر کجا گمشده اش را یافت او‌را بگیرد.

در احادیث دیگر تعبیر و تفسیر «ولو عند المشرک» یا این که «ولو اینجانب اهل النفاق» داراست یعنی چه آن حکمت نزد مشرک یا این که نزد منافق باشد.

حتی‌د‌ر تعبیری از امام (ع) وارداتی میباشد که حق را از اهل فسخ بپذیرید اما فسخ را ولو از اهل حق باشد نپذیرید. و حضرت در پایین حدیث میفرمایند: خودتان کلام شناس باشید (32) یعنی آنچه عنایت داراست سخن میباشد خیر گوینده آن.

از سوی دیگر در مذمت جهل و جاهلیت به نکاتی اعتنا داده اند برای مثال:

1 جاهلیت موجب خواری و ذلت می گردد:

حضرت علی (ع) میفرماید: اذا ارذل الله عبدا حظر علیه العلم (33) یعنی زیرا خداوند مخلوق ای را زبون خواهد از علم بی منفعت اش نماید.

حضرت در تعریف فرصت بعثت فرستاده میفرماید: و استخفتهم الجاهلیة الجهلاء (34) رسول زمانی برانگیخته شد که عموم نادانی را، جهل آن‌ها خوار کرده بود.

این دستور طبیعی میباشد که زمانی امور بر روی دانش میچرخد و معاش بر مبنا دانش جای دارد و کلیه شوون حیات بشری به دانش تعلق داراست فامیل و گروهی که فاقد آن باشند حتی‌د‌ر معاش روزانه خویش محتاج دیگرانند.

2 بستر ساز سلطه اهریمنان میگردد:

علی (ع) عموم را به سه مجموعه تقسیم می نماید 1 دوراندیشی که شناسای خداست 2 آموزنده ای که در رویه رستگاری کوشاست 3 فرومایگانی رونده به چپ و راست که در هم آمیزند و پی هر بانگی را گیرند و با هر باد به سویی خیزند خیر از روشنی علم فروغی یافته اند و خیر به سوی پناهگاهی پایدار شتافتند. (35) این مجموعه سوم که خیر دانا و خیر در‌پی علم آموزی دانش اند دنباله رو هر گم راه و گمراهی می‌توانند بشوند.

در هر شکل آفریدگار بر مؤمنان تکلیف می نماید که نسبت به آنچه دانش و جدا ندارند سماجت نکنند و از آن تبعیت ننمایند.

(و لا تقف مالیس لک به دانش ان السمع و البصر و الفؤاد مجموع اولئک کان عنه مسؤولا) (36) یعنی در ادامه چیزی نباش که نمی دانی چون گوش و دیده و دل همگی بازخواست خواهند شد.

در اصول کافی از امام درست گو (ع) نقل می نماید:

لو ان العباد اذا جهلوا وقفوا و لم یجحدوا، لم یکفروا یعنی در شرایطی‌که عموم سپس که نمی دانند، توقف نمایند و در صدد انکار برنیایند، کافر نمی‌شوند. (37) ب اصل تایید یگانگی انسانها امروزه این سوال که آیا انسانها از هم بیگانه اند؟ به انواع متعدد به ذهن ما خطور می نماید، تحت عنوان مثال گاهی ممکن میباشد این سیرتکامل پرسش مطرح خواهد شد که: آیا میتوان آرزو داشت روزی دربین همگی مردمان عالم هماهنگی و تفاهم به وجود آید؟ در صورتیکه انسانها ذاتا با هم بیگانه نباشند، شاید بتوان اینگونه امیدی داشت.

دو عقیده به طور کامل متباین دراین مورد وجود دارااست:

1 عقیده بیگانگی انسانها شاید هیچ فیلسوفی با توانگری و صراحت «تامس هابز» (1588 1679) بدین گفت و گو که انسانها ذاتا از هم بیگانه اند نپرداخته میباشد. طبق عامل او، موقعیت ذاتی انسانها پیکار تمامی انسانها بر ضد همگی انسانهاست. چنانچه دولت مرکزی نیرومندی نباشد که بر همگی آمرانه حکم براند، بعد انسانها از همزیستی با هم حظی نخواهند موفقیت بلکه، برعکس، محنتی گسترده را متحمل خواهند شد.

در مجموع، در فلسفه «هابز» بیگانگی دو جنبه داراست، که یک جنبه آن مرتبط با جاری میباشد . انسانها تنها به جهت خودخواهی ذاتیشان با هم بیگانه اند، هر که در نوبت در آغاز نگران نگهداری حیات خود و در مرحله آن گاه درپی چیزهایی از قبیل گنج و جایگاه میباشد. او اعتقاد دارد:

«بشر به سایر افراد اهمیتی نمی دهد، مگر اینکه در روش وصال به اهدافش کمکی یا این که بازدارنده او باشند بدین ترتیب، این اعتنا آدم بیشتر به معاش و توان خویش میباشد تا به چیز دیگر.

در تحت این جنبه مرتبط با جاری چیزی وجود داراست که می قدرت آن را جنبه «هستی شناسانه» بیگانگی نامید. هستی ترکیبی از اشیای متحرک میباشد؛

هر واقعیتی موقعیتی معین در جای و فرصت دارد و مقررات فیزیکی تغییرناپذیر بر آن قاضی میباشد. هر شخص انسانی یکی‌از اجزای خالق دانا میباشد؛ او از چیزهایی مانند سنگ و درخت غامض خیس میباشد، البته با آن ها تفاوت ماهوی ندارد. اشیای دنیوی نسبت به یکدیگر اصولا حالتی صوری دارا‌هستند؛ قیودی مانند شفقت، همدلی و غرض مشترک نمی تواند انسانها را یگانه نماید، یگانگی انسانها صرفا به‌این معنی شدنی میباشد که آن‌ها‌را، مانند سنگهایی که برای ساختن دیوار به عمل می رود در جایی معلوم قرار دهند و در کنار هم پایدار نمایند» . (38) در همین راستا دعوا نسبیت گرایی اخلاقی مطرح گردیده است که هیچ اصل اخلاقی آن اعتبارش کلی وجود ندارد. بلکه اعتبار همگی اصول اخلاقی به فرهنگ و تمدن یا این که تعیین شخصی بر می‌شود. «جان لد» معلم دانش کده برن نسبیت گرایی اخلاقی را این سیرتکامل تعریف‌و‌تمجید می نماید:

نسبیت گرایی اخلاقی آموزه ای میباشد که [میگوید] صواب و خطای اخلاقی اجرا جامعه ها گوناگون فرق می نماید و هیچ ملاک اخلاقی عام و مطلقی که برای کلیه انسانها در تمامی زمانها الزام آور باشد، نیست. (39) «روث بندیکت» به صورت دیگری نسبیت را توضیح داده میباشد؛ وی می نویسد:

الگوی فرهنگی هر تمدنی از بخشی خاص از کمان گران قدر علت ها و هدف ها بالقوه انسانی فایده می‌گیرد... هر فرهنگی از حرفه آوریهای دنیوی یا این که ویژگیهای فرهنگی انتخاب گردیده استعمال می نماید این کمان تبارک که همگی رفتارهای ممکن انسانی در امتداد آن توزیع گردیده اند. بسیار پهناور خیس و پرتعارض خیس از آن میباشد که فرهنگ وتمدن واحدی بتواند حتی از قسمت معتنابهی از آن به کار گیری نماید. به این ترتیب «تعیین و انتخاب» شرط نخستین میباشد. (40) 2 عقیده یگانگی انسانها بخش اعظمی از متفکران دلیل می نمایند که انسانها در اصل یگانه اند . احتمالا ارسطو (384 322 پیش از تولد) متنفذترین آن ها میباشد. از لحاظ او، آدم دقیقا مانند برگی که به اقتضای ژرفای طبیعتش بخشی از درخت میباشد، به همه و ناگزیر عضوی از شهر میباشد. «آدم منزوی که اقتدار شرکت کردن در مصالح جامعه سیاسی را ندارد، یا این که به جهت خودکفا بودنش مستلزم اینگونه مشارکتی وجود ندارد، عضوی از پولیس (دولت شهر) به اکانت نمی آید و بدین ترتیب می بایست یا این که حیوان باشد یا این که خداوند» (41) هواداران این عقیده میگویند: نسبیت گرایان از مشاهده اینکه فرهنگهای متفاوت دارنده قواعد متعدد اند، این فیض نامعقول و ناموجه را میگیرند که گروه قواعد هیچ فرهنگی، عالی از دیگری وجود ندارد.

بلکه عالی بودن دسته ای از قواعد بر گروه دیگر بستگی به هدف ها نظام اخلاقی دارااست . ولی ما معتقدیم: هدف ها قواعد اخلاقی بقای جامعه، برطرف کردن سختی و حزن، رویش و شکوفایی انسانی، حل عادلانه و ظریف تعارضهای در میان منافع میباشد. این هدف ها دسته ای از اصول مشترک را به توشه می‌آورند که در واقع، مورد و بنای برخی از تفاوتهای فرهنگی میباشد که بشر شناسان گزارش کرده اند. «دیوید هیوم» در قرن هیجدهم یادآوری کرد که سرشت انسانی در حین اعصار و امصار در محور یکسان بوده میباشد و اخیرا «ای. وی. ویلسون» زیست شناس اجتماعی، بیش تر از بیست خصوصیت کلی را شناسایی نموده است. (42)

3 عقیده اسلام حیث اسلام درباره ویژگیهای کلی بشر به عبارتی عقیده یگانگی میباشد و اصول اخلاقی را اصول اثبات و مشترک فی مابین همگی انسانها و مشترک در همگی زمانها می‌داند گرچه ممکن میباشد فروع گاهی هم به حق تغییر‌و تحول نماید. به این ترتیب دگرگونی آدم تحت عنوان یک واقعیت دنیوی که متحول هم می‌باشد با دگرگونی ارزشهای انسانی دو مساله میباشد و ما در‌صورتی‌که اصول ارزشهای انسانی را متحول و نسبی بدانیم؛ برای هر گروهی و برای هر طبقه ای و برای مالک هر ایدئولوژی ای، یک نوع کردار و بها در معاش قایل شویم، در واقع کردار را از پایه انکار کرده و بی مبنا دانسته ایم .

در آیه دارای شهرت فطرت معبود میفرماید:

(فأقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون) (43) یعنی پس روی خویش را به سوی آیین کن در حالی که حق گرا هستی، فطرتی که آفریدگار آدم را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش معبود تحول وجود ندارد. این میباشد آیین بدون واسطه اما بیشتر عموم نمی دانند .

در‌این آیه، با در کمال صراحت، آیین را؛ یک دستور فطرتی برای همگی عموم می شناسد.

علامه طباطبایی در پایین این آیه برای اینکه ثابت نماید نوع انسانها دارنده یک روشن بختی و بدبختی اند این سیرتکامل برهان می نماید: در صورتی خوشبختی اشخاص انسانها به خیال اختلافی که با هم دارا هستند گوناگون میشد، یک جامعه با تقوا و واحدی که ضمانت کننده به روزی اشخاص آن جامعه باشد، تشکیل نمی گشت. و همینطور در صورتی به روزی انسانها به حسب اختلاف اقطار و سرزمینهایی که در آن معاش می نمایند، متفاوت میشد و سنت اجتماعی عبارت می‌شد، از آنچه ناحیه اقتضا نماید، آنوقت دیگر انسانها نوع واحدی نمی شدند بلکه به اختلاف ناحیه ها متعدد می شدند و نیز در صورتیکه خوشبختی انسانها به اقتضای زمانها گوناگون میشد، گشوده انسانهای قرن ها و اعصار نوع واحدی نمی شدند و آدم هر عصری غیر آدم مجال دیگر میشد.

و اجتماع انسانی سیر تکاملی نمی داشت و انسانیت از نقص متوجه کمال نمی شوید. زیرا دیگر نقص و کمالی وجود نداشت چون زمانی بشر قبلی غیر آدم فعلی باشد، نقص و کمال وی منحصربه‌فرد به خودش می گردد. و نقص و کمال این نیز اختصاصی خودش می‌گردد. و زمانی انسانیت به سوی کمال سیر می نماید که یک جهت مشترک و اثبات میان تمامی انسانهای قبل و بعدی باشد.

ولی مراد ما از این صحبت این وجود ندارد که اختلاف اشخاص و مکانها و زمانها هیچ تاثیری در برقراری سنت فقاهتی ندارد بلکه ما فی الجمله و تا حدی از آنرا قبول داریم. (44) بنابر این به لحاظ علامه به دو عامل:
1 اجتماعی بودن آدم
2 وحدت نوعی آن
انسانیت واحدی حقیقی و واقعی فی مابین کلیه اشخاص و اقوام میباشد، وی در نقطه پایان دعوا دلایل خودشان را بر این دو مساله به طور کامل توضیح میدهند.

آیه ها دیگری نیز بر وحدت انسانها و داشتن فطرتی واحد، دلالت دارااست از آن گزاره به آیه ذر (45) و آیه پیمان (46) و... (47) می قدرت مراجعه کرد.

در سخنان علی (ع) در فلسفه بعثت انبیاء نیز اینگونه آمده میباشد:

(فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول) (48) یعنی اینگونه بود که معبود فرستادگانش را میان آن‌ها برانگیخت و پیامبران خویش را متوالی به سویشان ارسال کرد تا میثاق فطرت توحیدی را از آنها گشوده جویند و نعمتهای فراموش گردیده را یادشان آورند و با تبلیغ بر آنها احتجاج نمایند و خردهای به گور خفته را برانگیزند.

بازدید : 21
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 12:26


از طرف دیگر نگاه قرآن به احکام و شریعت، نیز نگاهى حاکى از خلق‏مدارى شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد: وَ اَقِمَ الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ و الْمُنْکَرِ؛ و نماز را برپا دار، که نماز از فعالیت زشت و ناپسند بازمى‏دارااست (عنکبوت، آیه‏ى 45). آیه‌ها ذیل نیز بر این مقاله دلالت دارا‌هستند: بقره، آیه‌ها 177 و 183 و توبه، آیه ها 1 و 3.
8. سعى‏محورى
سعى و تلاش از دو جهت راجع‌به تربیت گزینه دقت میباشد: 1. تقویت عزم به نحو مطلق؛ 2. تقویت عزم رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به نحو خاص و اعمال عملى معلوم.
عنایت تأثیر سعى و سعی بر بشر درین میباشد که وى وام دار معیار سعی و کوششى میباشد که به فعالیت مى‏گیرد؛ آنچه در تربیت دینى عنایت دارااست ترازو سعى و کوششى میباشد که شخص در ناحیه توان خویش براى وصال به مقصود اجرا مى‏دهد. همینطور تربیت دینى اشخاص با دقت به موقعیت و امکاناتى که فرد در مشت داراست، طرح‏ریزى مى‏خواهد شد. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وَ اَنْ لَیْسَ لِلاِنْسانِ اِلاّ مَا سَعى وَ اَنَّ سَعْیَهَ سَوْفَ یُرى؛ و اینکه براى بشر سود‏اى جز سعى و سعی وجود ندارد و سعی وی به زودى چشم مى‏خواهد شد (نجم / 39و40). بقیه آیه‌ها دراین مورد عبارتند از: نازعات، آیه‏ى 35 و بشر، آیه‏ى 22.
محورهاى عمده موردنظر اصولا سعى‏محورى عبارتند از:
جهد و تلاش:
اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمّا یَعْلَمِ اللّهُ الذَّینَ جَاهَدُوا مِنْکُم وَ یَعْلَمَ الصّابِرینَ؛ آیا اینگونه پنداشتید مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد که فقط با ادعاى ایمان وارد فردوس خواهید شد، در حالى که آفریدگار هنوز مجاهدان از شما و صابران را معلوم نساخته میباشد (آل‏عمران، 142).
و حوصله و استقامت:
وَ اصْبِجایز اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِریِن؛ و طاقت و استقامت نمائید که معبود با استقامت‏کنندگان میباشد (انفال، 46) و آیه ها 24 سوره رعد و 30 سوره فصلّت نیز بر این مقاله دلالت دارا هستند.
و حصول و اکتساب:
کُلُّ امْرَىٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ؛ هرکس در گرو ایفا خود میباشد (طور، آیه‏ى 21 و بقره، آیه‏ى 225).
دستاوردهاى تربیتى این اصل مواردى زیرا: تأثیر عملکرد در تغییر‌و تحول سرانجام و نقش سعى و عادت در تربیت میباشد.
9. میانه روی‏گرایى
اصل میانه روی‏گرایى بیان کنده رعایت میانه روی و توازن در تربیت بشر و خودداری از هر سیرتکامل افراط و تفریط میباشد. این اصل متضمن دو دستور میباشد:
1. مضمون‌ میانه‌روی به نوعى مشتمل بر‏ى جامعیت میباشد. به‌این مفهوم که آنچه در تربیت اسلامى مدنظر قرار مى‏گیرد دربرگیرنده تک تک نیازها و مراد‏هاى وجودى آدم میباشد و این جامعیت نیازمند رعایت میانروی فی مابین نیازهاى سابق الذکر و جلوگیری از افراط و تفریط در مواجهه با آنهاست؛
2. رعایت میانه روی در نوع سرمایه‏گذارى و صرف انرژى براى جواب‏گویى به یک نیاز، ما‌را از افراط و زیاده‏روى در پرداختن به آن بازمى‏دارااست. در بینش دینى، تداوم هر امرى به میانه روی در ایفا آن بستگى دارااست. امام باقر(ع) در‌این خصوص مى‏فرماید:
اَحَبُّ الاَعْجنسِ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجلَّ مَا داوَمَ عَلَیْهِ العَبْدُ وَ اِنْ قَلَّ؛ شایسته ترین و دوست داستنی‏ترین اجرا در نزد آفریدگار ـ عزوجل ـ عملى میباشد که از سوى عبد تداوم یابد هر یک‌سری قلیل و اندک باشد.
10. محبت‏محورى
مبنا تربیت دینى بر مبنا برانگیختن حبّ و عشق و علاقه‏ى آدم و ساخت و ساز وابستگى و تعلّق خیال و خاطر در وی صورت مى‏گیرد. ساخت‌و‌ساز و رشد شم تعلّق، شوق واشتیاق و عشق و علاقه به معبود و درنتیجه به خَلق وی و کینه توزی و انزجار از شیطان و مظاهر وی وظیفه‏ى اصلى تربیت دینى محسوب مى‏گردد. آنچه اساسا محبت‏محورى مطرح مى‏خواهد شد، میدان‏دارى رغبت‏هاى قلبى و حق تقدم علاقه‏ورزى و سر و رمزهاى آن بر دلیل‏هاى بى‏طراوت عقلانى و افراط‏هاى بى‏روح عملى میباشد. (گیسلر، ص25 و 30؛ جیمز، ص25ـ24).
در بسیارى از آیه ها قرآن تبیین رابطه آدم با خدا یا این که بالعکس بر طبق دوستى و محبت، شکلى به طور کاملً متعدد از ارتباط ها قاضی در دیگر گستره‏هاى ارتباطى به خویش گرفته میباشد. مفهومى که حکایت از علاقه متقابل اخلاق و پروردگار مى‏نماید، به عبارتی معنا محبت و علاقه‏ورزى میباشد که بیان‌کننده چگونگی رابطه دوجانبه آدم و خداست:
قُلْ اِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِى یُحْبِبْکُمُ اللّهُ؛ بگو: در شرایطی‌که آفریدگار را دوست دارید، از اینجانب پیروى فرمائید تا معبود دوستتان بدارد (آل عمران، آیه‏ى 30).
خدا هنگام خطاب به رستگاران از واژه و کلمه‏ى محبت و دوست داشتن به کارگیری مى‏نماید و از طرف دیگر نسبت به کسانى که در وادى سرکشى و عصیان قدم گذارده‏اند از کلمه‏ى برائت یا این که عدم محبت به کارگیری مى‏نماید.
11. تحقیق‏مدارى
یکى از طریق‏هاى کارامد در زمینه‌ی تربیت، رسیدگی بر کارها متربى میباشد. بررسی دینى، نظارتى آگاهانه و هوشیارانه میباشد که متربى مى‏داند همواره خوی و حرکات وی ذیل پژوهش ظریف الهى میباشد و در بعدی می بایست پاسخگوى اجرا و خلق خویش باشد. اینگونه نظارتى مى‏تواند تأثیر ویژه‏اى بر شخصیت و اخلاق و رفتار وى داشته باشد؛ براین اساس، اصل بررسی‏مدارى در تربیت اسلامى به ما مى‏گوید: عالم در منظر پروردگار والا و تعالى میباشد و وی بر همگی کارها مطلع میباشد.
بدین ترتیب، چگونگی تأثیر رسیدگی بر خلق و اوضاع و احوال بشر، وام دار واحد سنجش آگاهى و اطمینان وی نسبت به فرمان رسیدگی و چگونگى آن میباشد. این دستور نیازمند نوعى مراقبه و احتساب و خودکنترلى میباشد. على(ع) مى‏فرماید:
از مخالفت با دستور‏هاى خدایى که در پیشگاه وی حاضرید و زمام کارها شما به دست اوست و حرکات و سکنات شما در مشت اقتدار اوست بترسید. در حالتی‌که شما اعمالى را پنهانى جاری ساختن دهید وی مى‏داند و درصورتی که آشکارا به‏جا آورید... نگهبانان بزرگوارى را گماشته تا هیچ حقى ضایع نگردد و بیهوده تصویب نکنند. (نهج‏البلاغه، خطبه‏ى 183).
12. واهمه و رجا
هیچ گاه نمى‏قدرت تکان‏هاى تربیتى را که سبب ساز به اصلاح و تغییر و تحول خلق در بشر مى‏شوند سوای وجود علت‏اى آشکار رسم کرد. تشویق و تنبیه، جایزه و جزا و بالاخره فردوس و دوزخ وجهنم در تعابیر دینى نمادى پر‌نور و عاملى اساسى براى ساخت‌و‌ساز انگیزش در بشر از رهگذر نوعى بیم و آرزو و خوف و عشق و علاقه میباشد. بشر با ترکیبى متعادل از بیم و آرزو حرکتى را شروع مى‏نماید یا این که از آن دست مى‏کشد. هیچ گامى در جهت اصلاح و تغییر تحول حالت جانور، سوای گذر از در میان این دو مقوله، در سطح های متفاوت قابلیت و امکان‏پذیر وجود ندارد (قطب، ص182). هراس و رجا در تربیت دینى کامل کننده یکدیگرند و آدم را از یأس و غرور پیراسته و به تواضع و آرزو تروتمیز مى‏سازند. نحوه ترغیب و ترهیب (ترقیب کردن و تهدید) مبنی بر همین طریقه به بشر میباشد:
وَ بَشِّرِ الَّذینَ امَجدیدُا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ اَنَّ لَهُمْ جَناتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهَارُ؛ و به کسانى که ایمان آورده‏اند و کارهاى لایق ایفا داده‏اند، مژده ده که وی را گلشن‏هایى خواهد بود که از ذیل درختان آن جوی سرازیر میباشد (بقره، آیه‏ى 25).
اِنّا اَنْذَرْناکُمْ عَذابا قَرِیبا یَومَ یَنْظُرُ المَرْءُ مَاقَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا این که لَیْتَنِى کُنْتُ تُرابا؛ ما شما‌را از عذابى مجاورت هشدار دادیم: روزى که آدمى آنچه را که با دست خود پیش رسول میباشد بنگرد؛ و کافر مى‏گوید،کاش اینجانب خاک بودم (نبأ، آیه‏ى 40).
13. مرگ‏اندیشى (فناپذیرى دنیوى)
در اسلام، روحیه آرزوگرایى‏هاى بى‏حد و حصر و دست‏نایافتنى و محدود شدن در چارچوب طرح‏ها و نقشه‏هاى بى‏نقطه پایان و فراموشى خویش در‌این دربین سرچشمه‏ى بسیارى از ایرادات وگناه‏هاى بشر میباشد.
نبی(ص) فرمود: «حُبُّ الدُّنْیا این که رَأْسُ کُلّ خَطِیئَةِ؛ عشق و علاقه به عالم منشأ هر نادرست و خطایى میباشد» (بحارالانوار، ج70، ص239).
هشدارها و تأکیدات فراوان اسلام بر فناپذیرى بشر در عالم و نقطه نهایی یافتن زمانه زندگى، و جابجایی از موقعیتى به شرایط دیگر جزء مهمى از دسته‏ى موعظه و اندرزهاى دینى میباشد. این فرمان، در اندیشه مرتبط با تربیت اسلامى از رده مهمى برخوردار‌است به نحوى که بر انتخاب نوع تکان تربیتى و جهت‏دهى به آن تأثیر انکارناپذیرى داراست (شعراء، آیه‏ى 129؛ آدینه، آیه‏ى 8؛ غررالحکم، ج3، ص112 و ج5، ص295 و ج6، ص160 و نهج‏البلاغه، خطبه‏ى 188).
14. آرمان‏گرایى
«عالم ماهیت از اویى و به سوى اویى دارااست. بر عالم یک نظام عالى هدایت، حاکمیت داراست»(مطهرى، ص233). تربیت دینى بر طبق آرمانى مشخص و معلوم و غرض غایى نام برده جاری ساختن مى‏پذیرد و در چارچوب آن اقدامات مرتبط با تعیین هدفها و اتخاذ رویکرد‏هاى تربیتى شکل مى‏پذیرد. به‌این‏ترتیب، فردى که خویش را در اینگونه محدوده‏اى قرار مى‏دهد به طور کاملً متعدد از فردى میباشد که نسبت به چارچوب فوق التزامى ندارد. شاید بتوان اساسی‏ترین دستاورد تربیتى این اصل، یعنى پندار‏ى عالمِ با مقصود را، القاى روح معنادارى به آدم و ساخت و ساز متکی بودن و آرزو در وی دانست (استیس؛ ص168).
15. آخرت‏اندیشى
جهت‏گیرى زندگى بر مبناى آخرت‏گرایى تحولى اساسى در اخلاق و رفتار و سلوک آدم ساخت مى‏نماید.تربیت دینى مسئولیت ویژه‏اى در بارورى عقل دینى از رهگذر القاى ذهنیت آخرت‏اندیش داراست، از این‏رو مفاهیم دینى مشحون از یادآورى سراى جاوید و تولید تنبه در آدم نسبت به آن میباشد.
وَ اتَّقُوا یَوْمَا لاتَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئا وَ لایُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لایُؤخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ؛ و بترسید از روزى که هیچ‏کس عذاب معبود را از کسى دفع نمى‏نماید، و خیر از وی شفاعتى پذیرفته، ونه به‏جاى وى بدلى گرفته مى‏خواهد شد، ونه یارى گردد

بازدید : 54
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 10:10


در اوایل زمان عباسی اشخاصی مثل بایزید بسطامی (م 261 ق) و جنید بغدادی‏‎ ‎‏(م 267 ق) و ابوبکر شیعی (م 334 ق) در تصوف مشهور شدند. این شرکت معتقد بودند که‏‎ ‎‏نحوه وصال به واقعیت کمال مسجد بابا قدرت مشهد انسانی و استحصال حقایق معارف، آمدن به وادی طریقت‏‎ ‎‏است و طریقت، ریاضت کشیدن مبنی بر شریعت است.‏

‏‏این تیم کم کم دست به اعمالی زدند که با ظواهر دین و حکم عقل مسجد بابا غدیر مشهد غیر قابل توده بود‏‎ ‎‏که نام آن را «کرامات» گذاشتند و در عوض زیرا و چرای فقها اظهار داشتند که‌این کارها از‏‎ ‎‏اسرار شریعت می باشد و شمارا از آن خبری وجود ندارد؛ چون شریعت پوست می باشد و واقعیت‏‎ ‎‏نسبت به آن، مغز میباشد.‏ مسجد غدیر فلاحی مشهد

‏‏این عدّه پس از قرن سوم به‌تدریج به تایپ کردن رساله هایی در باب با امور و اعمال خویش‏‎ ‎‏پرداختند و در شهرهای گوناگون اشاعه دادند. در قرن ششم و هفتم این نوشته ها به اوج‏‎ ‎‏خویش رسید و در طول این مقطع برای سلوک، شیوه و قانونی را تدوین کردند و گفتند: این ها‏‎ ‎‏اموری می‌باشد که در شریعت از آنها خبری وجود ندارد و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد سنّتی تازه میباشد.‏

‏‏این فرمان منجر شد که آنها شریعت را یک طرف و طریقت را طرف دیگر قرار دهند و‏‎ ‎‏به اکثری از محرّمات شغل کرده و از بسیاری واجبات دست بکشند و این روش سبب به‏‎ ‎‏ظهور دسته های مختلفی از اهل تصوف شد.‏‎[27]‎‏ ‏

‏‏ضمن آنچه گفته شد، بیان این نکته نیز قابل توجه میباشد که خفقان حکم دهنده بر جامعه از‏‎ ‎‏طرف حکومت بنی امیه و بنی عباس نسبت به اهل شریعت، برای مثال عواملی میباشد که‏‎ ‎‏قضیه های درون گرایی را آماده آورد. در واقعیت تصوف در اسلام، شروع با اعتزال‏‎ ‎‏سیاسی و پارسایی انسانی شروع شد و به یک مضمون‌، نوعی نهضت اخلاقی ـ انسانی بود. این‏‎ ‎‏نهضت در بالا کوشید تا انسانیت و مفاهیم انسانی اسلام را از مرداب عفن و مرگ زای‏

‎‏خلافت که پس از کودتای سقیفه به وجود آمد، نجات دهد و چهرۀ اشرافی، بدوی، خشن‏‎ ‎‏و مکّاری که از فرستاده و اولیای الهی در افکار عموم رسم گردیده بود را نفی و محو نماید و در‏‎ ‎‏اولیه روز ها پیدایش، حرف از وجود رموز بغرنج ای نبوده میباشد.‏‎[28]‎

‏‏بنابر آنچه بیان شد، پیدایش پندار تفکیک و اظهار مطالبی که با شریعت و امرها‏‎ ‎‏الهی سازش ندارد از دو تیم صادر گردیده‌است:‏

‏‏گروه نخستین: جاهلان عارف که به جهت عدم تسلط به طرز و ترسیم سلوک، در طریقت دچار‏‎ ‎‏اعوجاج شخصیتی شدند و به اظهار «شطحیات» پرداختند.‏

‏‏گروه دوم: عارفان واصل و سالکان وادی معرفت که به اظهار متشابهات پرداختند که‏‎ ‎‏می بایست گفته های متشابه آنها‌را به محکمات برگرداند و آن را تفسیری هماهنگ نمود.‏

‏‏آنچه مستلزم پژوهش و تبیین است سخنانی هست که از مجموعه دوم صادر گردیده است. آغاز‏‎ ‎‏در تحقیق سخنان این بزرگان به نقل آنها می پردازیم و در پی، آن را عیب گیری و رسیدگی کرده‏‎ ‎‏و لحاظ امام خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ را ذکر می‌کنیم.‏

‏‏6. نقل سخنانی که در آن، شریعت، طریقت و واقعیت قابل تفکیک میباشند‏

‏‏ابن سینا: ‏‏او در فصل بیست و ششم از نمط نهم کتاب ‏‏اشارات و تنبیهات‏‏ میگوید:‏

‏‏گاهی عارف از چیزی که به وسیلۀ آن به سوی پروردگار تقرّب جسته می شود غفلت دارااست؛ پس وی‏‎ ‎‏از هر چیزی غافل میباشد و در حکم کسی میباشد که تکلیف ندارد، و چه طور ملزم باشد در‏‎ ‎‏حالی که تکلیف برای کسی میباشد که تکلیف را تعقّل نماید؛ آن هم در به عبارتی اینک تعقّل و درایت‏‎ ‎‏از تکلیف؟!‏

‏‏مراد وی این میباشد که عارف گاهی در حال اتصال به حق، از فقیه محسوس غافل‏‎ ‎‏میشود و تکالیف فقهی را جاری ساختن نمی دهد. وی گناه کار وجود ندارد؛ به دلیل آن که در حکم غیر‏‎ ‎‏مکلفین میباشد و تکلیف به کسی تعلّق می گیرد که از تکلیف باخبر باشد؛ آن هم در طول‏‎ ‎‏تدبیر و یا این که به کسی تعلّق میگیرد که عملاً باعث رخنه‌ تکلیف خواهد شد.‏‎[29]‎

‎‏به حیث می‌رسد این حرف، الهام قسمت اکثری از سخنانی میباشد که بین شریعت،‏‎ ‎‏طریقت و واقعیت، نوعی مرز رسم نموده اند؛ به‌این معنی که با استارت طریقت و تحقّق سیر‏‎ ‎‏و سلوک و غور در داخل، به ندرت نیاز به شریعت نادر خیس می‌گردد؛ تا به جایی می‌رسد که‏‎ ‎‏سالک هیچ سیرتکامل نیازی به رعایت شریعت نخواهد داشت.‏

‏‏مولوی‏‏: او در مقدمۀ محل کار پنجم ‏‏مثنوی معنوی‏‏ در جایگاه شرح و توضیح شریعت و‏‎ ‎‏طریقت و واقعیت برآمده و با تبیین تمثیلی آن، نظری ارایه داده است که عدّه ای با تمسک‏‎ ‎‏به آن به تفکیک شریعت و طریقت و واقعیت فتوا داده اند؛ وی می‌گوید:‏

‏‏شریعت همچو شمعی میباشد که ره می کند و بی آنکه شمع به دست آوری، منش رفته نشوی و‏‎ ‎‏کاری کرده نگردد. زیرا در شیوه آمدی این رفتن تو طریقت میباشد و زیرا به مقصد رسیدی آن‏‎ ‎‏واقعیت میباشد و جهت این گفته اند: «‏‏لو ظهرت الحقائق بطلت الشرائع‏‏». همچنان که زیرا‏‎ ‎‏مس، زر شود و یا این که خویش از اصل زر بود اورا خیر دانش کمیاب حاجت میباشد که آن شریعت میباشد، و‏‎ ‎‏خیر خویش در کمیاب مالیدن که آن طریقت میباشد.‏

‏‏نتایج آن که شریعت همچو دانش کیمیا تعلیم می باشد از مدرس یا این که از کتاب، و طریقت به کار گیری‏‎ ‎‏کردن داروها و مس را در کم یاب مالیدن، و واقعیت زر شدن مس.‏

‏‏کیمیادانان به دانش کیمیا شادند که ما دانش این می دانیم، و شغل کنندگان به شغل شادند که ما‏‎ ‎‏اینگونه امور می‌کنیم، و واقعیت یافتگان به واقعیت شادند که ما زر شدیم و از دانش و عمل‏‎ ‎‏کم یاب آزاد شدیم.‏

‏‏یا این که نمونه شریعت همچو دانش طب آموختنی میباشد، و طریقت، غربت کردن به موجب طب و‏‎ ‎‏تناول کردن داروها میباشد، و واقعیت، صدق یافتن ابدی و از آن دو خارج از شدن. زیرا آدمی از این‏‎ ‎‏حیات می رود شریعت و طریقت از وی جدا از هم شود و واقعیت ماند.‏‎[30]‎

‏‏از عبارت نام برده اینگونه بر می آید که رابطۀ در بین شریعت، طریقت و واقعیت رابطۀ‏‎ ‎‏وسیله و غرض است؛ وسیله تا هنگامی قیمت فایده مندی دارد که آدم را به غرض‏‎ ‎‏برساند و آنگاه که بشر به غرض مناسب خویش دست یافت، دیگر نیازی به رعایت‏‎ ‎‏وسایل وجود ندارد.‏

‎‏شریعت فرمان سلوک میباشد؛ با رعایت فرمان سلوک تکان در راه و روش شروع میشود؛‏‎ ‎‏با حرکت، بشر به غرض خویش می رسد و با وصول به غرض بی نیازی از آنان‏‎ ‎‏نتایج می گردد.‏

‏‏شبستری‏‏: برای مثال عرفایی که در خصوص رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت به صراحت‏‎ ‎‏صحبت گفته است، روضه خوان شبستری می باشد. وی در یک‌سری مکان ‏‏باغ سر‏‏ به تبیین رابطۀ‏‎ ‎‏شریعت و طریقت و واقعیت پرداخته اند. ظواهر برخی از اشعار ‏‏باغ سر‏‏ طلاق پذیری‏‎ ‎‏شریعت، طریقت و واقعیت در پروسه سلوک است.‏

‏‏شبستری در پاسخ این سؤال که مرد کل و بی نقص که می باشد؟ میگوید:‏

‏‏مرد بی نقص کسی می باشد که:‏

‏‏ ‏

‏‏شریعت را شعار خود سازد‏ ‏طریقت را دثار خود سازد‏‎[31]‎

‏‏ ‏

‏‏در‌پی جهت توضیح مقاله، مثالی می‌آورد که در آن نمونه به صورت مصرح در امر‏‎ ‎‏شریعت و واقعیت و طریقت حیث میدهد:‏

‏‏ ‏

‏‏شریعت پوست، مغز آمد واقعیت‏ ‎ ‎‏دربین این و آن باشد طریقت‏

‏‏ایراد در نحوه سالک نقص مغز می باشد‏ ‎ ‎‏چو مغزش پخته شد بی پوست نغز می باشد‏

‏‏چو عارف بدون شک خود پیوست‏ ‎ ‎‏رسیده گشت مغز و پوست بشکست‏

‏‏وجودش اندرین فقید نپاید‏ ‎ ‎‏برون رفت و دگر هیچ وقت نیاید‏‎[32]‎

‏‏ ‏

‏‏لاهیجی در تفصیل خویش بر‏‏ باغ سر‏‏ درین رابطه می گوید:‏

‏‏بدان که نزد پژوهشگران هدف از شرایع و اجرا و عبادات ظاهری و باطنی، تقرّب به حق میباشد‏‎ ‎‏و روندگان این راه زیرا با وسایل عبادات و متابعت باید ها و نباید ها به غایت کمال می رسند بر‏‎ ‎‏دو گروهند:‏

‏‏دسته اول: اشخاصی که تجلی فروغ و روشنایی الهی، نوروفروغ عقل او‌را بپوشاند و در دریای وحدت محو و‏‎ ‎‏مستغرق شدند و از آن استغراق و بی خویش شدن به کنار دریا محو و مرتبۀ عقل گشوده نیایند؛ زیرا‏‎ ‎‏مسلوب العقل گردیده اند. به رخداد حیث اولیا و علما تکالیف شرعیه از این طایفه ساقط هست؛ چون‏

‎‏تکالیف شرعیه بر عقل است و این ها از والهان طریقتند. ‏

‏‏تیم دوم: کسانی که بعداز استغراق در دریای وحدت و کسب به منزلت توحید و بهره مندی‏‎ ‎‏از سُکر بقا به حق، به دلیل موعظه خلق به جایگاه صحو بعد از محو (هشیاری بعداز استغراق)‏‎ ‎‏گشوده میشوند. این موسسه اگر در صدر قیام به ادای حقوق شرعیه می نمایند، از فرایض و نوافل‏‎ ‎‏در نقطه پایان نیز منفعت مندند.‏‎[33]‎

‏‏طبق تفسیر لاهیجی گروهی از سالکان در مرحله ای از سیر خویش به بی نیازی از شریعت‏‎ ‎‏دست می یابند. این بی نیازی خیر صرفا نقص بر آنان وجود ندارد، بلکه نوعی کمال نیز است.‏

‏‏حافظ‏‏: او نیز دارنده سخنان متناقض نما میباشد. ادعای بی نیازی از شریعتی که‏‎ ‎‏از طرف معبود به وسیله پیامبر ‏‏صلی الله علیه و آله‏‏ بر بشر عرضه گردیده است از سخنان متناقض نمای‏‎ ‎‏وی میباشد.‏

‏‏دراین جا تعدادی مثال از سخنان حافظ را بیان می‌کنیم:‏

‏‏ ‏

‏ـ پیر ما اظهار کرد خطا بر اتومات صنع نرفت‏

‏‏ ‏‏آفرین بر حیث تمیز خطاپوشش باد‏

‏ـ ثروت در آستین و کیسه تهی‏

‏‏ ‏‏بحر توحید و ما غرقۀ گنهیم‏

‏ـاین چه استغناست یا این که رب وین چه کم حکمتست‏

‏‏ ‏‏کاین همگی جراحت نهان میباشد و زمان آه وجود ندارد‏‎[34]‎

‏ ‏

‏‏با بیان مثال هایی از سخنان رمزآلود بزرگان وادی عرفان در صدد ذکر این نکته بودیم‏‎ ‎‏که وجود اینگونه سخنانی از طرف بزرگان، موجب این گردیده است که عدّه ای در مرحله ای از‏‎ ‎‏سلوک از کار به شریعت دست بکشند و به زعم خویش از ظواهر عبور کرده و به درون گام‏‎ ‎‏بگذارند، که‌این مقاله رهزن افرادی شده است که در اوایل سلوک هستند. و چه بسا‏‎ ‎‏عدّه ای با تمسک به‌این سخنان، کار به شریعت را امری عارضی دانسته و آن را در‏‎ ‎‏مقطعی از معاش لازم دانسته و به درنگ جایگزین بیفتند.‏

‎‏نکته ای که دراین جا اعتنا به آن لازم میباشد این که منشأ صدور این سخنان چیست؟‏‎ ‎‏آیا همۀ بزرگان وادی سلوک که بخش اعظمی از آنها حافظان شریعت الهی بوده اند اینگونه‏‎ ‎‏تعلیماتی دارند؟ و دیگر این که می اقتدار از اینگونه سخنانی قاعدۀ کلی به دست آورد و بر‏‎ ‎‏طبق آن فعالیت کرد یا این که خیر؟‏

‏‏7. حرف بزرگان عرصۀ سلوک که به عیب گیری و پژوهش نگرش فوق برخاسته و ارائۀ طرز نموده اند‏

‏‏1.‏‏ جنید‏‏ (م 297 ق) از پیشگامان تصوف اسلامی، در بایستگی و بها شریعت و‏‎ ‎‏ضرورت متابعت از آن در همۀ روند سلوک می‌گوید:‏

‏‏همۀ روش ها به بن بست می رسند، مگر راهی که درپی پیامبر معبود ‏‏صلی الله علیه و آله‏‏ باشد؛ پس کسی که‏‎ ‎‏حافظ قرآن و کاتب حدیث نباشد، تاسی از او درین فعالیت جایز وجود ندارد؛ زیرا عمل و مذهب ما‏‎ ‎‏در قید کتاب و سنّت میباشد.‏‎[35]‎

‏‏2. ‏‏غزالی ‏‏(م 505 ق) در‌این ارتباط میگوید:‏

‏‏در حالتی‌که همۀ عقلا و حکما و عالمان اسرار شرع دست به دست هم بدهند تا چیزی از طریق و‏‎ ‎‏کردار صوفیه را به خوب از آن تغییر تحول دهند، نخواهند توانست، به این دلیل‌که کل حرکات و‏‎ ‎‏سکناتشان در ظواهر و باطن از روشنایی مشکاة نبوّت اقتباس شده و جز فروغ و روشنایی نبوّت در عالم‏‎ ‎‏نوری وجود ندارد تا به نوروروشنایی آن هواخواهی توفیق.‏‎[36]‎

‏‏از سخنان این بزرگان بر میاید که عدّه ای از متجاهلان سلوک با مرزبندی فی مابین‏‎ ‎‏شریعت، طریقت و واقعیت، نسبت به شریعت الهی در مرحله ای بی مهری کرده و با‏‎ ‎‏برداشت نادرست، خویش را بالاتر از قید و سد تکالیف قلمداد کرده اند. روی این مبنا بزرگان‏‎ ‎‏سلوک اینگونه سخنانی را رد کردند و ساحت بزرگان وادی عرفان و تصوف را از اینگونه‏‎ ‎‏سخنانی پاک نمودند.‏

‏‏3. ‏‏حیدر آملی‏‏ (م 782 ق) به گستردن بدون نقص این مسأله پرداخته و می‌گوید:‏

‏‏مراتب عموم مجموعاًَ ـ اعم از عوام و خاصیت و خاصیتِ خاصیت ـ از سه شکل خارج‏‎ ‎‏وجود ندارد: حالت آغاز، شرایط میانه و موقعیت غایت. ولی حصر مراتب به حیث کلیات و اجمال‏
‏‎
‎‏است و گرنه به حیث جزئیات و شرح، حصر نمی پذیرد.‏

‏‏پس «شریعت» اسم و عنوانی هست برای حال و روز الهی و شرع نبوی از دید بدایت، و «طریقت»‏‎ ‎‏نام آن است از دید میانه، و «واقعیت» نام آن میباشد به حیث غایت. و مراتب ـ هر یک سری‏‎ ‎‏که بسیار باشند ـ از این سه درجه خارج نیستند؛ پس شریعت نام کاملی ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏ برای همۀ‏‎ ‎‏مراتب، و مراتب خیال گردیده بر آن مترتّب است.‏‎[37]‎

‏‏4. ‏‏جلال الدین همایی ‏‏در توجیه آنچه در مقدمۀ محل کار پنجم‏‏ مثنوی معنوی‏‏ آمده میباشد‏‎ ‎‏می گوید:‏

‏‏قشر و مغز و روغن بادام، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ به این دلیل‌که قشر، حافظ مغز و مغز، حافظ روغن‏‎ ‎‏است. همچنان شریعت و طریقت و واقعیت نیز لازم و ملزوم یکدیگرند؛ چون که شریعت‏‎ ‎‏محفظۀ طریقت و طریقت بانک دار واقعیت است.‏

‏‏نکته این جا میباشد که در زمانّ پروسه طریقت و وصال به رمز خانه واقعیت، در همه فعلا و‏‎ ‎‏هر مرحله و منزلت که باشیم، رعایت آداب شریعت و عمل کردن و تقیّد به تکالیف و وظایف‏‎ ‎‏فقهی مذهبی، واجب و لازم است و در هیچ موقتا و مقامی اسقاط تکلیف نمی شود؛ مگر در‏‎ ‎‏جایی که خویش شارع رفع خودکار و اسقاط تکلیف نموده باشد.‏

‏‏و به باور اینجانب واقعیت امر این میباشد که وصال به مرحلۀ طریقت و واقعیت جز از طریق‏‎ ‎‏شریعت و التزام عبادات و مقررات احکام و رعایت حلال و حرام شرعی، به هیچ عنوانً و اصلاً ممکن و‏‎ ‎‏میسر وجود ندارد. کدام ریاضت سنجیده فراتر و بهره نصیب خیس از مواظبت بر فرایض و اجتناب از‏‎ ‎‏محذورات و محرّمات مذهبی می باشد؟! هرگاه پای مندوبات و مکروهات را هم به بین بکشیم‏‎ ‎‏و خویش را مقیّد به جمیع این قبیل کارها و آداب نیز در اختیار بگذاریم، بلندمرتبه ترین و دشوارترین‏‎ ‎‏ریاضت های سنجیده سودمند را متحمّل گردیده ایم. و بالجمله: چهت نیل به سرمنزل واقعیت‏‎ ‎‏که رده مقربان الهی می‌باشد: اطاعت دستور و ملاحظه مقررات شریعت، فرض عین و واجب‏‎ ‎‏مؤکّد است و در حالتی‌که کسی از این قاعده مستثنا باشد، به عبارتی طایفۀ دیوانگان و مجذوبان را توان‏‎ ‎‏اذعان کرد که در تاثیر علاقه مشقت بار الهی در حالت سکر و محو و استغراق به رمز می برند.‏


‎‏ویّلاً: نیل به واقعیت فارغ از طریقت متناسب با شریعت ممکن وجود ندارد.‏

‏‏ثانیاً: تکلیف صرفا از دیوانگان و مجذوبان ساقط می باشد که در اکنون سکر و محو و استغراقند.‏

‏‏ثالثاً: شاید خواسته مولوی نقل پیمان دیگرافراد بوده و یا مقصود وی به عبارتی طایفۀ مجذوبان‏‎ ‎‏است که تکالیف فقهی و آداب طریقت از وی ساقط میباشد.‏‎[38]‎

‏‏گرچه سخنان امثال جنید، غزالی، حیدر آملی، و همایی تمامی در توجیه و تفسیر و تأویل‏‎ ‎‏سخنان امثال ابن سینا، مولوی، شبستری، لاهیجی و سایرافراد میباشد که شریعت، طریقت و‏‎ ‎‏واقعیت در همۀ پروسه سلوک قابل تفکیک نیستند و درصورتی که سخنانی شطح سیرتکامل مشاهده‏‎ ‎‏میگردد که در آن اظهار بی نیازی از شریعت گردیده مرتبط با گروهی از سالکان ویژه است،‏‎ ‎‏البته آنچه در این مکان مورد نیاز میباشد گفته خواهد شد این میباشد که استثنای سالکان مستغرق وجه‏‎ ‎‏درستی ندارد؛ چون ما نباید واقعیت را در نقطه ای بعد از طیّ فاصله های روضه خوان تلقّی‏‎ ‎‏نموده، شریعت و طریقت را در نقاط مسیر واقعیت تلقّی کنیم؛ بلکه هر قدمی که بر طبق‏‎ ‎‏امر الهی بر میداریم به به عبارتی اندازه از واقعیت مطلق برخوردار می شویم. این سیر و‏‎ ‎‏دگرگونی نمی تواند در نقطه ای به اسم «وصول به واقعیت» ختم گردیده و محدودیتی برای‏‎ ‎‏خویش واقعیت ساخت نماید. این سیر بی غایت که با دگرگونی کمال روحی یاور میباشد، در هر‏‎ ‎‏رتبه ای روح انسانی را کیفیت خوب خاصی روبه رو می سازد که از قلمرو پیشین عمیق خیس و‏‎ ‎‏خوب خیس می باشد.‏

‏‏نقطه نهایی این سیر و سلوک را مانند نقطه پايان سیر طبیعی و تکان ساده فرض کردن، از‏‎ ‎‏غایت بی خبری هست؛ چون تصور نقطه نهایی و شروع و میانه در «بی غایت»، آن اندازه بی محور‏‎ ‎‏است که فرو رفتن در تناقض! روح آدمی، آن بارقۀ الهی، در مسیر خویش به عظمت ها و‏‎ ‎‏نورانیت هایی نایل میگردد که در صورتی برگردد و به مراتبی که در پشت سر نهاده می‌باشد بنگرد‏‎ ‎‏و آن مراتب پست را شئون انسانی خیال و خاطر نماید، آن مرتبۀ وسیع و نورانیت فوق معمولی را‏‎ ‎‏وصول به معبود می شمارد و این تخیل، کشف کننده از بی گنجایشی انسان میباشد که معنای ‏‏«‏‏ثُمَّ‏‎ ‎‏أنْشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ‏‏»‏‏ و ‏‏«‏‏نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی‏‏»‏‏ را نمی داند.‏

‏‏8. تحقیق ویژۀ امام خمینی رحمه الله‏

‏‏اعتنا محوری نوشته‌علمی، نظارت نظر و بینش حضرت امام خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ راجع به با رابطۀ‏‎ ‎‏شریعت، طریقت و واقعیت است. تا به امروز با نظریات برخی از سالکان و عارفان رویه رسیدن‏‎ ‎‏آشنا شدیم و تعبیروتفسیر و محاسبه آنها‌را بازگو کردیم. در‌این بخش به تعدادی و زیرا استیناف‏‎ ‎‏حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ میپردازیم.‏

‏‏در بالا بیان این نکته مورد نیاز میباشد که حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ در علم ها متعدد بعد از ظهر خویش سرآمد‏‎ ‎‏بودند؛ و وجود کتاب ها عرفانی و نیز حاشیه ها وی بر کتاب ها اصیل عرفانی، نشان ای از رمزّ و‏‎ ‎‏درون عرفانی آن حضرت میباشد؛ تایپ کردن کتاب عمیقی زیرا‏‏ شرح دعای سحر‏‏ در 29 سالگی و‏‎ ‎‏پیاده سازی کتاب دیگری زیرا ‏‏مصباح الهدایه الی الخلافة والولایه‏‏ در 39 سالگی حکایت از‏‎ ‎‏احاطه امام در عرفان داراست.‏

‏‏از طرف دیگر سیرۀ عملی آن مرد بزرگ در عرصۀ خوی شخصی و تحقّق دگرگونی عمیق و‏‎ ‎‏اعجاز آسا در عرصۀ اخلاق و رفتار جمعی و به وجود آوردن موج نو فرهنگی در فرا روی‏‎ ‎‏بشریت عصر امروزی و فرامدرن، نمایانگر تجربه عمیق عرفانی وی در عرصۀ عرفان‏‎ ‎‏عملی می باشد.‏

‏‏صاحب فتوا بودن در فقه در همۀ قلمروهای معاش و احیای آن در ساحت های‏‎ ‎‏جدیدی از معاش بشر و تصلّب در رعایت حدود شریعت در معاش شخصی و جمعی، در‏‎ ‎‏کنار سیر و سلوک عارفانۀ حقیقی وواقعی و اعتنا به داخل با سرودن سروده های عرفانی، موجب‏‎ ‎‏حیرت می باشد. تحت عنوان مثال، امام ‏‏رحمه الله‏‏ در ‏‏دیوان‏‏ خویش اینگونه میگوید:‏

‏‏ ‏

‏ـ اسفار و شفای ابن سینا نگشود‏

‏‏ ‏‏با آن کلیه جر و دعوا ها مشکل ما‏

‏ـ از درس و بحث مکتب ام حاصلی نشد‏

‏‏ ‏‏کی می قدرت رسید به دریا از این سراب‏

‏ـ آنچه روح افزاست استکان باده از دست نگارست‏

‏‏ ‏‏نی مدرّس، نی آموزگار، نی حکیم و نی خطیب میباشد‏

‏ـ گفته های فیلسوف و صوفی و درویش و روحانی‏

‏‏ ‏‏در خور وصف جمال دلبر فرزانه وجود ندارد‏

‏ـ در استاد دانا به جز قیل و قال وجود ندارد‏

‏‏ ‏‏در دادگاه هیچ از وی داستان عدم وجود‏

‏در محضر ادیب شدم، بلکه یابمش‏

‏‏ ‏‏دیدم صحبت جز ز معانی ذکر عدم وجود‏

‏ـ ابن سینا را بگو در طور سینا ره نیافت‏

‏‏ ‏‏آن که را دلیل سرگردان ساز تو گیج نمود‏‎[39]‎

‏ ‏

‏‏این ها مثال ای از اشعار امام ‏‏رحمه الله‏‏ است که در جنبه های عرفانی امام ‏‏رحمه الله‏‎ ‎‏بدیهی است.‏

‏‏امام ‏‏رحمه الله‏‏ در کتاب قیّم ‏‏مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه‏‏ منزلت خلافت و امامت در نشئۀ‏‎ ‎‏ظواهر و غیب را تبیین کرده و در بخش نهایی کتاب به تبیین و تحقیق «اسفار اربعه»‏‎ ‎‏پرداخته اند. در این بخش شروع سفرهای چهارگانه در سیر و سلوک را از نگرش مرحوم‏‎ ‎‏حکیم قمشه ای نقل و نقد می نمایند؛ آن‌گاه به طرح نظریۀ خویش در اسفار اربعه‏‎ ‎‏می‌پردازند که به نظر نگارندۀ نوشته‌ی‌علمی از آن می شود به محاسبه رابطۀ شریعت، طریقت و‏‎ ‎‏واقعیت از طریقه امام ‏‏رحمه الله‏‏ دست یافت.‏

‏‏به لحاظ حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ سفرهای چهارگانه در سیر و سلوک الی الله عبارتند از:‏

‏‏نخستین: سفر از اخلاق به سوی حق مقیّد‏


‏‏دوم: مسافرت از حق مقیّد به حق مطلق‏

‏‏درین هجرت، تعیّنات فقیه خلقی و هویات وجودی به تدریج در نظر وی مستهلک می‌گردد‏‎ ‎‏و سالک از ظهور فعلی حق عبور کرده و حق گران قدر با وحدانیت بر وی تجلّی پیدا می نماید و‏‎ ‎‏سالک شی ها را به هیچ وجهً نمی بیند و از ذات و صفات و افعال خویش فانی میگردد. درین هجرت‏‎ ‎‏در شرایطی‌که از اَنانیّت وی چیزی باقی مانده باشد شیطان به صفت ربوبیت بر وی ظهور می نماید و‏‎ ‎‏موجب صدور «شطح» از وی خواهد شد.‏

‏‏بنابراین بایستی دانست که کل شطحیات که از اشخاص صادر می توان به نقصان‏‎ ‎‏سلوک (رعایت نکردن آداب و رسوم طریقت و شریعت) و یا این که به نقصان سالک‏‎ ‎‏(نداشتن گنجایش وجودی) بر می‌گردد؛ چون در وجود اینگونه عده ای هنوز از اَنانیّت‏‎ ‎‏بقایایی وجود دارد و به همین عامل اهل سلوک معتقدند که سالک بایستی دارنده مدرس و‏‎ ‎‏رهبر باشد تا بتواند او را نسبت به طرز سلوک آگاهی دهد تا از فی مابین راههای‏‎ ‎‏فراوان سلوک باطنی از جادۀ ریاضات شرعی (مراقبت شریعت) بیرون نشود؛ به‏‎ ‎‏پیمان حافظ:‏

‏‏ ‏

‏‏انقطاع این مرحله بی همرهی خضر نکن‏ ‏ظلمات است بترس از خطر گمراهی‏‎[40]‎

‏ ‏

‏‏پس در این مرحله در صورتیکه التفات الهی در موضع تقدیر استعدادها دربرگیرنده اکنون وی گردیده باشد،‏‎ ‎‏پروردگار او‌را از فقیه نیستی به خویشتن بر می گرداند و مهاجرت سوم را استارت می نماید.‏

‏‏سوم: سفر از حق به سوی اخلاق و رفتار حقّی به واسطه حق‏


‏‏چهارم: سفر از خلقی که به عبارتی حق میباشد به سوی اخلاق و رفتار‏

‏‏درین سفر، سالک از اعیان ثابته (غیب ـ ملکوت) به اعیان فرنگی مهاجرت می نماید، در‏‎ ‎‏حالی که در تمامی چیز جمال حق را مشاهده می نماید و مقاماتی که اعیان فرنگی در نشئۀ‏‎ ‎‏علمی دارا هستند را می شناسد و نحوه سلوک آن‌ها‌را به حضرت اعیان ثابته و فراتر از آن میداند‏‎ ‎‏و از چگونگی وصول آن‌ها به وطن مهم شان باخبر است. در این هجرت میباشد که آئین و شریعت‏‎ ‎‏می آورد و احکام ظاهری بدنی و احکام باطنی قلبی جعل می نماید و از خدای تبارک و‏‎ ‎‏صفات و اسماء و معارف الهی ـ به اندازۀ شایستگی مستعدان ـ خبر می‌دهد.‏‎[41]‎

‏‏بنابر حیث امام ‏‏رحمه الله‏‏ در صورتی، در طریقت، سخن و یا این که عملی از سالک سرزند که با منطق نظری‏‎ ‎‏سلوک و با ساحت ربوبی حق تعالی سازگار نباشد، دو انگیزه دارااست: اول این که سالک از شیوه‏‎ ‎‏و ترسیم خانه ها خبر ندارد و یا خبر دارد اما گنجایش وجودی اش قدرت و کشش‏‎ ‎‏این توشه را پیدا نکرده میباشد و در طی سلوک، کاسۀ وجود وی مالامال گردیده و به شطحیات امان‏‎ ‎‏آورده می باشد. و «‏‏الشطحیات آحادّها اینجانب نقصان السلوک و السالک‏‏» طبق این ذکر، سخنان بزرگانی‏‎ ‎‏زیرا لاهیجی که می بیان کرد: «کسانی که پس از استغراق در دریای وحدت و حصول به رده‏‎ ‎‏توحید گشوده نیایند از تکالیف شرعیه معاف می باشند» و شبستری که می اذعان کرد:‏

‏‏ ‏

‏‏جز از حق وجود ندارد دیگر هستی الحق‏ ‏هوالحق گوی و گو خواهی انا الحق‏

‏ ‏

‏‏و مولوی که شریعت را یاد دادن و طریقت را استفاده کردن و واقعیت را شدن میداند‏‎ ‎‏و استاد همایی که گروهی را از شریعت مستثنا می نماید، مثال های دیگر شطح خواهند بود.‏

‏‏نوشته‌ی علمی اصلی دیگری که مؤیّد این طریقه میباشد این که در صورتی‌که با طیّ طریقت، بی نیازی از‏‎ ‎‏شریعت نتایج خواهد شد، انبیای الهی و اولیا و اوصیا که خویش از آورندگان شریعت میباشند باید‏‎ ‎‏در مرحله ای از مراحل سلوک، خویش را غنی از کار به شریعت چشم و یا این که لااقل درین‏‎ ‎‏گزینه توصیه ای به شاگردان خاص خویش کرده باشند؛ البته در تاریخ معاش پیامبران و پیامبر‏‎ ‎‏اسلام و امیرالمؤمنین ‏‏علیهم السلام‏‏ و ائمۀ هدی تحت عنوان حاملان سپرده الهی هیچ سیرتکامل اثری از‏‎ ‎‏اینگونه مطالبی نیست.‏

‏‎‏حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ در اثر ها دیگر خویش نیز به این نوشته‌علمی اشاره دارد. در کتاب‏‏ شرح دعاء‏‎ ‎‏السحر ‏‏میفرماید:‏

‏‏کیف، و دانش ظاهر الکتاب و السنّة اینجانب أجلّ العلوم قدراً و أرفعها منزلةً، و هو أساس‏‎ ‎‏الأعمال الظاهریة و التکالیف الإلهیة و النوامیس الشرعیة و الشرائع الإلهیة و الحکمة‏‎ ‎‏العملیة، التی هی الطریق المستقیم إلی أسرار الربوبیة و الأنوار الغیبیة و التجلّیات الإلهیة.‏‎ ‎‏و لولا الظاهر لَما وصل سالک إلی کماله و لا مجاهد إلی مآله‏‎[42]‎‏.‏

‏‏امام ‏‏رحمه الله‏‏ در پایان این فراز، اصلی کلی ارائه داده می‌باشد که سوای شریعت و حفظ ظاهر،‏‎ ‎‏هیچ سالکی به کمال خویش و هیچ مجاهدی به غرض خویش نمیرسد.‏

‏‏وی در تعلیقات خویش بر ‏‏تفصیل فصوص الحکم‏‏ در «فصّ ایوبی» در توضیح ضرورت‏‎ ‎‏حفظ شریعت در همۀ ادیان میفرماید:‏

‏‏طریقت و واقعیت صرفا از روش شریعت به دست میایند؛ چون ظواهر، نحوه داخل میباشد.‏

‏‏و در نقطه پايان میفرماید:‏

‏‏و اینجانب أراد أن یصل إلی الباطن اینجانب غیر طرز الظاهر ـ کبعض عوامّ الصوفیة ـ فهو علی غیر‏‎ ‎‏بیّنة اینجانب ربّه.‏‎[43]‎

‏‏امام ‏‏رحمه الله‏‏ در کتاب ها عرفانی خویش که به لهجه فارسی نگاشته گردیده است نیز متذکر این مسأله‏‎ ‎‏شد‌ه‌است. در کتاب ‏‏گستردن چهل حدیث‏‏ در امر با رعایت آداب فقاهتی، آن را تا پایان سلوک‏‎ ‎‏موردنیاز دانسته، میفرماید:‏

‏‏بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمیشود مگر آن که آغاز نماید آدم از ظواهر‏‎ ‎‏شریعت و تا آدم متأدّب به آداب شریعت حقّه نشود، هیچ یک از رفتار حسنه از برای وی‏‎ ‎‏پیدا نشود و ممکن وجود ندارد که نوروفروغ معرفت الهی در قلب وی جلوه نماید و دانش باطن و اسرار‏‎ ‎‏شریعت بر وی منکشف شود و بعد از انکشاف واقعیت و بروز انوار معارف در قلب نیز متأدّب‏‎ ‎‏به آداب ظاهره خواهد بود.‏

‏حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ دراین مورد که ممکن میباشد اشخاصی که نسبت به مسائل عرفانی بیگانه‏‎ ‎‏میباشند نتوانند برخی از تفسیرهای عرشی عارفان را فهم و شعور نمایند، میفرماید:‏

‏‏از کارها اساسیّه ای که تنبّه بر آن موردنیاز میباشد آن میباشد که در صورتی‌که کلامی از بعض علمای نفس و اهل‏‎ ‎‏معرفت دیدند، فارغ از حجت فقهی رَمی به خرابی نکنند و گمان نکنند که کسی که نام از‏‎ ‎‏مقامات اولیا پیروزی، صوفی میباشد یا این که مروّج دعاوی آن. به جان دوست عهد و پیمان! لغت ها نوع آن‌ها‏‎ ‎‏تفصیل گفته ها قرآن و حدیث میباشد.‏‎[45]‎

‏‏با وجود آنچه گفته شد، این حقیقت را نمی قدرت انکار کرد که عدّه ای از عرفا سخنان‏‎ ‎‏رمزآلودی دارا هستند که از آن تعبیر و تفسیر به «شطحیات» شد‌ه‌است. عدّه ای از عرفا و صوفیان وجود‏‎ ‎‏شطح را ناشی از اکمال و اتمام اوامر و اتصاف ذاتی به آن شمرده و در قبال طعن‏‎ ‎‏سایر افراد، آن را اقتضای سیر در منازل در قبال ناپختگان دانسته اند و می اقتدار این شعر‏‎ ‎‏حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ را نیز بر این طرز حمل کرد که فرمود:‏

‏‏ ‏

‏‏سوای خویش شدم و کوس اناالحق بزدم‏ ‏همچو منصور خریدار راز دار شدم‏

‏‏در میخانه گشایید به رویم شب و روز‏ ‏که اینجانب از مسجد و از مکتب بیزار شدم‏‎[46]‎

‏ ‏

‏‏سود گیری‏

‏‏بی نیازی از شریعت در کسب به واقعیت بعداز طیّ وادی طریقت، از طرف دو تیم‏‎ ‎‏مطرح گردیده میباشد:‏

‏‏اولیه: جاهلان به منش و ترسیم منازل و عرفان گرایان عارف نما که در دفاع سیر و سلوک به‏‎ ‎‏دنبال گریزو فرار از فعالیت به شریعت الهی می‌باشند. این تیم در توجیه فراروگریز از تکالیف الهی، ایدۀ‏‎ ‎‏بی نیازی از فعالیت به ظاهر آئین را طرح می نمایند.‏

‏‏دوم: سالکان و والهان و شیفتگان واقعیت که از طرفی در عرفان نظری به خط مش و ترسیم‏
‏‎
‎‏خانه ها وقوف بی نقص دارا هستند و ظاهر و بواطن سیر در طریقت را می‌شناسند و از سایر سو‏‎ ‎‏در عرفان عملی سال ها بر جادۀ طریقت گام زده اند که به حیث این عدّه، بی نیازی را فقط‏‎ ‎‏برای عدّه ای خاص که مستغرق انوار الهی می باشند و از رده عقل عبور کرده و جزو والهان‏‎ ‎‏انوار ذات الهی گردیده اند، مطرح می نمایند.‏

‏‏در نوشته ی علمی گفته شد که ارزیابی ویژۀ حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ این میباشد که در هیچ حالی و در هیچ‏‎ ‎‏منزلی از منازل سلوک نمی اقتدار از بی نیازی کلام اعلام کرد؛ چون این صحبت شطحی بیش‏‎ ‎‏وجود ندارد و حکایت از نقصان سلوک و سالک داراست. به عبارت دیگر: هرگونه ادعای بی نیازی‏‎ ‎‏از ریاضات شرعیه، حکایت از دو مقاله دارااست: نخستین نقصان نتایج در سیر و سلوک؛ دوم‏‎ ‎‏نقصان نتایج در سالک؛ بدین ترتیب قابل تایید وجود ندارد و در‌حالتی که دراین باره سخنی از بزرگی‏‎ ‎‏رسیده باشد می بایست آن را تأویل نمود.‏

بازدید : 22
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 10:32


ایده‌های کادو
کادو‌ای معنادار
سجاده همینطور کادو‌ای معنادار برای مناسبت‌های خاص مانند مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مراسم عروسی یا این که پایکوبی‌های مذهبی میباشد. کادو دادن یک فرش نماز خوشگل و فردی‌سازی گردیده روشی فکرشده برای به اشتراک گذاشتن جوهر ایمان و معنویت با عزیزان شماست.

تعالیم اسلامی درباره ی نماز
فهم و شعور عنایت نماز در اسلام تشکر ما از سجاده را ارتقاء می دهد. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

پنج ردیف اسلام
نماز تحت عنوان یک ردیف
نماز (نماز) یکی‌از پنج ردیف اسلام میباشد و تحت عنوان یک جنبه حیاتی از ایمان مسلمانها شغل می‌نماید. این یک رابطه بی واسطه با الله میباشد و وسیله‌ای برای رابطه و درنگ است. سجاده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در تسهیل این کار اصلی عبادت نقش حیاتی داراست.

فواید نمازهای منظم
کمپانی در نمازهای منظم فواید معنوی، فرضی و جسمی زیادی را مهیا می آورد، برای مثال:

رابطه معنوی: ارتباط شما‌را با الله تقویت می‌نماید و روحانیت شمارا ارتقاء می دهد.
وضوح فرضی: به ساخت و ساز متانت ذهن و ذهن ها بدیهی‌خیس از روش تامل و مدیتیشن یاری می‌نماید.
تقویت لینک اجتماعی: موجب تجمع‌های اجتماعی می شود که ارتباط ها اجتماعی را با مؤمنان دیگر ارتقا می دهد.
سود‌گیری: رابطه معنوی با سجاده را در آغوش بگیرید
سجاده یک شی ضروری در معاش مسلمانها میباشد که هم فواید عملی و هم معنوی متعددی داراست. تعیین، مراقبت و به کار گیری درست از یک سجاده میتواند تجارب نماز شما‌را بی نیاز‌خیس شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده و رابطه عمیق‌تری با ایمان خویش مهیا نماید.

با ادراک التفات سجاده در فرهنگ وتمدن اسلامی، شما هجرت معنوی نماز را در آغوش میگیرید و این قابلیت و امکان را آماده میکنید که در معاش روزانه‌تان شمارا پند نماید.

از “محصول ها فرهنگی مشکات کرمان” بازدید فرمایید
در حالی که به دنیای سجاده عمیق‌خیس میروید، از شما دعوت می کنیم دسته متنوع ما‌را در تولیدات فرهنگی مشکات کرمان نظارت نمایید. ما دسته‌ای وسیع از فرش‌های نماز با کیفیت خوب ارائه میکنیم که راحتی، مدل و جوهر فرهنگی را ادغام می‌نمایند. خواه در جستجوی پیاده سازی سنتی، الگوهای معاصر یا این که آیتم‌های مطلوب برای مسافرت باشید، دکان ما چیزی خاص برای شما داراست.

همین امروز از دکان ما بازدید نمایید تا سجاده‌ای ایده‌آل که با مسافرت معنوی شما هماهنگ باشد پیدا فرمائید یا این که یک قطعه گزینه پسند خویش را به عزیزت کادو دهید.

اذن دهید تجربیات نماز شما با سجاده‌های زیبای ما شکوفا خواهد شد – جایی که هر سجاده یک ماجرا را تعریف و تمجید می‌نماید و هر ماجرا به ایمان شما لینک می خورد.

بازدید : 62
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:47


بسم اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
احسان عملی خیر میباشد که از فرد مؤمن متقی و برای دستیابی رضای شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد الهی سرمی زند و فرد پسندیده شغل از روش نعمتهایی که معبود منان در اختیارش قرار داده میباشد به بندگان خدای بلندمرتبه و یا این که خوب بگوئیم به مخلوقات آفریننده یکتا امداد می نماید . احسان یکی‌از مصادیق شغل با تقوا میباشد که در کنار ایمان در بخش اعظمی از آیه‌ها قرآن کریم و مهربان آمده میباشد آیه ها متعددی در باره انفاق و نیکوکاری ، کار با تقوا و ... در قرآن کریم ومهربان آمده میباشد که در اینجا به چندین آیه از این نصیب از آیان اشاره می‌کنیم رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد .
پروردگار درابتدای سوره مبارکه لقمان آیه‌ها کتاب معبود (قرآن ) را مایه هدایت و عفو برای پسندیده کاران معرفی می نماید .و سپس به تعریف پسندیده کاران می‌پردازد و در آیه پنجم پسندیده کاران را اهل هدایت و رستگاری معرفی می نماید .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الم ﴿۱﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾ هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ﴿۳﴾
اين آيات كتاب حكيم میباشد (آياتي مالامال محتوا و پایدار). که مايه هدايت و عفو و بخشش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد براي نيكوكاران میباشد.
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾
همانها كه نماز را بر پا مي‏دارا‌هستند، زكات را ادا مي‏كنند، و به آخرت يقين دارا‌هستند. (۴)آن ها بر طريق هدايت پروردگارشان میباشند، و آنهايند رستگاران (۵)
بله نیکوکاران با خدای خود بوسیله نماز در ارتباطند و با بندگان خدای کریم و مهربان بوسیله پرداخت زکات و انفاق و امداد به مستمندان رابطه پسندیده دارا‌هستند و قلبهایی سرشار از اعتقاد و باور به آخرت . به این شکل بندگانی رستگارانند . ودر آیه134 آل عمران به عنوان مثال ویژگیهای پسندیده کاران انفاق در نهان و آشکار و فروبردن خشم و سپری شد از عموم ذکر می کند .
الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۴-آل عمران﴾
همانها كه در توانگري و تنگدستي انفاق مي‏كنند؛ و خشم خویش را فرو مي‏مارک؛ مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و از خطاي عموم مي‏گذرند، و خداوند نيكوكاران را دوست داراست
و در آیه 274 سوره بقره نیز پسندیده کاران را انفاق کنندگان در شب و روز ، نهفته و آشکار معرفی کرده و جایزه وی را تضمین می نماید
الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿بقره-۲۷۴﴾
آن‌ها كه اموال خویش را، شب و روز، نهفته و آشكار، انفاق مي‏كنند، مزدشان نزد پروردگارشان میباشد، خیر ترسي بر آنهاست، و خیر غمگين مي‏شوند.
در آیه 261 بقره بدین معامله بسیار پرسود اشاره کرده و با مثلی خوشگل منفعت این شغل را تا 700 موازی و بیشتر ذکر می نماید .
مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿-بقره-۲۶۱﴾
كساني كه اموال خویش را در رویه پروردگار انفاق مي‏كنند، همچون بذري می‌باشند كه هفت خوشه بروياند، كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد، و پروردگار آن را براي هر كس بخواهد (و شايستگي داشته باشد)، دو يا یکسری موازی مي‏كند، و آفریدگار (از نگاه توان و بخشش،) وسيع، و (به تمامی چيز) داناست
و درسوره مرسلات آیه‌ها 41-44 بخشی از نعمتهای بهشتی متقین که به عبارتی پسندیده کاران می باشند برمی شمرد.
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ ﴿۴۱﴾ وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ ﴿۴۲﴾ كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۴۳﴾ إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ ﴿۴۴﴾
اهل زهد در زير سايه‏ها و بر كنار چشمه‏سارانند* با هر ميوه‏اى كه خوش داشته باشند* به [محرک] آنچه مى‏كرديد بخوريد و بياشاميد گواراتان باد* ما نيكوكاران را چنين مشوق مى‏دهيم
در‌حالتی که به خوا هیم به یک مصداق عملی و سرمشق و اسوه نیکوکاری در قرآن مهربان اشاره ای داشته باشیم قشنگ خیس از آنچه در سوره بشر ( هل اتی ) در شأن حضرت علی (ع) و خانواده وی آمده میباشد سراغ نداریم که میفرماید :
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا
ابرار (نيكان) از جامي مي‏نوشند كه با رایحه خوشي آميخته میباشد
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا
از چشمه‏اي كه بندگان خاص معبود از آن مي‏نوشند، و از هر جا بخواهند آنرا جاري مي‏سازند!
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا
آنان به نذر خویش وفا مي‏كنند، و از روزي كه عذابش کبیر میباشد مي‏ترسند.
َيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا
و غذاي (خویش) را با اينكه به آن عشق و علاقه (و نياز) دارا هستند به مسكين و يتيم و اسير مي‏دهند.
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا
(و مي‏گويند) ما شما‌را براي آفریدگار اطعام مي‏كنيم و، هيچ محرک و تشكري از شما نمي‏خواهيم.

با تمرکز و دقت در آیه ها فوق به نکات اصلی تحت می رسیم .
1- انفاق گرچه به ظواهر دادن قسمتی از فرآورده میباشد و اینگونه به حیث میرسد که متاع آدم معدود می ود ولی با دقت به وعده تعدادی برابری از سوی آفریدگار اینگونه نخواهد بود و تجارب هم اثبات نموده است که اشخاص خیّر و پسندیده عمل روز آپ دیت اموالشان زیاد میگردد و از کلیه مهمتر نشاط خاصی در معاش دارا هستند .
2- واحد سنجش امداد زیاد اصلی وجود ندارد بلکه بجا بودن و گره گشا بودن امداد اصلی میباشد برای مثال هر کس نقص‌ فعلی وی گرسنگی میباشد مهم‌ترین امداد دادن طعام میباشد لذا خوب میباشد یاری متناسب با ایراد باشد .
3- مهم ترین رکن و اصل انفاق در حیث داشتن رضای خدا میباشد که چنانچه نباشد دیگر انفاق محسوب نمیشود .و این مسئله در واپسین آیه از نشانه‌ها فوق آمده میباشد .

چه بهتر میباشد که آدم دریا دل گردد .دریا سرشار از نعمتهای پروردگار میباشد . دریا حسود وجود ندارد و هرکس برای دستیابی منفعت ای از دریا به سراغش رود بی سود گشوده نمیگردد .دریا ساحلنشینان خویش را هم برخوردار می نماید حتی آنهایی که نمی توانند به آب بزنند و طعمه خویش را در آب شکار نمایند .امواج دریا حیوان ها ریز ودرشت متعددی اعم از ماهیها و غیره را با خویش به کنار دریا دریا میاورد و آب سریعا به دریا برمی شود بخش اعظمی از حیوان ها در حاشیه دریا باقی می‌مانند و طیوران و حیوان ها درانتظار ساحلی از آن استعمال می نمایند . چه بهتر میباشد که انسانهای ثروتمند هم دریایی باشند . پس ای دوست ....

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 560
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 81
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 281
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 810
  • بازدید ماه : 904
  • بازدید سال : 3177
  • بازدید کلی : 42149
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی